مفهوم «روزی» در قرآن

در مطلب حاضر نویسنده با تشریح چیستی مفهوم رزق و روزی و انواع آن به نکاتی درباره دیدگاه قرآن درباره این مقوله اشاره می‌کند. همچنین عوامل کسب آسان روزی را برشمرده است.

چیستی مفهوم روزی
بر اساس آموزه‌های قرآن، ضروریات زندگی هر کسی در قالب قسمت روزی تامین و تضیمن شده است؛ اما انسان مسئولیت‌هایی نیز دارد تا نه تنها این قسمت و سهمیه به دستش برسد، بلکه باید تلاش کند تا فراتر از آن، شرایط برای بهبود اوضاع اقتصادی فراهم آید و انسان ها از فضل الهی بهره گیرند؛ زیرا رزق سهمیه‌بندی شده غیر از فضلی است که انسان باید آن را از طریق تلاش به دست آورد.
به سخن دیگر، در مساله اقتصادی، دو اصطلاح در قرآن در خصوص رحمت الهی به بندگان مطرح است که شامل رزق و فضل الهی است؛ رزق به معناى غذا و طعام، قوت روزانه و همان ضروریّات زندگى انسانی است که بقای او را تضمین می کند. (لغت نامه، دهخدا، ج ۸ ، ص ۱۰۸۹۴، «روزى».) البته به هر چه در شکم وارد می شود(مفردات الفاظ قرآن‌کریم، راغب اصفهانی، ص ۳۵۱، ذیل واژه رزق)، یا  عطایاى جارى الهی در دنیا و آخرت(همان) نیز رزق گفته می شود که تفسیر همان تامین عوامل بقایی انسان، از خوراک است.
اما فضل به معنای باقیمانده، بازمانده، زیادی، اضافه شده و مانند آنها است. از همین رو، شخص فاضل، عالمی است که بیشتر می داند، یا فضیلت، اضافه های اخلاقی یا برترهای اجتماعی فراتر از بهره مندی دیگران، یا فضولات به معنای ته مانده یا باقیمانده ازغذاهای حیوانات، آشغال و مانند آنها است.
امام‌علی(ع) در حکمت ۳۷۹ نهج‌البلاغه می‌فرماید: الرزق رزقان: رزق تطلبه و رزق یطلبک؛ روزی، دو گونه است: روزی‌ای که تو آن را می‌جویی و روزی که آن، تو را می‌جوید.
از نظر قرآن، رزق که همان طعام و قوت روزانه هر کسی است، تضمین شده است چنانکه خدا درباره تضمین روزی همه موجودات زمینی می‌فرماید: وَمَا مِنْ دَابَّهٍ فِی الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَیَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا کُلٌّ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ؛ هیچ جنبنده‏‌اى در زمین نیست، مگر اینکه روزی‌اش بر عهده خداست؛ و او قرارگاه و محل مردنش را مى‏‌داند. همه اینها در کتابى روشن ثبت است.(هود، آیه ۶) پس رزق هر جنبده‌ای در کتاب مبین ثبت و ضبط است و واجب برای خدا این است که آن را تضمین کرده و به آن موجود می‌رساند، همان طوری که بقیه امور زندگی هر جنبده‌ای از جمله اجل و زمان مرگش در آن کتاب نوشته و ثبت شده است. از همین رو هیچ جنبده‌ای بی‌رزق و روزی نمی‌ماند و رزقش بدون تلاش آنچنان سخت تامین و تضمین است؛ چنانکه خدا می‌فرماید: وَکَأَیِّنْ مِنْ دَابَّهٍ لَا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ یَرْزُقُهَا وَإِیَّاکُمْ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ؛ و چه بسیار جاندارانى که روزى خود را حمل نمی‌کنند  خداست که آنها و شما را روزى مى‏‌دهد و اوست‏ شنواى دانا. (عنکبوت، آیه ۶۰)
تفاوت در رزق‌ها
همچنین از نظر قرآن، رزق هر جنبده‌ای یکسان نیست و هر جنبده ای یکسان رزق و روزی نمی‌خورد، بلکه از سوی خدا همواره گشایش و تنگی در رزق بویژه درباره انسان‌ها ایجاد می‌شود؛ چنانکه خدا بارها از جمله در ادامه همین آیه می‌فرماید: یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَیَقْدِرُ لَهُ إِنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ‌؛ خدا بر هر کس از بندگانش که بخواهد روزى را گشاده مى‏‌گرداند و یا بر او تنگ مى‏‌سازد؛ زیرا خدا به هر چیزى داناست. (عنکبوت، آیه ۶۲)
فلسفه بسط و قبض در رزق امور چندی است که از جمله آنها می‌توان به این آیات اشاره کرد که خدا می‌فرماید: و اگر خدا روزى را بر بندگانش فراخ گرداند و بسط و گشایش دهد، مسلما در زمین سر به عصیان برمىدارند، لیکن آنچه را بخواهد به اندازه‏‌اى که مصلحت است، فرو مى‏فرستد. براستى که او به حال بندگانش آگاه بیناست.(شوری، آیه ۲۷) در جایی دیگر نیز می فرماید: کَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیَطْغَى أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى؛ حقا که انسان سرکشى مىکند، همین که خود را بى ‏نیاز پندارد. (علق، آیه ۶ و ۷)
در آیات بسیاری مصادیقی از همین سرکشی و طغیان به سبب افزایش رزق و روزی بیان شده است که از جمله آنها می‌توان به قارون(قصص، آیات ۷۶ تا ۸۰)، مترفان(اسراء، آیه ۱۶؛ زخرف، آیه ۲۳؛ سباء، آیات ۳۴ و ۳۵؛ مومنون، آیه ۶۴) و مانند آنها اشاره کرد.
از نظر قرآن، هر انسانی قسمتی از روزی دارد که به او می‌رسد و تقسیم کننده روزی نیز خود خدا است. بنابراین کم و زیاد رزق و معیشت افراد نیز بر اساس قسمتی است که خدا به جهت دستیابی به اهداف آفرینش انجام می‌دهد: آیا آنانند که رحمت پروردگارت را تقسیم مى‌کنند. ما وسایل معاش آنان را در زندگى دنیا میانشان تقسیم کرده‏‌ایم؛ و برخى از آنان را از نظر درجات، برتر و بالاتر از بعضى دیگر قرار داده‏ایم تا بعضى از آنها بعضى دیگر را در خدمت گیرند؛ و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان مى‏‌اندوزند بهتر است. (زخرف، آیه ۳۲)
البته از آنجایی که انسان‌ها دارای اراده و حق انتخاب هستند و قدرت دارند تا کاری را انجام داده یا ترک کنند، ممکن است به ظلم و ستم، رزق و قسمت معیشتی دیگران را بخورند از این رو، لازم است تا مردم حقوق خویش را بشناسند و خواهان سهمیه خویش از رزق و روزی باشند.(حدید، آیه ۲۵)
همچنین خدا بر اساس فلسفه و اهدافی، «مال الله» را به گونه ای در میان افراد انسانی تقسیم می‌کند تا انسان ها خود اقدام به انفاق از آن کنند از این رو بر مردان واجب کرده تا به همسران خویش انفاق کنند و نیازهای آنان را برآورده سازند.(نساء، آیه ۳۴) همچنین در هر مالی از مال الله (نور، آیه ۳۳) که در اختیار بشر قرار داده می شود، حقی برای نیازمندان قرار داده تا به آنان پرداخت شود (همان، ذاریات، آیه ۱۹؛ معارج، آیات ۲۴ و ۲۵) یا برای تامین ضروریاتی چون ازدواج بی‌همسران هزینه و انفاق کنند.(نور، آیه ۳۳)
از نظر قرآن، انسان ها برای بهره مندی از فضل الهی باید خود تلاشی سخت و جدی داشته باشند؛ زیرا اگر چه فضل الهی نیز در دست خدا و بر اساس قسمتی است که در کتاب مبین الهی ثبت و ضبط است (هود، آیه ۶؛ حدید، آیه ۲۹)؛ اما دستیابی به این فضل جز از راه تلاش مضاعف و کار سخت امکان‌پذیر نیست؛ زیرا شخص دنبال نوعی برتری در آسایش و معیشت زندگی است و این غیر از ضروریات و طعامی است که او را زنده نگه می‌دارد و بقایش را تضمین می کند. از همین رو در آیات الهی از انسان ها می‌خواهد برای رسیدن به آسایش و رفاه، تلاش کنند تا به فضل الهی دست یافته و از آن بهره مند شوند. خدا می‌فرماید: وَآخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ؛ عده‏ اى دیگر در زمین سفر تجاری مى‌کنند و در پى فضل الهی هستند. (مزمل، آیه ۲۰) و نیز می فرماید: فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلَاهُ فَانْتَشِرُوا فِی الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ؛ چون نماز گزارده شد در روى زمین پراکنده شوید و فضل خدا را بجویید.(جمعه، آیه ۱۰)
رزق‌های اقتصادی الهی شامل چهارپایان(حج، آیه ۲۸)، انگور(نحل، آیه ۶۷)، باران(غافر، آیه ۱۳)، بوستان(سبا، آیه ۱۵)، حبوبات(ق،آیات ۹ و ۱۱)، چشمه ها(بقره، آیه ۶۰)، خرما(نحل، آیه ۶۷)، گزانگبین(بقره، آیه ۵۷)، میوه ها(بقره، آیه ۲۲) و مانند آنها است. همه اینها را خدا از طریق زمین و آسمان(بقره، آیه ۲۲؛ نحل، آیه ۶۳) برای آدمی در فصول چهارگانه در طول سال تامین می‌کند.(فصلت، آیه ۱۰)
نکاتی مهم درباره رزق
در آیات قرآن به مساله رزق بسیار توجه شده و آیات بسیاری نازل شده است؛ زیرا رزق و روزی بویژه اقتصادی آن تضمین کننده بقای انسانی است و انسان بدون رزق اقتصادی می‌میرد و نابود می شود. بر همین اساس در آیات قرآن به ابعاد گوناگون رزق و روزی اشاره شده است که برخی از مهمترین آنها عبارتند از:
۱. فلسفه رزق: بهره مند شدن انسان، مهمترین هدف و فلسفه نزول رزق و روزى از جانب خدا است.(یونس، آیه ۵۹؛ ق، آیات ۹ و ۱۱) همچنین از نظر قرآن، بهره مندى مؤمنان از روزی‌هاى طیّب و مناسب با ساختار فطرت انسانی، یکی از اهداف اصلى از مهیّا بودن آن در زندگى دنیایی براى انسانها است.(اعراف، آیه ۳۲)
۲. مراعات تقوا: انسان باید در استفاده از رزق همواره تقوای الهی را مراعات کرده و حدود و مقررات آن را بشناسد و بر اساس آن عمل کند. پس رعایت تقوا، در بهره‌گیرى از رزق الهى ضرورتی انکار ناپذیر است تا انسان از هر آنچه مفید و سازنده و در راستای کمالات اوست، بهره‌مند شود و از امور زیانبار پرهیز کند.(مائده، آیه ۸۸) به عنوان نمونه، در استفاده از رزق نباید اسراف و تبذیر کرد؛ زیرا اسراف و زیاده‌روى هنگام استفاده از روزى، باعث گرفتارى مسرفان به غضب الهى می شود.(طه، آیه ۸۱)
۳. ناسپاسی عامل از دست رفتن رزق: از نظر قرآن کریم، ناسپاسی و کفران نعمت در برابر نعمتهاى خدا، عامل از دست دادن رزق و روزى است.(نحل،آیه ۱۱۲؛ قصص، آیات ۸۱ و ۸۲؛ سباء، آیات ۱۵ و ۱۷) قرآن به این نکته توجه می‌دهد که کفران و ناسپاسی رویه شیطانی است، بر همین اساس، پیروى از شیطان در استفاده از رزق، کارى ناشایست و نکوهیده است و انسان ها باید از آن اجتناب کنند.(انعام، آیه ۱۴۲) از نظر قرآن، لازمه بهره مندى انسان از رزق الهى، سر فرود آوردن آنان به بندگى اوست نه طغیان و کفر و کفران.(بقره، آیه ۱۷۲؛ عنکبوت، آیه ۱۷؛ ق، آیات ۹ تا ۱۱)
۴. اباحه: از نظر قرآن ، اصل، بر حلیت همه رزق ها جز موارد استثنایی است که از سوی خدا در شرایع اسلامی بیان شده است. بنابراین، انسان مجاز است تا از همه ارزاق الهی بهره مند شود؛ اما باید توجه داشته باشد که مباح بودن بهره‌مندى از روزیهاى خدا، منوط به اموری از جمله شکرگزاری و بهره‌گیری درست و مناسب از نعمت(بقره، آیه ۱۷۲؛ انفال، آیه ۲۶) و دوری از اسراف(طه، آیه ۸۱)،  ترک فسادگرى(بقره، آیه ۶۰) مراعات قوانین شریعت مثل ذکر نام خدا برطعام و هنگام ذبح حیوانات(حج، آیات ۲۸ و ۳۴) و مانند آنها است. از نظر قرآن کسانی که به جای استفاده از ارزاق الهی و طیبات روزی، از آن استفاده نمی کنند یا به تحریم آن می پردازند، نه تنها به خدا افترا می‌زنند بلکه راه شیطان را می‌پیمایند. از همین رو تحریم‌کنندگان رزق و روزى پاکیزه از سوی خدا به عنوان پیروان شیطان (انعام، آیات ۱۴۰ و ۱۴۲) مورد نکوهش قرار می‌گیرند(اعراف، آیه ۳۲) و خدا تحریم هرگونه رزق الهى، بدون اذن الهى را نادرست دانسته و از مردمان می‌خواهد تا از این امر اجتناب کنند و حلال خدا را حرام نشمارند.(انعام، آیات ۱۴۰ و ۱۴۲) از همین رو مشرکان، به علت حرام و حلال کردن رزق‌ها، بدون اذن خدا مورد سرزنش قرار گرفته‌اند (یونس، آیه ۵۹) و قرآن نه تنها تحریم خودسرانه رزق الهى را افترا به خداوند(همان؛ انعام، آیه ۱۴۰) ، بلکه نشانه آشکار زیانکارى انسان می داند.(همان) از نظر قرآن انسان ها همواره باید دنبال رزق حلال و طیب و پاک باشند و از حرام و خبیث اجتناب کنند.(مائده، آیه ۸۸؛ نحل، آیه ۱۱۴ ؛ بقره، آیات ۵۷ و ۱۷۲)
۵. انفاق: از واجبات مالی این است که انسان از هر نوع مال و رزقی که خدا در اختیار او گذاشته به دیگران انفاق کند. (بقره، آیه ۳؛ معارج، آیات ۲۴ و۲۵) از نظر قرآن، انفاق از روزى، باعث ارزشمندى و فضیلت انسان(نحل، آیه ۷۵) و تجارتى زوال ناپذیر با خدا است.(فاطر، آیه ۲۹) از همین رو خدا بارها در قرآن، به انفاق از اموال حلال و مشروع توصیه کرده بلکه دستور می‌دهد(بقره، آیات ۳ و ۲۵۴ و ۲۶۷؛ نساء، آیه ۳۹؛ انفال، آیه ۳) تا در قیامت گرفتار پشیمانی نشوند.(منافقون، آیه ۱۰) بنابراین، اطعام به نیازمندان از رزق الهى همانند گوشت شتر، گاو و گوسفند و مانند آنها(انسان، آیه ۹؛ مدثر، آیه ۴۴) بویژه در زمان ها و مناسکی چون حج لازم و ضروری است.(حج، آیه ۲۸)
از نظر قرآن، برخوردارى از رزقِ افزون و دریغ داشتن آن از دیگران، انکار نعمت خدا است(نحل، آیه ۷۱) و انسان باید بداند که با این انفاق نه تنها دنیای خویش را آباد می‌کند و بر رزق و برکت آن از نظر کمی و کیفی می افراید(طلاق، آیات ۲ و ۳؛ منافقون، آیات ۱۰ و ۱۱)، بلکه آخرت خویش را آباد می‌کند؛ زیرا اگر این کار را اینک انجام ندهد هنگامی که در احتضار قرار می گیرد و می‌بیند که انفاق تا چه اندازه نقش دارد، خواهان بازگشتی می‌شود که شدنی نیست.(همان؛ ابراهیم، آیه ۳۱) به نظر می‌رسد هر کسی که گرفتار محدودیت رزق و تنگدستی مالی است با هر آنچه دارد انفاق کند تا خدا به رزق او گشایش داده و از مشکلات مالی رهایی بخشد. (طلاق، آیات ۲ و ۳؛ منافقون، آیات ۱۰ و ۱۱)
۶. تامین رزق دیگران: چنانکه گفته شد انفاق مالی و رزق گاه امری واجب است. از جمله مواردی که به عنوان واجب یا مستحب باید در اندیشه دیگران بود می‌توان به تأمین روزى سفیهان، از سوی امت و امام(نساء، آیه ۵)، تأمین رزق مساکین ، یتیمان و نیازمندان از خویشان، از اموال میّت، در صورت حضور آنان هنگام تقسیم ارث(نساء، آیه ۸)، تأمین رزق مادر بویژه در دوران شیردهی به طور شایسته و در حد توان از سوی پدر(بقره، آیه ۲۳۳)، تامین رزق همسر(نساء، آیه ۳۴) و فرزند(بقره، آیه ۲۳۳) از سوی شوهر و پدر اشاره کرد.
۷. تضمین رزق: از نظر قرآن، روزی هر موجودی تضمین است و خدا به ضروریاتی که نیاز دارد پاسخ درخور و مناسب می‌دهد (انعام، آیه ۱۵۱؛ اسراء، آیه ۳۱؛ طه، آیه ۱۳۲؛ عنکبوت، آیه ۶۰)؛ زیرا کلید گنجینه‌هاى آسمان و زمین در دست خدا است و همین باعث تضمین روزى انسانها و دیگر موجودات است؛ بخصوص آنکه خدا قادر و علیم و غنی است و هیچ عجز و جهل و بخل در وی راه ندارد(فاطر، آیه ۱۵) و از نظر قرآن، لطف، قوّت و عزّت الهى، تضمین‌کننده روزى بندگان است.(شوری، آیه ۱۹) بنابراین، خساست و بخل معنایی ندارد؛ چنانکه کشتن فرزندان و ترس از دست تهی شدن معنا و مفهومی ندارد.(انعام، آیه ۱۵۱؛ اسراء، آیه ۳۱)
۸. تحصیل رزق: هر چند گفته شده خدا اصل رزق را برای مردم تضمین کرده است؛ زیرا مقام خالقیت(روم، آیه ۴۰؛ انفال، آیه ۳)، الوهیت(مائده، آیه ۸۸؛ اعراف، آیه ۳۲؛ یونس، آیه ۳۱)، قوت و عزت و لطف الهی(شوری، آیه ۱۹) و ملک و فرمانروایی خداوندی(آل عمران، آیات ۲۶ و ۲۷) موجب می شود تا خدا به مخلوقات رزق برساند و بقای آنان را این‌گونه تضمین کند؛ اما این بدان معنا نیست که انسان هیچ اقدامی نکند و  دنبال رزق نرود و سهم خویش را نخواهد، بلکه حتی می‌بایست برای فضل الهی و زیادتر از رزق نیز در چارچوب‌هایی بیان شده تلاش کند.(جمعه، آیه ۱۰)
۹. وسعت و تنگی رزق: چنانکه گفته شد، رزق در دست خدا است و اوست که آن را بر اساس فلسفه و اهداف، تقسیم کرده و بسط می‌دهد و یا تنگ می گیرد. خدا بصراحت از رزق معلوم سخن می‌گوید که خود بر آن آگاه است.(صافات، آیه ۴۱) همچنانکه از رزق مقدر و مشخص نیز سخن به میان آورده است. همچنین خدا در آیات قرآن به صراحت می‌فرماید هر یک از این گشادگی و تنگی در رزق بر اساس مشیت (بقره، آیه ۲۴۵؛ رعد، آیه ۲۶؛ اسراء، آیه ۳۰) ، آزمون و ابتلای مردمان (فجر، آیه ۱۶) ، آگاهی و علم الهی به احوال بندگان(اسراء، آیه ۳۰؛ عنکبوت، آیه ۶۲؛ شوری، آیات ۱۲ و ۲۷)، ربوبیت الهی (همان)، الوهیت خدا(بقره، آیه ۲۴۵) ، انتخاب خیرها و برترین‌ها از سوی خدا(سباء، آیه ۳۹) و مصالحی است که خود از آن آگاه است.(اسراء، آیه ۳۰؛ عنکبوت، آیه ۶۲؛ شوری، آیات ۱۲ و ۲۷) به سخن دیگر، مصالح بندگان را در این امر در نظر گرفته است.(اسراء، آیه ۳۰؛ عنکبوت، آیه ۶۲؛ شوری، آیات ۱۲ و ۲۷) انسان ها باید این امر را به عنوان یکی از آیات پروردگار بدانند که خدا در مقام پروردگاری به چنین امری اقدام می کند؛ زیرا مصلحت بندگان در آن است.(همان؛ روم، آیه ۳۷؛ زمر، آیه ۵۲) بنابراین، نباید از گشادگی رزق، سرمست و فرحناک شد و گمان برد که مورد اکرام  الهی است؛ چنانکه نباید از تنگی رزق مایوس شد و گمان برد که مورد اهانت قرار گرفته است.(فجر، آیات ۱۶ و ۱۷) پس بدگمانی نسبت به خدا و یاس و نومیدی(روم، آیات ۳۶ و ۳۷) و شکوه و گلایه از خدا(فجر، آیه ۱۶) معنا و مفهومی ندارد. البته خدا به مردمان وعده داده که پس از تنگی همواره توسعه رزقی هم است.(طلاق، آیه ۷) اهل ایمان چون منشا و خاستگاه رزق و نیز توسعه و تنگی آن را می‌دانند (زمر، آیه ۵۲) به تقوا و خداترسی به عنوان یک عامل توسعه رزق می نگرند(طاق، آیات ۲ و ۳) و نسبت به تنگی گلایه نمی‌کنند و نسبت به داده های الهی فرحناک نمی‌شوند و بد مستی نمی کنند (روم، آیات ۳۶ و ۳۷) و به سرکشی و تجاوزگری رو نمی‌آورند(شوری، آیه ۲۷) درحالی که بر اساس همه آیات پیش گفته سست ایمان‌ها و کافران و منافقان و مشرکان این‌گونه نیستند و به فرحناکی و گلایه و سرکشی و مانند آن رو می‌آورند و رفتارها و عقاید باطلی را در پیش می‌گیرند.
از نظر قرآن اگر روزی‌رسان خدا است، او کم نمی‌گذارد و هر آنچه رزق هر کسی است به همان میزان سهمیه او می‌رسد و اگر کسی با انفاق آن را از خود خارج کرد، خدا بیشتر و بهتر از آن را نصیب او می‌کند.(منافقون، آیات ۱۰ و ۱۱؛ سباء، آیه ۳۹) همچنین مومنان به سبب آنکه خدا را خیر الرازقین می دانند به واجبات خویش می پردازند و امور تجاری و کسب و کار و اعمال دنیوی دیگری، آنان را از آن باز نمی‌دارد(جمعه، آیات ۹ تا ۱۱) و هرگز برای رزق و روزی دست به سوی دیگران دراز نمی‌کنند.(مومنون، آیه ۷۲) بلکه به سوی خدا دست دراز می‌کنند و از او رزق می‌خواهند.(بقره، آیه ۱۲۶؛ مائده، آیه ۱۱۴) هر چند که بر دیگران است که به وظیفه اسلامی انسانی خویش در انفاق و اطعام اقدام کنند. همچنین از آیات قرآن به دست می آید که توسعه رزق و افزایش آن بستگی به نوع عملکرد انسان و اجتماع دارد؛ از همین رو از مردمان خواسته تا با تقوای الهی در کنار ایمان، به بسط رزق خویش بپردازند(اعراف، آیه ۹۶)؛ چنانکه از قرآن به دست می آید که دستیابى جامعه به رزق فراوان، در پرتو امنیّت و آرامش اجتماعى است که آن نیز در سایه ایمان، و تقوای الهی به دست می‌آید.(همان؛ نحل، آیه ۱۱۲) البته خدا هشدار می دهد که همواره رفاه و افزایش رزق می‌تواند بستری برای طغیان‌گری و کفران نعمت و حتی کفر و بی ایمانی باشد.(همان)
زمینه های رزق و روزی آسان
چنانکه گفته شد، هر کسی میزانی از رزق معلوم و مقدر از سوی خدا را می خورد و از آن بهره‌مند می شود. اما برخی از امور موجب می‌شود که انسان آسانتر به رزق خویش برسد و از رزقی برخوردار شود که امیدی به آن نداشته یا از راهی که گمان نمی‌برده است، آن را به دست آورد. (طلاق، آیات ۲ و ۳)
از مهمترین عواملی که رزق و روزی را آسان و بی گمان و کریمانه می‌رساند، می توان به ایمان(بقره، آیات ۲۵ و ۲۱۲؛ انفال، آیات ۲ و ۴ و ۷۴)، اخلاص(صافات، آیات ۴۰ و ۴۱)، اطاعت از خدا و پیامبرش(احزاب، آیات ۳۰ و ۳۱)، تقوای الهی(طلاق، آیات ۲ و ۳؛ بقره، آیه ۲۱۲؛ مائده، آیه ۸۸)، توبه(مریم، آیات ۶۰ و ۶۲)، جهاد در راه خدا(انفال، آیه ۷۴)، انفاق و پرداخت زکات و واجب مالی(نور،آیات ۳۷ و ۳۸)، عمل صالح(بقره، آیه ۲۵؛ مریم، آیات ۶۰ و۶۲)، نماز(انفال، آیات ۳ و ۴)، هجرت (حج، آیه ۲۸)، یاد خدا(نور، آیات ۳۷ و ۳۸)، یاری دین اسلام(انفال، آیه ۷۴) و مانند آنها اشاره کرد.
از آنچه در این مقال گذشت می‌توان نتیجه گرفت که روزی بر دو گونه است: روزی تضمین شده و روزی فضلی، که روزی تضمین شده را که همان روزی حداقلی است، خداوند به هر شکلی و در هر موقعیتی به انسان خواهد رساند اما اگر انسان طالب روزی بیشتر باشد باید به دنبال فضل خداوند برود و با تلاش و کوشش بیشتر روزی تفضلی را بجوید.

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید