همت بلند نشانه عظمت روح و اندیشه

۱۶

همت بلند داربدون تردید همت بلند و یا علو همت یکی از نشانه های عظمت روح و اندیشه بلند انسان است. از طرفی دست یابی به اهداف عالی و آرمان های بلند نیاز به همتی بلند است. چرا که انسان با همت های عالی است که می تواند مشکلات و موانع جدی را از پیش روی بردارد و با اراده قوی و علم و بصیرت نسبت به وصول به اهداف تلاش نماید. نگارنده با توجه به آموزه های دینی در مقام تبیین این موضوع برآمده است که اینک با هم آن را از نظر می گذرانیم.

مفهوم همت

همت به معنای توجه و عنایت ویژه نفس به چیزی است که امروزه از آن به دغدغه ذهنی یاد می شود. دغدغه ای که آدمی را چنان چون عشقه و پیچک دربرمی گیرد که گوشت و چربی آدمی را آب می کند و به قول راغب اصفهانی در مفردات الفاظ قرآن که درباره فرهنگ واژگانی قرآن نوشته است، همت، حزن و غمی درونی است که چربی و شحم آدمی را ذوب می نماید.

این که گفته می شود فلانی به امری اهتمام می ورزد یعنی نسبت به آن علاقه ای شدید دارد و عنایت و توجه اش را به خود جلب کرده است به گونه ای که همه جان و روحش را اشغال کرده و اجازه نمی دهد تا دمی از آن غافل شود. از این روست که صاحب درد و رنجی جانکاه می شود و تا تحقق خارجی آن دست از تلاش و کار و کوشش برنمی دارد.

همت نیاز جدی کسانی است که اهدافی بلند دارند و به امور خرد و کوچک بسنده نمی کنند و عزم خویش جزم نموده اند تا به هر وسیله ای شده به مقصد و مطلوب خویش برسند.

از ویژگی های اهل همت می توان به علم و بصیرت ایشان نسبت به موضوع و هدف اشاره کرد، چنان که می توان به عزم جزمی آنان و نیز اراده قوی برای دست یابی آنان به مقصد و مطلوب توجه نمود. این گونه است که اهل همت، هم اهل توجه و هم اهل بصیرت و آگاهی می باشند چنان که اهل درد و رنج هستند و آرام و قرار ندارند تا آن که به مطلوب دست یابند. دمی از هدف خویش غافل نمی شوند و هم و غم خویش را مطلوب و دست یابی به آن قرار می دهند. بنابراین پشتکار و تلاش در ایشان امری عادی است.

همه چیز در سایه سار بلند همتی

از آن جایی که جهان به گونه ای ساخته شده تا هر چیزی به سادگی به دست نیاید بنابراین دست یابی به اهداف عالی و آرمان های بلند نیاز به همتی بلند است؛ زیرا همت های بلند است که می تواند موانع جدی را بردارد و مقاومت های پیش رو را سرکوب نماید.

از این روست که مرحوم الهی در توضیح فصل سی وسوم «فصوص الحکم» معلم ثانی ابونصر فارابی در آثار نفس ناطقه می فرماید: یکی از صفات نفس ناطق قدسی، صفت نباهت و بلندهمتی است. در جهان هرکس به هر مقامی رسید، از نظر بلند و همت عالی رسید.

روح بزرگ همیشه به امور عالی و کارهای ستوده و استعلای معنوی و محاسن بزرگی آمیخته است و هرگز به پستی همت تن نمی دهد و به قبایح و زشتی های اخلاقی از جمله دنائت و ذلت برای نیل به مقاصد خود گرایش نمی یابد. گرایش به بلندی و مراتب کمالی به تمام معنا، خلق و خوی نفوسی است که گرایش به علو و استعلا دارد.

نشانه های بلند همتی را می توان در رفتارها و کردارهای شخص جست. به این معنا که وجود همت بلند در شخص ایشان را به سوی بخشش، سخاوت، احسان و نیکی به دیگران سوق می دهد و شجاعت و غیرت و عزت نفس در ایشان بروز و ظهور می یابد. از همین روست که امیرمومنان علی(ع) درباره نشانه های علو همتی می فرماید: «الفعل الجمیل ینبی عن علو الهمه؛ کردار زیبا از بلندی همت، خبر می دهد.

در کلام امیرمومنان علی(ع) می توان نشانه هایی برای شناسایی انسان های بلند همت یافت که در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود.

آن حضرت می فرماید: «الشرف بالهمم العالیه لا بالرمم البالیه؛ شرافت به همت های بلند است نه به استخوان های پوسیده. بنابراین می توان گفت که انسان های بلند همت، انسان های شریف نفسی می باشند که تن به هیچ پستی نمی دهند و شرافت و بزرگی را می بایست به جا قد و قامت کالبد بشری در قد و قامت کالبد انسانی و روح و روان ایشان جست.

این گونه است که همت بلند ایشان، آنان را به سوی قرب الهی در قالب اطاعت از خداوند و فرمان هایش می برد و دوری و پرهیز از هر چه پلشتی عقلانی و عقلایی و وحیانی را مدنظر خود قرار می دهد و تقوای واقعی را این گونه به نمایش می گذارد. چنان که امام علی(ع) در وصف ایشان می فرماید: الطاعه همه الاکیاس، المعصیه همه الارجاس؛ فرمانبری از خداوند همت زیرکان است. نافرمانی از خدا همت پلیدان است؛ زیرا از نظر آن امام همام: اشرف الهمم، رعایه الذمام؛ شریف ترین همت ها نگهداری حق و حرمت ها و رعایت عهد و پیمان هاست.

کسانی که به عهدها و پیمان ها عمل می کنند همان تقوای عقلانی از پلشتی را درپیش گرفته اند که گام نخست در رهایی از ضلالت ها و گمراهی ها و حرکت در مسیر درست خلقت و آفرینش است. از این روست که خداوند پیمان شکنان را کسانی شمرده است که تقوا ندارند و قابلیت هدایت را از دست می دهند.

امام علی(ع) درباره دیگر نشانه بلند همتی و بزرگی آن می فرماید: الکف عما فی ایدی الناس، عفه و کبر همه؛ طمع نداشتن به آنچه در نزد مردم است، (نشان) عزت نفس و بلندهمتی است.

به نظر آن حضرت قناعت بازتابی از بلندهمتی و شرافت آن دارد. از این روست که در بیان دیگر نشانه بلندهمتی و شرافت مداری آن می فرماید: من شرف الهمه، لزوم القناعه؛ پایبندی به قناعت، از والایی همت است.

بسیاری از مردم همت و اهتمام خویش را مصروف اموری می کنند که یا پست و بی ارزش است یا آن که دارای ارزش و اهمیت کمی می باشد. از این رو آن حضرت هشدار می دهد که همت رامصروف اموری کنند که انسان را بلند می سازد و نیازهای دنیوی و اخروی او را برآورده می سازد. اقصر همتک علی ما یلزمک و لاتخض فیما لایعنیک؛ همت خود را صرف چیزهایی کن که به آن نیاز داری و آنچه را به کار تو نمی آید پی گیری کن.

برهمین اساس و پایه است که خود را به خداوند واگذار می کند و در پناه او قرار می دهد تا گرفتار پستی همت نگردد و به اموری فرومایه نپردازد: نغوذبالله من المطامع الدنیه و الهمم الغیر المرضیه؛ به خدا پناه می بریم از مطامع پست و همت ها و خواسته های ناپسند.

برهمین اساس است که آن حضرت می فرماید: ما ابعد الخیر ممن همته بطنه و فرجه؛ چه بی خیر است کسی که فکری جز شکم و شهوت ندارد؛ زیرا کسی که همت وی چنین پست و فرومایه است نه خود و نه دیگران را نمی تواند رهنمون به خیر باشد و به بزرگی و رفعت و شرافت برساند.

بی گمان اصلاح جهان و قرارگرفتن در نقش ربوبیت و پروردگاری نیازمند آن است که شخص متاله و خدایی شود؛ براین اساس می بایست هر کار بلندی را از خود شروع کند و همانند کسانی نباشد که دیگران را به خیر و نیکی می خوانند ولی خود از انجام آن سرباز می زنند. از این روست که اصلاح امور را از خود می داند و می فرماید: ان سمت همتک لاصلاح الناس فابدأ بنفسک، فأن تعاطیک صلاح غیرک و انت فاسد اکبر العیب؛ اگر همت والای اصلاح مردم را در سرداری، از خودت آغاز کن، زیرا پرداختن تو به اصلاح دیگران، درحالی که خود فاسد باشی بزرگترین عیب است.

به هرحال، هرچه انسان همتش عالی تر است، مال و جاه دنیای بی ثبات درنظرش بی قدرتر است، بدین جهت اگر غنی است سخی و اگر فقیر است صبور می باشد و درهرحال فقر و غنا خود را بزرگ می داند و درعین بزرگی با کوچک و بزرگ خلق تواضع و فروتنی می کند و با فقیران باایمان و مستمندان با علم و معرفت متواضع تر خواهد بود و هرگز به چشم حقارت به کس نمی نگرد.

از سخنان امیرالمؤمنین علی(ع) است: الشرف بالهمم لا بالرمم البالیه ؛ شرف و بزرگی به همت بلند است، نه به استخوان پوسیده پدران. (غرر الحکم، ص۴۴۸، الفصل الثامن فی الهمه ، حدیث ۱۰۲۷۳)

خلاصه این که صفت علو همت و عظمت روح که بسیاری از اوصاف ستوده و محامد اخلاقی لازمه اوست، یکی از نیروهای نفس ناطقه قدسیه است و شاید مراد از نباهت، تنبه و انتقالات دفعی و قوت حدس و فراست و بیداری است.

«و لیس لها انبعاث و هی أشبه الأشیاء بالنفوس الفلکیه و لها خاصیتان النزاهه و الحکمه »؛ و منبعث از جسمانیات نیست مانند نفس نباتی و حیوانی که از کبد و قلب برانگیخته می شود، بلکه نفس قدسی از عالم تجرد و نشانه ملکوت است و منزه از ماده و مادیات و برتر از جهان حس و محسوسات و شبیه ترین چیز به نفوس فرشتگان عالم بالا است و این نفس را دو خاصیت است، یعنی دو چیز از مختصات اوست: یکی نزاهت و یکی حکمت. (بحارالانوار، علامه مجلسی ج۵۸، ص۵۸، تذییل و تفصیل فی بیان اقوال الحکماء.)

درک مقامات عالی معنوی با علو همت

وقتی انسان نظری بلند و همتی والا داشت، از برکت این نظر و همت بلند که محصول ارتباط با انبیا و امامان(ع) و اولیای الهی است مقصدی و هدفی جز حضرت حق نخواهد داشت و برای نیل به این مقصد، ابتدا از تماشای آثار به یقین رسیده، آن گاه با کوشش در جنب یقین به نفس قدسی نایل گشته، سپس در حرکتی دیگر به نفس کلیه الهیه رسیده، در آن مقام به شهود جمال موفق می شود و هیبت و عظمت و جلال حضرت دوست را یافته، از ناچیزی خود دچار ترس شده و به مراقبت و مواظبت خویش می کوشد که مبادا از حضرت او دور افتد و در آن مقام به فرموده حضرت صادق(ع) به غفلت دچار گشته و به بلای خطر عظیم گرفتار آید!!» مسجد، خانه و بساط اوست و بدون گذشتن از نفس اماره و رسیدن به نفس ناطقه قدسی و آراسته شدن به نفس کلیه الهیه، درک هیبت و عظمت ملک الملوک میسر نیست که ساده و عادی به مسجد رفتن و این رفت و آمد به صورت عادت درآمدن ثواب چندانی برای اهل مسجد ندارد.

بکوشید تا آن روح عالی را به دست آورده و لایق مقام آن جناب گشته و به فیض دیدارش با چشم دل نایل آیید و در بساط آن جناب به درک عظمت و هیبت او موفق شده غرق ترس و شرم شوید و در شعله ترس و شرم آن چنان بسوزید که اثری از هستی شما نماند، چون اثر از هستی و انیت نماند به مقام فنا رسیده و به بقای او باقی و ابدی خواهید شد و به حضرت دوست در آن مقام خواهید گفت:

دو عالم را به یک بار از دل تنگ

برون کردیم تا جای تو باشد

این روح که به واسطه آن انسان به بساط حضرت او راه می یابد و آنچه باید ببیند در آنجا می بیند، روحی است که غیر خدا که هستی حقیقی است همه چیز در نظرش ناچیز است و به فرموده سرور مؤمنان و قبله عارفان علی(ع): عظم الخالق فی انفسهم فصغر مادونه فی أعینهم؛ خداوند در باطنشان بزرگ و غیر او در دیدگانشان کوچک است. (نهج البلاغه، خطبه۴۸۱، خطبه متقین؛ بحارالانوار، ج۶۴، ص۵۱۳، باب۴۱، حدیث۰۵)

روحی است که بر خلاف ارواح جزئی به هیچ چیز ازنظر انتفاع شخصی و استفاده مادی نمی نگرد، بلکه چون ظل حق است و مستغنی به حق بر همه موجودات معطی و مشفق و مهربان است و انتفاع خلق منظور اوست. روحی است که پیوسته دارای عصمت و قدس و نزاهت و محفوظ از هر خطا و لغزش علمی و عملی است و دوریش از عصیان حق ذاتی و اشتیاقش به طاعت وی فطری است. روحی است که امیال جزئی به کلی از او زایل شده و میل کلی و عشق به نظام کل جایگزین او گردیده است. روحی است که تحت تأثیر لذات حسی زمانی نیست و آرزوهای موقت فانی و اوهام خیالات شیطانی در آن روح پاک مؤثر نخواهد بود.

روحی است که او را عبدالله، عین الله، یدالله و بیت الله و خلیفه الله و ظل الله و وجه الله بتوان گفت، روحی است که از خود فنا و به حق بقا یافته و در عین محرومیت از هر نعمت به لقای منعم و لذت شهود وی شتافته از خودپرستی رهیده، به حقیقت پرستی رسیده؛ خود پرستیدن را نقص ذات و پرستش خدا را کمال مطلوب یافته.

روحی است که در عین فقر، غنی است و از همه چیز عالم و تمام علل و اسباب آفرینش جز حضرت دوست خود را مستغنی یافته و از هر چه مورد نیاز خلق است خویش را بی نیاز می شناسد و به زبان ذات گوید:

گر ما به فقر و فنا کمتر ز خاک رهیم

از مجد و عز و غنی بر خلق پادشهیم (نگاه کنید: عرفان اسلامی، حسین انصاریان)

همت در کلام معصومان(ع)

پیامبر اکرم حضرت محمد(ص) می فرماید: «ان الله یحب معالی الامور و یکره سفسافها»؛ خداوند متعال از کارهای بزرگ و امور عالی خوشنود می گردد و کارهای پست و بی ارزش را ناپسند می داند. (وسائل الشیعه، ج۱۷، ص۳۷)

و فرمودند: «من اصبح من امتی و همته غیرالله فلیس من الله»؛ هر فردی از امت اسلامی، اگر همت روزانه و اهتمام هر بامدادش، چیزی غیر از خداوند باشد، از خدا بیگانه است و چنین شخصی، الهی نمی اندیشد و برای خدا کار نمی کند و در نتیجه، حشر او نیز با انگیزه موهوم غیرخدایی خواهد بود. (بحار؛ ج۷۰، ص ۲۴۳، ح۲۱ به نقل از آیت الله جوادی آملی- کتاب ولایت فقیه، ص ۴۹۲)و فرمود: «من اصبح لایهتم بامور المسلمین فلیس منهم و من سمع رجلا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم»؛ کسی که در هر صبحگاه به امور مسلمین همت نگمارد و در اندیشه کارهای آنان نباشد از آنها نیست، و کسی که بشنود مردی فریاد می زند و کمک می طلبد و به او کمک نکند مسلمان نیست (اصول کافی، ج۲/صفحه ۴۶۱، حدیث۵.)

در ستایش همتهای بلند

حضرت علی(ع) می فرماید: «خیر الهمم اعلاها»؛ بهترین همت ها، بلندترین آن ها است.

و نیز می فرماید: «ما رفع امرء کهمته و لاوضعه کشهوته»؛ هیچ چیز مانند همت بلند انسان را بزرگ نکرد؛ چنان که چیزی مانند شهوت رانی او را به زمین نزد.

و نیز می فرماید: «من رقی درجات الهمم عظمته الامم»؛ هر که از نردبان همت بلند، بالا رود جهانیان او را به دیده تعظیم بنگرند.

نتایج همت بلند

حضرت علی(ع) می فرماید: «الفعل الجمیل ینبی عن علو الهمه »؛ کار زیبا خبر از بلندی همتی می دهد.

و نیز می فرماید: «من بذل جهد طاقته بلغ کنه ارادته»؛ هر که توان خود را برای رسیدن به هدف خود به کار گیرد به تمام خواسته هایش خواهد رسید.

و نیز می فرماید: «قدر الرجل علی قدر همته»؛ ارزش آدمی به اندازه همتش است.

و می فرماید: «من شرف الهمه بذل الانسان»؛ بذل و بخشش آدمی نشانه بلندهمتی اوست.

نیز می فرماید: «شجاعه الرجل علی قدر همته»؛ شجاعت مرد به اندازه همت اوست.

و می فرماید: «من شرف الهمه لزوم القناعه »؛ همت بلند، قناعت همیشگی همراه دارد.

و می فرماید: «الکرم نتیجه علو الهمه »؛ بزرگواری و آقایی نتیجه داشتن همت بلند است.

نکوهش کم همتی یا همت به خرج دادن در امور بی ارزش

حضرت علی(ع) می فرماید: «من صغرت همته بطلت فضیلته»؛ کسی که همتش کوچک باشد فضائل او از دست می رود.

و نیز می فرماید: «من دنت همته فلاتصحبه»؛ با آدم کوتاه همت هم صحبت مشو (که تو را نیز ساقط می کند).

و نیز می فرماید: «من کانت همته ما یدخل فی بطنه کانت قیمته مایخرج من بطنه»؛ کسی که همتی جز پر کردن شکم ندارد قیمت او نیز همان است که از شکم او بیرون می آید.

و نیز می فرماید: «ما ابعد الخیر ممن همته بطنه و فرجه»؛ چه بی خیر است کسی که فکری جز شکم و شهوت ندارد.

و نیز می فرماید: «من کانت الدنیا همته اشتدت حسرته عند فراقها»؛ کسی که همتی جز دنیا ندارد هنگام مردن غصه او بسیار خواهد بود.

و نیز می فرماید: «اجعل همک و جهدک لاخرتک»؛ همت و تلاش خود را صرف آخرتت کن.

و می فرماید:«من کانت الاخره همته بلغ من الخیر غایه امنیته»؛ هر کس که آخرت همتش باشد، از خیر به نهایت آرزویش می رسد. (منبع: غررالحکم و درر الکلم، آمدی)

امام محمدباقر(ع) فرمودند: لاشرف کبعد الهمه ؛ هیچ شرفی همانند دوری و بزرگی همت و بلندهمتی نیست.

و فرموده اند: و استجلب عز الیاس ببعد الهمه ؛ عزت ناامیدی و بی نیازی از مردم را با بلندی و بزرگی همت جلب نما (تحف العقول: ص ۶۸۲)

۳ نظرات
  1. اميرحسين کاربر می‌گوید

    سلام واقعا خسته نباشید از مطالب مربوط به همت بسیار بسیار لذت بردم.

  2. محمدمهدی کاربر می‌گوید

    خدا به شما هم. همت بلند عطا کند. انشاالله,خیلی مطالب مفیدی بود

  3. عباس فعله گری کاربر می‌گوید

    سلامخسته نباشین
    خیلی کامل و مفید توضیح دادین دستت درد نکنه.

یک دیدگاه قرار دهید

رایانامه شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.