نیکوکاری، بستر همگرایی

Ali_Fatemehيكي از فضايل بزرگ انساني، نيكوكاري است. نيكوكاران انسانهاي مؤمن، دانا و شريفي هستند كه موفق شده اند بر حرص و بخل و ساير رذايل انساني پشت پا بزنند و با ايثار و از خودگذشتگي بستر همگرايي را در جامعه فراهم سازند.

فروشگاه آنلاین سونی

نويسنده مقاله سعي كرده است كه مباحث علل و عوامل نيكوكاري، نقش نيكوكاري در همگرايي، پاداش نيكوكاري و مصاديق آنرا مورد بررسي قراردهد.
مطلب را با هم از نظر مي گذرانيم!
منشأ همگرايي انسان
انسان به علل و عوامل مختلفي، موجودي همگراست. برخي همانند ارسطو همگرايي انسان را در طبيعت اجتماع گراي وي جست وجو مي كنند و انسان را موجودي مدني بالطبع مي دانند. برخي ديگر هم چون علامه طباطبايي(ره) با توجه به آيات و آموزه هاي قرآني، ريشه و خاستگاه گرايش به اجتماع و همگرايي را در استخدام گري بشر مي داند و با استناد به آيه 32سوره زخرف كه مي فرمايد: و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات ليتخذ بعضهم بعضاً سخريا؛ ما برخي از مردمان را بر برخي ديگر به درجاتي چند برتري داديم و بالا برديم تا برخي از ايشان برخي ديگر را به عنوان مسخر به كار گيرند، بر اين باور است كه علت و عامل اصلي همگرايي و اجتماعي شدن بشر را بايد در تسخير و به خدمت گرفتن ديگري دانست؛ زيرا انسان ها براي آن كه از ديگري بهره مند شوند مي بايست در گروه هاي اجتماعي قرار گيرند. اما با همه اين اختلاف در بيان ريشه يابي همگرايي انسان ها، همگان بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه انسان به طور فطري و غريزي موجودي اجتماعي است و همگرايي در ميان اين دسته از آفريده هاي خداوند امري طبيعي است؛ هر چند درباره علل و عوامل همگرايي انسان با هم ديگر اختلاف دارند.

لوازم اجتماع گرايي انسان
اجتماع گرايي طبيعي بشر مستلزماتي دارد كه مي توان از استخدام، قوانين، دولت ها، نهادهاي آن در شكل هاي جديد و شيخوخيت و رهبري قبيله اي و عشيره اي در اشكال كهن، تضاد منافع و مصالح، جنگ و صلح و مانند آن ها ياد كرد. هر يك از اين مسايل و موارد براي تنظيم و سامان دهي اجتماع و همگرايي انساني مورد نياز است. حتي در آموزه هاي قرآني از جنگ به عنوان يكي از ابزارهاي مهار و كنترل جوامع و ايجاد تعادل يادشده است و بيان شده است كه اگر جنگ برپا نمي شد و برخي از انسان در اين درگيري ها و جنگ ها يك ديگر را دفع نمي كردند، بنياد اصلي جوامع فرو مي پاشيد؛ زيرا در هر جامعه اي اشخاص و گروه هايي يافت مي شوند كه گرايش به ستم و تعرض دارند و بدون خشونت و جنگ امكان آن نيست تا اين گروه سركوب شده و جامعه در مسير صلح و روند رشد و شكوفايي قرارگيرد. در آيه251سوره بقره به عنوان يك حكم كلي مي فرمايد: ولولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض؛ اگر خداوند برخي از مردمان را به برخي ديگر دفع و سركوب نمي كرد، هر آينه زمين تباه مي شد. در آيه40 سوره حج توضيح مي دهد كه اين سركوب برخي از فتنه گران و اهل فساد و تباهي از آن روست تا جوامع به آرامش دست يابند و بستر تكامل بشر كه از راه بندگي مي گذرد فراهم آيد.
بنابراين براي تنظيم و سامان دهي اجتماعي نياز است تا برخي از پديده هاي اجتماعي به عنوان ابزار و مستلزمات آن پديدار گردد. ريشه اين مسئله به نوع طبيعت انساني باز مي گردد و برخاسته از اين خوي و فطرت است، وگرنه اگر انسان ها نيز همانند ديگر جانوران و آفريده هاي الهي بودند و از طبيعت اجتماع گرا برخوردار نبودند، هرگز نيازي به اين پديده را در خود نمي يافت و بدان متمايل و گرايش پيدا نمي كرد.
راهكارهاي تقويت همگرايي
خداوند به عنوان آفريننده و پروردگار انسان، با توجه به طبيعت اجتماع گراي بشر، راهكارهايي را براي تقويت و تحكيم همگرايي بيان كرده و به شكل آموزه هاي دستوري در كتاب هاي آسماني و شرايع مختلف و متعدد تبيين نموده است. هر يك از شرايع آسماني با توجه به مقتضيات عصري و نيازهاي زماني بشر فرو فرستاده شده است. از آن جايي كه بشر تا رسيدن به رشد و بلوغ كامل همگرايي و زيست اجتماعي نيازمند زماني بس دراز بود، از اين رو، با توجه به مقتضيات عصري و زماني احكام و قوانين تغيير يافت. پيچيدگي اجتماعات انساني نيازمند قوانين پيچيده تري بود. اگر در اجتماعات پيشين يعني در اجتماعات روستايي و يا شهرك هاي كوچك، سادگي موج مي زند، قوانين آن نيز ساده و آسان و از نظر شمار اندك بود، با رشد اجتماعي بشر از سويي و رشد فكري و پيچيدگي آرا و انظار وي از سوي ديگر و نيز ميان رشد اجتماعي و تسلط و چيرگي او بر منابع زمين ارتباط تنگاتنگ و روشني بر قرار كرد. به اين معنا كه انسان از نظر جمعيتي هر چه بيشتر و افزون تر شد منابع بيشتري را از زمين استحصال كرد. افزايش نيازها و مشكلات و تنش ها، و كاهش منابع موجب شد تا انسان هم در جست وجوي راه هاي نوين و تازه اي براي تأمين منابع بيافتد و هم در جست وجوي ابداع روش هاي جديدي براي كاهش تنش ها و بهره گيري قرارگيرد. افزايش نيازها، حوزه تفكري و انديشه اي بشر را گسترش داد و ذهن خلاق و ابتكاري وي را براي ابداع راه ها و راهكارهاي جديد استحصال منابع زمين برانگيخت. انسان كه به هدف استعمار و آباداني در قرارگاه زمين مستقر شده بود، (هو الذي أنشأكم في الارض و استعمركم فيها، هود: 60) اكنون خود را نيازمند آن مي ديد تا به بهترين، آسان ترين و كوتاه ترين راه به نيازهاي خود پاسخ دهد و زمين را براي منابع تازه كاوش كند و راه هاي جديدي را بيازمايد. راه هاي جديد نيازمند تفكري پيچيده و رشد يافتگي بيشتر بود. شمار روز افزون جمعيت و كاهش منابع در دسترس، تضادها را در ميان ايشان افزايش و حوزه هاي آن را گسترش داد. قوانين نيز به طبع پيچيده تر شد تا جلوي تنش ها و اختلافات جديد را بگيرد. اين گونه است كه جوامع بشري و روش ها و افكار انساني پيچيده تر شد و شرايع وحياني نيز با توجه به نيازهاي عصر و مكان و مقتضيات مكاني پيچيده تر گشت. در يك شبكه در هم تنيده اي، رشد جمعيتي موجب رشد فزاينده نيازها، ابتكارات، قوانين و پيچيدگي آن شده است. در يك فرآيند طبيعي، زمين رو به آباداني بيشتر نهاد و بشر در اين عرصه به تسخير آن دست يافت و بر منابع و روش هاي بهره برداري آن تسلط بيشتري يافت.
در همان حال كه انسان پيچيده تر مي شود و قوانين دشوار و منابع در دسترس كاهش مي يابد، عناصر ذاتي و طبيعي ديگري نيز در بشر رشد و به بالندگي و شكوفايي مي رسد. كاهش منابع و افزايش نيازها و خواسته ها، آدمي را به سوي ذخيره سازي پيش مي راند. گاه عوامل طبيعي بيروني، به برخي از گرايش هاي غريزي و فطري آدمي دامن مي زند. به عنوان نمونه خشك سالي هاي پياپي و كاهش منابع آبي و غذايي موجب مي شود تا به ذخيره سازي روي آورد و هنر ذخيره سازي را بياموزد. هر شخص و جامعه اي مي كوشد تا براي روزهاي سخت و دشوار تابستاني و خشك سالي ها و يا روزهاي سخت زمستاني و كم غذايي ها خود را آماده سازد. در سوره يوسف قرآن بيان مي دارد كه انسان چگونه توانست گندم را براي مدت هاي مديد و سالياني چند ذخيره سازي كند. دست كم هفت سال گندم در مصر باستان به دستان يوسف و به روش حفظ آن در پوست ذخيره سازي شد تا جامعه مصري از بلاي خشك سالي برهد. هم چنين قرآن از قوم سبا حكايت مي كند كه در يمن سد و بندي را بر رودهاي فصلي بسته و آب را ذخيره سازي كرد و بوستان ها و گلستان هاي بسياري را پديد آورند. سد مارب به عنوان يكي از نخستين بندهاي آبي جهان شاهكار ذخيره سازي آب براي مصارف نوشيدني و كشاورزي در فصول خشك تابستان و روزهاي بلند جزيره عرب بود.
گرايش به ذخيره سازي، طمع و آز را در انسان بر انگيخت و اين گونه شد كه هر كس در جمع و گردآوري مال (كه در آغاز به همان معناي گاو، گوسفند، بز و شتر بود و سپس به شكل زر و سيم و سكه در آمد) بكوشد. اين گونه شد كه گردآوري مال و ثروت به صورت ارزش انساني و سپس به صورت ارزش و هنجاري اجتماعي و حتي اعتبار اجتماعي و شرافت سياسي و اجتماعي بروز و ظهور مي كند. اشخاص با گردآوري و شمارش روزانه آن خود را گرفتار جنون مال دوستي مي كنند و از آن لذت روحي و معنوي مي برند. قرآن در آيات نخست سوره تكاثر به مساله گردآوري مال و شمارش آن به عنوان لهو تكاثري اشاره مي كند و اين رفتار و منش را نكوهش و اشخاص تكاثرگرا را سرزنش و مذمت مي كند.
نقش و كاركرد نيكوكاري در همگرايي انسان
بي گمان اجتماع بدون همگرايي، نوع دوستي، كمك و تعاون، گذشت و عفو، رعايت قوانين و مخافظت بر آن و مانند آن نه پديدار مي شود و نه باقي و برقرار مي ماند. از اين رو، نياز است كه جامعه بشري از اين عناصر و مولفه هاي همگرايي در حد امكان برخوردار و بهره مند گردد. اگر بيشتر مردم از اين خصوصيات بهره مند و برخوردار نباشند، نه تنها واگرايي اجتماعي رخ مي دهد بلكه موجبات فروپاشي اجتماعي، تضاد و جنگ و در نهايت نابودي جامعه بشري فراهم مي آيد.
در گزارش تحليلي قرآن از گذشته جامعه بشري به اين نكته اشاره مي شود كه با افزايش جمعيتي، رشد و توانايي هاي فكري و ابزاري بشر، كاهش منابع در دسترس و مشكلات و عوامل بيروني و دروني، قوانين براي مهار خودسري ها و بهره گيري هاي بيش از اندازه از افراد جامعه و نيز تنظيم و سامان دهي جامعه، افزايش و تشديد و پيچيده تر شد و شرايع آسماني با قوانين جديد و به روز مي كوشند تا روابط اجتماعي بشر را در راستاي همگرايي و بهره گيري از زمين و آباداني آن و نيز رشد و تعالي بشر سامان و تنظيم كند. البته در برخي از زمان ها و درباره برخي از جوامع، قوانين تنبيهي و تشديدي نيز فرو فرستاده شد تا واگرايي را در ميان آنها مهار و كنترل كند و اجتماع گرايي وهمگرايي در ميانشان رواج يابد. برخي از قوانين شريعت موسوي چنان كه قرآن بيان مي دارد در راستاي تنبيه و تشديد مجازات و نيز مهار و كنترل واگرايي و دوري از مسير در ميان امت يهود و جامعه بني اسرائيل بوده است. (آل عمران آيه 50)
قوانين و آموزه هاي دستوري در شرايع مختلف آسماني كه از همه آن ها در تحليل قرآني به اسلام ياد مي شود: ان الدين عندالله الاسلام (آل عمران آيه 19)؛ زيرا همه پيامبران خود را مسلم مي دانستند و حضرت ابراهيم (ع) به عنوان نمونه، مومنان را مسلم نام نهاد. (حج آيه 78)، در راستاي اهداف متنوع و متعددي فرو فرستاده شده است. برخي از قوانين كه در اشكال اخلاق و حقوقي وارد شده است در راستاي همگرايي اجتماعي و تحكيم عناصر برادري ديني و تقويت بنيادهاي اجتماعي مي باشد. در همه شرايع آسماني، قوانيني درباره انفاق و بخشش و صدقات به دو شكل اخلاق و حقوقي (تكاليف) صادر شده است. به اين معنا و مفهوم كه برخي از قوانين باتاكيد بر اصول ارزشي و بايد و نبايدهاي اخلاقي انساني پايه ريزي شده است و با توجه به گرايش عاطفي انسان ها به نوع دوستي آن را امضا و تاكيد كرده است و در برخي ديگر از موارد نيز به عنوان يك وظيفه و حق به عهده و به نفع افراد اجتماع جعل و وضع شده است.
قرآن با اشاره به خصلت ها و خصوصيات روحي، عاطفي و ويژگي هاي غريزي و فطري بشر براين دو دسته تأكيد مي ورزد. در بينش و نگرش قرآن درباره ويژگي هاي انساني مي خوانيم كه انسان، موجودي هلوع و منوع و جزوع است كه به معناي حريص و ناشكيبا، بي قرار و بخيل است (معارج آيات 19تا 21). اين ويژگي هاي غريزي و فطري موجب مي شود تا از احسان و نيكي در حق ديگران پرهيز كند و خودداري ورزد. از اين رو نيازمند آن است تا به راه و روش هاي اخلاقي و حقوقي وي را به سوي احسان و كمك و ياري به ديگران سوق دهد. قوانين حقوقي و اخلاقي براي مهار و كنترل قواي غريزي وي از سوي خداوند و قانونگذار وضع مي شود. اين گونه است كه در همان سوره معارج پس از ذكر خصلت هاي ياد شده، نمازگزاران را مستثنا مي كند كه ايشان در اموال خويش حقي را براي محرومان و نيازمندان پرسشگر در نظر گرفته اند. (همان آيات 22 تا 25) اين استثنا از آن رو صورت مي گيرد كه در انسان دو قوه و نيروي برابر هم قرار داده شده است. نيروي تقوا (كه بيانگر همه خصلت هاي نيكو و الهي است) و نيرو فجور (كه يادآور همه خصلت هاي زشت و زميني و قواي شهواني است) كه در برابر هم نهاده شده است به عنوان الهام از آن ياد مي شود كه ريشه در فطرت و غريزه انساني دارد. (شمس آيات 1تا 8) گرايش انسان به هريك از اين قوا و تقويت آن موجب مي شود تا بخش ديگر تضعيف گردد و از ظهور و بروز بازماند. از آن جايي كه زندگي در دنيا و عوامل بيروني طبيعت زميني انسان، قواي شهواني را تقويت مي كند و جنبه زميني او را رشد و به بالندگي مي رساند، قوه فجور نيز در وي تقويت مي شود و از حد اعتدال بيرون مي رود. اين گونه است كه قواي تقوايي و بازدارنده در انسان از رشد باز مي ماند و يا از ميان مي رود. اين بي گمان همانند آن است كه فردي با از دست دادن نيروي بينايي به گونه اي مي شود كه نيروي شنوايي او رشد دو چندان مي يابد و برخي از واكنش هاي بيرون از حد را نشان و بروز مي دهد. از اين رو امكان آن در انسان وجود دارد كه با تقويت برخي از قوا و يا از دست دادن آن، قوا و نيروهاي جايگزين و يا قواي ديگري تقويت شود.
نقش ايمان در گرايش به نيكوكاري
از آن جايي كه طبيعت و زمين به شكل طبيعي گرايش قواي زميني و فجوري را تقويت مي كند و آدمي را از حد اعتدال بيرون مي برد، انساني مي تواند خود را از شر قواي فجوري حفظ كند كه ايمان به خدا و آخرت داشته باشد و خالقيت و ربوبيت خدا را باور و به كارهاي صالح كه رضا و خشنودي وي را در پي دارد، بپردازد، اين گونه است كه نمازگزاران به عنوان افرادي ياد مي شوند كه توانسته اند خصلت غريزي خود را مهار كرده و به عمل صالح و انفاق و كمك به هم نوعان روي آورند.
فجور در كاربرد قرآني به معنا و مفهوم خروج و بيرون رفتن از جاده اعتدال است. كسي كه قوانين را مي شكند و يا از حدود الهي تجاوز مي كند و دست به تعدي مي زند، انساني فاجر ناميده مي شود. بنابراين تقويت هر بعد طبيعي و غريزي كه برخاسته از قواي شهواني و زميني باشد، موجب مي شود تا شخص از حد اعتدال خارج شده و عنوان فاجر را پيدا كند. در اين جاست كه قوانين و حتي قوانين تشديدي لازم است تا شخص را در حد اعتدال نگه داشته و نگذارد تا از آن بيرون رود و يا به گونه اي شخص متجاوز را به حالت نخست بازگرداند.
آموزه هاي دستوري و اخلاقي كتب آسماني از جمله قرآن درراستاي تقويت اعتدال و ايجاد و نيز تقويت روحيه اعتدال وارد شده است. اعتدال موجب مي شود تا مسئله استخدام گري نيز شكل مطلوبي به خود بگيرد. اگر انسان در سطح اعتدال حركت كند، گرايش به هم نوع در او باقي و برقرار مي ماند. براي حفظ و حتي تقويت برادري و همگرايي انساني است كه برخي از دستورها و آموزه هاي اخلاقي وضع و صادر شده است. نيكوكاري از جمله اين آموزه هاست كه به دو شكل اخلاقي (احسان و نيكوكاري) و انفاق واجب و زكات و مانند آن به شكل حقوقي و وظيفه ديني در اسلام وارد شده و در آموزه هاي قرآني به شكل مختلف ظهور پيدا كرده است.
پاداش نيكوكاري
قرآن براي تقويت روحيه نيكوكاري به عنوان عامل همگرايي، پاداش هايي براي نيكوكاران مي كوشد تا عنصر نيكوكاري را در انسان ها برانگيزد. از جمله راه هايي كه قرآن به اين منظور در پيش گرفته بيان پاداش هاي بي شمار براي نيكوكاران است. اين پاداش ها را مي توان به دو دسته پاداش هاي دنيوي و اخروي دسته بندي كرد. البته در آموزه هاي قرآني تأكيد بيشتري بر پاداش هاي اخروي شده است، زيرا در بينش قرآني، آخرت به جهت بقا و پايداري آن از ارزش و اعتبار بيشتري برخوردار است و زندگي دنيايي به عنوان بستر ويا مقدمه براي آن مورد توجه و نظر مي باشد. با اين همه اين بدان معنا نيست كه زندگي دنيايي از ارزش و اعتباري برخوردار نباشد بلكه در نگرش قرآن و انسان هرچه در دنيا مي كارد در آخرت درو مي كند و آخرت چيزي جز پاداش زندگي دنيوي نيست كه صورت پاداش برابر و يا پاداش تفضيلي خودنمايي مي كند.
از جمله پاداش هايي كه قرآن براي نيكوكاران برمي شمارد رسيدن به سعادت و آسايش و آرامش است. قرآن بيان مي دارد كه انسان همواره در پي رسيدن به آسايش و آرامش است. آرامش و امنيت به عنوان مهم ترين مؤلفه و شاخصه زندگي روحي و رواني بشر مورد توجه هر انساني است. انسان همواره درجست وجوي آرامش و امنيت روحي و حتي اجتماعي و سياسي است. عنصري كه فقدان آن موجب مي شود كه آدمي احساس خوشبختي را از دست دهد. ترس و هراس هميشگي و فقدان امنيت و آرامش وي را به جنون و افسردگي مي كشاند. قرآن امنيت و آرامش مطلق حتي به شكل شادابي، نشاط و خرمي را پاداش نيكوكاري در آخرت بر مي شمارد تا به ارزش و اعتبار آن در نزد انسان و خدا اشاره داشته باشد. ان الابرار…فوقيهم الله شر ذلك اليوم؛ به درستي كه نيكوكاران و ابرار را خداوند از شر آن روز (رستاخيز) حفظ و نگه مي دارد.(انسان آيات 5 و 11) اين بدان معناست كه مطلق آرامش و رهايي از خوف و ترس و حزن مطلوب بشر است و انسان آن را به عنوان هدفي والا مي جويد.
دومين مولفه خوشبختي و سعادت كه هدف اصلي بشر است، آسايش مي باشد. آسايش در كنار آرامش انسان را سرشار از احساس خوش سعادت و خوشبختي مي كند. قرآن آسايش را به عنوان پاداش نيكوكاري بر شمرده و مي فرمايد: ان الابرار متكئين فيها علي الارائك لايرون فيها شمسا و لا زمهريرا، نيكوكاران بر تخت هاي روان تكيه زده و از آب هواي معتدل و مطبوع بهشتي برخوردار مي باشند. از اين رو است كه خورشيد تابان كه شدت گرماي آن تن را مي سوزاند و آزار مي دهد را نمي بينند و از سرماي سوزان و سخت در امان هستند.
مصاديق آسايش اخروي
در آيات بسياري به مصاديق آسايش اشاره مي شود و با بيان جزئيات مي كوشد تا آسايش نيكوكاران را در بهشت به ترسيم و تصوير كشد. از اين رو به برخورداري بهشتيان نيكوكار از خدمتكاران هميشه حاضر و جوان (انسان آيات 5و 19)، تخت هاي روان، زيبا و فاخر (انسان 5و 13 و مطففين آيات 23و 22)، بهره مندي از مناظر بهجت انگيز و نعمت هاي فراوان (همان) چشمه هاي گوارا و شراب هاي پاك و پاكيزه، انواع نوشيدني و ميوه هاي در دسترس، ظرف هاي بلورين و جامه هاي فاخر و مانند آن اشاره مي كند. (سوره انسان و نيز مطففين و…)
پاداش هاي ابرار و نيكوكاران را مي توان به انواع نوشيدني ها، خوراكي ها، پوشاك، زيورها، بهره مندي ها، دوست داشتني ها، لذت هاي مادي ، معنوي، روحي و جسمي و مانند آن دسته بندي كرد.
باورها و صفات نيكوكاران
قرآن براي نيكوكاران و ابرار صفات و باورهايي را بيان مي كند كه همه در راستاي اهداف عالي انساني است. انسان هايي كه با خودسازي توانسته اند، روحيه انساني را درخود تقويت و از فجور رهايي يابند و به تقواي الهي دست يابند. (بقره آيه 177) اين بدان معناست كه انسان با تلاش وكوشش خود مي تواند به اين مقام دست يابد به شرط آن كه باورهاي نيك خود را تقويت و با بهره مندي از تقوا، شاخ فجور را بشكند و از الهامات فطرت به جاي الهامات غريزه پيروي كند و قوانين و آموزه هاي اخلاقي و دستوري خداوند را به كار گيرد.
قرآن در تبيين رسيدن نيكوكاران به اين مقام بيان مي كند كه نيكوكاران از چه راه و روشي براي رسيدن به اين مقام بهره جسته اند.
راهكارهاي نيكوكاري
در آيات قرآن درتحليل رسيدن نيكوكاران به مقام تقواي الهي به ابعاد مختلف قضيه پرداخته شده است. از جمله راه هايي كه قرآن براي رسيدن به اين مقام بر آن تاكيد مي ورزد، باورهاي ابرار است؛ زيرا برترين شان هستي آدمي، عقايد و باورهاي اوست. از اين رو قرآن هنگام بيان باورهاي ابرار و نيكان پس از نفي مصاديق پنداري و نادرست بر و نيكي، از باورهاي آنان آغاز مي كند و مي گويد كه نيكي آن نيست كه برخي مي پندارند بلكه نيكي ايمان به خدا و معاد و فرشتگان و ايمان به رسالت و كتاب هاي آسماني است. (بقره آيه 177) اخلاق نيكان و ابرار نيز عبارت است از صداقت، پارسايي، وفاداري، شكيبايي، (بقره آيه 177)، اخلاص(انسان آيه 9) و ترس از روز رستاخيز و احوالات آن (انسان آيه 10).
رفتار وكنش ايشان نيز مبتني بر انفاق و كمك به ديگران ( آل عمران آيه 92) اقامه نماز (بقره آيه 177)، پرداخت زكات (همان) و ديگر اعمال نيك و صالح است. (سوره انسان) خلاصه آن كه يكي از روش هاي قرآني براي رسيدن اشخاص و جوامع به كمال تقويت روحيه نيكوكاري و احسان است كه با عمل به اين موارد و مصاديق آن، علاقه نوع دوستي و برادري در انسان تقويت مي شود و گرايش به كمك و ياري در فرد افزايش مي يابد، اين گونه است كه درد ديگري را درد خود دانسته وانسان بي هيچ چشم داشتي درخدمت هم نوع بدون توجه به مساله ايمان وعدم ايمان وي مي كوشد (انسان آيه 9 و 10) چنان كه مي بينيم اهل بيت پيامبر (ص) به عنوان مصداق كامل و اتم ابرار و نيكان، بدون هيچ چشم داشتي مادي و يا معنوي تنها به جهت اخلاص و وجه الهي به انسان دربندي كه اسير بود كمك مي كنند.بي گمان اسيران درشهر مدينه انسان هايي بودند كه ايمان به خدا وپيامبر و كتاب آسماني نداشته وكافر و مشرك بوده اند، با اين همه اهل بيت عصمت و طهارت (ع) به جهت ايمان و اخلاص به مساله نوع دوستي توجه مي دهند و از غذا وخوراك خود در نهايت نياز، مي گذرند و آن را به كافربندي مي دهند تا از آن بخورد. اين گونه است كه همگرايي اجتماعي در ميان انسان ها تقويت مي شود و امكان تبادل فرهنگي درمحيطي سالم فراهم مي گردد.

Share

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید