مصادیقی از حکمت عملی در قرآن

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

فروشگاه آنلاین سونی

حکمت از اصطلاحات قرآنی است. خداوند خود را حکیم دانسته و بر این نکته تاکید می کند که آفرینش و خلقت دارای هدف و فلسفه مشخصی است که حرکت کلی هستی بدان سمت است. البته این بدان معنا نیست که خداوند دارای هدف است، بلکه مخلوقات دارای هدف هستند؛ چرا که هدف برای چیزی تعریف می شود که نداشته ای را به دست آورد، در حالی که خداوند نداشته ای ندارد.

اما مخلوقات از جمله انسان می بایست هدف را بشناسند و بدان سمت و سو حرکت کنند؛ ولی حکمت با حکمت نظری تنها به دست نمی آید بلکه با حکمت عملی به دست می آید. از همین رو، قرآن بر حکمت عملی تاکید دارد. نویسنده در این جا بر آن است تا مصادیقی مهم از حکمت عملی را بر اساس آیات قرآنی تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

مفهوم حکمت قرآنی

قرآن پژوه معروف راغب اصفهانی درباره مفهوم حکمت در قرآن می نویسد: حكمت دستيابى به حق، به وسيله علم و عقل است.( مفردات الفاظ قرآن کریم، ص 249، «حكم»)

البته وی سپس تفاوت معناداری را درباره استعمال و اطلاق حکمت به خدا با غیر خدا بیان می کند و می نویسد: هنگامى كه حکمت به خدا نسبت داده شود به معناى شناخت اشيا و ايجاد آنها در نهايت استوارى است.

اما وقتی حكمت انسان به انسان نسبت داده می شود، عبارت از شناخت موجودات و انجام دادن نيكيها است.(همان پیشین )

پس به نظر راغب اصفهانی، حکمت در خدا، علم مطلق خداوند به چیزها و استواری در عمل است ولی در انسان همان علم با انجام کار نیک در عمل است.

بنابراین، به نظر او تفاوت اصلی میان مفهوم حکمت در خدا و انسان عبارت است از: 1. تفاوت در حدود و ثغور علم ؛ چرا که در خداوند محدود نیست ولی در انسان محدود است؛ 2. اتقان و استواری در مطلق فعل و عمل خداوندی؛ انجام حسن و نیک کار در انسان.

از این تعریف هم چنین به دست می آید که حکمت ناظر به دو حوزه نظری و عملی است؛ یعنی حکیم به کسی می گویند که هم از لحاظ نظری دارای شناخت جزم به اشیاء باشد و هم از نظر عملی کار را به اتقان و نیکی انجام دهد.

اما علامه طباطبایی درباره مفهوم حکمت گفته اند: حكمت به معناى اتقان و استوارى خاصّى است كه در آن هيچ گونه سستى و خللى نباشد و بيش ترين كاربرد آن در معلومات عقلى است كه مطابق با واقع باشد و هيچ گونه دروغ و باطلى در آن راه پيدا نكند.( الميزان، ج 2، ص 395)

برخی دیگر دایره حکمت را محدود به حکمت عملی دانسته و گفته اند: حكمت را از اين جهت حكمت ناميده اند كه صاحبش را از اخلاق پست جلوگيرى مى كند.( المصباح المنیر، فیومی، ج 1 – 2، ص 145، «حكم»)

مصادیقی از حکمت عملی در قرآن

از نظر آموزه های قرآنی آن چه مهم و اساسی و تاثیرگذار است همان حکمت عملی است؛ زیرا شناخت بستری است تا شرایط برای عمل نیک و خوب آماده شود؛ از این روست که حتی در باره مفهوم عقل به حوزه عملی آن توجه و تاکید شده و بر عقل عملی به جای عقل نظری تاکید می شود؛ چرا که انسان با عقل عملی است که می تواند بندگی خدا کرده و بهشت کمال را به دست آورد. در روایت است: العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان؛ عقل آن چیزی است که به آن خدای رحمان عبادت و پرسش می شود و به آن بهشت به دست می آید.(کافی، کلینی، ج 1، کتاب عقل و جهل)

خداوند در آیاتی از قرآن مصادیق حکمت عملی را بیان کرده است. از جمله این آیات می توان به آیات 21 تا 39 سوره اسراء اشاره کرد. خداوند پس از بیان مصادیقی از حکمت عملی و توصیه و سفارش به آنها در پایان ذکر مصادیق می فرماید: ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ؛ اين سفارشها از حكمتهايى است كه پروردگارت به تو وحى كرده است.

این مصادیق بیش تر در قالب نهی و ترک بیان شده که عبارتند از:

  1. اجتناب از شرک عبادی: از نظر قرآن تنها خداوند سزاوار پرسش و عبادت است و جز خداوند نمی بایست کسی را معبود قرار داد، حال این معبود از جنس انسان باشد یا فرشتگان و جنیان یا اشیاء و امور دیگر. از نظر قرآن عبادت غیر خدا موجب خواری و خذلان و سرزنش است.(اسراء، آیات 22 و 23 و 39)
  2. احسان به والدین: خداوند پس از آن که از شرک نهی می کند، بی درنگ به احسان به والدین فرمان و امر می کند؛ یعنی اگر والدین کار بدی کردند از آنان عفو و گذشت کنند و بر آنان خرده نگیرند. (اسراء، آیات 23 و 39)
  3. اجتناب از اف گویی به والدین: خداوند در همین آیات بیان می کند که حکمت عملی آن است که از اف گویی نسبت به والدین پرهیز شود. خداوند در تبیین احسان نسبت به والدین می فرماید این احسان باید به ویژه در زمان پیری بیش تر شود؛ یعنی والدین اگر در زمان پیری در نزد فرزندان هستند، از آن جایی که ناتوان تر و نیازمند توجه ویژه هستند ، باید با آنان از در عفو و گذشت وارد شد و نباید با آنان تندی کرد و هنگام انجام دادن کارهایشان که گاه چون کودکان می شوند، به آنان غرولند کرد و اف گفت و این گونه ابراز ناخشنودی کرد.(اسراء، آیات 23 و 39)
  4. اجتناب از خشونت نسبت به والدین: از دیگر مصادیق حکمت عملی، اجتناب از خشونت نسبت به والدین است. خداوند می فرماید: وَلاَ تَنْهَرْهُمَا ؛ و با خشونت آنان را از خود نراند و این گونه دل ایشان را نیازارید. (اسراء، آیات 23 و 39)
  5. اکرام والدین: خداوند همان طوری که فرمان به احسان نسبت به والدین می دهد، بلکه از فرزندان می خواهد که فراتر از احسان با اخلاق کریمانه با آنان برخورد کنند؛ یعنی نه تنها از سخنان و رفتارشان رنجیده خاطر نشد و از آنان گذشت کرد، بلکه کار بدشان را به کار نیک پاسخ داد که قول و عمل کریمانه و از مکارم اخلاقی است که پیامبر(ص) برای آن مبعوث شده است. خداوند می فرماید: وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً كَرِيمًا؛ و با آنان کریمانه سخن بگو! (اسراء، آیات 23 و 39)
  6. فروتنی نسبت به والدین: رعايت احترام والدين، همراه با تواضع و فروتنى كامل در برابر آنان، از دستورهای حكمت آميز الهى است. یعنی فروتنی به شکل خاص که خداوند از آن به خفض جناح، مانند مرغ مادر که جوجه هایش را زیر پر و بالش می گیرد، یاد می کند از مکارم اخلاقی و آداب نیکی است که خداوند به آن فرمان می دهد: وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ؛ و از سر مهربانى، بال فروتنى بر آنان بگستر. (اسراء، آیات 24 و 39)
  7. دعا برای والدین: از دیگر آداب و مکارم اخلاقی نسبت به والدین که خداوند آن را از حکمت عملی دانسته، دعا و نیایش نسبت به والدین است. خداوند حتی بهترین و نیکوترین دعا را نیز به ما آموخته تا هم آن دعا را داشته باشیم و هم آن گونه عمل کنیم. خداوند می فرماید: وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا؛ و بگو: «پروردگارا، آن دو را رحمت كن چنان كه مرا در خُردى پروردند.» (اسراء، آیات 24 و 39) البته خداوند در آیه 25 توضیح می دهد که ما همان طوری که به قول و رفتار شما نگاه می کنیم به نیت های شما نیز توجه داریم و اگر با اخلاص رفتار کنید به طور طبیعی کمبودهای رفتاری و گفتاری شما را نادیده می گیرد و به بهترین شکل با توجه به نیت خیر شما با شما برخورد و معامله می کند. پس شما عمل صالح داشته باشید و ما با توجه به نیت شما امور را ارزش گذاری می کنیم. در حقیقت خداوند می فرماید شما اگر حسن فعل را بیاورید ما به حسن فاعلی شما توجه بیش تری داریم و بر اساس عمل صالح شما را ارزشگذاری کرده و از نواقص فعل شما در می گذریم.
  8. رعایت حقوق خویشان: از دیگر حکمت های عملی آن است که انسان حقوق خویشان را مراعات کند. این حقوق به ویژه در حوزه مالی و اقتصادی بیش تر نمود دارد. پس سعی شود که به خویشان کمک های مالی و انفاقاتی انجام گیرد: وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ.(اسراء، آیات 26 و 39)
  9. رعایت حقوق مساکین: مساکین کسانی هستند که توانایی و قدرت انجام کاری را ندارند و به اصطلاح زمین گیر شده اند و در جایی سکونت کرده و حرکتی ندارند. اینان کسانی هستند که باید مورد مراعات قرار گیرند و کمک های مالی و غذایی و مانند آن در حق آنان انجام گیرد: وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ.(اسراء، آیات 26 و 39)
  10. رعایت حقوق درراه ماندگان: کسانی که در راه مانده اند و نیازمند کمک هستند می بایست حقوق آنان پرداخت شود:وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ. (اسراء، آیات 26 و 39)
  11. اجتناب از تبذیر: تبذیر از ریشه بذر به معنا پخش کردن است. اجتناب از تبذیر به معنای آن است که انسان ریخت و پاش کند و حدود و میزان را مراعات نکند. بنابراین، ریخت و پاش حتی در انجام حقوق و واجبات مالی نیز بر اساس آموزه های حکمیانه قرآن جایز نیست: وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِيرًا. (اسراء، آیات 26 ) خداوند در ادامه همین فرمان توضیح می دهد که : چرا كه ریخت و پاش کنندگان، برادران شيطانهايند، و شيطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است.(اسراء، آیه 27)
  12. سخن نرم در هنگام تهیدستی و امید به رزق الهی، با خویشان و مساکین و در راه ماندگان: از دیگر آموزه های حکیمانه خداوند که می توان گفت از اخلاق کریمانه و آداب اسلامی است، برخورد کریمانه با کسانی است که حقوقی بر گردن آدم دارند ولی به دلیل تهیدستی نمی تواند پاسخ گویی نیاز آنان باشد. خداوند می فرماید: و اگر از آنان به خاطر (تهيدستى و) طلب رحمت و وسعتى از پروردگارت كه اميد دارى (به تو برسد و به آنها بدهى تا آنها را بى‏نياز نمايد) بايد از آنان روى گردانى، پس به آنها سخنى نرم بگو.(اسراء، آیه 28)
  13. اجتناب از بخل: از دیگر آموزه های حکیمانه و حکمت علمی آن است که از بخل به ویژه نسبت به گروه های پیش گفته ، اجتناب و پرهیز شود: وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ؛ و دستت را به گردنت زنجير مكن و بخل و امساك مكن.(اسراء، آیات 29 و 39)
  14. اجتناب از گشاده دستی: همان طوری که بخل نادرست است گشاه دستی که موجب شود تا ناتوان از انجام وظایف و تکالیف خود شوی نیز نادرست است. خداوند می فرماید: وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا؛ گشاده‏دستى منما تا ملامت‏شده و حسرت‏زده بر جاى مانى. (اسراء، آیات 29 و 39) خداوند در آیه 30 توضیح می دهد که افزایش و کاهش روزی بر اساس مشیت الهی است: بى‏گمان، پروردگار تو براى هر كه بخواهد، روزى را گشاده يا تنگ مى‏گرداند. در حقيقت، او به حال بندگانش آگاه بيناست.
  15. اجتناب از کشتن فرزند از ترس گرسنگی: از دیگر آموزه های حکمیانه خداوند اجتناب از قتل اولاد از ترس گرسنگی و فقر است. خداوند می فرماید: و از بيم تنگدستى فرزندان خود را مكشيد. ماييم كه به آنها و شما روزى مى‏بخشيم. آرى، كشتن آنان همواره خطايى بزرگ است.(اسراء، آیه 31)
  16. اجتناب از زنا: خداوند می فرماید زنا راه درستی برای ارضای خواسته طبیعی و غریزی شهوت نیست، بلکه به جای آن باید ازدواج کرد: و به زنا نزديك مشويد، چرا كه آن همواره زشت و بد راهى است.(اسراء، آیه 32)
  17. اجتناب از قتل بی گناهان: کسی حق ندارد دیگری را بکشد مگر آن که حقی بر گردن او باشد، چنان که در دفاع از خود یا در جنگ یا هنگام قصاص می توان به عنوان یک حق کسی را کشت ولی در موارد دیگر جایز نیست: وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ؛ کسی را که خدا کشتنش را حرام کرده است مکشيد مگر به حق.(اسراء، آیات 33 و 39)
  18. قصاص: قصاص یکی از آموزه های حکمیانه خداوند است. به این معنا که اگر کسی را مظلومانه و نا به حق کشتند ولی او حق دارد تا قاتل را قصاص کند. خداوند می فرماید: هر كس مظلوم كشته شود، به سرپرست وى قدرتى داده‏ايم.( اسراء، آیات 33 و 39)
  19. اجتناب از اسراف در قصاص: در قصاص نباید اسراف کرد و به همان میزان که جرم و بزه رخ داده باید محدود شود و هم چنین جز قاتل کسی دیگر را نمی توان به قصاص کشت. خداوند می فرماید: پس ولی دم، نبايد در قتل زياده‏روى كند، زيرا او [از طرف شرع‏] يارى شده است. ( اسراء، آیات 33 و 39)
  20. اجتناب از مال یتیم: از دیگر حکمت های عملی اجتناب از مال یتیم و تصرفات مالکانه در آن است: وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ. ( اسراء، آیات 34 و 39)
  21. جواز تصرف نیک در مال یتیم: یکی از آموزه های حکیمانه قرآن آن است که در مال یتیم می توان به شرط احسان به او تصرف کرد؛ به این که کاری کرد که سرمایه اش افزایش یابد و یا کاری انجام گیرد که به نفع یتیم است. خداوند می فرماید: جز به وجهی نيکوتر ، به مال يتيم نزديک مشويد. ( اسراء، آیات 34 و 39)
  22. بازگردان مال به یتیم پس از بلوغ: از دیگر حکمت های الهی است که بیان شده بازگردان مال یتیم پس از بلوغ به خودش است. این کار را راستای دستور عمومی وفای به عهد و پیمان است.( اسراء، آیات 34 و 39)
  23. وفای عهد: خداوند وفای عهد را بسیار مهم و اساسی دانسته است و می فرماید: وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْؤُولاً؛ و به عهد خويش وفا کنيد که بازخواست خواهيد شد.( اسراء، آیات 34 و 39)
  24. اتمام پیمانه: در هنگام معاملات و بده و بستان باید پیمانه به تمام داده شود: وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ؛ و چون پيمانه مى‏كنيد، پيمانه را تمام دهيد.(اسراء، آیات 35 و 39)
  25. توزین درست: در هنگام توزین نیز رعایت درستی و راستی بسیار مهم است. خداوند می فرماید: زِنُواْ بِالقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً؛ با ترازوى راست و درست بسنجيد اين بهتر و سرانجامش نيكوتر است. (اسراء، آیات 35 و 39)
  26. اجتناب رفتار فاقد علم: انسان باید تنها دنبال امر و کاری برود که بدان عمل دارد، اما هر گاه نسبت به چیزی علم ندارد باید آن را ترک کند. خداوند می فرماید: و از چيزى كه بدان علم ندارى در مرحله اعتقاد و گفتار و عمل پيروى مكن، زيرا گوش و چشم و دل، هر يك مورد سؤال قرار خواهند گرفت از انسان درباره كارهاى آنها و از آنها درباره كارهاى خودشان مى‏پرسند.(اسراء، آیات 36 و 39)
  27. اجتناب از نخوت : از دیگر آموزه های حکمیانه خداوند، ترک و پرهیز از خودپسندی و رفتارهای نخوت آمیز است. خداوند می فرماید: وَلاَ تَمْشِ فِي الأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ الأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولاً؛ و در زمين با نخوت گام برمدار، و با بزرگ منشى و سرمستى راه مرو ، كه تو زمين را نتوانى شكافت و در بلندى به كوه‏ها نتوانى رسيد.(اسراء، آیات 37 و 39) به این معنا که هر چه تلاش کند که گردن کشی کند گردنش که فرازتر از کوه نخواهد بود و هر کاری کند نمی تواند دیگر را به خواری و مذلت بکشاند و به اعماق زمین برساند.

خداوند پس از بیان همه این مصادیقی که مرتبط با اجتناب و ترک است، می فرماید: كُلُّ ذَلِكَ كَانَ سَيٍّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهًا؛ همه اين کارها ناپسند است و پروردگار تو آنها را ناخوش دارد.(اسراء، آیه 38)

و سپس ناظر به همه این مصادیق اثباتی و انکاری می فرماید: ذَلِكَ مِمَّا أَوْحَى إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ وَلاَ تَجْعَلْ مَعَ اللّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتُلْقَى فِي جَهَنَّمَ مَلُومًا مَّدْحُورًا اين [سفارشها] از حكمتهايى است كه پروردگارت به تو وحى كرده است، و با خداى يگانه معبودى ديگر قرار مده، و گرنه حسرت‏زده و مطرود در جهنم افكنده خواهى شد.(اسراء، آیه 39)

بنابراین ، آن چه می توان از مفهوم حکمت در قرآن نسبت به انسان به دست آورد، آن که خداوند رفتارهای آدمی را که در قالب پرهیز از بدی ها و سیئات و انجام خوبی و حسنات انجام می گیرد، به عنوان حکمت واقعی معرفی می کند. انسان حکیم کسی است که در حوزه اخلاقی در چارچوب محاسن اخلاقی و بلکه مکارم اخلاقی عمل و رفتار کند.

Share

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید