Ali_Fatemehیکی از فضایل بزرگ انسانی، نیکوکاری است. نیکوکاران انسانهای مؤمن، دانا و شریفی هستند که موفق شده اند بر حرص و بخل و سایر رذایل انسانی پشت پا بزنند و با ایثار و از خودگذشتگی بستر همگرایی را در جامعه فراهم سازند.

نویسنده مقاله سعی کرده است که مباحث علل و عوامل نیکوکاری، نقش نیکوکاری در همگرایی، پاداش نیکوکاری و مصادیق آنرا مورد بررسی قراردهد.
مطلب را با هم از نظر می گذرانیم!
منشأ همگرایی انسان
انسان به علل و عوامل مختلفی، موجودی همگراست. برخی همانند ارسطو همگرایی انسان را در طبیعت اجتماع گرای وی جست وجو می کنند و انسان را موجودی مدنی بالطبع می دانند. برخی دیگر هم چون علامه طباطبایی(ره) با توجه به آیات و آموزه های قرآنی، ریشه و خاستگاه گرایش به اجتماع و همگرایی را در استخدام گری بشر می داند و با استناد به آیه ۳۲سوره زخرف که می فرماید: و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات لیتخذ بعضهم بعضاً سخریا؛ ما برخی از مردمان را بر برخی دیگر به درجاتی چند برتری دادیم و بالا بردیم تا برخی از ایشان برخی دیگر را به عنوان مسخر به کار گیرند، بر این باور است که علت و عامل اصلی همگرایی و اجتماعی شدن بشر را باید در تسخیر و به خدمت گرفتن دیگری دانست؛ زیرا انسان ها برای آن که از دیگری بهره مند شوند می بایست در گروه های اجتماعی قرار گیرند. اما با همه این اختلاف در بیان ریشه یابی همگرایی انسان ها، همگان بر این نکته اتفاق نظر دارند که انسان به طور فطری و غریزی موجودی اجتماعی است و همگرایی در میان این دسته از آفریده های خداوند امری طبیعی است؛ هر چند درباره علل و عوامل همگرایی انسان با هم دیگر اختلاف دارند.

لوازم اجتماع گرایی انسان
اجتماع گرایی طبیعی بشر مستلزماتی دارد که می توان از استخدام، قوانین، دولت ها، نهادهای آن در شکل های جدید و شیخوخیت و رهبری قبیله ای و عشیره ای در اشکال کهن، تضاد منافع و مصالح، جنگ و صلح و مانند آن ها یاد کرد. هر یک از این مسایل و موارد برای تنظیم و سامان دهی اجتماع و همگرایی انسانی مورد نیاز است. حتی در آموزه های قرآنی از جنگ به عنوان یکی از ابزارهای مهار و کنترل جوامع و ایجاد تعادل یادشده است و بیان شده است که اگر جنگ برپا نمی شد و برخی از انسان در این درگیری ها و جنگ ها یک دیگر را دفع نمی کردند، بنیاد اصلی جوامع فرو می پاشید؛ زیرا در هر جامعه ای اشخاص و گروه هایی یافت می شوند که گرایش به ستم و تعرض دارند و بدون خشونت و جنگ امکان آن نیست تا این گروه سرکوب شده و جامعه در مسیر صلح و روند رشد و شکوفایی قرارگیرد. در آیه۲۵۱سوره بقره به عنوان یک حکم کلی می فرماید: ولولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض؛ اگر خداوند برخی از مردمان را به برخی دیگر دفع و سرکوب نمی کرد، هر آینه زمین تباه می شد. در آیه۴۰ سوره حج توضیح می دهد که این سرکوب برخی از فتنه گران و اهل فساد و تباهی از آن روست تا جوامع به آرامش دست یابند و بستر تکامل بشر که از راه بندگی می گذرد فراهم آید.
بنابراین برای تنظیم و سامان دهی اجتماعی نیاز است تا برخی از پدیده های اجتماعی به عنوان ابزار و مستلزمات آن پدیدار گردد. ریشه این مسئله به نوع طبیعت انسانی باز می گردد و برخاسته از این خوی و فطرت است، وگرنه اگر انسان ها نیز همانند دیگر جانوران و آفریده های الهی بودند و از طبیعت اجتماع گرا برخوردار نبودند، هرگز نیازی به این پدیده را در خود نمی یافت و بدان متمایل و گرایش پیدا نمی کرد.
راهکارهای تقویت همگرایی
خداوند به عنوان آفریننده و پروردگار انسان، با توجه به طبیعت اجتماع گرای بشر، راهکارهایی را برای تقویت و تحکیم همگرایی بیان کرده و به شکل آموزه های دستوری در کتاب های آسمانی و شرایع مختلف و متعدد تبیین نموده است. هر یک از شرایع آسمانی با توجه به مقتضیات عصری و نیازهای زمانی بشر فرو فرستاده شده است. از آن جایی که بشر تا رسیدن به رشد و بلوغ کامل همگرایی و زیست اجتماعی نیازمند زمانی بس دراز بود، از این رو، با توجه به مقتضیات عصری و زمانی احکام و قوانین تغییر یافت. پیچیدگی اجتماعات انسانی نیازمند قوانین پیچیده تری بود. اگر در اجتماعات پیشین یعنی در اجتماعات روستایی و یا شهرک های کوچک، سادگی موج می زند، قوانین آن نیز ساده و آسان و از نظر شمار اندک بود، با رشد اجتماعی بشر از سویی و رشد فکری و پیچیدگی آرا و انظار وی از سوی دیگر و نیز میان رشد اجتماعی و تسلط و چیرگی او بر منابع زمین ارتباط تنگاتنگ و روشنی بر قرار کرد. به این معنا که انسان از نظر جمعیتی هر چه بیشتر و افزون تر شد منابع بیشتری را از زمین استحصال کرد. افزایش نیازها و مشکلات و تنش ها، و کاهش منابع موجب شد تا انسان هم در جست وجوی راه های نوین و تازه ای برای تأمین منابع بیافتد و هم در جست وجوی ابداع روش های جدیدی برای کاهش تنش ها و بهره گیری قرارگیرد. افزایش نیازها، حوزه تفکری و اندیشه ای بشر را گسترش داد و ذهن خلاق و ابتکاری وی را برای ابداع راه ها و راهکارهای جدید استحصال منابع زمین برانگیخت. انسان که به هدف استعمار و آبادانی در قرارگاه زمین مستقر شده بود، (هو الذی أنشأکم فی الارض و استعمرکم فیها، هود: ۶۰) اکنون خود را نیازمند آن می دید تا به بهترین، آسان ترین و کوتاه ترین راه به نیازهای خود پاسخ دهد و زمین را برای منابع تازه کاوش کند و راه های جدیدی را بیازماید. راه های جدید نیازمند تفکری پیچیده و رشد یافتگی بیشتر بود. شمار روز افزون جمعیت و کاهش منابع در دسترس، تضادها را در میان ایشان افزایش و حوزه های آن را گسترش داد. قوانین نیز به طبع پیچیده تر شد تا جلوی تنش ها و اختلافات جدید را بگیرد. این گونه است که جوامع بشری و روش ها و افکار انسانی پیچیده تر شد و شرایع وحیانی نیز با توجه به نیازهای عصر و مکان و مقتضیات مکانی پیچیده تر گشت. در یک شبکه در هم تنیده ای، رشد جمعیتی موجب رشد فزاینده نیازها، ابتکارات، قوانین و پیچیدگی آن شده است. در یک فرآیند طبیعی، زمین رو به آبادانی بیشتر نهاد و بشر در این عرصه به تسخیر آن دست یافت و بر منابع و روش های بهره برداری آن تسلط بیشتری یافت.
در همان حال که انسان پیچیده تر می شود و قوانین دشوار و منابع در دسترس کاهش می یابد، عناصر ذاتی و طبیعی دیگری نیز در بشر رشد و به بالندگی و شکوفایی می رسد. کاهش منابع و افزایش نیازها و خواسته ها، آدمی را به سوی ذخیره سازی پیش می راند. گاه عوامل طبیعی بیرونی، به برخی از گرایش های غریزی و فطری آدمی دامن می زند. به عنوان نمونه خشک سالی های پیاپی و کاهش منابع آبی و غذایی موجب می شود تا به ذخیره سازی روی آورد و هنر ذخیره سازی را بیاموزد. هر شخص و جامعه ای می کوشد تا برای روزهای سخت و دشوار تابستانی و خشک سالی ها و یا روزهای سخت زمستانی و کم غذایی ها خود را آماده سازد. در سوره یوسف قرآن بیان می دارد که انسان چگونه توانست گندم را برای مدت های مدید و سالیانی چند ذخیره سازی کند. دست کم هفت سال گندم در مصر باستان به دستان یوسف و به روش حفظ آن در پوست ذخیره سازی شد تا جامعه مصری از بلای خشک سالی برهد. هم چنین قرآن از قوم سبا حکایت می کند که در یمن سد و بندی را بر رودهای فصلی بسته و آب را ذخیره سازی کرد و بوستان ها و گلستان های بسیاری را پدید آورند. سد مارب به عنوان یکی از نخستین بندهای آبی جهان شاهکار ذخیره سازی آب برای مصارف نوشیدنی و کشاورزی در فصول خشک تابستان و روزهای بلند جزیره عرب بود.
گرایش به ذخیره سازی، طمع و آز را در انسان بر انگیخت و این گونه شد که هر کس در جمع و گردآوری مال (که در آغاز به همان معنای گاو، گوسفند، بز و شتر بود و سپس به شکل زر و سیم و سکه در آمد) بکوشد. این گونه شد که گردآوری مال و ثروت به صورت ارزش انسانی و سپس به صورت ارزش و هنجاری اجتماعی و حتی اعتبار اجتماعی و شرافت سیاسی و اجتماعی بروز و ظهور می کند. اشخاص با گردآوری و شمارش روزانه آن خود را گرفتار جنون مال دوستی می کنند و از آن لذت روحی و معنوی می برند. قرآن در آیات نخست سوره تکاثر به مساله گردآوری مال و شمارش آن به عنوان لهو تکاثری اشاره می کند و این رفتار و منش را نکوهش و اشخاص تکاثرگرا را سرزنش و مذمت می کند.
نقش و کارکرد نیکوکاری در همگرایی انسان
بی گمان اجتماع بدون همگرایی، نوع دوستی، کمک و تعاون، گذشت و عفو، رعایت قوانین و مخافظت بر آن و مانند آن نه پدیدار می شود و نه باقی و برقرار می ماند. از این رو، نیاز است که جامعه بشری از این عناصر و مولفه های همگرایی در حد امکان برخوردار و بهره مند گردد. اگر بیشتر مردم از این خصوصیات بهره مند و برخوردار نباشند، نه تنها واگرایی اجتماعی رخ می دهد بلکه موجبات فروپاشی اجتماعی، تضاد و جنگ و در نهایت نابودی جامعه بشری فراهم می آید.
در گزارش تحلیلی قرآن از گذشته جامعه بشری به این نکته اشاره می شود که با افزایش جمعیتی، رشد و توانایی های فکری و ابزاری بشر، کاهش منابع در دسترس و مشکلات و عوامل بیرونی و درونی، قوانین برای مهار خودسری ها و بهره گیری های بیش از اندازه از افراد جامعه و نیز تنظیم و سامان دهی جامعه، افزایش و تشدید و پیچیده تر شد و شرایع آسمانی با قوانین جدید و به روز می کوشند تا روابط اجتماعی بشر را در راستای همگرایی و بهره گیری از زمین و آبادانی آن و نیز رشد و تعالی بشر سامان و تنظیم کند. البته در برخی از زمان ها و درباره برخی از جوامع، قوانین تنبیهی و تشدیدی نیز فرو فرستاده شد تا واگرایی را در میان آنها مهار و کنترل کند و اجتماع گرایی وهمگرایی در میانشان رواج یابد. برخی از قوانین شریعت موسوی چنان که قرآن بیان می دارد در راستای تنبیه و تشدید مجازات و نیز مهار و کنترل واگرایی و دوری از مسیر در میان امت یهود و جامعه بنی اسرائیل بوده است. (آل عمران آیه ۵۰)
قوانین و آموزه های دستوری در شرایع مختلف آسمانی که از همه آن ها در تحلیل قرآنی به اسلام یاد می شود: ان الدین عندالله الاسلام (آل عمران آیه ۱۹)؛ زیرا همه پیامبران خود را مسلم می دانستند و حضرت ابراهیم (ع) به عنوان نمونه، مومنان را مسلم نام نهاد. (حج آیه ۷۸)، در راستای اهداف متنوع و متعددی فرو فرستاده شده است. برخی از قوانین که در اشکال اخلاق و حقوقی وارد شده است در راستای همگرایی اجتماعی و تحکیم عناصر برادری دینی و تقویت بنیادهای اجتماعی می باشد. در همه شرایع آسمانی، قوانینی درباره انفاق و بخشش و صدقات به دو شکل اخلاق و حقوقی (تکالیف) صادر شده است. به این معنا و مفهوم که برخی از قوانین باتاکید بر اصول ارزشی و باید و نبایدهای اخلاقی انسانی پایه ریزی شده است و با توجه به گرایش عاطفی انسان ها به نوع دوستی آن را امضا و تاکید کرده است و در برخی دیگر از موارد نیز به عنوان یک وظیفه و حق به عهده و به نفع افراد اجتماع جعل و وضع شده است.
قرآن با اشاره به خصلت ها و خصوصیات روحی، عاطفی و ویژگی های غریزی و فطری بشر براین دو دسته تأکید می ورزد. در بینش و نگرش قرآن درباره ویژگی های انسانی می خوانیم که انسان، موجودی هلوع و منوع و جزوع است که به معنای حریص و ناشکیبا، بی قرار و بخیل است (معارج آیات ۱۹تا ۲۱). این ویژگی های غریزی و فطری موجب می شود تا از احسان و نیکی در حق دیگران پرهیز کند و خودداری ورزد. از این رو نیازمند آن است تا به راه و روش های اخلاقی و حقوقی وی را به سوی احسان و کمک و یاری به دیگران سوق دهد. قوانین حقوقی و اخلاقی برای مهار و کنترل قوای غریزی وی از سوی خداوند و قانونگذار وضع می شود. این گونه است که در همان سوره معارج پس از ذکر خصلت های یاد شده، نمازگزاران را مستثنا می کند که ایشان در اموال خویش حقی را برای محرومان و نیازمندان پرسشگر در نظر گرفته اند. (همان آیات ۲۲ تا ۲۵) این استثنا از آن رو صورت می گیرد که در انسان دو قوه و نیروی برابر هم قرار داده شده است. نیروی تقوا (که بیانگر همه خصلت های نیکو و الهی است) و نیرو فجور (که یادآور همه خصلت های زشت و زمینی و قوای شهوانی است) که در برابر هم نهاده شده است به عنوان الهام از آن یاد می شود که ریشه در فطرت و غریزه انسانی دارد. (شمس آیات ۱تا ۸) گرایش انسان به هریک از این قوا و تقویت آن موجب می شود تا بخش دیگر تضعیف گردد و از ظهور و بروز بازماند. از آن جایی که زندگی در دنیا و عوامل بیرونی طبیعت زمینی انسان، قوای شهوانی را تقویت می کند و جنبه زمینی او را رشد و به بالندگی می رساند، قوه فجور نیز در وی تقویت می شود و از حد اعتدال بیرون می رود. این گونه است که قوای تقوایی و بازدارنده در انسان از رشد باز می ماند و یا از میان می رود. این بی گمان همانند آن است که فردی با از دست دادن نیروی بینایی به گونه ای می شود که نیروی شنوایی او رشد دو چندان می یابد و برخی از واکنش های بیرون از حد را نشان و بروز می دهد. از این رو امکان آن در انسان وجود دارد که با تقویت برخی از قوا و یا از دست دادن آن، قوا و نیروهای جایگزین و یا قوای دیگری تقویت شود.
نقش ایمان در گرایش به نیکوکاری
از آن جایی که طبیعت و زمین به شکل طبیعی گرایش قوای زمینی و فجوری را تقویت می کند و آدمی را از حد اعتدال بیرون می برد، انسانی می تواند خود را از شر قوای فجوری حفظ کند که ایمان به خدا و آخرت داشته باشد و خالقیت و ربوبیت خدا را باور و به کارهای صالح که رضا و خشنودی وی را در پی دارد، بپردازد، این گونه است که نمازگزاران به عنوان افرادی یاد می شوند که توانسته اند خصلت غریزی خود را مهار کرده و به عمل صالح و انفاق و کمک به هم نوعان روی آورند.
فجور در کاربرد قرآنی به معنا و مفهوم خروج و بیرون رفتن از جاده اعتدال است. کسی که قوانین را می شکند و یا از حدود الهی تجاوز می کند و دست به تعدی می زند، انسانی فاجر نامیده می شود. بنابراین تقویت هر بعد طبیعی و غریزی که برخاسته از قوای شهوانی و زمینی باشد، موجب می شود تا شخص از حد اعتدال خارج شده و عنوان فاجر را پیدا کند. در این جاست که قوانین و حتی قوانین تشدیدی لازم است تا شخص را در حد اعتدال نگه داشته و نگذارد تا از آن بیرون رود و یا به گونه ای شخص متجاوز را به حالت نخست بازگرداند.
آموزه های دستوری و اخلاقی کتب آسمانی از جمله قرآن درراستای تقویت اعتدال و ایجاد و نیز تقویت روحیه اعتدال وارد شده است. اعتدال موجب می شود تا مسئله استخدام گری نیز شکل مطلوبی به خود بگیرد. اگر انسان در سطح اعتدال حرکت کند، گرایش به هم نوع در او باقی و برقرار می ماند. برای حفظ و حتی تقویت برادری و همگرایی انسانی است که برخی از دستورها و آموزه های اخلاقی وضع و صادر شده است. نیکوکاری از جمله این آموزه هاست که به دو شکل اخلاقی (احسان و نیکوکاری) و انفاق واجب و زکات و مانند آن به شکل حقوقی و وظیفه دینی در اسلام وارد شده و در آموزه های قرآنی به شکل مختلف ظهور پیدا کرده است.
پاداش نیکوکاری
قرآن برای تقویت روحیه نیکوکاری به عنوان عامل همگرایی، پاداش هایی برای نیکوکاران می کوشد تا عنصر نیکوکاری را در انسان ها برانگیزد. از جمله راه هایی که قرآن به این منظور در پیش گرفته بیان پاداش های بی شمار برای نیکوکاران است. این پاداش ها را می توان به دو دسته پاداش های دنیوی و اخروی دسته بندی کرد. البته در آموزه های قرآنی تأکید بیشتری بر پاداش های اخروی شده است، زیرا در بینش قرآنی، آخرت به جهت بقا و پایداری آن از ارزش و اعتبار بیشتری برخوردار است و زندگی دنیایی به عنوان بستر ویا مقدمه برای آن مورد توجه و نظر می باشد. با این همه این بدان معنا نیست که زندگی دنیایی از ارزش و اعتباری برخوردار نباشد بلکه در نگرش قرآن و انسان هرچه در دنیا می کارد در آخرت درو می کند و آخرت چیزی جز پاداش زندگی دنیوی نیست که صورت پاداش برابر و یا پاداش تفضیلی خودنمایی می کند.
از جمله پاداش هایی که قرآن برای نیکوکاران برمی شمارد رسیدن به سعادت و آسایش و آرامش است. قرآن بیان می دارد که انسان همواره در پی رسیدن به آسایش و آرامش است. آرامش و امنیت به عنوان مهم ترین مؤلفه و شاخصه زندگی روحی و روانی بشر مورد توجه هر انسانی است. انسان همواره درجست وجوی آرامش و امنیت روحی و حتی اجتماعی و سیاسی است. عنصری که فقدان آن موجب می شود که آدمی احساس خوشبختی را از دست دهد. ترس و هراس همیشگی و فقدان امنیت و آرامش وی را به جنون و افسردگی می کشاند. قرآن امنیت و آرامش مطلق حتی به شکل شادابی، نشاط و خرمی را پاداش نیکوکاری در آخرت بر می شمارد تا به ارزش و اعتبار آن در نزد انسان و خدا اشاره داشته باشد. ان الابرار…فوقیهم الله شر ذلک الیوم؛ به درستی که نیکوکاران و ابرار را خداوند از شر آن روز (رستاخیز) حفظ و نگه می دارد.(انسان آیات ۵ و ۱۱) این بدان معناست که مطلق آرامش و رهایی از خوف و ترس و حزن مطلوب بشر است و انسان آن را به عنوان هدفی والا می جوید.
دومین مولفه خوشبختی و سعادت که هدف اصلی بشر است، آسایش می باشد. آسایش در کنار آرامش انسان را سرشار از احساس خوش سعادت و خوشبختی می کند. قرآن آسایش را به عنوان پاداش نیکوکاری بر شمرده و می فرماید: ان الابرار متکئین فیها علی الارائک لایرون فیها شمسا و لا زمهریرا، نیکوکاران بر تخت های روان تکیه زده و از آب هوای معتدل و مطبوع بهشتی برخوردار می باشند. از این رو است که خورشید تابان که شدت گرمای آن تن را می سوزاند و آزار می دهد را نمی بینند و از سرمای سوزان و سخت در امان هستند.
مصادیق آسایش اخروی
در آیات بسیاری به مصادیق آسایش اشاره می شود و با بیان جزئیات می کوشد تا آسایش نیکوکاران را در بهشت به ترسیم و تصویر کشد. از این رو به برخورداری بهشتیان نیکوکار از خدمتکاران همیشه حاضر و جوان (انسان آیات ۵و ۱۹)، تخت های روان، زیبا و فاخر (انسان ۵و ۱۳ و مطففین آیات ۲۳و ۲۲)، بهره مندی از مناظر بهجت انگیز و نعمت های فراوان (همان) چشمه های گوارا و شراب های پاک و پاکیزه، انواع نوشیدنی و میوه های در دسترس، ظرف های بلورین و جامه های فاخر و مانند آن اشاره می کند. (سوره انسان و نیز مطففین و…)
پاداش های ابرار و نیکوکاران را می توان به انواع نوشیدنی ها، خوراکی ها، پوشاک، زیورها، بهره مندی ها، دوست داشتنی ها، لذت های مادی ، معنوی، روحی و جسمی و مانند آن دسته بندی کرد.
باورها و صفات نیکوکاران
قرآن برای نیکوکاران و ابرار صفات و باورهایی را بیان می کند که همه در راستای اهداف عالی انسانی است. انسان هایی که با خودسازی توانسته اند، روحیه انسانی را درخود تقویت و از فجور رهایی یابند و به تقوای الهی دست یابند. (بقره آیه ۱۷۷) این بدان معناست که انسان با تلاش وکوشش خود می تواند به این مقام دست یابد به شرط آن که باورهای نیک خود را تقویت و با بهره مندی از تقوا، شاخ فجور را بشکند و از الهامات فطرت به جای الهامات غریزه پیروی کند و قوانین و آموزه های اخلاقی و دستوری خداوند را به کار گیرد.
قرآن در تبیین رسیدن نیکوکاران به این مقام بیان می کند که نیکوکاران از چه راه و روشی برای رسیدن به این مقام بهره جسته اند.
راهکارهای نیکوکاری
در آیات قرآن درتحلیل رسیدن نیکوکاران به مقام تقوای الهی به ابعاد مختلف قضیه پرداخته شده است. از جمله راه هایی که قرآن برای رسیدن به این مقام بر آن تاکید می ورزد، باورهای ابرار است؛ زیرا برترین شان هستی آدمی، عقاید و باورهای اوست. از این رو قرآن هنگام بیان باورهای ابرار و نیکان پس از نفی مصادیق پنداری و نادرست بر و نیکی، از باورهای آنان آغاز می کند و می گوید که نیکی آن نیست که برخی می پندارند بلکه نیکی ایمان به خدا و معاد و فرشتگان و ایمان به رسالت و کتاب های آسمانی است. (بقره آیه ۱۷۷) اخلاق نیکان و ابرار نیز عبارت است از صداقت، پارسایی، وفاداری، شکیبایی، (بقره آیه ۱۷۷)، اخلاص(انسان آیه ۹) و ترس از روز رستاخیز و احوالات آن (انسان آیه ۱۰).
رفتار وکنش ایشان نیز مبتنی بر انفاق و کمک به دیگران ( آل عمران آیه ۹۲) اقامه نماز (بقره آیه ۱۷۷)، پرداخت زکات (همان) و دیگر اعمال نیک و صالح است. (سوره انسان) خلاصه آن که یکی از روش های قرآنی برای رسیدن اشخاص و جوامع به کمال تقویت روحیه نیکوکاری و احسان است که با عمل به این موارد و مصادیق آن، علاقه نوع دوستی و برادری در انسان تقویت می شود و گرایش به کمک و یاری در فرد افزایش می یابد، این گونه است که درد دیگری را درد خود دانسته وانسان بی هیچ چشم داشتی درخدمت هم نوع بدون توجه به مساله ایمان وعدم ایمان وی می کوشد (انسان آیه ۹ و ۱۰) چنان که می بینیم اهل بیت پیامبر (ص) به عنوان مصداق کامل و اتم ابرار و نیکان، بدون هیچ چشم داشتی مادی و یا معنوی تنها به جهت اخلاص و وجه الهی به انسان دربندی که اسیر بود کمک می کنند.بی گمان اسیران درشهر مدینه انسان هایی بودند که ایمان به خدا وپیامبر و کتاب آسمانی نداشته وکافر و مشرک بوده اند، با این همه اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به جهت ایمان و اخلاص به مساله نوع دوستی توجه می دهند و از غذا وخوراک خود در نهایت نیاز، می گذرند و آن را به کافربندی می دهند تا از آن بخورد. این گونه است که همگرایی اجتماعی در میان انسان ها تقویت می شود و امکان تبادل فرهنگی درمحیطی سالم فراهم می گردد.

Share

مشترک سایت من شوید تا حتی یک مطلب را هم از دست ندهید!

 به وسیله ایمیل:

 ایمیل شما نزد ما محفوظ و اشتراک تان هر لحظه با یک کلیک قابل انصراف است.


بعد از ثبت نام رایانامه ای حاوی لینک فعال سازی برایتان ارسال خواهد شد. در صورت دریافت نکردن به بخش اسپم ایمیلتان مراجعه کنید.

مشترک خوراک شوید

یا به وسیله فید (خوراک)

Leave a Reply

برچسب‌هایی که می‌توانید استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>