بررسی فرق میان بلا و ابتلاء از منظر قرآن

۹

samamosمعیارهای شناخت مصیبتهای کیفری از آزمونی

انسان در زندگی همواره با مصیبت ها، مشکلات، دردها و رنج های بسیاری مواجه می شود. براساس آموزه های قرآنی، ریشه مصائب را می بایست در دو امر بلاء و ابتلاء جست وجو کرد. به این معنا که برخی از این مصیبت ها، بازتابی از بدی ها و گناهان ماست، و برخی دیگر ریشه در امتحان و آزمون الهی دارد تا انسان در این مشکلات و مصیبت ها استعدادها و توانایی های خویش را آشکار کند و اسمای الهی را در خود فعلیت بخشد.

پرسش این نوشتار این است که ما چگونه می توانیم دریابیم که مصیبتی که گرفتار آن هستیم بلاء و گرفتاری است. یا ابتلاء و آزمون و امتحان؟ نویسنده بر آن است تا با نگاهی به آموزه های قرآنی به این پرسش پاسخ دهد.

دنیا، محل آزمون بشر

بر نظام هستی، قوانین و سنت هایی حکومت می کند که در آموزه های قرآنی به آن سنت های الهی اطلاق می شود. (غافر، آیه ۸۵؛ فتح، آیه ۲۳؛ فاطر، آیه۴۳) از جمله سنت های الهی سنت آزمون و امتحان است. از گزارش های مهم قرآن درباره سنت امتحان که از آن به فتنه (عنکبوت، آیه ۲)، ابتلاء (بقره، آیه ۱۲۴) و بلاء حسن (انفال، آیه ۱۷) یاد می شود می توان به آزمون حضرت ابراهیم(ع) و حضرت اسماعیل (ع) اشاره کرد که در آیاتی از جمله ۱۰۲ تا ۱۰۶سوره صافات به آن اشاره شده است. در این آزمون، حضرت ابراهیم(ع) مامور می شود تا فرزند خویش را در راه خدا قربانی کند. البته این امتحان با سربلندی آن بزرگواران در مقام تسلیم به پایان می رسد و خداوند قوچی را به عنوان فدیه قرار می دهد.

براساس آموزه های قرآنی همه انسان ها و امت ها تحت آزمون های سخت قرار می گیرند. (مائده، آیه ۴۸؛ اعراف، آیه ۱۶۸؛ مومنون، آیه ۳۰) این امتحانات در اشکال گوناگون است (بقره، آیه ۱۵۵) و همگی به شکلی و شیوه ای گرفتار این آزمون های الهی خواهند بود. (مائده، آیه ۷۱)

خداوند در آیاتی بیان می کند که آزمون ها تنها در شکل بدی ها و زشتی ها بروز نمی کند، بلکه بسیاری از مردم با خیر، نعمت و زیبایی های دنیا آزموده می شوند. (انبیاء، آیه ۳۵؛ کهف، آیه ۷) از این رو از بلای حسن در کنار بلای سیئ سخن به میان آمده و خداوند می فرماید: و بلوناهم بالحسنات و السیئات لعلهم یرجعون؛ ما بنی اسرائیل را با خوبی ها و بدی ها آزمودیم تا شاید برگردند. (اعراف، آیه ۱۶۸)

اصولا آزمون با خیر و شر (انبیاء، آیه ۳۵) امری است که بارها در قرآن از آن سخن به میان آمده است تا آدمی توهم نکند که تنها کسانی گرفتار آزمون هستند که در بلایی زشت و بد افتاده اند، بلکه بسیاری از مردم با خیر و خوبی و زیبایی ها و نعمت ها آزموده می شوند تا معلوم شود که چگونه با نعمت برخورد می کنند و آیا واقعا شکرگزار نعمت با استفاده درست از آن هستند یا نه؟

هدف آزمون و امتحان

هدف و فلسفه آزمون های الهی، افزایش ایمان (مدثر، آیه ۳۱)، پیدایش یقین و باور راستین (همان)، تربیت و پرورش انسان و فعلیت یابی استعدادها و توانمندی های سرشته در ذات انسان (بقره، آیه ۴۹؛ اعراف، آیات ۱۲۹ و ۱۴۱؛ ابراهیم، آیه ۶)، ایجاد رشد و نمو در مسیر کمال (بقره، آیه ۱۲۴)، تقویت صبر و شکیبایی در برابر مشکلات زندگی و حل آن (فرقان، آیه ۲۰)، پالایش و تصفیه دل ها و قلوب مردم (آل عمران، آیه ۱۵۴)، ایجاد خلوص در مومنان و مجاهدان (آل عمران، آیات ۱۴۰ و ۱۴۱)، دست یابی به تقوای الهی (حجرات، آیه ۳)، توبه و بازگشت به مسیر الهی و هدایت (توبه، آیه ۱۲۶)، اصلاح امور و اشتباهات و فسادها (اعراف، آیه ۱۶۸)، جداسازی صفوف اهل حق و باطل، مدعیان راستین و دروغین (توبه، آیه ۱۶؛ بقره، آیه ۱۴۹)، نیکوکار و بدکار (هود، آیه ۷)، حق شناس و ناحق شناس، سپاسگزار و ناسپاس (نمل، آیه ۴۰)، راست گو و دروغگو (عنکبوت، آیه ۳)، صابر و غیرصابر (محمد، آیه ۲۱)، خداترس از غیرخداترس (مائده، آیه ۹۴)، مومن از شک کننده (سبا، آیات ۱۵ و ۲۱؛ عنکبوت، آیه ۳)، پاک از ناپاک (آل عمران، آیه ۱۷۹)، دوست از دشمن، همراه از غیرهمراه (حدید، آیه ۲۵)، مومن حقیقی از غیرحقیقی و منافق و مانند آن می باشد.

به هر حال، دنیا محل آزمون های الهی است و هیچ کس از این قانون مستثنا نیست؛ حتی براساس فلسفه آزمون های الهی، هر کسی مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند تا ضمن افزایش ایمان، استعدادهای ذاتی و نهفته در خود را بشناسد و آن را ظهور و فعلیت بخشد و این گونه همه صفات الهی که در ذات انسان سرشته شده، فعلیت یابد.

بنابراین، بخش بزرگی از مصیبت ها و بلایا که انسان بدان دچار می شود، براساس اهداف و فلسفه آزمون و سنت ابتلاء و امتحان الهی است.

مصیبت به سبب گناه و خطا

اما همه بلاهایی که انسان بدان دچار می شود، از باب آزمون و ابتلاء نیست، بلکه بخش دیگری از مصیبت ها و بلایا به سبب خطاها و گناهان و اشتباهاتی است که انسان دانسته و نادانسته مرتکب آن می شود.

انسان در زندگی خطاها و اشتباهاتی را مرتکب می شود که به طور طبیعی آثاری بر آن مترتب است. به عنوان نمونه نوشیدن شراب دانسته و نادانسته آثار مستی را به دنبال دارد؛ برخی از رفتارهای انسانی این گونه است که خواسته و ناخواسته پیامدهای بد و زشتی را به دنبال می آورد و انسان را گرفتار مصیبت می کند.

البته کسانی که از روی جهالت و نادانی و عدم فراهم بودن شرایط عمومی تکلیف چون عقل، بلوغ، اختیار و علم، گناه و خطایی را مرتکب می شوند، هر چند در دنیا گرفتار مصیبت و پیامد طبیعی آن می شوند، ولی در آخرت به دلیل فقدان یکی از شروط عمومی تکلیف چون جنون و اضطرار و نادانی و جهالت مجازات نمی شوند، ولی در دنیا گرفتار پیامدهای طبیعی آن خواهند بود.

اما کسانی که شرایط عمومی تکلیف را دارا هستند، اگر مرتکب خطا و گناهی شوند در دنیا و آخرت مجازات خواهند شد و افزون بر پیامدهای طبیعی گناه که به شکل بلا و مصیبت بر آنان وارد می شود، در آخرت نیز مجازات شده و کیفر گناهی که مرتکب شده اند را می بینند.

خداوند در تبیین دو دسته از مصیبت ها، به مصیبت هایی اشاره می کند که ریشه در عصیان و نافرمانی خدا و پیامبر(ص) (آل عمران، آیه ۱۶۵)، یا کفر (رعد، آیه ۳۱)، یا گناه (آل عمران، آیه ۱۶۵ و نساء، آیات ۶۲ و ۷۹؛ مائده ، آیه ۴۹، قصص، آیه ۴۷، شوری، آیه ۳۰) دارد.

در حقیقت مصیبت به معنای بلا و سختی شدید و گرفتاری سخت (مصباح، ص ۳۵۰) همچنان که می تواند مصداقی از آزمون باشد می تواند مصداقی از مجازات و کیفر الهی هم باشد.

فرق میان بلاء و ابتلاء

هر چند که در فرهنگ قرآنی بلاء به دو معنای آزمون و کیفر به کار رفته است، ولی مراد ما از واژه بلاء و کاربرد آن در مقاله، همان مصیبت هایی است که به عنوان مجازات بر انسان وارد می شود. همچنین مراد از ابتلاء همان آزمون های الهی خواهد بود.

این تفاوت را از آن جهت قائل می شویم تا بتوانیم تفاوت های واقعی مصیبت هایی که بر انسان وارد می شود را تحلیل و تبیین کنیم و دریابیم که کدام یک از مصیبت ها از مصادیق بلاء و مجازات و کیفر است و کدام یک، از مصادیق آزمون و امتحان الهی است که همه انسان ها حتی پیامبران اولوالعزم را در برمی گیرد.

پس آزمون های الهی می تواند در دو شکل خوب و بد، زشت و زیبا، نعمت و نقمت، خیر و شر، انجام گیرد. بنابراین، هر مصیبت و شر و بدی لزوماً به معنای مجازات نیست؛ چنان که هر خیر و نیکی و نعمتی به معنای تکریم و اکرام الهی نسبت به بنده ای نیست؛ چرا که بسیاری از مردم با خیر و نیکی و نعمت آزموده می شوند. (فجر، آیات ۱۵ و ۱۶)

به سخن دیگر، بهره مندی از نعمت و خیر به معنای اکرام و تکریم الهی نیست؛ چنان که عدم برخورداری از نعمت و گرفتاری در شر و بدی به معنای اهانت الهی نسبت به بنده ای نیست. (همان) بلکه می تواند نعمت و فقدان نعمت از باب آزمون باشد.

اما به این نکته باید توجه داشت که کیفر و مجازات همواره با بدی و مصیبت همراه است و کسی با خیر و نیکی مجازات نمی شود؛ هر چند که با خیر و نعمت و نیکی آزمون می شود. پس می توان این فرق را میان آزمون و کیفر به دست داد که هر آزمونی می تواند دو وجهی (خیر و شر) باشد، ولی مجازات و کیفر همواره تک وجهی و همراه مصیبت و رنج و بلا است.

اما برای اینکه بتوانیم مصادیق آزمونی را از مصادیق مجازات و کیفر جدا کنیم و بدانیم کدام مصیبت و گرفتاری از مصادیق آزمونی و کدام یک از مصادیق مجازات و کیفر است؛ نیازمند شاخصه و معیارهایی هستیم که می بایست آن را از آیات قرآنی و آموزه های وحیانی به دست آورد.

نشانه های مصیبت های آزمونی و کیفری

به سخن دیگر، شاخصه ها و معیارهای مصیبت های آزمونی و کیفری چیست؟ از کجا می توانیم مصادیق آن را از یکدیگر جدا کنیم؟

در پاسخ به این پرسش باید گفت که انسان بر نفس خویش بصیرت دارد و خودش به سادگی می تواند دریابد که وضعیت کنونی او براساس کدام یک از سنت های الهی است. آیا گرفتار سنت ابتلاء شده یا این که گرفتار سنت بلاء گشته و مجازات طبیعی رفتار خود را می بیند؟

خداوند در آیات ۱۴ و ۱۵ سوره قیامت می فرماید: ان الانسان علی نفسه بصیره و لو القی معاذیره؛ به درستی که آدمی به خودش (رفتار و نیت درونی خود) آگاه است هر چند که عذر (و توجیه) فراهم آورد.

به این معنا که او درک درستی از خود و موقعیت و وضعیت خود دارد و می تواند دریابد که آنچه اکنون از مصیبت گرفتار آن است، نتیجه و بازتاب گناه و خطایی است که مرتکب شده یا آنکه از باب آزمون و ابتلایی است که خداوند بر او تحمیل کرده تا یکی از فلسفه ها و اهداف آزمون را به دست آورد.

انسان ها هنگامی که گرفتار مصیبت بلایی و کیفری می شوند، از نوعی ضیق صدر رنج می برند. جهان را بر خود تنگ می یابند و همه راه های فرار از مصیبت را بر خود بسته می بینند. احساس درونی به ایشان می گوید که این نتیجه طبیعی گناه و خطایی است که مرتکب شده اند. راه فرار و گریزی از مشکل نمی یابند و در تنگنای مشکل دست و پا می زنند.

پس، از نشانه های مصیبت های کیفری و مجازاتی می توان به ضیق صدر، فقدان صبر و شکیبایی و کاهش شدید آستانه تحمل در این گونه افراد اشاره کرد.

خداوند در آیاتی از قرآن هنگام تبیین وضعیت انسان های گرفتار مجازات و کیفر می فرماید که آنان همانند کسی هستند که در تاریکی گرفتار آمده اند و هر از گاهی نوری می جهد ولی به جای آنکه موقعیت آنان را روشن تر سازد آنها را در بهت و سرگردانی بیشتر فرو می برد. خود را در حالت مرگ می یابند و به هر چیزی می آویزند. اینان مانند کسی هستند که مرغی، آنها را از زمین ربوده و به آسمان برده و آنجا رهایشان ساخته است و بادی ایشان را برباید و به مکانی دور انداخته و چاره ای برای رهایی خود نمی یابند. (بقره، آیات ۱۷ تا ۲۰؛ حج، آیه۳۱)

اما کسی که گرفتار مصیبت آزمونی می باشد، از نوعی سعه صدر و انشراح برخوردار می شود و صبر و شکیبایی او بالا می رود و آستانه تحملش افزایش می یابد. این گونه است که بر داشتن و نداشتن چیزی، اندوهگین نمی شود و برای از دست رفتن چیزی در آینده بیمناک و هراسان نیست. بر داشته ها و ناداشته ها و یا از دست رفته هایش نه شاد است و نه اندوهناک (حدید، آیات ۲۲ و ۲۳)

لذا نه تنها بر مشکلات و مصیبت های وارده صبر می کند، بلکه دیگران را که گرفتار آزمون مصیبت هستند به صبر و شکیبایی دعوت می کند و دل های دیگران را استواری می بخشد. (آل عمران، آیه ۲۰۰)

از این رو مؤمنان در هنگام ورود مصیبت های آزمونی، سست و ضعیف نمی شوند و استقامت و صبر و شکیبایی خود را از دست نمی دهند. (آل عمران، آیه ۱۶۴)

مهم ترین شاخصه در مصیبت های آزمونی این است که خداوند به شخص مبتلا ظرفیت تحمل مصیبت را می بخشد و نوعی انشراح و سعه صدر در وی ایجاد می کند تا بتواند مصیبت را تحمل و آن را در خود هضم کرده و زمینه بهره مندی از مصیبت برای تعالی و تقرب فراهم آورد. از آن جایی که مهمترین فلسفه و هدف آزمون های الهی، فراهم آوری زمینه متاله (خدایی) شدن است، مصیبت های سخت، فرصت ظهور اسماء و صفات الهی خاصی را به شخص می بخشد تا بتواند خدایی شده و با بلا و مصیبت آزمونی، خود را به کمال بایسته و شایسته اش برساند. سختی ها و بلایا انسان را آبدیده می کند و محکم تر می سازد، همانگونه که سنگهای معدنی تا گرمای جانسوز را تحمل نکنند از آنها طلا و نقره و فولاد حاصل نمی شود.

هرکه در این بزم مقرب تر است

جام بلا بیشترش می دهند

خدای متعال به این حقیقت اینگونه اشاره می کند که: احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا امنا و هم لایفتنون؛ آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم، رها می شوند و مورد آزمایش قرار نمی گیرند؟ (عنکبوت، آیه۲)

بنابراین، مصیبت های کیفری که ریشه در دستاوردهای انسان و رفتارهای او دارد، (شوری، آیه ۳۰؛ روم، آیه۴۱) عامل افزایش توانمندی و رشد و کمال یابی نیست، بلکه زمینه بازگشت و توبه را فراهم می آورد و هشداری است که انسان راه خویش را تغییر داده و اصلاح کند و از فسادی که گرفتار آن شده رهایی یابد.

اما مصیبت های آزمونی، با منشأ الهی است و تقویت کننده روحیه و روان آدمی و عامل افزایش ایمان و تقویت صفات الهی در انسان می شود. از این رو خداوند این مصیبت ها را به خود نسبت می دهد، درحالی که مصیبت های کیفری را به انسان و رفتارهای او منتسب می کند. (آل عمران، آیه ۱۶۵)

مصیبت های آزمونی تقدیر الهی با منشأ الهی برای کمال یابی انسان و افزایش استعداد و ایمان و خدایی شدن است. (توبه، آیات ۵۰ و ۵۱، حدید آیه۲۲) همین مسئله موجب می شود تا خداوند ظرفیت و تحمل مصیبت را نیز به شخص ببخشد.

آنچه بیان شد برخی از نشانه ها و شاخص های تفکیک و تمایز مصیبت های کیفری از مصیبت های آزمونی است. می توان با مراجعه به آیات دیگر قرآن، نشانه های دیگری برای تفاوت و تمایز یافت.

یک دیدگاه قرار دهید

رایانامه شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.