راه رسیدن به کمال ایمان از نظر امام رضا(ع)

۱۵

در مطلب حاضر نویسنده با بررسی حدیثی از امام رضا(ع)، راهکار تکمیل و افزایش ایمان را توضیح می‌دهد و از ضرورت حق‌مداری و تمسک به حق براساس تبعیت از امامت معصومین(ع) در حال حیات و مماتشان سخن می‌گوید.

بر اساس آموزه‌های قرآن، ایمان همانند دیگر امور معنوی دارای مراتب تشکیکی و درجات متعدد و متنوعی است که گویی میان درجه پایین با درجه بالای آن هیچ ارتباطی نیست، همان طوری که چنین گمانی میان نور خورشید و نور کرمک شبتاب پدید می‌آید. تلاش انسان در زندگی دستیابی به مراتب عالی و برتر ایمان است که تنها از راه علم و عمل شدنی است؛ زیرا تنها با این دو بال است که می‌توان بالا رفت.(فاطر، آیه ۱۰)
درجه ایمانی هر کسی به معنای درجه معرفتی و ارادی اوست؛ زیرا ایمان، خروجی جزم اندیشه‌ای و عزم ارادی است که عقل نظری و عقل عملی آن را می‌سازد. انسانی که به معرفتی دست یافته باشد و به آن قطع و یقین داشته و سپس بر اساس آن نیت قلبی و انگیزه هایش را شکل دهد و عزم نماید تا به آن دست یابد، به ایمان دست یافته است؛ زیرا ایمان پیوند عقل و قلب، علم و عمل، و جزم و عزم است.
اما پرسش این است که چگونه می‌توان به درجات و مراتب عالی ایمان دست یابد و ایمان خود را تکمیل کرد و به کمال ایمان دست یافت؟ امام رضا(ع) درباره نحوه تکمیل حقیقت ایمان می‌فرماید: لا یَسْتَکْمِلُ عَبْدٌ حَقیقَهً الایمـانِ حَتّى تَکُونَ فیهِ خِصالٌ ثـَلاثٌ: اَلتـَفـَقـُّهُ فى الدّینِ، وَ حُسْنُ التَّقْدیرِ فِى الْمَعیشَهً الصَّبْرُ عَـلَى الرَّزایا؛ هیـچ بنده‌اى به کمال حقیقى ایمان نمى‌رسد، تا اینکه این سه خصلت در او باشد: دین شـناسى و ژرف اندیشی در دین، و اندازه و برنامه ریزى نیکو در معیشت و معاش زندگى، و شکیبایى بر سختیها و ناملایمات. (تحف العقول، ص ۴۴۶)
از نظر امام رضا(ع) چنین عناصری می‌تواند نقش کلیدی در اکمال ایمان‌اشخاص داشته باشد و گرنه نمی‌توان از کمال ایمان سخن به ایمان آورد؛ زیرا کسی که در دین ژرف اندیشی نمی‌کند و همه ابعاد معرفتی و نظری آن را درک نمی‌کند نمی‌تواند به فلسفه زندگی اسلامی بر اساس آموزه‌های ایمانی دست یابد؛ زیرا ممکن است همانند برخی از مسلمانان به جبرگرایی رو آورد و این گونه ظلم و ستم دیگران را بپذیرد و منظلم شود و یا افکار و عقاید باطلی را به عنوان اسلام پذیرفته و سبک زندگی خود را بر اساس آن شکل دهد؛ چنانکه عدم تفقه در دین موجب ایجاد و شیوع مذاهب باطلی چون تکفیری‌ها و وهابی‌ها و بهایی‌ها و مانند آن شده  است.
اگر کسی به حقیقت اسلام دست یابد و با ژرف نگری و تفقه، حقیقت آن را دریابد می‌داند که رابطه میان دنیا و آخرت بسیار ظریف و دقیق است که می‌بایست آن را مراعات کند. پس هم دنیا را مزرعه آخرت دانسته و با حفظ اصالت به آخرت به دنیا به عنوان کشتزار و به آخرت به عنوان زمان و محل درو توجه می‌یابد(انعام، آیه ۱۲۰؛ اعراف، آیه ۱۴۷) و هم در زندگی‌اش به اعتدال و دور از افراط و تفریط می‌پردازد(فرقان، آیه ۶۷ و خواهان حسنات دنیا و آخرت می‌شود.(بقره، آیه ۲۰۱)
از حضرت رضا(ع)پرسیدند: انَّ اَبَاالحَسَنِ سُئِلَ عَنْ اَفْضَلِ عَیْشِ الدُّنْیا، فَقالَ: سِـعَهُ الْمَنْزِلِ وَ کَثْرَهً الْمُحِـبّینَ؛ بهترین خوشى و لذّت دنیا چیست؟ فــرمـود: خـانه وسـیع و بسـیارى دوسـتان. (بحار الانوار، ج ۷۱، ص ۱۷۷)
پس اینکه زندگی دنیوی شخص خوب باشد یک اصل است و این گونه نیست که خداوند طیبات زندگی دنیوی را بر مومن حرام کرده باشد بلکه از ایشان خواسته بهترین‌ها را در زندگی به کار بگیرند و از آن سود برند؛ زیرا نعمت‌های الهی در دنیا برای همگان است ولی در آخرت برای مومنان. پس استفاده از طیبات دنیوی امری نیک است و انسان مومن باید از حسنات دنیوی به خوبی بهره گیرد.
در همین ارتباط امام رضا(ع)بر توسـعه بر خـانواده تاکید داشته و می‌فرماید: یَنْبَغى لِلرَّجُلِ اَنْ یُوَسِّعَ عَلى عِیالِهِ لِئـَلاّ یَتَمـَنَّوْا مـَوْتـَهُ؛  سزاوار است که مرد، در هزینه‌ها و خرجها بر خانواده خود توسعه و گشایش دهد، تا آرزوى مرگش را نداشته باشند. (من لا یحضره الفقیه، ج ۲۳، ص ۶۸)
البته امام رضا(ع) مـال انـدوزى را نـکوهش می‌کند؛ زیرا بهره مندی از طیبات زندگی چیزی است و مال اندوزی چیز دیگر است؛ چرا که مال اندوزی نشان دهنده خصلت‌های نادرستی در شخص است که این گونه خودش را نشان می‌دهد. ایشان می‌فرماید: لا یَجْتَمِعُ الْمالُ اِلاّ بِخِصالٍ خَمْسٍ: بِبُخْلٍ شَدیدٍ وَ اَمَلٍ طَویلٍ وَ حِرْصٍ غالِبٍ وَقطیعَهً الرَّحِمِ وَ ایثارِ الدُّنْیا عَلَى‌الآخِرَهً؛ هـرگز ثروت جمع و اندوخته نمىشود، مگر بـا پنـج خـصلت: بخـل شـدید، آرزوى دور و دراز، حـرصِ غالب، قطع رحـم و برگزیدن دنیا بر آخـرت. (کشف الغمّه، ج ۳، ص ۸۴)
همچنین از مهم‌ترین بازتاب‌های ایمان حقیقی در زندگی، صبربر سختی‌ها و مشکلات است؛ زیرا کسی که ایمان به مالکیت و حکمت و قدرت الهی داشته باشد می‌داند که با هر مشکلی که مواجه می‌شود یا ابتلایی برای ظرفیت بخشی است یا عذابی برای تنبیه و عبرت گیری؛ پس مصلحت و حکمت الهی را به اجمال می‌داند حتی اگر به جزئیات آن آگاه نباشد بنابراین، صبر پیشه می‌گیرد و آن را به حکمت الهی و مصلحت خود نسبت می‌دهد و بر آن، صبر جمیل داشته و جزع و فزع نمی‌کند.(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳)
بنابراین، یک مومن را می‌توان به سادگی در رفتارش شناخت؛ زیرا اهل تفقه در دین ، میانه‌روی و اعتدال و نیکویی در معیشت و صبر در مشکلات است.
حق مداری با محور امامان(ع)
 از نشـانه‏هاى مـؤمن
در همین چارچوب امام رضا(ع) نشانه‌های دیگری را نیز بیان می‌کند تا به ما بیاموزد که اگر مدعی اسلام و ایمان هستیم می‌بایست این گونه رفتار کنیم. پس برای محاسبه نفس و خودارزیابی نسبت به وضعیت ایمانی خود و نیز محاسبه و ارزش‌گذاری ایمان دیگران می‌توانیم به نشانه‌های  ایمان غیر از موارد پیش گفته به موارد دیگری نیز توجه داشته باشیم که از جمله آنها مدیریت خشم و نیز مراعات حق در همه احوال است.
امام رضا(ع) فرمود: اَلْمُؤمِنُ اِذا غَضِبَ لَمْ یُخْرِجْهُ غَضَبُهُ عَنْ حَقٍّ، وَ اِذا رَضِىَ لَمْ یُدْخِلْهُ رِضاهُ فى باطِلٍ، وَ اِذا قَدَرَ لَمْ یَأْخُذْ اَکْثَرَ مِنْ حَقِّهِ؛ مؤمن، هرگاه خشمگین شود، غضبش او را از حق بیرون نمى برد و هرگاه خرسند شود، خوشنودی‌اش او را به باطل نمى کشاند و هرگاه قدرت یابد، بیش از حق خودش بر نمى دارد. (بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۳۵۵)
می‌دانیم که انسان‌ها در هنگام خشم از تعادل رفتاری بیرون می‌روند و هیجانات ناشی از غضب رفتاری را موجب می‌شود که پشیمان آفرین است و آدمی پس از آنکه خشمش فروکش کرد از بسیاری از گفته‌ها و کرده هایش پشیمان می‌شود و نشانه‌های ندامت بر چهره و رفتارش ظاهر می‌شود که گاه، چون کار از کار گذشته دیگر پشیمانی سودی ندارد.
انسان مومن همواره حق مدار است و می‌کوشد تا به هر شکلی شده دور باطل نگردد، بلکه حق محور و حق مدار باشد؛ چنانکه امام علی(ع) این گونه بود به طوری که پیامبر(ص) می‌فرماید: عَلِیٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِیٍّ یَدُورُ حَیْثُمَا دَارَ؛ علی با حقّ است و حق با علی. هر کجا علی باشد، حق هم آنجاست.(الأمالی للصدوق، ص ۸۹؛ الجمل، ص ۸۱؛ الأمالی للطوسی، ص ۵۴۸؛ کفایهً الأثر فی النص علی الأئمهً الإثنی عشر، ص ۲۰؛ سنن الترمذی، ج ۵، ص ۶۳۳؛ الإمامه و السیاسه، ج ۱، ص ۹۸؛ المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۱۳۵؛ تاریخ مدینهً دمشق، ج ۴۲، ص ۴۴۸؛ المناقب، ص ۱۰۴)
از همین رو امام رضا(ع) بر اساس همین روایات و آیات قرآن از جمله آیات ۶۱ سوره آل عمران و ۳۳ سوره احزاب و مانند آنها محبت آل محـمّد را معیار رستگاری و نجات می‌شمارد و دشمنی ایشان را معیار باطل‌گرایی می‌داند.
امام هشتم (ع) فرموده است: لایُحِبُّنا کافِرٌ وَلا یُبْغِضُنا مُؤْمِنٌ، وَ مَنْ ماتَ وَهُوَ یُحِبُّنا کانَ عَلَى اللّهِ حَقّا اَنْ یَبْعَثَهُ مَعَنا؛ هیچ کافرى ما را دوست نمى دارد و هیچ مؤمنى دشمن ما نمى شود. هرکس با محبّت ما اهل بیت بمیرد، بر خداوند حتمى است که او را در قیامت با ما برانگیزد. (مسند الامام الرضا ، ج ۱، ص ۳۵۸)
کسی که می‌خواهد به عزت و صلاح در زندگی دنیا برسد و امور دین و دنیای وی به صلاح باشد باید تحت رهـبرى امامان(ع) در آید و از ایشان جدا نشود. از این رو امام رضا فرموده است: اِنَّ الإمامَهًْ زِمامُ الدّینِ وَ نِظامُ الْمُسْلِمینَ وَ صـَلاحُ الدُّنیـا وَ عِـزُّ الْمـُؤْمِنینَ؛ امامت و رهبرى، رشته دارى دین و نظام بخشى مسلمانان است و مـوجب اصـلاح دنیـا و عزّت و سربلندى مؤمنان است. (اصول کافى، ج ۱، ص ۲۰۰)
این رهبری تنها در حالت زنده بودن آنان نیست؛ بلکه آنان به علت آنکه فانی در خدا و باقی به او هستند، از مقام عندالله در همه حضرات حضور دارند و تفاوتی میان زنده و مرده آنان نیست؛ زیرا آنان همواره از حیات کامل برخوردارند و می‌توانند در کائنات به اذن الهی تصرف داشته باشند. از همین رو زیارت آنان همان طوری که در هنگام حیات ایشان فرض و واجب برای اکمال اعمال عبادی و اتمام آن است. همچنین زیارت آنان در زمان ممات نیز چنین جایگاه و منزلتی دارد.
از این رو آن حضرت (ع) در‌باره زائـر قبر خویش می‌فرماید: اِنَّ زُوّارَ قَبْرى لَأَکْرَمُ الْوُفُودِ عَلَى الله ِ یَوْمَ الْقِیامَهً، وَ ما مِنْ مُؤْمِنٍ یَزُورُنى فَیُصیبُ وَجْهَهُ مِنَ الْماءِ اِلاّ حَرَّمَ الله تَعالى جَسَدَهُ عَلَى النـّارِ؛   زائران قبرم از گرامى ترین گروههایى‌اند که روز قیامت، بر خدا وارد مى شوند. هیچ مؤمنى نیست که مرا زیارت کند و در راه زیارتم بر چهره‌اش قطره آبى بچکد، مگر آنکه خداى متعال، بدن او را بر آتش دوزخ حرام مى کند. (عیون اخبار الرضا، ج ۲، ص ۲۴۸)
این حضور و زیارت در نزد ایشان در حال حیات و ممات، خود نشانه‌ای از ایمان و در چارچوب اصل ولایـت و بـرائت یعنی تولی و تبری است. از این رو آن حضرت(ع) در نوشته خود به مأمون، فرموده است: حـُبُّ اَوْلِیاءِ الله واجِبٌ وَ کَذلِکَ بُغْضُ اَعْدائِهِمْ وَ الْبَرائَهً مِنْهُمْ وَ مِنْ اَئِمَّتِهِمْ؛  دوستى با دوستان خدا واجب است، همچنین دشمن داشتن و بیزارى جستن از دشمنان دوستان خدا و سران آنان واجب است. (وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۳۳)
دامنه و گستره این محبت و تولی و تبری چنان گسترده و فراگیر است که حتی به صالحان از شیعیان نیز می‌رسد به طوری که اگر کسی می‌خواهد خود را در سبک اسلامی زندگی ببیند می‌بایست زیارت و دیدار صالحان از شیعیان را به عنوان یک ملاک در زندگی خویش قرار دهد و این گونه با ارتباط با شیعیان صالح خود را در مسیر درست زندگی اسلامی و هدایت قرار دهد و از آثار و برکات آن بهره مند شود. از امام رضا(ع) روایت است که فرمود: مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلى زِیارَتِنا فَلْیَزُرْ صالِحى مَوالینا یُکْتَبْ لَهُ ثَوابُ زِیارَتِنا؛ هرکس نتـواند ما را زیـارت کنـد، دوستان و پیروان شایسته ما را زیارت کند، تـا پاداش زیـارت مـا برایش نوشـته شـود. (مسند الامام الرضا علیه‌السلام، ج ۲، ص ۲۵۴)

یک دیدگاه قرار دهید

رایانامه شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.