آثار بصیرت

بصيرت و آگاهي انسان به خويشتن

فروشگاه آنلاین سونی

خداوند در آيه 108 سوره يوسف مي فرمايد: قل هذه سبيلي ادعو الي الله علي بصيره انا و من اتبعني و سبحان الله و ما انا من المشركين؛ بگو: اين راه من است كه من و هركس كه پيرو من است با بصيرت وبينايي به سوي خدا دعوت مي كنم و خدا منزه است و من از مشركان نيستم.

براين اساس راهي كه پيامبر(ص) به عنوان صراط مستقيم معرفي كرده و خود بر آن راه راست گام برداشته، راهي است كه براصل اساسي بصيرت استوار است. بصيرت، بينايي خاصي است كه تنها مبتني بر ديده هاي ظاهري نيست، بلكه بر ديده قلب نيز تكيه دارد. ازاين رو مي توان گفت كه بصيرت، بينايي و دانش نوراني است كه بر علم حصولي و حضوري استوار است.

برهمين اساس خداوند با اشاره به علم حضوري و شهودي هركسي نسبت به نفس و بينش و نگرش، خود او را موجودي مي داند كه براي شناخت خويشتن نيازي به ديگري ندارد و عذرتراشي هاي وي درباره جهل و ناداني مورد پذيرش قرار نمي گيرد. خداوند به صراحت در آيات 41 و 51 سوره قيامت مي فرمايد: بل الانسان علي نفسه بصيره ولو القي معاذيره؛ (نياز به اجبار نيست) بلكه انسان بر نفس خويش بيناست، هرچند كه عذرهاي خود را (برگناه) درميان آرد.

به سخن ديگر، دانش و آگاهي شهودي هر انساني بر حقيقت وجودي و افكار و اعمال، به تنهايي وضعيت وي را براي خودش مشخص مي كند و بهانه تراشي و توجيه كردن و عذرتراشي نمي تواند حقيقت را وارونه سازد.

به هرحال، براساس اين آيات همه انسانها نسبت به خود بصيرت و دانش شهودي و حضوري محدودی دارند؛ چنانكه ازطريق منابع شناختي و معرفتي نسبت به بسياري از امور هستي دانش حصولي دارند؛ اما آن چه انسان به آن نياز دارد، دانش حضوري و شهودي نسبت به هستي است كه تنها براي برخي حاصل مي شود. اين دانش شهودي كه درقرآن از آن به نام هاي چندي ياد مي شود، مي تواند آدمي را در مسير شدن هاي كمالي در موقعيت برتري قرار دهد كه دور از دسترس ديگران است. اين موقعيت برتر همان آثاري است كه در اين جا مي خواهيم بدان ها اشاره داشته باشيم.

ويژگي اهل بصيرت و علم شهودي

پيامبر(ص) اهل بصيرت و دانش شهودي را كسي مي داند كه درهنگام اختلافات ميان حق و باطل، حق را مي يابد و بدان پاي بند است؛ هرچند كه به سبب شرايط اجتماعي در عمل كوتاهي مي كند و يا حتي اقدام به عملي نمي كند. به سخن ديگر، گاه بصيرت و بينايي مقتضي آن است كه احتياط كند و يا عملي انجام ندهد و يا در انجام كاري با احتياط عمل كرده و كمترين حركت عملي را داشته باشد؛ زيرا اصولا عمل بر دانش متكي است و دانش، ريشه در فهم موضوعات و مطالب دارد و فهم نيز مبتني بر درك درست مسائل و موضوعات است كه همان بصيرت مي باشد. بنابراين اگر كسي اهل بصيرت بود، در مي يابد كه در هنگام عمل چه اندازه بايد عمل كند و رفتاري بيرون از دايره حقيقت انجام ندهد. (نگاه كنيد: حليه الاولياء، ج4، ص771 و نيز نهج البلاغه، حكمت 802 و غررالحكم، حديث10773)

آثار بصيرت

بصيرت خاستگاه ايمان واقعي است كه بسياري از آيات از جمله آيه 801 سوره يوسف بر آن دلالت دارد، چنان كه انسان داراي بصيرت از رخدادها درس مي گيرد و عبرت مي آموزد (بحارالانوار، ج17، ص623) و ازعبرتي كه گرفته بصيرت تازه اي در جانش مي رويد (غررالحكم، حديث4351)

از ديگر آثار بصيرت دورانديشي و حزم است؛ زيرا كسي كه با دل مي بيند و بابينش عمل مي كند، پيش از آن كه عمل كند مي انديشد كه آيا عمل او به زيان يا سود اوست؟ اگر به سود بود انجام مي دهد و اگر به زيان بود از آن باز مي ايستد. (غررالحكم، حديث3569)

انسان داراي بصيرت اهل شجاعت است، زيرا با بصيرت دروني و يقين الهي، راه خود را يافته و بر آن استقامت مي ورزد (نهج البلاغه، نامه26) چنان كه چنين شخصي تيزهوش و فطن است؛ چرا كه تيزهوشي، ميوه و ثمره بصيرت است. از اميرمؤمنان علي(ع) نقل شده كه فرمود: دانش به فهم و فهم به تيزهوشي و تيزهوشي به بصيرت است (غررالحكم، حديث 83 و 93) همين بصيرت، به شخص اين امكان را مي دهد تا به ديدن عيب هاي خود توانا و دانا شود. (غررالحكم، حديث 3061)

انجام كارهاي نيك (غررالحكم، حديث3232) درستي درون ها و باطن ها (همان، حديث 5807)، آشكارشدن نهان (همان، 6676) رسيدن به راه سلامت (بحارالانوار، ج96، ص113، حديث 23) از ديگر آثاري است كه اميرمؤمنان علي(ع) براي بصيرت بيان مي كند.

Share

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید