آثار بي تقوايي درزندگي اجتماعي

120درباره تقوا و آثار و پيامدهاي آن، بسيار گفته و نوشته شده است، ولي درباره بي تقوايي و تاثير آن درزندگي، كم تر تحليلي ارايه شده است. مسلماً بررسي و تحليل آن مي تواند راهگشاي خوبي در زمينه بازسازي هنجارهاي اجتماعي و جامعه پذيري باشد.

فروشگاه آنلاین سونی

نويسنده دراين مطلب با بررسي آيات قرآني، نگاهي گذرا به آثار بي تقوايي در زندگي اجتماعي دارد. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.

تقوا، اساس هنجارها وفضايل

تقوا، پرهيز و خودداري از هرگونه پليدي و پلشتي و زشتي است. اين پرهيز به سبب نوعي عامل دروني اتفاق مي افتد و از يك نظراز هرگونه نظارت بيروني و قانوني قوي تر و كاراتر مي باشد؛ زيرا اين وجدان شخص است كه وي را از ناهنجاري ها، قانون شكني ها، تجاوز و تعدي و مانند آن حفظ مي كند.

انسان متقي كسي است كه نسبت به هرگونه پليدي عقلاني و عقلايي و شرعي، واكنش منفي نشان مي دهد و به خود اجازه نمي دهد تا آن را مرتكب شود. از اين رو نسبت به ظلم و بي عدالتي، يا زير پا گذاشتن و يا تهمت و افترا به ديگري خودداري مي كند.

اصولا وجدان شخص به عنوان يك ناظر دروني عمل مي كند و فطر ت پاك وسالم به وي اجازه نمي دهد تا به سوي گناه، و يا خلافي حركت كند.

اصولاً انسان سالم نسبت به زشتي ها و بدكاري ها واكنش منفي نشان مي دهد و آن را همانند بوي بدي مي داند كه بيني خود را مي گيرد تا آن را استشمام نكند.

بر اين اساس مي توان گفت كه تقوا و پرهيزگاري، بنياد هنجارها و رفتارهاي درست و سالم اجتماعي است. جامعه اي اگر بخواهد از افراد سالم برخوردار باشد بايد درحوزه تقوا، سرمايه گذاري كند؛ زيرا تقوا، بنياد اخلاق، هنجارها، رفتارهاي سالم و اجتماعي و عامل نظارتي دروني و قوي براي اجراي قانون هاست. بنابر اين اگر جامعه اي بخواهد در مسير درست قرار گيرد و شهروندان آن قانون را درهمه حال به دور از هرگونه هزينه اضافي اجرايي كنند، مي بايست به آنها بها دهد.

تقوا، به دولت امكان مي دهد؛ شهرونداني داشته باشد كه قانون را به سبب نظارت وجدان و فشار دروني اجرا مي كنند و هرگز به خود اجازه نمي دهند تا برخلاف قانون رفتار نمايند اين مساله موجب مي شود تا دولت هزينه اي كم تر براي نظارت و اجراي قانون توسط شهروندان بپردازد. براين اساس تقوا به عنوان اساس هنجارهاي قانوني و اجتماعي مورد تاكيد قرارمي گيرد.

پيامدهاي بي تقوايي

اگر تقوا بنياد اخلاق و هنجارهاي اجتماعي است بي گمان ريشه همه ناهنجاري ها نيز در بي تقوايي انسان مي باشد. خداوند درآيه 78 سوره هود و نيز 161 و 165 سوره شعراء همجنس بازي و انحرافات جنسي درجامعه را از آثار بي تقوايي انسان برمي شمارد و براي بازسازي جامعه و قراردادن در مسير درست وسالم خواهان تقويت بنياد تقوا مي شود.

درحقيقت بي تقوايي انسان را به سوي رفتارهاي خلاف عقل و فاسد مي كشاند و زمينه را براي رفتارهاي پرخطر اجتماعي از جمله جنسي و اباحه گري فراهم مي آورد.

خداوند در آيه 108 سوره مائده، بي تقوايي و بي اعتنايي به دستورهاي خداوند را مايه فسق و محروميت از هدايت خاص معرفي مي كند. به سخن ديگر، فسق و فجور هر شخصي ريشه در بي تقوايي وي دارد و رفتارهايي چون فساد و فحشا در جامعه به سبب همين بي تقوايي از وي سرمي زند.

بي تقوايي، عامل غفلت از مكر خداوند نيز مي باشد. جامعه اي كه گرفتار بي تقوايي است، هردم ممكن است گرفتار مكر الهي شود و فتنه ها و عذاب هاي الهي دامن گير آنان شود. از اين رو خداوند به مردم هشدار مي دهد كه تقوا را درپيش گيرند وگرنه گرفتار مكر الهي مي شوند. (اعراف آيات 96 و 99)

از جمله مكر خداوند نسبت به جامعه مي توان به افزايش امنيت، قدرت و ثروت براي بي تقوايان اشاره كرد. بسياري از جوامع كه گرفتار بي تقوايي هستند، با افزايش رفاه و ثروت مواجه مي شوند؛ زيرا از مكر الهي اين است كه به دشمنان خويش مهلت مي دهد و با دادن نعمت و رفاه، آنان را به سمتي سوق مي دهد تا با دست خويش جامعه خود را نابود كنند.

خداوند از دادن امكانات به جامعه و يا فرد به عنوان مكر خود ياد مي كند؛ زيرا شخص و يا جامعه گمان مي كند كه در امنيت از عذاب است و از رفاه و آسايش برخوردار مي باشد، ولي ناگهان خداوند آنان را به عذابي سخت مي گيرد.

بسياري از جوامع كه دچار عذاب شدند درحالتي گرفتار مكر الهي شدند كه خود را در امنيت كامل مي يافتند و حتي از پيامبران مي خواستند كه اگر مي تواند آنان را عذاب كند. اين حالت تمسخر نسبت به عذاب و پيامبران از آن روست كه گرفتار مكر الهي بودند.

پيمان شكني، نشانه بي تقوايي

از ديگر آثار و پيامدهاي بي تقوايي مي توان به عهدشكني و پيمان شكني افراد اشاره كرد. با اين رفتار ناهنجار، سرمايه اجتماعي ازميان مي رود و جامعه دچار بحراني مي شود كه نمي توان از آن به سادگي گذشت.

جامعه اي كه شهروندان آن نسبت به يك ديگر اعتماد نداشته باشند نمي توانند در كنار هم رابطه سالمي داشته باشند. فقدان اعتماد اجتماعي آثار خود را در همه حوزه ها ازجمله اقتصادي به جا مي گذارد. درنتيجه جامعه فرصت رشد و شكوفايي تمدني را ازدست مي دهد.

در حوزه خانوادگي ميان زن و شوهر نيز اين اطمينان و اعتماد ازميان مي رود؛ زيرا خانواده بر نوعي پيمان و عهد برپا شده است و پيمان شكني در انسان هاي بي تقوا موجب مي شود تا هسته اوليه اجتماعي يعني خانواده سست شود.

خداوند در آيه 56 سوره انفال پيمان شكني مداوم در همه امور زندگي را به عنوان يكي از آثار مهم بي تقوايي برمي شمارد؛ زيرا آن چه موجب مي شود تا اشخاص به قول و قرارهاي خويش پاي بند باشند، تقواست. بي تقوايي حتي موجب مي شود تا شخص نسبت به پيمان ها و عهدهاي مكتوب و اسناد نيز بي توجه باشد و به اشكال مختلف قانون و اسناد قانوني و مكتوب را دور بزند.

از ديگر پيامدهاي زيانبار بي تقوايي مي توان به اختلافات و تفرقه در حوزه اجتماعي اشاره كرد. اين اختلافات مي تواند در حوزه هاي مختلف ديني و فرهنگي و اجتماعي وسياسي اتفاق بيفتد. خداوند درآيات 52 و 53 سوره مؤمنون به اين اختلافات اشاره مي كند و به بي تقوايي به عنوان عامل پيدايش تفرقه ها توجه مي دهد.

گران فروشي و كم فروشي و عدم مراعات قوانين عرفي و قانوني از سوي مردم از ديگر پيامدهاي بي تقوايي در جامعه است. اصحاب«ايكه» و جامعه شعيب به سبب همين بي تقوايي نسبت به يك ديگر ظلم مي كردند و با كم فروشي و گرانفروشي از يكديگر به اشكال مختلف مي دزديدند. (شعراء آيات 176 و 177)

بي تقوايي در حوزه سياسي، شخص و دولت را به سوي استكبار مي كشاند و زمينه ظلم و ستم فراگير را فراهم مي آورد. از اين رو خداوند درباره رفتارهاي فرعون به بي تقوايي وي اشاره مي كند كه عامل مهم در ظلم كردن به جامعه يهوديان بود. (شعراء آيات 10 و 11)

رفتارهاي هنجارشكنانه اي چون قتل را مي بايست در بي تقوايي افراد جست. قرآن به اين مسئله در آيه 27سوره مائده اشاره مي كند؛ زيرا در يك نمونه چون قتل هابيل، بي تقوايي قابيل موجب شد تا وي نسبت به هابيل حسادت ورزد و زمينه براي قتل برادر در او فراهم شود.

تقوا، مهاركننده هواهاي نفساني

تقوا، لباسي است كه آدمي را از هرگونه عيب و نقصي مي پوشاند؛ زيرا شهوت و هواهاي نفساني آدمي را به سوي بسياري از ناهنجاري ها مي كشاند. تقوا موجب مي شود تا شهوت و هواهاي نفساني مهار شود و در حفاظ قرار گيرد و انسان را نيز از انجام كارهاي زشت و پليد و گناه نگه دارد. (اعراف آيه 26)

بسياري از انسان ها به سبب غرور بي جا و اعتماد به نفس بالا به خود، زمينه بي تقوايي را در خويش افزايش مي دهد و در مسير گناه گام برمي دارند. (بقره آيه 206)

اين ها نمونه هايي از پيامدهاي اجتماعي بي تقوايي در هر جامعه اي است. بنابراين مسئولان و اولياي امور براي اين كه جامعه اي داراي شهروندان قانون گرا باشد، بايد بر تقوا به عنوان مهم ترين بنياد اخلاق، قانون گرايي و رفتارهاي هنجاري تأكيد كنند. هرگونه بي توجهي به اين بنياد، مي تواند آثار زيانباري به دنبال داشته باشد كه عذاب هاي الهي و مكر وي ازجمله آنهاست. باشد با تقويت تقواي اجتماعي و نظارت وجداني در افراد، شهرونداني پاك و سالم و جامعه قرآني داشته باشيم. به اميد آن روز.

Share

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید