ارزش های ضد ارزشی نظام جاهلی

somamusبسم الله الرحمن الرحیم

فروشگاه آنلاین سونی

جامعه قرآنی و ایمانی، جامعه ای است که ارزش های آن با خدا و آخرت پیوند خورده است؛ این در حالی است که ارزش های نظام جاهلی، ارزش هایی است که هیچ ارتباطی با خدا و آخرت ندارد. تضاد و تقابل این دو نگرش به هستی و ارزش ها، موجب تضاد و تقابل دو جامعه ایمانی و جاهلی می شود. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی بر آن است تا ارزش های نظام جاهلی را تبیین کند که به طور طبیعی می توان دریافت یک جامعه موجود تا چه اندازه به نظام ارزشی جاهلی یا ایمانی نزدیک است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

جاهلیت نظام ضد عقلانی و وحیانی

جاهلیت یک اصطلاح قرآنی است. جاهل در اصطلاح قرآنی به دو معنای سفیه و بی خرد و نیز نادان آمده است. به سخن دیگر، گاه جهل در برابر عقل و گاه در برابر علم به کار رفته است.

خداوند در آیات قرآنی گاه از قوم عاقل و عالم و عامل سخن به میان آورده است؛ به این معنا که مردمانی که هماره در هر کاری بر عقل و علم عمل می کنند و اهل عمل هستند. در برابر اینان نیز، قوم جاهل و مانند آن قرار دارد که با سبک مغزی و بی خردی و نادانی عمل می کنند. خداوند در آیات بسیاری از «قَوْمٌ تَجْهَلُونَ» سخن به میان آورده است.(اعراف، آیه ۱۳۸؛ هود، آیه ۲۹؛ نمل، آیه ۵۵؛ احقاف، آیه ۲۳)

در این موارد، قوم به معنای قبیله و نژاد نیست، بلکه مراد یک قشر اجتماعی ، به معنای اهل جهل، اهل علم، اهل عمل، اهل ایمان، اهل عقلانیت و مانند آن است. خداوند می فرماید: لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ(انعام، آیه ۹۹)، یا می فرماید: لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ(بقره، آیه ۱۶۴) و یا می فرماید: لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ(بقره، آیه ۲۳۰) مراد از قوم در این جا قبیله و نژاد نیست؛ زیرا ما هرگز قوم و نژادی به نام قبیله و نژاد عاقل نداریم؛ بلکه مراد از این اصطلاح قوم در این موارد، کسانی است که قائم به این صفات هستند و آنان قیام به ایمان و عقل و علم دارند؛ یعنی این صفات، صفت دایمی و همیشگی آنان است.

پس وقتی در جایی می گوید: یَعْلَمُونَ(بقره، آیه ۷۵) با وقتی که می گوید: لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ(بقره، آیه ۲۳۰) خیلی تفاوت است؛ زیرا برخی از کارها است که با علم ساخته است؛ ولی برخی از کارها با عالم و علم ساخته نیست؛ بلکه تنها از دست کسانی بر می آید که قایم به علم باشند.

هم چنین برخی از کارها است که با عاقل پیش می رود، ولی برخی دیگر کارها از عاقل ساخته نیست بلکه کسی را می خواهد که قائم «بالعقل» باشد. از این روست که در شرایط قاضی مثلا کمال العقل آمده است.(شرائع الاسلام فی المسائل الحلال و الحرام، اسماعیلیان، المحقق الحلی، ج‌۴، ص۵۹) این کمال عقل، همان قیام بالعقل است؛ یعنی کسی که رویه و روش او عقلانی است.

پس تاکید بر قوم و قیام به صفتی هم چون عقل و علم و مانند آن ها به این معنا است که برخی از امور بدون قیام قابل تحقق و دست یابی نیست. هم چنان که برخی از کارها به چیزی فراتر از قیام بلکه قوّام بودن نیاز است. از این رو، در قرآن برخی از کارها را خداوند بر عهده کسانی گذاشته است که فراتر از قیام به عقل و یا قیام به قسط و عدالت باید قوامیت داشته باشند. مثلا در آیه ۲۵ سوره حدید، می فرماید اجرای قسط در جامعه نیازمند قیام به قسط از سوی توده های مردم و ناس است؛ اما در آیات دیگری می فرماید این قیام به تنهایی نیز کفایت نمی کند، بلکه باید افرادی باشند که قوامین بالقسط باشند. خداوند این قوامین بالقسط را از صفات مومنانی دانسته است که می خواهند جامعه قرآنی را بر پا دارند.(نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸)

از نظر قرآن جاهل واقعی همان سفیه و سبک مغزی است که از خرد بهره ای نبرده یا از عقل و خرد خویش استفاده نمی کند؛ زیرا برای جهل علمی می توان درمانی یافت، ولی سبک مغز و سفیه را نمی توان به سادگی درمان کرد و در مسیر تعالی و کمال قرار داد.

هر چند اصطلاح دوره جاهلیت به دوران فترت پیش از اسلام(ترتیب‌العین، ج‌۱، ص‌۳۲۷، «جهل») و بنا بر قولى زمان پیش از فتح مکّه( موسوعه کشّاف اصطلاحات الفنون و العلوم، ج‌۱، ص‌۵۴۷، «الجاهلیّه».) اطلاق شده است؛ ولی با نگاهی به ویژگی هایی که قرآن برای جامعه جاهلی بیان می کند، باید گفت هر جامعه ای که در آن این صفات، اوصاف، رسوم و عقاید قبل از اسلام وجود داشته باشد، از نظام جاهلیت رنج می برد.

از نظر قرآن مهم ترین و اساسی ترین مولفه و عنصر نظام جاهلیت پیش از اسلام و فتح مکه و ایجاد جامعه اسلامی مدنی در مدینه النبی(ص)، فقدان کتاب وحیانی، عقلانیت، آخرت گرایی و حاکمیت ارزش های پوچ مادی و دنیوی است. این عناصر در هر جامعه ای به شکل نظام یافته ای وجود داشته باشد، آن نظام جاهلی خواهد بود هر چند که به ظاهر جامعه اسلامی یا جامعه ای متمدن و پیشرفته ای نامیده شود.

ویژگی ها و اوصاف جامعه جاهلی

درک بهتر از جامعه جاهلی و نظام ارزشی حاکم بر آن نیازمند دانستن ویژگی ها و اوصافی است که خداوند در آیات قرآنی به عنوان صفات یک جامعه جاهلی و نظام جاهلی بیان کرده است. در این جا به مهم ترین آن ها اشاره می شود:

  1. تقلید به جای تعقل: از مهم ترین ویژگی هایی که یک جامعه و نظام جاهلی از آن رنج می برد، فقدان تعقل و خردورزی در آن جامعه است. جامعه جاهلی به جای تعقل و استدلال و برهان ، بر اساس تقلید کورکورانه بنا شده است. آنان در حوزه اثبات یا نفی چیزی به تعقل نمی پردازند و بر اساس معقولات و برهان و استدلال نمی کنند، بلکه در مقام اثبات و پذیرش چیزی می گویند: إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَی أُمَّهٍ؛ این سنتی است که در زندگی پدران خود یافتیم(زخرف، آیه ۲۲؛ و نیز آیه ۲۳) و در مقام نفی و واذرش و رد چیزی نیز می‌گویند: مَا سَمِعْنَا بِهَذا فِی آبَائِنَا الأوَّلِینَ؛ چنین چیزی از پدران پیشین خود نشیندیم.(مومنون، آیه ۲۴) این در حالی است که نظام عقلانی و عقلایی بر این سامان گرفته که حتی شنیده ها را بر اساس تعقل و خردورزی نفی و اثبات و پذیرش و واذرش می کنند.(ملک، آیه ۱۰ و آیات دیگر) بر این اساس، جامعه جاهلی و سفیه، اصلا کاری به اخلاقی و ضد اخلاقی، مطابق فطرت و مخالفت فطرت بودن، یا عقلانی یا ضد عقلانی بودن چیزی ندارد، بلکه صرفا بر مدار و معیار تقلید کورکورانه از ارزش ها و ضدارزش هایی عمل می کند که از دیگران به ویژه پدران خویش گرفته اند(بقره، آیه ۱۷۰؛ مائده، آیات ۱۰۳ و ۱۰۴؛ اعراف، آیه ۲۸؛ لقمان، آیه ۲۱؛ زخرف، آیات ۲۲ و ۲۴)؛ زیرا این پدران برای این مردم در حکم دیگران مهم هستند. البته ممکن است این دیگران مهم در زمانی تغییر کند و از پدران به دیگران و بیگانگان منتقل یابد، ولی باز عنصر اصلی یعنی همان تقلید کورکورانه باقی و برقرار است و تنها تغییری که رخ داده در مرجعیت تقلیدی است که انجام می گیرد. بر این اساس روزی از پدران خود تقلید کورکورانه می کنند و روزی دیگر از جامعه به قول خودشان پیشرفته هم چون جوامع ایران و روم و یونان و آمریکا و انگلیس و مانند آن ها. از نظر قرآن به کار گیری تقلید به جای تعقل در زندگی آثار زشتی را در رفتار فردی و جمعی ونیز شخصی واجتماعی پدید می آورد که از جمله آن ها می توان به استکبارورزی(یونس، آیات ۷۵ تا ۷۸؛ قصص، آیات ۳۲ تا ۳۹) ، توجیه گناه و ترک عذرخواهی(اعراف، آیه ۲۸)، خرافه گرایی(مائده، آیات ۱۰۳ و ۱۰۴)، مانع آزاداندیشی(بقره، آیه ۱۷۰؛ انبیاء، آیات ۵۳ و ۶۷)، ترک توبه و استغفار (هود، آیات ۶۱ و ۶۲) ، مانع اصلاح پذیری و اصلاح گری(اعراف‌، آیات ‌۶۵‌و‌۶۶‌و‌۷۰‌و‌۷۲ ) و عدم تاثیر حجت و برهان عقلی(ابراهیم، آیات ۹ و ۱۰؛ قصص، آیات ۳۲ و۳۶)، مانع رشد فکری و درک حقایق(مائده، آیه ۱۰۴؛ ابراهیم، آیات ۹ و ۱۰) و مانند آن ها اشاره کرد.
  2. تعصب و حمیّت: از دیگر ویژگی های مهم یک نظام جاهلی، حمیت، تعصب و عصبیت است. تعصّب برگرفته از عصبیّت و آن خصلتى است که فرد‌ را به حمایت از خویشان خود وادار کند، حال چه ظالم باشند یا مظلوم.(لسان‌العرب، ج‌۹، ص‌۲۳۳، «عصب») امام سجّاد(علیه السلام)مى‌فرماید: تعصّبى که به سبب آن، انسان، گناهکار شمرده مى‌شود این است که شخص اشرار قوم خویش را بهتر از نیکان دیگر اقوام بداند.( الکافى، ج‌۲، ص‌۲۳۳) «حمیّت» و تعصب بزرگ ترین خطر برای هر جامعه ای است. امروز در غرب نژاد پرستی خون بسیاری را بر زمین ریخته است و دو جنگ خانمانسوز را در اروپا با میلیون ها کشته رقم زده است؛ زیرا متعصب، کاری با عدالت و عدالت قسطی ندارد (نساء، آیه ۱۳۵؛ مائده، آیه ۸) و کورکورانه رفتار و به تقلید عمل می کند(بقره، آیه ۱۷۰؛ هود، آیات ۶۲ و ۸۷؛ ۱۰۹ و آیات دیگر)، و هرگز تن به حق و حقانیت نمی دهد(یونس، آیه ۷۸؛ زخرف، آیه ۲۲) و اهل خشونت بوده (مریم، آیات ۴۲ و ۴۶؛ انبیاء، آیه ۶۸)، و در گمراهى و گردابى هلاکت‌بار فرو می رود(مومنون، آیات ۵۳ و۵۴) ، سدی در برابر ایمان و اهل ایمان بوده(یونس، آیه ۷۸؛ بقره، آیه ۱۷۰) و هماره به گناه و نابهنجاری ها گرایش داشته (اعراف، ایه ۲۸؛ شعراء، آیات ۱۹۸ تا ۲۰۰) و از نظر معرفتی و شناختی نیز تعصب مانع شناخت درست حقایق و ره‌یابى به آن می شود(مومنون، آیه ۲۴) و نسبت به برخی از امور واکنش های احساسی و نابخردانه و خرافی از خود بروز می دهد مانند کاری که متعصبان عرب نسبت به دختران و پسران داشتند.(نحل، آیه ۵۸؛ زخرف، آیات ۱۶ و ۱۷) از نظر اخلاقی نیز متعصبان ، کینه توز(اعراف، آیات ۱۲ تا ۱۷؛ حجر، آیات ۳۱ تا ۳۹) و اهل نافرمانی و عصیان و سرکشی و هنجارشکنی و مانند آن ها هستند.(همان)
  3. روحیه تجاوزگری: یکی دیگر از مهم ترین عناصر و مولفه های نظام جاهلی، روحیه تجاوزگری و روحیه خشونتی است که در این جامعه رشد می کند. تقلید و تعصب کورکورانه و بی مورد موجب می شود تا اخلاق و هنجارها نادیده گرفته شود و حدود و قوانین هیچ انگاشته شود. مادیگرای افسارگسیخته و اصالت لذت و مانند آن ها روحیه تجاوزگری و نادیده گرفتن حقوق دیگران را تقویت می کند. این گونه است که در رفتارهای سیاسی و اجتماعی اهل هنجارشکنی، قانون شکنی و بغی و تجاوز گری هستند.(اعراف، آیه ۳۳)
  4. هنجارشکنی و قانون شکنی: بی گمان بازتاب سفاهت و بی خردی در یک جامعه جاهلی که بر اساس عناصری چون تقلید و تعصب سامان یافته است، چیزی جز هنجارشکنی نیست. (بقره، آیه ۲۱۹؛ مائده، ایه ۹۰؛ نحل، آیه ۶۷؛ انعام، آیه ۱۵۱؛ اسراء، آیه ۳۲؛ نور، آیه ۳۳) در یک جامعه جاهلی اولا یا کتاب قانون نیست و جامعه با قوانین شفاهی قابل تغییر سامان یافته است و یا اگر کتاب قانونی باشد بر اساس اصالت لذت ، تغییر می یابد و این گونه است که در مجالس نظام های جاهلی قوانین بر اساس مصلحت یا اصالت لذت تغییر می یابد و هرگز از یک نظام ثابت و پایداری بر اساس فطرت و اصول عقلانی و عقلایی تبیعت نمی کند. بنابراین زمانی هم جنس بازی خلاف عقل و عقلانیت و طبیعت و فطرت بشردانسته و ممنوع می شود و مجازات بر آن وضع شده ولی در زمانی دیگر همان قانون تغییر می یابد و بر اساس اصالت لذت و مصلحت، هم جنس بازی قانونی و مخالفت با آن جرم تلقی می شود و پاکان و مخالفان این قانون طرد اجتماعی یا زندان یا اخراج می شوند ، چنان که در قوم لوط و امروز در آمریکا و اروپا چنین رفتاری انجام می شود. خداوند می فرماید که در برابر درخواست عقلانی و عقلایی و فطری حضرت لوط(ع) قوم جاهل و سفیه اش می گفتند: وَمَا کَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَن قَالُواْ أَخْرِجُوهُم مِّن قَرْیَتِکُمْ إِنَّهُمْ أُنَاسٌ یَتَطَهَّرُونَ ؛ ولى پاسخ قومش جز این نبود که گفتند: «آنان را از شهرتان بیرون کنید، زیرا آنان کسانى‏اند که پاکی ورز و پاکی طلب و به پاکى تظاهر کرده و از کار ما بیزاری می جویند.» (اعراف، آیه ۸۲)
  5. مصرف مواد مخدر: در نظام جاهلی عقل و عقلانیت هیچ جایگاهی ندارد. اصولا عقلانیتی که عقال بر پای فرد می کند و حدود و محدودیت ساز است، نمی تواند مقبول چنین جامعه ای باشد. عقلی که جلوی اصالت لذت و لذت گرایی را می گیرد می تواند مانع جدی برای اهل جهالت و قوم جاهل باشد، از این روست که به مقابله عقل و فریادهای درونی آن می روند و نمی گذارند تا تعقل دردی را بر دردهای آنان بیافزاید. این گونه است که به مصرف مواد مخدر رو می آورند تا عقل زایل و یا بی فروغ شود. در یک نظام و جامعه جاهلی مصرف مواد مخدر بالا است و شراب و هر گونه گیاهان و داروهای روانگردانی که عقل را از کار می اندازد مورد توجه و اهتمام است. شراب خواری و قمار بازی و سرگرمی و گرایش به تفریحات ناسالم و شب نشینی و شب گذرانی های بزمی و شرابی در دستور کار این جامعه است. به هر حال، نشانه های جامعه و نظام جاهلی، مصرف بالای مواد مخدری است که عقل را زایل می سازد.(بقره، آیه ۲۱۹؛ مائده، ایه ۹۰؛ نحل، آیه ۶۷) این در حالی است که در یک نظام عقلانی و عقلایی جایی برای مواد مخدر و سرگرمی های ناسالم نیست که عقلانیت و تعقل را زایل کرده و مشارکت و همدردی و همدلی اجتماعی را کاهش می دهد.
  6. مادیگرایی و اصالت لذت: در جامعه جاهلی، عقلانیت خط خورده و دفن و دسیسه شده است. از این روست که اصالتی برای آخرت نیست و اصالت به دنیا و مادیات و لذات های فانی و زودگذر دنیوی داده می شود. این گونه است که هر چیزی که لذت آفرین باشد در دستور کار قرار می گیرد و بیش ترین استفاده از آن ها می شود. (بقره، آیه ۲۱۹؛ مائده، ایه ۹۰؛ نحل، آیه ۶۷) در این نظام طیبات به خبیثات تبدیل می شود به صراحت از پاکان و طیبات و متطهران ابراز انزجار می شود.(اعراف، آیه ۸۲)
  7. بدعت آفرینی: از دیگر ویژگی های جامعه و نظام جاهلی آن است که گرایش به بدعت و نوآوری و تغییر در ساختار طبیعت و خلق و فطرت خود و دیگر موجود داشته و می خواهند با نوآوری لذت بیش تری را تولید کنند. تولید و تغییر انواع چیزهایی که عقل را زایل و لذت بیش تری می آفریند در دستور کار است. رسانه ها و ابزارهای آن در راستای تولید لذت و اصالت لذت است. آموزش و پرورش کودکان در همین راستا است. تغییرات در قوانین و دین و مانند آن برای رسیدن به همین هدف انجام می گیرد.(مائده، آیات ۱۰۳ و ۱۰۴ ؛ نوح ، آیه ۲۷ و آیات بسیار دیگر) راه هایی را پیدا می کنند که در گذشته سابقه نداشته است چنان که هم جنس گرایی تا پیش از قوم لوط سابقه نداشته است. (اعراف، آیات ۸۰ تا ۸۲)
  8. تبعیض: تبعیض جنسیتی میان زن و مرد و پسر و دختر از دیگر عناصر و مولفه های جامعه و نظام جاهلی است.(نحل، آیات ۵۸ تا ۶۲؛ اسراء، آیه ۴۰؛ زخرف، آیات ۱۶ و ۱۷؛ انعام، آیه ۱۰۳) فرزند کشی در قالب سقط جنین و مانند آن ها(انعام، آیات ۱۳۷ و۱۴۰) بدتر از همه دخترکشی و کم ارزشی بودن آن در میان جامعه جاهلی(تکویر، آیات ۷ و ۸؛ نحل‌، آیات ‌۵۸‌ و‌۵۹) و نیز بهره کشی جنسی از زنان(نور، آیه ۳۳) و مانند آن ها از رفتارهایی ثابت در جامعه جاهلی است.
  9. تکاثر و مال اندوزی: از مهم ترین ویژگی ها و عناصر نظام و جامعه جاهلی، گرایش به تکاثر اموال و ثروت اندوزی و ترک کمک و انفاق به محرومان است. از این روست که نظام جاهلی بر ارزش مادیات و ثروت اندوزی تاکید ویژه ای دارد.(تکاثر، آیات ۱ و ۲)
  10. تبرج و خودنمایی: خودنمایی به هر شکلی در نظام جاهلی یک ارزش است. این خودنمایی بانشان دادن زر و زیور و یا اعضا و جوارح و مانند آن ها انجام می شود.(احزاب، آیه ۳۳) تغییر لحن و صدا و نوع پوشش تحریک کننده و مانند آن در راستای همان هدف اصالت لذت انجام می شود که در یک جامعه جاهلی اصل است.
  11. دشمنی و فقدان امنیت اجتماعی: از دیگر مولفه های یک نظام جاهلی دشمنی میان مردم است به دلیل آن که اصالت لذت اجازه نمی دهد تا اهل ایثار و عفو و گذشت باشند و احسان نمایند. این گونه است که دشمنی در میان افراد جامعه زیاد است و کسی احساس امنیت نمی کند؛ زیرا هنجارشکنی و تعرض به عرض و مال و ناموس امری طبیعی است و دور زدن قانون در مواردی که شدنی و بدون مواخذه و مجازات است انجام می گیرد.(آل عمران، آیه ۱۰۳ و ایات دیگر) در این جوامع آدم ربایی و تجاوز جنسی و هتک حرمت زنان و کودکان و مانند آن ها امری عادی است.(انفال، آیه ۲۶؛ قصس، آیه ۵۷؛ عنکبوت، آیه ۶۷ و آیات دیگر)
  12. خرافه گرایی و جن گرایی و مانند آن ها: در جوامعی که عقلانیت بر آن حاکم نیست، خرافه گرایی به شدت رشد می کند و تفال به حرکت اشیاء و جانوران و بهره گیری از جن و موکل و مانند آن تقویت می شود.(جن، آیه ۶؛ مائده، آیات ۳ و ۹۰)
  13. رباخواری و خون خواری: هر گونه پلیدی در نزد ایشان ارزش می شود این گونه است که رباخواری در چارچوب اصالت تکاثر و خون خواری در چارچوب اصالت لذت از راه بدعت ها و نوآوری های ضد فطرت امری طبیعی در این جوامع است.(بقره، آیات ۲۷۵ و ۲۷۸)
  14. اصالت ماده و محسوس: در نظام معرفتی جاهلی، جایگاهی برای عقل و دیده دل نیست، بلکه ساختار معرفتی آن بر حواس ظاهری نهاده شده و هر چیزی که دیده نشود حقیقت نداشته و از واقعیت بهره ای نبرده است. پس اگر محسوس و مشهود و ملموس نباشد وجود ندارد و موهوم است. بر این اساس، غیب و آخرت و مانند آن ها باطل است و از همین رو، منکر آخرت هستند. بر همین اساس ، ارزش های نظام جاهلی ارزش های مادی است. به سخن دیگر، نظام جاهلی ارزش هایی را اصالت می بخشد که بر اساس مادیگرایی و اصالت لذت و مانند آن سامان یافته است. در چنین نظامی اصل در ارزش گذاری انسان نه اخلاق و تقوا و ارزش های انسانی و الهی بلکه ثروت و قدرت و مانند آن است. این گونه است که به جایی آن که فلاح و رستگاری و سعادت را در ارزش هایی چون تقوای الهی و عبادت و رضایت خداوندی بداند، در قدرت و ثروت می داند. از این روست که فرعون وار می گوید: قَدْ أَفْلَحَ الْیَوْمَ مَنِ اسْتَعْلَی؛ رستگار کسی است که امروز استعلا یابد و به علو دست یابد و قدرت او مسلط باشد(طه، آیه ۶۴)؛ در حالی که در نظام ارزشی اسلامی و الهی رستگاری بر اساس تزکیه و تقوا و ایمان سامان داده می شود. خداوند می فرماید: قَدْ أَفْلَحَ مَن تَزَکَّی؛ به تحقیق رستگار کسی است که تزکیه کرده باشد.(اعلی، آیه ۱۴) و یا می فرماید: قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا؛ که هر کس آن را پاک گردانید، قطعاً رستگار شد(شمس، آیه ۹) و یا می فرماید: قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ؛ به راستى که مؤمنان رستگار شدند.(مومنون، آیه ۱) در نظام جاهلی از نظر معرفتی هر چیزی حق و حقیقت است که ملموس و محسوس باشد و به چشم سر دیده شود و در آزمایشگاه و از راه علوم تجربی قابل شناسایی و تحلیل و تجزیه باشد؛ در حالی که در نظام معرفتی عقلانی ، جهان شهادت و حس تنها بخشی از نظام هستی را تشکیل می دهد. هم چنین در نظام جاهلی از نظر ارزشی، قدرت و ثروت اصالت می یابد در حالی که در نظام ارزشی الهی قدرت و ثروت ابزاری برای کمال است و در حد یک ابزار ارزش دارد و هرگز نشان اعتبار و ارزش کسی نیست.
  15. بی بند و باری جنسی و خیانت: از دیگر مولفه های جامعه جاهلی در چارچوب اصالت لذت بی بند و باری است. به این معنا که جامعه جاهلی پای بند به اصول اخلاقی هم چون وفا به عهد، امانت داری، صداقت نیست بلکه بر اساس و مدار و محور خیانت و پیمان شکنی و دروغ سامان می یابد. این گونه است که خیانت در میان زنان و مردان رواج می یابد. در این جامعه همان طوری که زن به عنوان یک کالای جنسی عرضه می شود و قابل عرضه و تقاضا و قیمت گذاری است(نساء، آیه ۱۹)، هم چنین انحرافات جنسی در میان آنان رواج یافته و خیانت به شوهر یک امر عادی و طبیعی به شمار می رود.(ممتحنه، آیه ۱۲) در این جامعه ، فرزندان نامشروع تولید می شود و حتی به سادگی به شوهران نسبت داده می شود.(همان)

آن چه بیان شد تنها گوشه ای از افکار و عقاید و رسوم و ارزش های جاهلی در برابر نظام قرآنی و عقلانی و عقلایی اسلام است که بر اساس وحی الهی سامان یافته است. با نگاهی به ارزش های حاکم بر هر جامعه ای می توان دریافت تا چه اندازه به نظام جاهلی و ارزش های آن نزدیک و یا دور است و به چه اندازه جامعه ای مانند جامعه اسلامی ایران توانسته است به نظام ارزشی قرآن و اسلام نزدیک شده باشد.

Share

مطالب مشابه