سبک زندگی اسلامی براساس آموزه های قرآنی

samamosجوامع اسلامی دچار التقاط شدید فکری و رفتاری هستند. پس از چند سده پیشرفت تمدنی در جوامع اسلامی، هجوم دشمنان صلیبی و غیر صلیبی و جنگ های پیاپی و درگیری های داخلی و نیز تکفیر مسلمانان از سوی برخی از مذاهب اسلامی، جامعه اسلامی عقب گردی به سمت و سوی جاهلیتی جدید داشت. این عقب گرد همراه با پذیرش فرهنگ های مسلطی بود که در سده های اخیر توان علمی خود را در فن آوری های مادی نشان داده و در این عرصه ها پیشرفت های چشم گیری داشته اند. این گونه است که نوعی سبک زندگی التقاط در فکر و رفتار در جوامع اسلامی شکل گرفت که نه تنها عامل پیشرفت نشد، بلکه موجبات افزایش عقب افتادگی جوامع اسلامی و تسلط دشمنان دین و ملت شد.

فروشگاه آنلاین سونی

نویسنده در این مطلب بر آن است تا با بررسی سبک زیستی در جوامع اسلامی و علل مشکلات کنونی جهان اسلام، راه کار برونرفت را تبیین کرده و اثبات نماید که تنها راه همانا بازگشت به سبک زندگی اسلامی با بازخوانی و به کارگیری آموزه های قرآنی است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

مفهوم شناسی سبک زندگی

سبك زندگي یک اصطلاح جدید است که در انگلیسی از آن به life style تعبیر می شود. در علوم اجتماعی سبک زندگی غیر از شيوه زندگی دانسته شده که در انگلیسی از آن به way of life یاد شده است؛ چرا که شیوه زندگی، مفهومي عام و كلي است كه هر گونه شيوه و اسلوب زندگي را در همه تمدن ها و ادوار تاريخ بشر اعم از دوران هاي ماقبل مدرن و دوران جديد و حتي پسا مدرن را نيز در بر مي گيرد.

اما سبک زندگی، سبك زندگي نظام واره و سيستم خاصی از زندگي است كه به يك فرد، خانواده يا جامعه هويتي خاص مي بخشد. اين نظام واره هندسه كلي رفتار بيروني است كه افراد، خانواده ها و جوامع را از يكديگر متمايز مي كند و هويت هايي متمايز مي بخشد. سبك زندگي از اين حيث، مجموعه اي كم و بيش جامع و منسجم از عملكردهاي روزمره يك فرد است كه نه تنها برآورنده حاجات و نيازهاي مادي و معنوي وي است، كه متضمن فحوايي فلسفي نيز هست. اين فحواي فلسفي همان روايت خاصي است كه وي با سبك زندگي خود آن را در برابر ديگران تجسم و تجسد مي بخشد.

اين روايت را مي توان در آداب و هيئت تركيبي آنها و رفتارها و جلوه هاي ظاهري مورد خوانش و قرائت قرار داد. هم چون بسته اي همبسته و پيوسته شامل : مصرف، معاشرت، پوشش، نوع بيان و حرف زدن، ادبيات محاوره اي، تفريح، اوقات فراغت، آرايش ظاهري، طرز خوراك، معماري و شهرسازي، دكوراسيون منزل، آداب ديني و مناسك مذهبي / عبادي و … اين ها همه جلوه هاي رفتاري راوي هويت و شخصيت ما در محيط زندگي و نشانه اي روشن از عقايد ، باورها، ارزشها، و علائق ماست كه تركيب آنها هويت شخصي و اجتماعي ما را مي نماياند.

پس نسبت ميان شيوه زندگي و سبك زندگي ، نسبت عموم و خصوص من وجه است؛ چرا که سبك زندگي از دل شيوه زندگي بيرون آمده و توليد مي شود. سبك زندگي همان شيوه ي زندگي در هنگامی است كه در مدل ، فرم و صورت هاي خاص و ويژه اي منجمد و متجسد و قالب بندي شود. به عنوان نمونه در شیوه زندگی غربی ها می توان انواع سبک های زندگی چون سبک زندگی فرانسوی، سبک زندگی انگلیسی و سبک زندگی آمریکایی را یافت. عناصر خاصی در ایجاد سبک زندگی نقش دارد. از جمله مهم ترین عناصر می توان به طبقه مدرن اجتماعي ، قدرت و پشتوانه اقتصادي طبقه جدید، گفتمان اجتماعي جدید، زندگي روزمره و روزمرگي، فن آوری های جدید، عادت مصرف بدون نياز، ظهور جامعه سرمايه داري و حاكميت مطلق مناسبات سرمايه داري برجامعه، ظهور مفهوم اوقات فراغت در دوره جدید، رسانه ها و مانند آن اشاره کرد. در سبک زندگی آمریکایی بر اموری چون فردگرایی، آزادی های فردی، خانواده گریزی، بلکه حتی خانواده ستیزی، مصرف گرایی شدید، سرعت شتاب زده سرسام آور، اضطراب زمان، غذاهای آماده،‌ تنوع طلبی شدید و مانند آن را شناسایی و ردگیری کرد.

"آنتونی گیدنز" سبك زندگی را از مولفه های زندگی مدرن امروزی می داند. به اعتقاد وی دنیای جدید و مدرن گزینه های قابل انتخاب را برای افراد افزایش می دهد و همین مساله موجب می شود تا هر جامعه ای برای خود سبکی خاص از زندگی را انتخاب کند.

سبک زندگی که در این جا مورد بررسی و تحلیل مفهومی آن هستیم، ارتباط با حوزه جامعه شناختی دارد، هر چند که هر فردی نیز می تواند دارای سبک خاص از زندگی باشد که به حوزه روان شناسی تعلق می گیرد. روان شناسان اجتماعی به عملکرد فردی افراد در سبک زندگی توجه دارند، زیرا سبک خاص زندگی هر فردی نیز می تواند با دیگری از همان جامعه بلکه خانواده متفاوت و متمایز باشد. این تفاوت و تمایزها می تواند در تحلیل شخصیت افراد و رفتارهای او مفید و برای بیان مشکلات و تبیین آن ها و نیز توصیه هایی جهت برونرفت از مشکلات حاد فردی سازنده باشد.

اما آن چه مهم است، نگاهی کلی تر و فراتر از جنبه های روان شناختی و روان شناختی اجتماعی است،‌ چرا که می خواهیم سبک خاص جامعه را تحلیل کرده و دستورالعمل های کلی تری را برای بهبود وضعیت جامعه ارایه دهیم تا از بن بست های اجتماعی و نابهنجاری های رفتاری و بحران های اجتماعی رهایی یابیم.

جامعه شناسان تعاریف متعددی را برای سبک زندگی گفته اند که در برخی از مقالات از جمله مقاله علی عبدی در مقاله «تفاوت شیوه زندگی با سبک زندگی» به آن ها اشاره شده است. از جمله این تعاریف می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1. "سبک زندگی "مفهومی بسیار مهم است که اغلب برای بیان" روش زندگی مردم "توأم با طیف کاملی ازارزش ها ، عقاید وفعالیت های اجنماعی است می توان گفت سبک زندگی ازالگو های فرهنگی، رفتاری وعاداتی شکل می گیرد وافراد به طور روزمره آنها رادر زندگی فردی واجتماعی خود به کار می گیرند.افراد به واسطه کنش های اجتماعی متقابل خود با والدین، دوستان همسالان ،آشنایان ورسانه های جمعی الگو های رفتاری را می آموزند.به عبارتی سبک زندگی شامل فعالیت های معمول وروزانه است که شخص آنها رادر زندگی خود به کار مي گيرد. اين البته معناي عام و كلي اين مفهوم است.

2. سبك زندگي مجموعه اي از ذائقه ها ، باورها و كردارهاي نظام مندي است كه يك طبقه يا بخشي از يك طبقه ي معين را مشخص مي كند. در اين راستا، براي مثال سبك زندگي شامل، عقايد سياسي، باورهاي فلسفي، اعتقادات اخلاقي، ترجيحات زيبايي شناختي و نيز اعمال جنسي، غذايي، پوشاكي و فرهنگي و غيره مي شود. بر خلاف "سطح زندگي" كه با كميت كالاها و خدمات مطابق است كه يك فرد يا يك گروه مي تواند در اختيار داشته باشد،بنابر اين در يك سطح زندگي واحد، سبك هاي زندگي بسيار متفاوتي مي توانند وجود داشته باشند، كه اين امر به باور پير بورديو به" عادت واره "هاي habitus متمايز بستگي دارد.

3. سبك‌های زندگی مجموعه‌ای از طرز تلقی‌ها، ارزش‌ها، شیوه‌های رفتار، حالت‌ها و سلیقه‌ها در هر چيزی را در برمیگیرد. موسیقی عامه، تلویزیون، آگهی‌ها همه و همه تصور‌ها و تصویرهایی بالقوه از سبک زندگی فراهم می‌کنند. سبک زندگی فرد، اجزای رفتار شخصی او نیست، لذا غیر معمول نیستند. بیشتر مردم معتقدند که باید سبک زندگی‌شان را آزادانه انتخاب کنند.در بیشتر مواقع مجموعه عناصر سبک زندگی در یک‌جا جمع می‌شوند و افراد در یک سبک زندگی مشترک می‌شوند. به نوعی گروه‌های اجتماعی اغلب مالک یک نوع سبک زندگی شده‌ و یک سبک خاص را تشکیل می دهند. سبکی شدن زندگی با شکل گیری فرهنگ مردم رابطه نزدیک دارد. مثلا می‌توان شناخت لازم از افراد جامعه را از سبک زندگی افراد آن جامعه بدست آورد.

نکته دیگر آن که شيوه زندگي در هر تمدني متناسب و ملازم با صورت تمدني وعالم تاريخي آن تمدن و جامعه است. براي نمونه كتاب شريف " حلية المتقين" علامه مجلسي كه در دوره صفويه تدوين يافته خود بسان آئين نامه كامل شيوه زندگي اسلامي – شيعي است كه با عالم و صورت تمدني شيعي و ايراني عصر صفويه تناسب و تلازم تام دارد.

انواع سبك های زندگي جدید غربي (آمریکایی و اروپایی) به دليل عناصر خاص و شبكه مفاهيمي كه دارد در تعارض جدي با روح ديانت و شيوه زندگي ديني و اسلامي/شيعي است. براي نمونه روزمرگي يكي از عناصر جدي سبك زندگي غربي است كه بدون آن، انواع سبك از زندگي غربی معنایی ندارد. در حالی که روزمرگي در ذات خود ملازم با غفلت و اكنون زدگي است كه خود يكي از ثمرات «نيست انگاري» غربي است، حال آنكه روح ديانت و زيست مؤمنانه گريزان از غفلت و اكنون زدگي، و ملازم خودآگاهي و بصيرت مؤمنانه است. لذا سبك زندگي اسلامي/شيعي اقتضائاتي دارد كه از جمله اقتضائات تدوين و طراحي دكترين سبك زندگي اسلامي/شيعي مستلزم تأمل و تفكر درباره ي ماهيت و اقتضائات اين گونه از سبك زندگي است. سبك خاصي از زندگي كه با روح ديانت و دينداري و زيست مؤمنانه تطابق داشته باشد و اقتضائات دوره جدید و فن آوری های آن را نيز در نظر آورد.

در پایان می بایست بر این نکته تاکید کرد که سبک های زندگی در هر عصر و مصری با سبک زندگی در زمان و مکانی دیگر می تواند متفاوت باشد هر چند که در کلیت در یک مجموعه خاص از شیوه زندگی قرار می گیرد. به عنوان نمونه سبک زندگی ایرانی و اسلامی/ شیعی با سبک زندگی عراقی و اسلامی / شیعی متفاوت است؛ چنان که با سبک زندگی عراقی و اسلامی/ سنی نیز می تواند متفاوت باشد. بر همین اساس سبک زیستی ایرانی اسلامی/ شیعی در عصر حاضر با عصر قاجار و پیش از آن نیز می تواند متفاوت باشد که هست. با این همه، همه سبک های زیست در چارچوب کلی شیوه زندگی اسلامی قرار می گیرند.

التقاط در شیوه و سبک زندگی جوامع اسلامی

جوامع اسلامی از دیرباز گرفتار التقاط بودند. پیامبر(ص) همانند بسیاری از پیامبران کوشید تا سبک زندگی اسلامی خاص را در چارچوب کلان شیوه زندگی اسلامی ارایه دهد. جامعه مدنی چنان که خداوند می فرماید یک الگو و سرمشق در شیوه و سبک زندگی بوده که با تلاش ها و مبارزات پیامبر(ص) و مجاهدت های بسیار در عرصه های جهاد اصغر، کبیر و اکبر تحقق یافته و به عنوان سرمشق به جهانیان معرفی شده است.(بقره، آیه 143)

پیامبر(ص) به شدت با جنگ با افکار و رفتارهای جاهلی پرداخت؛‌ زیرا جوامع انسانی هرگز خالی از اندیشه و بینش و نگرش ها نیست. از این روست که پیامبر(ص) به بررسی نقادانه از فرهنگ جاهلی پرداخته و برخی را رد و برخی دیگر را اثبات و امضا می کند.

پیامبر(ص) کوشید تا یک سبک زندگی جدید را در قالب شیوه جدیدی از زیست ارایه دهد که مبتنی بر آموزه های وحیانی قرآن و عقلانی و فطرت بشر است. اما پس از پیامبر(ص) به سبب ارتباط جامعه مدنی با فرهنگ ها و تمدن های دیگر، شیوه ها و سبک های دیگری از زندگی شناسایی شد. برخی از این فرهنگ ها و تمدن ها به سبب پیشینه قوی تاریخی، مسلمانان را تحت تاثیر قرار دادند و سست ایمان ها را به سوی خود کشیدند. این گونه است که از هر شیوه زندگی به ویژه رومی، یونانی، ایرانی و مصری، فکر و رفتاری را انتخاب کردند.

در دو سده نخست اسلامی چنان جامعه مدنی تحت تاثیر شیوه ها و سبک های دیگر زیستی قرار گرفت که دیگر اثری از شیوه و سبک زیست اسلامی مدنی باقی نماند. اصولا حرکت های اصلاحی امیرمومنان علی(ع) در دهه چهارم هجری و سپس حرکت اصلاحی عاشورا در دهه ششم جز برای اصلاح امت اسلام نبوده است که گرفتار شیوه ها و سبک های غیر اسلامی شده و از نظر فکری و رفتاری تغییر یافته بودند.

سبک زندگی اسلامی بر اساس آموزه های قرآنی

امامان معصوم(ع) در دو سده حضور خود در جامعه اسلامی تمامی تلاش خود را مبذول این معنا داشتند که شیوه زندگی اسلامی را تبیین کرده و با توجه به شرایط هر عصری سبک خاصی از زندگی اسلامی را ارایه دهند. مجموعه ای که اکنون از سنت و سیره آنان در اختیار ماست به خوبی نشان می دهد که ایشان سبک های متعددی از زندگی را برای اعصار(زمان ها) و امصار(مکان ها) ارایه دادند که مبتنی بر شیوه زیست اسلامی است.

مهندسی فرهنگی که امامان(ع) برای ارایه سبک های گوناگون زندگی مبتنی بر شیوه زیست اسلامی انجام دادند، یک مجموعه علمی و عملی است که می بایست به عنوان سرمشق مورد استفاده جوامع امروز اسلامی قرار گیرد.

شیوه زندگی اسلامی، در جوامع الکلم قرآنی بیان شده است و بر ماست که با مراجعه و عرضه پرسش ها به استنطاق قرآن پرداخته و از او بخواهیم تا راهکارهایی را برای ما در همه عرصه های فکری و علمی و عملی ارایه دهد. استنباط و استنطاق از قرآن به معنای آن است که فروعات زندگی خود را در همه زمینه ها به قرآن ارایه دهیم و با رد الفرع الی الاصل، در یک قالب منطقی و برهانی، صغرای خود را در کبرای اسلام تبیین کرده و راهکار آن را به عنوان نتیجه توصیه ای اسلام و قرآن بپذیریم.

در ادبیات اسلامی با نظام هایی مواجه هستیم که بیانگر سبک های خاص زندگی در چارچوب شیوه زندگی اسلامی هستیم. به عنوان نمونه «زی طلبگی» به معنای سبک خاص اسلامی زندگی برای طلاب حوزه های علمیه است. در این سبک زندگی اسلامی بیان می شود که یک طلبه چگونه باید در جامعه رفتار کند. این زی طلبگی به معنای زیستن در چارچوب معیارهای خاص زندگی دانشجوی اسلامی ، شامل همه حوزه های رفتاری است. به شخص می آموزد چه بپوشد؟ چه بخورد؟ چه اندازه بخورد؟ چگونه در خیابان و جامعه برود؟ چگونه در منبر و مجالس بنشنید؟ چه بگوید؟ چه نگوید؟ چگونه نگاه کند؟ چگونه راه برود؟ چه کفشی را بپوشد؟ چه کفشی را نپوشد؟ چطوری تفریح کند؟ کجا برود؟ کجا نرود؟ با چه کسی ازدواج کند؟ با کدام خانواده وصلت کند؟ چگونه مباحثه کند؟ چه ساعتی بخوابد؟ چه ساعتی بیدار شود؟ چگونه نماز بخواند؟ چگونه احترام دیگران را نگه دارد؟ و ده ها دستور العمل رفتاری که در سبک زیست طلبگی بیان می شود.

هم چنین در ادبیات اسلامی ما با سبک زندگی های خاص مواجه هستیم که بیانگر چگونگی رفتار یک بازاری یا یک قاضی، یا مامور نیروی انتظامی است.

از این منظر، مهندسی فرهنگ عمومی در سبک زندگی به تنهایی کفایت نمی کند، بلکه بر اساس آموزه های اسلامی می بایست افزون بر تبیین مفاتیح الحیات و چگونگی زیست، چگونگی رفتارهای جزیی که در قالب آداب تعریف شده آموزش داده شود. پس لازم است که مهندسی هایی در فرهنگ اقشار مختلف جامعه مبتنی بر سبک زندگی کلی و شیوه زندگی انجام گیرد. بازخوانی متون اسلامی برای به دست آوردن مثلا سبک زندگی دانشجویی، سبک زندگی کارگری، سبک زندگی نظامی، سبک زندگی روستایی، سبک زندگی آرپاتمان نشینی، سبک زندگی شهری، سبک زندگی کارمندی و مانند آن ها به دست آمده و به جامعه آموزش داده شود.

هم چنین هر جامعه ای از جوامع اسلامی می بایست در شناسایی سبک زندگی خود مبتنی بر اقتضائات زمان و مکان عمل کند تا بتواند هم خود را از تهاجم فرهنگی و رفتاری شیوه ها و سبک های زندگی غیر اسلامی حفظ کند و هم بتواند از مواهب فن آوری های جدید علوم در زندگی اجتماعی سود برد.

در سبک های زندگی به همه جزئیات پرداخته می شود و می بایست در چارچوب شیوه زندگی اسلامی، الگوهایی برای همه امور ارایه شود. پس توجه به ظواهر و ریز جزئیات در اموری چون معماری، تزیینات، پوشش، نوع غذا، خودرو، میزان مصرف، سرگرمی ها، جشن ها، رفت و آمدها، سخن گفتن ها، ارتباطات حضوری و غیر حضوری، بهره گیری از فن آوری هایی چون تلفن، تلفن همراه صوتی و تصویری، ماهواره، تلویزیون، اینترنت و مانند آن معرفی کرد.

اگر این گونه به سبک زندگی و مهندسی آن نیاندیشیم در نهایت گرفتار التقاط خواهیم شد و جامعه با تناقض مواجه خواهد شد به گونه ای که موجبات افزایش اضطراب های درونی به سبب احساس گناه، تحجر، نابهنجاری و مانند آن می شود. اکنون جوامع اسلامی از جمله جامعه ایرانی مواجه به التقاطی است که در شیوه و سبک زندگی گرفتار آن است. بحران موجود در جوامع اسلامی و فقدان سلامت روانی و اجتماعی در جامعه و نابهنجاری ها و سرخوردگی ها و مانند آن ریشه در همین التقاط دارد؛ زیرا از یک سو ایمان به خدا و آخرت و آموزه های قرآنی و از سویی دیگر افکار و اندیشه های غربی با فن آوری پیشرفته آن، موجب شده که انسان ایرانی دچار نوعی اختلال در هویت شخصیتی شود و نتواند خود را چنان که هست بشناسد و تعریف کند و موقعیت و هدف خود را تعیین نماید. این سرگردانی موجود در جوامع اسلامی به سبب عدم مهندسی فرهنگی در کلیات و جزئیات از سوی نخبگان و رهبران فرهنگی ، سیاسی و اجتماعی جامعه است ؛ زیرا مردم به رهبران خود می نگرند و آنان را الگوی خود می سازند، و در صورت فقدان رهبری چشم به الگوهای دیگر می دوزند که با تناقض کامل با افکار و بینش ها و نگرش های آنان است و این خود به دامنه و افزایش بحران می افزاید.

Share

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید