واجبات حج از ديدگاه قرآن

samamosحج يكي از مهم ترين مناسك عبادي در اسلام است. اين فريضه در كنار نماز و روزه و جهاد و زكات قرار داده شده است تا نقش اساسي آن در ميان فروعات اسلامي به خوبي نمايانده شود.

فروشگاه آنلاین سونی

انجام مناسك حج، يك فرصت استثنايي براي جهان اسلام است تا حضور اجتماعي و سياسي خويش را در كنار فعاليت هاي معنوي و فرهنگي به نمايش گذارد و تاثيرات شگرفي را در صحنه هاي سياسي اقتصادي و نظامي پديد آورد. كنگره بزرگ حج بي گمان، از بزرگ ترين رخدادهاي جهان اسلام بلكه جهان بشريت است. اين رخداد زماني كه با ولايت آميخته مي شود، به كمال و تمام خود مي رسد؛ زيرا فرصت بهره گيري از آن به شكل هدفمند و حكيمانه فراهم مي آيد و انرژي برآمده از حضور تقوايي در سرزمين وحي و خانه خدا، در مسير تعالي انسان و جامعه جهاني به كار گرفته مي شود.

براي دست يابي به اين هدف مي بايست هر شخصي كه در كنگره عظيم حج گرد مي آيد، اموري را به عنوان واجبات شخصي و جمعي به جا آورد تا در يك برنامه ريزي دقيق آن هدف حكيمانه تحقق يابد. اين جاست كه واجبات حج، از جايگاه ويژه اي برخوردار مي شود.

نويسنده دراين مطلب با مراجعه به آموزه هاي قرآني بر آن است تا برخي از اين واجبات را شناسايي و معرفي نمايد.

حج، فرصت استثنايي

حج به معناي قصد خانه خدا كردن براي انجام اعمال و مناسك خاص در يك زمان خاص با شرايط خاص مي باشد. هدف از انجام اين عمل عبادي، رسيدن به شرايط مطلوب و دست يابي به تقواي الهي و حضور در يك كارگاه عظيم آموزشي و اردوي عبادي و نمايشي از قدرت و عظمت موحدان است.

آثار و ابعاد حج چنان عظيم و بزرگ است كه همه جنبه هاي زندگي آدمي و جامعه را متاثر مي سازد. در آموزه هاي قرآني به اين آثار و بركات حج اشاره شده است؛ زيرا آگاهي از فلسفه كاري، خود مهم ترين انگيزه و عامل در گرايش مردم به انجام آن مي باشد.

آثار حج در ابعاد تحول شخصيت شخص تا نوعي ادراك شهودي و حضوري در حشر قيامت تا تاثيرات اقتصادي، نظامي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي نمايان مي شود. براساس آموزه هاي قرآني، حج تاثيرات شگرفي در آمرزش و بخشش گناهان انسان (بقره، آيه 203)، رضايت و خشنودي خداوند (مائده، آيه 2)، ره توشه آخرت (بقره، آيه 197؛ حج، آيات 27 تا 30)، تقويت دين اسلام (مائده، آيه 97؛ تفسير عياشي ج 1 ص 346 حديث 211)، لغو هرگونه امتيازات برگرفته از قدرت و ثروت (بقره، آيه 125)، افزايش تعاملات اقتصادي و بهره وري از طريق دستگيري تنگدستان (حج، آيه 28) و كسب منافع بسيار براي همگان (حج آيات 27 و 28) افزايش رشد اقتصادي و تجارت و بازرگاني و نيز رونق كسب و كار (بقره، آيات 197 و 198) و افزايش تجارت ميان جوامع انساني (همان؛ و نيز مائده، آيه 2)، تقويت پايه فرهنگ جامعه پذيري و قوام جوامع و همبستگي اجتماعي آنها (مائده، آيه 97)، برخورداري جوامع انساني و اسلامي از بركات و منافع كوتاه و بلندمدت (حج، آيات 27 و 28)، رهايي جامعه اسلامي از تحريم هاي دشمنان با افزايش تبادل اطلاعات علمي و اقتصادي و توليد علم (توبه، آيه28)، برنامه ريزي و تبادل اطلاعات در زمينه تنظيم امور اساسي جامعه بلكه حتي در حوزه فردي و شخصي (قصص، آيه27) بسترسازي مناسب و تأثيرگذار براي همكاري هاي مختلف در حوزه هاي متعدد زندگي (مائده، آيه2؛ و نيز توبه، آيه3) و فراهم آمدن موقعيت براي افكار سازي و رسانه اي كردن مواضع سياسي، اقتصادي، فرهنگي و نظامي و اعلان برائت از مشركان و كافران و نيز مشخص كردن مرزهاي خودي از غيرخودي و شفاف سازي در اين مسايل (همان) و همچنين آثار و بركات ديگر در زندگي فردي و اجتماعي بشر از خود به جا مي گذارد.

اينها تنها گوشه اي از آثار و بركات حج واقعي و ابراهيمي است كه در آموزه هاي قرآني به آن اشاره و در اين جا از آنها ياد شده است. بنابراين، مي توان با دلايل و شواهد بسيار براين نكته تأكيد كرد كه اين كنگره بزرگ جهاني كه هر ساله در ماه ذي الحجه در مكه مكرمه برگزار مي شود، يك فرصت تاريخي و استثنايي براي امت اسلام است تا جامعه ايماني و توحيدي را براساس آموزه هاي وحياني قرآن و اسلام شكل دهد و به فلسفه آفرينش و تحقق آن يعني متاله و رباني شدن انسان و جامعه انساني كمك نمايد.

وجوب حج بر مستطيع

براين اساس خداوند حج را بر همگان واجب دانسته است و آن را نشانه اي از پذيرش اسلام و صداقت در آن شمرده و به نام حجه الاسلام از آن ياد كرده است. البته از آن جايي كه تكاليف در اسلام بر مدار و محور استطاعت مي گردد، شرط استطاعت در اين عمل عبادي نيز شرط دانسته شده است و حج تنها براي كساني كه توانايي انجام آن را دارند، واجب شده است. (آل عمران، آيه97؛ حج، آيات 26 و 27) از اين رو، واجب است كه هر كسي كه داراي استطاعت مالي، بدني و ديگر شرايط است، حج را در زمان خودش به جا آورد (بقره، آيه196) پس اگر كسي ديگر حاضر به تأمين هزينه هاي مالي آن شود و شخص از شرايط بدني و مانند آن نيز برخوردار باشد، بر اوست كه حج را به جا آورد. (آل عمران، آيه97)

از امام صادق(ع) سؤال شد كه اگر به كسي مالي براي انجام حج عرضه شد و او از پذيرش آن شرم نمايد، مستطيع است يا نه؟ فرمود: آري! چرا بايد شرم كند؟! (الكافي، ج4، ص266، حديث1)

براساس آموزه هاي قرآني، شخص زماني مستطيع مي شود كه توانايي مخارج اهل و عيال خويش را افزون بر هزينه حج داشته باشد. بنابراين، اگر شخص از عهده مخارج اهل و عيال خود در وطن برنيايد، بر او حج واجب نمي شود. امام باقر(ع) در بيان استطاعت حج فرمود: توسعه در مال (و داشتن مال به اندازه كافي) به نحوي كه بتواند با مقداري از آن حج به جا آورد و مقداري را بگذارد تا خرج و هزينه خانواده اش تأمين شود، لازم است. (الكافي، ج4، ص267، حديث3؛ الاستبصار، شيخ طوسي، ج2، ص139، حديث1)

واجب است كه شخص براي سفر حج زاد و توشه فراهم آورد (بقره، آيه197) و حج بي زاد و توشه جايز نيست و خداوند در اين آيه از اين گونه سفر، باز داشته است. (مجمع البيان، ج1و2، ص525) براساس گزارش هاي قرآني، حج بر امت هاي پس از حضرت ابراهيم(ع) يعني معتقدان به شريعت حضرت موسي(ع) و عيسي(ع) واجب است (حج، آيه27) از اين رو خداوند از حضرت ابراهيم(ع) مي خواهد تا مردم را به حج دعوت كند و از همگان بخواهد تا از اين پس به اين عمل عبادي نيز همانند نماز عمل كنند.

حج بر اهل استطاعت از داخل مكه و بيرون آن، از دور و نزديك واجب است (حج، آيه27) و لازم است مردم آن را در زمان مشخص انجام دهند. البته برخي از مناسك حج از جمله عمره را مي توان در ماه شوال و ذي قعده به جا آورد ولي مناسك خاص حج اكبر را مي بايست در همان ماه حج در دهه اول و دوم آن به جا آورد. (بقره، آيه197؛ الكافي، ج4، ص289، حديث1)

بنابراين، عمره تمتع قبل از حج تمتع انجام مي گيرد (همان) و كساني كه به حج مي آيند مي بايست عمره تمتع را در همان ماه هاي معلوم يعني شوال، ذي قعده يا ذي حجه انجام دهند.

كساني كه در مكه گرد مي آيند، مي بايست مراعات حرمت يكديگر را بكنند و نسبت به حجاج و زوار خانه خداوند حرمت نگه دارند (مائده، آيه2) چنان كه بر ايشان است تا حرمت مناسك حج را نيز حفظ نمايند. (همان و حج، آيات30و 32)

همچنين مناسك حج همواره مي بايست با محوريت اخلاص (بقره، آيه196؛ آل عمران، آيه 97؛ مجمع البيان، ج1 و 2، ص518) و قصد آن باشد. بنابراين، مناسك بايد به قصد وجه الله باشد و تنها او مقصد و مقصود قرارگيرد. (زبده البيان، ص306)

تجسم وجه الله براساس آموزه هاي قرآني، اولياي كامل الهي هستند؛ از اين رو لازم است تا مراسم حج با محوريت وجه الله يعني رهبري الهي و به قصد او باشد. چنانكه در روايت آمده: من تمام الحج، لقاء الامام؛ از تماميت حج لقاء الامام است؛ زيرا امام همان باطن حج و خانه خدا و حقيقت ولايت است. (حج، آيه72) خداوند به صراحت در اين آيه بيان كرده كه مردم مي بايست قصد رهبر كنند. از اين رو خداوند مي فرمايد: ياتوك؛ دعوت به حج در ميان مردمان كن تا به سوي تو آيند. در هر زماني مي بايست حاجي قصد امام زمان خود بكند كه امروز، حجاج در صورتي حجشان تمام و درست است كه قصد امام زمان(عج) نمايند، پس واجب، قصد رفتن به سوي امام زمان(عج) در حج است و هر كس خانه خدا و قصد مكه و كعبه كند، ولي قصد امام زمان(عج) نكند، قصد حج نكرده و حج وي ناقص و غيركامل و نادرست است. بنابراين، هر كسي بايد قصد امام زمان(عج) كند. البته اين قصد وجه الله يعني امام زمان(عج) اختصاص به اين عبادت ندارد؛ بلكه همه عبادات از جمله نماز نيز به قصد وجه الله و امام زمان(عج) زمان درست است و اين امري واجب است كه از آن به خلوص براي وجه الله نيز ياد شده است.

كسي كه قصد حج كرده چه واجب و چه مستحب مي بايست آن را تمام كند و به طور كامل انجام دهد و نمي تواند نيمه كاره آن را رها سازد. (بقره، آيه196؛ الكافي، ج4، ص265، حديث1) همچنين اگر كسي حج خويش را فاسد كرد يا باطل نمود، مي بايست دوباره آن را به جا آورد (همان؛ كنزالعرفان، ج1، ص 273)

از آيات 198 و 199 سوره بقره به دست مي آيد كه شخص همانند توده هاي مردم مي بايست در مراسم حج شركت نمايد و هرگونه امتيازي كه برخاسته از قدرت، ثروت يا مانند آن است بايد به كناري نهد و به دور از هرگونه امتيازي در مراسم شركت نمايد. (بقره، آيات 198 و 199)

در گزارش هاي تفسيري آمده كه قريش خود را اهل حرم خدا مي دانستند و آن را امتيازي براي خويش مي شمردند و از حرم به سوي عرفات كه خارج از حرم بود بيرون نمي رفتند. از اين رو خداوند از آنان خواست تا همانند ديگر مردم به عرفات روند و در آن جا وقوف نمايند. (مجمع البيان، ج1 و 2، ص 527)

همچنين لازم است هر مسلماني در هر پست و مقامي، در برقراري امنيت و حفظ آن بكوشد تا حاجيان در امنيت، حج بگزارند. (آل عمران، آيه 79) زيرا در اين آيه جمله خبريه در مقام انشاء است و همگان بويژه حاجيان مي بايست در امنيت باشند و اين وظيفه همگاني خصوصا دولتمردان است.

واجبات حج از نگاه قرآن

در اين جا به برخي از واجبات حج اشاره مي شود تا حقيقت حج از طريق اين واجبات دانسته شود. از جمله واجبات حج مي توان به موارد زير اشاره كرد.

نخستين عمل از مناسك واجب، احرام است (بقره، آيه 197)؛ زيرا مقصود از فمن فرض فيهن الحج، كسي است كه با احرام، حج را بر خود واجب مي كند و روشن است كه تحقق احرام در حج با لبيك گفتن است.

در حقيقت، به واسطه گفتن تلبيه يا اشعار يا تقليد است كه شخص محرم مي شود (همان) از اين رو امام صادق(ع) فرمود مراد از فرض همان تلبيه، اشعار يا تقليد است كه با به جا آوردن هر كدام از آنها شخص حج را بر خود فرض و واجب مي كند. (الكافي، ج4، ص 289 ف حديث2؛ و البرهان، ج1، ص 426، حديث2)

پس از احرام، طواف كعبه از مناسك و واجبات حج است (بقره، آيه 125؛ حج، آيات 62 تا 92) البته پس از تقصير و خروج از احرام نيز طواف ديگري نيز واجب است كه در آيات 62 تا 92 سوره حج به آن اشاره شده است.

از مناسك واجب حج، نماز طواف در نزد مقام ابراهيم است. (بقره، 125)

پس از آن، سعي بين صفا و مروه از مناسك شمرده شده (بقره، آيه 158) و اين واجب از كوه صفا به طرف مروه انجام مي گيرد و بدان خاتمه مي يابد (بقره، آيه 158)؛ امام صادق(ع) در تعليل اين حكم مي فرمايد: زيرا خداوند در اين آيه باصفا شروع كرده است، پس آغاز سعي از صفا خواهد بود. (الكافي، ج4، ص 245، حديث4) از ديگر واجبات در مناسك حج مي توان به حلق و تقصير اشاره كرد. مراد از حلق تراشيدن موي سر و تقصير و كوتاه كردن بخشي از مو يا ناخن است. (بقره، آيه 196؛ حج، آيه 92 و فتح، آيه 72)

تقصير با كوتاه كردن مو و ناخن تحقق مي يابد. (فتح، آيه 72) و عمل حلق و تقصير پس از قرباني انجام مي گيرد. (حج، آيات 72 تا 92)

البته حج گزار بيمار ميان پرداخت صدقه، ذبح قرباني و گرفتن روزه در صورت حلق اضطراري مخير است. (بقره، آيه 196)

وقوف در عرفات و كوچ همراه ديگر حاجيان (بقره، آيه 198 تا 200؛ تفسير نور الثقلين، ج 1، ص 195، حديث 710 و مجمع البيان، ج 1 و 2، ص 527)، و نيز وقوف در مشعرالحرام پس از وقوف در عرفات (همان) و سپس وقوف در مني در ايام تشريق يعني روزهاي يازدهم تا سيزدهم ذي الحجه (بقره، آيه 203 و زبده البيان، ص 359) از ديگر مناسك واجب حج است.

از ديگر مناسك واجب حج مي توان به قرباني اشاره كرد. (همان؛ مائده، آيات 2 و 79؛ حج، آيات 72 و 82 و 63) درباره قرباني مسايلي مطرح شده كه از آن جمله سلامت و لاغر نبودن شتر اختصاص يافته براي قرباني است (حج، آيه 63)؛ زيرا خداوند فرموده است: لكم فيها خير؛ پس قرباني بايد نقص عضو نداشته و لاغر نيز نباشد؛ زيرا در ناقص و لاغر خيري نيست. (كنزالعرفان، ج 1، ص 314)

بايد حرمت قرباني را حفظ كرد (مائده، آيه 2) و آن را در مكان مخصوص ذبح كرد و در صورت احصار نيز شرايط مراعات شود (بقره، آيه 196) از اين رو خداوند در آياتي واجبات حج را قرباني در حد مقدور براي شخص محصر دانسته است. پس در زماني كه شخص در احصار است، گوسفند اقل قرباني است كه بايد ذبح كند. (بقره، آيه 69؛ تفسير نورالثقلين، ج 1، ص 185، حديث 660)

ديگر آن كه محل مخصوص براي قرباني حج گزار بيمار، مني و براي معتمر بيمار، مكه و براي محرم بازداشت شده به وسيله دشمن، همان محلي است كه در آنجا ممنوع و بازداشت شده است. (مجمع البيان، ج 1 و 2، ص 519) شخص محصور با قرباني كردن از احرام در مي آيد (بقره، آيه 196) و روزه، صدقه و يا قرباني، كفاره سر تراشيدن قبل از قرباني براي چنين شخصي واجب است. (همان) چنان كه وي پس از رسيدن قرباني به محل خود و تراشيدن سر، از احرام خارج مي شود. (همان و زبده البيان، ص 311 و 317)

در قرباني شرط آن است كه تهيه آن سهل و آسان باشد (بقره، آيه 196) و هنگام ذبح و نحر، نام خداوند را بر زبان آورد (حج، آيات 72 و 82 و 43 و 63) و قرباني را به سه قسمت تقسيم كرده و بخشي را براي خود، بخشي هديه به مؤمنان و بخشي را براي فقيران در نظر گيرد. (همان آيات) و به هنگام قرباني كردن تا گفتن تكبير، تعظيم خداوند كند. (حج، آيه 73؛ مجمع البيان، ج 7 و 8، ص 138)

البته گاه قرباني به عنوان يكي از كفارات اعمالي از جمله كفاره تخييري صيد عمدي در حال احرام مطرح مي شود كه خود واجب ديگري است. (مائده، آيه 59) چنان كه اگر حاجي ناتوان ازقرباني در حج باشد، بر اوست تا سه روز را در حج و هفت روز را پس از بازگشت به وطن روزه دارد. (بقره، آيه 196 و كافي، ج 4، ص 508، حديث 3)

هم چنين مي توان از واجب امنيت در حج نيز براساس آيات قرآني سخن گفت. خداوند در آيه 125 سوره بقره، ايجاد امنيت براي حاضران در محيط خانه خدا را واجب بر مي شمارد و در آيات 69 و 79 سوره آل عمران حفظ امنيت حيوانات در حرم را خواستار شده و هرگونه آزار آنها را حرام مي شمارد؛ زيرا مراد از من دخله كان آمنا، شامل وحوش و پرندگان و مانند آن نيز مي شود. (كافي، ج 4، ص 226، حديث 1)

برقراري امنيت مي بايست فراگير باشد و افزون بر انسان ها و جانوران در ابعاد گوناگوني چون امنيت جاني، مالي و عرضي باشد. از اين رو برقراري امنيت اقتصادي براي حجاج را امري واجب در ايام حج بر مي شمارد. (مائده، آيه 2) و لازم مي داند كه اين امنيت برخاسته از باور قلبي و اعتقادات باشد. به اين معنا كه شخص مي بايست همه شعاير اسلامي را به عنوان يك باور و اعتقاد پذيرفته و بدان باورمند بوده و در عمل نشان دهد.(حج، آيه 23)

همچنين از واجبات حج به ويژه ايام تشريق آن است كه ذكر خداوند را در اين روزها بسيار داشته باشد. (بقره، آيه 203؛ تفسير نورالثقلين، ج 1، ص 201، حديث 734)

هرگونه لهو و لغو و لعب بويژه غنا و موسيقي طربناك در اين زمان حرام است و واجب است از آن اجتناب نمايد (حج، آيه 30) زيرا غنا از مصاديق بارز و آشكار قول زور است كه خداوند خواهان اجتناب از آن شده است. (نورالثقلين، ج 33، ص 495، حديث 117 تا 120)

كساني كه برخلاف واجبات و يا محرمات احرام، گام بردارند، بر ايشان كفاراتي واجب شده است كه از جمله مي توان به كفاره كشتن عمدي در حال احرام اشاره كرد. (مائده، آيه 59) در اين صورت لازم است كه براساس يكي از واجبات تخييري كفاره عمل كند كه شامل، قرباني كردن، تهيه غذا براي مساكين در حد قيمت حيوان صيده شده و روزه اشاره كرد. واجبات تخييري سه روز روزه، اطعام و صدقه به شش مسكين و ذبح يك گوسفند است. (مائده، آيه 59؛ بقره، آيه 196؛ تفسير نورالثقلين، ج1، ص 673 و كافي، ج 4، ص 358)

اينها بخشي از احكام واجب حج است كه در اين آيات به آن اشاره شده است. سخن در باب حج بسيار است و بقيه احكام و مسايل آن را بايد با مراجعه به رساله هاي عمليه فراگرفت.

Share

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید