اراده یا استقلال انسان؟

۵

 بر اساس آموزه‌های قرآنی انسان موجودی دارای فقر ذاتی و هویتی است و تنها با افاضات الهی است که هستی می‌یابد و بهره‌مند از مواهب دیگر می‌شود؛ پس هیچ موجودی از جمله انسان دارای غنای ذاتی نیست و غنای ذاتی تنها از آن خداوند است و بس. (فاطر، آیه ۱۵)
این بدان معناست که همه هستی فعل الهی است و موجودات هر چند که وجود یافته اند، ولی دائم در حال بهره‌گیری از افاضات الهی هستند و هرگز مستقل نبوده و نخواهند شد. پس هر چیزی که در جهان حتی از افعال آدمی رخ می‌دهد، با خاستگاه و سرچشمه افاضات الهی است؛ زیرا اگر قائل به استقلال فعل حتی در انسان دارای اراده شویم، به معنای این خواهد بود که معلولی از علت خویش بلکه فراتر از آن، مَظهری از مُظهِر خویش جدا شده و نیازی به آن ندارد.
از سوی دیگر، این بدان معنا خواهد بود که خداوند دیگر مدیریت و ربوبیتی نسبت به آفریده‌های خود ندارد و آنان مستقلا می‌توانند کاری را انجام دهند که همان معنای تفویض باطل خواهد بود. البته نوعی دیگر  از تفسیر وجود دارد که در قالب بین الامرین سامان یافته است. در این تفسیر مشیت الهی حاکم بر همه هستی از جمله افعال انسانی است. این همان توحید فعلی است که باید آن را بپذیریم؛‌یعنی نوعی عدم استقلال؛
اما اثبات عدم استقلال برای موجودات و از جمله انسان به معنای نفی اراده و آزادی انسان نیست؛ زیرا انسان هر چند که به حول و قوت الهی نیاز دارد، ولی فعلش به خود او نسبت داده می‌شود: بحول الله و قوته اقوم و اقعد؛ به حول و قوت الهی می‌ایستم و می‌نشینم.
از همینجاست که انسان برای انجام هر کاری با آنکه به افاضات الهی نیاز دارد، ولی به سبب داشتن اراده می‌تواند آزاد باشد و انتخاب کند. همین اراده و انتخاب آزاد میان دو راه خیر و شر و حق و باطل و شکر و کفر و کفر و ایمان است که انسان را از دیگر موجودات متمایز کرده است.(کهف، آیه ۲۹؛ انسان، آیه ۳)
البته در ذات انسان اموری چون تفکر کردن، مشورت کردن، خوشحالی از موفقیت و ناراحتی از شکست و سرزنش خود و مانند آنها وجود دارد که نشان می‌دهد انسان مجبور نیست بلکه دارای اراده و اختیار و آزادی در انتخاب است. برهمین اساس نیز خداوند محاسبه و مواخذه ومجازات به خیر و شر می‌کند. (اعراف، آیه ۶؛ صافات، آیه ۲۴؛ انبیاء، آیه ۲۳ )
به هر حال، مخلوق بودن موجودات با استقلال آنان تنافی دارد، چنانکه انسان وقتی به این حقایق دست یافت می‌فهمد که باید بندگی داشته باشد و آفریده شده تا عبادت و بندگی کند (ذاریات، آیه ۵۶) و نباید طغیان ورزد و عبادت و عبودیت را کنار گذارد؛ پس می‌فهمد که باید بنده باشد.
همچنین باید دانست که آنچه منافی مجازات و مواخذه است؛ فقدان آزادی و اراده و اختیار و حق انتخاب است؛ نه استقلال؛ پس آنچه در آیات قرآن اثبات می‌شود، عدم استقلال موجودات از جمله انسان است، نه عدم اراده و اختیار و آزادی انسان. پس انسان‌ها باید پاسخگوی افعال خودشان باشند که غیر مستقل ولی به اراده و انتخاب آزادانه خود انجام می‌دهند؛ یعنی نیرو و قوت را از خدا می‌گیرند و در جای باطل هزینه و خرج می‌کنند که خود ظلم آشکار است.

یک دیدگاه قرار دهید

رایانامه شما منتشر نخواهد شد.

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.