حلم و بردباری در اسلام

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

فروشگاه آنلاین سونی

در فرهنگ اسلامی، دو واژه صبر و حلم با هم به کار رفته است؛ اما همان طوری که از نظر واژگان فرق دارند، از نظر معنا و مفهوم فرق هایی دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. حلم که گاه به معنای عقل به کار می رود، صبر همراه با عقلانیت تمام است و می توان آن را اوج مراتب صبر دانست به طوری که از مصادیق مکارم اخلاقی به جای محاسن اخلاقی قرار می گیرد. نویسنده در این مطلب بر آن است تا مفهوم دقیق حلم و عوامل و آثار این مکارم اخلاقی را تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

معنا و مفهوم شناسی

واژه حلم به معناى حبس نفس با عقلانیت است. ازاین رو، در اخلاق، حلم به معنای حبس و نگهدارى نفس و طبع از هیجان غضب و خشم به کار رفته و حتی در کاربردهای عربی و قرآنی به معناى عقل نیز آمده است. تفسیر آن به عقل، در حقیقت از این جهت است که مسبَّب عقل و از دستاوردهاى آن است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۲۵۳، «حلم»)

از آن جایی که خداوند عقل محض و خالق عقول در موجودات است، به طور طبیعی حلم به معنای عقلانیت بر او اطلاق می شود و هم چنین از آن جایی که خداوند در عقوبت گناهکاران بسیار صبور و در اوج آن است تا جایی که به کافران و مشرکان و دشمنان و عاصیان فرصت می دهد و امهال می بخشد تا هر کاری می خواهند انجام دهند، از همین رو نیز نام حلیم به معنای بسیار بردبار بر خدا اطلاق می شود و خداوند نیز در آیات قرآنی خود را به این صفت متصف کرده است. در کتب تفسیری و مانند آن، نام حلیم، به عنوان یکی از اسما و صفات خداوند مطرح شده هر چند که در این منابع به معناى مهلت دادن و شتاب نکردن بر عقوبت نسبت به گناه تفسیر شده است؛ اما می توان به معنای عقل محض نیز باشد.

به هر حال، این واژه دوازده بار در قرآن به هر دو معنای عقل و بسیار صبور آمده است.(نگاه کنید: بقره ، آیات ۲۲۵ و ۲۳۵ و ۲۶۳ ؛ آل عمران ، آیات ۱۵۵ ؛ نساء ، آیات ۱۲ ؛ مائده ، آیات ۱۰۱ ؛ توبه، آیات ۱۱۴ ؛ حج ، آیات ۵۹ ؛ اسراء ، آیات ۴۴ ؛ احزاب ، آیات ۵۱ ؛ فاطر ، آیات ۴۱ ؛ تغابن ، آیات ۱۷)

حلم به معنای عقل در روایت نیز آمده است. امام صادق علیه السلام می فرماید: اَلْحِلْمُ سِراجُ اللّهِ؛ حلم و بردبارى چراغ خداست.(بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۴۲۲، ح۶۱) می دانیم که عقل نیز چراغ است. هم چنین می دانیم که در فرهنگ جاهلی حلیم به کسی اطلاق می شد که از عقلانیت برخوردار است و رفتار و کنش و واکنش هایی را بر اساس عقلانیت انجام می دهد.

امام على علیه السلام درباره حقیقت حلم می فرماید: اَلْحِلْمُ نورٌ جَوهَرُهُ الْعَقْلُ؛ بردبارى نورى است که جوهره آن عقل است. (غررالحکم، ج ۱، ص ۳۱۱، ح ۱۱۸۵)

پس حلم نورانیتی الهی در انسان است که بازتاب آن، گوهر عقل است. به سخن دیگر، نه تنها حلم به یک معنا عقل است، بلکه به یک معنا ریشه و خاستگاه عقل است؛ زیرا نوری است که گوهرش عقلانیت است و عقل و عقلانیت از آن جا برخاسته است. بر همین اساس ، امام صادق(ع) حلم را سراج الهی و چراغ خدایی دانسته است؛ زیرا از آن چراغ الهی نوری ساطع می شود و به بیرون می درخشد که خروجی و بازتاب آن نور، عقل است. پس حلم است که عقل را تحقق می بخشد. پس اگر حلم را به عقل و حلیم را به عقلانیت تعبیر می کنند به اعتبار همان منشایت آن است؛ زیرا خاستگاه عقل، همان حلم نورانی از سراج الهی است.

نشانه های بردباری

یکی از پرسش هایی اساسی این است که ما چگونه دریابیم که در مرتبه بردباری و حلم قرار داریم یا دیگران در چنین مرتبه ای از مکارم اخلاقی قرار دارند؟

امام صادق علیه السلام برخی از کنش ها و واکنش های افراد را نشانه ای از بردباری و حلم دانسته و می فرماید: اَلْحِلْمُ سِراجُ اللّهِ… وَالْحِلْمُ یَدورُ عَلى خَمْسَهِ أَوْجُهٍ: أَنْ یَکونَ عَزیزا فَیَذِلَّ أَوْ یَکونَ صادِقا فَیُتَّهَمَ أَوْ یَدْعُوَ إِلَى الْحَقِّ فَیُسْتَخَفَّ بِهِ أَوْ أَنْ یُؤْذى بِلا جُرْمٍ أَوْأَنْ یُطالِبَ بِالْحَقِّ وَیُخالِفوهُ فیهِ، فَإِنْ آتَیْتَ کُلاًّ مِنْها حَقَّهُ فَقَدْ اَصَبْتَ؛ حلم و بردبارى چراغ خداست… پنج چیز است که بردبارى مى طلبد: ۱٫ شخص عزیز باشد و خوار شود؛ ۲٫ راستگو باشد و نسبت ناروا داده شود؛ ۳٫ به حق دعوت کند و سبکش بشمارند؛ ۴٫ بى گناه باشد و اذیت شود؛ ۵٫ حق طلبى کند و با او مخالفت کنند. اگر در هرپنج مورد، به حق رفتار کنى، بردبار هستى.(بحارالأنوار، ج ۷۱، ص ۴۲۲، ح۶۱)

پس اگر کسی بتواند در این پنج حالت خود را مهار و مدیریت کند و بر اساس فشار رفتار نکند، حلیم و بردبار است. این حالات بدترین حالاتی است که انسان در زندگی اش بدان گرفتار می آید و تنها کسانی می توانند در مسیر درست و سازنده گام بردارند که اهل حلم و بردباری باشند.

به سخن دیگر، حق مداری در همه حالات به ویژه در اوج فشارها نشان دهنده حلم شخص است؛ زیرا در این حالت شخص با حلم خود نشان می دهد که بارهای سنگین تر از آن چه دیگران تحمل می کنند و اهل صبر می شوند، را می تواند تحمل کند و آستانه تحمل وی بسیار بالاتر از آستانه تحمل افراد عادی است.

شمشین نشانه ای که در روایات برای حلیم می توان شناسایی و بیان کرد، ویژگی معاشرت پسندیده و نیک با بدان است. پیامبر صلی الله علیه و آله درباره این نشانه حلیم می فرماید: لَیْسَ بِحَلیمٍ مَنْ لَمْ یُعاشِرْ بِالْمَعْرُوفِ مَنْ لابُدَّ لَهُ مِنْ مُعاشَرَتِهِ حَتّى یَجْعَلَ اللّهُ مِنْ ذلِکَ مَخْرَجا؛ بردبار نیست آن که با کسى که چاره اى جز معاشرت با او ندارد به نیکى معاشرت نکند تا این که خداوند براى او راه نجاتى از معاشرت با وى فراهم آورد. (کنزالعمال، ج ۳، ص۱۳۰، ح۵۸۱۵)

پس اگر کسی بخواهد حلیم باشد باید در برابر کنش های زشت و منکر افرادی که ناچاریم با آنان معاشرت داشته باشیم، واکنش پسندیده و نیکی داشته باشیم. به عنوان نمونه ما ناچاریم با همسایگان و همکاران و خویشان خود معاشرت و رفت و آمد داشته باشیم، حال اگر برخی این اقشار و افراد رفتاری زشت داشتند ما معاشرت و رفت و آمد خود را حفظ می کنیم و در برابر بدی و زشتی آنان صبر کرده و با بردباری و حلم از راه کرامت وارد شده و با آنان نیکی می کنیم.

در حقیقت، کسی می تواند در زندگی در کمال موفقیت باشد که آستانه تحمل وی از درجه صبر به درجه حلم رسیده باشد و به هیچ وجه تحت تاثیر فشارهای درونی و بیرونی واکنش منفی نشان ندهد، بلکه حتی واکنش مثبتی نشان داده و مانند خداوند حلیمانه با مردم برخورد کند. همان طوری که خداوند کافران و عاصیان را با حلم خود نه تنها در حال حاضر عقوبت نمی کند و حتی احسان و رحمت خود را بر آنان جاری می سازد، هم چنین حلیم باید این گونه عمل کند تا در نهایت آن خداوند باشد که او را یاری رسانده و چنان که مقبول و مطلوب حلیم است کار را سامان دهد.

از دیگر نشانه های حلیم و بردبار کسی است که هنگام قدرت اهل گذشت باشد و عفو نماید؛ نه آن که در هنگام ناتوانی عفو نماید و در هنگام قدرت و قوت انتقام گیرد. امام على علیه السلام در این باره می فرماید: لَیْسَ الْحَلیمُ مَنْ عَجَزَ فَهُجِمَ وَإِذا قَدَرَ انْتَقَمَ، إِنَّمَا الْحَلیمُ مَنْ إِذا قَدَرَعَفا وَکانَ الْحِلْمُ غالِبا عَلى کُلِّ أَمْرِهِ؛ کسى که چون ناتوان شود هجوم برد و چون قدرت یابد انتقام گیرد بردبار نیست، بلکه بردبار کسى است که قدرت داشته باشد اما گذشت کند و بردبارى بر تمامى امور اوغالب باشد.(غررالحکم، ج ۵، ص ۹۱، ح۷۵۲۹)

حلیم و بردبار باید در همه حال حلیم باشد، وگرنه این صفت در شخص تحقق نمی یابد. روشی که حلیم در هنگام خشم می گیرد بر اساس مکارم اخلاقی است. از همین رو، همان گونه خداوند در آیه ۷۲ سوره فرقان درباره عبادالرحمان و بندگان خاص خود می فرماید: وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِرَامًا ؛ و چون بر بیهوده و ناپسند و لغو بگذرند با کرامت بزرگوارى مى‏گذرند، هم چنین وقتی این لغو دیگران موجب خشم می شود، نه تنها گذشت و عفو بر اساس احسان دارند، بلکه بر اساس اکرام، با آنان به بهترین روش برخورد می کنند ؛ چنان که امام حسن مجتبی(ع) با مرد شامی کریمانه برخورد کرد. امیرمومنان امام على علیه السلام درباره رفتار کریمانه در هنگام خشم و غضب آوری دیگران می فرماید: مَنْ غاظَکَ بِقُبْحِ السَّفَهِ عَلَیْکَ، فَغِظْهُ بِحُسْنِ الْحِلْمِ عَنْهُ؛ هر کس با زشتىِ سبکسرى تو را خشمگین کرد تو با زیبایى بردبارى او را به خشم آور. (غررالحکم، ج ۵، ص۳۳۳، ح ۸۶۲۰) امام باقر علیه السلام نیز می فرماید: اِنْ کُذِّبْتَ فَلا تَغْضَبْ؛ اگر به تو نسبت دروغ دادند، خشمگین مشو.(تحف العقول، ص۲۸۴) در حقیقت کسی که بتواند در چنین حالات در برابر کنش های باطل و لغو دیگران خود نگه دار باشد و حبس نفس کند، و تحت تاثیر این عوامل کنش هیجانی وعاطفی واحساسی چون خشم و غضب نداشته باشد، نشان می دهد که اهل حلم و بردباری است و می تواند باعقلانیت خویش اوضاع را حتی به نفع خود تغییر دهد.

ارزش و اهمیت حلم و بردباری

در روایات برای جایگاه و اهمیت و ارزش حلم در زندگی انسان سخن بسیار گفته شده است. در این جا به برخی از علل و عوامل اهمیت حلم اشاره می شود:

  1. مصداق مکارم اخلاقی: از نظر آیات و روایات، حلم و بردباری از مصادیق مکارم اخلاقی است ، نه محاسن اخلاقی؛ بنابراین، از نظر درجه و مرتبه برتر از صبر است؛ زیرا اوج مراتب صبر و شکیبایی، حلم و بردباری است. پیامبر صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید: ثَلاثٌ مِنْ مَکارِمِ الاَخْلاقِ فِى الدُّنْیا وَالآخِرَهِ اَنْ تَعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَکَ وَ تَصِلَ مَنْ قَطَعَکَ وَ تَحْلُمَ عَمَّنْ جَهِلَ عَلَیْکَ؛ سه چیز در دنیا و آخرت از مکارم اخلاق است: از کسى که به تو ظلم کرده، درگذرى؛ باکسى که با تو قطع رابطه کرده، رابطه برقرار کنى؛ و با کسى که با تو سبکسرى و بی خردی مى کند، بردبارى نمایى. (نهج الفصاحه، ح ۱۲۸۸)
  2. حلم ، پرده پوش اختلالات : درباره اهمیت و ارزش حلم و بردباری باید گفت، حلم اوج صبر و شکیبایی است؛ پس کسی که حلم دارد، فراتر از صابر قرار می گیرد. از همین رو، باید گفت عقلانیت او بیش تر از صابر است. از این روست که صفت حلم به خدا نسبت داده می شود و خداوند به اسم و نام حلیم خود را متصف و نامگذاری می کند، ولی صفت صبر و اسم صابر و صبور را بر خود اطلاق نمی کند. پس نقش حلم در زندگی انسان، همانند نقش پرده پوشاننده عیب ها و نواقص و خللی است که در آدمی است. اگر کسی حلیم باشد، با عقلانیتی که از خود در رفتار و کردار نشان می دهد ، هر گونه عیب و نقصی و خللی را در خود مخفی و نهان می سازد و اجازه نمی دهد تا کسی راهی برای عیب جویی بیابد و متعرض او شود؛ اما کسی که از این صفت بهره ای نبرده است، به سرعت راه های دسترسی دیگران را به سوی خود می گشاید و با رفتار و کردار و منش و کنش و واکنشی نادرست و ناروا و منفی راه های نفوذ را نشان می دهد و زمینه برای بهره گیری دیگران فراهم می آورد و دیگر از این جاهای خالی نفوذ می کنند و آسیبی به شخص وارد می سازند.
  3. امام على علیه السلام درباره جایگاه و ارزش حلم می فرماید: اَلْحِلْمُ غِطاءٌ ساتِرٌ وَالْعَقْلُ حِسامٌ قاطِعٌ، فَاسْتُرْ خَلَلَ خَلْقِکَ بِحِلْمِکَ وَقاتِلْ هَواکَ بِعَقْلِکَ؛ بردبارى پرده اى پوشاننده و عقل شمشیرى برنده است، پس عیبهاى اخلاقى خودرا با بردبارى بپوشان و با عقلت به جنگ هوا و هوست برخیز. (نهج البلاغه، حکمت ۴۲۴)
  4. مقام پیامبری: حلیم کسی است که از عقلانیت به تمام معنا بهره مند بود و هیچ کنش و واکنشی بیرون از دایره عقل نداشته و تحت تاثیر عواطف قرار نمی گیرد و آستانه تحمل وی بسیار بالا است به طور که بدترین فشارها را تحمل می کند. چنین صفتی را در میان بشر بیش تر کسانی دارد که در مقام عصمت و پیامبری هستند؛ زیرا به نوعی از عصمت دست می یابند که برخاسته از عقلانیت محض است. از همین روست که پیامبر صلی الله علیه و آله در تبیین شخصیت حلیم و بردبار می فرماید: کادَ الْحَلیمُ أَنْ یَکونَ نَبیّا؛ شخص بردبار و حلیم به پیامبرى نزدیک است. (بحارالأنوار، ج ۴۳، ص ۷۰، ح۶۱)
  5. به سخن دیگر، کسی که از صفت حلم بهره مند است، در مقام و جایگاه پیامبری نشسته است و باید او را به نوعی در مقام عصمت اولیای الهی قرار داد.
  6. ضرورت شبیه سازی با حلیم: در ارزش و اهمیت حلم برای انسان همین بس که امام على علیه السلام می فرماید: إنْ لَمْ تَکُنْ حَلیما فَتَحَلَّمْ فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ إِلاّ أَوشَکَ أَنْ یَکونَ مِنْهُمْ؛ اگر بردبار نیستى خود را بردبار جلوه ده، زیرا کمتر کسى است که خود را شبیه گروهى کند و به زودى یکى از آنان نشود. (نهج البلاغه، حکمت ۲۰۷)
  7. در حقیقت آن حضرت(ع) بر این باور است که انسان اگر حلیم نیست باید به گونه ای رفتار کند که دیگران به این احساس برسند که شخص دارای حلم است. البته این همانند سازی ظاهری به طور طبیعی در منش انسان تاثیردارد؛ از همین رو گفته شده که کنش در منش و منش در کنش انسان تاثیر متقابل دارد و در حقیقت ظاهر در باطن و باطن در ظاهر تاثیر می گذارد و این گونه نیست که ظاهر در باطن تاثیرنگذارد چنان که باطن در ظاهر و رفتار آدمی تاثیر مثبت و یا منفی می گذارد.
  8. مصداق خیر: خیر آن نعمتی است که آثار سودمندش برای انسان یقینی و قطعی است؛ بر خلاف نعمت که تا در قالب خیر نباشد چنین تاثیری ندارد؛ زیرا نعمت های بسیاری است که مصداق فتنه و حتی نقمت است؛ مانند نعمت مال و فرزند که در آیات قرآنی به عنوان فتنه و نیز عدو و دشمن یاد شده است.(تغابن، آیات ۱۴ و ۱۵) امام على علیه السلام می فرماید: لَیْسَ الْخَیْرُ اَنْ یَکْثُرَ مالُکَ وَ وَلَدُکَ، وَلکِنَّ الْخَیْرَ اَنْ یَکْثُرَ عِلْمُکَ وَ یَعْظُمَ حِلْمُکَ؛ خیر آن نیست که ثروت و فرزندانت زیاد شود، بلکه خیر آن است که دانشت بسیار وبردباریت افزون گردد. (نهج البلاغه، حکمت ۹۴)
  9. از صفات متقین : از نظر آموزه های اسلامی حلم از صفات متقین است. امام على علیه السلام در مقام تبیین نشانه های متقین می فرماید: مِنْ عَلامَهِ اَحَدِهِمْ (المُتَقینَ) اَنَّکَ تَرى لَهُ قُوَّهً فى دینٍ… وَحِرْصا فى عِلْمٍ وَعِلْما فى حِلْمٍ؛ از نشانه هاى پرهیزکاران این است که مى بینى در دین نیرومند… در کسب دانش حریص و داراى علم همراه با بردبارى اند. (نهج البلاغه، خطبه ۱۹۳) گفتنی است که بر اساس آموزه های قرآنی، هدف آفرینش عبادت(ذاریات، آیه ۵۶) و هدف عبادت، تقوای الهی(بقره، آیات ۲۹ و ۱۹۳ و آیات بسیار دیگر) و هدف از تقوای الهی، رسیدن به علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین(حجر، آیه ۹۹، واقعه، آیه ۹۵؛ تکاثر، آیات ۵ و ۷) است. پس حلیم در حقیقت در اوجی قرار دارد که اهل یقین در آن اوج قرار دارند. این گونه است که اعمال ایشان مقبول درگاه الهی است و خداوند از راضی و خشنود است.(مائده، آیه ۳۷)
  10. زینت و زیبایی ادب: اخلاق امور کلی است ، اما ادب توجه به ظرایف و نکات دقیق در رفتارهای خاص اجتماعی است؛ از این روست که ادب جلوس در خانه با میهمانی نیمه رسمی و رسمی متفاوت است. ادب حضور در کنار استاد و امام تمایزاتی دارد. در خیابان نوعی ادب و در بیابان نوعی دیگر از ادب لازم و ضروری است. هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد که برخاسته از ادب شناسی و موقعیت شناسی است. از نظر آموزه های اسلامی آداب است که شخصیت انسان را می سازد و به کمال می رساند. حال اگر کسی ادب دارد و می خواهد این ادب خودش را بیاراید و به بهترین شکل به نمایش گذارد، متصف و متخلق به حلم و بردباری شود. امام على علیه السلام در این باره فرموده است: اِنَّکَ مُقَوَّمٌ بِاَدَبِکَ، فَزَیِّنْهُ بِالْحِلْمِ؛ ارزش تو به ادب توست، پس آن را با بردبارى آراسته کن. (غررالحکم، ج ۳، ص ۵۷، ح ۳۸۱۳)
  11. نشانه محبوبیت نزد خدا: انسان دوست می دارد که محبوب خداوند شود. از همین رو به همه باید و نبایدهای عقلی و شرعی توجه دارد و می کوشد تا مطیع خدا و رسول الله(ع) و امامان(ع) باشد تا به این محبوبیت دست یابد.(آل عمران، آیات ۳۱ و ۳۲ و آیات دیگر) اما چگونه بدانیم مطیع بوده ایم و محبوب خدا شده ایم؟ امام على علیه السلام یکی از راه های شناخت محبوبیت در نزد خدا را حلم دانسته و می فرماید: اِذا اَحَبَّ اللّهُ عَبْدا زَیَّنَهُ بِالسَّکینَهِ وَالْحِلْمِ؛ هر گاه خداوند بنده اى را دوست بدارد او را با آرامش و بردبارى آراسته مى گرداند. (غررالحکم، ج ۳، ص ۱۶۱، ح ۴۰۹۹)
  12. لباس عالم: هر چیزی پوشش ظاهری دارد که هم محافظ و هم زینت آن است. از نظر امام باقر علیه السلام لباسی که باید بر تن عالم پوشیده شود تا او را حفظ کرده و بیاراید، همان جامه حلم و بردباری است. امام باقر (ع) می فرماید: اَلْحِلْمُ لِباسُ الْعالِمِ فَلا تَعْرَیَنَّ مِنْهُ؛ بردبارى لباس عالم است، پس تو خود را از آن عریان مدار. (کافى، ج ۸، ص ۵۵)

آثار حلم و بردباری

در آیات و روایات به آثار مادی و معنوی و نیز دنیوی و اخروی حلم اشاره شده است. از جمله این آثار می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. خاموشی خشم: یکی از مهم ترین آثار حلم و بردباری خاموش کردن آتش غضب و خشم است که به سبب کنش های دیگران ایجاد می شود. با خاموش کردن آتش غضب با حلم و بردباری عقلانی است که انسان می تواند بهترین تصمیمات را بگیرد و بی پشیمانی در کارهایش موفق شود. امام على علیه السلام می فرماید: اَلْحِلْمُ یُطفى نارَ الْغَضَبِ وَالْحِدَّهُ تُؤَجِّجُ إِحْراقَهُ؛ بردبارى آتش خشم را فرو مى نشاند و تندى، آن را شعله ورتر مى کند. (غررالحکم، ج ۲، ص ۱۲۳، ح ۲۰۶۳)
  2. شفاعت : از دیگر آثار حلم و بردبارى می بایست به مقام شفاعت اشاره کرد. خداوند در آیات ۷۴ و۷۵ سوره هود، بیان می کند که حلم حضرت ابراهیم (ع) موجب شده تا ابراهیم(علیه السلام)، به شفاعت درباره قوم لوط برانگیزنده شود و از خداوند بخواهد تا قوم لوط را عذاب نکند. جدال و مجادله آن حضرت(ع) و شفاعت گیری ایشان در دنیا برای قوم لوط و این که آنان به عذاب استیصال در دنیا گرفتار نشوند، ریشه در حلم آن حضرت داشته است. خداوند می فرماید: یُجـدِلُنا فى قَومِ لوط اِنَّ اِبرهیمَ لَحَلیمٌ؛ در باره قوم لوط با ما به مجادله برخاست ؛ چرا که ابراهیم به تحقیق حلیم بود.
  3. پیروزی: در روایات بسیاری آمده که صبر و شکیبایی موجب پیروزی است؛ زیرا صبر فرمانده عملیاتی لشکریان و جنود عقل در برابر لشکریان و جنود جهل و بی خردی است؛ پس وقتی با فرماندهی مرتبه پایین تر می توان به چنین پیروزی هایی دست یافت، به طور طبیعی با درجه حلم که برترین حالات صبر است، می توان به سادگی بر دشمنان چیره شده و پیروز شد. امیرمومنان امام على علیه السلام می فرماید: مَنْ حَلَمَ عَنْ عَدُوِّهِ ظَفِرَ بِهِ؛ هر کس در مقابل دشمن بردبار باشد بر او پیروز مى شود. (کنزالفوائد، ص۱۴۷)
  4. آثار حلم در زندگی دنیوی : پیامبر صلی الله علیه و آله در سخنی کوتاه چندین میوه و ثمره برای حلم و بردباری در زندگی دنیوی اشاره کرده است که هر یک از آن ها به تنهایی موجب می شود تا انسان گرایش به حلم پیدا کرده و متخلق و متصف به این کرامت اخلاقی شود. پیامبر(ص) می فرماید: فَأَمَّا الْحِلْمُ فَمِنْهُ رُکوبُ الْجَمیلِ، وَصُحْبَهُ الأْبْرارِ وَرَفْعٌ مِنَ الضَّعَهِ وَرَفْعٌ مِنْ الْخَساسَهِ وَتَشَهِّى الْخَیْرِ وَتَقَرُّبُ صاحِبِهِ مِنْ مَعالِى الدَّرَجاتِ وَالْعَفْوُ وَ الْمَهَلُ وَالْمَعْروفُ وَالصَّمْتُ فَهذا ما یَتَشَعَّبُ لِلْعاقِلِ بِحِلْمِهِ؛ حاصل حلم و بردبارى: آراسته شدن به خوبیها، هم نشینى با نیکان، ارجمند شدن، عزیزگشتن، رغبت به نیکى، نزدیک شدن بردبار به درجات عالى، گذشت، آرامش و تأنى، احسان و خاموشى. اینها ثمره حلم و بردبارى عاقل است. (تحف العقول، ص۱۶)
  5. علو همت: همت عالی و بلند از دیگر آثار حلم و بردباری است. امیرمومنان امام على علیه السلام می فرماید: اَلْحِلْمُ وَالاَناهُ تَواَمانِ، یُنْتِجُهُما عَلُوُّ الْهِمَّهِ؛ بردبارى و وقار دو همزادند که همّت عالى آنها را به وجود مى آورد.(نهج البلاغه، حکمت ۴۶۰)
  6. آرامش: از مولفه های سعادت و خوشبختی آرامش و آسایش است. این آرامش چه در قالب آرامش درونی باشد یا امنیت بیرونی بسیار مهم است. انسان هماره باید دنبال این مولفه و عنصر اساسی آرامش باشد. از اموری که موجب می شود که آرامش و امنیت فراهم آید، پناه جویی و نهان شدن در پس پرده حلم و بردباری است. امیرمومنان امام على علیه السلام می فرماید: اِحْتَجِبْ عَنِ الْغَضَبِ بِالْحِلْمِ، وَغُضَّ عَنِ الْوَهْمِ بِالْفَهْمِ؛ با بردبارى خود را از خشم پنهان کن و با فهم و دانایى از وهم و خیال چشم بپوش. (غررالحکم، ج۲، ص ۱۹۹، ح ۲۳۶۵)
  7. حمایت مردمی : اگر انسان بخواهد حمایت مردمی را داشته باشد باید در میان مردم معقول و مقبول باشد؛ یعنی مردم او را به خردمندی و اخلاق نیک و پسندیده بستایند و او را دوست داشته باشند. در صورت محبوبیت است که مردم او را حمایت می کنند و اجازه نمی دهند کسی در حضور و غیبت به هر شکلی متعرض او شود. امام على علیه السلام می فرماید: اَوَّلُ عِوَضِ الْحَلیمِ مِنْ حِلْمِهِ اَنَّ النّاسَ اَنْصارُهُ عَلَى الْجاهِلِ؛ اول نتیجه اى که شخص بردبار از بردباریش مى گیرد، پشتیبانى مردم از او در برابرنادان است. (وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۲۱۲)
  8. غفران و بخشش الهی: امام صادق(ع) می فرماید : إذا وقع بین رجلین منازعه نزل ملکان فیقولان للسفیه منهما : قلت وقلت وأنت أهل لما قلت ، وستجزى بما قلت ، ویقولان للحلیم منهما : صبرت وحملت سیغفر لک إن أتممت ذلک، وإن رد الحلیم علیه ارتفع الملکان ؛ هر گاه میان دو مرد نزاعی درگیرد، دو فرشته فرود می آیند و به بی خرد و سفیه از آن دو می گویند: گفتی و گفتی در حالی که خود سزاوار آن هستی که گفتی و به آن چه گفتی مجازات می شوی؛ و به حلیم و بردبار از آن دو می گویند: صبر کردی و تحمل نمودی به تحقیق غفران الهی برای توست اگر آن را تمام نمودی. و اگر حلیم پاسخ بی خردی را دهد فرشتگان بالا می روند. (وسائل الشیعه – ج ۱۵ ، ص ۲۶ ـ باب استحباب الحلم، شماره۲۰۴۷۰)
  9. عزت : أبی عبدالله امام صادق( علیه السلام ) فرموده است : قال رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) : ما أعز الله بجهل قط ولا أذل بحلم قط ؛ پیامبر(ص) فرمود: خداوند هرگز کسی که جهل می ورزد و بی خردی می کند عزیز نمی دارد و کسی که حلم و بردباری می ورزد هرگز خوار نمی دارد.(وسائل الشیعه – ج ۱۵ ، ص ۲۶ ـ باب استحباب الحلم ، شماره ۲۰۴۶۸)
  10. ناصر و یاور: امام صادق ( علیه السلام ) می فرماید : کفى بالحلم ناصرا ، وقال : إذا لم تکن حلیما فتحلم ؛ حلم برای نصرت و پیروزی کفایت می کند و هم چنین فرمود: اگر حلیم و بردباری نیستی، خودت را حلیم نشان بده. (وسائل الشیعه – ج ۱۵ ، ص ۲۶ ـ باب استحباب الحلم ، شماره۲۰۴۶۹) ؛ زیرا کسی که خودش را حلیم نشان می دهد در نهایت حلیم می شود.
  11. محبوب خدا: انسان حلیم و بردبار محبوب خدا است. امام باقر (ع) می فرماید: قال رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) : ان الله یحب الحیی الحلیم العفیف المتعفف؛ رسول الله (ص) فرمود: خداوند انسان با حیا و حلیم و عفیف و کسی که در شرایط سخت عفت نگه می دارد را دوست می دارد. (وسائل الشیعه – ج ۱۵ ، ص ۲۶ ـ باب استحباب الحلم ، شماره ۲۰۴۶۵) جابر از أبی جعفر امام باقر( علیه السلام ) نقل می کند که فرمود: إن الله یحب الحیی الحلیم ؛ خداوند با حیای حلیم را دوست می دارد. (وسائل الشیعه – ج ۱۵ ، ص ۲۶ ـ باب استحباب الحلم ، شماره۲۰۴۶۷)
  12. نشانه بندگی : از نشانه های بندگی و عبودیت هر کسی آن است که حلیم و بردبار باشد، پس کسی که اهل بردباری نباشد عابد محسوب نمی شود. محمد بن عبدالله می گوید: سمعت الرضا ( علیه السلام ) یقول : لا یکون الرجل عابدا حتى یکون حلیما ، وان الرجل کان اذا تعبد فی بنی اسرائیل لم یعد عابدا حتى یصمت قبل ذلک عشر سنین ؛ از امام رضا(ع) شنیدم که هماره می گفت: مرد تا زمانی که حلیم و بردبار نشده باشد، بنده و عابد نیست. در بنی اسرائیل مرد تا زمانی ده سال پیش از عبادت در مقام صمت و خاموشی نبوده باشد، عابد شمرده نمی شد. (وسائل الشیعه – ج ۱۵ ، ص ۲۶ ـ باب استحباب الحلم ، شماره ۲۰۴۶۳) پس کسی که نتواند ده سال در صمت و خاموشی باشد و واکنش هایش را مهار و مدیریت نکرده باشد، عابد و بنده کامل و واقعی به شمار نمی آید.
  13. شبیه ترین به پیامبر(ص) : امام صادق (ع) از پدرانش نقل می کند که در وصیت پیامبر(ص) به امام علی(ع) آمده است که پیامبر(ص) فرمود: یا علی ألا اخبرکم بأشبهکم بی خلقا ؟ قالوا : بلى یا رسول الله ، قال : أحسنکم خلقا ، وأعظمکم حلما ، وأبرکم بقرابته ، وأشدکم من نفسه انصافا؛ ای علی آیا خبر دهم تو را به شبیه ترین افراد شما به من در خلق و خو؟ گفتند: آری ای پیامبر خدا! حضرت (ص) فرمود: نیکوترین از جهت خلق و خو و عظیم ترین از نظر حلم و بردباری و نزدیک ترین فرد در قرابت و سخت ترین نسبت به خود در انصاف نسبت به دیگران. (وسائل الشیعه – ج ۱۵ ، ص ۲۶ ـ باب استحباب الحلم ، شماره۲۰۴۷۱)
  14. شگفت انگیز: برخی از افراد شگفت انگیز در کارهای خیر و نیک و اخلاق و صفات پسندیده هستند. حلیم از جمله این افراد است. أبی جعفر امام باقر ( علیه السلام ) فرموده است : کان علی بن الحسین ( علیه السلام ) یقول : انه لیعجبنی الرجل ان یدرکه حلمه عند غضبه؛ امام زین العابدین می فرمود: مردی که هنگام غضب و خشم حلیم و بردبار باشد، مرا به شگفتی می افکند. (وسائل الشیعه – ج ۱۵ ، ص ۲۶ ـ باب استحباب الحلم ، شماره ۲۰۴۶۴)
  15. حلم امام جعفر صادق(ع): حفص بن أبی عایشه می گوید: بعث أبو عبدالله ( علیه السلام ) غلاما له فی حاجه فأبطأ فخرج على أثره لما أبطأه ، فوجده نائما فجلس عند رأسه یروحه حتى انتبه ، فقال له أبو عبدالله ( علیه السلام ) : یا فلان والله ما ذلک لک تنام اللیل والنهار ، لک اللیل ، ولنا منک النهار ؛ امام صادق(ع) غلامی را برای کاری فرستاد و او تاخیر کرد. امام به دنبالش رفت تا علت تاخیر را جویا شود و به دست آورد. پس غلام را در جایی یافت که خوابیده است. آن حضرت(ع) بالای سرش نشست و او را باد می زد تا آن که بیدار شد. امام صادق(ع) به غلام فرمود: ای فلانی به خدا سوگند آن چه برای تو است خوابیدن شب و آن چه برای ما است روز است. (وسائل الشیعه – ج ۱۵ ، ص ۲۶ ـ باب استحباب الحلم ، شماره۲۰۴۶۶) یعنی از حقوق تو خوابیدن در شب و از حقوق ما کار کردن در روز برای ما است.

Share

مطالب مشابه