چگونه به دیگری احسان کنیم؟

samamosنیکی و نیکوکاری ، امری پسندیده و ستودنی است. هیچ کس در ارزش و اهمیت آن شک و تردیدی ندارد،‌ با این همه بسیاری از مردم گمان می کنند که نیکی کردن کاری سخت و دشوار است که از عهده ایشان بر نمی آید. تصوری که ایشان از نیکی و نیکوکاری کاری دارند، موجب شده است تا نتوانند خود را اهل احسان و نیکوکاری بدانند. این گونه است که از نظر ایشان، احسان،‌ عمل دور از دسترس است.

فروشگاه آنلاین سونی

نویسنده در این مطلب بر آن است تا با بهره گیری از آموزه های قرآنی، نشان دهد که چگونه می توان احسان و نیکی کرد؟ و این که این عمل، چگونه با همه عظمت و ارزشی که دارد، کاری بسیار سهل و آسان است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

گستره معنایی احسان

احسان به عنوان فضلیت انسانی و عبادتی بزرگ ، هماره از سوی بشر مورد توجه و تشویق بوده است. حتی بسیاری از مردمان با آن که خود را اهل احسان نمی شمارند، به اهل آن احترام خاص و ویژه ای می گذارند و نیکوکاران ، از سوی همه بشر، مورد توجه و ستایش هستند.

اما چرا برای برخی ، این عمل دور از دسترس و کاری سخت و دشوار می نماید و دست یابی به این فضلیت را برای خود ، ناممکن و ناشدنی می دانند؟ به نظر می رسد که برای تبیین مساله و این که نیکوکاری ، کاری بس آسان و دست یابی به این فضلیت بسیار سهل است، بهتر است که نگاهی به گستره معنایی آن و سپس مصادیق احسان شود، تا دانسته شود که این فضلیت با همه اهمیت و ارزش بلند و والایش، کاری بسیار آسان و شدنی برای همگان است.

راغب اصفهانی که در فرهنگ و مفاهیم قرآنی، کارشناس و خبره فن می باشد، در معناشناسی واژه احسان به ویژه در فرهنگ قرآنی در کتاب ارزشمند مفردات الفاظ قرآن کریم می نویسد: احسان برگرفته از واژه حسن است که در دو معنا کاربرد دارد: 1. نعمت بخشیدن به دیگری؛ 2. کار نیک انجام دادن.

از ایات و روایات بر می آید که از نظر ارزش و اهمیت، احسان برتر از عدالت است؛ زیرا عدالت آن است که انسان ان چه بر عهده و وظیفه اوست به درستی انجام دهد و یا آن چه سهم و قسط اوست ، بگیرد؛ ولی احسان این است که بیش از ان چه وظیفه اوست انجام دهد و کم تر از آن چه حق اوست بگیرد و نسبت به بقیه آن گذشت و عفو داشته باشد.

از این تعریف به دست می آید که احسان و نیکی کردن، کاری است که از هر کسی بر می آید؛ زیرا هر کسی نعمتی که در اختیار دارد می تواند،‌ بخشی هر چند اندک را به دیگری ببخشد بی آن که انتظار داشته باشد و یا منتی بر او گذارد؛ چنان که می تواند با گذشت نسبت به حقی نیز به دیگر احسان کند.

چگونه احسان کنیم؟

اما برای این که آسانی نیکی کردن و دست یابی به فضلیت احسان و نیکوکاری را به دست آوریم، تحلیل قرآن را درباره مصادیق آن جویا می شویم.

خداوند در آیات 84 و 85 سوره مائده یکی از مصادیق احسان و نیکوکاری را ، امیدواری شخص و عدم یاس از رسیدن به مقام صالحان و نیکوکاران بر می شمارد. در حقیقت کسی که امیدوار است که در جرگه صالحان در آید، به خود و خداوند امید بسته است و از یاس و نومیدی که از جنود و سربازان لشکر ابلیس و شیطان است رهایی یافته است. از این روست که خداوند ، امیدواری را به عنوان، یکی از مصادیق احسان بر می شمارد، تا این گونه نشان دهد که احسان و نیکوکاری همان گونه که فضلیتی بزرگ و ارجمند است، دست یابی به آن برای همگان شدنی است و هرگز دور از دسترس نمی باشد.

در حقیقت این احسان، هر چند که احسان به خود و شخصیت سازی است، ولی وقتی به صورت خو و خلق بشر در آید آثار آن به دیگری نیز می رسد. بنابراین خودسازی و تغییر دادن شخصیت خود و تزکیه نفس، نخستین گام برای رفتارهای سازنده و پسندیده در اجتماع است. انسان پیش از این که به رفتارهای اجتماعی و هنجاری برسد و آن را نشان دهد، می بایست اخلاق خویش را بازسازی و پرورش دهد. از این روست که قرآن یکی از مهم ترین مصادیق احسان را امیدواری به قرار گرفتن در جرگه محسنان و صالحان و نیکوکاران شمرده است.

روشی که قرآن برای تشویق و ترغیب مردمان به نیکوکاری و احسان برگزیده است، روشی تربیتی و بسیار کارساز است که می بایست دیگر مربیان و اولیای امور برای تربیت و پرورش ، زیر دستان از آن بهره گیرند.

در تحلیل قرآنی ، احسان تنها با فعل و عمل تحقق نمی یابد بلکه گاه ترک کاری خود مصداق کامل احسان است. از این روست که بخش عمده ای مصادیق احسان و نیکوکاری در فرهنگ قرآنی را پرهیز و اجتناب شخص و یا جامعه از کاری و یا فکری می داند.

از جمله در آیه 56 سوره اعراف در تبیین مصادیق احسان به پرهیز از فسادگری در زمین اشاره می کند و می فرماید کسی که از تباهی و فساد در زمین پرهیز و اجتناب کند، در حقیقت خود را در جرگه محسنان در آورده و به همین علت و سبب از رحمت خاص خداوندی برخوردار می شود.

در آیات 31 و 32 سوره نجم نیز دوری و اجتناب از فحشاء و رفتارهای زشت و نا به هنجار اجتماعی مانند زنا و فسق و فجور را ، از دیگر مصادیق احسان بر می شمارد تا نشان دهد که چگونه شخص با ترک نابه هنجاری می تواند خود را در جرگه محسنان و نیکوکاران در آمد.

هر گونه گناه بزرگ که خداوند در قرآن و روایات معتبر کیفر دوزخ را برای آن در نظر گرفته است، عملی است که اگر از آن اجتناب و پرهیز شود ، شخص را در جرگه اهل احسان قرار می دهد. ( نجم آیات 31 و 32)

بنابراین در پیش گرفتن راه تقوا و اجتناب و پرهیز از هر زشتی و پلیدی عقلانی و عقلایی و شرعی، گام گذاشتن در مسیر احسان و دست یابی به مقام محسنان است که خداوند در آیه 90 سوره یوسف و 33 و 34 سوره زمر و 15 و 16 سوره ذاریات و 41 و 44 سوره مرسلات بر آن تاکید و تصریح دارد.

این آیات و آیات دیگر به خوبی روشن می کند که دست یابی به مقام احسان می تواند از راه ترک و پرهیز از گناهان و نابه هنجاری های اجتماعی تحقق یابد.

افزون بر این می توان مصادیق دیگری را نیز نشان داد که از راه کار و عمل به دست می آید. البته نیازی نیست که انسان از کارهای بزرگ و سخت و سنگین شروع و آغاز کند؛ زیرا گام نهادن در کار بزرگ و عمل به اقدامات سنگین و توانفرسا می تواند شخص را نومید و سرخورده کند و اعتماد به نفس خویش را از دست دهد. بنابراین لازم نیست که در همان آغاز راه مصادیق سنگین و توانفرسای احسان را در نظر گیرد و بکوشد همانند اهل یقین و نفوس مطمئن و مخلصان و انسان های کامل عمل کند.

به سخن دیگر ، هر چند که از مصادیق احسان جهاد با جان در راه خدا و تحمل سختی ها و مشقت های جانکاه آن است که در آیاتی چون 120 سوره توبه و 69 سوره عنکبوت بیان شده است ولی نیازی نیست که شخص در آغاز راه خویش به این مصادیق بپردازد و کار را برخویش سخت نماید و در نهایت سرخورده و یا نومید شود؛ زیرا خداوند در یک حکمی که حاکم و مسلط بر دیگر احکام است از مردمان خواسته تا در حد توان و استطاعت خویش گام بردارند و فزون تر از استطاعت وظیفه و تکلیف بر گردن نگیرند. از این روست که به صراحت بیان داشته است که تکلیف بر قدر طاقت و استطاعت است.

انسان ها در زندگی خویش اشتباهات و خطاهای بسیاری را در حق خود و دیگری انجام می دهند. گاه سخنی بی جا می گویند و یا ناخواسته تهمت و دروغی می گویند و یا دلی را می ازرند و می رنجانند و خشم و غضبی می گیرند که اگر از این اعمال خویش که ناخواسته و ناآگاهانه و یا حتی آگاهانه و خواسته ، انجام داده اند، توبه و استغفار کنند، این خود از مصادیق احسان و نیکوکاری است. از این روست که خداوند در آیات 16 تا 18 سوره ذاریات از مصادیق احسان و نیکوکاری، استغفار و توبه را بر شمرده است؛ زیرا انسانی که توبه و استغفار می کند به زشتی عمل خویش آگاه شده است وهمین آگاهی و شناخت خود گامی بلند در راستای حرکت به سوی نیکوکاری واقعی و کمالی است.

از آیات قرآنی بر می آید که نیکوکاری دو بخش دارد، بخشی از آن به شخصیت و خصوصیات فردی و اخلاقی باز می گردد که می توان به ایمان به خدا(مائده آیه 84 و 85 ) قرآن (مائده آیات 83 و 85) پیامبرخاتم (همان ) و تهجد و شب زنده داری (ذاریات آیات 16 و 17) دعا برای قرار گرفتن در زمره شاهدان و گواهان بر رسالت پیامبر(ص) از موارد احسان (مائده آیات 83 و 85 ) نیایش به درگاه خدا با حالت بیم و امید (اعراف آیه 56)، نماز (هود آیات 114 و 115 و لقمان آیه 3 و 4) و نیز یقین به آخرت (لقمان آیات 3 و 4) اشاره کرد.

بخش دوم به حوزه عمل اجتماعی و در ارتباط با مردم و دیگری باز می گردد که می توان به موارد بسیاری اشاره کرد.

خداوند در آیه 23 سوره شورا ، مودت و دوستی اهل بیت (ع) را از مصادیق احسان و نیکوکاری بر می شمارد و از امام حسن مجتبی (ع) روایت شده که مراد از اقتراف حسنه همان مودت اهل بیت (ع) می باشد.

تواضع و فروتنی در برابر حق (مائده آیات 82 و 85) تامین محرومان و قرار دادن حقی در اموال خود برای محرومان و نیازمندان (ذاریات آیه 16 و 17) انفاق مال در راه خدا در حال توانگری و تنگ دستی (آل عمران آیه 134) و کمک و بخشش به خویشان (نحل ایه 90) و پرداخت زکات (لقمان آیات 3 و 4) و پرداخت کالا و هدیه مناسب به زنی که طلاق داده شده(همان ) از مصادیق احسان است.

دعوت مردم به توحید و کارهای نیک و صالح (صافات آیات 125 تا 131)، صبر و شکیبایی در سختی ها و ناراحتی ها(یوسف آیه 90 و نحل آیات 127 و 128) عفو و گذشت از لغزش های دیگران (آل عمران آیه 134 و مائده آیه 13) و سازگاری و صلح و نیز مصالحه کردن در مسایل خانوادگی (نساء آیه 128) و رعایت حال کهنسالان(یوسف آیه 78) از دیگر مصادیق احسان است.

از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: آیا مي خواهيد شما را به بهترين اخلاق دنيا و آخرت راهنمايي کنم؟ يکي اين که اگر کسي به تو ظلمي کرده او را ببخشي و اگر کسي با تو قطع رابطه کرد با او رفت و آمد کني و با کسي که به تو بدي کرده احسان ورزي.( اصول کافي، کلینی ، باب عفو.)

از آیات 102 تا 105 سوره صافات بر می آید که انجام وظیفه و امتثال امر الهی از مصادیق احسان است.

فروبردن خشم و کظم غیظ (آل عمران آیه 134) و هر عمل صالح و نیکی از مصادیق احسان است.(کهف آیه 30) بنابراین نمی بایست انسان خود را در رنج افکند که چگونه می تواند احسان کند. از روایات بسیاری بر می آید که خوشرویی و خوش خویی بهترین احسان و کار نیکی است که انسان به سادگی می تواند انجام دهد و پاداش های بزرگ و سنگین دنیوی و اخروی را از راه آن به دست آورد. از این رو، انسان نمی بایست گمان کند که احسان و نیکوکاری و یا دست یابی به مقام محسنان دشوار است. اگر انسانی که آن چه از توانش بر آید برای دیگری انجام دهد، همان مصداق کامل احسان خواهد بود. از این روست که خداوند تعبیر خواب کردن حضرت یوسف (ع) برای دیگران را از مصادیق احسان بر می شمارد و می ستاید.(یوسف آیه 36)

از امام باقر (ع) درباره خوشرویی و با چهره گشاده با مردم مواجه شدن به عنوان کار نیک و احسان می فرماید: «يک لبخند بر روي چهره برادر ايماني حسنه اي است در نامه عمل تو و رفع گرفتاري از او حسنه اي ديگر است و خداوند با هيچ عمل و عبادتي همچو شادکردن يک مؤمن پرستش نشده است.»( اصول کافي، ج 2، ص 189.)

به چه کسانی احسان کنیم؟

اما به چه کسانی احسان کنیم؟ پاسخ قرآن این است که احسان می بایست فراگیر باشد. از این روست که احسان به هر موجودی از انسان و غیر انسان مطلوب شمرده شده و سفارش می شود.

خداوند از مومنان خواسته حتی نسبت به کافران نیز احسان کرده و در حق ایشان نیکوکاری را فراموش نکنند. از این روست که در آیات 12 و 13 احسان به کافران را مطلوب و امری پسندیده می شمارد و به یهودیان یاداور می شود که از ایشان پیمان گرفته تا حتی در حق کافران نیز احسان کنند.

بنابراین اگر اسلام و قرآن احسان را نسبت به کافران سفارش می کند و حتی به عنوان پیمان الهی در حق یهودیان از آن یاد می کند، به روشنی معلوم می شود که احسان به مومنان تا چه اندازه مطلوب و پسندیده می باشد.

هر کسی می بایست نخست به کسانی احسان کند که به وی نزدیک تر هستند. از این رو، احسان به همسر( نساء‌ آیه 128و بقره آیه 229 و 236) والدین (احقاف آیه 15 و بقره آیه 83 و نساء آیه 36 و آیات بسیار دیگر)، احسان به خویشان ( بقره آیه 83 و نساء ایه 36 و نحل آیه 90) و احسان به همسایگان دور و نزدیک ( نساء ایه 36) مورد تاکید و سفارش بیش تری قرار گرفته است.

احسان به هم نشین(نساء آیه 36) و همسفر (همان ) نسبت به دیگران مقدم است؛ زیرا هدف از احسان ، افزایش دوستی و محبت و الفت میان مردم است ؛ از این رو، لازم است که نسبت به کسانی که در پیرامون ما هستند، احسان کنیم.

کمال احسان آن است که نسبت به پدر و مادر و همسر و فرزندان و خویشان داشته باشیم؛ زیرا نزدیکی آنان به ما هم توقع و انتظار ایشان را بالا می برد و هم زمینه برای احسان از هر گونه فراهم تر است. از این رو می بایست هماره گذشت و عفو نسبت به آنان و مراعات حالات و احوالات آن را داشته باشیم.

اگر نسبت به ایشان ا حسان ورزیم بی گمان به آ‌رامش دنیوی و اخروی دست می یابیم (بقره آیه 112) و خداوند نعمت خویش را به ما کامل می کند(انعام آیه 154) و از امدادات غیبی خداوند بهره مند شده (نحل آیه 128) و دعاها و نیایش های ما اجابت می شود.(آل عمران آیه 147 و 148)

اگر بخواهیم گناهان ما بخشیده شود(هود آیه 114) و راه مطمئنی پیش روی خویش بگشاییم(لقمان ایه 32) و از رحمت خاص خداوندی بهره مند شویم (اعراف آیه 56) و در نهایت رستگاری(لقمان آیات 3 و 5) و سعادت دنیوی و اخروی (ال عمران آیه 148 و نحل آیه 30) را به دست آوریم و محبوب خداوند شویم(بقره آیه 195) می بایست از راه احسان و نیکوکاری به ویژه به والدین و همسر و فرزندان و خویشان و همسایگان ، اقدام کنیم.

پيامبر اکرم (ص) در اين باره فرمود: «پس از ايمان به خداوند سرآمد تمام اعمال عاقلانه، مهرباني و نيکي با مردم است؛ چه خوب باشند چه بد.»( مستدرک وسایل الشیعه، ج 2، ص 67.)

امام سجّاد (ع) در اين باره به فرزندش فرمود: هرکس تقاضاي خير و نيکي از تو نمايد، از احسان به او دريغ مکن، زيرا اگر تقاضا کننده لايق آن نيکي باشد تو به حقيقت دست يافته اي و اگر شايستگي آن را نداشته باشد تو در پاسخ به خواسته اش مراتب بزرگواري خود را ابراز داشته اي.( الروضة الکافي، ص 153.)

احسان و خدمت به خلق تنها بخشيدن مال و رفع دردهاي مادي و دنيوي نيست، بلکه بخشش و کمک هاي معنوي و اصلاح امور اخلاقي و اجتماعي مردم از عالي ترين نوع احسان است. راهنمايي و نجات اشخاصي که به بيراهه رفته اند و دست گيري از آنها به اميد رهايي و هدايت، ارزنده ترين کاري است که نيکوکاران انجام مي دهند.

پيامبر اکرم (ص) فرمود: «نيکوکاران در دنيا در آخرت نيز نيکوکار شناخته مي شوند، زيرا در عرصه محشر که کفّه حسنات و اعمال خير آنها در ميزان(ثواب الاعمال،ص 127.) سنجش سنگيني مي کند از ثواب ها و حسنات خود مقداري را به گناه کاران مي بخشند و باعث رهايي آنها مي شوند.»

مردي از انصار به محضر امام حسين (ع) شرفياب شد تا حاجتش را با امام مطرح کند آن حضرت فرمود: برادر آبروي خود را حفظ کن و درخواست خويش را شفاهي و رو در رو بيان نکن، حاجت را در نامه اي بنويس تا به خواست خدا برآورده سازم.( بحارالانوار، ج 78، ص 118.)

برآورد کردن حاجات برادر دینی به ویژه اگر خویش و دوست و همسایه باشند بسیار ارزشی است. يکي از شيعيان مي گويد: در مسجد الحرام مشغول طواف بودم، يکي از دوستانم از من درخواست دو دينار وام کرد، به او وعده دادم که پس از طواف حاجتش را برآورده سازم، هنوز طوافم به پايان نرسيده بود که امام صادق (ع) وارد شد و دست بر شانه ام نهاد و بر من تکيه کرد و هر دو مشغول طواف شديم.

طواف من تمام شد ولي به احترام امام صادق او را همراهي کردم و طواف را ادامه دادم، آن مرد حاجت مند که در کناري نشسته بود و امام صادق(ع) را نمي شناخت به خيال آن که من حاجتش را فراموش کرده ام هربار که از مقابلش مي گذشتم با دست اشاره مي کرد و مطلبش را يادآوري مي نمود.

امام صادق (ع) از من پرسيد: چرا اين مرد به تو اشاره مي کند؟

گفتم فدايت شوم او منتظر من است که پس از طواف نزد او روم و وامي به او بدهم و چون دست مبارک شما بر شانه من است خوش ندارم شما را ترک گويم.

امام صادق (ع) بدون لحظه اي تأمل، دست از روي شانه من برداشت و فرمود: مرا به حال خود گذار و برو حاجت او را برآور. من رفتم و کار او رااصلاح نمودم. روز بعد امام صادق را ديدم که با اصحابش سخن مي گفت: تا مرا ديد سخن خود را قطع کرد و فرمود: اگر براي بر آوردن حاجت يکي از برادران مؤمن خود تلاش و سعي کنم نزد من بهتر و محبوب تر است از آزاد کردن هزار بنده و بسيج نمودن هزار نفر در راه خداست.( سفينة البحار، ج 1،ص 353.)

Share

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید