چگونه اهل عفو و گذشت شويم؟

samamos-comيكي از فضيلت هاي اخلاقي، عفو و گذشت از خطاها، اشتباهات و گناهان ديگران است. خداوند اين فضيلت اخلاقي را از مصاديق احسان برشمرده و كساني را كه اهل عفو و گذشت هستند، به عنوان محسنان و نيكوكاران شناخته و معرفي كرده است.

فروشگاه آنلاین سونی

همگان دوست دارند كه اهل احسان و گذشت باشند، ولي به علل و عوامل دروني و بيروني نمي توانند اين منش را بويژه در موارد خاص داشته باشند؛ چرا كه خشم و لذت انتقام چنان آدمي را فرا مي گيرد كه ديگر به چيزي جز انتقام نمي انديشد.

بارها شنيده ايم كه گذشت از بزرگان است و عفو در هنگام قدرت، شيرين. با اين همه، گفتن آن بسيار آسان و عمل بدان بسيار سخت است؛ چرا كه شرايط به گونه اي رقم مي خورد كه عفو و گذشت، امري ناشدني و دور از دسترس به نظر مي رسد.

نويسنده در اين مطلب بر آن است تا تحليل قرآن از عوامل و علل عفو و گذشت را بيان كند و زمينه هاي ايجادي و يا تقويت آن را روشن نمايد. با هم اين مطلب را از نظر مي گذرانيم.

ارزش عفو و گذشت

هر كسي به طور طبيعي دچار خطا و اشتباهي مي شود؛ چرا كه عصمت تنها از آن شمار اندكي از انسانهاي وارسته است و دست يابي به آن براي ديگران در يك فرآيند پيچيده و سختي امكان پذير است. بنابراين همه ما به نوعي عفو و گذشت را تجربه كرده ايم. اين بدان معناست كه همه ما به نوعي تجربه تلخ خطا و اشتباه و تنبيهات و مجازات هاي آن را داشته و به همان اندازه طعم شيرين عفو و گذشت را همانند مزه كودكي در خاطره ها داريم.

در هنگام خطاها و اشتباهات همان اندازه كه از خود شرمگين هستيم، از ديگران اميد عفو و گذشت را داريم. از اين رو همواره از عفو به عنوان يك ارزش انساني سخن مي گوييم و اوج آن را زماني مي دانيم كه گناهي بزرگ را مرتكب شده باشيم. در آن زمان است كه عفو و گذشت به عنوان يك فضيلت خود را نشان مي دهد؛ چرا كه در اين موارد است كه گذشت دشوار مي شود و احسان و نيكوكاري واقعي، رخ مي نمايد و مدعيان فضيلت عفو، از اهل احسان شناخته مي شوند.

اوج اين احسان را نيز مي توان زماني تجربه كرد كه گناه بزرگ را انساني خرد و ناتوان در حق انساني بزرگ و قدرتمند مرتكب شده باشد. اين جاست كه سلامت شخص و كمال شخصيت هر كسي معلوم مي شود، چرا كه گذشت در اوج قدرت در حق ناتوان ترين، بسيار سخت تر و دشوارتر است. از اين رو عفو دولتمردان نسبت به خطا و اشتباه مردم همواره به عنوان يك تجربه نادر دانسته شده است؛ چرا كه بيشتر اين دولتمردان كه در اوج قدرت هستند، جز به انتقام و مجازات رضايت نمي دهند و عفو و گذشت را حتي براي خود نشانه ناتواني، خواري و ضعف مي شمارند.

شايد كم تر براي ما اتفاق افتاده باشد كه در پاي چوبه دار، قاتل پدر و مادر، يا قاتل فرزند و برادر خود را بخشيده و از خون وي در گذشته باشيم. در چنين زماني كه خون خشم، ديدگان را فرا گرفته و قلب در اوج غيظ و ناراحتي است و جز به انتقام آرام نمي گيرد، شايد سخن گفتن از عفو و گذشت آسان باشد، ولي عمل بدان چنان سخت و دشوار است كه بسياري آن را ناشدني مي دانند. از اين رو برخي از دادگاه ها اجازه مي دهند تا زمان محاكمه، مدتي طولاني شود و آثار كهنگي بر چهره قتل و واقعه بنشيند تا امكان درخواست عفو و گذشت شدني باشد؛ چرا كه نمي توان در اوج خشم و انتقام سخن از عفو بر زبان راند چه رسد كه پذيرش عذر و پوزش را شدني دانست.

البته از نظر قرآن، عفو و گذشت از سوي اولياي دم، بويژه در حال قدرت بر انتقام از قاتل و دسترسي به انجام قصاص، امري ارزشمند دانسته شده است؛ (بقره، آيه 178) چرا كه عفو در چنين حالتي يكي از كارهاي بسيار پسنديده و معروفي است كه تنها از اهل رحمت برمي آيد.(همان)

با آن كه از نظر قرآن در حوزه مباحث و مسايل حقوقي، مقابله به مثل و قصاص به عنوان يك حق اثبات شده، ولي از آن جايي كه روابط اجتماعي و انساني را تنها حوزه حقوق و قوانين عقلاني، تعيين نمي كنند، بلكه مهم ترين معيار در زندگي اجتماعي و تعاملات و روابط اجتماعي، احسان و عواطف انساني است، از اين رو قرآن به عفو و گذشت به عنوان يك معيار اخلاقي نه حقوقي تاكيد مي ورزد و بر ارزشمندي آن پا مي فشارد.

به سخن ديگر، جامعه انساني هر چند كه با قوانين عقلاني و حقوق مي تواند قوام يابد و پايدار بماند، ولي هرگز نمي تواند جامعه كامل انساني را ايجاد نمايد و لذا قرآن هر چند بر حقوق به عنوان مبناي جامعه تاكيد مي كند ولي بر احسان به عنوان مبناي كمال جامعه انساني تاكيد بيش تري مي نمايد.

شايد خوانده يا شنيده ايد كه مسايلي چون حقوق متقابل ملت و دولت، همسران و جوامع بارها مورد تاكيد قرار گرفته و حتي رساله حقوق امام سجاد(ع) مجموعه كاملي از آن را شمارش و تبيين كرده است؛ ولي در همان فرهنگ قرآني و اسلامي، مجموعه اي از قوانين نيز تبيين شده كه از آن به اخلاق ياد شده است؛ چرا كه آن چه خانواده را به عنوان نمونه به كمال مي رساند، حقوق متقابل همسران نيست، بلكه عفو و احسان و ايثار و گذشتي است كه ريشه در عواطف انساني و مهر و محبت همسران دارد و ما از آن ها به اخلاق و آداب همسري ياد مي كنيم.

اولويت اصول اخلاقي بر اصول حقوقي

در جامعه نيز آن چه كمال جامعه انساني بويژه قرآني و ايماني را مي سازد، مجموعه اصول اخلاقي و آداب اجتماعي است كه بر پايه عواطف انساني سامان دهي شده است. اين اصول اخلاقي و آداب، فراتر از حقوق با خاستگاه عقل و عقلاء است كه روابط انساني جامعه را سامان مي دهد و آن را به سوي مودت، همگرايي، همدلي و احسان و ايثار در روابط اجتماعي سوق مي دهد.

از اين رو خداوند با آن كه حقوق متقابل مردم را اثبات مي كند و از حق قصاص و مقابله به مثل به عنوان يك حكم عقلاني و شرعي ياد مي كند، ولي با اين همه محور تعاملات انساني و روابط اجتماعي را احسان و عواطف قرار مي دهد و در همان جايي كه از قصاص به عنوان يك حق سخن به ميان مي آورد، بي هيچ درنگي از عفو و گذشت به عنوان عمل اخلاقي مورد پسند و عرف شناخته شده زيبا و كامل سخن به ميان مي آورد و عفو و گذشت از قصاص را نشانه اي از رحمت و مهرباني انساني مي داند و خواهان عمل به آن مي شود. (بقره، آيه 178)

خداوند به صراحت اعلام مي كند كه حقوق تنها به عنوان عامل حل اختلافات بغرنجي است كه افراد حاضر نيستند تا براساس عواطف انساني عمل كنند. از اين رو لازم است براي حفظ بحران و انجام عمل سخت جراحي اجتماعي بر پايه احكام عقلاني عمل شود و حقوق متقابل از سوي افراد و دولت و ملت به مورد اجرا درآيد تا غائله و بحران اجتماعي ختم به خير گردد.

اما آن چه از نظر اسلام امري ارزشي است، مراعات اصول اخلاقي به جاي اصول حقوقي است؛ چرا كه اين اصول اخلاقي است كه انسان را به كمالات مي رساند و جامعه را انساني تر مي كند. از اين رو در آيه 34 سوره فصلت، برتري عفو و گذشت را نسبت به مقابله با بدي ها و اجراي حقوق بيان مي كند و خواهان آن مي شود تا به جاي مقابله به مثل، عفو و گذشت را مقدم دارند.

اصولا دين اسلام براي تكميل مكارم اخلاقي بشر آمده است. به اين معنا كه اگر عدالت به عنوان حكم عقل و عقلاء لازم و بايسته است ولي انسان تا جايي كه مي تواند بهتر است از در احسان وارد شود و به خود و ديگران اجازه دهد تا تجربه ديگري فراتر از تجربه عقلاني عدالت داشته باشند. اين جاست كه اصول اخلاقي خود را تحميل مي كنند؛ چرا كه تجربه اي نادر ولي سخت است. به اين معنا كه اگر انسان در اوج خشم و كينه و انتقام جويي، از در احسان و گذشت درآيد، نشان مي دهد كه تا چه اندازه انسانيت را تجربه كرده است. خداوند در آيه 85 سوره حجر، برخورد كريمانه، با عفو و چشم پوشي از خطا و گناه ديگران را به جاي اجراي حقوق و اذيت و آزار ديگران، رفتاري شايسته و زيبا مي داند و به صراحت با آوردن واژه «جميل» بر كمال زيبايي آن تاكيد مي ورزد.

گذشت، بهتر از مقابله به مثل

عمل به اصول اخلاقي به جاي اصول حقوقي زماني كه در اوج اقتدار و قدرت انجام بگيرد بسيار زيباتر و دلنشين تر است. از اين رو خداوند در آيه 60 سوره حج به مسلماناني كه از سوي دشمنان مورد ستم قرار گرفته اند، توصيه مي كند كه در صورت تمكن و قدرت مقابله به مثل، از انجام آن خودداري كنند و دشمنان ستمگر را مورد عفو و گذشت قرار دهند؛ چرا كه از نظر خداوند همواره تحمل در برابر عمل ناشايست ديگران و عفو وگذشت از ايشان، بهتر از مقابله به مثل است (نحل، آيه 126 و مومنون، آيه 96 و فصلت، آيه 34 و شوري، آيه 40 و نيز تفسير التبيان، ج 7، ص 393)

به هرحال عفو و گذشت به عنوان بنياد تقويت روابط اجتماعي و كمالات انساني، امري مورد پسند و تاييد و تاكيد خداوند است (نحل، آيه 126) و حتي به پيامبر(ص) فرمان مي دهد تا همواره مبناي روابط خود حتي با دشمنان را برپايه عفو و گذشت و عدم مقابله به مثل مگر در موارد خاص بگذارد. (مومنون، آيه 96 و فصلت، آيه 34) از اين رو خداوند فرمان مي دهد كه مقابله نكن.اگر خواستي مقابله كني به همان اندازه بكن و تعدي و تجاوز نداشته باش، ولي با اين همه اگر صبر و شكيبايي كني و از ديگران عفو و گذشت نمائي، اين امر پسنديده تر است. (همان و نگاه كنيد: تفسير كبير، فخر رازي، ج 7، ص 289)

احسان، مقدم بر عدالت

از اين جا دانسته مي شود كه از نظر خداوند و قرآن، همواره عواطف انساني مقدم بر عقل انساني در روابط اجتماعي است و عقل انساني تنها زماني به كار مي آيد كه شخص فاقد عواطف قوي انساني است و منش اخلاقي در وي تقويت نشده و فضيلت هاي اخلاقي در جانش نفوذ و رخته نكرده است. دراين صورت است كه براي ايجاد تعادل و حفظ نظام احسن اجتماعي لازم است تا اصول عقلاني و حقوقي براي حل مشكلات و بحران هاي اجتماعي به كار گرفته شود.

براين اساس در اسلام در حوزه روابط اجتماعي و بلكه در روابط با محيط زيست، احسان همواره برتر از عدالت است، هرچند كه نظام هستي بر پايه آن بنياد گذاشته شده است، چرا كه روابط انساني، تنها با احسان و ديگر فضايل اخلاقي است كه به رشد و بالندگي تمام و كمال خود مي رسد.

همين گرايش به فضايل اخلاقي و تقدم آن بر عدالت در تفكر و انديشه اسلامي است كه انسان ها را اميدوار كرده تا خداوند با آنان به فضل و رحمت خويش معامله كند، نه بر پايه عدالت خويش؛ چرا كه اجراي عدالت در حق بشر به معناي خروج همگان جز شماري اندك از دايره ورود به بهشت مي باشد. (الهي عاملنا بفضلك و لاتعاملنا بعدلك)

راه هاي ايجاد و تقويت فضيلت احسان و عفو

براي اين كه فضيلت اخلاقي احسان و عفو و گذشت را در خود ايجاد وتقويت كنيم لازم است شرايطي را براي بروز و ظهور آن فراهم آوريم كه در آيات قرآني بدان توجه داده شده است. البته انسان به طور فطري به فضيلت هاي اخلاقي از جمله احسان و عفو گرايش دارد، ولي هر چه معرفت آدمي به اين امور بيش تر شود، به همان اندازه محبت و گرايش به آن تقويت مي شود. از اين رو مبناي پاداش هاي اخروي براساس معرفت است؛ بدين معني كه هرچه معرفت در آدمي نسبت به امري بيش تر شود، به همان اندازه عشق و محبت بدان افزايش مي يابد و هرچه محبت به امري فزوني يابد، اراده انجام عملي كه آدمي را به آن برساند قوي تر و عزم جدي تر مي شود و در نهايت رشد فكري و عملي افزايش مي يابد و به همان اندازه پاداش هاي الهي نيز بهتر و بيش تر مي شود.

1- توجه به قدرت و عفو الهي

مهم ترين عامل در ايجاد و تقويت فضيلت اخلاقي چون عفو و گذشت آن است كه آدمي متوجه قدرت الهي شود. به اين معنا كه خداوند بر هر چيزي قادر و تواناست و اين توانايي خداوند در كنار حكمت و ربوبيت الهي به انسان مي فهماند كه هيچ چيزي از دايره ربوبيت و قدرت الهي بيرون نيست و خداوند كه مالك هر چيز و قادر بر هر كاري است، مي تواند حق شخص را به تمام و كمال استيفا نمايد. بنابراين نسبت به كساني كه بر او ظلم و ستمي روا مي دارند، عفو و گذشت روا مي دارد و او را به خداي قادر و توانا واگذار مي كند. بنابراين حتي در حق دشمنان دين و ايمان از كافران نيز چشم پوشي مي كند و اجازه مي دهد تا خداوند به حكمت و قدرت خويش آنان را بگيرد و مجازات و يا عفو كند؛ بويژه آن كه خداوند خود سفارش نموده است تا احسان كرده و مقابله به مثل نكند. (بقره، آيه 109)

اصولا ياد قدرت الهي و اين كه خداوند اصولا خود كم تر به عدل خويش مردم را در دنيا مؤاخذه مي كند بلكه به عفو و گذشت با آنان مواجه مي شود و از بسياري از گناهان و خطاهاي بشر مي گذرد و آنان را بخاطر خطا و گناه به سرعت مجازات نمي كند، در مي يابد كه اصل عفو و احسان امري خوب و فضيلتي الهي است. از اين رو خداوند در آيه 149 سوره نساء به عفو و قدرت خويش توجه مي دهد و از مردم مي خواهد تا ايشان نيز از خطاها و گناه ديگران از آشكار و پنهان بگذرند و اهل گذشت باشند، چرا كه خداوند نيز اين گونه است كه در عين قدرت، اهل عفو و گذشت است.

در حقيقت آگاهي و شناخت آدمي از نوع معامله خداوند با خطاكاران در دنيا، به انسان مي آموزد كه براي متاله (خدايي شدن) مي بايست همانند خداوند عمل كرد و در هنگام قدرت از خطاي ديگران گذشت و از مجازات ايشان چشم پوشيد. در حقيقت توجه آدمي به عفو الهي، خود عامل عفو از خطاي ديگران مي شود، چرا كه آدمي دوست مي دارد كه متاله و خدايي شود و همانند خداوند باشد و همه صفات و اسماي الهي را در خود فعليت بخشد. (نساء، آيه 149)

2- توجه به آخرت

عامل مهم ديگر در ايجاد و تقويت روحيه گذشت و فضيلت عفو آن است كه آدمي متوجه به آخرت شود. به اين معنا كه عقيده به هدفداري خلقت و حكمت آفرينش در كنار ايمان به حتمي بودن قيامت، موجب مي شود تا شخص نسبت به ديگران عفو و گذشت داشته باشد، چرا كه مي داند قيامتي هست كه در آن به همه كارهاي ريز و درشت آدمي رسيدگي مي شود و براساس عمل و باور، به او پاداش داده مي شود. (حجر، آيه 85)

3- توجه به آمرزش خداوند

از ديگر عوامل ايجادي و تقويت كننده مي توان به توجه انسان نسبت به آمرزش و غفران خداوند اشاره كرد. خداوند در آيه 22 سوره نور بيان مي كند كه اگر كسي دوست داشته باشد تا مورد آمرزش و مغفرت الهي قرار گيرد و خداوند به او رحم كند، مي بايست خود اين گونه باشد و در حق ديگران رحم و گذشت داشته باشد. به سخن ديگر: ارحم ترحم؛ اگر دوست داري مورد رحمت خداوندي قرار گيري، خودت نيز اهل رحمت و گذشت و مهرباني باش. بنابراين چشم داشت آدمي به غفران خداوندي در حق خود، عامل مهمي در تحقق و تقويت گذشت و عفو نسبت به ديگران مي شود.

4- نرم خويي و عواطف انساني

البته روحيه نرم خويي و لطافت طبع آدمي خود از مهم ترين عوامل عفو و گذشت نسبت به خطاكاران است. از اين رو خداوند با اشاره به عواطف قوي انساني پيامبر(ص) و روحيه نرم خويي آن حضرت(ص) بيان مي دارد كه همين مسئله موجب شده تا ايشان از بسياري از خطاهاي ديگران چشم پوشي كند و مردم را دور خود جذب و جمع نمايد. به سخن ديگر، عواطف قوي انساني و روحيه نرمخويي موجب گذشت و نيز عامل جذب انسانها مي شود.

5- ناديده گرفتن خطاهاي كوچك

از ديگر عواملي كه در ايجاد و تقويت روحيه گذشت و فضيلت اخلاقي عفو دخالت دارد، اين كه شخص از جرم هاي كوچك در گذرد تا به گذشت از جرم ها و خطاهاي بزرگ عادت كند. البته گذشت آدمي از خطاهاي كوچك ديگران موجب اين نيز مي شود تا خداوند از جرم ها و خطاهاي بزرگش بگذرد. به سخن ديگر، يكي از عوامل جذب رحمت ديگران و عفو و گذشت ايشان، ناديده گرفتن جرم هاي كوچك آنان است كه خود عامل اين مي شود تا ديگران نيز حتي از خطاهاي بزرگش درگذرند و از آن چشم پوشي كنند.

يك استثناء

ذكر اين نكته در پايان مقاله ضروري است كه شناخت جايگاه و موقعيت و مناسبت عفو و گذشت بسيار مهم است. به اين معني كه گذشت بايد زماني صورت گيرد كه موجب تأثيرگذاري مثبت و تنبه و بازدارندگي شود و يا احتمال آن داده شود اما اگر عفو و گذشت از مجرم و خطاكار باعث شود كه او در جرم و خلافها و بي ادبي هاي خود جري تر و جسورتر شود و سوءاستفاده كند و يا عزت انسان را خدشه دار سازد و به عبارت بهتر گذشت و عفو، نتيجه عكس در برداشته باشد، در اين صورت عفو، كاري غيرعقلاني و غيرشرعي خواهد بود.

Share

مطالب مشابه

یک دیدگاه

  1. بینام
    2016/04/21 در 11:15 ق.ظ - پاسخ

    بسیااااااااار عااااالی، سپاسگذارم.

دیدگاهتان را ثبت کنید