انواع دیاثت و دیوث سیاسی از منظر قرآن

samamosبسم الله الرحمن الرحیم
یکی از ویژگی های قرآن پاسخ گویی به هر پرسشی درباره هدایت است. تنها کاری که در  این زمینه باید انجام شود طرح سوال و استنطاق از قرآن است. البته ممکن است در قرآن واژه ای مطابق سوال خود نیابید، ولی وقتی پرسش خود را مطرح کنید، مفهوم آن را در قرآن می یابید. از این روست که از مهم ترین کارهای مفسران قرآن و فقیهان در اجتهاد پویا، عرضه مفاهیم به قرآن و پاسخ گیری بر اساس مفهوم ارایه شده است. این گونه است که بخشی اعظم آموزه های قرآنی را می توان در قالب مفاهیم قرآن کشف و ارایه داد.

فروشگاه آنلاین سونی

در طول تاریخ این عملیات انجام گرفته است؛ البته در سده های اخیر این عمل فراز و فرودهایی داشته است که باید با رویکرد مثبت به مفهوم گیری در چارچوب مبانی و قواعد شناخته شده در تفسیر و استنطاق و استنباط تقویت شود و پاسخ های جوان و به اصطلاح قرآنی فتوی استنباط و بر اساس آن نظریه های قرآنی در علوم انسانی ارایه شود و جامعه قرآنی بر اساس آن سامان یابد و سبک زندگی انسانی به سبک زندگی قرآنی متحول شود. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن بر آن است تا پرسش هایی را با عنوان: دیوث سیاسی کیست؟ چه ویژگی های دارد؟ راه مقابله با آن چیست؟ مطرح سازد و پاسخ های قرآنی را تبیین نماید. البته در این مطلب پرسش های دیگری درباره انواع و اقسام دیوث های اقتصادی، فرهنگی، نظامی، اجتماعی و مانند آن ها مطرح شده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
معنا شناسی دیوث و دیاثت
در فرهنگ فارسی معین آمده است: (دَ یّ) [ ع. ] (ص): بی غیرت. در لغت‌نامه دهخدا نیز آمده است: دیوث [ دَیْ یو ]: قوّاد.(همان قرمساق یا جاکش)، دیبوب. آن که مردان را بر زن خود وارد کند. آن که دربارهٔ زن خود حسادت و غیرت نداشته باشد. این واژه از زبان سریانی است و معرب شده است. کسی که دربارهٔ زن خود غیرت نداشته باشد.
جوالیقی آن را به معنای بی غیرت و بی حمیت دانسته و در رسالهٔ معربات نوشته است که این واژه عربی شده و معرب است و در اصل دیوث به تخفیف تحتانی و تاء فوقانی بود و بعضی نوشته‌اند که دیوث به معنی کسی که زن خود را به دیگران دهد. بنا بگفتهٔ جوالیقی این کلمه عبری و یا سریانی است.( المعرب، جوالیقی ، ص ۱۵۵).
«هرکسی که… یکی از زنان مصطفی یا دیگر انبیاء را تهمت نهد ملحد و کافر و ملعون باشد… از بهر آنکه رسول را دیوث گفته باشد.»( النقض، ص ۸۳)
مفهوم شناسی دیوث و دیاثت
آن چه بیان شد، از منظر معنای لغوی است. اما مفاهیمی که در علوم دیگر برای آن بیان شده بیش تر در قالب اصطلاحات فقه جزایی است و در حوزه های اخلاقی همان معنای فقهی مد نظر قرار گرفته است. بنابراین جز مفهوم فقهی هیچ مفهوم اصطلاحی دیگری برای آن مطرح نشده است. با توجه به این مطلب باید گفت که اگر در حوزه های دیگری چون سیاسی، اجتمایع، نظامی، فرهنگی از دیاثت و دیوث سخن به میان رفته ، با نگاهی به مفهوم فقهی آن است. پس برای درک مفاهیم آن در حوزه های دیگر باید درک درستی از مفهوم و کاربرد فقهی این اصطلاح داشته باشیم.
در فقه اسلامی واژه و اصطلاح دیوث یا دیوس به مردی گفته می‌شود که همسرش زنای محصنه می‌کند و او در این باره غیرت و حسادتی ندارد. دیوث همچنین به معنی کسی است که زن خود را برای رابطه جنسی به دیگران می‌دهد؛ در فقه دیاثت به عمل این فرد گفته می‌شود.
در فرهنگ فقه فارسی آمده است: دیاثت: بى غیرت بودن. به مرد بى غیرت، دیّوث گویند. برخى، دیوّث را به کسى که مردان بیگانه را بر همسرش وارد مى‌کند تعریف کرده‌اند.( الروضه البهیه، ج ۹، ص ۱۷۲)
دیاثت از گناهان کبیره است و شهادت دیوث پذیرفته نیست. در روایتى آمده است که دیوث بوى بهشت را استشمام نمى‌کند.(وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۱۵۷ ؛ الحدائق الناضره، ج  ۴، ص ۸۰)
در دوره عثمانی‌ها مجازات فرد دیوث داغ کردن پیشانی‌اش بود.( نگاه کنید: قواعد حقوق جزا در قوانین دوره عثمانی و تأثیر دین بر آنها)
باید توجه داشت که احکام فقهی آن نیز در همین حوزه فقه جزایی است؛ از همین روست که از احکام دیاثت تنها در باب شهادات و حدود ابواب فقه اسلامی سخن رفته است. از مهم ترین احکامی که درباره آن در فقه اسلامی می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱٫ دیاثت از گناهان کبیره است و شهادت دیوث پذیرفته نیست.( الروضه البهیه، ج ۳، ص ۱۲۹.)
۲٫ در روایتی آمده است که دیّوث، بوی بهشت را استشمام نمی‌کند.( الروضه البهیه، ج ۳، ص ۱۲۹.)
۳٫ نسبت دیاثت دادن به دیگری- مثل آنکه اورا دیّوث خطاب کند- در صورتی که مفاد آن از منظر عرف، باشد، موجب ثبوت حدّ قذف ودر غیر این صورت، موجب ثبوت تعزیر است.( جواهر الکلام، ج ۴۱، ص ۴۰۹؛  مسالک الافهام، ج ۱۴، ص ۴۳۲.)
در قوانین رسمی نیز بر اساس همین تفسیر و مفهوم فقهی قوانین وضع شده است. در قانون مجازات اسلامی آمده است: اگر به شخصی به طور صریح نسبت زنا یا لواط دهد مثلاً بگوید: «زناکار» اصطلاحاً بدان «قذف» گویند که مجازات آن ۸۰ تازیانه است؛ اما اگر نسبت زنا یا لواط به طور صریح نباشد مثلاً بگوید: «حرام‌زاده» یا «دیوث» تا ۷۴ تازیانه تعزیر می‌شود.(نگاه کنید: قانون مجازات اسلامی)
تنقیح مناط و نسبت دیاثت و غیرت
به نظر می رسد تعمیم اصطلاح فقه جزایی به حوزه های دیگر از جمله فقه سیاسی، فقه اجتماعی، فقه فرهنگی، فقه نظامی، فقه تربیتی، فقه اقتصادی و مانند آن ها، بر اساس تنقیح مناط انجام گرفته است. کسانی که قایل به تعمیم می شوند و این اصطلاح در حوزه های دیگر وارد می کنند، بر این باورند که آن چه در کاربرد این واژه و اصطلاح مهم است، «وارد کردن غیر نامحرم به حریم خصوصی است.» پس «هر گاه بیگانه نامحرمی را در هر حریم خصوصی وارد سازد، چنین عملی دیاثت است و شخص به عنوان دیوث شناخته می شود.»
با نگاهی به ترجمه لغوی و اصطلاحی آن می توان دریافت که این معنا و مفهوم ارتباط تنگاتنگی با مساله غیرت در اصطلاح فقهی دارد؛ زیرا غیور در اصطلاح اسلامی کسی است که بیگانه را به حریم خویش راه نمی دهد و در حقیقت غیرت زدا از حریم شخصی و خصوصی است. در مقابل بی غیرت یا همان دیوث کسی است که بیگانه را به حریم حرمت ها از جمله حریم اسرار نظامی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، خانوادگی، سیاسی و مانند آن ها راه می دهد.
امام صادق(ع) می فرماید: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى غَیُورٌ یُحِبُّ کُلَّ غَیُورٍ وَ لِغَیْرَتِهِ حَرَّم‏ الْفَوَاحِشَ ظَاهِرَهَا وَ بَاطِنَهَا؛ همانا خداوند تبارک و تعالی با غیرت است و مردان غیور را دوست دارد و از همین رو، زشتى ها را چه آشکار و چه پنهان حرام کرده است.(اصول کافی، ج۵، ص ۵۳۵ و ۵۳۶ ، ح۱)
پیامبر(ص) هم چنین می فرماید: اَلغَیرَهُ مِنَ الایمانِ وَالمِذاءُ مِنَ النِّفاقِ؛ غیرت از ایمان است و بى بند و بارى از نفاق.( نهج الفصاحه ص ۵۸۷ ، ح ۲۰۴۵)
شاید برای درک بهتر نسبت میان غیرت و دیاثت این روایت امیرمومنان(ع) از وضوح بیش تری برخوردار باشد. ایشان می فرماید: کار، زن درستکار را به انحراف و زن پاکدامن را به تردید مى کشاند.(نهج البلاغه، صبحی صالح، ص ۴۰۵ ،از نامه ۳۱)
با توجه به این که دیاثت به معنای«وارد کردن بیگانه نامحرم به حریم خصوصی» است، با غیرت ارتباط تنگاتنگی پیدا می کند و به یک معنا می توان گفت که غیرت و دیاثت نقیض یک دیگر هستند؛ زیرا غیرتمند کسی است که کسی را به حریم راه نمی دهد و دیوث در مقابل چنین عملی را انجام می دهد. پیامبر(ص) در یک تعریف جامع از غیرت و غیرتمندی می فرماید: أَلَا إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْحَرَامَ وَ حَدَّ الْحُدُودَ وَ مَا أَحَدٌ أَغْیَرَ مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ غَیْرَتِهِ حَرَّمَ الْفَوَاحِش‏؛  بدانید که خدا حرام را ممنوع فرموده و حدود را مشخص کرده است و احدى غیرتمندتر از خدا نیست و از غیرت اوست که زشتى ها را حرام فرموده است.(امالى، صدوق، ص ۴۲۷ )
انواع و اقسام دیاثت از منظر قرآن
هر چند که در قرآن واژه دیوث و دیاثت و هم خانواده های آن نیامده است، اما چنان که گذشت این مفهوم در قرآن به کار رفته و از آیات قرآنی به دست می آید که دیاثت و دیوثی عملی قبیح و زشت در همه حوزه های زندگی فردی و اجتماعی است؛ زیرا خداوند غیور است و غیرتمندان را دوست می دارد؛ امام صادق(ع) می فرماید: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى غَیُورٌ یُحِبُّ کُلَّ غَیُورٍ وَ لِغَیْرَتِهِ حَرَّم‏ الْفَوَاحِشَ ظَاهِرَهَا وَ بَاطِنَهَا؛ همانا خداوند تبارک و تعالی با غیرت است و مردان غیور را دوست دارد و از همین رو، زشتى ها را چه آشکار و چه پنهان حرام کرده است.(کافى، الاسلامیه، ج۵، ص ۵۳۵ و ۵۳۶ ، ح۱)
پس کسی که حریم ها را حفظ می کند و اجازه ورود بیگانه به حریم را نمی دهد، غیور است و در مقابل کسی که بیگانه را وارد بر حریم می کند دیوث خواهد بود. این بدان معنا ست که ما با توجه به انواع حریم ها و حرمت ها، هم چنین با انواع غیرت و دیاثت مواجه هستیم. در ادامه بر اساس این ملاک و معیار و مفهوم به دست آمده به سراغ آموزه های وحیانی قرآن رفته و انواع و اقسام غیرت و دیاثت مورد بحث و بررسی قرارداده می شود.
۱. غیرت و دیاثت نظامی
حوزه نظامی یکی از مهم ترین حوزه های اسرار جامعه و دولت  اسلامی است. از این رو غیرت در آن بسیار مهم و اساسی است و دولت و جامعه اسلامی باید به گونه ای رفتار کند که بیگانه به حریم اسرار و رازهای آن وارد نشود و از طریق نفوذ یا جاسوسی اطلاعاتی را کسب نکند. در آیات قرآنی به این مساله بسیار توجه و پرداخته شده و از دولت و امت خواسته شده تا جاسوسان و سماعون را شناسایی کرده و آنان را دستگیر یا از جامعه طرد و اخراج نمایند و یا مجازات کنند.(توبه، آیات ۲۳ و ۴۷؛ انفال، آیه ۲۷)
خداوند به مومنان هشدار می دهد که بی غیرتی نظامی و ایجاد نفوذ در حوزه نظامی برای دشمن، از مصادیق ظلم (توبه، آیه ۲۳)، خیانت(انفال، آیه ۲۷) و گمراهی و ضلالت از دین و حق است(ممتحنه، آیه ۱)
از نظر قرآن کسانی به دیاثت نظامی و جاسوسی رو می آورند که سست ایمان و ضعیف نفس(انفال، آیه ۲۷؛ ممتحنه، آیه ۱) و منافق (بقره، آیات ۸ و ۹؛ آل عمران، آیه ۲۸؛ توبه، آیات ۴۱ تا ۴۷؛ مجادله، آیه ۱۴) هستند. خداوند در قرآن از دیاثت نظامی و افشای اسرار نظامی نهی کرده و اجازه نمی دهد تا دیگری را به حریم حرمت نظامی وارد سازند.(انفال، ایه ۲۷؛ ممتحنه، آیه ۱ و آیات دیگر)
۲٫ غیرت و دیاثت سیاسی
از نظر قرآن کسانی مبتلا به دیاثت سیاسی می شوند که گرفتار اموری چون نفاق(نساء ، آیات ۱۳۸ و ۱۳۹)، فسق و فجور(مائده، آیات ۷۸ و ۸۰ و ۸۱) و نیز توهم عزت طلبی در میان دشمنان به جای عزت جویی از خدا(نساء ، آیات ۱۳۸ و ۱۳۹) هستند. در حقیقت این مهم ترین عواملی است که شخص یا دولتی و ملتی را به سمت بی غیرتی و دیاثت سیاسی سوق می دهد. در حقیقت اگر کسی به خدا ایمان داشته باشد و عزت را تنها در او بجویید دیاثت سیاسی نداشته و تحت ولایت دشمن نمی رود و اطاعت دوستانه او را نمی پذیرد و با او دست دوستی نمی دهد و سلطه سیاسی دشمن را نمی پذیرد.
از نظر قرآن سلطه سیاسی دشمن را کسانی رد می کنند که اهل ایمان به خدا (نساء، آیه ۱۴۴؛ مائده، آیات ۸۰ و ۸۱)، معتقد به معاد(آل عمران، آیه ۲۸) ، معتقد به علم الهی به همه امور(آل عمران، ایات ۲۸ و ۲۹ و ۱۱۸ و ۱۱۹)، اهل تعقل و عقلانیت(آل عمران، آیه ۱۱۸)، خدا ترس( آل عمران، آیه ۲۸) و ترس از خشم الهی و افشاگری و رسوایی داشته باشند.(آل عمران، آیات ۱۱۸ و ۱۱۹)

۳٫ غیرت و دیاثت فرهنگی
در مسایل فرهنگی کسانی اهل غیرت هستند که به حقانیت اسلام و آموزه های آن به عنوان کمال ترین دین و آیین برای سبک زندگی اعتقاد داشته باشند و نخواهند آیین خود را رها کرده و تغییر داده و با  دگراندیشی سبک زندگی دیگران را به عنوان سبک زندگی برگزیند. آنانی که در برابر شبهات با بهره گیری از قرآن و جهاد کبیر علمی قرآنی پاسخ گو شبهات دشمن بوده و به پرسش هایی نوشونده در حوزه های گوناگون پاسخ های درخوری برگرفته از  استنباط قرآنی می دهند و فرضیه ها و نظریه های جدیدی قرآنی را ارایه می کنند.(فرقان، آیه ۵۲ و آیات دیگر)
در برابر دیاثت فرهنگی زمانی بوجود می آید که شخص به جای ایمان به قرآن و حقانیت آیین آن بخواهد سبک زندگی دیگران را وارد کند و آموزه های غیر قرآنی را بپذیرد و در قبال تهاجم فرهنگی دشمن نه تنها مقاومت نکند، بلکه اسباب آن را فراهم آورد و با خرید ابزارهایی چون ماهواره زمینه فساد فکری و فرهنگی خود و خانواده را فراهم آورد و زیرساخت های مخابراتی کشور و جامعه را به گونه ای طراحی و هدایت کند که دشمن به سادگی در فضای مجازی وارد شده و فرهنگ جامعه را تخریب نماید و سبک زندگی را دگرگون سازد.
از نظر قرآن دیوث فرهنگی آن است که به جای جهاد کبیر علمی(فرقان، آیه ۵۲)، با دوستی و همکاری با دشمن آنان را به حریم فرهنگی کشور راه می دهند و تولیدات فرهنگی آنان را ترجمه، بازنشر و باز آفرینی می کنند و زیرساخت ها را برای نفوذ دشمن فراهم می آورند. این گونه است که سنگر به سنگر زمینه فتح و نفوذ و سلطه دشمن را در همه ابعاد از جمله فکری و فرهنگی فراهم می کنند تا مردم به جای سبک زندگی قرآنی اسلامی از سبک زندگی آنان پیروی کنند و چون دشمن بیگانه فکر و عمل کنند.(بقره، آیه ۱۲۰؛ کهف، آیه ۲۰ و آیات دیگر)
۴٫ غیرت و دیاثت اقتصادی
غیرت اقتصادی به این است که جامعه بر اساس اقتصاد مقاوم و مقاومتی بر پایه خود بیایستد و با استقلال اقتصادی و خودکفایی به تامین نیازها بپردازد. در مقابل دیاثت اقتصادی آن است که شخص یا دولت و ملت ، با قاچاق کالا و ارتباطات های نادرست اقتصادی دشمن را به حریم حرمت اقتصادی کشور که اساس جامعه بر آن است(نساء، ایه ۵) وارد سازد و با ترس یا توهم ترس از فشار اقتصادی و مشکلات آن بخواهد زمینه نفوذ و حضور و سلطه اقتصادی بیگانگان و دشمنان را فراهم آورد.(توبه، آیه ۲۸)

۵٫ غیرت و دیاثت اجتماعی:
دوستی و ارتباط دوستانه با دشمنان از بی غیرتی و دیاثت اجتماعی است. در آیات قرآنی نهی شده که انسان با دشمنان دین و خدا و پیامبر(ص) ارتباط دوستانه برقرار کند. در آیات قرآنی واژه ولایت و تولی به کار رفته است. این واژه به معنای محبت و دوستی است که انسان را به اطاعت می کشاند و یا اطاعتی که با منشا و خاستگاه دوستی ایجاد می شود. به هر حال، ولایت دارای دو مولفه و عنصر اساسی دوست و اطاعت است. از این روست که این واژه نخست در ولایت والدین و تولی فرزندان و سپس در ولایت و تولی خویشان و در نهایت امام و امت به کار رفته است. از نظر قرآن هر گونه ارتباط با دشمنان و بیگانگان در قالب ولایت و تولی جایز نیست؛ زیرا این گونه ارتباطات اجتماعی و معاشرت ها در نهایت به خیانت می انجامد و زمینه را برای نفوذ و تاثیرپذیری و نیز حریم شکنی و حرمت شکنی فراهم می آورد.
خداوند در آیاتی از جمله آیه ۹ سوره متحنه و ۲۳ سوره توبه به این موضوع اشاره کرده و از غیرت اجتماعی در قبال دیاثت اجتماعی حمایت کرده و از دیوث اجتماعی نهی نموده است. از نظر قرآن چنین بی غیرتی و دیاثت اجتماعی موجب قطع رابطه مومن و جامعه و دولت اسلامی با خدا است؛ زیرا دیگری را به حریم الهی وارد کردن از بی غیرتی است(آل عمران، آیه ۲۸؛ نساء، آیه ۱۴۴)  و در آیه ۱ سوره ممتحنه آن را عامل گمراهی و ضلالت مومن و جامعه و دولت اسلامی بر شمرده است. از نظر قرآن کسانی گرفتار بی غیرتی اجتماعی و دیاثت اجتماعی می شوند که زمینه آن را دارا باشند.
به نظر قرآن مهم ترین عوامل چنین دیاثت اجتماعی اموری چون :
الف: کسب عزت دروغینی است که به جای عزت از خداوند در غیر خدا جستجو می شود(نساء، آیه ۱۳۸) و در حقیقت فرد و جامعه سوراخ دعا را گم کرده و به اشتباه به جای دیگر متوسل می شود که اصولا عزت نیست بلکه ذلت است(همان)؛
ب: هم چنین ممکن است ریشه چنین دیاثت اجتماعی، فسقی باشد که در خود این افراد و جامعه وجود دارد(مائده، آیات ۷۸ تا ۸۱)؛
ج: و یا ممکن است ریشه دیاثت اجتماعی و بی غیرتی نفاقی باشد که در این افراد وجود دارد و ایشان خود را مومن جا زده در حالی که اهل کفر بوده و نفاق خویش را نهان ساخته اند. پس با دیاثت اجتماعی آنان می توان پرده از نفاق آنان برداشت.(نساء، آیات ۱۳۸ و ۱۳۹)
از نظر قرآن الف: کسانی که اهل اعتقاد به علم الهی به آشکار  و نهان امور باشند(آل عمران، ایات ۲۸ و ۲۹ و ۱۱۸ و ۱۱۹) ؛ ب: و کسانی که به خدا ایمان دارند(نساء، آیه ۱۴۴؛ مائده، آیات ۸۰ و ۸۱)؛ ج: و کسانی که اعتقاد به معاد و حسابرسی آن روز دارند(آل عمران، آیه ۲۸) ؛ د: و کسانی که تعقل می ورزند و از عقلانیت سود می برند(آل عمران، آیه ۱۱۸) ؛ ه-:  و نیز کسانی که ترس خدا(همان، آیه ۲۸ ) ؛ و: و یا ترس از افشاگری و رسوایی دارند(آل عمران، آیات ۱۱۸ و ۱۱۹) اهل غیرت بوده و به دیاثت اجتماعی مبتلا نمی شوند.
۶٫ غیرت و دیاثت خانوادگی:
اصطلاح غیرت و دیاثت در اصل در حوزه مسایل خانوادگی مطرح بوده است. امامُ الباقرُ علیه السلام از پیامبر(ص) نقل می کند که ایشان فرمود : إنِّ الجَنَّه لَیُوجَدُ ریحُها مِنْ مَسیرهِ خمسمائه عامٍ، و لا یَجدُها عاقٌ و لا دَیّوثٌ، قیلَ : یا رسولَ اللّهِ ، و ما الدَّیُّوثُ ؟ قالَ: الذی تَزنِی امرَأتُهُ و هُو یَعلَمُ ؛ بوی بهشت از مسیر پانصد به مشام می رسد ولی کسی که عاق شده و یا دیوث باشد، آن را نمی بویید. سوال شد : ای رسول خدا! دیوث کیست؟ حضرت(ص) فرمود: کسی است که همسرش زنا می کند و او می داند و از آن اطلاع دارد. (بحار الأنوار ، ج ۷۹، ص ۱۱۴، حدیث ۱ .)
امامُ الباقرُ علیه السلام فرموده است: ثلاثهٌ لا یَقبَلُ اللّهُ لَهُم صلاهً : مِنهُمُ الدَیُّوثُ الذی یُفجَرُ بِامرَأتِهِ؛ سه کس است که نماز ایشان و مقبول خداوند و پذیرفته نیست : از جمله ایشان دیوث است که زنش زنا می کند. (بحار الأنوار ، ج ۷۹، ص ۱۱۵، حدیث ۹ ؛ و نیز نگاه کنید: بحار الأنوار ، ج  ۷۹ ، ص ۱۱۴ باب ۸۴ .الغَیره : باب ۳۰۹۷ )
و جامع الأحادیث نیز آمده است: پیامبر (صلى الله علیه وآله) فرمود: الدیوث اقتلوه حیث وجدتموه؛ هر جا دیوث را یافتید بکشید.(مستدرک سفینه البحار، علی نمازی، ج ۲، ص ۲۹۵)
جامع الأخبار: النبوی (صلى الله علیه وآله): وأیما رجل تتزین امرأته وتخرج من باب دارها فهو دیوث، ولا یأثم من یسمیه دیوثا؛ از پیامبر(ص) روایت است که فرمود:  هر مردی زنش زینت و آرایش کند و از خانه اش با آرایش و زینت بیرون رود آن مرد دیوث است و گناهی نیست که او را دیوث بنامند؛ یعنی غیبت جایز است.(همان)
البته باید غیرت به جا باشد و موجب نشود تا شخص از روی عناد و لجاج به کار بدتر دچار نشود. امام على علیه السلام نیز می فرماید: إِیّاکَ وَالتَّغایُرَ فى غَیرِ مَوضِعِ غَیرَهٍ فَإِنَّ ذلِکَ یَدعُو الصَّحیحَهَ إِلَى السُّقمِ وَ البَریئَهَ إِلَى الرَیبِ؛ از غیرت نابجا بپرهیز؛ زیرا این کار، زن درستکار را به انحراف و زن پاکدامن را به تردید مى کشاند.(نهج البلاغه،صبحی صالح، ص ۴۰۵ ،از نامه ۳۱)  امام على علیه السلام ارتباط غیرت و عفت را این گونه بیان می کند :عِفَّتُهُ (الرَّجُل) عَلى قدرِ غَیرَتِهِ؛ پاکدامنى مرد به اندازه غیرت اوست.(نهج البلاغه،صبحی صالح، ص ۴۷۷ ، حکمت ۴۷) زیرا از نظر آن حضرت (ع) ریشه غیرت مومن همان غیرت الهی است. امام على علیه السلام فرموده است: غَیرَهُ المُؤمِنِ بِاللّه  سُبحانَهُ؛ غیرت مؤمن به خاطر خداوند سبحان است.(تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۹۱ ، ح ۱۵۶۳) اصولا پیامبران و مومنان از این صفت برخوردار هستند و به سنت پیامبران عمل می کنند.  پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است : کانَ إِبراهیمُ أَبى غَیورا وَأَنَا أَغیَرُ مِنهُ وَ أَرغَمَ اللّه  أَنفَ مَن لا یَغارُ مِنَ المُؤمِنینَ؛پدرم ابراهیم با غیرت بود و من با غیرت تر از اویم. خدا بینى مؤمنى را که غیرت ندارد، به خاک مى مالد.(بحارالأنوار،  ج۱۰۰، ص۲۴۸، ح۳۳) البته غیرت افراد متفاوت است؛ زیرا اگر ریشه آن را ایمان بدانیم ایمان افراد متفاوت است و به همان میزان درجه حمیت افراد نیز متفاوت خواهد بود.  امام على علیه السلام می فرماید : عَلى قَدرِ الحَمِیَّهِ تَکونُ الغَیرَهُ؛ غیرت به اندازه تعصّب و ننگ داشتن بستگى دارد.( تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۲۵۹ ، ح ۵۵۳۳)

Share

مطالب مشابه