آثار و آداب عفو و گذشت از خطاي ديگران

498561-bبراي هر فضيلت و بلكه هر كاري مي بايست علل و فلسفه وجودي تعريف كرد. از اين رو هرگاه از فلسفه عفو و گذشت سخن به ميان مي آيد به اين معناست كه براي آن، اهداف و انگيزه هايي است كه بايد بدان توجه داشت.
اصولا شيوه قرآن در بيان احكام و ديگر آموزه هاي دستوري اين است كه براي تشويق مخاطب و مكلف، به آثار و پيامدهاي هر وظيفه و مسئوليتي مي پردازد و كاركردها و تأثيرات دنيوي و اخروي هر عملي را به مخاطب بيان مي كند. از اين رو همه احكام اثباتي و يا سلبي از نظر قرآن داراي منافع و مصالح و يا مضرات شناخته شده و يا ناشناخته عقلي و عقلايي و شرعي است.

فروشگاه آنلاین سونی

عفو خداوندي و عفو مردمي
از آن جايي كه مصاديق كلي عفو و گذشت در قرآن به دو دسته اصلي عفو خداوندي و عفو مردمي تقسيم مي شود لازم است به دو نوع متفاوت از فلسفه عفو توجه كرد.

عفو از سوي خداوند براي ترغيب بندگان به شكرگزاري و سپاس صورت مي گيرد و خداوند با هدف ايجاد انگيزه هاي گرايش خلق به سوي خالق در مقام ربوبيت، به گذشت از خطا و گناهان خلق اقدام مي كند و با آن كه بنده مستحق مجازات و تنبيه سريع دنيوي و يا اخروي است از وي مي گذرد و شخص را به گناه و خطايش نمي گيرد. اين معنا را مي توان از آيات 51 و 52 سوره بقره به دست آورد كه به فلسفه و علت عفو و گذشت از سوي خداوند اشاره دارد.

اما هدف و فلسفه اي كه قرآن براي گذشت و عفو مردم از يك ديگر بيان مي كند، عبارت از دست يابي بندگان به تقوا و پرهيزگاري است. اگر به اين فلسفه اي كه قرآن براي عفو و گذشت مردم بيان مي كند توجه دقيق و تأمل كامل شود به خوبي روشن مي شود كه يكي از كاركردهايي كه انسان همواره به عنوان مومن به آن توجه دارد دست يابي به تقواست كه از اين راه به دست مي آيد؛ زيرا تقوا مهم ترين ابزار دست يابي انسان به بسياري از كمالات انساني و حتي دست يابي به مقام عبوديت ربوبي و ربوبيت عبودي است.

قرآن در بسياري از آيات، موارد زيادي را به عنوان آثار تقوا برمي شمارد كه از آن جمله مي توان به بصيرت و بيداري انسان از خطر ابليس و شياطين (اعراف آيه 201) و بصيرتي خاص كه مي تواند بدان، حق را از باطل بازشناسد (انفال آيه 29) و دانش و تعاليم ويژه الهي (بقره آيه 282)، نور و روشنايي ويژه خدايي در زندگي (انبياء آيه 48 و حديد آيه 28) و ولايت الهي (يونس آيات 62 و 63 و جاثيه 19) تقرب به خدا و مقامات عالي و كمالي انساني (آل عمران آيه 15 و مائده آيه 27 و 35 و حجرات آيه 13 و قمر آيه 54 و 55) جلب محبت خداوند (آل عمران آيه 76 و توبه آيه 4 و 7) و حكمت خاص (مريم آيه 12 و 13) و حتي حكومت (اعراف آيه 128) پيروزي در دنيا و نصرت و ياري خدا (آل عمران آيات 123 تا 126) و تأخير اجل و مرگ انسان (نوح آيه 3 و 4) و ده ها اثر و كاركرد دنيوي و اخروي اشاره كرد كه اين مقاله جاي تبيين همه آن ها نيست و به اين اندك بسنده مي شود.

منشا و خاستگاه عفو خدا
چنان كه گفته شد عفو گاه از سوي خداوند و گاه از سوي بنده صورت مي گيرد. با آن كه هدف اين نوشتار تبيين عفو و گذشت مردم از يك ديگر است با اين همه براي اين كه شناخت خاستگاه و منشأ عفو و گذشت در خدا مي تواند نوعي شناخت به ما نسبت به خاستگاه عفو و گذشت در مردم به دست دهد، به آن پرداخته مي شود.

آيات قرآني براي عفو الهي پنج منشا و خاستگاه بيان مي كند. در تحليل قرآني عفو خداوند ريشه در حلم الهي دارد. حلم به معناي نگهداري نفس و طبع از هيجان غضب است. هر چند كه در كاربردهاي قرآني به معناي عقل نيز آمده است. تفسير آن به عقل، در حقيقت از اين جهت است كه مسبب عقل و از دستاوردهاي آن است (مفردات، ص 253، ذيل واژه حلم)

از آن جايي كه حليم، از اسما و صفات خداوند و به معناي مهلت دادن و شتاب نكردن بر عقوبت نسبت به گناه است. ]روح الارواح في شرح اسماء الملك الفتاح، ص 280؛ مجمع البيان، ج 1-2، ص 569[ مي توان گفت در انسان نيز مي تواند اين فضيلت انساني منشا و خاستگاه عفو و گذشت از خطا و اشتباه ديگران شود كه خود منشأ دست يابي به تقوا و صدها اثر و كارد آن است. قرآن، خداوند را دوازده بار در آيات بقره (225 و 235 و 263)؛ آل عمران(155)؛ نساء(12)؛ مائده(101)؛ توبه(114)؛ حج(59)؛ اسراء(44)؛ احزاب(51)؛ فاطر(41)؛ تغابن(17) ستوده است كه همه مرتبط با عفو و گذشت از خطاها و گناهان بشر است.

مشيت و اراده الهي از ديگر علل و عواملي است كه قرآن به عنوان منشأ عفو و گذشت خداوند مطرح مي كند. (شورا آيات 33 و 34) به نظر مي رسد كه انسان مي تواند با اراده خويش نيز اين گونه عمل كند و از خطا و اشتباه ديگران درگذرد.

علل و عوامل ديگري چون فضل (آل عمران آيه 152) و ولايت (بقره آيه 286) و مغفرت (آل عمران آيه 152 و نيز مائده آيه 101) به عنوان خاستگاه و منشأ عفو و گذشت الهي نسبت به خطا و اشتباه و گناهان مردم مطرح شده است كه انسان آن را در خود افزايش دهد تا بتواند با دست يابي به مقام عفو و گذشت، به مقام تقوا و متقين برسد و از آثار بي شمار آن در دنيا و آخرت بهره مند شود.

چنان كه گفته شد برخي از موارد عفو و گذشت به عنوان تكليف و مسئوليت بيان شده است كه از جمله آن ها عفو از خطاكاران از سوي پيامبر به عنوان حاكم دولت اسلامي است (آل عمران آيه 159 و مائده آيات 12 و 13 و حجر آيه 85) پيامبر در اين موارد ماموريت مي يابد تا از خشونت نسبت به خطاكاران داخلي و خارجي درگذرد. اين بدان معناست كه دولت مي بايست در حق مردم با نگاهي همراه با عطوفت و مهرباني و به دور از خشونت رفتار نمايد.

عوامل عفو در مردم
اكنون كه با خاستگاه عفو و گذشت در خداوند آشنا شديم مي بايست به علل و عوامل عفو در انسان ها بپردازيم. با اين كه تفاوت هايي ميان خداوند و بشر است ولي بايد توجه داشت كه خلق داراي صفات خداوندي است و در خاستگاه عفو خود نسبت به ديگري بايد همان خاستگاه هاي خداوندي را در خود جست وجو كند. بر اين اساس انساني كه بخواهد به مقام عفو و گذشت دست يابد و از متقين گردد، مي بايست حلم و عقل را در خود تقويت كند و خود را به انساني حليم تبديل نمايد.

شخص با حلم و مقداري فضل و اراده قوي مي تواند اميدوار باشد كه نسبت به خطاهاي ديگري چشم پوشي كند.

اما اين امور زماني بروز و ظهور مي يابد كه شخص خود اهل ايمان باشد، از اين رو در آيات 36 و 37 سوره شورا، خداوند به نقش ايمان در غلبه انسان بر هيجانات دروني و گذشت از خطاي ديگران توجه مي دهد.
به اين معنا كه ايمان واقعي ايماني است كه شخص را بر مديريت و مهار نفس توانمند مي سازد و اجازه نمي دهد كه عواطف و احساسات به گونه اي بروز كند كه نتواند از خطاي ديگري بگذرد.

اگر در خداوند سخن از مشيت بوده، در آيه 43 سوره شورا به اراده قوي انسان به عنوان يكي از علل و عوامل اصلي براي توانمندي انسان بر عفو و گذشت از انتقام اشاره مي شود تا دانسته شود كه انسان نيز اگر اراده و خواست قوي داشته باشد مي تواند اميدوار باشد كه از خطاي ديگران در گذرد و با ايشان از در عفو و گذشت وارد شود.

در اين آيات و نيز آيات 34 و 35 سوره فصلت به اين نكته توجه داده مي شود كه دارا بودن صبر و تحمل، موجب گذشت انسان ها در برابر بدي هاي ديگران مي شود.

همين آيات به شكل كلي نيز تأكيد مي كنند كه انسان ها بايد با تقويت فضايل اخلاقي، خود را در مسير تعالي قرار دهند كه از جمله آن ها عفو و گذشت از خطاي ديگري است كه اين امر خود منشأ دست يابي به تقوا و آثار بي شمار آن است.

موارد عفو
عفو و گذشت به ويژه نسبت به جاهل و رفتارهاي جاهلانه وي سزاوار است. اين مطلب به ويژه از سوي صاحبان قدرت بيش تر مورد تأكيد قرار گرفته است. (اعراف آيه 199 و قصص آيات 52 و 55)

عفو و گذشت هم چنين نسبت به فرزندان (تغابن آيه 14) برادران (يوسف آيات 88 تا 92) و همسران (تغابن آيه 14) بيش از هر موردي لازم و ضروري است؛ زيرا هدف از آن افزايش ارتباط و تحكيم خانواده و اصول آن است.

انسان ها همانگونه كه مي بايست از گناه و خطاي ديگري درگذرند. (مائده آيه 95 و آيات ديگر) بايد نسبت به حقوق خويش نيز اهل گذشت و عفو باشند و با آن كه داراي حقوقي هستند ولي مي توانند با چشم پوشي از آن حقوق، دلي را به دست آورند و مردمي را جلب و جذب نمايند. (نساء آيه 149 و مائده آيه 44 و 45 و فرقان آيه63)

هركسي كه در اجتماع با تنش ها و چالش هايي روبه رو مي شود و به سبب برخي از شرايط رواني و روحي با افراد پرخاشگر و ستيزه جو و اهانت كننده مواجه مي گردد، دراين زمان عفو و گذشت مي تواند موجبات تعديل رفتاري شخص را فراهم آورد و نوعي تعادل شخصيت رابه توهين كننده ببخشد و فرصت هايي نيز براي بازسازي رفتاري فراهم آورد. (فرقان آيه 63 و نيز نساء آيه128)

در روابط خانوادگي و اجتماعي گذشت از حقوق شخصي به قصد استمرار و استحكام روابط همسري و يا اجتماعي بسيار مهم و اساسي است؛ زيرا پافشاري بر حقوق گاه موجب مي شود تا اختلافات از دايره و سطح قابل مهار بيرون رود و تنشها را افزايش دهد. (نساء آيه92)

عفو از ديه (نساء آيه 92) ظلم و ستم (بقره آيه 51 و 52) ظهار (مجادله آيه2) قصاص (بقره آيه 178 و مائده آيه45) و امور مالي به ويژه در حوزه خانواده (بقره آيه 237) از مهمترين مواردي است كه قرآن براي عفو و گذشت انسانها نسبت به يكديگر بيان مي كند.

آداب عفو
قرآن اموري را به عنوان آداب عفو و گذشت مطرح مي كند كه براي دستيابي به مقام تقوا بسيار موثر است. ازجمله اين آداب مي توان به ترك سرزنش خطاكار و مدارا با او (بقره آيه 109 و مائده آيه 13 وتغابن آيه14) بخشايش و پوشاندن خطا و عدم طرح آن حتي به شكل كنايه و رمزي (نساء آيه 99 و تغابن آيه14و يوسف آيه88 تا 92) ترك درگيري و اعراض از آن به ويژه با جاهلان (اعراف آيه 199 و زخرف آيه 89) اشاره كرد.

عفو و گذشت بايد همواره به شيوه اي باشد كه موجبات تحقير و خواري و ذلت عفوشونده را در پي نداشته باشد. اين مسئله به ويژه دربرخي از موارد، خطايي بسيار مهم و اساسي است. از جمله عفو و گذشت از خويشان و خانواده كه بايد همراه با زيبايي و نيكي باشد. (حجر آيه85)، چنين عفوي از ارزش و جايگاه بسيار بلندي برخوردار است. هرچند كه از نظر قر آن همه اشكال عفو امري پسنديده و ارزشي و نيكو است. (بقره آيه 178 و 237 و 280 و نحل آيه 126 و آل عمران آيه 152)

آثار عفو
افزون بر اين كه عفو موجب دستيابي شخص به مقام متقين مي شود همچنين موجب مي شود تا شخص به چيزهاي ديگري نيز برسد. از جمله آن كه از محبت خاص خداوند بهره مند مي شود (آل عمران آيه 134 و مائده آيه 13) و زمينه دوستي وي با خلق فراهم مي آيد (فصلت آيه34) همچنين از گذشت الهي (نساء آيه149) و دريافت سلام خاص خداوند (فرقان آيه 63 تا 75) و رحمت كريمانه وي (نور آيه 22 و تغابن آيه 14) نيز بهره مند مي گردد.

شخص با عفو و گذشت به مقام صابران (نحل آيه126) و نيكوكاران و محسنان (آل عمران آيه 134) و متقين (همان و نساء آيه 128 و بقره آيه 187 و 237) دست مي يابد.

به نظر مي رسد كه عفو و گذشت آثار شگرفي در حوزه دفع و رفع بلا نيز داشته باشد. اين مطلب را مي توان از آيات 126 سوره نحل و نيز 30 سوره شورا به دست آورد. خداوند در آيه 45 سوره مائده عفو جاني را عاملي مهم براي كفاره گناهان شخص مي شمارد كه خود بيانگر تاثير آن در رفع بلاست؛ زيرا بسياري از بلاها ريشه در گناهان دارد. اگر گناهان شخص تكفير شود بلاها نيز از او و خانواده اش دفع مي شود و يا رفع مي گردد.

Share

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید