اجتماعیاعتقادی - کلامیسیاسیمعارف قرآنیمقالات

سلطه ستیزی در سیاست خارجی نظام ولایی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

نظام سیاسی اسلام، نظام ولایی است که حاکمیت انسان ها تنها در چارچوب خلافت الهی معنا می یابد. این بدان معناست که تنها کسانی ماذون به حکومت هستند که در مقام خلیفه الهی قرار گرفته و از ولایت اذنی خداوند به انتصاب خاص یا عام بهره برده اند. در این نظام سیاسی ولایی، اصولی در سیاست خارجی تبیین شده که سلطه ستیزی کفار و دشمنان از مهم ترین آن هاست. نویسنده در این مطلب به اصول کلی سیاست های خارجی در نظام ولایی به ویژه اصل سلطه ستیزی پرداخته است که با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

حاکم اسلامی، خلیفه الله و ولی الله

نظام اسلامی، نظام ولایی است. به این معنا که حاکم اسلامی همان خلیفه الله به معنای خاص است که دارای ولایت کلی و ماذون به تصرف در تکوین به عنوان متاله و براساس مظهریت در ربوبیت است. خداوند در آیات 30 تا 34 سوره بقره، انسان را خلیفه الهی بر هستی از قرارگاه زمین دانسته است که بر کائنات و ما سوی الله و حتی فرشتگان حامل عرش به عنوان متاله و دارندگان همه صفات و اسمای الهی حکومت می کند.

البته خلافت انسان ها خلافت عمومی است؛ زیرا همه انسان ها ظرفیت طبیعی خلافت را دارا هستند و هر کسی به هر میزان که صفات و اسمای الهی را در خود با عبودیت و حرکت در صراط مستقیم فطرت و شریعت (روم، آیه 30؛ ذاریات، آیه 56) اظهار می بخشد، از آن بهره مند خواهد شد. به سخن دیگر، خلافت انسانی بر تکوین، از مصادیق تشکیک همانند نور است که دارای مراتب و درجات متعدد است؛ یعنی نور خورشید، نور چراغ و نور کرمک شتاب، همه بیانگر حقیقت مفهومی نور هستند، اما تفاوت درجات و مراتب آن کاملا محسوس است. بنابراین، هر کسی در درجات و مراتب عالی تر قرار گیرد، از وسعت و شدت بیش تری در تصرفات برخوردار خواهد شد. از همین روست که خلیفه خاص الهی، کسی است که تمام صفات را در کمال خودش دارا بوده و ظهور بخشیده باشد. چنین فردی را در اصطلاح عرفانی انسان کامل و در فرهنگ قرآنی، خلیفه الله، ولی الله و مانند آن ها می گویند. این افراد نه تنها بر جهان و جان حاکمیت می یابند، بلکه جامعه انسانی نیز حاکمیت پیدا کرده و امور جامعه به دست ایشان سپرده و ایشان از سوی خداوند ماذون به تشریع هستند. البته تشریع حقیقی در دست خداوند است و اگر به این افراد شارع گفته می شود، به همان اعتبار مظهریت در ربوبیت و بقا به فنای الهی است؛ یعنی همان طوری که افعال عادی آنان چون تیر انداختن و قتل فعل خداوندی تلقی می شود(انفال، آیه 17)؛ زیرا آنان ید الله هستند، هم چنین حکمی را که صادر می کنند، حکم الله است(حشر، آیه 7) ؛ زیرا آنان لسان الله نیز هستند و نطق آنان همان وحی الهی است.(نجم، آیات 3 و 4)

خداوند از این افراد گاه به عنوان مومنانی یاد می کند که همه اعمال را به علم حضوری و شهودی می بینند و در قیامت شهادت می دهند که با اخلاص یا ریا و مانند آن ها کاری را انجام داده اند یعنی به ظاهر و باطن اعمال هر کسی آگاه هستند(توبه، آیه 105)؛ و گاه دیگر به عنوان ولی الله و اولوا الامر یعنی صاحبان امر و کار از آنان یاد می شود.(نساء، آیه 59)

این افراد از سوی خداوند انتخاب و نصب می شوند؛ چنان که پیامبران دارای ولایت همانند رسول الله (ص) از سوی خداوند انتخاب و انتصاب شده اند، اینان نیز از سوی خداوند انتخاب و منصوب می شوند. خداوند در آیاتی از جمله آیات 59 سوره نساء، آیات 3 و 55 سوره مائده و آیات دیگر، از انتخاب مولی امیرمومنان امام علی(ع) سخن به میان آورده و ایشان را به عنوان ولی الله معرفی می کند که از سوی خداوند به این مقام ولایت الهی انتخاب شده است. آن حضرت(ع) که جان پیامبر(ص) است(آل عمران، آیه 61) هم چنین همراه دیگر فرزندان معصوم خود دارای عصمت الهی هستند.(احزاب، آیه 33)

ولایت فقیه استمرار ولایت اولیای معصوم است. البته اینان از عصمت الهی خاص برخوردار نیستند، ولی چون باید دارای شرایط سخت و خاصی باشند، تالی تلو معصوم(ع) هستند و از همین سبب است که از ولایت برخوردار می شوند. بیان و اثبات آن در جایی خود باید بحث شود.

اصول سیاست خارجی نظام ولایی

نظام ولایی از خود را در جای خدا قرار نمی دهد؛ بلکه چون خلیفه الله است، سخن مستخلف عنه یعنی خداوند را می زند. بنابراین در تصرف و تشریع هرگز پا فراتر از محدوده خلافت الهی نمی گذارد و جز به رضای خداوند نمی اندیشد. بنابراین، خلیفه الهی و ولی الله ، سخن خود را به نام خدا بر زبان نمی راند چنان که اومانیسم در تکوین و تشریع این گونه عمل می کند.

به سخن دیگر، در نظام ولایی اصالت به انسان داده می شود و انسان خدایی شده خدایی می کند، اما در این گفتمان اسلامی، انسانی که خلیفه الله است، به عنوان جانشین خدا عمل می کند، نه همانند گرایش غربی اومانسیمی که انسان خدایی است که کاری به خدا ندارد.

بنابراین، خلیفه الله و ولی الله هرگز نمی تواند بیرون از دایره حدود الله عمل کند و اگر چنین کند به شدت عذاب می شود.(بقره، آیه 113؛ مائده، آیات 48 و 49؛ ص، آیه 26؛ شوری، آیه 15 و ایات دیگر)

این نظام ولایی اصول سیاست های داخلی و خارجی خود را بر اساس وحی و تشریع الهی دارد و نمی تواند جز در این چارچوب سیاست گزاری و برنامه ریزی داشته باشد. در حقیقت این اصول همان خطوط قرمزی است که عبور از آن مشروعیت دینی و حتی مشروعیت سیاسی نظام ولایی را با بحران بلکه خطر مواجه می کند و از مشروعیت ساقط می نماید.(نساء، آیات 13 و 14؛ طلاق، آیه 1 و آیات دیگر)

مهم ترین اصول سیاست خارجی که در قرآن برای نظام ولایی تعریف و تعیین شده است عبارتند از:

  1. دعوت به اجرای عدالت جهانی: از دیگر اصول سیاست خارجی نظام ولایی، دعوت همه بشریت به اجرای عدالت ملموس و عینی یعنی عدالت قسطی است. خداوند در آیه 25 سوره حدید می فرماید که پیامبران به این منظور مبعوث شده اند تا با تبیین درست هستی شناسی و بیان حقوق افراد و تکالیف متقابل، مردم را به حقوق خودشان آگاه سازند و آنان را ترغیب و تشویق کنند تا برای اجرای عدالت قیام کنند. این دعوت جهانی است و در آن ملاحظه جغرافیا، نژاد، فرهنگ، جنسیت، رنگ و مانند آن ها نمی شود، بلکه عنصر اساسی در این دعوت بشریت و توده های مردم است تا همگی حقوق خود را بشناسند و برای کسب آن قیام نمایند. با نگاهی به تاریخ بشریت می توان دریافت که همه بشریت این مقدار از دانشی که درباره حقوق به دست آورده همه از آموزه های وحیانی اسلام از آدم(ع) تا خاتم(ص) بوده است و اگر دین اسلام به این مفهوم نبود، هرگز مردم به حقوق طبیعی و الهی خود آگاه و واقف نمی شدند و برای کسب آن قیام نمی کردند. امروز نیز وظیفه و تکلیف نظام ولایی و دولت و جامعه اسلامی است تا در فضای جهانی با همه ابزارها و وسایل این هدف و فلسفه بعثت پیامبران و ارسال رسل و انزال کتب را مد نظر قرار داده و به تبلیغ آن پرداخته تا زمینه برای قیام توده های مردم جهت احقاق حقوق و اجرای عدالت قسطی فراهم آید.
  2. دعوت به اتحاد میان اهل توحید: سیاست خارجی نظام ولایی می بایست هماره در اندیشه اتحاد میان اهل توحید از همه شرایع اسلامی از یهود و مسیحیت باشد و آنان را به مشترکات اسلامی بخواند و دعوت کند. هماهنگی میان اهل توحید از وظایف دولت و نظام ولایی است که خداوند به پیامبر(ص) به عنوان ولی الله دستور می دهد تا به عنوان یک حکم و تکلیف الهی به این امر اقدام کند و دیگران از اهل توحید را به اتحاد دعوت کند.(آل عمران، آیه 64) البته معلوم است که اتحاد غیر از وحدت است؛ زیرا در واژه این معنا تضمین شده که غیر مشترکاتی در میان دو سوی اتحاد وجود دارد که نمی توان آن را نادیده گرفت، اما برای مقابله با کافران غیر توحیدی و غیر اهل کتاب می بایست به مشترکات رو آورده و از متفرقات پرهیز کرد. به سخن دیگر، وظیفه و تکلیف دولت و جامعه اسلامی است تا اهل توحید را به مشترکات دعوت کرده و آن را برجسته نماید و بر آن تاکید کند.
  3. دعوت به صلح : از دیگر اصول سیاست خارجی نظام اسلامی دعوت مردمان به صلح و دوستی است. اسلام دین صلح و دوستی است که خداوند همه مردمان را به این امر دعوت می کند و می خواهد تا از جنگ و ظلم به یک دیگر دست بردارند و تجاوزگری را کنار بگذارند.(مائده، آیه 2 و آیات دیگر)
  4. دعوت به اصلاح: نظام اسلامی همان طوری که به نیکی و تقوا و صلح و همکاری میان اهل توحید و بلکه میان هم نوعان دعوت می کند، باید سیاست خارجی خود را به گونه ای سامان دهد که دشمنی را به صلح و فساد را به اصلاح تبدیل کند. اصل اصلاح طلبی در حد توان از سیاست اساسی در سیاست داخلی و خارجی نظام اسلامی است.(هود، آیه 88 و آیات دیگر)
  5. استقلال سیاسی: نظام ولایی باید به گونه ای عمل کند که استقلال سیاسی نظام در برابر دشمنان و بیگانگان حفظ و تثبیت شود. این استقلال در اشکال مختلف باید خودنمایی کند و هویت مستقل نظام سیاسی حفظ گردد. در آیات بسیاری از قرآن به مساله استقلال کامل نظام ولایی اشاره شده است.(بقره، آیه 102؛ هود، آیه 113؛ آل عمران، آیه 28 و 118؛ نساء، آیات 141 و 144 و آیات بسیار دیگر)
  6. استقلال نظامی: خداوند به صراحت 60 سوره انفال بر عنصر استقلال نظامی نظام ولایی تاکید کرده و خواهان خوداتکایی در تهجیزات و نفرات یعنی عُدّه و عِدّه شده است.
  7. استقلال اقتصادی و خوداتکایی: استقلال اقتصادی به عنوان قوام جامعه و نظام اسلامی در دستور کار قرار گرفته و از همگان خواسته شده تا به گونه ای عمل کنند که نیازی به بیرون از جامعه اسلامی وجود نداشته باشد. اصولا از نظر اسلام رشد و پیشرفت اقتصادی ملاک استقلال افراد است.(نساء، آیات 5 و 6) پس وقتی نظام اسلامی می خواهد از نظر سیاسی و نظامی مستقل و خوداتکا باشد باید اقتصادی خوداتکا داشته باشد تا تحت تاثیر تحریم های دشمنان قرار نگیرد.
  8. دفاع از مظلوم: از جمله مهم ترین اصول سیاست خارجی نظام اسلامی، سیاست دفاع از مظلوم است. در این سیاست کاری به دین و مذهب و جغرافیا و جنسیت و مانند آن نمی شود، بلکه هر کسی مظلوم واقع شد می بایست مورد حمایت قرار گرفته و از او دفاع شود. اصولا از نظر اسلام هر گونه ظلم و ستمی جایز و روا نیست. خداوند ظلم به هر شکل و نوعی را از مصادیق گناهان کبیره می داند. امیرمومنان علی(ع) در آخرین وصیت خود به فرزندانش می فرماید: وَ كُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً؛ شما دو نفر هماره دشمن ظالم و یاور مظلوم باشید. خداوند در آیه 79 سوره نساء می فرماید که دفاع و حمایت از مظلوم علیه ظالم واجب و تکلیف عمومی است.
  9. دفاع از مستضعف: از دیگر اصول سیاست خارجی نظام ولایی، دفاع از مستضعف است. این مطلب را به سادگی می توان از آیات گوناگون از جمله آیه 79 سوره نساء به دست آورد.
  10. جنگ علیه ظالم : خداوند در آیه 79 سوره نساء واجب دانسته است تا بدون توجه به دین و مذهب و رنگ و جنیست و مانند آنها علیه هر ظالم در هر جایی قیام کنید و اسلحه بر دارید و علیه آنان وارد کارزار و جنگ شوید. بنابراین جنگ علیه ظالم از اصول سیاست های خارجی نظام ولایی است.
  11. جنگ علیه مستکبر: هم چنین از آیه 79 سوره نساء به دست می آید که جنگ علیه مستکبران از واجبات و تکالیف اسلامی است و جامعه و نظام اسلامی بی توجه به این که مستضعف چه کسی است باید وارد کارزار نبرد علیه مستکبران شود.
  12. اجرای رزمایش های اقتداری: از اصول سیاست های خارجی نظام ولایی اجرای رزمایش ها و برنامه هایی است که اقتدار نظام ولایی را به نمایش گذارد. گاه این کار چنان مهم تلقی شده که غفلت از برخی امور حتی نماز نیز عیب دانسته نشده است؛ زیرا گاه این رزمایش های اقتداری برای حفظ اصل نظام ولایی لازم و ضروری است. در قرآن آمده که حضرت سلمیان (ع) هماره به نمایش قوت و اقتدار می پرداخته است و از لشکر و نفرات و تجهیزات خویش سان می دید و آن را به نمایش می گذاشت.(نمل، آیه 17 ؛ سباء، آیه 12 و آیات دیگر) هم چنین از آیه 60 سوره انفال به دست می آید که تهیه عده و عده و نفرات و تجهیزات به گونه ای که موجب ارهاب و ترساندن دشمن شود، لازم و ضروری است. این ارهاب زمانی تحقق می یابد که این اقتدار به نمایش گذاشته و در رزمایش ها و مانند آن ها دیده شود.
  13. بازدارندگی و ارهاب دشمن: از آیه 60 سوره انفال به دست می آید که از اصول مهم سیاست خارجی اصل ارهاب دشمن با تجهیزات و نفرات نظامی است به گونه ای که به عنوان یک عامل بازدارنده عمل کرده و اجازه ندهد تا دشمن به فکر حمله و تهاجم به مرزهای جغرافیایی نظام ولایی و اسلامی بیافتد.
  14. مقابله با جاسوسی نظامی: مقابله با جاسوسی و جاسوسان که به عنوان سماعون از بیرون مرزها یا در درون مرزها عمل می کنند از اصول سیاست خارجی نظام ولایی است. (مائده، آیه 41؛ توبه، آیه 47 و آیات دیگر)
  15. ممنوعیت ارتباط با دشمنان: هر گونه ارتباط با دشمن که موجب افشای قدرت و قوت نظام ولایی و خبرگیری آنان شود ممنوع است. بنابراین سیاست خارجی نظام ولایی به گونه باید تنظیم شود که ارتباط تنها در محدوده تحکیم استقلال و قوت و شوکت نظام ولایی باشد نه آن که اسرار و ضعف ها و نقاط آن به اسماع و گوش دشمنان رسانیده شود. از همین روست که در سیاست خارجی خطوط قرمز بسیاری برای ارتباط تعریف و تعیین شده که در جایی خود باید بررسی و تبیین شود.(آل عمران، آیه 118، ممتحنه، آیه 1 و آیات بسیار دیگر)
  16. ممنوعیت تولی و ولایت : خداوند به صراحت در آیه 1 سوره ممتحنه به مومنان و جامعه اسلامی هشدار می دهد که هر گونه تولی و ولایت دشمنان بر جامعه اسلامی به هر شکلی و عنوانی ممنوع است. بنابراین سیاست خارجی نظام اسلامی می بایست به گونه ای باشد که استقلال مردم و دولت حفظ شود و سلطه ای برای بیگانگان در هیچ عرصه و حوزه ای ایجاد نشود. این مطلب در آیات دیگری چون 23 سوره توبه و آیه 51 سوره مائده و آیات 89 و 144 سوره نساء بیان شده است.
  17. مقابله با طرح های حاکمیتی دشمن: خداوند به صراحت در آیه 141 سوره نساء می فرماید: وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً؛ و هرگز خداوند برای کافران علیه مومنان راهی را قرار نداده است تا سلطه یابند. نویسندگان تفسیر نمونه در ذیل آیه نوشته اند: آيا هدف از اين جمله تنها عدم پيروزى كفار از نظر منطق بر افراد با ايمان است و يا پيروزيهاى نظامى و مانند آن را شامل مى شود!. از آنجا كه كلمه سبيل به اصطلاح از قبيل نكره در سياق نفى است و معنى عموم را مى رساند از آيه استفاده مى شود كه كافران نه تنها از نظر منطق بلكه از نظر نظامى و سياسى و فرهنگى و اقتصادى و خلاصه از هيچ نظر بر افراد با ايمان ، چيره نخواهند شد. و اگر پيروزى آنها را بر مسلمانان در ميدانهاى مختلف با چشم خود مى بينيم به خاطر آن است كه بسيارى از مسلمانان مومنان واقعى نيستند و راه و رسم ايمان و وظائف و مسئوليتها و رسالتهاى خويش را به كلى فراموش كرده اند، نه خبرى از اتحاد و اخوت اسلامى در ميان آنانست و نه جهاد به معنى واقعى كلمه انجام مى دهند، و نه علم و آگاهى لازم را كه اسلام آن را از لحظه تولد تا لحظه مرگ بر همه لازم شمرده است دارند، و چون چنانند طبعا چنينند! جمعى از فقهاء در مسائل مختلف به اين آيه براى عدم تسلط كفار بر مومنان از نظر حقوقى و حكمى استدلال كرده اند و با توجه به عموميتى كه در آيه ديده مى شود اين توسعه زياد بعيد به نظر نمى رسد.(تفسیر نمونه، ذیل آیه) بنابراین، حکم فقهی در سیاست خارجی نظام ولایی آن است که باید با طرح حاکمیتی و سلطه جویی دشمنان و کافران و مشرکان بر مومنان و جامعه اسلامی مقابله شود و هرگز اجازه سلطه به آنان داده نشود.
  18. اصل مقابله به مثل: از اصول دیگر سیاست خارجی نظام اسلامی، اصل مقابله به مثل است که در آیاتی از جمله آیه 194 سوره بقره و 126 سوره نحل و آیه 60 سوره حج و مانند آن بیان شده است.

سلطه ستیزی نظام ولایی علیه سلطه گر

سلطه به معنای قدرت و قوّت، رابطه آميخته به قدرت بين دو فرد، دو گروه، يا دو دولت را گويند كه به موجب آن يك طرف بر طرف ديگر مسلّط گردد.( فرهنگ علوم سياسى، ص 126) در آیات قرآنی سلطه به مفهوم حقوقى و سياسى آن، از الفاظى چون «غلب»، «جبّار»، «سلّط»، «قهر»، «مصيطر»، «ولىّ» و مانند آن ها استفاده شده است.

از نظر قرآن نظام ولایی می بایست به گونه ای عمل کند که سلطه بیگانگان و تسلط آنان فراهم نیاید. تقابل با سلطه گری دشمنان از اصول اساسی سیاست خارجی نظام ولایی و اسلامی است؛ زیرا سلطه بیگانگان که شامل پادشاهان(نمل، آیه 34)، عصیانگران و مستکبران و جباران و مانند آن هاست، همان موجبات تباهی جوامع و مانع اجرای حق و عدالت و مانند آن ها می شود و جوامع را گرفتار ذلت و خواری و مانند آن ها می کند.(نمل، آیه 64 و آیات دیگر)

از نظر قرآن بستر و زمینه ساز سلطه بیگانگان و دشمنان اموری چون افسادگرایی افراد و رهبران جامعه(اسراء، آیات 4 تا 6)، تمرد و عصیان آنان(اعراف، آیات 162 تا 167) و مانند آن هاست. بنابراین ، جامعه و رهبران آن باید از چنین رویکرد و سیاستی اجتناب کنند تا سلطه ای بدان و ناصالحان فراهم نیاید.

اختلاف و شقاق داخلی از جمله عوامل سلطه بیگانگان است؛ چنان که فرعون به سبب اختلاف میان یهودیان و تفرقه و فرقه فرقه شدن آن ها بر ایشان مسلط شد.

خداوند در آیات از قرآن بر لزوم اجتناب از سلطه گری افراد زورگو و جبار و عصیان تاکید کرده است(مریم، آیات 14 و 32) و سلطه طلبی را عاملی برای تیره بختی (همان)، گردن فرازی(همان) و مانع پذیرش حق(مومنون، ایات 43 و 46) دانسته است.

خداوند هم چنین در آیات 246 و 251 سوره بقره و آیه 75 سوره نساء و 20 تا 22 سوره مائده و ایه 8 سوره توبه و 39 و 40 سوره حج بر ضرورت جهاد و مبارزه با جبّاران سلطه گر، براى ممانعت از سلطه آنان تاکید می کند. بنابراین از اصول سیاست خارجی نظام ولایی و دولت اسلامی این است که در برابر سلطه گران قیام کند و اجازه سلطه گری به آنان ندهد.

در ایات قرآنی به آثار زیانبار سلطه بیگانگان و دشمنان بر مسلمانان و جامعه اسلامی اشاره شده است. از جمله این آثار می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. پیمان شکنی : سلطه كافران بر مسلمانان، عامل نقض پيمان و پيوندهاى دوستى از سوى آنان است. به سخن دیگر، وقتی دشمنان مسلمانان احساس کردند بر مسلمان سلطه دارند، پیمان ها را نادیده گرفته و زیر قراردادها زده و آن را نقض می کنند.(توبه، آیه 8)
  2. تهاجم فرهنگی: سعى و تلاش كافران بر كفرورزى مسلمانان، در صورت تسلّط بر آنان از جمله آثار چنین سلطه ای بر جامعه اسلامی و نظام آن است.(ممتحنه، ایه 2)
  3. کینه توزی: اقدام دشمنان جامعه اسلامی از جمله کافران و مشركان به آزار و كينه توزى مسلمانان، در صورت سلطه يافتن بر جامعه اسلامی از دیگر آثاری است که در آیه 2 سوره ممتحنه به عنوان پیامد سلطه دشمنان بیان شده است.

به سبب این آثار زیانبار و مانند آن هاست که خداوند در آیات قرآنی به صراحت مشروع نبودن هيچ گونه سلطه كافران بر مسلمانان را بیان می کند(آل عمران، آیات 28 و 118؛ 149 و 150 ؛ نساء، آیات 90 و 141 و 144 و آیات دیگر)

هم چنین خداوند در آیات 141 و 144 سوره نساء بر حرمت انعقاد هرگونه پيمان و قرار سلطه آميز براى كافران از ناحيه مسلمانان به عنوان یک حکم فقهی و خط قرمز تاکید دارد. بنابراین نظام ولایی و اسلامی حق ندارد چنین قراردادها و پیمان هایی را با دشمنان سلطه گرا و سلطه طلب انعقاد کند؛ بلکه خداوند از مومنان و جامعه و نظام اسلامی و ولایی خواسته است تا علیه سلطه گران قیام کرده و در صورت تحقق سلطه آنان برای رهایی آن تلاش کنند.

راه هایی که برای رهایی از سلطه موجود سلطه گران کافر و دشمن بیان شده عبارتند از:

  1. جهاد: جهاد و مبارزه، راهى براى رهايى از سلطه بيگانگان و كافران است که در آیات قرآنی از جمله 20 تا 22 سوره مائده و 7 و 8 سوره توبه و 39 و 40 سوره حج بیان شده است.
  2. هجرت: هجرت از منطقه جبّاران سلطه گر، راهى براى نجات و رهايى از سلطه ظالمانه آنان است.(نساء، آیات 97 تا 99؛ کهف، آیات 9 و 10 و 20)
  3. دعا و نیایش به درگاه خدا: دعا و التجا به درگاه الهى، راهى براى مصونيّت و رهايى از سلطه بيگانگان است.(ممحتنه، آیه 1 و روایات تفسیری)

البته خداوند در آیه 91 سوره نساء برخوردارى مسلمانان از سلطه الهى، براى تعقيب دشمنان جنگ طلب را بیان کرده است؛ به این معنا که حکم فقهی در زمان تهدید آن است که دشمن را پیش از عمل تعقیب کرده و اجازه ندهند تا به مواضع مسلمانان حمله کنند. پس حمله پیشگرانه نسبت به دشمن جنگ طلب مجاز است. چنان که براساس آیه 60 سوره انفال مسلمانان، موظّف به فراهم كردن هرگونه امكانات لازم، براى حفظ سلطه و غلبه خود بر بيگانگان و دشمنان هستند، مجاز هستند که فراتر از ارهاب و ترساندن به عملیات پیشگرانه نیز اقدام کنند.

البته سخن در این مساله بسیار است و تنها به همین مقدار در این مقال بسنده می شود.

مشاهده بیشتر

خلیل منصوری

آیت الله خلیل منصوری رامسری به مدت ده سال در مرکزفرهنگ و معارف قرآن به تحقیق و پژوهش در علوم و معارف قرآن پرداخته و در همین سال ها آثار چندی نگاشته که در مطبوعات علمی و پژوهشی چاپ و منتشر شده است. آیت الله هم چنین در مدت بیست سال همکاری با مرکز جهانی علوم اسلامی، سازمان حوزه های علمیه خارج از کشور و جامعه المصطفی مقالات و کتب بسیاری را در باره کشورهای جهان و اوضاع آن به شکل تحلیلی نگارش کرده است. لازم به ذکر است تمامی مقالات منتشر شده در این وبسایت تألیف ایشان است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا