أمر الهی در عالم تکوین از نظر قرآن

کهکشان

بسم الله الرحمن الرحیم

شناخت أمر الهی به معنای شناخت هستی و چگونگی آن است؛ بنابراین، مومنان می بایست نسبت به امر الهی شناخت داشته باشند؛ زیرا بخش اعظم ارتباط انسان با خدا و مسایل مربوط به زندگی انسانی در قالب امر الهی تفسیر و تحلیل می شود؛ به عنوان نمونه خدا در قرآن، مرگ را امر الهی معرفی می کند؛ این بدان معناست که شناخت امر الهی به معنای شناخت حقیقیت مرگ است؛ هم چنین خدا در قرآن، روح را امر الهی معرفی می کند و از آن جایی که «نفس انسانی» همان روح دمیده شده در کالبد انسانی است، شناخت امرالهی به معنای شناخت روح الهی ونفس انسانی نیز خواهد بود. از این مهم ترین آن که خدا همه هستی را در دو نوع اصلی امر و خلق دسته بندی می کند. پس شناخت خلق الهی متوقف بر شناخت امر الهی است.

نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا امر الهی را بیان کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

امر الهی، امر تکوینی در کائنات هستی

واژه «أمر» به معنای دستور و فرمان آمده است که جمع آن «أوامر» است. اما در اصطلاح قرآنی، امر الله حاکی از حقیقتی برتر دارد که محدود به این معنا نیست؛ بلکه چنان که معلوم می شود، امر الهی نوعی «انشاء» و «ایجاد» در هستی و کائنات است که آن را از امر دستوری ساده جدا می سازد. وقتی خدا در قالب امر چیزی را انشاء و ایجاد می کند، تصرف حقیقی و واقعی در تکوین است.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، آفرینش آفریده ها از سوی خدای مبدع با امر الهی انجام می شود؛ چنان که خدا به صراحت می فرماید: بَدِیعُ السَّمَوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ؛ نوآور آسمان و زمین، و هر گاه امری را قضا کرد پس تنها به آن چیز می گوید: باش! پس می شود و تحقق می یابد.(بقره ، آیه ۱۱۷)

بر اساس فرهنگ قرآنی، قول خدا، سخن و فرمان کلامی محض هم چون فرمان انشایی انسان به کسی یا چیزی نیست؛ بلکه امر تکوینی است که موجب ایجاد و انشاء حقیقی و خارجی آن چیز می شود؛ چنان که تغییریابی اصحاب سبت از درجه انسانیت به انسان بوزینه، به امر تکوینى الهى و قول خدا تحقق می یابد.(بقره، آیه ۶۵؛ اعراف، آیات ۱۶۵ و ۱۶۶)

با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن معلوم می شود که اصطلاح امر الهی چیزی فراتر از خلق الهی است؛ از همین روست که امر را در برابر خلق قرار می دهد و می فرماید: أَلاَ لَهُ الْخَلْقُ وَالأَمْرُ تَبَارَکَ اللهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ؛ آگاه باشید که برای خداست خلق و امر. خدای پروردگار جهانیان، مبارک است.(اعراف ، آیه ۵۴)

البته در کاربردهای قرآنی، هر گاه خلق و امر با هم به کار می روند، هر یک معنای خاص خودشان را دارند، اما وقتی خلق بدون امر به کار می رود ممکن است، شامل امر الهی نیز باشد.

فرق میان امر و خلق در این است که امر الهی چون خلق الهی فرآیندی نیست؛ به این معنا که در ایجاد و انشاء آن نیازی به تحقق شرایط نیست؛ در حالی که مخلوقات نیازمند تحقق شرایط بوده و به شکل فرآیندی و مرحله ای ایجاد می شود. از همین روست که هیچ فاصله ای میان امر الهی مبنی بر «کن» با انشاء آن یعنی «فیکون» نیست.(بقره، آیه ۱۱۷)

ویژگی های امر الهی از نظر قرآن

ویژگی هایی برای امر الهی در آیات قرآنی بیان شده است که توجه و اهتمام به آنها می تواند حقیقت امر الهی را روشن سازد. از جمله این ویژگی ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. آفرینش آفریده ها به امر الهی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، آفرینش همه هستی به امر الهی است. از نظر قرآن، وقتی خدا چیزی را بر اساس حکمت خویش در قالب مشیت در آورد و بخواهد، در مقام اراده و قضای ایجادی و انشائی فرمان و امر الهی خویش را صادر می کند و آن چیز تحقق خارجی می یابد. البته این تحقق خارجی برای اموری که خلقی نیستند، در لوح محفوظ و علم الکتاب اتفاق می افتد و در امور خلقی در فرآیندی افزون بر تحقق ملکوتی، تحقق مُلکی نیز می یابد.(بقره، آیه ۱۱۷؛ یس، آیه ۸۲؛ انعام، آیه ۷۳؛ اسراء، آیه ۸۵) باید توجه داشت که امر الهی به هر چیزی به معنای ایجاد و انشاء خارجی آن است(المیزان؛ ذیل آیه ۸۵ سوره اسراء) که البته تحقق خارجی هر چیزی به حسب خودش است و این گونه نیست که همه آفریده های الهی که در قالب امر الهی ایجاد و انشاء می شوند، دارای خلقت تنزلی در مراتب پایین خلقی باشند؛ بلکه تنها برخی از آن ها دارای خلقت تنزلی مانند خلقت در ماده و دنیا هستند؛ به عنوان نمونه «روح» که از امر الهی است، در قالب تنزلات به شکل «نفس» در مراتب تنزلی قرار می گیرد و همین نفس در خلقت بدن خویش نقش ایفا می کند؛ زیرا بدن هر کسی ساخته و پرداخته نفسی است که به انشاء الهی تنزل یافته است. به سخن دیگر، نفس از جنس خلق نیست، بلکه از جنس امر الهی است؛ زیرا نفس انسانی همان روح دمیده در کالبد انسانی است.(مومنون، آیه ۱۴؛ حجر، آیه ۲۹؛ ص ، آیه ۷۲)
  2. مرگ آفریده ها: از نظر قرآن همان طوری که ایجاد و بقای آفریده ها به امر الهی است، مرگ آفریده ها نیز به امر الهی است؛ چرا که احیاء و اماته فردی یا جمعی از سوی خدا تنها با امر الهی انجام می شود.(بقره، آیه ۲۴۳؛ غافر، آیه ۶۸) خدا می فرماید: هُوَ الَّذِی یُحْیِی وَیُمِیتُ فَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ؛ او کسی است که زنده می کند و می میراند؛ پس هر گاه امری را قضا کند پس تنها به او می گوید: باش! پس می شود.(غافر، آیه ۶۸)
  3. تسخیر امر الهی: از نظر قرآن، همه آفریده ها به سبب آن که از امر الهی است، تحت تسخیر امر الله و مقهور اوست؛ به این معنا که ایجاد و بقای هر آفریده ای در هر هستی به تمام به امر الهی وابسته است.(اعراف، آیه ۵۴؛ روم، آیه ۲۵) همین مقهوریت به تسخیر امر الهی است که آفریده ها می تواند تحت تسخیر انسان در آید؛ زیرا اراده الهی به این تعلق گرفته است.(نحل، آیه ۱۲) همین سلطه تسخیری امر الهی بر موجودات و آفریده ها موجب می شود تا امکان تغییر هر چیزی به چیزی دیگر تحت امر الهی هم چنان باقی باشد و خدا بتواند در قالب پروردگاری خویش تصرفات تکوینی داشته و انسان را به انسان فرشته یا انسان حیوان یا انسان گیاه یا انسان جماد تغییر دهد(اعراف، آیه ۱۷۹؛ بقره، آیه ۶۵؛ مائده، آیه ۶۰؛ اعراف، آیه ۱۶۶) یا اثرگذاری چیزی چون آتش را بگیرد و گرما آن را به سرما تغییر دهد و ماهیتی دیگر برایش رقم زند(انبیاء، آیه ۶۹) یا آب از تنور بیرون آورد(هود، آیه ۴۰؛ مومنون، آیه ۲۷)؛ بنابراین هیچ چیزی به سبب موجود شدن از دایره امر الهی خارج نمی شود، بلکه هم چنان تحت امر الهی باقی است. این بدان معناست که هرگز جبر الهی موجب نمی شود که امری در قالب تفویض باقی بماند و سلطه امور از قدرت اختیاری و اراده الهی خارج شود؛ بلکه هم چنان این خداست که در قالب «یجب عنه» تدبیر امور هستی می کند و واجبات ایجادی در قالب قوانین بر خدا حاکمیت و سلطه نمی یابد؛ بلکه هم چنان تحت تدبیر الهی باقی می ماند.(فصلت، آیه ۱۲؛ طلاق، آیه ۱۲)
  4. انحصار امر الهی: از نظر قرآن، امر الهی هماره در انحصار خدا است و فرقی میان دنیا و آخرت نیست؛ بلکه چنان که گفته شد، همه هستی تحت تدبیر الهی باقی است؛ البته برای انسان ها این انحصار امر الهی در دست خدا در قیامت روشن تر از دنیا خواهد بود و انسان ها آن حقیقت را به طور کامل و تمام درک می کنند.(انفطار، آیه ۱۹)
  5. فوریت و تخلف ناپذیری امر الهی: از ویژگی های امر الهی این است که وقتی امر الله صادر می شود، به شکل قطعی، حتمی، فوری و بدون تخلف تحقق می یابد.(بقره، آیات ۶۵ و ۶۶ و ۱۷۷؛ آل عمران، آیه ۴۷ و ۵۹؛ نحل، آیات ۴۰ و ۷۷؛ مریم، آیه ۳۵؛ یس، آیه ۸۲؛ غافر، آیه ۶۸؛ قمر، آیه ۵۰) به سخن دیگر، فرقى که خلق با امر دارد این است که خلق ایجاد چیزى است که در خلقت آن تقدیر و تالیف به کار رفته باشد، حال چه به نحو ضمیمه شدن چیزى به چیز دیگر باشد، مانند ضمیمه اجزاء نطفه به یکدیگر و یا ضمیمه نطفه ماده به نطفه نر و سپس ضمیمه مواد غذایى به آن و هزاران شرایط که در پیدایش و خلقت یک انسان و یا حیوان است؛ و چه به نحو دیگرى که از قبیل ضمیمه جزیى به جزء دیگرى نباشد، مانند تقدیر ذات موجود بسیط و تعیین حد وجودى و آثار آن و روابطى که با سایر موجودات دارد. این معنا نیز از آیات کریمه قرآن مانند : وَ خَلَقَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِیراً (فرقان، آیه ۲) و : الَّذِی أَعْطى‏ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏ (طه، آیه ۵۰) و آیه: اللَّهُ خالِقُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ (زمر، آیه ۶۲) استفاده می شود که خلقت خود را به همه چیز تعمیم داده است؛ اما در معنای امر الهی تقدیر جهات وجود و تنظیم آن نیست، به همین جهت است که امر، تدریج بردار نیست، بلکه فوریت در آن است.‏ از نظر طباطبائی (المیزان، ذیل اعراف: ۵۴)، خلق به معنای ایجاد ذوات موجود و امر به معنای تدبیر آنها و ایجاد نظام احسن در بین آنهاست. طبق این تفسیر، معنا کردن امر به تدبیر مخلوقات باتوجه به نتیجه امر است و فرق خلق با امر این است که خلق ایجاد چیزی است که در خلقت آن تقدیر و کنار هم قراردادن اجزا به‌کار رفته باشد، برخلاف امر که در معنای آن تقدیر نیست و لذا تدریج‌پذیر هم نیست، در حالی که خلقتْ تدریجی است. خداوند امر به این معنا را به غیر خود نسبت نداده، بلکه آن را مختص خود دانسته و امر را بین خود و هرچیزی که می‌خواهد پدید آورد، مانند روح واسطه قرار داده است (المیزان، ؛ نیز رجوع کنید به اعراف: ۵۴؛ طه: ۵۰؛ فرقان: ۲؛ قمر: ۵۰؛ یونس: ۳؛ نحل: ۲). با توجه به آیه ۵۰ سوره قمر، امر خدا در چشم برهم زدنی رخ می‌دهد و به‌اصطلاح حالت منتظره ندارد، مفسران باتوجه به این آیه معتقدند که امر خدا، برخلاف امور مادی، دفعی و بدون قید زمان و مکان انجام می‌شود و بنابراین امر الهی، غیرمادی است، و روح نیز که از سنخ امر است، نیز مادی نیست(طباطبائی، ذیل آیه ۸۴ سوره اسراء). قضای امر به‌خصوص در آیاتی که تعبیر «قُضِیَ الأمْرُ» آمده ، به معنای تحقق خارجی قضا و حکم الهی است (المیزان، طباطبائی، ذیل هود: ۴۴) به نظر می رسد که فرق میان امر و خلق این است که عالم امر بدون واسطه و اسباب، و عالم خلق به واسطه عالم امر آفریده شده است.
  6. تغییرات و تحولات: از نظر قرآن، هر گونه تغییر و تحول در کائنات تنها به امر الهی انجام می شود. بر این اساس حتی تحولات و تغییرات اجتماعی نیز در گرو امر الهی است. پس اگر ایجاد و بقا یا نابودی یا پیروزی یا شکستی یا نعمت یا نقمتی برای جوامع رقم می خورد بر اساس امر الهی است.(آل عمران، آیات ۱۴۰ و ۱۵۴؛ روم، آیات ۱ تا ۵؛ اسراء، آیه ۱۶) بر این اساس، نجات و رهایی از عذاب یا گرفتاری به عذاب ها و ابتلائات و فتنه ها و مانند آنها که تغییرات شگرف در زندگی انسانی است بر اساس امر الهی است.(هود، آیات ۴۰ و ۵۸ و ۶۶ و ۸۱ و ۹۴ و ۱۰۱؛ حدید، آیه ۱۴؛ نحل، آیه ۳۳) از نظر قرآن، تحولات و تغییراتی که در زندگی انسان هر ساله رخ می دهد، به امر الهی است که در شب های قدر هر ساله تنزل می یابد.(دخان، آیات ۲ تا ۵؛ قدر، آیات ۱ و ۴) از نظر قرآن، معجزات الهی همه در قالب امر الهی است. پس آفرینش پرنده به دست عیسی(آل عمران، آیه ۴۹)، تغییر عصا به اژدها(اعراف، آیات ۱۰۶ و ۱۰۷)، اعاده زندگی به پرندگان(بقره، آیه ۲۶۰) و مانند آنها تنها به امر الهی و اذن اوست.
  7. وساطت و عدم وساطت فرشتگان در امر الهی: از نظر قرآن، امر الهی در برخی از امور بدون واسطه حتی فرشتگان است(نحل، آیات ۲ و ۱۲؛ روم، آیه ۴۶)؛ اما در برخی از امور همراه با وساطت فرشتگان خواهد بود؛ چنان که تدبیر برخی امور خلقی با وساطت فرشتگان جریان می یابد و آنان امر الهی را تحقق خارجی خلقی می دهند. به این معنا که اگر امر الهی در خلق جاری شود، فرشتگان به عنوان واسطه عمل می کنند و امر الهی را در خارج و خلق تحقق می بخشند. از همین روست که نجات از عذاب یا عذاب به واسطه فرشتگان انجام می شود و امر الهی این گونه تحقق خارجی خلقی می یابد.(هود، آیات ۸۱ و ۸۲؛ رعد، آیه ۱۱؛ مریم، آیات ۱۶ و ۱۷ و ۳۴ و ۳۵)