پیش گویی و غیب دانی جنیان

demonبارها از من این پرسش شده که آیا جنیان از آینده خبر دارند و آیا می توانند پیش بینی و یا پیش گویی کنند که چه اتفاقی می افتد؟ اگر بر اساس برخی ادله، آنان از مقام مثال هستند و از جسم لطیف مثالی برخوردار می باشند پس می بایست از آینده خبردار باشند؟

زیرا هر امر مادی پیش از تحقق مادی در عالم ماده صرف و محض می بایست در عالم مثال تحقق یابد و اینان می توانند از آن با خبر شوند؛ بنابراین می توان دست کم از آگاهی ایشان نسبت به آینده نزدیک سخن گفت و آن را تایید کرد؟
عالم مثال متصل و منفصل
یکی از عوالمی که برای جهان اثبات می شود، عالم مثال منفصل است. این قید منفصل را از آن رو به کار می برند تا از عالم مثال متصل باز شناخته شود؛ زیرا از آن جایی که انسان عالم اصغر در برابر عالم اکبر هستی، از همان خصوصیات و ویژگی های عالم بیرون و هستی برخوردار می باشد و این توانایی ذاتی انسان است که برای وی قابلیت خلافت ربوبی را فراهم آورده است.بر این اساس انسان موجودی است که در درون خود نقش همه عالم هستی را به شکل کوچک شده آن دارا می باشد. اگر برای عالم هستی مراتب و نشئاتی است برای آدمی نیز چنین چیزی وجود دارد.

بارها در خواب کاری کرده و یا از دیده ها و شنیده ها و خوردنی ها و پوشیدنی ها لذت برده اید. در رویا به جاهایی رفته اید که در شگفت آن نتوانسته اید واژه و یا گزاره ای بیابید و تنها به این بسنده کرده اید که جهانی بس زیبا و شگفت انگیز بوده است.
در این سیری انسانی در خواب خویش که به حکم الهی انجام می گیرد و هر زمانی که به خواب می روید اتفاق می افتد و به تعبیر قرآن توفی جان و نفس رخ می دهد و نفس آدمی گرفته و بازگردانده می شود: اللَّهُ یَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَالَّتِی لَمْ تَمُتْ فِی مَنَامِهَا فَیُمْسِکُ الَّتِی قَضَى عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَیُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ( زمر آیه ۴۲) انسان به جاهایی برده می شود که می توان از آن به سیر شبانه در عوالم تعبیر کرد.
هر کسی بر اساس استعداد خویش و توانایی و ظرفیتی که در روز کسب کرده است در سیر و معراج شبانه خویش به عوالم مختلف برده می شود. برخی تنها به عالم مثال می روند و برخی دیگری از عوالم دیگر نیز رها می یابند و تا عنداللهی بالا می روند.
به قول استاد علامه حسن زاده هرکسی دراین سیر شبانه خویش شکاری بر اساس کار روزش می کند و بهره ای عالم ملک و ملکوت برمی گیرد.
شکاری که انسان ها در خواب و رویا می کنند نوعی دانش و علوم خاص است که بنا بر ظرفیت و استعداد اشخاص مختلف و متفاوت است.
شخص کامل کسی است که هم خوب بالا می رود و عروج می کند و هم خوب تلقی می کند و هم خوب آن چه را تلقی کرده حفظ کرده و با خود به عالم ماده می آورد و به نوعی دارای عصمت است در دیدن و فهمیدن و حفظ کردن و بیان کردن است. این چنین شخصی است که رویا وی همان رویای صادق است که نوعی نبوت و درجه ای از آن به شمار می آید و با عالم الوهیت مرتبط می سازد. از این روست که گفته اند که رویا یکی از راه های ارتباط با عالم بالا و خداوند تبارک و تعالی است.
اما برخی دیگر یا اگر به آن عوالم بالا روند درتلقی و یا فهم و یا حفظ و مانند آن کم می آورند و یا آن چه را به دست آورده اند یا تغییر می دهند و در هنگام بازگشت به عوالم ملکوت و یا عالم مثال و دیگر مراتب آن را از کف می دهند و یا حتی به شکل اضغاث احلام در می آورند.
به این معنا که از مغز به گردو و از گردو به پوست و از پوست به چیزی دیگری از باب تداعی معانی و الحرف یجر الحرف می روند و نتیجه آن که اصل را فراموش می کنند و تنها آن اخیری یا پوست را به یاد دارند و نیازمند معبری می شوند تا ایشان را از معانی مختلف عبور داده به معنای نخست بازگرداند.
آدمی چون خود دارای عوالمی چندی هم چون عوالم بیرون است می تواند درک درستی از همه این عوالم داشته باشد.
یکی از عوالم درونی آدمی عالم خیال است که توانایی خاصی به آدمی می بخشد و قوه متخیله نیز کمک می کند تا عنقا و سیمرغ را تخیل کند و چیزهای را بسازد که در معنا حتی وجود نداشته باشد. البته میان قوه خیال و متخیله تفاوتی است ولی نوعی ارتباط تنگاتنگ در میان است که مراد ما را برای تقریب اذهان فراهم می آورد.
عالم عقل درون همانند عالم عقل بیرونی است و از خصوصیات آن بهره مند می باشد. عالم ملکوت انسانی همانند عالم ملکوت بیرونی دارای مراتب و درجات است چنان که عالم ملک در آدمی همانندی خاصی با عالم ملک بیرونی دارد.
عالم مثال دردرون آدمی را عالم خیال نیز می نامند. این همان عالم متصل به ذات آدمی است ولی عالم مثال بیرونی که از آن به عالم مثال منفصل تعبیر می شود امری بیرون از ذات آدمی است هر چند همانند و ناهمانندی هایی نیز در میان آن دو وجود دارد.
عالم مثال منفصل را گاه به عالم برزخ نیز تعبیر می کنند که حد فاصل میان عالم ملک و عالم ملکوت عقل است.
عالم ملکوت عقل عالمی مجرد از ماده است ولی عالم مثال دارای ماده ای لطیف تر از ماده ملک می باشد. آن چه در خواب دیده می شود هر چند که شباهت هایی با عالم ماده دارد ولی از تفاوت های محسوسی نیز برخوردار می باشد.
عالم جنیان را عالم مثال منفصل و برزخ گفته اند؛ آنان با آن که از ماده آفریده شده اند ولی از ماده لطیف و اثیری بهره مند می باشند که در اصطلاح قرآنی از آن به مارج من النار تعبیرشده است و خداوند درباره عناصری که جنیان بدان آفریده شده است می فرماید: وَخَلَقَ الْجَانَّ مِن مَّارِجٍ مِّن نَّارٍ( رحمان آیه ۱۵)
این عنصر لطیف موجب می شود که جنیان به چشم مادی بشر نیایند و با آن که آنان انسان های مادی محض را می بینند ولی آدمی با چشم مادی خویش ناتوان از دیدن موجودات عالم مثال منفصل یا همان عالم برزخ و خیال منفصل می باشد: یَا بَنِی آدَمَ لاَ یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطَانُ کَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیْکُم مِّنَ الْجَنَّهِ یَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِیُرِیَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا إِنَّهُ یَرَاکُمْ هُوَ وَقَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْإِنَّا جَعَلْنَا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاء لِلَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ(اعراف آیه ۲۷)
تنها کسانی که قابلیت خویش را به فعلیت رسانیده اند می توانند با چشم برزخی خویش این موجودات را ببینند همان گونه که اگر شخصی چشم عقل و بصیرت باطنی خویش را بگشاید می تواند عالم عقول و فرشتگان را ببیند و آن ها را چنان که هستند مشاهده کند ؛ چنان که پیامبر (ص) این گونه فرشتگان را که از عالم عقل بودند مشاهده کرده است: وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَهً أُخْرَى(نجم آیه ۱۳)
البته باید توجه داشت که برزخ و عالم مثال منفصل جنیان با عالم برزخی که پس از مرگ تحقق می یابد تفاوت ها و شباهت هایی می باشد. به این معنا که عالم برزخ پس از مرگ عالمی است که جنیان نیز پس از مرگ خودشان بدان وارد می شوند و این گونه نیست که این همان عالم برزخ پیش از مرگ ایشان باشد.
به سخن دیگر عالم برزخ در دایره صعود و نزول عالمی دیگری است و عالمی که جنیان در آن به سر می برند بخشی از همین عالم ماده ولی نوع برزخی و لطیف تر آن است. از این رو می بایست در این معنا توجه داشت که جنیان نمی توانند به عالم برزخ صعودی پس از مرگ راه یابند هر چند که به نظر می رسد که عالم برزخ جنیان همان عالم و یا بخشی از عالم برزخ صعودی باشد.
جنیان مثالی
از آن جایی که جنیان از عالم مثال منفصل و برزخ می باشند می توانند به اموری آگاهی یابند که هنوز در عالم ماده تحقق خارجی نیافته است و درمسیر عالم ملکوت عقل و مثال به سوی مادیت در حرکت می باشد. این مساله ای است که آنان برای استراق و کشف آن به عالم بالاتر می روند ولی به وسیله شهاب های آسمانی رانده می شوند تا اطلاعات عالم مثالی را پیش از ورود دریافت نکنند.
همانند این مساله استراقی است که در حال حاضر برخی با وسایل و فن آوری امروزی انجام می دهند و اطلاعاتی که از مرکز به سوی ماهواره فرستاده می شود تا در جایی دیگر گرفته شود سرقت می کنند و به شکل فایل های دزدی از آن بهره می برند.
در حقیقت اموری که می بایست در آینده نزدیک به شکل مادیت صورت تحقق خارجی یابد درعالم بالاتر و مثالی ربوده می شود.
اما نکته ای که باید توجه داشت این که این اطلاعات به شکل غیب نیست بلکه از حالت غیب بیرون آمده و در حال تظاهربه اشکال مثالی و مادی آن است. از این روست که قرآن بیان می کند که جنیان غیب نمی دانند و نمی توانند از آینده و پشت پرده غیب خبر دهند.
دو عامل موجب می شود که جنیان عالم مثالی از غیب آگاه نباشند؛ نخست آن که آنان را با شهاب ها که ابزارهای خاصی هستند می رانند تا دریافت اطلاعات صورت نگیرد و دیگر این که این اطلاعات می تواند به شکلی محافظت شده به مادیت برسد که دور از چشم و دسترس جنیان مثالی باشد.
این مساله درباره حضرت سلیمان (ع) و مرگ وی به خوبی نمایانده شده است که جنیان غیب و آگاه مخفی شده و حفاظت شده را نمی توانند دریافت کنند. خداوند دراین باره می فرماید: فَلَمَّا قَضَیْنَا عَلَیْهِ الْمَوْتَ مَا دَلَّهُمْ عَلَى مَوْتِهِ إِلَّا دَابَّهُ الْأَرْضِ تَأْکُلُ مِنسَأَتَهُ فَلَمَّا خَرَّ تَبَیَّنَتِ الْجِنُّ أَن لَّوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ الْغَیْبَ مَا لَبِثُوا فِی الْعَذَابِ الْمُهِینِ(سبا آیه ۱۴) زمانی که مرگ سلیمان را در گرفت چیز جز موریانه ای که عصای سلیمان را خورد بر مرگ او راهنمایی نکرد. پس زمانی که سلیمان فرو افتاد مساله برای جنیان روشن و آشکار شد که اگر غیب می دانستند تا این زمان در بند عذاب خوارکننده سلیمان باقی نمی ماندند.
بنابراین جنیان از مرگ انسانی که رو به روی ایشان بود و آنان را به بند کشیده و به بیگاری مشغول داشته بود آگاه نبودند و اگر غیب می دانستند می بایست از مرگ آن حضرت آگاه می شدند.
بنابراین آنان حتی از مرگ انسانی آگاه نیستند چه برسد که غیب بدانند. البته از آن جایی که جنیان همانند انسان ها دارای درجات و مراتب مختلفی علم و دانشی و توانایی هستند برخی از ایشان می توانند به اموری دست یابند ولی این گونه نیست که اهل غیب و اطلاع از امور آینده باشند.
بر این اساس این که گفته شود که جنیان از آینده و یا مسایل غیب و پشت پرده عالم اطلاع دارند امری نادرست و این گونه نیست که داشتن چشم برزخی و دیدن انسان بی آن که دیده شوند موجب شود تا از اینده و مسایل غیبی مطلع بوده و پیش بینی و یا پیش گویی کنند.
به هر حال آنان نیز موجودات انسان هستند که دارای توانایی هایی چون دیدن و دیده نشدن هستند ولی از ناتوانی های بسیاری نیز رنج می برند که موجب شده است که به حکم ازلی و ابدی مسخر انسان شوند و با سجده بر انسان خلافت ربوبی او را بپذیرند هر چند که ابلیس و یارانش از این خلافت سر باز زدند ولی این موجب نمی شود که انسان بر آنان برتر نباشد.
کسانی از جنیان که به استراق سمع می روند و از امری که از عوالم برتر به عالم مثال درآمده است آگاهی می شوند بسیار کم هستند و بسیاری از ایشان به شهاب ثاقب رانده می شوند: إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَهَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌثَاقِبٌ( صافات آیه ۱۰)
خداوند یکی از علت های وجود کواکب و ستارگان را زینت بر شمرده و در ادامه می افزاید: إِنَّا زَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنْیَا بِزِینَهٍ الْکَوَاکِبِ وَحِفْظًا مِّن کُلِّ شَیْطَانٍ مَّارِدٍ لَا یَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَیُقْذَفُونَ مِن کُلِّ جَانِبٍ دُحُورًا وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَهَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ( صافات آیات ۶ تا ۱۰)
این آیات بیان می کنند که آنان می خواهند اطلاعاتی را از ملا اعلی به دست آورند تا پیش گویی و آینده نگری کنند و با بهره برداری از آن انسان ها را گمراه نمایند ولی خداوند آنان را می راند. این جنیان که به این کار مشغول می شوند جنیان مارد و سرکشی هستند که می خواهند مردمان را گمراه سازند.
همین جنیان اولیای برخی از انسان ها هستند که حتی جنیان مومن از این که برخی از انسان ها از آن ها پیروی می کنند شگفت زده شده و مردمان را نکوهش می کنند. این مساله در سوره جن این گونه گزارش شده است: وَأَنَّهُ کَانَ رِجَالٌ مِّنَ الْإِنسِ یَعُوذُونَ بِرِجَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَهَقًا( جن آیه ۶) و در ادامه جنیان ضمن دسته بندی خود به صالحان و گمراهان می گویند که به سبب پرشدن آسمان از نگهبانان و شهاب های ثاقب دیگر نمی توان به اطلاعاتی دست یافت که پیش از این امکان آن وجود داشته است: وَأَنَّا کُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَن یَسْتَمِعِ الْآنَ یَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَّصَدًا( جن آیه ۹) یعنی ما پیش از این برای کسب اطلاعات و سرقت آن در گوشه کنار اسمان می نشستیم ولی اکنون این امکان فراهم نیست زیرا شهاب های رصد کننده آنان را تعقیب می کنند افزون بر این که نگهبانان نیز افزایش یافته و حراست تشدید شده است: وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاء فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِیدًا وَشُهُبًا( جن آیه ۸)
این گزارش ها و منابع به خوبی روشن می سازد که اطلاعات جنیان نسبت به غیب نادرست و غلط است و اگر در گذشته از برخی اطلاعات وارد شده در عالم مثال و برزخ خبر داشتند اکنون تا تبدیل آن به مادیت محض آگاه نیستند و نمی توانند نسبت به آینده خبری و اطلاع به کسی دهند.
این در حالی است که انسان خود با تقویت باطن و تزکیه و خودسازی خویش می تواند دست کم از راه خواب و رویا در سیر شبانه خویش اطلاعاتی را که از عوالم برتر شکار کرده است با خود بدون آلوده شدن به اموری به زمین اورد و آگاهی درست تری از وضعیت خویش داشته باشد. از این روست که استاد علامه حسن زاده همواره از استاد خویش علامه طباطبایی نقل می کرد که هر کس روز خوبی داشته باشد شب شکارهای خوب تری خواهد داشت.
به جای آن که به دامن جنیان چنگ زنیم که راه های گوناگون گمراهی را می نمایاند: وَأَنَّا مِنَّا الصَّالِحُونَ وَمِنَّا دُونَ ذَلِکَ کُنَّا طَرَائِقَ قِدَدًا(جن آیه ۱۱) به دامن تقوا و تزکیه بیاویزیم که دست کم از رویاهای صادق که بخشی از نبوت است آگاه و بهره مند شویم.( نگاه کنید آیات ۶۰سوره اسراء و صافات آیه ۱۰۵ و آیات سوره یوسف درباره دیدن موقعیت آینده خود و وضعیت بحران مصر در طول هفت سال خشکسالی)
این ها بخشی کوچکی از معارف قرآنی است که می تواند برای درک جهان و رابطه درست و منطقی با آن از آن ها بهره برد.
.
تصرف در محدوده اذن الهی)
یکی از پرسش‌هایی که بارها مطرح می‌شود، میزان دانش و نیز تصرفات جنیان و از جمله شیاطین است. برخی گمان می‌کنند که آنان همانند خداوند، علم غیب می‌دانند در حالی که علم آنان محدود به تعلیم الهی است؛ وقتی علم فرشتگان محدود به تعلیم الهی است (بقره، آیه ۳۲) علم جنیان و آدمیان نیز این گونه است؛ البته شیاطین به خاطر شیطنت خودشان دست به سرقت از آسمان می‌زنند و اخبار روز و نیم روز یا هفتگی را به دست می‌آورند؛ اما دسترسی آنان در شب قدر چون بسیار محدود است نمی‌توانند از مقدرات سالیانه که در آن شب رقم می‌خورد آگاه شوند. این محدودیت‌ها پس از اسلام برای آنان بسیار شدت یافته و سرقت نیز کاهش. (جن، آیات ۶ تا ۹ ؛ صافات، آیه ۹ تا ۱۰)
اما درباره تصرفات باید گفت که تصرفات شیاطین و جنیان بسیار محدودتر از علم آنهاست. بر اساس آموزه‌های وحیانی هرگز این امور به معنای تفویض امور به انسان و جنیان نیست؛ زیرا تفویض به معنای اختیار مطلق و خروج از قاعده ربوبیت الهی خواهد بود، در حالی که هیچ کس در هیچ حال از ربوبیت الهی خارج نمی‌شود؛ پس اگر کاری می‌کنند طبق مشیت الهی بوده و تصرفات آنان محدود به همان مشیت کلان الهی است که در قالب «باذن الله» انجام می‌شود.
خداوند درباره تصرفات شیاطین جنی در زندگی بشر می‌فرماید:جز این نیست که نجوا از القائات شیطان است تا کسانى را که ایمان آورده‏اند، دلتنگ کند؛ ولى جز به اذن خدا هیچ آسیبى به آنها نمى ‏رساند و مؤمنان باید بر خدا اعتماد و توکل کنند. ( مجادله، آیه ۱۰)خداوند درباره تصرفات اهل سحر و جادو از انس و جن در زندگی بشر نیز می‌فرماید: وَمَا هُمْ بِضَارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ؛ و آنان به کسی جز به اذن الهی زیان نمی‌رسانند.(بقره، آیه ۱۰۲)
بنابراین، بر اساس توحید فعل، هیچ چیز بیرون از مشیت و حاکمیت الهی انجام نمی‌گیرد و این گونه نیست که در مواردی که آنان می‌دانند و سرقت یا تصرف می‌کنند بدون مشیت و اذن الهی باشد؛ بلکه حتما حکمتی در این سرقت و تصرف است که با اذن الهی صورت می‌گیرد وتنها خدا می‌داند و بر اساس مشیت الهی باید این امور اتفاق بیفتد.