خلیل منصوری on بهمن ۱۶م, ۱۳۹۰

samamosیکی از دوستان می گفت: اگر در بازاری دویست مغازه و دکان وجود داشته باشد که تامین کنندگان همه نیازهای مردم آن ناحیه باشد و با این کار خود دویست خانوار را نیز از نظر مالی تامین کنند؛ حال اگر سرمایه داری پیدا شود و با یک فروشگاه بزرگ همه آن اجناس را در یک جا گرد آورد و به تامین نیازهای مردم بپردازد و این دویست مغازه و دکان تعطیل و دکانداران بیکار شوند و خانوارها از تامین مخارج خود بر نیایند. این حرکت سرمایه دار، از نظر فقهی این چه حکمی دارد؟ آیا جایز و رواست که چنین مجوزی برای راه اندازی چنین فروشگاهی داده شود، زیرا « الناس مسلطون علی اموالهم؛ مردم بر مال خود مسلط هستند» و هرکاری را می توانند با سرمایه خود بکنند؟

جای خالی گزاره های اخلاقی در احکام فقهی

پرسش این دوست ما این بود که: پس جای گزاره های اخلاقی در فتوای فقهی و شرعی کجاست؟ مگر نه این است که اسلام دین اخلاقی است و پیامبر(ص) برای اتمام مکارم اخلاقی برانگیخته شده است؟« انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق و محاسنها».

ادامه مطلب… »

Share

برچسب‌ها: , , , ,

خلیل منصوری on بهمن ۱۶م, ۱۳۹۰

samamosیکی از مهم ترین ابزارهای شناسایی و جدایی گزاره های اسلامی از غیر اسلامی، منطق استنباط است. همان گونه که منطق صوری ارسطویی ابزاری مهم در تفکر صحیح و استنتاج است، منطق خاصی لازم است تا گزاره ها و نظریه های دینی استخراج شود. البته آن چه در اختیار ماست، منطق استنباط گزاره های فقهی است که از آن به اصول فقه یاد می شود. اما این منطق به تنهایی نمی تواند همه حوزه های اسلام را پوشش دهد؛ زیرا کسانی که به تدوین و تطویر اصول فقه اقدام کرده اند فقهیانی بودند که می خواستند از این طریق گزاره های اسلامی را در حوزه احکام به دست آورند و افعال مکلفین را بر اساس آن سامان دهند. از این رو، تنها به حوزه فعل مکلفین با نگاهی محدود فقهی توجه داشتند و از گزاره های اسلامی در حوزه های اعتقادی(کلامی) و اخلاقی توجهی نداشتند. پس نمی توان از اصول فقه در همه دین اسلام بهره برد و در همه عرصه ها، گزاره های اسلامی را استنباط نمود.

ادامه مطلب… »

Share

برچسب‌ها: , , , ,

خلیل منصوری on بهمن ۱۶م, ۱۳۹۰

samamosدر برابر مصیبت ها چه واکنشی مناسب است؟

انسان ها در دنیا بنا به عللی از جمله گناه و امتحان، دچار مصیبت شدید و گرفتاری بزرگ می شوند به گونه ای که تحمل آن برای آنان سخت و دشوار می شود و گویی تمام ورق زندگی برگشته است.

بسیاری از مردم تحت فشار مصیبت، دچار بحران های روحی و روانی شده و در انتخاب راه و ادامه مسیر، سرگردان و شکاک می شوند. افسردگی و بدتر از آن خودکشی از جمله بازتاب ها و واکنش های اینان درمقابل مصیبت هاست.

نویسنده با مراجعه به آموزه های قرآنی برآن است تا تحلیل، تبیین و توصیه های قرآن را از مصیبت و چگونگی رهایی از فشار سهمگین و تحمل آن را ارائه دهد.

ادامه مطلب… »

Share

برچسب‌ها: , , , , , ,

خلیل منصوری on بهمن ۱۴م, ۱۳۹۰

samamosبنیاد تمدنها، نظریات علمی است؛ زیرا تمدن، تجسم عینی فرهنگی است که در دستگاه و نظامواره ای شکل می گیرد. تمدن های بزرگ، دارای دستگاه و نظامواره پیچیده ای است که همه ابعاد انسانی را در نظر گرفته و در حد امکان پاسخ های مناسب و کاملی ارایه داده است؛ زیرا اگر این نظامواره و دستگاه جامع و به نسبت کامل شکل نگیرد، نمی تواند نیازهای متفاوت و متنوع افراد جامعه را پاسخ دهد و مردم را در یک هدف مشخص گرد آورده و آنان را بدان سمت هدایت و مدیریت کند و رهنمون شود.

نظریاتی که در نظامواره فرهنگی شکل می گیرد، پاسخ های مناسب و به نسبت کاملی است که تمدن ها را شکل می دهد. بنابراین، فقدان نظریات در عرصه های گوناگون به معنای فقدان پاسخگویی به فرهنگ به نیازهای متعدد و متنوع مردم است. پس هرگز نمی توان امید داشت که با فقدان نظریات، تمدنی شکل گیرد.

اسلام نیز دارای فرهنگی کامل است و توانسته است تا نظریات جامع و کاملی را فراروی بشر قرار دهد و فرصت سازه تمدنی را برای او فراهم آورد؛ بهترین دلیل بر این معنا، وقوع تمدنی اسلامی در گذشته و عصر نبوی است.

اما پرسش این نوشتار این است که آیا اسلام به عنوان یک فرهنگ تمدنی، می تواند در جهان معاصر همانند گذشته، نظریاتی را ارایه دهد که پاسخ گوی نیازهای تمدنی نسل کنونی باشد؟ آیا نظریات پیشینی که تمدن ساز بوده است، قابلیت پاسخ گویی به نیازهای کنونی را دارد؟ آیا فرهنگ اسلامی قابلیت بازتعریف یا بازسازی نظریاتی را دارا می باشد که بتواند سازه تمدنی جدیدی را تحقق بخشد؟

ادامه مطلب… »

Share

برچسب‌ها: , , , ,

خلیل منصوری on بهمن ۱۴م, ۱۳۹۰

samamosمرگ حالتی در موجوداتی است که از مقامی به مقام دیگر در می آیند. انسان ها هر دم مرگ را تجربه می کنند، ولی آنچه یک تجربه کامل را شکل می دهد، انتقال کلی از دنیا به جهانی دیگر است. انسان در هنگام مرگ همانند جوجه ای است که پوسته آهکی را می شکند و به جهانی دیگر گام می گذارد. اما کسانی که ناظر این پوست اندازی هستند، توانایی دیدن پوست دیگر به تن کردن این مردگان را ندارند، از این رو بر ایشان مرگ سخت گران می آید.

البته شاید مساله فراق و دوری از شخص است که این را برای برخی دشوار می سازد، ولی توده های مردم، به سبب عدم درک درست از واقعیت دنیای مردگان، مرگ را نوعی پایان زندگی می دانند؛ در حالی که مرگ تنها پایان نوعی از زندگی و آغاز نوع دیگری از آن است.

ادامه مطلب… »

Share

برچسب‌ها: , , , , , ,

خلیل منصوری on بهمن ۱۲م, ۱۳۹۰

samamosانسان دارای عقل، به طور فطری احکامی در حوزه نظری و عملی دارد که بینش ها و نگرش های او را سامان می دهد. از این رو بنیاد زندگی انسانی را می بایست بر پایه خردورزی و تعقل دانست. از نظر آموزه های وحیانی اسلام، هرجا عقل حضور یافت و مردم خردورزی و تعقل کردند، دین و زندگی هنجاری (حیاء) نیز حضور می یابد؛ زیرا زندگی دینی و هنجاری جز با تعقل و خردورزی تحقق نخواهد یافت.

از جمله احکام نظری عقل، شناسایی حق و باطل و تشخیص آن است؛ در حوزه عقل عملی نیز از مهمترین احکام عقل، ارزش گذاری مبتنی بر حق و باطل است که در شکل بایدها و نبایدها تعریف می شود و به عنوان حسن و قبح عملی احکام اخلاقی صادر می گردد.

از نظر عقل عملی، عدل امری ارزشی و حسن است و در مقابل، ظلم، قبیح و ضدارزشی است؛ چنان که صداقت و راست گویی امری ارزشی و دروغ و کذب، امری قبیح و زشت است.

ادامه مطلب… »

Share

برچسب‌ها: , , , , , ,

خلیل منصوری on بهمن ۱۱م, ۱۳۹۰

samamosجنگ میان انسان و ابلیس، جنگ نرم افزاری است؛ هر چند که به سبب گروه بندی هایی که پس از همراهی گروهی از انسان ها با ابلیس اتفاق می افتد، چهره دیگری از جنگ یعنی جنگ سخت نیز نمودار می شود. لذا شیاطین انسانی در دو جبهه جنگ نرم و سخت به مقابله با مؤمنان و اهل حق می آیند؛ اما هدف ابلیس و شیاطین بیش از آنکه هلاکت فیزیکی و دنیوی افراد باشد، هلاکت جانی آنهاست تا سعادت ابدی شان را به شقاوت ابدی تبدیل کند.

از آن جایی که بخش عمده فعالیت ها علیه بشریت از سوی خود بشر انجام می گیرد و بشر علیه بشر و به عنوان کارگزاران بی مزد و مواجب ابلیس عمل می کنند، خداوند به مسئله جنگ نرم ابلیس و شیاطین علیه انسانیت توجه خاصی را مبذول داشته و در این راستا سفارش های بسیاری را همراه با تحلیل و تبیین و توصیف دشمنان بشریت و شیوه های آنان و نیز روش های مقابله بیان کرده است.

ادامه مطلب… »

Share

برچسب‌ها: , , , ,

خلیل منصوری on بهمن ۱۰م, ۱۳۹۰

samamosبی گمان یکی از راه های بیان مطالب به بویژه در حوزه معنایی و امور فرامادی، بهره گیری از عنصر تصویرگری است. تصویرگری قرآن هرچند از راه واژگان اتفاق می افتد ولی چنان زیبا و روشن در قالب واژگانی، مفاهیم بلند و فرامادی را به تصویر می کشد که گویی شخص، خود را در آن محیط احساس می کند و با ذهن خویش آن را می بیند. بهره گیری از این روش از آن روست که انسان به طور طبیعی می کوشد تا از روش های دیداری و تصویرگری ولو ذهنی به مفاهیم برسد.

اگر نیروی شنوایی انسان نخستین چیزی است که انسان را با بیرون ارتباط می دهد ولی نیروی بینایی، کامل ترین قوه و نیرویی است که به مدد قلب و عقل می آید و حقایق پیرامونی را به وی می رساند و درک درستی از موقعیت خود و هستی پیدا می کند. از این رو قوه بینایی، در انتقال داده ها و اطلاعات به نیروی تحلیل گر یعنی قلب و عقل بسیار حساس و مهم شمرده می شود، هرچند که گفته شده و سخنی راست است که: من فقد حساً فقد فقد علما: هرکسی حسی از حواس خویش را از دست بدهد، علم و دانشی را نسبت به خود و پیرامون از دست داده است، با این همه حس های دیداری و شنیداری از مهم ترین احساسات بشری است و لذا در آیات قرآن از آن به کرات به عنوان نعمت های برتر و بزرگ خدا به بشر یاد شده است.

ادامه مطلب… »

Share

برچسب‌ها: , , , , , , ,

خلیل منصوری on بهمن ۹م, ۱۳۹۰

samamosمرد و زن با همه اشتراکات، تفاوت هایی نیز با هم دارند. این تفاوت ها در اصل انسانیت تاثیری ندارد، ولی در مسئولیت ها و نقش هایی که به عهده می گیرند، خود را نشان می دهد نادیده گرفتن این تفاوت ها درحقیقت نادیده گرفتن و اقعیت هایی است که انکار آن هیچ تغییری را موجب نمی شود، بلکه زندگی را برای هر دو سخت تر می سازد.

نویسنده در این مطلب برآن است تا مشترکات و تفاوت های مرد و زن را براساس آموزه های قرآنی بیان کند و نقش مرد را در زندگی تبیین نماید.

ادامه مطلب… »

Share

برچسب‌ها:

خلیل منصوری on بهمن ۸م, ۱۳۹۰

samamosدر مقاله حاضر نویسنده با برخی شواهد قرآنی و روائی به بررسی نقش نیت در تغییر اعمال انسان و ضبط و ثبت یا عدم آن در کارنامه قیامتی وی پرداخته است .

کارنامه های آخرتی

می گویند وقتی در آخرت به کارنامه خوب و بد خود نگاه می کنیم، در آن اعمال و افعالی را می بینیم که هرگز انجام نداده ایم. در حالی که هیچ زنایی نکرده ایم، چند زنا در آن ثبت شده است. در حالی که پیامبر و امامی را به شهادت و قتل نرسانیده ایم، قتل پیامبری در کارنامه ما ثبت شده است. در حالی که جایی را بمباران نکرده ایم یا اصلا پرواز با جنگنده ها را بلد نبودیم، چند قتل عام و کشتار دسته جمعی از طریق بمباران هوایی در کارنامه ما ثبت شده است.

یامی بینیم که برطبق محتویات نامه اعمال در جهادی شرکت کرده ایم و یا در ساخت مسجد و مدرسه ای مشارکت داشته ایم و یا کودکی را از دست گرگی رهانیده ایم و یا دستگیر ستمدیده ای شده ایم و چند کار خوب دیگر در کارنامه ما ثبت شده که اصلا روح ما از آن خبر ندارد.

آیا واقعا اشتباهی رخ داده است؟ آیا فرشتگان و کاتبان اعمال به خطا و اشتباه رفته اند؟ چرا کاری که نکرده ایم به نام ما ثبت و ضبط شده است؟ مگر نه این است که همه اعمال ما از خرد و درشت، از ذره یا غیر ذره در کارنامه های ما می بایست ضبط و ثبت می شد؟ پس این چه کارنامه پر از غلط و اشتباهی است که به دست ما داده اند؟

ادامه مطلب… »

Share

برچسب‌ها: , , , , , , ,