عوامل تزیین عمل و آثار آن

samamosآراستن کار زشت و تزیین آن به کار نیک از اموری است که نفس انسانی و شیطان به آن اقدام می کند. آراستن زشتی ها، نوعی توجیه و فریب است که به نیت و اهداف خاصی انجام می گیرد. از یک نظر می توان تزیین عمل را نوعی استدراج و امهال از سوی خداوند دانست؛ زیرا هر گونه فرصت بازسازی و توبه را از شخص می گیرد و عذاب سخت را برای وی تثبیت می کند.

بسیاری از مردم تحت مهار و مدیریت نفس و هواهای آن، این گونه رفتار می کنند و شرایط را برای بازگشت و توبه خود، سخت می کنند. در این میان خداوند نیز درباره کسانی که ضلالت و گمراهی را هدف خویش قرار داده اند، همراه می شود و به عنوان یک سنت تزیین عمل را انجام می دهد. این گونه است که مکر کنندگان خود در دام مکر الهی گرفتار می شوند؛ زیرا مکر الهی برتر از هر مکری است و کسی را از آن گریزی نیست.

نویسنده در این مطلب، بر اساس آموزه های قرآنی به زمینه، آثار و اهداف و تزیین کنندگان عمل زشت پرداخته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

عمل، عامل شخصیت و هویت سازی

انسان موجودی است که به یک معنا قابلیت شدن های بسیار دارد؛ زیرا تا زمانی که در دنیاست، در حال شکل گیری است و با پایان یافتن فرصت عمر است که شکل کامل خود را ساخته و با خود به جهانی دیگر می برد. زمانی پیمانه آدمی پر می شود که انسان، به یک قالب خاص در آید. در آن زمان است که آهنگ کوچ نواخته می شود و دیگر برای ابد همان می باشد که خود را ساخته است. از این روست که علامه حسن زاده آملی می فرماید که انسان خود را برای ابدیت می سازد.

دو عامل اصلی در فرصت عمر، این انسان را می سازد: باورها و رفتارها. بنابراین انسان در شدن های پیاپی در مدت عمر خود متاثر از این دو عامل خود را می سازد. این باورها و رفتارها اگر بر اساس فلسفه آفرینش باشد، کمال یابی انسان در مسیر درست و راست خود بود و شدن نهایی وی، همان انسان متاله و خدایی شده است که همانند خداوند به کلمه کن ایجاد می کند و به مظهریت ربوبیت و خلافت می کند و تصرفات تکوینی وی همانند تصرفات دیگر به اراده خواهد بود. به این معنا که چون اراده کند همان می شود و نیازی به چیزی دیگر ندارد. خداوند در حدیث قدسی فرموده است: عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی انا حی لااموت اجعلک حیا لاتموت و انا اقول للاشیاءکن فیکون و انت تقول للاشیاء کن فیکون؛ ای بنده من؛ مرا فرمان بر تا تو را همانند خود سازم. من حی نامیرایی هستم و تو را نیز زنده نامیرا می سازم. من به هرچیزی فرمان دهم خواهد شد، تو را نیز چنان می کنم که به هر چه فرمان دهی انجام پذیرد.

اما اگر در مسیر آفرینش حرکت نکند و باورها و رفتارهایش بر اساس آن نباشد، در مسیر سقوط گام بر داشته و در نهایت از خود چیزی می سازد که جایگاه اش جز دوزخ الهی نیست که مظهر خشم وانتقام اوست.

این جاست که نقش ایمان وعمل صالح به خوبی خود را نشان می دهد. انسان هایی که در مسیر فلسفه آفرینش و اهداف آن گام بر می دارند، هر دم به درستی بر ایمان خویش به کمک آیات انفسی و آفاقی می افزایند و دم به دم بر کمالات خود افزوده و شدنی را تجربه می کنند که در مسیر صبغه الله و رنگ خدایی گرفتن تا متاله شدن و خدایی شدن ادامه می یابد. هر مرتبه ایمانی نیازمند مرتبه ای از عمل صالح است و هر چه مراتب ایمانی فزونی یابد عمل تقویت می شود و شدن های بهتر ، کامل تر و تمام تری در مسیر حق نیز تحقق می یابد. این جاست که در آموزه های قرآنی،خطاب به مومنان فرمان داده می شود که ایمان بیاورند که به معنای تقویت ایمان و تحقق مراتب عالی تری از آن است.

به هر حال، آن چه انسان را می سازد باورها و کارهایش است. اگر این باورها، باورهای الهی باشد، اعمال نیز نیک و صالح می گردد و شخص انسان متاله و خدایی می شود و اگر باورهای نادرست و شیطانی باشد، اعمال نیز بد و طالح می شود و آدمی خود را موجودی می سازد که پست تر از آن در هستی متصور نیست. از این روست که پیامبران(ع) از جمله حضرت ختمی مرتبت (ص) از اعمال کافران و مشرکان تبری و بیزاری می جوید،(یونس ، آیه ۴۱ و شعراء آیه ۲۱۶) زیرا این گونه اعمال، انسانی می سازد که از انسانیت چیزی جز شکل ظاهری هیچ ندارد.

خود نیرنگی

انسان ها به دسته ها و گروه های گوناگونی بخش می شوند. برخی از ایشان بر اساس فطرت سالم وعقل سلیم خود، به پندار نیک و کردار نیک گرایش دارند و برخی دیگر به سبب خواسته های نفسانی و وسوسه های شیطانی پاکی را با پلشتی می آمیزند و نیکی و بدی را با هم می آورند و به تعبیر قرآن خلط و آمیختگی نیک و بد در اعمال دارند: " و آخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملاً صالحاً و آخر سیّئاً" ( توبه ؛ آیه ۱۰۲)

اما برخی دیگر، به سبب آن که توده های مردم به خیر و خوبی گرایش دارند و از بدی و پلشتی می گریزند، می کوشند تا حق و باطل را در هم آمیزند و باطل و پلشتی خویش را زیبا جلوه دهند و از این آمیزش بهره های مادی و دنیوی برند. این گروه کسانی هستند که خداوند از آنان به تزیین کنندگان یاد می کند. تفاوت میان آمیزندگان با تزیین گران آن است که دسته نخست انسان های بیمار دلی نیستند بلکه انسان های سست ایمان و ناتوانی هستند که تحت فشار خواسته های نفسانی و وسوسه های شیطانی بد و خوب و صالح و طالح را به هم می آمیزند؛ اما تزیین گران، کسانی هستند که خود خواسته به کار اقدام می کنند و قصد فریب دیگران را دارند تا به اهداف شوم خویش برسند در حالی ایشان در حقیقت به خودشان زیان می رسانند و به خود نیرنگ می زنند ، هر چند که گمان می کنند که دیگران را فریفته اند و گنجشک را رنگ کرده و به جای قناری فروخته اند.

در قرآن از سه دسته تزیین گران یاد شده است که عبارتند از خدا ، نفس و شیطان. البته تفاوت هایی بنیادین میان تزیین خداوند با دو دسته دیگر وجود دارد؛ زیرا خداوند اعمال کسانی را تزیین می کند که پیش از این خود اقدام به تزیین گری کرده و خواسته اند تا این گونه مکر ورزند و خداوند نیز با ایشان مکر کرده و نیرنگ می کند و اعمال زشت ایشان را تزیین کرده نیکو جلوه می دهد تا در ضلالت خویش هم چنان سرگردان بمانند.

بر اساس آموزه های قرآنی، تزیین گری خداوند، یکی از سنت ها و قوانین الهی نسبت به کسانی است که خود اهل نیرنگ و تزیین گری بودند. خداوند در آیه ۱۰۸ سوره انعام می فرماید که زیبا جلوه دادن اعمال زشت امت ها در نظر آنان سنتی الهی است.

در آیات ۱۲۲ سوره انعام و نیز آیات ۲ و سوره یونس و ۳۷ سوره غافر ، تزیین و زیبا جلوه گر شدن کردار و اعمال زشت آدمی برای وی، امری دایمی و جزء سنت های الهی شمرده شده است؛ زیرا آدمی هنگامی که به چیزی خوگرفت و عادت کرد آن را زیبا می یابد و حاضر به ترک آن نیست. از این روست که در آیه ۱۰۸ سوره انعام، آراستگی عقیده و عمل هر ملتی برای خودشان را به عنوان یک سنت الهی بر می شمارد و از دیگران می خواهد تا به ایشان دشنام ندهند، چرا که آن ملت به آن رفتار عادت کرده و گمان می کند که رفتاری پسندیده است.

اصولا انسان ها و ملت ها به سبب همین عادت بر کار زشت و زیبا دیدن آن به شکل فرهنگ و آیین و سنت و رسوم ، حاضر به پذیرش تغییر و نقد نیست و به دیگران اجازه نمی دهد تا اعمال تغییر کنند و فرهنگ جدید و سنت تازه پدید آورند. شاید همین خو گرفتن به زشتی ها در قوم نوح و لوط و مانند آن بوده است که دیگر غیر قابل تغییر یافت شده و به ناچار گرفتار نیستی و نابودی شدند.

دیگر عامل تزیین گر غیر از خداوند، نفس انسانی است. خداوند در آیاتی از جمله ۱۸ و ۸۳ سوره یوسف و نیز ۹۶ سوره طه ، نفس انسان را تزیین دهنده اعمال زشت برای آدمی بر می شمارد و این گونه روشن می سازد که نفس در مقام توجیه گری بر می آید و می کوشد تا آن چه را زشت و ناپسند می یابد به گونه ای از زشتی بیرون آورد و جلوه ای نیک و خوب به آن بدهد.

از آیه اخر این معنا به دست می آید که هر انسانی در هر مقامی که باشد می بایست مواظب و مراقب خود باشد تا در دام تسویل و تزیین نفس گرفتار نشود؛ زیرا حتی نفس انسانی چون بلعم باعورا و سامری که در مقام بصیرت و دارای مشاهده و مکاشفات عرفانی بودند، موجب گمراهی شخص می شود و او را به سوی سقوط می برد. نفس سامری موجب شد تا از اثر جبرییل (ع) فرستاده الهی به سوی حضرت موسی(ع) استفاده کند و گوساله را به صدا در آورد و وی را معبود بنی اسرائیل قرار دهد.(طه ، آیه ۹۶)

غیر از تسویل نفس و تزیین گری آن، شیطان نیز از دیگر کسانی است که به تزیین گری اقدام می کند و کردار زشت انسان ها را برایشان نیک جلوه می دهد. آیاتی بسیاری از جمله ۴۳ سوره انعام و ۴۸ سوره انفال ، ۳۹ و ۴۰ سوره حجر و ۶۳ سوره نحل و ۲۴ سوره نمل بر این معنا تاکید دارد که ابلیس دشمنی است که با تسویل و تزیین گری می کوشد تا آدمی را از مسیر هدایت بیرون برد و زشتکاری ها وی را در او چنان زیبا نشان دهد تا بدان عادت نماید و توبه نکرده و به سوی کار نیک باز نگردد. بنابراین، انسان می بایست همواره از دو دشمن درون و بیرون غافل نشود که با تزیین گری زشتی ها وی را بدان عادت می دهد و کاری می کند تا خداوند نیز از وی رو برگرداند و حتی زشتکارهایش را تزیین کند.

آثار تزیین گری

شاید با توجه به مطالب پیش گفته به سادگی بتوان از آثار و پیامدهای تزیین گری و آراستن زشتی و زشتکاری ها آگاه شد. با این همه برای روشن شدن اهمیت هوشیاری و بیداری و عدم غفلت از توطئه ها و دسیسه ها نفس و شیطان ، نگاهی گذرا به برخی از آثار و پیامدهای تزیین گری می شود.

خداوند در آیه ۲۵ سوره محمد ، یکی از آثار تزیین عمل زشت از سوی شیطان را فریب شخص و قرار گرفتن در مسیر خروج از فطرت پاک و در نهایت ارتداد از حق و خدا معرفی می کند. به این معنا که ابلیس چنان اعمال زشت آدمی را تزیین می کند که حق و خوبی را با آن که شناخته از آن رو بر می گرداند و به سوی زشتی می رود که شیطان برایش آراسته و خوب و نیک جلوه می دهد.

از دیگر آثار و پیامدهای تزیین عمل می بایست به انحراف از حق اشاره کرد. بسیاری از مردم به سبب زیبا جلوه دادن اعمال زشت توسط ابلیس و شیطان، از حق منحرف می شوند و از آن اعراض می کنند و به جای آن باطل را حق گرفته ودر پی آن می روند. این معنا در آیاتی از جمله ۱۲ سوره یونس و نیز ۲۴ سوره نکل و ۳۸ سوره عنکبوت بیان شده است.

خداوند در آیه ۳۷ سوره غافر تبیین می کند که چگونه زیبا جلوه گر شدن رفتار زشت فرعون در دیدگاهش، سبب انحراف وی از حق و هدایت شد و در نهایت گرفتار خشم وغضب الهی گشته و نابود شد.

تحیر و سرگردانی از دیگر آثار تزیین عمل است. خداوند در آیه ۴ سوره نمل بیان می کندکه تزیین عمل برای کافران موجب تحیر و سرگردانی آنان در انتخاب راه حق می شود و آنان به جای این که حق و هدایت را برگزیندند باطل و ضلالت را انتخاب می کنند. البته چنان که گفته شد این تزیین گری خداوند به سبب اموری چون سنت امتحان و ابتلا و یا واگذاری ایشان در گمراهی است که خود برگزیدند و به همه هشدارها و انذارهای الهی بی توجه بودند، صورت گرفته است. بنابراین، می توان آن را از باب اضطرار بالاختیار دانست؛ زیرا خود این سقوط را برگزیدند و خداوند آنان را به حال خود واگذاشت و تزیین کرد؛ چرا که دیگر قابلیت بازگشت و هدایت را نداشتند.

عجب و خودپسندی از دیگر آثار زیبا پنداشتن اعمال زشت است که در آیه ۸ سوره فاطر به آن اشاره می کند. از آن جایی که شخص ، حقیقت وجودی خویش را می سازد و صنعت گری خود به دست اوست، اجازه می دهد تا خود هر کاری را خواست انجام دهد، ولی به او هشدارهای لازم و راهنمایی ضروری را می کند ولی چون گوش نمی گیرد و همان راه باطل را می پیماید ، اجازه می دهد تا به خواسته خویش برسد. بسیاری از گمراهان رفتارهای خویش را نیک می شمارند چنان که منافقان افساد خویش را اصلاحات نامگذاری می کنند.(فاطر ، ایه ۸)

انسان هایی که زشتی ها خویش را نیک جلوه می دهند و یا اجازه می دهند تا کافران و گمراهان ایشان را این گونه بشناسند و زشتکاری هایشان را نیک بشمارند، گرفتار غفلتی می شوند که حتی دعوت های پیامبران را نمی شنوند و بدان سو نمی روند. این غفلت است که پیامد طبیعی تزیین گری است. خداوند در آیات ۴۲ و ۴۳ سوره انعام به انسان هشدار می دهد تا همواره هوشیار باشد و نگذارد تا تزیین گری ایشان را به غفلت دچار سازد.

اگر آدمی در غفلت افتد به زودی خدا را نیز فراموش می کند و موجبات اعراض از خداوند در جانشان فراهم می آید و دیگر هرگز به سوی خداوند گام بر نمی دارد.(یونس ، آیه ۱۲) بنابراین لازم است که مومن همیشه هوشیار باشد تا در دام تسویل نفس و تزیین شیطان گرفتار نیاید.

نتیجه چنین غفلت هایی چیزی جز گمراهی و ضلالت نیست (توبه ، آیه ۳۷ و فاطر ، آیه ۳) زیرا ابلیس و شیاطین همراه وی ، با تزیین گری کاری می کنند که دیگر رنگ هدایت را نبیند(نمل ، ایه ۲۴) و از نور به سوی تاریکی برود.(انعام ، آیه ۱۲۲)

در زندگی دنیوی و مسایل روزمره نیز می بایست همواره هوشیاری خود را حفظ کرد ، زیرا نفس و شیطان کاری می کند که آدمی نتواند تصویر و تحلیل درستی از حقایق و واقعیت ها داشته باشد. بنابراین کاری می کند که از چشم خداوند می افتد.

کسانی که از چشم خدا می افتدند خداوند نیز با ایشان کاری می کند که همواره به جای دست یابی به هدف ، از آن دور شوند و گرفتارتر گردند. چون با خداوند نیرنگ می زنند و مکر می ورزند خداوند نیز این گونه با آنان می کند و چنان کارشان را جلوه می دهد که موفقیت آمیز باشد در حالی که عین خسارت و زیان است. خداوند در آیه ۴۸ سوره انفال درباره مشرکان مکه می گوید که کارشان را چنان جلوه دادیم که گمان کنند پیروز می شوند تا این گونه در دام افتند و شکست سختی را تجربه کنند. بنابراین کسی که بخواهد خداوند را دور بزند در حقیقت خودش را دور زده و از حق و هدف بیش تر فاصله گرفته است.

بنابراین می بایست همواره هوشیار باشیم تا در دام نفس و ابلیس نیافتیم که اگر چنین شد خداوند نیز مکر و توجیه گری ما را می پذیرد و آن را حتی بهتر تزیین می کند تا با سر و هر چه شدت تر به زمین بخوریم. از مکر خدا غافل نشویم و تزیین گری خود را مکر مردمان قرار ندهیم که مکاری خداوند بهتر و کارآتر است.