آداب و آثار عبادت

Pray

فروشگاه آنلاین سونی

عبادت در فرهنگ قرآن، ايمان و اطاعت از همه آموزه هاي وحياني به قصد تقرب و نزديكي به خداوند است و تنها پرستش و عبادت مستقيم خداوند، به معناي عبادت نيست. با اين همه آن چه در اين نوشتار موردنظر است تنها همين مفهوم خاص است كه از آن به عبادت و پرستش خداوند ياد مي شود. اينك مطلب را با هم ازنظر مي گذرانيم:

يكي از مهم ترين اهداف آفرينش در آموزه هاي قرآن، عبوديت است. عبوديت خداوند اختصاص به بشر ندارد و همگان موظف هستند كه در برابر خداوند كرنش نموده و به عنوان معبود مطلق او را پرستش كنند و خاضعانه و خاشعانه در برابرش نمازگزارند، با اين تفاوت كه بشر و جن به عنوان دو موجود مختار و داراي اراده، در عبوديت خداوند آزاد هستند و به اختيار خويش در حوزه عمل تشريعي مي تواند كفر و ايمان را برگزينند؛ هر چند كه در حوزه تكويني آنان نيز نمي توانند از دايره عبوديت بيرون روند و در هرحالي به عنوان عبادالله مي باشند.

عبوديت مقامي از مقامات اختياري بشر مي باشد و شخصي كه به مقام عبوديت اختياري برسد و در مقام كمالي آن قرار گيرد، از ويژگي هاي انحصاري و خاصي برخوردار مي شود كه مقام خلافت ربوبي يكي از آن هاست؛ زيرا انسان به عبوديت خويش، استعدادهاي سرشته در ذات خويش را به فعليت مي رساند و همه كمالات اسمايي را در خود تحقق مي بخشد. در اين زمان است كه قابليت مي يابد تا در نقش خلافت ربوبي در پروردگاري همه كائنات از كم ترين تا برترين بپردازد و پروردگار همگان شود. اين گونه است كه سزاوار سجده و اطاعت از سوي همه ايشان مي شود.
از آن جايي كه انسان يكي از دو آفريده مختار و با اراده خداوندي است، شيوه هاي عبادتي وي نيز انحصاري است و داراي ويژگي هاي خاصي است. از اين روست كه خداوند براي بشر، آموزه هاي هدايتي را به نام اسلام بر او از راه همه پيامبران از آدم(ع) تا خاتم فرستاده است تا با بهره گيري از آن ها انسان بتواند به مقام عبوديت اختياري دست يابد.
البته شيوه اي كه در آموزه هاي وحياني و هدايتي اسلام بيان شده است داراي همه گونه آداب و آيين پسنديده اي كه دست يابي انسان را به مقام عبوديت انسان مي كند. اين آموزه هاي وحياني از دربر گيرندگي و جامعيت برخوردار مي باشد و به يك معنا مختص به عبوديت محض و صرف نيست. از اين روست كه نوع رفتارهاي انسان در برابر همه هستي از طبيعت و غيرطبيعت و انسان و غيرانسان را شامل مي شود و مجموعه اي از آيين ها، آداب و هنجارهاي اجتماعي و گزاره هاي اخلاقي و حقوقي و مانند آن را دربر دارد.
اگر عبادت به معناي نهايت تذلل و كوچكي در برابر خداوند است كه شايسته و مستحق چنين عملي از سوي انسان مي باشد؛ زيرا به آدمي جان بخشيده است و افزون بر نعمت زندگي و پرورش او، همه امكانات و نعمت هاي ديگر را براي او فراهم آورده است، مي بايست گفت كه هر اطاعتي از آموزه هاي او به معناي عبوديت و عبادت است؛ اما مراد از عبوديت در اين عبارت تنها پرستش و عبادت محض و صرف است كه در برابر خداوند انجام مي گيرد و هدف و مقصد و مقصود مستقيم اعمال و رفتار و گفتار آدمي است.
عبادت در فرهنگ قرآن
هنگامي كه قرآن به مساله عبادت مي پردازد آن را امري فطري مي شمارد و بر اين امر پامي فشارد كه در ذات انسان ها روحيه عبوديت و پرستش نهفته است وآدمي به طور فطري به اين امر گرايش دارد. از اين روست كه اگر خداي يگانه را نپرستد به پرستش و عبادت اموري ديگر رو مي آورد تا اين ميل و گرايش باطني و ذاتي خويش را ارضا كند.
قرآن گزارش مي كند كه از ديرباز اين روحيه به شكل عملي خود را نشان داده است و آدمي مي كوشيده تا به هر شكلي شده است در برابر چيزي عبادت كند. از اين رو بوده كه عبوديت انحرافي از همان آغاز به وسوسه ابليسي آغاز شده و به شكل بت پرستي از زمان نوح (ع) و يا پيش از ايشان پديد آمده است. (هود آيه 25 و 26) در دوره هاي متاخر نيز عمل عبوديت از سوي پيامبران در مسير اصلي قرار مي گيرد و تلاش هاي پيامبراني چون حضرت ابراهيم (ع) و يعقوب (ع) (بقره آيه 125 و 133) و حضرت عيسي (ع) (آل عمران آيه 45 تا 51) و پيامبر اكرم (ص) موجب مي شود تا پاسخ درستي به اين خواسته ذاتي و فطري بشر داده شود و تنها خداوندي كه آفريدگار و پروردگار بشر و هستي است به عنوان معبود شايسته پرستش مطرح و معرفي شود. (حمد آيه 5 و نيز بقره آيه 83 و 133 و 138 و آيات بسيار ديگر)
آثار عبادت
عبادت محض همانند ديگر اعمال بشر در تكوين تاثيرگذار مي باشد و اين گونه نيست كه هيچ تاثيري بر حوزه تكوينيات به جا نگذارد. به اين معنا كه برخلاف تصور عاميانه كه سخن و حرف زدن را باد هوا مي شمارند. آثار بي شماري بر آن مترتب است كه قرآن در آيه 18 سوره ق مي فرمايد كه همه آن چه گفته مي شود از سوي دو فرشته همراه هر شخص كه موظف به مراقبت و نگهباني هستند نوشته مي شود و گوينده در قيامت مي بايست پاسخ گو باشد.
اين غير از آن است كه هر گفتاري داراي آثار وجودي و تكويني است. علامه ارجمند استاد حسن زاده آملي مي فرمود كه در روزهاي نخست انقلاب كه گروه هاي كمونيستي فعال بودند، يكي از تحصيل كرده هاي دانشگاهي در عروسي در حالي كه به مساله خواندن خطبه انتقاد داشت و آن را بي تاثير مي دانست مورد خطاب عتاب آلود وي قرار گرفت و در جمع مورد نكوهش و سرزنش قرار گرفت به گونه اي كه شخص رنگ باخت و سرخ و قرمز شد. استاد وي را آگاه به اين مطلب متنبه ساخت كه اگر اين گفتار سرزنش آميز باد هوا و بي تاثير در امور كائنات و تكوينيات است چرا شما رنگ باختيد و چهره برافروخته و قرمز شديد؟
بنابراين نمي توان درباره تاثير اعمال و حتي كلمات و سخنان بر امور تكويني شك و ترديدي روا داشت. از اين رو مي توان گفت كه هر عملي نه تنها بر خود شخص تاثير مي گذارد بلكه بر امور تكويني و جهان خارج نيز تاثيرگذار مي باشد كه در آزمايشگاه نيز درباره تاثير سخنان و كلمات بر گياهان و يا اعمال ديگر آزمايش هاي بسياري به عمل آمده كه بيانگر تاثير مستقيم اعمال و رفتار آدمي بر امور تكويني و خارجي مي باشد.
عبادت محض و صرف و پرستش خداوند تبارك و تعالي نيز داراي آثار مستقيم و غيرمستقيم در شخص و امور بيروني است.
اين آثار مي تواند شامل دست يابي به آرامش دروني و سرور و شادي باطني شخص پرستشگر (مريم آيه 48) و سلامت (صافات آيه 109 و 111) عزت و اعتماد به نفس (مريم آيه 81 و 82) مهر و محبت و جلب نظر ديگران به خود (مائده آيه 82) و آرامش خاطر نسبت به آينده و گذشته به سبب دستيابي به يقين (حجر آيه 98و 99) باشد.
چنان كه آثار بيروني چون دست يابي به قدرت و يا افزايش آن (هود آيه 50 و 52) و ترس و عقب نشيني دشمن بشريت يعني ابليس (اسراء آيه 64 و 65) و رهايي از گناه (يوسف آيه 21 و 24) و نجات از عذاب دنيوي و اخروي و خشم الهي (نوح آيات 1تا 4) و جلب رحمت خاص خداوندي (مريم آيات 2 و 3 و انبياء آيه 84) و رستگاري و فلاح اخروي (حج آيه 77) و سعادت و جلب خير در دنيا و آخرت (مريم آيه 48) از اموري است كه در قرآن براي عبادت محض و پرستش خداوند بيان شده است.
البته از آن جايي كه ارتباط تنگاتنگي ميان اعمال و رفتار بشر در حوزه هاي مختلف تكويني وجود دارد قرآن به آثاري چون نزول باران و بركات آسماني و زميني (هود آيه 50و 52) و تأخير اجل و مرگ آدمي و دست يابي به سلامت (نوح آيه 3 و 4) نيز اشاره مي كند تا بنماياند كه ميان اعمال آدمي و امور تكويني تا چه اندازه تأثير و تأثر است.
به سخن ديگر همان گونه كه فساد و تباهي به سبب اعمال آدمي در دريا و خشكي پديد مي آيد و محيط زيست بشر را با نابودي و تباهي مواجه مي سازد (روم آيه 41) هم چنين اعمال او مي تواند موجب شود تا باران مفيد و سازنده ببارد و گياهان و درختان ميوه و بر و باري خوش و خوب دهند و بركات از آسمان و زمين بر روي انسان سرازير شود. (اعراف آيه 96)
از آثار اجتماعي اين گونه عبادت مي توان به مسئله مهم اتحاد و همگرايي اجتماعي اشاره كرد به گونه اي كه تنها مؤمنان عبادت گر هستند كه برخوردار از انسجام كامل مي باشند و هيچ گاه ميان ايشان اختلاف و تضادي نيست (بقره آيه 133 و 134) زيرا اين گونه افراد تنها دل به خدا داده اند و هيچ چيز دنيا ايشان را فريب نمي دهد و به سب اين كه نسبت به همه رحيم و مهربان هستند از هرآن چه خداوند به ايشان داده است انفاق مي كنند و در هر مالي كه به دست مي آورند به حكم نمازگزاران واقعي بودن خداوند بخشي را به پرسشگران و سائلان و يا محرومان مي بخشند. (ذاريات آيه 19 و نيز معارج آيه 25) چنين اعمال و رفتاري كه از عبادتگران واقعي به وقوع مي پيوندد هم انسجام اجتماعي را افزايش مي دهد و هم هرگونه خلاف و سوءتفاهمي را از ميان برمي دارد و دل ها را به سوي يك ديگر جلب و جذب مي كند و الفت را در ميان ايشان پايدار و استواري مي بخشد.
دست يابي انسان به كمالات مهم انساني جز از راه عبادت امكان پذير نيست؛ هرچند كه مراد از عبادت در اين جا معناي گسترده و جامعه آن است، ولي شكي نيست كه عبوديت محض و پرستش ذات الهي نقش اصلي را ايفا مي كند.
براساس آيات قرآني هرگونه عملي كه از سوي بشر با اخلاص انجام پذيرد و در آن هدف و مقصد رضاي الهي باشد به عنوان عبادت شناخته و آثاري بسيار برآن مترتب مي شود ولي ناگفته نماند كه نقش عبادت مستقيم و پرستش ذات، نقشي بسيار جدي و حساس تر است.
انسان با عبادت و پرستش ذات الهي اين امكان را براي خود فراهم مي آورد تا تحت ربوبيت مستقيم خداوند رشد يابد و از عنايت و فضل خاص وي بهره مند گردد و در مقام اصطناع الهي قرار گيرد (طه آيه 41) و با بهره مندي از فضل و رحمت خاص خداوندي از انشراح و سعه صدر برخوردار شده و توانايي آن را بيابد كه همه اسماي كمالي نهفته و تعليم شده ذاتي را به فعليت و ظهور برساند.
اين گونه است كه با عمل عبادي محض و پرستش خداوند در مقام تسليم (حج آيه 34) و رضايت (فتح آيه 29) در مي آيد و با بهره مندي از مقام اطمينان و نفس مطمئنه در مسير كمالي به جايي مي رسد كه همه نام ها و اسماي كمالي را به فعليت رسانده و از آن جايي كه محبوب خداوند است (مائده آيه 54) در مقام امامت و هدايت گري قرار مي گيرد (انبياء آيه 73)
براساس آيات قرآني و آموزه هاي وحياني تنها با عبوديت است كه مي توان به مقام انسانيت رسيد و خلافت ربوبي را به دست آورد و در جايگاه شايسته قرار گرفت كه خداوند از آن به مقام كرامت انساني ياد مي كند و به خود براي آفرينش چنين موجودي آفرين مي گويد.
آداب عبادت
براي عبادت كردن همان گونه كه اموري به عنوان حقوق عبوديت مطرح است مسايلي از سوي قرآن بيان شده است كه مي توان از آن به آداب عبوديت و عبادت ياد كرد؛ زيرا براي هر كاري آدابي است كه مي بايست از آن پيروي كرد.
نقدي كه مولوي درباره آداب بيان مي كند و (هيچ آدابي و تربيتي مجو…) از آن روست كه گاه متن به حاشيه رانده مي شود و حاشيه اصالت مي يابد و متن از ياد مي رود. از اين روست كه منتقدان همواره به عوام و توده هاي مردم يادآور مي شوند كه «عليكم بالمتون لابالحواشي»، برشماست كه به اصل و متن بچسبيد و حواشي را كناري بنهيد؛ زيرا بسيار ديده شده است كه اصل كاري از ياد مي رود و حواشي آن را در خود فرو مي بندد چنان كه هدف از قرائت قرآن ياد گرفتن آن مي باشد تا بر اساس آن عمل شود و زندگي آدمي بر اساس آن سامان يابد ولي بسياري از مردم گرفتار تلاوت و قرائت و صداي خوش آن شده اند و در تجويد و قرائت مانده اند و مفاهيم و عمل به آن از ياد رفته است.
هر گاه آداب كاري اصالت يابد و اصل كار به فراموشي رود و يا كم تر مورد تاكيد و اهتمام قرار گيرد آن زمان بايست گفت كه ترك آداب كن و به عمل بپرداز ولي اگر بتوان به گونه اي عمل كرد كه هم عمل به درستي و اتقان انجام شود و هم شخص بتواند آداب آن را مراعات كند هيچ كس چنين آداب جويي را سرزنش نكرده است.
براين اساس توجه به آداب عبادت مي تواند براي دست يابي به كمال عبادت و رسيدن به مقام عبوديت كه مقام خلافت الهي است نيز مفيد و بسيار تاثيرگذار باشد.
از جمله آدابي كه براي عبوديت ذكر شده است اعتدال و ميانه روي در عبوديت است. اصولا اسلام هستي را بر مبناي عدالت و اعتدال استوار مي بيند و هرگونه عملي بيرون از دايره عدالت و اعتدال را افراط و تفريط دانسته و آن را منافي اصول هستي مي شمارد. به سخن ديگر از آن جايي كه ميان تكوين و تشريع ارتباط تنگاتنگ و معناداري است اصول تكوين و تشريع هماهنگ و سازوار با هم از هرگونه افراط و تفريط به دور مي باشد. براين اساس است كه اعتدال در همه امور مورد تاكيد قرارگرفته است و از انسان ها خواسته شده كه همواره اصل اعتدال و ميانه روي را در كنار اصل عدالت مورد توجه قرار دهند.
اين مسئله درعبادت محض نيز مورد توجه خداوند بوده و در مقام تشريع هماهنگ و سازگار با تكوين از مردمان خواسته است كه اعتدال و ميانه روي را رعايت كنند. (اسراء آيه 110)
ميانه روي و اعتدال فوايد بسياري دارد كه از آن جمله مي توان به رهايي از كسالت و سستي در عبادت اشاره كرد. اگر انسان خداوند را به خاطر شايستگي اش عبادت كند هر زماني كه احساس كرد كه مي بايست پرستش كند به سوي معبود مي رود و او را مي پرستد و اين گونه است كه با عشق و علاقه به اين عمل اقدام مي كند. تكرار يك عمل به شكل مداوم موجب مي شود كه دل مرده و خسته شود و با كسالت و سستي به آن عمل اقدام كند. از اين روست كه قرآن از هرگونه عمل عبادي همراه با كسالت و سستي بازمي دارد و از مؤمنان مي خواهد كه خداوند را درغير اين حالت عبادت و پرستش كنند. (نساء آيه 142)
عبادت عاشقانه همواره با حالت سرزندگي انجام مي شود و عابد مي كوشد تا چنان خداوند را با شوق و اشتياق عبادت كند كه سزاوار اوست. اين گونه است كه به ظاهري آراسته و زيبايي تمام و تن و روحي زيبا به سوي خداوند مي رود. از اين روست كه از آداب عبادت در آيه 31 سوره اعراف تزيين دانسته شده و از مؤمنان خواسته شده كه در كمال آراستگي و زيبايي تن و روح به پيشگاه خداوند بشتابند.
درحقيقت طهارت و نظافت تن و بدن و حتي جايي كه در آن جا نماز مي گذارد و پرستشي را انجام مي دهد (بقره آيه 125 و حج آيه 26) مي بايست در كنار آراستگي و طهارت روح باشد و تن و جان همانند و سازگار باز هم به استقبال خداوند بروند.
از ديگر آداب عبوديت آن است كه همراه با خشوع و خضوع باطني و تضرع ظاهري باشد و انسان با باطن و ظاهر هماهنگ و سازگار با هم به سوي معبود برود و خود را در برابر خداوند متواضع و خاشع و خاضع ببيند و به درگاه او تضرع و انابه و ناله كند. (اعراف آيه 55 و 205)

خداوند اين گونه رفتار را نسبت به غير خود نمي پسندد ولي براي اين كه تكبر را از انسان دور سازد (نساء آيه 36) از انسان مي خواهد كه اين گونه به پيشگاه خدا بيايد و تضرع و خشوع را نشان دهد. بر اين اساس است كه خداوند در آيه 63 سوره انعام تضرع هنگام عمل عبادي و درپيشگاه خداوند را مي ستايد و چنين آدابي را ارزشمند مي شمارد.

Share

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید