تجلیات کلامی و غیر کلامی معصوم

معصوم همانند خداوند با توجه به ظرفیت مخاطب تنزل تجلیاتی دارد. در قرآن بیان شده که خداوند برای پیامبر(ص) تجلیات بی واسطه داشته که در معراج رخ داده است. این تجلیات بی واسطه که از مقام فعل الهی نه ذات الهی و نه صفات عین ذات الهی بروز و ظهور کرده است؛ چنان سنگین بوده است که جز آن حضرت(ص) کسی نمی توانست تحمل کند و به ایشان در عالم مادی مدهوشی و صعق و غشی دست می داده که غیر از بیهوشی است؛ زیرا مدهوشی و صعق و غشیه نوعی فنا و بقا در فنا است و وضو باطل نمی شود؛ در حالی که در بیهوشی وضو باطل می شود.

در روایت است که زراره از امام صادق(ع) می پرسد: جُعِلْتُ فِدَاکَ الْغَشْیَهُ الَّتِی کَانَتْ تُصِیبُ رَسُولَ اللَّهِ(صلّی الله علیه و آله و سلّم)؛ فدایت شوم آن غشی که به پیامبر(ص) دست می داد چه بود؟» حضرت امام صادق(ع) فرمود: «ذَاکَ إِذَا لَمْ یَکُنْ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ أَحَدٌ ذَاکَ إِذَا تَجَلَّی اللَّهُ لَهُ‌؛ آن هنگامی بود که بین پیامبر(ص) و خدا کسی واسطه نبوده و خداوند برای او تجلی کرده بود.(توحید، شیخ صدوق، ص ۱۱۵)

خدا در مقام «لدن علی حکیم» با تجلیات مستقیم بر قلب پیامبر(ص) داشته است و ایشان به دیده قلب و فواد خویش آن تجلیات را دیده و رویت کرده است؛ اما همین تجلیات در مقام تنزل در قالب «عربی مبین» به گونه ای دیگر بوده است. با آن که هر دو تجلیات است ولی تفاوتی دارد که نباید آن را نادیده گرفت.

امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: امیرالمؤمنین (علیه‌السّلام) در نهج البلاغه می‌فرماید: «فتجلی لهم سبحانه فی کتابه من غیر ان یکونوا راوه؛ خداوند متعال در کتابش برای مردم «تجلی» کرده، بدون آنکه بتوانند او را ببینند.» (نهج البلاغه، خطبه ۱۴۷)

امام صادق(ع) نیز می فرماید: تَجلّى اللَّهُ لِخَلقِه فى کلامِه و لکنّهم لا یُبصِرون؛ خداوند برای خلق خود در کلامش تجلی کرده ولی آنان نمی بینند.(بحارالانوار، ج ۹۲، ص ۱۰۷)

امامان معصوم(ع) نیز بر هر کسی به هر شکلی کلامی و غیر کلامی وقتی تجلی می کنند، با توجه به ظرفیت و سنخیت او با امام تجلی می کنند؛ زیرا بر اساس مبانی کلی که در روایات مورد تاکید قرار گرفته آمده است که تجلیات کلامی آنان به اندازه عقول مخاطبان بوده است.

در اصول‌ کافی‌ از جماعتی‌ از اصحاب‌، و در روض? کافی‌ از محمّد بن‌ یحیی‌، و در هر دو سند از أحمد بن‌ محمّد بن‌ عیسی‌ از حسن‌ بن‌ علیّ بن‌ فضّال‌ از بعضی‌ از اصحاب‌ از حضرت‌ صادق‌ علیه‌ السّلام‌ روایت‌ می کند که‌: قَالَ عَلَیْهِ السَّلَامُ: مَا کَلَّمَ رَسُولُ اللَهِ صَلَّی‌ اللَهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ الْعِبَادَ بِکُنْهِ عَقْلِهِ قَطُّ. وَ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَهِ صَلَّی‌ اللَهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ: إنَّا مَعَاشِرَ الانْبِیَآءِ أُمِرْنَا أَنْ نُکَلِّمَ النَّاسَ عَلَی‌ قَدْرِ عُقُولِهِمْ؛ حضرت‌ صادق‌ علیه‌ السّلام‌ فرمودند‌: رسول‌ خدا صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ هیچگاه‌ با مردم‌ با کُنه‌ عقل‌ خود و با حقیقت‌ و واقعیّت‌ ادراکات‌ خود تکلّم‌ ننموده‌اند. آن حضرت(ع) فرمود: رسول‌ خدا صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ و سلّم‌ فرموده‌ است‌: به درستی که‌ ما جماعت‌ پیغمبران‌ مأموریم‌ که‌ با مردم‌ به‌ میزان‌ عقل‌ها و ادراکات‌ خودشان‌ سخن‌ گوییم‌.(اصول‌ کافی، ج‌ ۱، ص‌ ۲۳؛ و نیز کافی، ج ۸ – روضه کافی-‌  ص‌ ۲۶۸؛ تحف‌ العقول‌، ص‌ ۳۷)

در جایی دیگر آورده‌ است‌ که‌: قالَ رَسولُ اللَهِ صَلَّی‌ اللَهُ عَلَیْهِ وَءَالِهِ وَ سَلَّمَ: إنّا مَعاشِرَ الانْبیآءِ اُمِرْنا أنْ نُکَلِّمَ النّاسَ عَلَی‌ قَدْرِ عُقولِهِمْ. (بحارالانوار، ج‌ ۷۷، ص‌ ۱۴۰ ) و نیز آمده است: قالَ رَسولُ اللَهِ ] صَلَّی‌ اللَهُ عَلَیْهِ وَءَالِهِ وَ سَلَّمَ [: إنّا مَعاشِرَ الانْبیآءِ نُکَلِّمُ النّاسَ عَلَی‌ قَدْرِ عُقولِهِمْ. (محاسن‌، برقی‌، ج‌ ۱، ص‌۱۹۵)

تجلیات غیر کلامی آنان نیز همین گونه است و آنان به قدر عقول و درک مخاطبان و مناسختی که میان آنان است به همان میزان تنزل می یابند؛ چنان که حضرت سلیمان نبی(ص) برای مور و هدهد و دیگران به میزان مناسخت و ظرفیت آنان تنزل تجلیاتی داشته است. پس هرگز تجلیات کلامی و غیر کلامی معصوم (ع) به میزان حقیقی آنان نبوده بلکه به میزان مخاطبان و زیارت کنندگان بوده است. این نکته در تاویل احادیث یعنی تعبیر خواب نیز مطرح است. پس تجلیات معصوم(ع) در خواب همانند بیداری به میزان فهم مخاطب و درجه سنخیت آن است. وقتی ما از  تاویل احادیث سخن به میان می آوریم به این معنا است که خواب بیننده وقتی خواب و رویای خویش را بیان می کند آن را به شکل حدیث و سخن در می آورد و تصویری را که می بنند برای تاویل کننده با کلمات بازسازی و احداث می کند و شخص تعبیر کننده و تاویل گر در حقیقت آن سخن را به حقیقت آن باز می گردند. بر این اساس این خواب بیننده است که در مقام بیان رویا آن را به مقام لفظ تنزل می بخشد و آن چه را از حقیقت دیده به کلمات در می آورد و تاویل گر آن را به حقیقت باز می گرداند ؛‌زیرا تاویل به معنای بازگرداندن است. کسی که معصوم (ع) را در خواب می بیند به همان چهره و درجه ای می بیند که خود با او هم سنخ شده است و تنزل معصوم(ع) در این مرتبه امری طبیعی است. پس هر کسی معصوم را در حد خود می شناسد و با او ارتباط بر قرار می کند. معصوم(ع) در هر حال پاسخ گوی پرسش های ذاتی او است که از جان وی بر امده است؛ چرا که معصوم(ع) در زمان ظهور و زندگی و نیز مرگ و پس از آن و نیز خواب و بیداری با توجه به ظرفیت مخاطب ظهور می کند؛‌ زیرا اگر معصوم (ع): تسمع کلامی و ترد سلامی؛‌ سخن مرا می شنود و سلام مرا جواب می دهد؛‌ این پاسخ گویی در مرتبه مخاطب است.

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید