محبوب‌های دنیا از نظر حضرت فاطمه(س)

 جایگاه دنیا از نظر قرآن
از نظر قرآن کریم، دنیا با اینکه «اسفل سافلین» در نظام هستی است(تین، آیه ۵)؛ اما مهم‌ترین، بلکه تنها جایگاه سازنده انسان است. دنیا به عنوان برترین و مهم‌ترین ظرف سازندگی بشر مطرح است تا هر کسی به آن چیزی برسد که با اراده خویش می‌خواهد و دوست دارد.(غافر، آیه ۳؛ انشقاق، آیه ۶؛ فاطر، آیه ۱۸؛ زخرف، آیه ۱۴) انسان می‌تواند فراتر از فرشتگان در مقام معلم آنان قرار گیرد (بقره، آیات ۳۰ تا ۳۳) یا آنکه متاثّر از خواهش‌ها و هواهای نفسانی و وسوسه‌های شیطانی بر خلاف صراط مستقیم فطرت و شریعت (روم، آیه ۳۰) حرکت کرده و از انسانیت احسن تقویم، به چارپایان (اعراف، آیه ۱۷۹) یا پست‌تر در مرتبه گیاهان و هیزم خشک دوزخ (جن، آیه ۱۵)، بلکه مرتبه جمادات چون زغال سنگ سوخت دوزخ سقوط کند. (انبیاء، آیه ۹۸؛ بقره، آیه ۲۴؛ تحریم، آیه ۶؛ اعراف، آیه ۱۷۹؛ فرقان، آیه ۴۴)
پس از نظر قرآن، نظام دنیا به عنوان بخشی از نظام کل هستی، در بهترین و برترین حالت ممکن آفریده شده است و از همه کمالات و زیبایی‌ها برخوردار است؛ چنانکه دنیا بهترین و بلکه تنها جایی است که انسان در آن می‌تواند به کمالات بایسته و شایسته خویش دست یابد به شرط آنکه دنیا را مقدمه برای آخرت خویش بداند و عالم شهادت را جزیی کوچک از نظام کل غیبی بداند که در برابر آخرت و ابدیت و ظرفیت پذیری کمالات، هیچ یا اندک است. از این رو خدا در قرآن به انسان هشدار می‌دهد و می‌گوید: وَمَا الْحَیَاهُ الدُّنْیَا فِی الْآخِرَهِ إِلَّا مَتَاعٌ؛ زندگى دنیا در برابر آخرت جز بهره‏ اى ناچیز نیست. (رعد، آیه ۲۶) یا می‌فرماید: أَرَضِیتُمْ بِالْحَیَاهِ الدُّنْیَا مِنَ الْآخِرَهِ فَمَا مَتَاعُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا فِی الْآخِرَهِ إِلَّا قَلِیلٌ؛ آیا به جاى آخرت به زندگى دنیا دل خوش کرده‏‌اید‌؟ متاع زندگى دنیا در برابر آخرت جز اندکى نیست. (توبه، آیه ۳۸)
از منظر قرآنی، دنیا نسبت به ابدیت آخرت و کمالات و برتری‌های آن یا هیچ یا اندک است؛ زیرا دنیا هر اندازه بزرگ و تمام کهکشان‌ها را در بر گیرد، نسبت به ابدیت و جهان بی‌نهایت و بی‌کران اخروی هیچ است. از این زندگی دنیوی را نسبت به زندگی بی‌پایان و بی‌مرگ آخرت که تنها حیات محض است، جز بازیچه و بیهودگی و لعب و لهو نمی‌بیند و می‌فرماید: این زندگى دنیا جز سرگرمى و بازیچه نیست و زندگى حقیقى و حیات محض بی‌مرگ همانا در سراى آخرت است، اى کاش مى‏ دانستند! (عنکبوت، آیه ۶۴) بر همین اساس از مردمان می‌خواهد که چنین نگاهی به زندگی دنیوی نسبت به زندگی اخروی داشته باشند و به تبیین و تحلیل قرآن از این زندگی توجه و اهتمام داشته باشند تا فریب نخورند: «بدانید که زندگى دنیا در حقیقت بازى و سرگرمى و آرایش و فخرفروشى شما به یکدیگر و فزون‌طلبی در اموال و فرزندان است مثل آنها چون مثل بارانى است که کشاورزان را رستنى آن باران به شگفتى اندازد ، سپس آن کشت خشک شود و آن را زرد بینى؛ آنگاه خاشاک شود؛ و در آخرت دنیا پرستان را عذابى سخت است؛ و مؤمنان را از جانب خدا آمرزش و خشنودى است؛ و زندگانى دنیا جز کالاى فریبنده و غرورآفرین نیست». (حدید، آیه ۲۰)  با توجه به آنچه گفته شد معلوم می‌شود که آنچه مورد نکوهش از سوی خدا و قرآن است، نفس دنیا و نظام دنیوی نیست؛ زیرا این نظام در قالب نظام احسن سامان یافته و برتر از آن نمی‌شود از عناصر چهارگانه آب و خاک و آتش و باد آفرید. بلکه آنچه مورد نکوهش است دلبسته شدن به آن و دنیازدگی است.
محبوب‌های سه‌گانه فاطمی
با توجه به اینکه از منظر قرآنی، دنیا تنها مکان دستیابی آسان و سریع انسان به کمالات بایسته و شایسته است و او در این دنیا است که با چهار عمل اصلی ایمان و عمل صالح و سفارش دیگران به حق و صبر در چارچوب امر به معروف و نهی از منکر می‌تواند خلافت الهی خویش را اظهار کند، بی‌گمان از منظر معصومان (ع) اهتمام به زندگی دنیوی باید در راستای صیرورت و تحولی باشد که انسان را خدایی سازد و در مقام مظهریت ربوبیت و پروردگاری قرار دهد. از این رو معصومان(ع) چیزهایی از دنیا را محبوب خود قرار داده و بیشترین همت عالی خویش را بدان مبذول می‌داشتند.
به عنوان نمونه پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: حُبِّبَ‏ إلیَ‏ من دنیاکم ثلاث: النساء و الطیب، و جُعلت قرهًْ عینی فی الصلاهًْ؛ از دنیای شما سه چیز محبوبم قرار داده شده است: زنان، عطر و نور چشم من در نماز است.(احیاء العلوم ، غزالی، ج ۴، ص ۲۵۵؛ بحارالانوار، ج ۷۶، ص ۱۴۱، روایت‌های ۸ و ۹، باب ۱۹)
حضرت علی(ع) نیز می‌فرماید: انی احبّ عن دنیاکم ثلاث؛ اکرام الضّیف، والصّوم فی الصّیف، و الضّرب فی سبیل‌الله السّیف؛ سه چیز از دنیای شما دوست می‌دارم و محبوبم است: گرامی داشتن مهمان، روزه داری در تابستان، و شمشیر زدن در راه خدا. (مستدرک‌الوسائل، ج۱۶، ص ۲۵۹).
حضرت فاطمه (س) نیز می‌فرماید: حُبِّبَ إلَىَّ من دُنیاکُم ثَلاثٌ : تِلاوَهُ کِتابِ الله  و النَّظَرُ فی وَجهِ رَسولِ الله و الإنفاقُ فی سَبیلِ الله؛  از دنیاى شما محبّت سه چیز در دل من نهاده شد : تلاوت قرآن ، نگاه به چهره پیامبر خدا و انفاق در راه خدا.(نهج الحیاهًْ یا فرهنگ سخنان فاطمه‌(س)، حدیث ۱۶۴؛ وقایع الایام، خیابانی حدیث صیام: ۲۹۵)
باید توجه داشت که حصری که در این روایات بیان شده به معنای حصر مطلق نیست، بلکه حصر نسبی است؛ بنابراین، بر اساس اینکه اثبات چیزی نفی‌کننده چیزهای دیگر نیست، آن حضرات علیهم‌السلام با توجه به شرایط حال و مقتضای شنونده و مخاطب به این امور توجه می‌دهند و بر آن تاکید می‌کنند؛ زیرا اگر حصر مطلق باشد، بسیاری از امور دیگر که محبوب است و قرآن بر آن تاکید دارد، در این احادیث نفی می‌شود که از جمله مهم‌ترین آنها، محبت اسلام و ایمان است. چنانکه خدا می‌فرماید: «و بدانید که پیامبر خدا در میان شماست، اگر در بسیارى از کارها از راى و میل شما پیروى کند، قطعا دچار زحمت مى‌‏شوید؛ لیکن خدا ایمان را براى شما محبوب و دوست‏ داشتنى گردانید و آن را در دلهاى شما بیاراست؛ و کفر و پلیدکارى و سرکشى را در نظرتان ناخوشایند ساخت. آنان که چنینند، ره‏یافتگانند».(حجرات، آیه ۷)
همچنین خدا در آیات دیگر، یکی از مهم‌ترین محبوب‌های انسان را خدا قرار داده و بر آن است تا محبوبیت خدا نسبت به هر کسی  و هر چیزی بیشتر از دیگر امور در زندگی بشر باشد. خدا می‌فرماید «برخى از مردم در برابر خدا همانندهایى براى او برمى‏‌گزینند و آنها را چون محبت و دوستى خدا دوست مى دارند؛ ولى کسانى که ایمان آورده‏ اند، به خدا محبت بیشتر و شدیدتری دارند».(بقره، آیه ۱۶۵)
در جایی دیگر نیز می‌فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده‏ اید هر کس از شما از دین خود برگردد، بزودى خدا گروهى دیگر را مى ‏آورد که آنان را دوست مى دارد و آنان نیز او را دوست دارند. اینان با مؤمنان فروتن و بر کافران سرفرازند در راه خدا جهاد مى کنند و از سرزنش هیچ ملامتگرى نمى‏ ترسند. این فضل خداست که آن را به هر که بخواهد مى‏ دهد و خدا گشایشگر داناست.»(مائده، آیه ۵۴)
بنابراین، حصری که در این روایات آمده به معنای حصر مطلق نیست، بلکه حصری نسبی است. بر همین اساس، اگر تفاوت‌هایی میان محبوب‌ها در کلام سه معصوم(ع) وجود دارد، به معنای آن نیست که میان آنان تضاد و تنافی است یا آنکه محبوب‌های ایشان تنها همین امور است. بلکه هدف از این حصر تنها تاکید و اهتمام بخشی به این امور در زندگی است که توجه مخاطبان را بر‌انگیزاند.
در عبارت روایت حضرت فاطمه(س) و پیامبر(ص)، واژه «حبب» به شکل مجهول به کار رفته است تا دانسته شود این امور از سوی خدا در ایشان قرار داده شده است و محبت نسبت به این امور ، الهی و خداداد است.
از آنجا که دنیا از نظر آنان، ظرف ظهور و بروز کمالات و تجلیات اسمای الهی است، با آوردن«دنیاکم» بر این نکته تاکید می‌شود که گرایش الهی آنان به دنیایی که شما در آن زیست می‌کنید و به آن اهتمام می‌ورزید، با تفاوت همراه است؛ اگر برای دیگران اموری محبوب است تا جایی که نسبت به امور دیگر کور و کر می‌شوند، بر اهل بیت عصمت و طهارت، اموری که محبوب قرار داده شده در چارچوب همان اصول اصلی ایمان و عمل صالح است. در حقیقت مصادیقی از ایمان و عمل صالح را در قالب محبوب الهی خویش مطرح می‌کنند.
به سخن دیگر، برای اکثریت مردم حتی مسلمانان، دنیایی که آراسته و زینت داده شده و به آن گرایش داشته و محبوب آنان است، همان دنیای مادی بی‌ملاحظه آیات و مزرعه بودن است؛ چنانکه خدا می‌فرماید: «محبت و دوستى شهوات و خواستنی‌هاى گوناگون از زنان و پسران و اموال فراوان از زر و سیم و اسب‏هاى نشاندار و دامها و کشتزارها براى مردم آراسته شده؛ لیکن اینها مایه تمتع زندگى دنیاست؛ و حال آنکه فرجام نیکو نزد خداست.» (آل عمران، آیه ۱۴)
اما برای معصومان(ع) آنچه از سوی خدا از دنیای مردمان محبوب قرار داده شده است، اموری است که موجب تقرب به خدا و رسیدن به مقامات اخروی در قالب عمل ایمانی صالحانه است. از همین رو حتی نسبت به زنان اگر محبتی هست در قالب «حب الشهوات» نیست، بلکه محبت به جنس زنان به عنوان بخش تکمیل‌کننده کمالات انسانی است؛ زیرا از نظر قرآن و روایات، انسان، بی‌جفت و زوج آفریده نشده است(نساء، آیه ۱؛ روم، آیه ۲۱؛ ذاریات، آیه ۴۹) به طوری که اگر جفت و زوجی نباشد، انسان به کمالاتی دست نمی‌یابد که بایسته و شایسته اوست؛ از همین رو در روایات نقل شده است که وقتی مجردها به عالم برزخ می‌روند متوجه می‌شوند که ناقص هستند. آنان نادم هستند که چرا ازدواج نکرده‌اند و دوست می‌دارند به دنیا بازگردند تا ازدواج کرده و دین خویش را کامل کنند. امام باقر(ع) نیز از پیامبر(ص) نقل می‌کند: بیشتر اهل دوزخ، افراد مجرد هستند.(وسائل‌الشیعه: ج ۱۴، ص ۵.)
از نظر فاطمه(س) آنچه از سوی خدا محبوب قرار داده شده ، سه گانه‌ای است بسیار با اهمیت که عبارتند از:
۱- تلاوت قرآن: قرآن مهم‌ترین کتابی است که فلسفه و سبک زندگی انسان را در دنیا ترسیم می‌کند و به عنوان کتاب هدایت الهی(بقره، آیه ۲) و تبیین‌گر هر چیزی (نحل، آیه ۸۹) است تا انسان با بهره‌گیری از نورانیت آن، دل خویش را روشن کرده و به چنان سعه وجودی و سعه صدری دست یابد که بتواند مظهر همه اسمای الهی باشد.(زمر، آیه ۲۲) از همین رو در آیات قرآن، خدا از بندگان خویش می‌خواهد تا آنجا که می‌توانند قرآن بخوانند و در آن تدبر و تفکر کنند: فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ؛ تا جایی که در توان شما است، قرآن را قرائت کنید.(مزمل، آیه ۲۰) در همین آیه بیان می‌شود که حتی در شرایطی که کار دارید و حتی بیمار  و ناتوان هستید از قرائت قرآن در حد توان بهره برید. از همین رو خدا به پیامبرش می‌فرماید: وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا؛ قرآن را شمرده شمرده بخوان.(مزمل، آیه ۴) و در این کار در حد توان و آنچه میسر است کوتاهی نکن!؛ زیرا قرائت قرآن بویژه ترتیل و شمرده شمرده آن موجب می‌شود تا با درنگ و ‌تانی امکان تدبر و تفکر در آن فراهم آید(نساء، آیه ۸۲) و موجبات افزایش ایمان(توبه، آیه ۱۲۴؛ آل عمران، آیه ۱۷۳) و تثبیت دل‌ها فراهم آید و هر گونه اضطراب و تشویش در موقعیت‌های گوناگون زندگی برطرف شود.(فرقان، آیه ۳۲)
۲- نگاه به چهره پیامبر خدا‌: سیمای پیامبر(ص) به عنوان وجه الله مجسم ، می‌تواند انسان را نه تنها در مسیر درست یاری و امداد رساند، بلکه موجبات آرامش دلها را فراهم آورد. بی‌گمان معصومان(ع) وجه الله و مظهر تمام اسما و صفات الهی هستند. در این میان پیامبر اکرم(ص) وجه الله التام و مظهر اتم و اکمل صفات و اسمای الهی می‌تواند مسیر درست و راست را به انسان نشان دهد و خلق عظیم ایشان(قلم، آیه ۴؛ توبه، آیه ۱۲۸) جلوه تمام نمای تجلیات اسمای الهی است. از آنجا که امام صادق(ع) می‌فرماید: النَّظَرُ إِلَى‏ وَجْهِ‏ الْعَالِمِ‏ حُبّاً لَهُ عِبَادَهٌ؛ نگاه با محبت به چهره عالم، عبادت است.(الجعفریات ، الأشعثیات، ص۱۹۴) باید گفت که هیچ عالم و دانشمندی برتر از پیامبر(ص) نیست؛ زیرا ایشان معلم نه تنها بشر بلکه معلم فرشتگان است.(بقره، آیات ۳۰ تا ۳۳ و ۱۲۹ و ۱۵۱؛ آل عمران، آیه ۱۶۴؛ جمعه، آیه ۲) در روایات نظر کردن به اموری را عنوان عبادت مطرح کرده‌اند که از جمله آنها می‌توان به این روایت‌اشاره کرد: رُوِیَ‏ أَنَّ النَّظَرَ إِلَى‏ الْکَعْبهًْ عِبَادَهًْ وَ النَّظَرَ إِلَى الْوَالِدَیْنِ عِبَادَهًْ وَ النَّظَرَ فِی الْمُصْحَفِ مِنْ غَیْرِ قِرَاءَهًْ عِبَادَهًْ وَ النَّظَرَ إِلَى وَجْهِ الْعَالِمِ عِبَادَهًْ وَ النَّظَرَ إِلَى آلِ مُحَمَّدٍ عِبَادَهًْ؛ روایت شده است که نظر به سوى کعبه عبادت است، و نظر به چهره والدین عبادت است و نظر در قرآن حتّى بدون خواندن آن عبادت است، و نظر به چهره عالم عبادت ست، و نظر به سوى آل محمّد معصومین علیهم السّلام عبادت است. (من لا یحضره الفقیه- ترجمه غفارى، ج۳، ص۳۰، باب فضائل حج)
۳- انفاق در راه خدا: در آیات قرآن، پس از نماز، به عنوان مهم‌ترین وجه تمایز اسلام و کفر(بقره، آیه ۳)، زکات و انفاق مالی به عنوان وجه تمایز مطرح شده است.(همان) این بدان معنا است که محبوب‌ترین چیزها در اعمال اجتماعی، توجه به امور اقتصادی مردم است. اگر انسان عمل صالح را غیر از نماز می‌خواهد به جا آورد، باید به انفاق و کمک مالی به دیگران رو آورد که مهم‌ترین آنهاست. در آیات قرآن بر انفاق مالی بسیار تاکید و توجه داده شده است و حتی یکی از درخواست‌های محتضران برای تاخیر مرگ آن است که اجازه یابند بتوانند لحظه‌ای از مرگ دور بمانند تا انفاق کنند. از همین رو خداوند در قرآن می‌فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده‏ اید! زنهار اموال شما و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نگرداند و هر کس چنین کند آنان خود زیانکارانند، و از آنچه روزى شما گردانیده‏ ایم انفاق کنید پیش از آنکه یکى از شما را مرگ فرا رسد و بگوید پروردگارا چرا تا مدتى بیشتر اجل مرا به تاخیر نینداختى تا صدقه دهم و از نیکوکاران باشم».(منافقون، آیات ۹ و ۱۰)
حضرت فاطمه(س) به عنوان سرور زنان دو جهان، با تاکید بر این سه گانه از مردم می‌خواهد همچون او در زندگی و رفتار نیک خویش این امور را مد نظر قرار دهند. امروز نیز می‌توان با تلاوت قرآن و زیارت پیامبر(ص) و معصومان(ع) و انفاق مالی همین مسیر را بپیمایند و به آثار وبرکات این اعمال مهم دست یابند. باید توجه داشت که مرگ پیامبر(ص) به معنای عدم دسترسی ما به ایشان نیست؛ همچنین مقصود از نظر به چهره‌ پیامبر، نگاه به معنای اهتمام به سیره علمی و عملی پیامبر و معصومان است.

فروشگاه آنلاین سونی

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید