سیره و سبک زندگی امام مهدی(عج)

بسم الله الرحمن الرحیم
حضرت مهدی(عج) آخرین پیشوای معصومی که هنوز در میان ماست، با آن که کم تر دیده شده، ولی همان چند سال نخستی که برخی از افراد با ایشان دیدار داشتند، خصوصیات و ویژگی هایی را از آن حضرت(عج) بیان کرده که می تواند برای ما که خود را از شیعیان و محبان آن حضرت(ع) می دانیم درس آموز باشد. نویسنده در این مطلب بر آن است تا با بهره گیری از همین اندک روایات سبک و سیره زندگی آن حضرت(ع) را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
مهدی(عج) بشارت الهی و موعود پیامبران
خداوند در آیات قرآنی بیان می کند که در نهایت جنگ حق و باطل با پیروزی حق و قیام توده های مردم علیه قاسطین و عدالت خوران پایان می یابد و بشریت در صلح و عدالت و آرامش و آسایش روزگار خواهند گذراند. از نظر قرآن باطل هر چند زمانی با مشابهت و مناسخت با حق، خودنمایی می کند، ولی در نهایت این حق است که پیروز میدان خواهد بود: وَقُلْ جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا؛ و بگو: «حق آمد و باطل نابود شد. آرى، باطل همواره نابودشدنى است.»(اسراء، آیه 81)
به این معنا که کسانی که در جبهه الهی حزب الله هستند، در نهایت بر جبهه طاغوتی حزب الشیطان چیره می شوند: وَمَن يَتَوَلَّ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ؛ و هر كس خدا و پيامبر او و كسانى را كه ايمان آورده‏اند ولىّ خود بداند [پيروز است، چرا كه‏] حزب خدا همان پيروزمندانند.(مائده، آیه56)
این پیروزی در سایه ولایت امامان معصومی خواهد بود که آغاز آن را امیرمومنان امام علی(ع) شکل می بخشد؛ زیرا خداوند در آیه 55 همین آیه فرموده است: إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ؛ ولىّ شما، تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده‏اند: همان كسانى كه نماز برپا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏دهند.
در روایات تفسیری بیان شده که تنها کسانی که در حال رکوع زکات داده و انگشتری خویش را به فقیری می بخشد، امام المتقین امیرمومنان علی(ع) است. پس حزب الله کسانی هستند که به ولایت خدا، پیامبر(ص) و این مومنان یعنی امامان معصوم(ع) اعتقاد داشته و تحت ولایت ایشان قرار گرفته باشند.
خداوند در آیه 22 سوره مجادله با تشریح اعتقادات و اعمال امیرمومنان (ع) بیان می کند که ایشان همان کسی است که در مقام راضیه و مرضیه قرار گرفته و به عنوان حزب الله نه تنها در دنیا پیروز است بلکه به عنوان مومن واقعی در آخرت رستگار خواهد بود: لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛ قومى را نيابى كه به خدا و روز بازپسين ايمان داشته باشند [و] كسانى را كه با خدا و رسولش مخالفت كرده‏اند- هر چند پدرانشان يا پسرانشان يا برادرانشان يا عشيره آنان باشند- دوست بدارند. در دل اينهاست كه [خدا] ايمان را نوشته و آنها را با روحى از جانب خود تأييد كرده است، و آنان را به بهشتهايى كه از زير [درختان‏] آن جويهايى روان است در مى‏آورد هميشه در آنجا ماندگارند خدا از ايشان خشنود و آنها از او خشنودند اينانند حزب خدا. آرى، حزب خداست كه رستگارانند.
پس از نظر قرآن، حزب الله همان شیعیان امیرمومنان امام علی(ع) هستند که تحت ولایت قرار دارند و اینان همان پیروز میدان حق و باطل و حزب الله و حزب الشیطان هستند و رستگاری و فلاح برای آنان رقم می خورد.
در حقیقت این جبر تاریخی و فلسفه تاریخ است که سرانجام آن با پیروزی حزب الله و شیعیان امام المتقین و امیرالمومنین امام علی(ع) همراه خواهد بود.
در حقیقت این مستضعفانی که حقوق ایشان توسط ظالمان غضب می شود و در جایگاه خلافت نمی توانند قرار گیرند و مردم را به سوی رستگاری ببرند، در نهایت با مشیت و اراده الهی پیروز خواهند شد و حکومت زمین نیز به آنان می رسد، چنان که خداوند درباره این اراده خویش می فرماید:  وَ نُـريـدُ اَنْ نَمُـنُّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فى الاَرْضِ وَ نَجْعَـلَهُمْ اَئِمَّةً وَ نَجْعَـلَهُمُ الْوارِثينَ؛ و ما اراده كرده ايم بر آنانكه در زمين ضعيف نگه داشته شده اند منّت نهيم و آنان را پيشوايان قرار دهيم و آنان را وارثان (زمين) گردانيم.(قـصص، آيـه 5)
اینان به عنوان صالحان این حکومت را در اختیار خواهند گرفت، چنان خداوند در کتب پیامبران پیشین آن را وعده داده و به صراحت می فرماید: وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ؛ و در حقيقت، در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.(انبیاء، آیه 105)
در حقیقت این حکم قطعی و نوشته شده و وعده قطعی الهی در سرانجام تاریخ بشریت و جنگ حق  و باطل  است که در نهایت شیاطین جنی و انسی شکست خورده و  حکومت به صالحان جنی و انسی می رسد. خداوند در جایی دیگر درباره این استخلاف و خلافت صالحان بر زمین می فرماید: وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ؛ خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد همان گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين [خود] قرار داد، و آن دينى را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند، و بيمشان را به ايمنى مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نگردانند، و هر كس پس از آن به كفر گرايد آنانند كه نافرمانند. (نور، آیه 55)
پس خلافت صالحان و حکومت الهی ایشان بر زمین در راستای اجرای دین اسلام مورد رضایت خدا و خلق(مائده، آیه 3) و تبدیل خوف و ناامنی و فقدان امنیت و آرامش، به امنیت و آرامش و تمکن یابی بشر بر منابع زمین و حرکت در مسیر صراط مستقیم اسلام مطابق با فطرت و رهایی از کفر و شرک است.(نور، آیه 55) این گونه است که فرصت برای همه بشریت فراهم می آید تا به عدالت قسطی در دنیا زندگی کنند و هر کسی به اختیار نه به اجبار راه کمال را بشناسد و برود و هر کسی حق خود را بر اساس کتاب الهی مطابق با فطرت بشناسد و حقوق خود را مطالبه نماید و حتی برای رسیدن به حق ذاتی و فطری و قانونی خود اسلحه آهنین و شمشیر در دست گیرد و این گونه هدف و حکمت و فلسفه بعثت پیامبران(ع) تحقق و تجسم عینی و نمود خارجی یابد: لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ ؛ به راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند، و آهن را كه در آن براى مردم خطرى سخت و سودهايى است، پديد آورديم، تا خدا معلوم بدارد چه كسى در نهان، او و پيامبرانش را يارى مى‏كند. آرى، خدا نيرومند شكست ناپذير است. (حدید، آیه 25)
در حقیقت این فلسفه بعثت پیامبران(ع) به موعودی تحقق خواهد یافت که خداوند در کتب الهی دیگر و در قرآن بدان بشارت داده است.
به سخن دیگر، تمام فلسفه بعثت پیامبران و ارسال رسولان و انزال کتب آسمانی و فداکاری ها و تلاش های شبانه روز پیامبران و پیروان مومن ایشان، در حکومت حضرت مهدی موعود(عج) ظهورمی یابد و تجلی پیدا می کند و به تجسم و عینیت خارجی می رسد.
خصوصيات شخصى امام مهـدى عليه‏السلام
در آموزه های اسلامی، حضرت مهدی (عج) ، حکم موتور امید و حرکت برای همه مستضعفان و مظلومان را دارا است. توجه به خصوصیات و ویژگی های آن حضرت(ع) دل ها را زنده و امیدها را می پروراند و صبر و استقامت را در جان ها تقویت می کند و شور مبارزه و مقاومت را موجب می شود. برخی از خصوصیاتی که برای آن حضرت(ع) گفته شده این معنا را در دل ها زنده می کند.
1. پناه‏دهنده‏ترين وآگاهترين
در زمانی که مومنان بی پناه هستند، او پناه مومنان است. با آن که در غیبت است ولی حضوری دایمی دارد هر چند که ظهوری ندارد تا به چشم سر دیده شود، ولی حضور او را در همه هستی می توان احساس کرد؛ زیرا او مجاری فیض الهی در زمان خودش است. هر ستم دیده ای از نظر دینی و غیر دینی می بایست به کهف او فرار کند و در غار ایشان سلامت خویش را تضمین نماید؛ چنان که جوانان در عصر دقیانوس از ظلم دینی او فرار کردند و در امنیت الهی قرار گرفتند. علم و دانایی او به حال همگان به او و ما کمک می کند تا باور داشته باشیم که او می داند و قدرت الهی او به او کمک می کند تا هر آن چه خیر است برای ما انجام دهد.
امام المتقین امیرمومنان امام علی(ع) در صفت و ویژگی های مهدی موعود(عج) فرموده است: قالَ عَلِىٌ عليه السلام فى صِفَةِ الْمَهدّى: اَوْسَعُكُمْ كَهْفا وَ اَكْثَرُكُمْ عِلْما وَ اَوْصَلُكُمْ رَحِما … شَوْقا اِلى رُؤْيَتِهِ؛ اميرمؤمنان عليه السلام درباره صفات مهدى عليه السلام فرمود: پناه دهى او از همه شما گسترده تر و دانشش از همه شما بيشتر و رسيدگى به خويشانش از همه شما فزونتر است … چقدر مشتاق ديدن اويم! (بحارالانوار، ج 51، ص 115، روايت 24)
2. حضـوری ناشنـاس
چنان که گفته شد، ایشان برای ما ظهوری ندارد امام حضوری دایمی دارد؛ آخر می شود که بدون حضور امام(عج) که مجاری فیض الهی است فیضی به موجودات و مخلوقات برسد؟! حضور ایشان چنان در همه هستی نمود دارد که اگر دمی حضور ایشان نباشد، به سبب فقدان حجت و خلیفه الهی ، جهان بر مردمان خویش خشم گرفته و متلاشی می شود و هیچ اثری از موجودی باقی نخواهد بود؛ زیرا خداوند به خلیفه کامل خویش امور هستی را تدبیر می کند و اینان مدبرات امور الهی هستند.
البته حضور ایشان برای مردمان حضوری ناشناس خواهد بود و هر کسی او را می بیند ولی نمی شناسد. امام صادق(ع) در این باره به ما امت شیعه در عصر غیبت چنین یادآور می شود: فَما تُنْكِرُ هذِهِ الأُمَّـةُ اَنْ يَفْعَلَ اللّهُ جَلَّ وَ عَزَّ بِحُجَّتِهِ كَما فَعَلَ بِيُوسُفَ اَنْ يَمْشىَ فى اَسْواقِهِمْ وَيَطَأَ بُسُطَهُمْ حَتّى يَأْذَنَ اللّهُ فى ذلِكَ لَهُ؛ چگونه اين امت انكار مى كنند كه خداوند با حجت خويش آنگونه رفتار نمايد كه با حضرت يوسف رفتار نمود؛ (در حالی که امام زمان عليه السلام به صورت ناشناس) در بازارهايشان حركت نمايد و پاى بر فرشهايشان بگذارد تا اين كه خدا در اين باره به او اجازه (ظهور) بدهد. (الكافى، ج 1، كتاب الحجة، ص 134، روايت 885)
پس بر اساس عقاید امامیه و شیعه که از آموزه های معصومان (ع) گرفته شده ، حضرت مهدى عليه السلام گر چه از چشمها پنهان است، ولى نه به آن معنى كه در غارها و بيابان ها و دور از آبادى زندگى كند، بلكه در ميان مردم است، ولى مردمان او را نمى شناسند و به قدرت الهى از ديده ها پنهان است. پس او حضوری حتی در میان مردمان دارد ولی ظهوری برای ایشان ندارد و مردمان او را نمی شناسند.
3. حضور در مراسم حج
این حضور حضرت (عج) در خیابان و خانه ها و مساجد به ویژه در مراسم هایی چون شادی و عزاداری آباء و اجداد طاهرین(ع) ایشان تحقق می یابد و او در کنار شما در مساجد  و حسینیه ها  وخانه ها می نشیند و در بازار و خیابان و بیابان در کنار شما حرکت می کند و شاید شما حتی تنه ای نیز به ایشان زده باشید ولی چون نمی شناختید، از او عبور کردید؛ چنان که آن جوان به حضرت علامه طباطبایی (ع) در خیابان تنه می زند  و حتی ناسزا و درشت گویی می کند و علامه (ع) از وی به کرامت می گذرد، زیرا کریم بن کریم و کریمان این گونه عمل می کنند: وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا؛ و كسانى‏اند كه گواهى دروغ نمى‏دهند و چون بر لغو بگذرند با بزرگوارى مى‏گذرند.(فرقان، آیه 72)
امام صادق(ع) درباره حضور ایشان در برخی از جاها از جمله موسم حج در مکه می فرماید: يَفْـقُدِ النّـاسُ اِمامَـهُمْ فَيَشْهَدُ الْمَوْسِمَ فَيراهُمْ وَ لا يَرَوْنَهُ؛ مردم امام خويش را نيابند (امامشان غايب از نظرها باشد) پس امام هنگام حج در مراسم حج حضور يابد و ايشان را ببيند، ولى آنان وى را نبينند. (وسائل الشيعة، ج 8، ص 96، روايت 9)
از این روایت به دست می آید که حضور ایشان همانند حضور فرشتگان یا ممکن است همانند حضور جنیان باشد؛ زیرا خداوند درباره حضور جنیان در میان انسان ها می فرماید: إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ؛ در حقيقت، او و قبيله‏اش، شما را از آنجا كه آنها را نمى‏بينيد، مى‏بينند.(اعراف، آیه 27)
پس دو حالت متصور است: 1. امام زمان(عج) همانند یک ناشناس در میان مردم حرکت و زندگی می کند و مردم او را می بینند ولی نمی شناسند که ایشان خود امام زمان(عج) است؛ چنان که حضرت یوسف(ع) با آن که پیامبر خدا بود، در میان مردم در بازار می گشت و مردم او را نمی شناختند؛ 2. امام زمان(عج) در میان مردم حضور می یابد ولی حضوری که او ما را می بیند ولی ما او را نمی بینیم.
البته ممکن است امام(ع) در مواردی به صورت ناشناس و در مواردی بیرون از دید ظاهری ما در جامعه حضور یابد.
اينكه زائران خانه خدا در موسم حج و در منا و عرفات، در پى ديدار سيماى آن خورشيد پنهانند، ريشه در اينگونه روايات دارد. خصوصا در عرفات كه در يك نيمروز، از ظهر تا غروب، همه حاجيان در آن صحرا بايد وقوف داشته باشند و آن حضرت(عج) نيز اگر به حج آمده باشد، قطعا در عرفات است و همراه حاجيان وقوف در آن صحرا خواهد داشت.

فروشگاه آنلاین سونی

سبک زندگی امام(عج) پس از ظهور
سبک زندگی آن حضرت(عج) پس از ظهور نیز می تواند برای ما آموزنده باشد؛ زیرا به ما کمک می کند تا هم جایگاه امام و امامت را به درستی دریابیم و هم بتوانیم از آن برای زندگی خود سرمشق نیک  وسازنده ای بگیریم. از جمله کارهایی که آن حضرت(ع) پس از ظهور می کند عبارتند از:
1. نماز جماعت و اقتدای حضرت عیسی(ع)
امام المتقین امیرالمومنین امام عَلىّ عليه السلام می فرماید: وَيَدْخُلُ الْمَهْدِىُّ عليه السلام بَيْتَ الْمُقَدَّسِ وَ يُصَلّى بِالنّاسِ اِماما … فَيَتَقَدَّمُ الْمَهْدِىُّ عليه السلام فَيُصَلّى بِالنّاسِ ويُصَلّى عيسى خَلْفَهُ وَ يُبايِعُهُ؛ مهدى عليه السلام وارد بيت المقدس شود و به امامت او مردم نماز مى گزارند … مهدى عليه السلام جلو رفته و مردم و نيز عيسى عليه السلام پشت سر او نماز گزارند و عيسى با وى بيعت نمايد. (الامام المهدى، ص 557)
این روایت به ما نکاتی را یادآور می شود که شامل جایگاه حضرت مهدی(عج) و امامت وی در پیشگاه خداوند است. از نظر آموزه های اسلامی، عصر ولایت و امامت امام زمان(عج) عصر ولایت کامل الهی است که در فرزندان رسول الله (ص) تجلی می یابد. از آن جایی که امام (عج) وصایت پیامبر(ص) را به عهده دارد، به طور طبیعی از پیامبران دیگر برتر خواهد بود؛ از همین روست که حتی پیامبری اولوا العزم چون عیسی بن مریم(ع) که دارای کتاب و شریعت مستقل است، می بایست تحت ولایت امام مهدی(عج) باشد که استمرار و ادامه ولایت رسول الله (ص) است. این گونه است که به طور نمادین از این تبعیت و پیروی در قالب اقتدا به حضرت مهدی(عج) در نماز سخن به میان آمده است.
نکته دیگر، اهمیت نماز جماعت در فرهنگ شیعی است. به این معنا که انسان می بایست هماره نماز جماعت را مقدم بر نماز فردی نماید. دیگر آن که نماز جماعت و حضور در آن نماد ، گرایش اجتماعی و سیاسی اسلام فراتر از دایره تمایلات شخصی است. به این معنا که دین اسلام یک دین اجتماعی است و نمی توان عنصر اجتماعی بودن را از آن حذف کرد. حضور در نماز جماعت و اقتدا به امام جماعت بیانگر نوع موضع گیری اشخاص نیز محسوب می شود. البته این موضع گیری در نماز جمعه بیش تر نمود می یابد؛ زیرا جنبه سیاسی و اجتماعی آن پر رنگ تر از نماز جماعت است.
2. سيره مهدوى مطابق سیره علوى
از دیگر موضوعاتی که در روایات نسبت به سبک و سیره آن حضرت (عج) پس از ظهور بیان می شود، تاکید بر هماهنگی دقیق و کامل سیره مهدوی(عج) با سیره علوی(ع) است.
امام صادق عليه السلام در باره این موضوع فرموده است: اِنَّ قائِمَنا اِذا قامَ لَبِسَ لِباسَ عَلىٍّ عليه السلام وَ سـارَ بِسيـرَتِهِ؛ همانا چون قائم ما قيام كند، لباس على عليه السلام را بپوشد و بر اساس شيوه و سيره او رفتار نمايد. (وسائل الشيعة، ج 3، ص 348، روايت 7)
تاکید بر سیره و سبک زندگی امام المتقین امیرمومنان امام علی(ع) از آن روست که سبک زندگی ایشان، در برابر سبک هایی است که خلفای غاصب در زندگی پیش گرفتند و در نهایت جامعه اسلامی را به کسرویت و قصرویت سوق دادند و نظام های شاهنشاهی ایرانی و امپراتوری رومی را جایگزین نظام ولایی اسلام کرده و شاهانه بر جامعه اسلامی حکومت کردند.
در روایت است که در شورای شش نفره پس از قتل عمر، از امام علی(ع) خواسته شد تا بر سیره دو خلیفه عمل کند و در این باره تعهد سپارد که ایشان نپذیرفتند و گفتند تنها به سیره پیامبر(ص) عمل خواهد کرد.
عبدالرحمن‌ بن عوف پس از ۳ روز رایزنی با مردم، به‌ویژه اشراف و امرا، ابتدا از علی (ع) خواست تا متعهد شود که در صورت نیل به مقام خلافت، به کتاب خدا، سیره پیامبر (ص) و ابوبکر و عمر عمل کند. عبدالرحمان به امام علی بن ابی طالب (ع) گفت: تو را انتخاب می‌کنم در صورتی که با خدا میثاق ببندی که اگر به خلافت رسیدی، بر اساس کتاب خدا، سنت رسول خدا و سیره (روش حکومت ) شیخین (ابوبکر و عمر) عمل کنی. امام علی (ع) در جواب گفت: «امید آن دارم که در محدوده دانش، توانایی و اجتهاد خود به کتاب خدا و سنت رسول خدا(ص) عمل کنم… عمل به کتاب خدا و سنت رسول نیازی به شرط و شروط دیگری ندارد». سپس عبدالرحمن شرط خود را با عثمان در میان گذاشت و او بلافاصله پذیرفت. به همین جهت، ابن‌ عوف با عثمان بیعت کرد. (تاریخ الامم و الملوک، ج ۳، ص ۲۹۶؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۱، ص ۱۸۸)
برخی از منابع آورده‌اند که علی (ع)، شرط ابن‌ عوف را نوعی فریب دانست و به وی فرمود: «تو عثمان را برگزیدی تا خلافت را به تو بازگرداند. این اولین بار نیست که در مخالفت با ما اجتماع می‌کنید و ما را از حق خود باز می‌دارید. این امر به سنتی بر ضد ما تبدیل شده است»( تاریخ الیعقوبی، ج ۲، ص ۱۶۲؛ تاریخ الامم والملوک، ج ۳، ص ۲۹۶ و ۳۰۲؛ المصنف، ج ۵، ص ۴۴۷؛ التّنبیه و الاشراف، صص ۲۵۲ و ۲۵۳؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۱، ص ۱۹۴؛ البدء و التاریخ، ابن‌ مطهّر، ج ۵، ص ۱۹۲؛ السقیفة و فدک، ص ۸۷)
گفتنی است عثمان و عبدالرحمان بن عوف از زمان پیامبر با هم عقد برادری بسته بودند و به طور طبیعی در جناح او بود.
امام حسین(ع) در چرایی قیام خود بازگشت به سنت و سیره پیامبر(ص) و امام علی(ع) را مدنظر قرار می دهد و می فرماید: و اني لَم أَخرُج أَشِراً وَ لابَطراً وَ لامُفسِداً وَ لاظالِماً و اِنَّما خَرَجتُ لِطَلَبِ الإصلاحِ فِي امّة جدّي أُرِيدُ أَن آمُر بِالمَعرُوفِ وَ أَنهي عَنِ المُنكَرِ وَ أَسيرَ بِسيرَةِ جَدّي وَ أبي علي بن ابي‏طالب فمَن قَبِلَني بِقَبُولِ الحَقِّ فَاللّه أولي بِالحَقِّ وَمَن رَدّ عَلَيِّ هذا أَصبِرُ حَتّي يقضِيَ اللّهُ بيني و بين القَومِ وَ هُوَ خَيرُالحاكِمِينَ وَ هذِهِ وَصِيَّتي اِلَيكَ يا أَخي! وَ ما تَوفِيقي اِلّا بِاللّه عَلَيهِ توكلت وَ اِليهِ أُنِيب»؛ من نه از روي خودخواهي و يا براي خوشگذراني و نه براي فساد و ستمگري از شهر خود بيرون آمدم، بلكه هدف من از اين سفر، امر به معروف و نهي از منكر و خواسته‏ام از اين حركت، اصلاح مفاسد امت و احياي سنت و قانون جدم، رسول خدا(ص) و راه و رسم پدرم، علي بن ابي طالب عليه السلام است. پس هر كس اين حقيقت را از من بپذيرد (و از من پيروي كند) راه خدا را پذيرفته است و هر كس رد كند (و از من پيروي نكند) من با صبر و استقامت (راه خود را) در پيش خواهم گرفت تا خداوند در ميان من و بني اميّه حكم كند كه او بهترين حاكم است. و برادر! اين است وصيت من به تو و توفيق از طرف خداست. بر او توكل مي‏كنم و برگشتم به سوي اوست.»(مقتل خوارزمي، ج 1، ص 188)
3. کوفه ،  مقرّ حكومت مهدى عليه‏السلام
چنان که گفته شد، ایشان بر آن است تا به سیره امام المتقین مولی الموحدین امیرالمومنین امام علی(ع) زندگی و حکومت نماید. از این رو، با بهره گیری از نماد حکومتی امام علی(ع) یعنی کوفه این پیام را می رساند که او می خواهد بر سیره امام علی(ع) حکومت نماید و کسانی که گمان می کنند مانند خلفای غاصب حکومت می کند و راه های آنان را می رود و به رفاه طلبان روی خوش نشان خواهد داد، گمانی باطل کرده اند و باید در افکار  وعقاید خویش تجدیدنظر کنند.
يكى از اصحاب امام صادق عليه السلام از آن حضرت پرسيد: دارُ مُلْكِهِ الْكُوفَةُ وَ مَجْلِسُ الْحُكْمِ جامِعُها وَبَيْتُ مالِهِ وَ مَقْسَمُ غَنائِمِ الْمُسْلِمينَ مَسْجِدُ السَّهْلَةِ وَ مَوْضِعُ خَلَواتِهِ الزَّكَواتُ الْبِيضُ مِنَ الْغَرِيَّيْنِ؛ خـانه و قرارگاه مهـدى عليه السلام كجاست؟ آن حضرت فرمود: محل حكومت او كوفه خواهد بود و جايگاه قضاوت و حكمرانيش مسجد جامع كوفه. بيت المال و محل تقسيم غنيمتها مسجد سهله، و جايگاه استراحت و خلوتگه او در مكان ريگهاى سفيد نجف خواهد بود. (نوائب الدهور، ج 3، ص 125)
در احاديث ديگر نيز، شباهت حكومت او به حكومت امير المؤمنين عليه السلام مطرح است. آن حضرت نيز كوفه را مقرّ حكومت و عدل گسترى خويش قرار داده بود. محلّ ريگهاى سفيد نجف، جايگاه دفن و مرقد آن حضرت است كه خلوتگاه امام زمان عليه السلام خواهد بود.
4. الگوى زهد و جهاد
امام مهدی موعود(عج) در زندگی شخصی بر اساس زهد و ترک لذات دنیا عمل می کند و محبت دنیا در دلش جایی ندارد. از این روست که بسیار ساده زیست می کند و به امور دنیوی و لذات آن  توجهی ندارد. ایشان به جهاد علیه ظلم و شهادت در این راه همانند اجداد طاهرین خویش علاقه داشته و برای رضایت خداوند برای احقاق حق و اجرای عدالت قسطی شمشیر می کشد و بر دشمنان سخت گیری می کند.
امام صادق(ع) درباره این سیره ایشان می فرماید: وَ ما تَسْتَعْجِلُونَ بِخُرُوجِ الْقائِمِ؟ فَوَاللّهِ ما لِباسُهُ اِلاَّ الْغَليظَ وَلاطَعامُهُ اِلاَّ الْجَشِبَ وَما هُوَ اِلاّالسَّيْفُ وَ الْمَوْتُ تَحْتَ ظِلِّ السَّيْفِ؛ چرا درباره قيام قائم شتاب مى كنيد؟ به خدا سوگند! لباسش جز لباسى ضخيم و خوراكش جز غذايى ناگوار نيست. قيام او جز شمشير و مرگ در سايه شمشير نيست. (بحارالانوار، ج 52، ص 354)
از این حدیث به دست می اید که بر خلاف تصوّر برخى كه ظهور امام زمان(عج) و تحقق حكومت جهانى و عدالت گسترش را بدون هيچ زحمت و دردسر دانسته و بر این باورند که عصر ظهور همراه با ناز و نعمت براى منتظران خواهد بود، باید گفت که برای تحقق این حکومت عادلانه جهانی ایشان می بایست با طواغیت و شیاطین جنی و انسی از جمله ابلیس لعین و جنودش بجنگد و بر آنان چیره و غلبه نماید. پس در مقدّمه حكومت او، جهاد و جانفشانى و تحمّل سختى هاى مبارزه و هم چنین در ايّام دولتش، ساده زيستى و پرهيز از تجمّل و اسراف و راحت طلبى در دستور کار خواهد بود. بی تردید اين شيوه، براى عافيت طلبان و مرفّهين بى درد، ناخوشايند است.
به سخن دیگر، غلبه و چیرگی بر باطل هرگز بدون مبارزه در آغاز و میانه و انجام نیست؛ زیرا حتی اگر شیاطین مغلوب و ابلیس کشته شود، باز هواهای نفسانی در درون آدمی خود وسوسه گری خطرناک و دشمنی بسیار زشت و بدطینت است به طوری که اجازه نمی دهد تا انسان نقد را برای نسیه فردای قیامت رها کند، حتی اگر این نقد سرکه و غوره باشد. بنابراین ، اولا سلطه و چیرگی بر دشمنان بیرونی نیازمند مجاهدت در عرصه نظامی و مالی و جهاد اصغر است و پس از آن چیرگی بر تمایلات و هواهای نفسانی نیازمند جهاد اکبر با نفس وسوسه گر و طماع و جهول و ظلوم و مانند آن است تا انسان در مسیر کمالی بتواند قرار گیرد یا باقی بماند. پس حکومت عدل جهانی و آرامش و آسایش عمومی به معنا و مفهوم دنیا دوستی و دنیاپرستی و رفاه زدگی و مانند آن ها نیست و نباید به آن دلخوش داشت. بنابراین، امروز نیز مانند عصر ظهور باید در دو جهبه داخلی و خارجی جنگید و بر دشمن برون و درون به ویژه دشمن ترین دشمنان یعنی هواهای نفس غلبه یافت که این جز با ساده زیستی و دل کندن از محبت دنیا شدنی نیست.
5. ساده زیستی و تــلاش و کار
منتظران دولت مهدى عليه السلام، به تعبير روايات، «مُمَهِّدين»اند، يعنى «آماده سازان»، نه «آماده خواهان»! اينگونه منتظران واقعى در دوران ظهور حضرتش نيز، تلاش شبانه روزى و پيگير خواهند داشت، تا اهداف آن موعود را محقّق سازند و در شيوه زندگى شخصى هم از امام خود الگو مى گيرند كه ساده زيستى در غذا و لباس، يكى از سيره هاى اوست.
امـام رضـا عليه السلام فرمـوده است: لَوْ قَدْ خَرَجَ قائِمُنا لَمْ يَكُنْ اِلاّ الْعَلَقَ وَالْعَرَقَ، اَلْقَوْمُ عَلَى السُّرُوجِ وَ ما لِباسُ الْقائِمِ اِلاّالْغَليظَ وَ ما طَعَامُهُ اِلاّ الْجَشِبَ؛ چون قائم ما قيام كند، چيزى جز مرگ و عرق نخواهد بود. افراد هماره بر پشت اسبها (در نبرد) خواهند بود. لباس قائم لباسى خشن و غذايش طعامى ناگوار و بد مزه خواهد بود. (بحارالانوار، ج 52، ص 359)
6. امداد الهی و دسـتى مبـارك
البته از آن جایی که دشمنان ایشان همه گروه های انسانی و جنی شیطانی و طاغوتی را شامل می شوند و اجازه نمی دهند تا اقامه حق و عدل شود، بنابراین ، لازم است که از امدادهای غیبی نیز برخوردار شود؛ چنان که پیامبر(ص) در جنگ خویش از امدادهای غیبی الهی بهره مند شدند.
در روایت است که اَميرُالْمُؤمنينَ عليه السلام فرمود: وَضَـعَ يَدَهُ عَلى رُؤُوسِ الْعِـبادِ فَلايَبْقى مُؤْمِنٌ اِلاّ صارَ قَلْبُهُ اَشَدَّ مِنْ زُبُرِ الْحَديدِ وَ اَعْـطاهُ اللّهُ قُـوَّةَ اَرْبَـعينَ رَجُلاً؛ (مهدى) دست بر سر بندگان (خداوند) گذارد، پس هيچ مؤمنى باقى نمى ماند، جز آنكه قلبش محكمتر از پاره هاى آهن گردد و خداوند به او نيروى چهل مرد را عنايت فرمايد. (كمال الدين، ص 653)
این که همانند فولاد سخت و شدید می شوند، برای این است که مبارزه و مقابله با ابلیس و همه جنود و لشکریان جنی و انسی وی بسیار سخت و  شدید است. از این رو، لازم است تا انسان هایی را بپروراند که اشداء علی الکفار باشند. تاکید بر دست کشی بر سر بندگان الهی ، در حقیقت تغییر در نگرش ها  وبینش های آنان نیز است. با تغییر رویکرد و بینش و نگرش آن ها می توان انسان هایی را ساخت که در حالت طبیعی شاید عرضه کاری را نداشته باشند، ولی با تغییری که رخ می دهد شیرمردانی می شوند که جان به کف مقاومتی جانانه خواهند داشت. اصولا بهره مندی از روان شناسی رفتار و تغییر در رویه و روش بر اساس الگوهای جنگ نرم می تواند بسیار مفید و سازنده تر باشد. البته این بدان معنا نیست که ایشان از عناصر معنوی و غیبی برخوردار نمی شوند، بلکه به این معنا است که جمع عوامل و عناصر مادی و معنوی در تحقق عدالت جهانی و رسیدن به اهداف و از جمله عدالت قسطی بسیار مهم و اساسی است.
7. علم و آگاهى غيبى
چنان که گفته شد، امام مهدی(عج) برای رسیدن به اهداف خود از همه امکانات و وسایل مادی و معنوی و نیز عادی و غیر عادی هم چون امدادهای غیبی الهی بهره می برد.
البته بر اساس آموزه های وحیانی از جمله آیه 105 سوره توبه و آیات 26 و 27 سوره جن و مانند آن ها این معنا به دست می آید که امام معصوم(ع) از علم غیب الهی بهره مند هستند و همان طوری که حضرت عیسی بن مریم(ع) از همه جزئیات مالی و غیر مالی مردم آگاه بود(آل عمران، آیه 49)، ایشان نیز به اذن و اراده الهی آگاه هستند.
امام صادق عليه السلام در این باره فرموده است: اِنَّهُ يُخْبِرُ كُلَّ قَوْمٍ بِما اسْتَبْطَنُوهُ وَ يَعْرِفُ وَلِيَّهُ مِنْ عَدُوَّهِ بِالتَّوَسُّمِ؛ او (مهـدى) از آنچـه گروهها پنهان نمـوده اند خبر مى دهـد و دوست خود را از دشمنش به فراست باز مى شـناسد. (صراط المستقيم، ج 2، ص 254)
اين علم و آگاهى، براى كسى كه حجت مطلقه خدا و جانشين او در زمين است، طبيعى و از نيازهاى وى در حكومت واحد جهانى است.
شيوه‏هاى حكومتى امام مهـدى عليه‏السلام
توجه به شیوه حکومتی امام مهدی(عج) هم به ما امید می دهد و هم وظیفه و تکلیف ما را به عنوان شیعه دو چندان می کند، به ویژه آن که دولت اسلامی را تاسیس کرده  و بر آن هستیم تا حکومت اسلامی را راه اندازی کرده و زمینه ساز حکومت جهانی ایشان باشیم؛ زیرا اصول انتظار اقتضا می کند که شخص و جامعه خود را مناسخ و هم سنخ کسی کنیم که انتظار داریم او بیاید و از ما راضی باشد. کسب رضایت امام زمان(عج) و حرکت بر اساس برنامه ایشان، نیازمند بسترسازی فردی و شخصی و جمعی و اجتماعی است. کسی که خود را تغییر نداده و خواهان تغییر اصلاحی در جامعه نباشد نمی تواند هنگام ظهور یک ممکن است امروز اتفاق بیافتد با امام مهدی(عج) همگام و همراه شود. همدلی و همراهی با ایشان ، نیازمند بسترسازی است تا وقتی آمد همراه و همدل با او باشیم. کسی که غرق گناه است و یا جامعه اش از نابهنجاری رنج می برد یک شبه که نمی تواند تغییر کند.
پس بیاییم ببنیم که او چگونه زندگی می کند و چگونه اهداف حکومت الهی را مد نظر قرار می دهد و دنبال چه اهدافی می رود تا ما نیز آن گونه سبک و سیره زندگی فردی و جمعی و اجتماعی خود را سامان دهیم و دولت اسلامی را به آن سمت و سو هدایت کنیم.
1. مظهر سنّتهاى انبيا
بیان شد حضرت مهدی(عج) تجسم همه آرزوها و اهداف پیامبران(ع) و موعود الهی است. پس وقتى وجود او عصاره همه حجت هاى الهى در طول تاريخ باشد، شباهت ایشان به پيامبران بزرگ نيز بخشى از آن خواهد؛ زیرا ایشان اهداف پيامبران را تعقيب خواهد كرد و برای تحقق آن تلاش می کند.
امام حسين عليه السلام فرمود: فى القائِمِ مِنّا سُنَنٌ مِنَ الاَنْبِياءِ … فَاَمّا مِنْ نُوحٍ فَطُولُ الْعُمْرِ وَ أَمّا مِنْ اِبْراهيمَ فَخِفاءُ الْوِلادَةِ وَ اعْتِزالُ النّاسِ وَ اَمّا مِنْ مُوسى فَالْخَوفُ وَ الْغيبَةُ وَ أَمّا مِن عيسى فَاخْتِلافُ النّاسِ فيهِ وَ أَمّا مِنْ اَيُّوبَ فَالْفَرَجُ بَعْدَ الْبَلْوى وَ أَمّا مِنْ مُحَمَّدٍ فَالْخُرُوجُ بِالسَّيْفِ؛ در قائم ما سنّتها و ويژگيهايى از پيامبران وجود دارد: از نوح عليه السلام عمر طولانى، از ابراهيم عليه السلام مخفى بودن ولادت و دورى گزينى از مردم، از موسى عليه السلام ترس و غيبت، از عيسى عليه السلام اختلاف مردم درباره او، از ايوب عليه السلام گشايش پس از گرفتاريها، و از محمّد عليه السلام قيام با شمشير. (كشف الغمة، ج 3، ص 329)
پس شیعیان و دولت اسلامی مدعی بسترسازی هم باید سنت های الهی پیامبران را بشناسد و هم برای تحقق آن تلاش کند و هر گونه زاویه گرفتن از این سنت ها و اهداف به معنای دور شدن از اهداف ایجادی دولت اسلامی و فلسفه وجودی و مشروعیت سیاسی و دینی آن است. بنابراین، هر گاه دیده شد که دولت اسلامی از این اهداف فاصله و زاویه گرفت باید با قیام و فشار و امر به معروف و نهی از منکر آن را به مسیر درست هدایت کرد. این همان چیزی است که در منشور وصیت نامه امام(ع) آمده است.
گفتنی است که خداوند درباره عمر طولانی نوح(ع) می فرماید: وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِيهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلَّا خَمْسِينَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظَالِمُونَ؛ و به راستى، نوح را به سوى قومش فرستاديم، پس در ميان آنان نهصد و پنجاه سال درنگ كرد، تا طوفان آنها را در حالى كه ستمكار بودند فراگرفت.(عنکبوت، آیه 14)
البته درباره عمر طولانی غیر از نوح (ع) در میان انسان ها ، خداوند تهدید خود را نسبت به ذاالنون(انبیاء، آیه 87) یونس(ع) صاحب الحوت (قلم، آیه 48)این گونه بیان می کند: فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنْ الْمُسَبِّحِينَ لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ؛ و اگر او از زمره تسبيح‏كنندگان نبود، قطعاً تا روزى كه برانگيخته مى‏شوند، در شكم آن [ماهى نهنگ‏] مى‏ماند.(صافات، آیات 143 و 144) این آیات گواه امکان بقای انسان به صورت زنده حتی در شکم ماهی در روز قیامت است. البته معنای آن این خواهد که خداوند قدیر و تواناست تا ماهی و یونس را با هم در این مدت زمان طولانی زنده در دنیا نگه دارد.
درباره عمر طولانی ابلیس که از جنیان است و در استثنای منقطع این مطلب را در آیه 50 سوره کهف بیان کرده نیز می فرماید: قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ قَالَ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنظَرِينَ إِلَى يَومِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ؛ گفت: «پروردگارا، پس مرا تا روزى كه برانگيخته خواهند شد مهلت ده.» فرمود: «تو از مهلت‏يافتگانى، تا روز [و] وقت معلوم.»(حجر، آیات 36 تا 38)
درباره اعتزال حضرت ابراهیم(ع) نیز می فرماید: وَأَعْتَزِلُكُمْ وَمَا تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَأَدْعُو رَبِّي عَسَى أَلَّا أَكُونَ بِدُعَاء رَبِّي شَقِيًّا فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَمَا يَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَكُلًّا جَعَلْنَا نَبِيًّا ؛ و از شما و [از] آنچه غير از خدا مى‏خوانيد كناره مى‏گيرم و پروردگارم را مى‏خوانم. اميدوارم كه در خواندن پروردگارم نااميد نباشم.» و چون از آنها و [از] آنچه به جاى خدا مى‏پرستيدند كناره گرفت، اسحاق و يعقوب را به او عطا كرديم و همه را پيامبر گردانيديم.(مریم، آیات 48 و 49)
و درباره خوف و غیبت موسی(ع) می فرماید: فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ؛ موسى ترسان و نگران از آنجا بيرون رفت [در حالى كه مى‏] گفت: «پروردگارا، مرا از گروه ستمكاران نجات بخش.»(قصص، آیه 21؛ و نیز نگاه کنید: شعراء، ایه 21)
درباره اختلاف امت نصاری نسبت به حضرت عیسی بن مریم(ع) نیز می فرماید: وَقَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللّهِ وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَـكِن شُبِّهَ لَهُمْ وَإِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مَا لَهُم بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّبَاعَ الظَّنِّ وَمَا قَتَلُوهُ يَقِينًا؛ و گفته ايشان كه: «ما مسيح، عيسى بن مريم، پيامبر خدا را كشتيم»، و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند، ليكن امر بر آنان مشتبه شد و كسانى كه در باره او اختلاف كردند، قطعاً در مورد آن دچار شكّ شده‏اند و هيچ علمى بدان ندارند، جز آنكه از گمان پيروى مى‏كنند، و يقيناً او را نكشتند.(نساء، آیه 157)
درباره گشایش و فرج پس از شدت حضرت ایوب(ع) می فرماید: وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَكَشَفْنَا مَا بِهِ مِن ضُرٍّ وَآتَيْنَاهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنْ عِندِنَا وَذِكْرَى لِلْعَابِدِينَ ؛ و ايوب را [ياد كن‏] هنگامى كه پروردگارش را ندا داد كه: «به من آسيب رسيده است و تويى مهربانترين مهربانان.» پس [دعاى‏] او را اجابت نموديم و آسيب وارده بر او را برطرف كرديم، و كسان او و نظيرشان را همراه با آنان [مجدداً] به وى عطا كرديم [تا] رحمتى از جانب ما و عبرتى براى عبادت‏كنندگان [باشد].(انبیاء، آیات 83 و 84)
و نیز می فرماید: وَاذْكُرْ عَبْدَنَا أَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ … وَوَهَبْنَا لَهُ أَهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَةً مِّنَّا وَذِكْرَى لِأُوْلِي الْأَلْبَابِ ؛ و بنده ما ايّوب را به ياد آور، آن گاه كه پروردگارش را ندا داد كه: «شيطان مرا به رنج و عذاب مبتلا كرد.»… و [مجدّداً] كسانش را و نظايرِ آنها را همراه آنها به او بخشيديم، تا رحمتى از جانب ما و عبرتى براى خردمندان باشد.(ص، آیات 41 تا 43)
درباره قیام به شمشیر و قتل کفار و مشرکان به دست حضرت محمد(ص) که سنت محمدی نامیده شده می توان به همه آیات فرمان و حکم جهاد و قتل از جمله آیه 17 سوره انفال اشاره کرد.
2. اعزام نمايندگان با امدادهای غیبی
حضرت مصلح موعود(عج) یاران و اصحابی دارد که در همه جهان پراکنده می شوند و به الهامات الهی حکومت و حکم و قضاوت می کنند. در حقیقت کارگزاران ایشان همان سیصد و سیزده نفری هستند که به عنوان یاران همیشگی با او خواهند بود و ایشان به امداد غیبی آنان را دارای توانایی های استثنایی می کند به طوری که در حکومت و فرمانروایی و قضاوت و داوری هرگز در نمی مانند.
از امام باقر(ع) در روايتي بلند نقل شده که فرموده است: قسم به خدا، 313 تن كه در بين آنان، 50 زن هستند در مكه اجتماع مي‌كنند.(بحار الانوار، ج52، ص223، ح87)
در روايتي از وجود مقدس امام جواد(ع) نقل شده است: اجتماع مي‌كنند به سوي او اصحاب‌اش به تعداد اهل بدر، سيصد و سيزده نفر از نقاط مختلف زمين. (كمال الدين، ج2، ب37، ح2)
امام باقر عليه السلام در این باره می فرماید: ثُمَّ يَرْجِعُ اِلَى الْكُوفَةِ فَيَبْعَثُ الثَلاثَ مِأئةَ وَالْبِضْعَةَ عَشَرَ رَجُلاً اِلَى الاْفاقِ كُلِّها فَيَمْسَحُ بَيْنَ اَكْتافِهِمْ وَعَلى صُدُورِهِمْ فَلايَتَعايُونَ فى قَضاءٍ؛ امام باقر عليه السلام فرمود: سپس (مهدى) به شهر كوفه بر مى گردد و سيصد و ده نفر و اندى را به تمامى اطراف مى فرستد و دستى بر بين شانه ها و سينه هاى آنان مى كشد، پس در هيچ حکم و قضاوتى در نمى مانند.(الامام المهدى، ص 543)
تعداد 313 نفر ياران او كه در روايات آمده است، فرماندهان و كارگزاران اصلى و عمده حكومت اويند كه در اطراف جهان از طرف او به اداره امور مى پردازند و به بركت عنايت خاصّ و ولايى آن حضرت، توانمندى بالايى خواهند داشت و در هيچ كارى و قضاوتى ناتوان نمى شوند.
بنابر نقل روايات اصحاب و ياران خاص آن حضرت حدود 313 نفر به تعداد ياران رسول خدا(ص) در غزوه بدر خواهد بود كه تعداد آنان از شهرهاى مختلف مشخص است و ما بعضى از آنها را ذكر مى‏كنيم: 24 نفر از طالقان، 18 نفر از قم، 14 نفر از كوفه، 12 نفر از هرات، 12 نفر از مرو، 3 نفر از سجستان، 3 نفر از رقه (نزديك مرز سوريه و تركيه است)، 12 نفر از جرجان، 9 نفر از بيروت، 8 نفر از مدائن، 8 نفر از نيشابور، 3 نفر از بصره، 3 نفر از خابور (نزديك مرز عراق و سوريه در استان حسكه و ديرزور)، 7 نفر از رى، 7 نفر از طبرستان (مازندران)، 6 نفر از يمن، 5 نفر از طوس (مشهد)، 3 نفر از دمشق، 2 نفر از مدينه منوره، 5 نفر از تفليس، 4 نفر از همدان، 4 نفر از ديلم، 4  نفر از زنجار(زنگبار در آفریقا)، 4 نفر از فسطاط (در كشور عراق )، 2 نفر از سبزوار و بقيه از ساير شهرها و مناطق خواهند بود. در اين مورد به كتاب «منتخب التواريخ » ص1119 مراجعه كنيد. البته كتاب هاى ديگر مانند «الزام الناصب» از سوى اهل سنت نيز مطالب فوق را توضيح داده است».
امام صادق(ع) نقل شده است: قم را قم ناميدند، چون اهل او، اجتماع مي‌كنند با قائم آل محمد(ص) و با او قيام مي‌كنند و او را ياري مي‌كنند.(بحار الانوار، ج 57و 60، ص216، ح38).
در روایات آمده که یاران دیگر آن حضرت گروهی را تشکیل می دهند که در اصطلاح از آن به «عقد» تعبیر شده است. عقد ظاهر به گروه ده هزار نفری گفته می شود. از امام جواد(ع) آمده است: «پس هنگامي که اين تعداد (313 نفر) از اهل اخلاص گرد او (در مکه و به اذن خدا) جمع شدند، خدا امر او را ظاهر کند. پس هنگامي که براي او عقد (ده هزار نفر مرد) کامل شد، به اذن خداي عزوجل خروج مي کند».(کمال الدين، ج2، ب36، خ2)
براي ياران امام زمان(ع) ويژگي‌هايي گفته شده است؛ از جمله:
الف. معرفت: آنان معرفت و شناخت عميقي از خداوند و امام دارند. امام علي(ع) درباره‌ آنان فرموده است: مرداني كه خدا را چنان كه شايسته است شناخته‌اند”. (منتخب الاثر، فصل 8، ب1، ح2)؛
ب. اطاعت: نتيجه معرفت درست اطالعت از امام است؛ چرا كه اطاعت از او، اطاعت از خداست. پيامبر(ص) در توصيف ياران حضرت مهدي(ع) فرمود: “آنان در اطاعت از امام خود كوشا هستند”(بحار الانوار، ج 52، ص309، ح4)؛
ج. عبادت و صلابت: امام صادق(ع) در بياني فرمود: شب‌ها را با عبادت به صبح مي‌رسانند و روزها را با روزه به پايان مي‌رسانند. و در بندی ديگر فرمود: آنان مرداني هستند كه گويا دل‌هايشان پاره‌هاي آهن است(بحار الانوار، ج52، ص308)؛
د. شهادت طلبي: امام صادق(ع) فرمود: “آنان آرزو مي‌كنند در راه خدا شهيد شوند” (همان)؛
ه. اتحاد و همدلي: امام علي(ع) فرمود: “ايشان يكدل و هماهنگ هستند” (يوم‌الخلاص، 224)؛
و. بصيرت و نورانيت: آنان كساني اند كه دله‌هاي نوراني داشه و چشم حقيقت بين قلببي آنان باز شده است و ديگران را نيز به راه راست هدايت مي‌كنند. امام صادق(ع) فرمود: “آنان مانند چراغند گويا قلب‌هايشان مانند قنديل مي‌درخشد”.(بحار الانوار، ج52، ص308).
3. شدت و رافت
همان طوری که حضرت امیرمومنان امام علی(ع) در باره کارگزاران خویش سخت گیر بود و اجازه تخطی در کارها و امور نمی داد و با آنان تسامح نمی کرد، هم چنین حضرت اباصالح المهدی(عج) به عنوان مصلح کل و امام العادل هرگز اجازه کوچک ترین اشتباه و خطا را به یارانش نمی دهد. در حقیقت نسبت به کارگزاران سخت گیر ولی نسبت به عموم مردم مهربان است. جمع میان دافعه و جاذبه می کند و شدت و سخت گیری را نه تنها درباره کفار و مشرکان بلکه حتی دوستان خطاکار خواهد داشت. این شیوه ای که باید آموخت و در جمهوری اسلامی به کار گرفت. این سخنان تنها نباید به عنوان مایه امیدواری ما بیان شود، بلکه برای آن است که از سیره و سنت آن حضرت(عج)در حد امکان و استطاعت درس بگیریم و به قدر استطاعت در اصلاح امور جامعه و جلوگیری از فساد کارگزاران بهره گیریم.
پيامبر گرامى اسلام صلي الله عليه و آله درباره شدت نسبت به کارگزاران و انصاف و رافت اسلامی نسبت به مردم از سوی امام زمان(عج) می فرماید: عَلامَةُ الْمَهدِىّ اَنْ يَكُونَ شَديدا عَلَى الْعُمّالِ جَـوادا بِالْمالِ رَحيما بِالْمَساكينَ؛ از نشانه هاى مهدى است: سختگيرى در برخورد با كارگزاران. بخشندگى مال. مهربانى و رحمت با تهيدستان.( موسوعة احاديث الامام المهدى، ص 246، ج 1، روايت 152)
پس وقتى حكومت آن حضرت، بر پايه حق و عدل باشد، ديگر مجالى براى سوء استفاده و سهل انگارى و تخلّف نخواهد بود. وى نسبت به مأموران حكومتى خويش، سختگير خواهد بود تا در انجام وظايف، كوتاهى نكنند و نسبت به محرومان، بخشنده و مهربان خواهد بود، تا لذّت زيستن در سايه دولت مهدوى و برخوردار از عدل و رأفت اسلامى را با همه وجود لمس كنند.
4. عـزل كارگزاران ناسالم
تسامح و تساهل نسبت به توده مردم خوب است. در دعای خاص امام زمان (عج) که به عنوان «توفیق الطاعه» در مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی آمده است، این عبارت به چشم می خورد: وَ عَلَى الْأُمَرَاءِ بِالْعَدْلِ وَ الشَّفَقَةِ وَ عَلَى الرَّعِيَّةِ بِالْإِنْصَافِ وَ حُسْنِ السِّيرَةِ؛ راحتى،و بر حاكمان دادگسترى و دلسوزى،و بر زيردستان انصاف و خوشرفتارى تفضّل فرما.
در حقیقت آن امام(عج) به ما فرمان می دهد که این گونه باید سیره و سبک زندگی خودمان را سامان دهیم تا مدعی شیعه گری و محبت اهل بیت(ع) را در عمل و فعل خودمان به نمایش گذاریم و از نفاق در امان مانیم.
اميرمؤمنان امام عَلىٌ عليه السلام درباره معیارهای عزل و نصب ایشان می فرماید: لَيَنْزِعَنَّ عَنْكُم قُضاةَ السُّوءِ … وَ لَيَعْزِلَنَّ عَـنْكُمْ اُمَـراءَ الْجَوْرِ وَلَيُطَهِّرَنَّ الاَرْضَ مِنْ كُلِّ غاشٍ وَلَيَعْـمَلَنَّ بِالْعَـدْلِ؛ براستى او (مهدى) قاضيان زشت كردار را بركنار مى كند و حكمرانان ستمگر را بر مى دارد و زمين را از هر ستمگرى پاكيزه مى كند و خود به عدالت رفتار مى نمايد. (بحارالانوار، ج 51، ص 120، حديث 23)
پس معيار در حكومت اباصالح المهدی(عج) و عزل و نصب هایش، «حق و عدل» است. از اين رو دولتمردان او همه صالح و پرتوان و متعهّد خواهند بود و هر كه با شيوه الهى او منطبق و هماهنگ نباشد، كنار گذاشته خواهد شد و با كسى بر سر معيارها و ارزش ها مصالحه نخواهد شد.
5. جنگ هشت ماهه
این گونه نیست که ایشان تنها با امداد غیبی و بدون هیچ تلاش و کوششی، حکومت جهانی خویش را برقرار کند، بلکه ایشان یک جنگ تمام عیار را در مدت هشت ماهه مدیریت خواهند کرد. در این جنگ ایشان به مدت هشت ماه سلاح بدوش هستند؛ یعنی دمی از شبانه روز را در حال استراحت نخواهد بود. در این جنگ هشت ماهه ایشان بر دشمنان پیروز و چیره خواهد شد و دشمنان تار و مار شده و تسلیم اسلام می شوند.
امام اباعبدالله الحُسينُ عليه السلام می فرماید: صاحِبُ الاَمْرِ يَضَعُ سَيْفَهُ عَلى عاتِقِهِ ثَـمانيَةَ اَشـْهُرٍ؛ صاحب الامر شمشيرش را به مدت هشت ماه بر شانه خويش مى گذارد (و به نبردى پيوسته مى پردازد).
البته طبق اين حديث، مدّت نبردهاى او تا استقرار كامل حكومت، هشت ماه است. هر چند در احاديثى دیگر مدّت متفاوتى با اين مدّت هم نقل شده است. اما همه این ها دلالت بر این دارد که حکومت ایشان با تلاش و مجاهدت به دست می آید.( كمال الدين، ص 318، روايت 5)
این بدان معنا خواهد بود که مومنان منتظر باید شیوه های مبارزه و جهاد را بیاموزند و خود را برای ظهور آماده کنند و این گونه رفتار نکنند که گویی یک شبه با یک دعا و نیایش آن حضرت(عج) جهان گلستان خواهد شد،  بلکه یک جنگ جهانی سرنوشت ساز میان حق و باطل و حزب الله و حزب الشیطان درخواهد گرفت که در آن جنگ است که حزب الشیطان به سرکردگی ابلیس از جنیان و شیاطین تحت ولایت او از انسان ها و جنیان شکست خواهند خورد و حضرت(عج) سر ابلیس را از سرش جدا می کند و شیاطین جنی و انسی نابود می شوند.
6. اتمام حجت نسبت به دشمنان
درباره شیوه های نبرد اباصالح المهدی(ع) نیز روایات بیان گر این نکته هستند که ایشان به دشمنان مهلت می دهد تا اسلام بیاورند و تسلیم حق شوند، هر چند که آنان این را نمی پذیرند ولی او هرگز آغازگر جنگ بدون اتمام حجت نخواهد بود، بلکه می کوشد تا بر اساس آموزه های اسلامی آنان را هدایت کند؛ زیرا هدف اسلام انسان سازی است نه کشتن انسان ها. با این همه در شرایطی که دشمنان با عدالت جهانی او مخالفت می کنند و حق و عدالت را نمی پذیرند و به مبارزه با آن می پردازند، چاره ای جز نابودی دشمنانی نیست که سد راه عدالت و حق هستند.
امام ابوعبدالله الصّـادقُ عليه السلام می فرماید: فَيُقْبِلُ عَلىَ الطّائِفَةِ الْمُنْحَرِفَةِ فَيَعِظُهُمْ وَيَدْعُوهُمْ ثَلاثَةَ اَيّامٍ فَلا يَزْدادُونَ اِلاّ طُغْيانا وَكُفْرا فَيَأْمُرُ بِقَتْلِهِمْ فَيُقْتَلُونَ جَميعا؛ پس (مهدى) روى به گروه منحرفان نمايد و سه روز آنان را موعظه و دعوت كند و چون آنان بر طغيان و كفرشان بيافزايند، فرمان به كشتار آنان مى دهد و همگى را مى كشند. (نوائب الدهور، ج 3، ص 142)
از این روایت به خوبی به دست می آید، دولت مهدوى كه چشم به راه آنيم، دولت حق و منطق و كمال براى بشريت است. با مخالفان ابتدا بحث و اتمام حجّت مى شود و اگر بر گردن كشى و طغيان خود ادامه دهند، به عنوان سدّ راه عدالت جهانى از سر راه برداشته خواهند شد. او جهان را از وجود طاغوت هاى ظالم پاك خواهد ساخت.
7. شـدت و خشـونت با امت منافق اسلام
اسلام از همان آغاز با دو نوع دشمن داخلی به ظاهر مسلمان مشکل داشت: 1. کسانی که در اصطلاح قرآنی از آنان به عنوان «فی قلوبهم مرض» و بیماردلان یاد می شود؛ 2. کسانی که قرآن از آنان به عنوان منافقان یاد می کند.
خداوند در آیه 49 سوره انفال می فرماید: إِذْ يَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ غَرَّ هَـؤُلاء دِينُهُمْ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ فَإِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ؛ آن گاه كه منافقان و كسانى كه در دلهايشان بيمارى بود مى‏گفتند: «اينان [مؤمنان‏] را دينشان فريفته است.» و هر كس بر خدا توكّل كند [بداند كه‏] در حقيقت خدا شكست‏ناپذير حكيم است.
منافقان کسانی بودند که در لشکر اسلام آمده، ولی حضور آنان به سبب حاکمیت اسلام در مدینه بود، از این رو، کفر خویش را نهان و به ظاهر شهادتین می گفتند و اسلام ظاهری داشتند و همین مایه نجات آنان بود؛ زیرا اسلام ظاهری به حکم قرآن و اسلام موجب حفظ جان و مال و عرض آنان است ؛ اما بیماردلان کسانی بودند که کافر نبودند، ولی از همان آغاز نسبت به اسلام تردید داشته و با کوچک ترین شبهه علمی و عملی تغییر موضع و رفتار می دادند. علامه طباطبایی در ذیل مباحث حدیثی و روایی این آیه می نویسد این افراد بیماردل جزو لشکر اسلام بوده و از مدینه آمده بودند.
البته با توجه به آیه 52 سوره مائده و شان نزول هایی که مفسران نقل کرده اند می توان دریافت که منافقان و بیماردلان هر دو در لشکر اسلام بوده و از مدینه آمده بودند و اینان می توانند از مهاجران یا انصار باشند؛ زیرا برخی از مهاجران در مکه به دلایلی چون وعده های قدرت و حاکمیت اسلام در آینده، به اسلام گرویده بودند و هرگز اسلام را برای اسلام نمی خواستند. اینان بعدها نشان دادند که دنبال حکومت  و قدرت و یا ثروت و کسب مقام بودند که به آن نیز در قالب حکومت سقیفه دست یافتند.
پیامبر(ص) با منافقان و بیماردلان با شدت و خشونت رفتار نمی کرد و حتی با آن که برخی توطئه های بسیار خطرناکی کردند تنها آنان را تهدید کرد و نکشت، اما امام زمان(عج) این گونه عمل نخواهد کرد؛ زیرا منافقان با کمک بیماردلان جریان امامت و خلافت واقعی را به راهنمایی ابلیس تغییر دادند و به جای ولایت امامان معصوم(ع) ولایت انسان های غیر معصوم و خطاکار را پذیرفتند.
در تفسير برهان در ذيل آيه” وَ إِذْ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ …” به سند خود از يحيى بن حسن بن فرات روايت كرده كه گفت: ابو المقدم ثعلبة بن زيد انصارى براى ما حديث كرد و گفت: من از جابر بن عبد اللَّه بن حرام انصارى (رحمة اللَّه عليه) شنيدم كه مى‏گفت: شيطان در چهار صورت مجسم شد: در روز جنگ بدر به صورت سراقة بن مالك بن جشعم مدلجى درآمد و به قريش گفت:” لا غالِبَ لَكُمُ الْيَوْمَ مِنَ النَّاسِ وَ إِنِّي جارٌ لَكُمْ فَلَمَّا تَراءَتِ الْفِئَتانِ نَكَصَ عَلى‏ عَقِبَيْهِ وَ قالَ إِنِّي بَرِي‏ءٌ مِنْكُمْ”.
و در روز عقبه به صورت «منبه بن حجاج» مجسم شده و ندا در داد كه: محمد و بى‏دينانى كه همراه اويند در عقبه هستند بشتابيد و به آنان برسيد. رسول خدا (ص) به انصار فرمود: نترسيد كه صداى ابليس از خودش تجاوز نمى‏كند و كسى آن را نمى‏شنود.
و در روزى كه قريش در دار الندوه اجتماع كرده بودند به صورت پيرى از اهل نجد درآمد و در كار ايشان كمك فكرى كرد، و خداوند اين آيه را در حقش نازل فرمود:” وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَ يَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ”.
و در روزى كه رسول خدا (ص) از دنيا رحلت كرد به صورت مغيرة بن شعبه مجسم شد و گفت: اى مردم دين خدا را مانند امپراطورى كسرى و قيصر موروثى نكنيد، شما امروز آن را توسعه دهيد قهرا براى هميشه توسعه پيدا مى‏كند. بنا بر اين، زمامدارى آن را به بنى هاشم ندهيد كه فردا منتظر زنان حامله شويد تا بزايند و فرزندشان زمامدارتان شود.( البرهان، ج 2 ، ص 89)
و در مجمع البيان مى‏گويد: بعضى گفته‏اند: در جنگ بدر وقتى دو فريق روبرو شدند ابليس در صف مشركين بود، و حارث بن هشام دست او را گرفته بود، وقتى مى‏خواست فرار كند حارث گفت: سراقه كجا مى‏روى؟ مى‏خواهى ما را در اين حالت تنها بگذارى؟ گفت: ” إِنِّي أَرى‏ ما لا تَرَوْنَ- من مى‏بينم آنچه را كه شما نمى‏بينيد” گفت: به خدا قسم ما جز عذره‏هايى از مدينه چيزى نمى‏بينيم ابليس به سينه حارث زد و خود را رها كرد و گريخت، و به دنبالش لشكر كفار شكست خورد.
بعد از آنكه لشكر به مكه برگشت همه گفتند سراقه لشكر ما را شكست داد، اين معنا به گوش سراقه رسيد، گفت به خدا قسم كه من اصلا از رفتن شما به جنگ اطلاع نداشتم، تا اينكه از فرار كردن شما مطلع شدم. گفتند: تو در فلان روز نزد ما آمدى. قسم خورد كه چنين چيزى نيست، وقتى مسلمان شدند فهميدند كه در آن روز شيطان بوده كه به صورت سراقه مجسم شده است، آن گاه صاحب مجمع البيان اضافه كرده است كه اين روايت از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه (ع) نيز رسيده است.( مجمع البيان، ج 4 ، ص 549)
علامه طباطبایی تجسم شيطان در صورتهاى انسانى را امر محالى ندانسته و می نویسد: نظير اين روايت را ابن شهرآشوب از آن دو بزرگوار نقل كرده (مناقب شهرآشوب، ج 1 ؛ ص 188)، و در معناى اين دو روايت روايات بسيارى از طرق اهل سنت از ابن عباس و غير او نقل شده است.
و در بيان سابق ما گذشت كه بعضى از مفسرين اين معنا را استبعاد كرده و رواياتى كه متضمن آن است ضعيف دانسته‏اند، و حال آنكه گفتيم: اين روايات امر ممكنى را اثبات مى‏كند نه امر محالى را، و در مباحث علمى صرف استبعاد دليل شمرده نمى‏شود، و تجسم‏هاى برزخى هم خيلى نادر و نوظهور نيست، پس هيچ موجبى براى اينكه در انكار آن اصرار بورزيم نيست. البته در اثبات آن هم نمى‏شود اصرار كرد و ليكن ظاهر آيه با اثبات آن بهتر مى‏سازد.(علامه طباطبایی، المیزان، ذیل آیه ، تحلیل روایات)
به هر حال، امام زمان(عج) با منافقان و بیماردلان همان کاری را می کند که با شیاطین جنی و انسی و کفار و مشرکان خواهد کرد و در حقیقت شدت و خشونت ایشان تنها نسبت به کفار نیست، بلکه به منافقان و بیماردلان داخلی نیز سرایت می کند. امام ابوجعفر البـاقِرُ عليه السلام در این باره می فرماید: إِنَّ رَسُولَ اللّهِ صلي الله عليه و آله سارَ فى اُمَّتِهِ بِالْلّينِ، كانَ يَتَأَلَّفُ النّاسَ، وَالْقائِمُ عليه السلام يَسيرُ بِالْقَتْلِ، بِذلِكَ اُمِرَ فى الْكِتابِ الَّذى مَعَهُ اَنْ يَسيرَ بِالْقَتْلِ وَلايَسْتَتِبَ اَحَدا، وَيْلٌ لِمَنْ ناواهُ؛  همانا رسول خدا صلي الله عليه و آله با امت خويش به نرمى و محبت رفتار مى نمود، ولى امام مهدى عليه السلام با كشتن با آنان برخورد كند. اين فرمانى است كه در نوشته اى كه همراه اوست به او دستور داده اند تا با اين شيوه رفتار كند و كسى را به توبه فرا نخواند. واى بر آنكه با او دشمنى ورزد! (الغيبة، نعمانى، ص 153)
در حقیقت، برپايى حكومت حقّه مهدوى، پس از اتمام حجّت ها و روشنگرى هاست. از اين رو با دشمنان و مخالفان كه سر سازش با آن پيشواى آسمانى ندارند و به حق گردن نمى نهند و مانع برخوردارى جهانيان از عدالتند، به سختى برخورد خواهد شد.
8. منتقم
یکی از القاب امام مهدی(عج) «منتقم»  است. ایشان انتقام همه خیانت ها و جنایت های که علیه اهل بیت(ع) و بلکه بشریت شده و مردم را از حکومت عدالت الهی محروم کرده اند می گیرد. این انتقام به ویژه از امویان سخت تر و شدید تر خواهد بود. از این رو در روایات از انتـقام از بنى امـيّه سخن به میان آمده است.
در روایت است: قـالَ البـاقِرُ عليه السلام : فى قَوْلِهِ تَعالى «وَلِمَنْ اِنْتَصَرَ بَعْدَ ظُلْمِهِ(شوری، آیه 41)»: ذلِكَ الْقائِمُ عليه السلام اِذا قامَ اِنْتَصَرَ مِنْ بَنى اُمَيَّةَ وَ مِنَ الْمُكَذِّبينَ وَ مِنَ النُّصّابِ؛ امام باقر عليه السلام درباره اين آيه شريفه : و براى آن كس كه انتقام كشد پس از ستمى كه بر او رفته است، فرمود: منظور از اين آيه، قائم آل محمد عليه السلام است، چون او قيام كند از بنى اميّه و تكذيب كنندگان و دشمنان انتقام بگيرد.( تفسير برهان، ج 1، ص 212)
به هر حال، دستِ انتقام الهى از آستين دولت مهدوى بيرون مى آيد و در راه احيا و اعاده حق مظلومان جهان، از همه ستمگران و حقكُشان، انتقام سختى گرفته خواهد شد. «بنى اميّه»، سمبل غصب و جور و ظلم به اهل بيت و پيروان حق است.
9. پیروزی و انتصار بالرعب
یکی از ویژگی های حکومت امام زمان(عج) پیروزی و نصرتی است که از راه رعب به دست می آورد. ایشان از سوی خداوند از چنان هیبت و وقاری برخوردارند که نام ایشان ترس در دل دشمنان می افکند و ایشان با همین رعب و ترسی که ایجاد می کند در یک جنگ نرم همراه با جنگی سخت بر دشمن پیروز می شود. در حقیقت در حکومت ایشان همه عده و عده جمع می شود و رهب و رعب در دل دشمن افکنده خواهد شد.
خداوند می فرماید: وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ وَآخَرِينَ مِن دُونِهِمْ لاَ تَعْلَمُونَهُمُ اللّهُ يَعْلَمُهُمْ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فِي سَبِيلِ اللّهِ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ ؛ و هر چه در توان داريد از نيرو و اسبهاى آماده بسيج كنيد، تا با اين [تداركات‏]، دشمن خدا و دشمن خودتان و [دشمنان‏] ديگرى را جز ايشان- كه شما نمى‏شناسيدشان و خدا آنان را مى‏شناسد- بترسانيد. و هر چيزى در راه خدا خرج كنيد پاداشش به خود شما بازگردانيده مى‏شود و بر شما ستم نخواهد رفت.(انفال، آیه 60)
خداوند به صراحت از نصرت و پیروزی پیامبر(ص) با سلاح رعب سخن به میان آورده و گفته است: وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا؛ و در دلهايشان هراس افكند: گروهى را مى‏كشتيد و گروهى را اسير مى‏كرديد.(احزاب، ایه 26)
این مطلب بارها در آیات قرآنی آمده که سلاح کارآمد پیامبر(ص) سلاح رعب و هراسی بود که خداوند در دل های کافران و مشرکان می افکند.(نگاه کنید: آل عمران، ایه 151؛ انفال، ایه 12، حشر، آیه 2) در آیه 2 سوره حشر آمده که همین رعب موجب شد تا خودشان خانه و سنگرهای خویش را خراب کرده و از منطقه بگریزند و امت اسلام بدون درگیری بر آن مناطق و دژهای آنان چیره شدند در حالی که اصلا گمان را نداشتند:  هُوَ الَّذِي أَخْرَجَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مِن دِيَارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنتُمْ أَن يَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُم مَّانِعَتُهُمْ حُصُونُهُم مِّنَ اللَّهِ فَأَتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ وَأَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ فَاعْتَبِرُوا يَا أُولِي الْأَبْصَارِ؛ اوست كسى كه، از ميان اهل كتاب كسانى را كه كفر ورزيدند در نخستين اخراج [از مدينه‏] بيرون كرد. گمان نمى‏كرديد كه بيرون روند و خودشان گمان داشتند كه دژهايشان در برابر خدا مانع آنها خواهد بود، و [لى‏] خدا از آنجايى كه تصوّر نمى‏كردند بر آنان درآمد و در دلهايشان بيم افكند، [به طورى كه‏] خود به دست خود و دست مؤمنان خانه‏هاى خود را خراب مى‏كردند. پس اى ديده‏وران، عبرت گيريد.
در روایت درباره نصرت الهی با رعب در قلب دشمنان مهدی(ع) آمده است:  فى حَديثِ الْمِعْراجِ قالَ اللّهُ تَعالى بَعْدَ ذِكْرِ مَقْتَلِ الْحُسَينِ عليه السلام: ثُمَّ اُخْرِجُ مِنْ صُلْبِهِ ذَكَرا اَنْتَصِرُ لَهُ بِهِ … يَمْلاَ الاَرْضَ بِالْعَدْلِ وَ يُطَبِّقُها بِالْقِسْطِ يَسيرُ مَعَهُ الرُّعْبُ يَقْتُلُ حَتّى يُشَكَّ فيهِ؛ در حديث معراج، خداوند پس از بازگويى شهادت امام حسين عليه السلام براى پيامبر فرمود: سپس از نسل او مردى را برانگيزم كه انتقام او را بگيرد … زمين را لبريز از عدالت و سرشار از قسط نمايد، ترس و بيم همراه او به پيش تازد، آن قدر بكشد كه درباره ا و به شك و ترديد بيفتند. (كامل الزيارات، ص 332)
امام صادق(ع) نیز می فرماید: ‎فإذا هو قام نشرها، ویسیر الرعب قدامها شهرا، و وراءها شهرا،‎‎ وعن  یمینها شهرا، عن یسارها شهرا‏‎؛  رعب به اندازه یک ماه راه ، جلو، و یک ماه ، عقب سر، و یک ماه ، از طرف راست ، و یک ماه از طرف چپ آن پرچم، سیر می کند.
از امام باقر(علیه السلام) نقل شده که فرمود:‏ ذخر لصاحبکم الصّعب!‏ قلت: و ما الصّعب؟ قال: ما کان من سحاب فیه رعد و صاعقة او برق، فصاحبکم یرکبه، أَما انّه سیر کب السّحاب و یرقی فی الأَسباب؛ ‏اسباب السّماوات السّبع والارضین؛ برای صاحب و دوست شما (مهدی علیه السلام) آن وسیله سرکش ذخیره شده است.‏ !
راوی این حدیث می گوید: گفتم منظور از وسیله سرکش چیست؟  امام(علیه السلام) فرمود:‏ ابری است که در آن غرش رعد و شدّت صاعقه یا برق است؛ او بر این وسیله سوار می شود؛ آگاه باشید او بزودی ‏بر ابرها سوار می گردد و صعود به آسمانها و زمینهای هفتگانه می کند.‏ ( بحار، ج 12، ص 182)

امام صادق(ع) نقل شده است: قائم ما اهل بيت با ترس و رعب ياري مي شود.(مستدرک الوسايل، ج12، ص335).
الامام الصادق علیه السلام هم چنین می فرماید: ان الإمام المهدی یؤیده الله بثلاثة أجناد‎ :‎بالملائکة، وبالمؤمنین، وبالرعب؛ امام مهدی(ع) را خداوند به سه لشکر تایید می کند: فرشتگان، مومنان و ترس‎.
الإمام الباقر علیه السلام می فرماید: لو خرج قائم آل محمد لنصره الله بالملائکة‎‎المسومین والمردفین والمنزلین…. ‏یکون جبرائیل أمامه ومکائیل عن یمینه، واسرافیل‎‎عن یساره، والرعب مسیره أمامه وخلفه وعن یمینه وعن شماله‎؛ هر گاه قائم آل محمد خروج کند خداوند با فرشتگان مسوم و مردف و منزل خویش او را نصرت می کند.. در جلو جبرائیل و در راستش مکائیل و در چپ وی اسرافیل است و رعب مسیرش را در جلو و پشت و راست و چپ با او است.‎
و نیز فرمود: ‎کأنی بالقائم علی نجف الکوفة وقد سار إلیها من مکة فی خمسة آلاف‎‎من الملائکة جبرئیل عن یمینه، ومکائیل عن ‏شماله، والمؤمنون بین یدیه ، وهو یفرق‎‎الجنود فی الأمصار‏‎؛ گویی قائم بر نجف کوفه است و با او از مکه پنج هزار از فرشتگان حرکت می کند که جبرئیل در سمت راست و مکائیل در چپ  ومومنان در جلوی وی هستند و او لشکریان در در شهرها پراکنده می کند.
در وصف ياران امام مهدي(ع) از امام سجاد(ع) نقل شده است که فرمود: آن گاه که قائم ما قيام کند، خداوند سستی و ضعف را از شيعيان ما دور مي کند و دلهايشان را چون پاره های آهن محکم و استوار مي نمايد و به هر کدام از آنان قدرت چهل مرد مي بخشد و آنان فرمانروايان و بزرگان زمين مي شوند(بحار الانوار، ج52، ص317).
و امام صادق(ع) فرمود: به هنگام فرا رسيدن امر ما(حکومت امام مهدي(ع)) خداوند ترس را از دل شيعيان ما برمي دارد و در دل دشمنان ما جاي مي دهد، در آن هنگام هر يک از شيعيان ما از نيزه برنده تر و از شير شجاع تر مي شوند.(بحار الانوار، ج52، ص326).
پس سلاح آن حضرت (عج) رعب و وحشتى كه از آن موعود عدالت گستر در دل طغيانگران و ظالمان پدیدار خواهد شد. او از ستمگران-  نه مردمان عادی – آن قدر مى كشد كه برخى در او شك مى كنند و او را خشونت طلب مى پندارند!
10. اقدامات اصلاحى
رفاه و آسايش مردم، به عنوان زمینه دست یابی مردم به کمالات بایسته و شایسته انسانی و عمل به وظیفه عبودیت و بندگی خدا از هدفهاى دولت مهدوى(عج) است. اصولا جوامع بشری برای سعادت و خوشبختی و تامین آرامش و آسایش پدید می آید و عدالت نیز چیزی جز فراهم کردن این هدف نیست که در آیه 25 سوره حدید آمده است؛ وقتی انسان به آرامش و آسایش دست یابد به همه چیز دست یافته است؛ زیرا آرامش و آسایش واقعی در سایه بندگی و عبودیت و تقوا است که همه برکات آسمانی و زمینی بر انسان خواهد رسید؛ چنان که خداوند می فرماید: وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ وَلَـكِن كَذَّبُواْ فَأَخَذْنَاهُم بِمَا كَانُواْ يَكْسِبُونَ؛ و اگر مردم شهرها ايمان آورده و به تقوا گراييده بودند، قطعاً بركاتى از آسمان و زمين برايشان مى‏گشوديم، ولى تكذيب كردند پس به [كيفر] دستاوردشان [گريبان‏] آنان را گرفتيم.(اعراف، آیه 96)
این سعادت دنیا این گونه با سعادت ابدی اخروی نیز پیوند خواهد خورد. هدف پیامبران ایجاد چنین بستری برای بشریت است که به دست امام زمان(عج) و یاران و مومنان ایجاد خواهد شد.
امام باقر عليه السلام فرموده است: اِذا قامَ الْقائِمُ عليه السلام يُوَسِّـعُ الطَّريقَ الْأَعْظَمَ … وَ يَهْدِمُ كُلَّ مَسْجِدٍ عَلَى الطَّريقِ وَ يَسُدُّ كُلَّ كُوَّةٍ اِلَى الطَّريقِ وَ كُلَّ جَناحٍ وَ كَنيفٍ وَ ميزابٍ اِلَى الطَّريقِ؛ چون قائم عليه السلام قيام كند، راههاى اصلى را توسعه مى دهد و هر مسجدى را كه مانع راه باشد ويران مى سازد و هر پنجره را كه به سوى راههاى عمومى گشوده باشد و نيز هر گونه ايوان و آبريزگاه و ناودانى را كه به طرف راههاى عمومى باشد مى بندد. (الغيبة، شيخ طوسى، ص 475)
باید توجه داشت خراب كردن مساجدى كه راه مردم را تنگ كرده، يا پنجره ها و آبريزگاههاى رو به معابر عمومى، در واقع حمايت از حقوق جامعه و از ميان بردن مزاحم هاست.
11. پذيرش اموال و پاك کردن آن
از نظر آموزه های قرآنی انسان تنها مالک بخشی از اموال می شود و کار و تلاش انسانی به معنای آن نیست که هر آن چه در اختیار می گیرد، ملک اوست. به سخن دیگر، اسلام مالکیت را برای انسان اثبات می کند ، ولی در هر مالی کسانی دیگری نیز مالکیتی برای آنان است. به عنوان مثال در هر مالی دو گروه سائل و محروم نیز حقی دارند و این گونه نیست که تمام مال ملک آدمی باشد. پس آن دو گروه به طور مشاع در این مال حق دارند و تا حقوق آنان داده نشود، هر گونه تصرفی در این اموال به معنای تصرف در مال الغیر نیز خواهد بود. خداوند می فرماید: وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِّلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ؛ در اموالشان حقی برای سائل و محروم است.(ذاریات، آیه 19 و نیز معارج ، آیات 24 و 25)
بر اساس احکام خمس و زکات نیز این حقوق برای اموال انسانی نیز ثابت است. به این معنا که هر مالی که  انسان به دست می آورد، چهار پنجم آن را مالک بوده و یک پنجم آن اصولا ملک شخص نیست بلکه ملک معصوم (ع) است که باید پرداخت شود.
به سخن دیگر، همه اموالی که در اختیار بشر است از نظر حقیقی مالک آن خداوند بوده و این مال الله است که به انسان داده می شود(حدید، آیه 23) و انسان مالک اعتباری بخشی از آن می شود نه همه آن.
البته هدف از گرفتن خمس و زکات پاک کردن مال و در نتیجه خود انسان است. امام مهدى عليه السلام فرمود: وَ أَمّا اَمْوالُكُمْ فَما نَقْبَلُها اِلاّ لِتُطَهَّرُوا فَمَنْ شاءَ فَلْيَصِلْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَقْـطَعْ … وَما وَصَلْتَنا بِهِ فَلاقَبُولَ عِنْدَنا اِلاّ لِما طابَ وَ طَهُرَ؛ اما اموال شما را نمى پذيريم مگر از آن روى كه شما پاك شويد. پس هر كه خواهد بما بپردازد و آنكه خواهد دست باز دارد … و آنچه به ما بپردازى، جز آنچه پاك و پاكيزه باشد نزد ما پذيرفته نيست. (الغيبة، شيخ طوسى، 290)
آنان كه حقوق واجب شرعى را به امام معصوم عليه السلام مى دهند، منّتى ندارند، بلكه حق منّت و لطف، از آنِ ولىّ خداست، كه با پذيرفتن اموال و خمس مردم، مال آنان را پاك و حلال مى سازد و اموالى را مى پذيرد كه پاك و از راه مشروع و حلال به دست آمده باشد.
اصـلاحات اعتـقادى امام مهـدى عليه‏السلام
دامنه اصلاحات امام مهدی(عج) به عنوان مصلح کل فراتر از امور اجتماعی و سیاسی مردم، به حوزه های دیگر از جمله اعتقادی و اقتصادی نیز کشیده خواهد شد. در باره آثار اصلاحات آن حضرت(عج) در حوزه امور اعتقادی آمده  است:
1. اسلام جديد
از آن جایی که بر اسلام در طول اين همه قرون، پيرايه ها بسته اند و در مواردى چهره واقعى اسلام، مسخ و تحريف شده است، وقتى آن حضرت ظهور كند، بدعت ها را مى زدايد و «اسلام ناب» را عرضه مى كند و مثل پيامبر خدا صلي الله عليه و آله كه بت شكنى كرد، انديشه هاى باطل و خرافات را مى زدايد، گويى اسلام از اوّل ظهور كرده است، نه آنكه دين تازه اى بياورد؛ زیرا جامعه اسلامی همه از نظر اعتقادی گرفتار اموری چون جبرگرایی و مانند آن ها می شود و هم از نظر احکام اسلامی، قوانین را بر اساس مصالح مرسله و مانند آن ها تغییر داده به طوری که نه در اصول و نه در فروع کم ترین شباهتی با اسلام ناب محمدی(ص) ندارد. از این رو، وقتی آن حضرت(عج) ظهور می کند و اسلام را ارایه می دهد گویی اسلام تازه ای از نظر اصولی و فروعی معرفی شده است؛ در حالی که همان اسلام محمدی(ص) است.
امام باقر عليه السلام فرمودها ست: [فى صِفَةِ المَهْدى] يَهْدِمُ ما كانَ قَبْلَهُ كَما هَدَمَ رَسُولُ اللّهِ صلي الله عليه و آله اَمْرَ الْجاهِليَّةِ وَ يَسْتَأْنِفُ الاِسْلامَ جَديدا؛ او (مهدى) آنچه را پيش از او بوده است در هم ريزد؛ آنگونه كه رسول خدا صلي الله عليه و آله امور جاهليت را در هم ريخت. مهدى عليه السلام اسلام را به گونه اى تازه و جديد مى آغازد. (الغيبة، نعمانى، ص 152)
2. انديشه‏ها در پرتو هدايت وقرآن
قرآن که ثقل اکبر است، به دلیل نادیده و رها شدن ثقل اصغر یعنی اهل بیت عصمت و طهارت(ع) مهجور می افتد و از آن جایی که تنها مخاطب قرآن آن را می فهمد و او است که می تواند تبیین و تفسیر کند، دیگرانی به تفسیر قرآن می پردازند که اصولا با قرائن حالی و مقالی آن آشنایی ندارند، این گونه است که قرآن نیز نادیده گرفته می شود.
اما وقتی امام مهدی(عج) ظهور می کند معلوم می شود که باید از دریچه تفسیر اهل بیت(ع) قرآن را فهمید و با اندیشه ها و عقاید و افکار و معارف آن آشنا شد و دیگر جایی برای هواهای نفسانی آدمی در تفسیر قرآن نیست. این روش اصلاحی است که امام (عج) برای اصلاح عقاید و افکار در پیش می گیرد و در پرتو هدایت قرآنی به اصلاح آن می پردازد. امام المتقین  امام عَلىٌّ عليه السلام می فرماید: يَعْطِفُ الْهَوى عَلى الهُدى اِذا عَطَفُوا الهُدى عَلَى الهوى وَ يَعْطِفُ الرَّأْىَ عَلَى الْقُرآنِ اِذا عَطَفُوا الْقُرْانَ عَلَى الرَّأْىِ؛ هنگامى كه مردم هدايت را تحت الشعاع هواى نفس خود قرار دهند (مهدى) خواسته هاى نفسانى را تحت الشعاع هدايت قرار مى دهد و هنگامى كه مردم قرآن را بر اساس رأى و خواسته هاى خود تفسير كنند (مهدى) آراء و نظريات را پيرو قرآن قرار مى دهد. (نهج البلاغه، خطبه 138)
پس از نظر امام علی(ع) دورى مردم از راه روشن امامان(ع)، همان تبعيّت از هواى نفس است و اگر خواسته ها بر مدار «هدايت» باشد، نه هدايت تابعِ «هواى نفس»، رويكرد بشريت به خط اهل بيت(ع) و راه حق خواهد بود. در عصر امام زمان، «قرآن» محور انديشه ها و عملها است و این گونه نیست که امام مهدی(عج) فکر و عقیده ای غیر اسلام و قرآن بیاورد؛ ولی چون از نگاه حقیقی به قرآن نگاه می کند و تفسیر می نماید، حقیقت معارف آشکار می شود و راه هدایت روشن به چشم می آید و دیگر جای هواهای نفسانی و تفاسیر باطل نخواهد بود که افکار و عقاید مردم را خراب و نابوده کرده است.
3. احياگر قرآن و سنّت
از دیگر اموری که به دست مصلح کل انجام می گیرد اصلاح و احیای سنت و سیره معصومان(ع) و رهایی قرآن از مهجوریت و احیا دوباره آن در عمل و زندگی مردم است. سبک زندگی امت بر اساس کتاب و سنت و عترت سامان و اصلاح می یابد و مردم به تمام و کمال بر اساس دین فکر و عمل می کنند.
اميرمؤمنان عليه السلام فرمود: فَيُريكُمْ كَيْفَ عَدْلُ السّيرَةِ وَ يُحْيى مَيِّتَ الْكِتابِ وَ السُّنَةِ؛  (مهدى) شيوه عدالت را به شما نشان مى دهد و احكام از بين رفته كتاب و سنّت را زنده سازد. (نهج البلاغه، خطبه 138)
همه ارزش اسلام به عدالتى است كه در سايه حاكميت قرآن و سنت نبوى باشد. آن حضرت، احياگر اين ارزش هاست.
4. تعليم عمومى قرآن
از برنامه هاى حكومت امام زمان عليه السلام نشر فرهنگ قرآن در سطح گسترده است، چه از نظر خواندن، چه فهميدن، چه عمل كردن. اكنون بسيارى از مفاهيم بلند قرآن ناشناخته است يا به آنها عمل نمى شود. برپا داشتن خيمه هايى براى تعليم قرآن به مردم به گونه اى كه خدا نازل كرده، اشاره به نشر مفاهيم واقعى قرآن، دور از تحريف ها و كج انديشى ها و برداشت هاى نادرست از قرآن است.
امام باقر عليه السلام فرمود: اِذا قامَ الْقائِمُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صلي الله عليه و آله ضَرَبَ فَساطيطَ لِمَنْ يُعَـلِّمُ النّاسَ الْقُرْانَ عَلى ما اَنْزَلَ اللّهُ؛ چون قائم آل محمد صلي الله عليه و آله كند نمايد، خيمه هايى برپاى دارد تا افرادى قرآن را آنگونه كه خداى نازل فرموده است به مردم بياموزند. (نوائب الدهور، ج 3، ص 409)
5. دانش گسترى
در این دوره به سبب حاکمیت قرآن و اهل بیت(ع) حقایق خود را نشان می دهد و مردم به علوم و معارفی دست می یابند که تا آن زمان نهان و مخفی بوده است. امام صادق عليه السلام فرمود:  اَلْعِلْمُ سَبْعَةٌ و عِشْرُونَ جُزْءا فَجَميعُ ماجائَتْ بِهِ الرُّسُلُ جُزْءانِ فَلَمْ يَعْرِفِ النّاسُ حَتّى الْيَوْمَ غَيْرَ الْجُزْئَينِ فَاِذا قامَ الْقائِمُ اَخْرَجَ الْخَمْسَةَ وَ الْعِشْرينَ جُزْءً فَبَثَّها فى النّاسِ؛ دانش، بيست و هفت قسمت است. تمامى آنچه پيامبران آورده اند دو قسمت است و مردم تا كنون بيش از دو قسمت را نشناخته اند. چون قائم بپاى خيزد، بيست و پنج قسمت ديگر را بيرون آورد و در ميان مردم بپراكند. (موسوعة احاديث المهدى عليه السلام، ج 4، ص 53)
مضمون اين حديث، توسعه فراوان علوم بشرى را به دست حضرت مهدى عليه السلام مى رساند، به نحوى كه نسبت دانش هاى موجود به علومى كه او آشكار مى سازد، دو به بيست و هفت است. این بدان معنا خواهد بود که انسان در همه عرصه ها از معارف ظاهری و باطنی و علوم تجربی و غیر تجربی به چنان دانشی دست می یابند که اصولا در غیر حاکمیت معصوم(ع) شدنی و دست یافتنی نبود.
6. اقامه شريعت نبوى
پیش از  این توضیح داده شد که حکومت مهدی(عج) حکومت سنت های الهی و نبوی و علوی است. ایشان در این زمان همه احکام شریعت را که به هر دلیل تعطیل شده و یا اجرای ناقص داشته را اجرا می کند و جورچین شریعت را به نحوی کامل می کند که همه عناصر در جایی خود قرار گرفته و عدل حقی را در قالب عدالت قسطی نیز به اجرا در می آورد.
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: اَلقائِمُ مِنْ وُلْدى … وَ سُنَّتُهُ سُنَّتى يُقيمُ النّاسَ عَلى مِلَّتى وَشَريعَتى وَيَدْعُوهُمْ اِلى كِتابِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ؛ قائم از فرزندان من است، شيوه و سنت او سنت من است و مردم را بر اساس دين و شريعت من بر پاى مى دارد و به كتاب خداوند دعوت مى كند. (بحارالانوار، ج 51، ص 73، روايت 19)
اصـلاحات اقتصادى امام مهـدى عليه‏السلام
پیش از این بخشی از اقدامات و فعالیت های اقتصادی عصر ظهور بیان شده است. در این جا به نکاتی دیگر از اصلاحات و اقدامات اصلاحی آن حضرت(عج) پس از ظهور در سایه کتاب الله  وسنت نبوی و علوی و حاکمیت عترت طاهره(ع) اشاره می شود:
1. فقرزدايى عمومى
فقر دشمن بشر است؛ زیرا فکر و رفتارش را تحت تاثیر قرار می دهد و حتی او را به کفر می کشاند. علل فقر آن است که هر کسی فکر می کند مالی که در اختیار اوست ملک طلق اوست، در حالی که بخشی از آن مال دیگران و از حقوق کسانی چون سائلان و محرومان و امامان و حاکمان الهی (ع) است که باید پرداخت شود. اگر این حقوق پرداخت شود دیگر کسی فقیر نخواهد بود.
امروز به دلیل عدم عمل به واجبات دینی و غصب اموال دیگران و حقوق مسلم آنان که در مال ما است، فقر شیوع دارد. وجود اين همه فقر و محروميت در جهان و كشورهاى اسلامى، نتيجه عدم پرداخت حقوق حق دیگران از سوی مسلمانان و تبعيض هاى ظالمانه و نبودن عدالت اجتماعى است. از سوی دیگر منابع و ثروت هاى عادلانه تقسيم نمى شود. از اين رو عده اى در رفاه كامل و داراى اموال فراوانند، عده اى هم در فقر، دست و پا مى زنند. اگر ثروت ها عادلانه تقسيم شود، آنگونه كه در دولت مهدوى خواهد شد، از نيازمندان رفع محروميت مى شود، به نحوى كه فقيرى يافت نمى شود تا به او زكات بدهند.
امام باقر عليه السلام در این باره فرموده است: اِذا ظَهَرَ الْقائِمُ سَوّى بَيْنَ النّاسِ حَتّى لا تُرى مُحْتاجا اِلى الزَّكاةِ؛ چون قائم عليه السلام ظهور كند آنگونه بين مردم به مساوات رفتار نمايد كه نيازمند به دريافت زكات ديده نشود. (بحارالانوار ج 52، ص 390، روايت 212)
2. سازندگى گسترده
از وظایف و تکالیف انسان در زمین به عنوان خلیفه الهی آبادانی و عمران زمین است که در آیه 61 سوره هود به  صراحت بیان شده است.  امروز بخشی از تلاش ها برای عمران انجام می گیرد ولی از آن جایی که تحت حاکمیت الهی و مدیریت مستقیم امام معصوم(ع) نیست بسیاری از آن ها همراه با فساد و افساد در زمین از محیط زیست و مانند آن است. بر اساس آموزه های روایی ، عمران و آبادى در سطح جهانى، از ويژگى هاى عصر ظهور است كه در سايه حكومت آن حضرت پديد مى آيد. ثروت ها و امكانات، صرف آبادى زمين و شهرها و روستاها مى شود و اين عمران در همه دنيا كه قلمرو حكومت اوست، مشهود خواهد بود.
امام پنجم عليه السلام فرمود: اَلْقائِمُ مِنّا مَنْصُورٌ بِالرُّعْبِ مُؤَيَّدٌ بِالْنَّصْرِ … يَبْلُغُ سُلْطانُهُ الْمَشْرِقَ وَ الْمَغْرِبَ … فَلا يَبْقى عَلى وَجْهِ الاَرْضِ خَرابٌ اِلاّ عُمِّرَ؛ قائم ما به وسيله بيم، يارى شود و با پيروزى تأييد گردد. حكومت او مشرق و مغرب را فرا گيرد. پس در تمامى روى زمين خرابى باقى نمى ماند مگر آنكه آباد شود. (منهاج البراعة، ج 8، ص 353)
3. پرداخت وامها و آزادى بردگان
در روایت است: قالَ اَميرُالمُؤمِنينَ عليه السلام فى تَوصيفِ المَهدى عليه السلام: فَلا يَتْرُكُ عَبْدا مُسْلِما اِلاَّ اشْتَراهُ وَ اَعْتَقَهُ وَلاغارِما اِلاّ قَضى دَيْنَهُ وَ لا مَظْلِمَةَ لاَحَدٍ مِنَ النّاسِ اِلاّ رَدَّها وَ لا يُقْتَلُ قَتيلٌ اِلاّ قَضى عَنْهُ دَيْنَهُ وَ اَلْحَقَ عِيالَهُ فى الْعَطاءِ؛ اميرمؤمنان عليه السلام در توصيف امام مهدى عليه السلام فرمود: هيچ برده مسلمانى باقى نمى ماند مگر آنكه مهدى عليه السلام او را خريده و آزاد مى سازد و بدهكارى نيست مگر آنكه وام او را بپردازد. ستمى بر كسى نمى رود مگر آنكه داد او را بستاند. كسى كشته نمى شود مگر اينكه قرض او ادا مى كند و خانواده اش را تحت پوشش كمكهاى خويش قرار مى دهد. (الامام المهدى، ص 631)
4. استخراج گنجها و تقسيم مالها
خداوند در سطح زمين، گنجينه هاى فراوان قرار داده كه بسيارى از آنها دست نخورده باقى مانده است. استخراج اين معادن و ذخائر و تقسيم صحيح آنها از اهداف حكومت مهدوى است.
در روایت است:  قالَ النَّبىُّ صلي الله عليه و آله فى صِفَةِ المَهدى عليه السلام: اِنَّهُ يَسْتَخْرِجُ الْكُنُوزَ وَ يُقَسِّمُ الْمالَ؛ پيامبراكرم صلي الله عليه و آله فرمود: (مهدى) گنجها را استخراج مى كند و ثروتها را تقسيم مى نمايد. (منتخب الاثر، ص 472)
5. زمين در دست شيعيان
از آن جایی که حاکمیت انسان و مالکیت وی بر املاک و اموال مشروط است و همه آن ها ملک طلق انسان نمی شود، عدم پرداخت حقوق دیگران که به طور مشاع در اموال است، به معنای غصب اموال دیگری است. این گونه است که تنها شیعیان به سبب پرداخت حقوق الهی به ویژه خمس و زکات از اموال بهره می برند و اموال ایشان غصبی نیست؛ اما دیگران این گونه نخواهد بود.
بر اساس روایات، کسانی که املاک را به طور غصبی دارند باید در عصر ظهور آن را پس دهند و تنها شیعیان آن را پس نمی دهند؛ زیرا غصبی صورت نگرفته و آنان حقوق دیگران را پرداخته کرده ا ند. پس در عصر ظهور املاک تنها در دست این افراد خواهند ماند.
به سخن دیگر، ولايت و حاكميت زمين، از آنِ امامان معصوم عليهم السلام است و تصرّف ديگران بايد با اجازه آنان باشد تا حلال گردد.
امام صادق عليه السلام فرموده است:  كُلُّ ما فى اَيْدى شيعَتِنا مِنَ الاَرْضِ فَهُمْ فيهِ مُحَلَّلُونَ حَتّى يَقُومَ قائِمُنا فَيُجْبيهِمْ طَسْقَ ما كانَ فى اَيْديهِمْ وَ يَتْرُكَ الاَرْضَ فى اَيْديهِمْ وَ اَمّا ما كانَ فى اَيْدى غَيْرِهِمْ فَاِنَّ كَسْبَهُمْ مِنَ الاَرْضِ حَرامٌ عَلَيْهِمْ حَتّى يَقُومَ قائِمُنا فَيَأْخُذَ الاَرْضَ مِنْ اَيْديهِمْ وَ يُخْرِجَهُمْ صَغَرَةً؛ همه زمينهايى كه در اختيار شيعيان ماست بر آنان حلال است تا آنكه قائم ما قيام نمايد و از آنان ماليات زمينهايى را كه در اختيار آنان است بستاند و زمين را به ايشان واگذار نمايد. اما زمينهايى كه در اختيار غير شيعيان است، درآمد آنان از اين زمينها حرام است تا وقتى كه قائم ما بپاى خيزد و زمين را از آنان باز ستاند و با ذلت آنان را بيرون براند. (الكافى، ج 1، ص 408)
6. ثروت بی کران و بخششى گسترده
وفور نعمت و ثروت در عصر امام زمان عليه السلام به حدّى خواهد بود كه همه نيازها برطرف شود و اگر كسى هم احتياجى داشته باشد، عطاى بى حساب به او مى دهند، نه به صورت گدا پرورى كه دوباره محتاج شود.
رسول گرامى اسلام صلي الله عليه و آله فرمود: اِنَّ فى اُمَّتى الْمَهْدِىُّ … فَيَجىء اِلَيْهِ رَجُلٌ فَيَقُولُ: يا مَهدىُّ اَعْطِنى، اَعْطِنى! قالَ: فَيُحْثى لَهُ فى ثَوْبِهِ مَا اسْتَطاعَ اَنْ يَحْمِلَهُ؛  مهدى از امت من است … شخص به محضر او مى آيد و مى گويد: اى مهدى! به من چيزى بده! مرا چيزى ببخش! پس آن حضرت به اندازه اى كه آن مرد بتواند بردارد و حمل كند (ثروت و مال) در دامان او مى ريزد. (سنن ترمذى، ج 4، ص 439، روايت 2232)
7. فرمان عدالت و سازندگى
در عصر ظهور، همه جهان تحت حكومت واحد اداره خواهد شد و كارگزاران حكومتى آن حضرت، در همه جاى عالم به فرمان او مأمور خواهند بود كه همه شهرها را آباد سازند و شيوه عدالت و احسان را حكمفرما كنند.
امام صادق عليه السلام فرمود:  يُفَرِّقُ الْمَهْدِىُّ اَصْحابَهُ فى جَميعِ الْبُلْدانِ وَ يَأْمُرُهُمْ بِالْعَدْلِ وَ الاِحْسانِ وَ يَجْعَلُهُمْ حُكّامَا فى الاَْقاليمِ وَ يَأْمُرُهُمْ بِعِمْرانِ الْمُدُنِ؛ مهدى اصحاب خويش را در تمامى شهرها مى پراكند و آنان را به عدالت و احسان فرمان مى دهد، آنان را حاكمان مناطق مختلف قرار داده به آنان دستور مى دهد كه به آبادانى و سازندگى شهرها بپردازند.( يوم الخلاص، ص 395)
8. خوان گسترده حكمت و ثروت
در روایت است: قـالَ البـاقِرُ عليه السلام فى صَفَةِ المَهْدىِّ: يُعْطيكُمْ فى السَّنَةِ عَطائَيْنِ وَ يَرْزُقُكُمْ فى الشَّهْرِ رِزْقَيْنِ وَ تُؤتَوْنَ الْحِكْمَةَ فى زَمانِهِ حَتّى اَنَّ الْمَرْئَةَ لَتَقْضى فى بَيْتِها بِكِتابِ اللّهِ تَعالى وَ سُنَّةِ رَسُولِ اللّهِ؛ امـام باقر عليه السلام در توصيف مهدى عليه السلام فرمود: در سال دوبار بر شما بخشش مى فرمايد و در هر ماه دوبار روزى مى دهد. در زمان او حكمت به شما داده شود، تا آنجا كه زن در خانه خويش بر اساس كتاب خداوند و سنت پيامبر صلي الله عليه و آله حكم مى كند. (الغيبة، نعمانى، ص 158)
بر اساس اين حديث، هم درآمدها و حقوق مادّى مردم در آن روزگار، فراوان خواهد بود، هم بهره هاى علمى و معنوى به همه جا خواهد رسيد. اينكه يك زن در خانه اش بر اساس قرآن و سنّت حكم مى كند، كنايه از گسترش علوم اسلامى در همه جاى جهان و در ميان همه اقشار و اصناف است.
امام باقر(ع) فرمود: در زمان امام مهدي(عج) به شما حكمت داده مي‌شود، تا آنجا كه زن در درون خانه‌اش مطابق كتاب خدا و سنت پيامبر(ص) قضاوت مي‌كند.(بحار الانوار، ج52، ص352).
9. مبارزه با ثروت اندوزى
امام صادق عليه السلام فرمود: فَاِذا قامَ قائِمُنا عليه السلام حَرَّمَ عَلى كُلِّ ذى كَنْزٍ كَنْزَهُ حَتّى يَأْتُوهُ بِهِ يَسْتَعينُ بِهِ؛  چون قائم ما قيام كند، هر گنجى را بر صاحب آن حرام نمايد، تا آن را به خدمت او آورند و او آن گنج را (در راه مصالح مردم) به كار گيرد. (تهذيب الاحكام، ج 4، ص 144، روايت 402)
اجــراى عـدالـت امام مهـدى عليه‏ السلام
در آیات قرآنی هدف بعثت پیامبران عدالت قسطی دانسته شده است.(حدید، ایه 25) و پیامبران(ع) برای آن تلاش کردند، ولی تا زمانی که مردم نخواهند و قیام بدان نکنند و در سایه کتاب الله  و حاکمیت معصوم(ع) قرار نگیرند چنین چیزی شدنی نیست. در بخش های قبل گوشه ای از عدالت مهدوی(ع) بیان شد. در این جا گوشه هایی دیگر را نیز بیان می کنیم.
1. عدالت فراگیر جهانى و همه جانبه
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: اِنَّ عَلىَّ بْنَ اَبى طالبٍ اِمامُ اُمَّتى … وَ مِنْ وُلْدِهِ الْقائِمُ الْمُنْتَظَرُ الَّذى يَمْلأُ اللّهُ بِهِ الاَرْضَ عَدْلاً وَ قِسْطا كَما مُلِئَتْ جَوْرا وَ ظُلْما؛ به راستى كه على بن ابى طالب عليه السلام امام امت من است … و قائم از نسل اوست. آن كس كه زمين را از عدالت و مساوات لبريز مى كند، آنگونه كه از ستم و بيداد لبريز گشته باشد. (كشف الغمة، ج 3، ص 328)
از روشن ترين مظاهر دولت امام زمان عليه السلام آن است كه جهان آنگونه كه از ستم پر شده است، از قسط و عدل پر مى شود و اين مضمون در روايات فراوانى بيان شده و گوياى حاكميّت نظام عادلانه و مبتنى بر حق در همه جاى عالم است و اين خواسته الهى در دوران حضرت قائم عليه السلام تحقق خواهد يافت.
2. عدالت درباره نيكان و بدان
امام باقر عليه السلام فرمود:  اِذا قامَ قائِمُنا فَاِنَّهُ يُقَسِّمُ بِالسَّوِيَّةِ وَيَعْدِلُ فىخَلْقِ الرَّحْمنِ اَلْبَرِّ مِنْهُمْ وَالْفاجِرِ؛ چون قائم ما بپاى خيزد بطور مساوى تقسيم مى كند و در ميان خلق خدا ـ با نيك و بد ـ به عدالت رفتار مى نمايد. (علل الشرايع، ص 161
3. باز پس گيرى حقوق
چنان که گفته شد در مالی حقی برای سائل و محروم و نیز حاکمیت معصوم(ع) است که باید پرداخت شود وگرنه آن مال غصبی است. هم چنین مردم به سبب دعاوی دروغ و شواهد و ادله باطل حقوق و املاک و اموال دیگران را غصب می کنند و پاره های آتش را به درون خود می برند؛ زیرا حتی پیامبر(ص) مامور به قضاوت بر اساس سوگند و شاهد است: إِنَّمَا أَقْضِي بَيْنَكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ وَ الْأَيْمَان؛ در میان شما جز به بینه و سوگند قضاوت و حکم نمی کنم.( الكافي، الشيخ الکلينی، ج7، ص414، ط اسلامی)
امادر حاکمیت امام مهدی(عج) دیگر از حق خوری و ظلم خبری نیست. رسول خدا صلي الله عليه و آله فرموده است: يَبْلُغُ مِنْ رَدِّ الْمَهْدِىِّ الْمَظالِمَ حَتّى لَوْ كانَ تَحْتَ ضِرْسِ اِنْسانٍ شَى ءٌ اِنْتَزَعَهُ حَتّى يَرُدَّهُ؛ كار امام مهدى عليه السلام درباز پس گرفتن حقوق بدانجا رسد كه اگر در بُنِ دندان انسانى حق فردى ديگر نهاده باشد، آن را بازپس گرفته و (به صاحب حق) بر مى گرداند. (موسوعة احاديث الامام المهدى، ج 1، ص 221)
پس اگر در نظام هاى بشرى، گاهى مرور زمان يا دخالت هاى ديگران يا محافظه كارى قُضات، سبب مى شود حق مظلوم از ظالم گرفته نشود، ولى در دولت امام عصر عليه السلام، با دقت و قدرت، همه حقوق مظلومين استيفا مى شود و آن گونه كه امير مؤمنان عليه السلام هم در خطبه آغاز خلافتش فرمود، هر جا كه باشد حق ستمديده گرفته مى شود و به او ردّ مى گردد.
4. قضاوت بدون شاهد خواهى
چنان که گفته شد پیامبر(ص) بر اساس ظواهر مانند سوگند و شاهد قضاوت می کرد. اما نوع قضاوت حضرت حجت(عج) قضاوت داودی با استفاده از علم غیب است . در روایت است: قالَ الْعَسْكَرىُّ عليه السلام: (فى صِفَةِ القائِم عليه السلام) فَاِذا قامَ قَضى بَيْنَ النّاسِ بِعِلْمِهِ كَقَضاءِ داوُدَ عليه السلام لا يَسْألُ الْبَيِّنَةَ؛ امام حسن عسگرى عليه السلام در توصيف حضرت مهدى عليه السلام فرمود: چون او قيام نمايد، بين مردم بر اساس دانش خود حكم كند، همانند قضاوت حضرت داود، و درخواست شاهد نمى كند. (الكافى، ج 1، ص 509، روايت 13)
گفتنی است حضرت داود عليه السلام بر اساس علمى كه خدا در اختيارش گذاشته بود قضاوت می کرد و در داورى ميان افراد و قضاوت بين متخاصمين به علم الهى خود عمل کرده و طبق آن حكم صادر مى كرد، نه آنكه از مدّعى، شاهد بخواهد. گاهى در شيوه هاى رايج، مدعى شاهد ندارد، يا شهود دروغين در محكمه گواهى مى دهند، يا قسم هاى دروغ مى خورند و حقّ و نا حق مى شود. ولى در عصر امام زمان عليه السلاموى بر اساس علم خود حكم صادر مى كند و هيچ حقّى ضايع نمى گردد.
ابوبصیر از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود: ‏ ‏«انّه اذا تناهت الامور الی صاحب هذا الامر رفع اللّه تبارک و تعالی لَه کلَّ منخفض من الأرض، و خفّض له کلَّ ‏مرتفع حتّی تکون الدّنیا عنده بمنزلة راحته، فایّکم لو کانت فی راحته شعرة لم یبصرها؛ هنگامی که کارها به صاحب اصلی ولایت (مهدی(علیه السلام)) برسد خداوند هر نقطه فرو رفته ای از زمین را برای او مرتفع، و هر ‏نقطه مرتفعی را پایین می برد آنچنان که تمام دنیا نزداو بمنزله کف دستش خواهد بود! کدامیک از شما اگر در کف ‏دستش موئی باشد آن را نمی بیند!» (بحارالانوار، ج 52، ص 328)
جابر از امام باقر(علیه السلام) نقل شده چنین می گوید:‏  ‏«انّما سمّی المهدی لانّه یهدی الی امر خفی؛ حتّی انه یبعث الی رجل لا یعلم النّاس له ذنب فیقتله حتّی ان احدهم یتکلّم ‏فی بیته فیخاف ان یشهد علیه الجدار؛ به این جهت او مهدی نامیده شده است که به امور مخفی و پنهان هدایت می گردد؛ تا آنجا که گاه به سراغ کسی می ‏فرستد که مردم او را بی گناه می دانندو او را به قتل می رساند (زیرا از گناه نهایی او همانند قتل نفس که موجب ‏قصاص می شود آگاه است!) و تا آنجا که بعضی از مردم هنگامی که درون خانه خود سخن می گویند می ترسند ‏دیوار بر ضدّ آنها شهادت دهد (و از خلافکاریها و توطئه آنان، حکومت مهدی را با خبر سازد!»‏ (بحارالانوار، ج 13)

Share

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید