آثار سبك شمردن نماز از ديدگاه امام صادق (ع)

4 نماز ستون خيمه دين است و امام صادق (ع) نماز را مرز ايمان و كفر دانسته است. بنابر اين، اگر كسي بخواهد خيمه ايي به نام دين را برپا كند، بايد همواره در انديشه تيرك اصلي و ستوني باشد كه دين بدان استوار مي گردد.

فروشگاه آنلاین سونی

هرچند كه اين ستون خود به پاي بستي استوار چون ولايت بسته است و قيام ستون نمازبه ولايتمداري مي باشد، ولي از همين ارتباط استوار و محكم ولايت و نماز مي توان دريافت كه چگونه نمازگزاردن و اقامه آن، مي تواند به عنوان نماد ولايتمداري مومن مطرح شود.

به سخن ديگر، نمازگزاري، نمايش تمام و كامل از ولايت مداري بشر است از همين جا ارتباط تنگاتنگ ميان قرآن ناطق با قرآن صامت، ثقل اكبر با ثقل اصغر، عترت و اسلام، اهل بيت عصمت و طهارت (ع) با قرآن شناخته مي شود، به گونه اي كه هرگز از هم جدايي ندارند و مومن را تا رسيدن به مقصد دركنار حوض كوثر همراهي مي كنند. امام صادق (ع) درمقام تبيين كننده محكمات ومتشابهات قرآن، مفسر جامع و كامل آيات الهي، قرآن ناطق، امام و پيشواي انس وجان، ولي الله اعظم الهي، همواره بر آن بود تا در مقام راهنمايي بشر، هدايت واقعي را در دست بگيرد و تا آن جا كه ظرفيت اجازه مي داد، حق را آشكار و باطل را رسوا سازد و حقيقت را به مردم بنماياند. از اين رو درمدت كوتاه عمر خويش، فضاي جهان را چنان به انوار علم وايمان خويش روشن ساخت كه همگان حتي رهبران فقاهت اهل سنت از شمع وجودش بهره بردند.

نويسنده دراين مطلب بر آن است تا با مراجعه به سيره و سنت آن حضرت (ع) ديدگاه ايشان را درباره اصلي ترين فروع اسلام يعني نماز و ارزش و جايگاه آن و آثار سبك شماري نماز تشريح كند. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.

ارزش و اهميت نماز دركلام امام صادق (ع)

نماز درآموزه هاي قرآن، يكي از اصلي ترين واجبات به شمار مي رود؛ زيرا مهم ترين عبادت و نماد زيباترين پرستش و ستايش پروردگار و بهترين نيايش به درگاه الهي است.

نماز نماد ظاهري ايمان و عملي صالح است كه شخص تنها آن را به جهت تعظيم و اطاعت امر الهي و تكريم وي به جا مي آورد؛ زيرا خداوند هيچ نيازي به نماز بشر ندارد، بلكه اين بشر است كه براي دست يابي به كمالات وجودي از راه تقرب الهي به نماز نياز دارد.

خداوند در آياتي به نياز انسان به نماز توجه داده است و معلوم نموده كه انسان براي اموري ازجمله استعانت از خداوند درحل مشكلات و گرفتاري هاي مادي و معنوي دنيوي و اخروي (بقره، آيات 45و 153)، بازدارندگي از فرو رفتن درپلشتي ها و زشتي ها چون فحشاء و منكرات و عامل محافظت و ايجاد تقوا در انسان و كمك به رشد و بالندگي (عنكبوت، آيه 45)، سپاسگزاري و شكر نعمت در راستاي افزايش عنايت و توجه و فضل الهي نسبت به خود(ابراهيم، آيه 7 و قريش، آيات 3و 4) تقرب و انس با خداوند و بهره مندي از مواهب اين انس چون آرامش و آسايش جاودانه و سرور و شادي باطني دردنيا و آخرت (طه، آيه 14و آيه آخر سوره علق) به نماز متوسل مي شود تا از اين امور بهره مند شود.

بنابراين، مي توان گفت كه نماز مانند حب اهل بيت(ع) و ولايت ايشان، سود و بهره آن به خود نمازگزار و دوستدار اهل بيت عصمت و طهارت(ع) مي رسد. به اين معنا كه اگر خداوند مي فرمايد اهل بيت(ع) را دوست بداريد و اين اجر و مزد رسالت است: قل لااسئلكم عليه اجرا الا الموده في القربي». (شوري، آيه 32) در حقيقت اين اجر و مزد رسالت به پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) نمي رسد، بلكه به خود دوستداران و محبان اهل بيت(ع) بازمي گردد: ما سألتكم من اجرا فهو لكم ان اجري الا علي الله (سباء، آيه 74). بنابراين پيامبر(ص) چنان كه بارها و بارها گفته است، اصولا هيچ مزد و اجري براي رسالت خود از مردم نمي خواهد: «ما اسالكم عليه من اجرا الا من شاء ان يتخذ الي ربه سبيلا»؛ «من از شما اجري نمي خواهم مگر كسي را كه به سوي پروردگار خود راهي اتخاذ كند. (فرقان، آيه 75) و آن چه به ظاهر به عنوان مزد رسالت مطرح شده است، مزد رسالت نيست، بلكه عنايت و فضلي از سوي خدا و پيامبر(ص) به مردم است تا اين گونه از محبت اهل بيت(ع) براي قرب الهي و عنايات او بهره مند شوند. از اين رو در آيه 74 سوره سبا در ادامه آمده كه اجر خود را تنها از خدا مي خواهم و بر خداست تا آن مزد رسالت را بپردازد.

به هر حال، همان گونه كه محبت به اهل بيت(ع) به ظاهر مزد رسالت دانسته شده، ولي در حقيقت اين محبان هستند كه سود مي برند، هم چنين نزديكي و قرب به خداوند براي سود و بهره اي است كه به شخص مي رسد و خداوند از ايمان و كفر مردم هيچ سود و زياني نمي برد. بنابراين نمازگزاردن و نگزاردن بشر هيچ سود و زياني به خداوند نمي رساند، بلكه سود و زيانش به خود مردم مي رسد.

امام صادق(ع) درباره ارزش و اهميت نماز از پيامبر(ص) روايت مي كند كه: مردي نزد پيامبر آمد و گفت: اي پيامبر خدا! مرا سفارش كن! پيامبر(ص) به وي فرمود: نماز را از روي عمد وامگذار كه هر كس آن را از روي قصد ترك كند، دين اسلام از او وا رهيده است.

آن حضرت هم چنين در پاسخ به پرسش كسي كه از وي درباره گناهان كبيره پرسيده بود، فرمود: ترك كردن نماز از روي عمد يا هر آنچه خداي جل جلاله واجب كرده است، از گناهان كبيره است؛ زيرا پيامبر خدا فرمود: هر كس نماز را از روي قصد ترك كند، از پيمان خداوند جل جلاله و پيمان پيامبرش، بيرون رفته است.

بنابراين، نماز خواندن براساس تفسير امام صادق(ع)، عين اسلام و ايمان است و ترك آن عين كفر است، زيرا كسي كه از پيمان خدا و پيامبرش(ص) بيرون رفته ديگر مسلمان نيست.

آن حضرت هم چنين در تبيين اين معنا در پاسخ به اين پرسش كه: چگونه زناكار را كافر نمي ناميد و ترك كننده نماز را كافر مي ناميد و دليل آن چيست؟ فرمود: چون زناكار و مانند آن، به جهت غلبه شهوت، آن را انجام مي دهد و ترك كننده نماز فقط از روي سبك شمردن و استخفاف، آن را ترك مي كند.

آثار سبك شماري نماز در كلام صادق آل محمد(ص)

چنان كه گفته شد نماز، ستون دين است لذا آن را مرز ميان كفر و ايمان شمرده اند. برخي از مردم اصولا نماز به جا نمي آورند و از اسلام فقط نام آن را يدك مي كشند. اما برخي ديگر هر چند كه نماز مي خوانند ولي آن را سبك مي شمارند و حق آن را به تمام و كمال ادا نمي كنند. از پـيامبر (ص) روايت شده كه فرمود:ليس مني من استخف بصلاته؛ هر كس نماز را سبك شمارد از من نيست. (فروع كافي، كليني، ج2ص 269).

درارزش و جايگاه بلند نماز از ديدگاه اهل بيت (ع) همين اندازه كفايت مي كند كه همه ايشان بي استثناء هنگامي كه به نماز مي ايستادند، لرزه بر اندامشان مي افتاد و رخسارشان به زردي مي گراييد. درحالات امام سجاد (ع) آمده است كه وي اين گونه بود. روزي امام باقر(ع) نزد پدر رفت و او را درنماز، به حالتي عجيب مشاهده كرد.حالتي كه كسي را ياراي رسيدن به مرتبه آن نبود. رخسار امام (ع) از شدت شب زنده داري زرد شده بود و چشمانش ازگريه بسيار سرخ. دراثر سجده هاي طولاني، پيشاني مباركش پينه بسته و بيني ايشان زخم شده و ساق پاها به كلي از كار افتاده بود. امام باقر(ع) گويند: وقتي پدرم را بدين حالت ديدم، نتوانستم تحمل كنم و گريستم.

درباره امام حسن مجتبي (ع) روايت است كه آن حضرت هنگام وضو گرفتن بدنش مي لرزيد، و چهره اش زرد مي شد، از او درباره راز اين امر سؤال شد، فرمود:«حق علي كل من وقف بين يدي رب العرش ان يصفر لونه و ترتعد مفاصله؛ برهركسي كه درپيشگاه خداوند مي ايستد لازم است كه ]از عظمت الهي[رنگش زرد و اندامش به لرزه افتد» (بحارالانوار، مجلسي، ج 43، ص 339) درجايي ديگر آمده است: و اذا قام في صلاته ترتعد فرائصه بين يدي ربه عزوجل؛ و هرگاه براي نماز مي ايستاد، بند بند وجود او در مقابل خدايش مي لرزيد. (همان، ج 43، ص331، روايت1).

درحالات امام صادق (ع) بسيار از سنت و سيره ايشان درباره نماز گفته شده كه شايد يكي از مهم ترين احاديث دراين زمينه حديثي است كه همسر امام صادق (ع) نقل مي كند. اين حديث از آن رو اهميت دارد كه امام درهنگام مرگ و در آخرين لحظات و به مساله نماز مي پردازد تا نشان دهد كه نماز از چه جايگاه و اهميتي برخوردار است و سبك شماري آن موجب مي شود تا انسان از شفاعت اهل بيت(ع) محروم بماند.

ابوبصير مي گويد: روزي بر ام حميده همسر امام جعفر صادق(ع) وارد شدم تا او را در رحلت امام (ع) تسليت بگويم. او گريست و من به گريه اش گريستم. آن گاه فرمود:«اي ابا محمد! اگر امام صادق (ع) را به هنگام وفات مي ديدي چيز عجيبي مشاهده مي كردي.

حضرت چشمان مبارك را گشود و فرمود:«با هر كه قرابت و بستگي دارم، به نزد من گرد آوريد». ما هيچ كس را فروگذار نكرده و همگان را حاضر ساختيم، امام (ع) به آنان نگريست و فرمود:«ان شفاعتنا لاتنال مستخقا بالصلاه » «بدرستي كه شفاعت ما به كسي نمي رسد كه نماز را سبك بشمارد». (سفينه البحار، جلد2، ص 19و نيز الكافي، ج3 ،ص 270).

شفاعت يكي از مهم ترين ابزارهاي بشر براي رسيدن به جايگاه قرب الهي است؛ زيرا هر انساني به اسبابي دچار خطا و گناه و اشتباه مي شود و انسان تنها با جست وجوي ابزار و اسباب مناسب مي تواند به سمت مقام قرب و قدس برود. از مهم ترين اسباب و وسايل تقرب، شفاعت اهل بيت(ع) به ويژه پيامبر (ص) است؛ زيرا نماز آدمي هر چند كامل باشد ولي هرگز كسي نمي تواند حق نماز را به جا آورد چنان كه حق تقواي الهي را به تمام و كمال نمي تواند به جا آورد. براين اساس اگر كسي بخواهد به مقام قرب برسد بايد از مقام شفاعت بهره گيرد. با اين همه دست يابي به مقام شفاعت و بهره مندي از آن نيز نيازمند ابزارها و وسايلي است كه يكي از مهم ترين آن ها سبك نشمردن نماز است.

بسياري از مردم با آن كه اهل نماز هستند ولي آن را با كسالت به جا مي آورند و درانجام به موقع نماز و در اول وقت تنبلي روا مي دارند. در سر نماز به هر كاري و فكري مشغول مي باشند و خسته دلان نماز مي خوانند و شاداب به نماز نمي ايستند. از اين رو خداوند از نمازگزاراني سخن به ميان مي آورد كه در نماز خويش «تساهل» دارند. «فويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون»؛ «واي به حال نماز گزاران، نمازگزاراني كه نماز را سبك مي شمارند». (سوره ماعون، آيه 4 و 5)

مصاديق ساهون

به باور «ابن عباس» منظور از اين گروه، آن كساني هستند كه نمازشان را از هنگامه مقرري كه بايد خوانده شود به تأخير مي اندازند. از اميرمؤمنان آورده اند كه منظور منافقانند، چراكه اين گروه نه به هنگام خواندن نماز اميد پاداشي دارند و نه وقتي نمي خوانند از كيفر آن مي ترسند؛ آنان هستند كه در نماز غفلت مي ورزند تا وقت مقرر آن بگذرد. اين گروه هنگامي كه با خوبان و نيكان روزگار باشند، از روي رياكاري و سوداگري، نماز را بهنگام مي خوانند، اما آن گاه كه با هم انديشان خود و يا تنها باشند نمي خوانند. (مجمع البيان، ذيل آيه)

يكي از ياران امام صادق(ع) آورده است كه از آن حضرت از آيه موردبحث پرسيدم، كه آيا منظور وسوسه شيطان است؟ سألته عن قوله: الذين هم عن صلوتهم ساهون. فرمود: نه، هركسي ممكن است ناخواسته دستخوش غفلت شود، آيه چنين كسي را نمي گويد؛ بلكه «ساهون» آن كساني هستند كه خواندن نماز را از هنگامه مقرر آن به تأخير مي افكنند تا وقت آن بگذرد. فقال: لا، كل احد يصيبه هذا، ولكن ان يغفلها ويدع أن يصلي في اول وقتها. در بيان ديگري آورده اند كه در تفسير آيه مورد بحث فرمود: هو الترك لها و التواني عنها. منظور آيه، نخواندن نماز و سستي ورزيدن در انجام آن است. (همان پيشين)

علامه طباطبايي مي نويسد: ساهون يعني آنهايي كه از نمازشان غافلند و اهتمامي به امر نماز ندارند و از فوت شدنش باكي ندارند؛ چه اين كه به كلي فوت شود و چه اين كه بعضي از اوقات فوت گردد، و چه اين كه وقت فضيلتش از دست برود و چه اين كه اركان و شرايطش و احكام و مسائلش را ندانسته نمازي باطل بخوانند. در آيه شريفه تكذيب گر روز جزا به چنين نمازگزاراني تطبيق شده، چون حرف «فاء» كه برسر جمله آمده مي فهماند جمله مزبور نتيجه تكذيب روز جزا است و مي رساند چنين نمازگزاراني خالي ازنفاق نيستند، چون تكذيب روز جزا تنها به اين نيست كه به كلي آن را منكر شود، كسي هم كه تظاهر به ايمان مي كند و نماز مسلمانان را مي خواند، اما طوري مي خواند كه عملاً نشان مي دهد باكي از روز جزا ندارد، او نيز روز جزا را تكذيب كرده. «الذين هم يراون» كساني كه عبادت را در انظار مردم انجام مي دهند، (و يا در انظار، بهتر و غليظ تر انجام مي دهند)، اينگونه افراد شكارچياني هستند كه با زبان شكار حرف مي زنند، تا شكار بدامشان بيفتد، (در بين مسلمانان خود را مسلمان تر از آنان جلوه مي دهند، و معلوم است اگر در بين اهل ملتي ديگر قرار بگيرند چهره آن مردم را به خود مي گيرند). (الميزان، علامه طباطبايي، ذيل آيه)

امام صادق(ع) در ذيل اين آيه فرمود: منظور تأخير نماز از اول وقت و بدون عذر است. (تفسير قمي، ج 2، ص 444.)

بنابراين كساني كه اين گونه با نماز عمل مي كنند و آن را سبك مي شمارند و استخاف در حق آن روا مي دارند، بايد خود را از شفاعت اهل بيت(ع) محروم بدانند. اين درحالي است كه شفاعت ايشان در دنيا به معناي دست يابي به كمالات الهي و فعليت يابي اسماي الهي در جان و ذات آدمي و در آخرت به معناي بهره مندي از بهشت و مواهب قرب الهي در جنت صفات و ذات است.

از نظر امام صادق(ع) استخفاف و سبك شماري نماز، در حكم گناهي است كه شخص را از شفاعت اهل بيت(ع) محروم مي سازد. بنابراين نماز نخواندن و ترك آن خود گناهي بزرگ است، نمازخواندن و در عين حال ترك آن را خفيف و سبك شمردن و بي اهميت تلقي كردن آن، خود گناه ديگري است كه از مهمترين آثار آن دوري از شفاعت اهل بيت(ع) است. استاد قرائتي در درس هايي از قرآن براي استخفاف و سبك شماري نماز به 02 مورد اشاره كرده كه آنها مصاديق سبك شماري است.

بسياري از گرفتاري هاي دنيا و آخرت ما به سبب همين سبك شماري نسبت به نماز است. فاطمه زهرا(س) جده بزرگوار امام صادق(ع) نيز در سخني به تاثيرات سوء استخفاف نماز در زندگي بشر در دنيا و آخرت اشاره مي كند كه نقل آن در اينجا مي تواند براي بيان جايگاه و اهميت نماز مفيد و سازنده باشد.

بلاي سبك شمردن نماز

فاطمه زهرا(س) از پدر بزرگوارش پرسيد: پدرجان! سزاي مردان و زناني كه نماز خودرا سبك شمارند چيست؟

رسول خدا(ص) فرمود: اي فاطمه! هر مرد و زني كه نماز خود را سبك شمارد خداوند او را به پانزده خصلت دچار مي كند. شش خصلت از اين گرفتاري ها دردنيا و سه مورد در هنگام مرگ، و سه مورد آنها در قبر و سه مورد در قيامت زماني كه از قبر خارج مي شود.

اما آن شش خصلت و بلايي كه در دنيا دامن گيرش مي شود:

1. خداوند عمرش را بي بركت مي كند

2-بركت از روزي اش برمي دارد 3-سيماي صالحين را از چهره اش محو مي كند 4- دربرابر كارهايش پاداشي به او نمي دهد 5- دعايش به آسمان بالا نمي رود و اجابت نمي شود 6-از دعاي صالحان بهره مند نمي شود.

اما آن سه بلا و خصلت هايي كه هنگام مرگ گرفتارش خواهدشد: 1 -خوار و ذليل مي ميرد

2- گرسنه جان مي دهد 3- تشنه از دنيا خواهد رفت اگرچه آب همه نهرهاي دنيا را به او بدهند ولي سيراب نشود.

اما آن سه بلايي كه در قبر دامنگيرش مي شود: 1-خداوند فرشته اي را بر او مي گمارد كه هميشه او را در قبر زجر و آزار دهد 2- قبر را بر او تنگ مي كند 3- ظلمت و تاريكي قبرش را فرامي گيرد.

اما آن سه بلايي كه در روز قيامت گرفتار خواهدشد: 1- خداوند فرشته اي بر او مي گمارد كه او را در برابر چشمان مردم به صورت، روي زمين مي كشند 2- حساب او را سخت مي گيرند 3- خدا به نظر لطف به او نمي نگرد و او را پاك نمي سازد و عذابي دردناك خواهد داشت (سفينه البحار، ج2، ص44)

Share

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید