نوآوری و ابتکار در آیات و روایات

۵

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

رشد اقتصادی و شکوفایی آن نیازمند جهاد اقتصادی است که برآیند آن تحقق اقتصاد مقاومتی است. به این معنا که اگر بخواهیم از اقتصاد مقاومتی برخوردار باشیم به طوری که در برابر فشارها و تحریم ها مقاوم بوده و تحت تاثیر شوک بازار و تحولات طبیعی و تغییر آن قرار نگیرد، باید به رشد اقتصادی برسیم. بی گمان مولفه هایی لازم است تا این امر تحقق یابد که از جمله آن جهاد اقتصادی با بهره گیری از روحیه جهادی در همه ابعاد است.

از جمله مولفه ها و عناصر تاثیرگذار نوآوری و ابتکار در حوزه عمل اقتصادی است. تبدیل دانش به فن آوری نیازمند آن است که منابع انسانی خردمند و فکور در اندیشه کشف رموز جهان باشند و آن را در حوزه های گوناگون به عمل اقتصادی تبدیل کنند. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی نقش نوآوری و ابتکار را در تحقق رشد و پیشرفت اقتصادی در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی تبیین کرده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

ابداع و ابتکار از صفات الهی

یکی از نام های نیک خداوند مبدع است. این واژه از واژه بدع گرفته شده که در فارسی با بدعت با مفهوم منفی آن آشنا هستیم؛ زیرا بدعت به معنای ادخال ما لیس من الدین فی الدین؛ یعنی وارد کردن امر غیر دینی به عنوان دینی است. این که عملی که دینی نیست به نام دین جا بزنیم و بگوییم که از دین و شریعت اسلامی است. (مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص‌۱۱۰‌-‌۱۱۱، «بدع») البته در قرآن بدعت به این معنا فقهی به کار نرفته و واژگان دیگری برای بیان این مفهوم استفاده شده، ولی آن چه در عرف مردم و گفتار ایشان متداول است همین معنای فقهی است، نه معنای قرآنی آن که به معنای نوآوری و ابتکار در کارهای پسندیده و خوب است.

ما خداوند را به عنوان مبدع و بدیع می شناسیم؛ زیرا خداوند خود را به این نام معرفی کرده است. اما واژه مبدع از باب افعال و ثلاثی مزید است. البَدیعُ صف مشبهه است. گفته اند که بدیع از فعیل در این جا به معنای مفعَل یعنی از نو آفریننده هر چیزی بی سابقه ای در روش و نهج اصلی آن است.

ابداع یعنی ایجاد نمودن شیء ابتدائاً بدون آنکه مسبوق باشد به ماده و مدت یا مسبوق باشد به عدم زمانی. توضیح این که آفریده و مخلوق بر چند قسم است: (اول) آنکه وجود او مسبوق به عدم زمانی و محتاج به ماده و مدت نباشد. این چنین مخلوقی را مبدع (ابداع شده ) گویند، مثل عقل و نفس و باقی مجردات؛ (دوم) مسبوق به عدم زمانی باشد لکن محتاج به ماده و مدت نباشد. چنین چیزی را مصنوع می گویند و از همین قبیل است تمام صنایع و مخترعات بشر؛ (سوم) آن که فقط مسبوق به ماده باشد. چنین مخلوقی را، مکون گویند، مثل افلاک و سیارات و باقی امور سماوی؛ (چهارم) این که مسبوق به ماده و مدت و عدم زمانی باشد که آن را حادث گویند مثل موجودات ارضی از قبیل جمادات و نباتات و حیوانات.

خداوند در قرآن واژه بدعت را در چند جا به کار برده است. مثلا در باره ارسال پیامبران می فرماید: قُلْ مَا کُنتُ بِدْعًا مِّنْ الرُّسُلِ ؛ بگو من در میان فرستادگان نخستین و نوظهور نیستم.(احقاف، آیه ۹) در مجمع البیان ذیل آیه آمده است: این واژه به مفهوم «نوظهور» و «نوآمده» و بدون سابقه پیشین است. در آیات ۱۱۷ سوره بقره و ۱۰۱ سوره انعام از خداوند به عنوان « بَدِیعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ؛ نوآور آسمان و زمین» یاد شده و در آیه ۱۱۷ سوره بقره توضیح داده شده که خداوند به سبب همین بدیع و مبدع بودن، بی هیچ سابقه ای وقتی چیزی را بخواهد تحقق بخشد تنها به آن چیز می گوید باش پس باشد: إِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا یَقُولُ لَهُ کُن فَیَکُونُ؛ یعنی همان که در معلوم علم اوست مورد خطاب قرار می گیرد و بی هیچ پیش و پسی تحقق وجودی می یابد.

در مجمع البیان ذیل آیه آمده است: او پدیدآورنده و ابداع کننده آسمانها و زمین است و آنها را به طور ابتکارى و بى‏آنکه از پدیده دیگرى الگو و نمونه بگیرد، یا اختراع و ابداع خویش را از جایى اقتباس کند، پدید آورد.

علامه طباطبایی نیز در ذیل آیه می نویسد: کلمه «بدیع» صفت مشبهه از مصدر بداعت است، و بداعت هر چیزی، به معناى بى مانندى آنست، البته مانندى که ذهن بدان آشنا باشد… در کتاب کافى و کتاب بصائر، از سدیر صیرفى روایت کرده‏اند که گفت: من از حمران بن أعین شنیدم: که از امام باقر (ع) از آیه: بَدِیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مى‏پرسید و آن جناب در پاسخش فرمود: خداى عز و جل همه اشیاء را به علم خود و بدون الگوى قبلى آفرید، آسمانها و زمین را خلق کرد، بدون اینکه از آسمان و زمینى قبل از آن الگو گرفته باشد، مگر نشنیدى که مى‏فرماید: وَ کانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ؛ عرش خدا بر آب است.( کافى ج ۱ ص ۲۵۶ حدیث ۲)

علامه طباطبایی می افزاید: و در این روایت غیر آنچه ما استفاده کردیم، استفاده دیگرى بس لطیف شده ، و آن اینست که مراد از کلمه (ماء)، در جمله: وَ کانَ عَرْشُهُ عَلَى الْماءِ غیر آن آبى است که ما آن را آب مى‏نامیم، بدلیل اینکه قبلا فرمود: همه اشیاء و آسمانها و زمین را بدون الگو و مصالح قبلى آفرید، آب به ان معنا که نزد ما آب است نیز جزو آسمانها و زمین است و معقول نیست که عرش خدا روى آب به آن معنا باشد، و سلطنت خداى تعالى قبل از خلقت آسمان‏ها و زمین نیز مستقر بود و بر روى آب مستقر بود، پس معلوم مى‏شود آن آب غیر این آب بوده است..

آن گاه در بحث علمى و فلسفى و بیان اینکه هر موجودى بدیع الوجود است، می نویسد: تجربه ثابت کرده، هر دو موجودى که فرض شود، هر چند در کلیات و حتى در خصوصیات متحد باشند، بطورى که در حس آدمى جدایى نداشته باشند، در عین حال یک جهت افتراق بین آن دو خواهد بود، و گر نه دو تا نمی شدند و اگر چشم عادى آن جهت افتراق را حس نکند، چشم مسلح به دوربین هاى قوى آن را مى‏بیند.

برهان فلسفى نیز این معنا را ایجاب مى‏کند، زیرا وقتى دو چیز را فرض کردیم که دو تا هستند، اگر به هیچ وجه امتیازى خارج از ذاتشان نداشته باشند، لازمه‏اش این مى‏شود که آن سبب کثرت و دوئیت، داخل در ذاتشان باشد نه خارج از آن، و در چنین صورت ذات صرفه و غیر مخلوطه فرض شده است، و ذات صرف نه دو تایى دارد و نه تکرار مى‏پذیرد، در نتیجه چیزى را که ما دو تا و یا چند تا فرض کرده‏ایم، یکى می شود و این خلاف فرض ما است.

پس نتیجه مى‏گیریم که هر موجودى از نظر ذات مغایر با موجودى دیگر است و چون چنین است پس هر موجودى بدیع الوجود است، یعنى بدون این که قبل از خودش نظیرى داشته و یا مانندى از آن معهود در نظر صانعش باشد وجود یافته است. در نتیجه باید گفت که خداى سبحان مبتدع و بدیع السماوات و الارض است.

همین صفت را خداوند به حکم «علم آدم الاسماء کلها» (بقره، آیه ۳۱) به آدم و فرزندانش بخشیده و تعلیم داده است. پس انسان نیز می تواند به شکلی این گونه عمل کند؛ اما اگر این گونه نباشد می تواند دست کم از الگوهای الهی بهره گیرد. پس ابتکاری عمل کردن می تواند از رفتارهای آدمی باشد؛ چرا که دیگر آفریده های الهی از چنین خصوصیتی برخوردار نیستند.

واژه ابتکار برگرفته از «بَکَرَ» به معناى نوبر و به اوّلِ چیزى دست یافتن است. به همین مناسبت به میوه نوبر، باکورَه گفته شده (مصباح المنیر، ذیل واژه) و نیز به معناى نوآورى و اختراع(فرهنگ فارسی معین) آمده است.

ابتکار و اختراع و نوآورى در امور صنعتى، هنرى، معمارى، ساختمانى و استفاده از طبیعت در آیات قرآنی بارها مورد تکدید قرار گرفته است و خداوند بیان می کند که اقوام پیشین دارای اختراعات و ابتکاراتی بودند که مثل آن پیش از آن وجود نداشته است، مثلا فرموده است: «لم‌یُخْلَق مثلها؛ که مانندش در شهرها ساخته نشده بود».(فجر، آیه ۸)

ضرورت تفکر و تدبر در آفرینش

خداوند از انسان ها خواسته است تا در آفریده ها و آفرینش تفکر و تدبر کنند و این گونه بتوانند قوانین و سنت های الهی را در جهان و جامعه و جان کشف کرده و برای اختراعات و ابتکارات جدید بهره گیرند. می دانیم که انسان بسیاری از دانش ها را از طریق تدبر در آفرینش و آفریده های به دست آورده است. تدبر در آفرینش قوانین کلی را برایش اشکار کرده و توانسته تا به مهار برخی از امور بپردازد، چنان که تدبر در آفریده ها نیز کشف و اختراعاتی را موجب شده است. به عنوان نمونه فهم قانون جاذبه و یا قوانین دیگر فیزیک و شیمی یا حتی ریاضی موجب شده تا اختراعات و ابتکارات شگفتی را رقم زند.

شاید نخستین کسی که به تفکر و تدبر در آفریده ها پرداخته قابیل باشد که پس از قتل برادرش هابیل در چگونگی نهان کردن جسد برادر مانده بود به رفتار کلاغی نگریست و از او آموخت.(مائده، آیات ۲۷ تا ۳۰)

خداوند بارها در آیات قرآنی مردمان را به تفکر و تدبر در آیات تکوین و تدوین دعوت می کند؛ زیرا تدبر آیات تدوین الهی یعنی قرآن و تفکر در آیات تکوین الهی چون گیاهان، جانوران و ابر و باد و مانند آن ها کاشف حقایقی برای بشر خواهد شد. تاکید بر تفکر از راه نظر و دقت در امور آفریده ها و ملکوت آن ها برای کشف حقایق و بهره گیری از آن هاست.(اعراف، آیه ۱۸۵؛ روم، آیه ۹؛ فاطر، آیه ۴۴؛ ق، آیه ۶؛ غاشیه، آیه ۱۷)

ابتکار و ابداع در حوزه اقتصادی

تفکر و تدبر در آیات تکوین و تدوین الهی به عنوان مقدمه علم و عمل لازم و ضروری است. خداوند در آیه ۶۱ سوره هود در بیان فلسفه خلقت و آفرینش انسان به مسئولیت او دردنیا نسبت به زمین و زمینیان می فرماید که انسان را برای این آفریده که به استعمار و آبادانی زمین بپردازند.

بی گمان استعمار و آبادانی زمین به دور افساد و تباهی در آن لازم تفکر و تدبر در آفرینش و افریده هاست تا قوانین کلی و اهداف خلقت هر آفریده ای دانسته شود و به دور از افساد و تباهی در مسیر درست به استعمار و آبادانی آن پرداخته شود و این گونه مسئولیت خلافت الهی انسان به طور درست و صحیح انجام گیرد.

اگر در تکوین و تدوین تفکر و تدبر نشود و قوانین و اهداف کلی و جزیی خلقت و آفریده ها کشف نشود، ممکن است با هر عمل انسانی فساد و تباهی در هستی و موجودات و مخلوقات الهی صورت گیرد؛ چنان که این اتفاق در برخی از مسائل و امور از جمله محیط زیست افتاده است و خداوند به صراحت در آیه ۴۱ سوره روم به عنوان ظهور فساد در خشکی و دریا به دست آدمی سخن به میان آورده است.

بنابراین، وظیفه و مسئولیت نخست آدمی اقتضای آن را دارد که آدمی به کشف قوانین هستی و آفریده ها اقدام کند تا بتواند به عنوان خلیفه مسئولیت خود را انجام دهد و به استعمار و ابادانی زمین بپردازد بی آن که فساد و تباهی را موجب شود.

افزون بر این شناخت قوانین و کشف آن ها به آدمی کمک می کند تا زندگی خود را نیز بهتر کند؛ زیرا رفاه و رشد و پیشرفت اقتصادی جامعه نیازمند شناخت قوانین و بهره گیری از آن هاست. این که انسان بداند که چگونه آبرها باور می شوند و یا گیاهان با بادها چگونه باوری می شوند(حجر، آیه ۲۲) این علم و دانش می تواند او را در اختراع و ابتکار ابزارهای باوری جدید و نوآوری در آن ها یاری رساند و به بهبود تولید کمک نماید.

در قرآن گزارش شده که حضرت داود(ع) با بافتن زره توانست از حملات دشمن در امان ماند، یا این که ساخت شیشه موجب شد تا کاخ های شیشه ای و آبگینه ها و ظروف ابتکاری جدید پدید آید و آب نما و امور دیگر زندگی انسان بهبود چشم گیری یابد.(نمل، آیه ۴۴ و آیات دیگر)

هم چنین سد سازی و درک قوانین آب و مدیریت آن موجب شد تا کشاورزی در میان ملت سبا رشد و پیشرفت چشم گیری داشته و تمدن بزرگی را سبب شود.

ابتکار حضرت یوسف (ع) در ذخیره سازی غلات از طریق حفظ آن در شلتوک موجب افزایش ماندگاری و تامین امنیت غذایی شد که از طریق کشف قوانین عمومی و خصوصی درباره هوا و غلات و شیوه نگه داری آن به دست آمده است.(یوسف، آیه ۴۷)

هم چنین شناخت قوانین حاکم بر سنگ ها و جمادات موجب شد تا قوم عاد بتوانند صنعت معماری پیشرفته ای داشته باشند و تمدنی بزرگ را پدید آورند به طوری که شهرهای ساخته شده به دست آنان از شهرهای ابتکاری با نوآوری های بسیار بدیع و جدید و شگفت انگیز و خارق عادتی بود که خداوند به ستایش آن می پردازد.(فجر، آیات ۶ تا ۸)

شناخت قوانین خاک و آتش موجب کشف آجر شد که خود معماری بشر و اقتصاد عمومی جهان را دگرگون کرد.(قصص، آیه ۳۸) بسیاری از ابتکارات و اختراعات کنونی در جهان با کشف در قوانین هستی و آفریده های الهی انجام گرفته است. بنابراین لازم است که برای کشف قوانین دیگر تلاش کرد و از آن برای بهبود معیشت مردم و رشد و پیشرفت و شکوفایی اقتصادی بهره برد.

به هر حال، درک قوانین هستی و آفریده و دانش های بنیانی برای کشف و اختراع و ابتکار و نوآوری لازم است تا اقتصاد کشور رشد و پیشرفت کند و اقتصاد مقاومتی در برابر فشارها و تحریم ها پدید آید.

نظر ۱
  1. سیدعبای کاربر می‌گوید

    بسیار عالی وکاربردی
    فقط بخش روایاتش ضعیف بود

یک دیدگاه قرار دهید

رایانامه شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.