مهارت‌ عشق ورزی در سبک زندگی اسلامی

somamusبسم الله الرحمن الرحیم
مهارت های زندگی توانایی‌هایی هستند که با تمرین مداوم پرورش می‌یابند و شخص را برای روبه‌رو شدن با مسایل روزانه زندگی، افزایش توانایی‌های روانی، اجتماعی و بهداشتی آماده می‌کنند. سازمان جهانی بهداشت مهارتهای زندگی را چنين تعریف نموده است: توانایی انجام رفتار سازگارانه و مثبت به گونه ای که فرد بتواند با چالشها و ضروریات زندگی روزمره خود کنار بياید. آموزه های اسلامی سرشار از آموزه هایی است که مرتبط با مهارت های زندگی است؛ زیرا اسلام آیین زندگی برای دست یابی به سعادت دنیوی و اخروی است. نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های اسلامی یکی از مهارت های زندگی به نام عشق ورزی را تبیین کرده است با هم  این مطلب از نظر می گذرانیم.
اهتمام به مهارت های زندگی در اسلام
بطور کلی مهارتهای زندگی عبارت از توانایی هایی است که منجر به ارتقای بهداشت روانی افراد جامعه، غنای روابط انسانی ، افزایش سلامت و رفتارهای سلامتی در سطح جامعه می گردند. مهارتهای زندگی هم به صورت یک راهکار ارتقای سلامت روانی و هم به صورت ابزاری در پيشگيری از آسيب های روانی – اجتماعی مبتلا به جامعه نظير اعتياد ، خشونت های خانگی و اجتماعی ، آزار کودکان ، خودکشی ، ایدز و موارد مشابه قابل استفاده است. به طور کلی مهارتهای زندگی ابزاری قوی در دست متوليان سلامت روانی جامعه در جهت توانمندسازی جوانان در ابعاد روانی – اجتماعی است. این مهارتها به افرادکمک می کنند تا مثبت عمل کرده، هم خودشان و هم جامعه را از آسيب های روانی – اجتماعی حفظ کرده و سطح بهداشت روانی خویش و جامعه را ارتقاء بخشند.
در حال حاضر شیوه هایی برای آموزش مهارت های زندگی مدل مهارتهای زندگی وجود دارد. آیین اسلام برای رسیدن انسان به کمال و رهایی از نواقص راهبردها و سیاست ها و برنامه ای تدوین کرده که در نهایت ضمن حفظ سلامت شخص در ابعاد گوناگون، سعادت دنیوی و اخروی او را تضمین می کند. بر اساس آیات قرآنی، هر آن چه برای انسان نیاز است در آیات قرآنی و آموزه های اسلامی گفته شده است.(نحل، آیه 89) این آموزه های اسلامی به انسان کمک می کند تا ضمن شناخت خدا و خود و جهان و جامعه، بتواند به ارتقای کمی و کیفی خود و دیگران کمک کند و با تعلیم و تزکیه ای که خدا و پیامبران و پیشوایان دین ارایه می دهند، به کمال دست یافته و عدالت را در جامعه اجرایی کنند.(بقره، آیات 129 و 151؛ آل عمران، آیه 164؛ حدید، آیه 25) عدالتی که به معنای قرار گرفتن هر چیزی در جایی مناسب و حق خود است که خداوند تعیین و در قالب تقدیر سامان داده است.(فرقان، آیه 2؛ عبس، آیه 19) البته ممکن است انسان با همه تلاش ها و کوشش هایش نتوان آن چیزی که خداوند خواسته و مقدر نموده را به سرانجام برساند(انعام، آیه 91؛ حج، آیه 74؛ زمر، آیه 67)، ولی خداوند از انسان بیش از توان و استطاعتش نخواسته است.(بقره، آیات 223 و 286؛ انعام، آیه 152؛ اعراف، آیه 42؛ مومنون، آیه 62)
فلسفه و سبک زندگی اسلامی بر آن است تا این اهداف را از نظر معرفتی و شناختی و نیز عملی و مهارتی فراهم آورد. از این روست که گستره ای بسیار وسیع و گسترده ای از آموزه های معرفتی و دستوری با تمام جزئیات در آیین اسلام مطرح شده است که در کنار هم وقتی قرار و به کار گرفته شود، پازل(جورچین) را تمام کرده و تاثیر مثبت خود را خواهد گذاشت؛ اما بسیاری از مسلمانان در قالب«نومن ببعض و نکفر ببعض»(نساء، آیه 150) عمل کرده و قرآن و آموزه های آن را تکه تکه و بخش بخش می کنند(حجر، آیه 91) و این گونه می خواهند تاثیر مثبت و سازنده ای از دین اسلام در جان و جامعه بیابند، که نمی یابند؛ زیرا این کلیت وقتی مورد ایمان و عمل قرار گیرد می تواند تاثیر سازنده داشته باشد.
به هر حال، در اسلام به مهارت های زندگی اهتمام بسیاری صورت گرفته و آموزه های وحیانی اسلام سرشار از این آموزه ها است؛ زیرا اسلام دین اجتماعی است به طوری که رهایی از خسران و زیان ابدی را تنها در گروه ایمان و عمل صالح فردی و توصیه و دعوت دیگران به حق و صبر (سوره های عصر و تین) و امر به معروف و نهی از منکر دانسته است و بیان می دارد که تنها کسانی به بهشت می روند که نه تنها گلیم خود را از آب بیرون آورند، بلکه به دیگران در این امر کمک کنند. بنابراین، آن چه مایه نجات و رهایی انسان است، دست یابی به کمال در سایه زندگی اجتماعی و تعامل مثبت و سازنده با دیگران است. این گونه است که در آموزه های اسلامی بر مهارت هایی چون خودآگاهی، همدلی، همراهی و همکاری، حل مساله خود و دیگران، نگرش انتقادی به خود و جامعه ، مقابله با اضطراب فردی و جمعی، عشق ورزی، خوشرویی و خوشرفتاری و مانند آن ها توجه داده و راه های کسب موفقیت و رهایی از زیان و خسران ابدی در دنیا و آخرت را تبیین کرده است.
چیستی مهارت عشق ورزی
یکی از مهارت هایی که انسان در زندگی بسیار به آن نیازمند است، مهارت عشق ورزی به دیگران است. عشق ورزی در دایره زناشویی محدود نمی شود، بلکه محبت و دوستی نسبت به دیگران می تواند حتی به موجودات دیگر نیز کشیده شود. البته انسان دوست می دارد پاداش احساس خود را دریافت کند، از این رو، نسبت به موجوداتی عشق می ورزد که پاسخ احساسات و عواطف او را بدهد.
واژه عشق در این جا می تواند مترادف و هم معنای واژگان دیگری چون محبت ورزی، مودت ورزی، مهرورزی و مانند آن ها باشد. تاکید بر واژه «ورز» به معنای ورزش و تمرین دلالت بر این معنا دارد که عشق و محبت و مودت و مهر شاید در همگان به طور فطری وجودداشته باشد که دارد، ولی آن چه در این جا به عنوان یک مهارت زندگی لازم و ضروری است، افزایش و پرورش آن با افزایش معرفت و شناخت و انجام اعمال و رفتارهایی خاص است. از همین رو، برخی گفته اند، عشق ورزی یعنی علایقی که در شما یا میان شما مشترک است با انجام اعمالی آن ها را در خودت بیشتر پرورش بدهید.
چنان که بیان شد، مهرورزی و عشق ورزی دامنه بسیار گسترده ای از علایق انسانی را شامل می شود که شامل عشق ورزی به خدا، عشق ورزی به رهبران و پیشوایان، عشق ورزی به مردمان، عشق ورزی به همسر، عشق ورزی به همسر و مانند آن ها می شود.
خدا خاستگاه مهر و محبت
بر اساس آموزه های قرآنی، خاستگاه همه عشق ها و دوستی ها و مهرها و محبت ها، خداوند است. از همین روست که خداوند در همه آیات قرآنی حتی آغاز هر سوره با تکرار دو اسم و صفت خویش رحمان و رحیم ، به مهر ورزی خویش اشاره کرده و بیان می دارد که اصولا خلقت و آفرینش موجودات از جمله انسان ها بر اساس مهر الهی و رحمتی است که نسبت به موجودات دارد. همین رحمت الهی است که به عنوان یک واجب از سوی خدا برای خودش مطرح می شود(انعام، آیه 12) تا دانسته شود تا چه اندازه رحمت و محبت و مهر در هستی چه جایگاه ویژه و خاصی دارد.
بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، خداوند کانون مرکزی همه محبتهاست و آفرینش ریشه در رحمت و مهرورزی خدا دارد. ارتباط میان خدا و انسان بر همین قاعده شکل گرفته است و حتی خداوند خود را یک طرف از دو طرف دوستی و مهر و محبت معرفی می کند و از مردمان می خواهد خداوند را دوست و خلیل خود قرار دهند؛ همان طوری که خداوند بندگان صالح خویش را حبیب و دوست خود قرار داده است. از سوی حضرت ابراهیم(ع) را به عنوان خلیل و  دوست خالص خویش دانسته و به عنوان خلیل الله یاد می کند(نساء، آیه 125)؛ و از سوی دیگر، خود را بهترین حبیب و محبوب و پیامبر گرامی(ص) را حبیب الله معرفی می کند.
خداوند درآیاتی از دوستان خوب خود سخن به میان می آورد و بیان می کند که نسبت به آنان آگاهی و علم تمام و کمالی داشته(نساء، آیات 69 و 70) و آنان را از نعمت ها و پاداش های خاصی بهره مند می کند.(همان)
چگونگی دست یابی به مهارت عشق ورزی
می دانیم که انسان نیازمند ارتباط اجتماعی با دیگران است؛ زیرا انسان همان طوری که دارای عقل است ، از قلبی برخوردار است که عواطف و احساسات در آن موج می زند و نمی تواند بدون عواطف و احساسات بماند؛ زیرا شخصیت انسانی با عقل و عاطفه آمیخته و سرشته شده است و فقدان هر یکی به معنای عدم تعادل در شخصیت خواهد بود. البته از نظر حضرت علی(ع) اصولا مهرورزی ارتباط تنگاتنگی با خرد و عقل دارد؛ به این معنا که عقل و قلب باید در ارتباط با هم باشند. از این روست که می فرماید: مهرورزی و مهربانی نیمی از خرد است.
انسان در تنهایی به جنون می رسد، از این روست که خداوند در همان آغاز خلقت برای حضرت آدم(ع) زوج و همسری قرار داده تا در کنار آن به آرامش برسد و عواطف و احساسات خویش را تخلیه کرده و با ابراز عشق و محبت و مودت و رحمت زندگی اش را با سعادت و خوشبختی بیامیزد.(نساء، آیه 1؛ انعام، آیه 189؛ زمر، آیه 6)
عشق ورزی و محبت نقش کلیدی در زندگی انسان دارد و حتی کسانی که دوست می دارند دیگری مطیع بی چون و چرای آنان باشند، به جای هر چیزی دیگر بهتر است مهارت عشق ورزی را بیاموزند؛ زیرا اگر کسی این مهارت را کسب کند، می تواند بی کم ترین هزینه ای بزرگ ترین بهره ها را از زندگی برد و دیگران را نه تنها بنده بلکه برده محبت خویش سازد. اصولا کسی که گرفتار محبت است، کور و کر می شود، چنان که گفته شده است: الحب اعمی و اصم؛ یعنی محبت انسان را کور و کر می کند.
گرفتار محبت و عشق، خود مطیع بی چون و چرا است. این مطلب را حتی از آیات 31 و 32 سوره آل عمران نیز می توان استنباط کرد و به دست آورد. خداوند می فرماید: قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللّهُ وَيَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ قُلْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَالرَّسُولَ فإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُحِبُّ الْكَافِرِينَ ؛ بگو: «اگر خدا را دوست داريد، از من پيروى كنيد تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشايد، و خداوند آمرزنده مهربان است.» بگو: «خدا و پيامبر [او] را اطاعت كنيد.» پس اگر رويگردان شدند، قطعاً خداوند كافران را دوست ندارد.
پس ارتباط تنگاتنگی میان محبت و اطاعت است. کسی که بخواهد اطاعت کسی را کسب کند ، در او عشق و محبت و مودت ایجاد کند. برای این که چنین چیزی را در دیگری ایجاد کنیم باید خود مهارت عشق ورزی را بیاموزیم و از آن بهره گیریم. بسیاری از مردم از این که همسران یا فرزندانش از آنان اطاعت نمی کنند، گلایه و شکایت دارند، در حالی که باید ریشه این پرخاشگری و طغیان گری و عصیانگری فرزندان و همسران را در خودشان بجویند؛ زیرا فاقد مهارت عشق ورزی و مهرورزی هستند؛ از همین رو، نتوانستند آنان را برده عشق و محبت خویش کرده و مطیع خود سازند.
این که خداوند فرمان می دهد تا نسبت به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) ، مودت و محبت داشته باشیم(شوری، آیه 23)، برای این است که تحقق مودت و محبت نسبت به اهل بیت عصمت و طهارت(ع) به معنای اطاعت بی چون و چرا از آنان خواهد بود.
خداوند در آیه 159 سوره آل عمران می فرماید: فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ؛ پس به بركتِ‏ رحمت الهى، با آنان نرمخو و پُر مِهر شدى، و اگر تندخو و سختدل بودى قطعاً از پيرامون تو پراكنده مى‏شدند. پس، از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه، و در كارها با آنان مشورت كن، و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن، زيرا خداوند توكل كنندگان را دوست مى‏دارد.
از این آیه به دست می آید که خاستگاه رحمت پیامبر(ص) و عشق ایشان به مردم همان رحمت الهی بوده است. دیگر آن که علت این که مردم به او عشق می ورزند و بی چون و چرا از او اطاعت می کنند و حتی ایشان را بر خودشان و جانشان و مال و زن و فرزندانشان مقدم می دارند(احزاب، ایه 6) همین مهر و محبتی است که نسبت به دیگران انجام می دهند؛ زیرا اگر از مهارت عشق و محبت ورزی بی بهره بود و تند خود و بد مزاج بود مردم از دور ایشان پراکنده می شدند.
در این آیه به چند عامل ایجادی برای مهارت و افزایش آن اشاره شده است. از جمله آنها می توان به امور زیر اشاره کرد:
ا. مهرورزی بر اساس رحمت و نگاه الهی به دیگران و ارزش گذاری به آنان؛
2. نرم خویی ؛
3. پرهیز از تند خویی؛
4. پرهیز از سخت دلی ؛
5. گذشت و عفو؛
6. درخواست عفو و گذشت برای مردم؛
7. ارزش گذاری و ارج نهادن به عقل و هوش مردم؛
8. مشورت گیری و انتقاد پذیری و گوش دادن به سخنان آنان؛
9. توکل بر خدا  و اعتماد به او به عنوان خاستگاه رحمت؛
10. ابراز علاقه و محبت در عمل و اظهار آن؛
پیامبر(ص) علاقه و عشق خویش را به مردم نشان می داد و خود را در این رابطه به رنج می انداخت به طوری که خداوند او را نهی می کند؛ زیرا این شدت علاقه و ابراز عشق و محبت به مردم گاه چنان در این پیامبر رحمت برای جهانیان(انبیاء، آیه 107) افزایش می یافت که موجبات سختی زندگی فردی اش می شد.(کهف، آیه 6؛ شعراء، آیه 3)
عشق ورزی ایشان به گونه ای بود که حتی دشمنان و منافقان نیز سوء استفاده می کردند؛ زیرا ایشان به حرف های حتی نادرست و دروغ منافقان گوش فرا می داد و با آن که بر نادرستی و دروغ آن آگاه بود، ولی به روی آنان نمی آورد تا شاید خود متنبه شده و دست از دروغ و کار و حرف نادرست بردارند؛ زیرا نمی خواست آنان را سرزنش و توبیخ کند و از خود براند. از همین روست که منافقان پیامبر(ص) را حرف شنو و اذن می خوانند، و خداوند این حرف شنوی را از باب خیر برای مردم می دانست.(توبه، آیه 61)
بنابراین، ترک سرزنش و توبیخ و تاکید بر ابعاد جاذبه ای نه دافعه ای از مهم ترین علل و عواملی است که عشق ورزی را به کمال می رساند و زمینه را برای واکنش مثبت دیگران فراهم آورد و آنان را به اطاعت و عشق ورزی سوق می دهد؛ چنان که این اتفاق افتاد و مردم عاشق و پروانه وار دور شمع وجود این عشق الهی گرد می آمدند و می گشتند.
رسول اکرم (ص)  در این باره می فرماید: شما را درباره نوجوانان و جوانان به نیکی سفارش میکنم که آنها دلی رقیق تر و قلبی فضیلت پذیر تر دارند خداوند مرا به پیامبری برانگیخت تا مردم را به رحمت الهی بشارت دهم و از عذابش بترسانم جوانان سخنانم را پذیرفتند و با من پیمان محبت بستند ولی پیران از قبول دعوتم سرباز زدند و به مخالفتم برخاستند. (سخنان 14 معصوم ، ج 2 ، ص 133)
مهربانی و عشق ورزی به کودکان مهم تر و اساسی تر است؛ زیرا وقتی آنان عشق ورزی را بیاموزند، جامعه ای پاک تر و سالم تری خواهیم داشت. رسول اکرم (ص) می فرماید: احترام گذاشتن به مسلمان مو سفید و سالخورده از جمله تجلیل خداست و از ما نیست کسی که بزرگسال ما را احترام نکند و به خردسال ما مهربانی نکند.  ( اصول کافی، ج 3 ، ص 240)
البته برخی گمان می کنند که می توان عشق و محبت دیگران را به مال و ثروت خرید، در حالی که چنین نیست، بلکه مردم بنده محبت و عشق هستند و کم تر کسی را می توان یافت که برده و بنده مال شود ، هر چند که مال می تواند در یک مدت اندکی تاثیری از خود به جا گذارد ولی هرگز این ریشه ای و عمیق و دایمی نیست.
رسول خدا(ص) می فرمود: شما هرگز نمی توانید با مال و ثروت مردم را به سوی خود جلب کنید، بلکه با گشاده رویی  و حسن خلق آنان را مجذوب خود گردانید. (الحدیث، ج 2، ص 29)
برای کسب مهارت عشق ورزی و تحقق آن در خود باید اصول و موازینی رعایت شود که برخی از آن ها در تفسیر آیات بیان شده است. گفته شد که یکی عوامل تاثیرگذاری در این حوزه گذشت و عفو است. خداوند در آیات قرآنی نه تنها از مردم می خواهد مقابله به مثل در بدی نکنند، مگر در شرایط خاص و حساس و آن هم نسبت به دشمنان(بقره، آیه 194) بلکه می خواهد فراتر از احسان و عفو یعنی در مقام مکارم اخلاقی رفتار کرده و ضمن گذشت از خطای دیگران و بدی آنان، به آنان نیکی و خدمت کرده و از مقام کرامت وارد شوید.(فرقان، آیه 72)
خداوند در قرآن در این باره هم چنین می فرماید: وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَكَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ؛ و نيكى با بدى يكسان نيست. [بدى را] به آنچه خود بهتر است دفع كن آن گاه كسى كه ميان تو و ميان او دشمنى است، گويى دوستى يك‏دل مى‏گردد.(فصلت، ایه 34)
در جایی دیگر نیز می فرماید: ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ ؛ بدى را به شيوه‏اى نيكو دفع كن. ما به آنچه وصف مى‏كنند داناتريم. (مومنون، آیه 96)
در این آیات بیان شده که بدیها را با نیکی و محبت جبران کنید؛  زیرا با محبت می توان دشمنی های دیرینه را از بین برد و به جای خار گل کاشت و بهره برد. پس یکی از راه های کسب مهارت عشق ورزی این است که اهل گذشت باشیم و نه تنها احسان کنیم بلکه از راه اکرام وارد شویم، و خارهای را برچینیم و به جای آن گل بکاریم.
در سیره و روش زندگی امامان(ع) این مساله بارها بیان و اجرایی و عملیاتی شده است. داستان مرد شامی با امام حسن(ع) در این باره معروف است که ایشان پس از دشنام شامی او را به خانه اش دعوت می کند و مشکلات و گرفتارهایش را حل می کند. درباره امیرمومنان امام علی(ع) نیز حکایات بسیاری است. ایشان خود به مالک اشتر نوشت: «و اشعر قَلبکَ الرّحمةَ للرّعیّة، و المحبة لَهم، و اللُطف بهم، ولا تَکوننَّ عَلیهم سَبُعاً ضاریاً تَغتنمُ اَکلهُم، فانّهم صِنفانِ: اِمّا اخٌ لکَ فی الدّینِ، او نَظیرٌ لک فی الخَلقِ، یَفرطُ مِنهمُ الزّلل، و تَعرِضُ لهُمُ العِللُ، و یوتی علی ایدیهم فی العَمدِ و الخَطا، فَاعطهِم مِن عَفوکَ و صَفحِکَ مِثلَ الّذی تُحبُّ و تَرضی اَن یُعطیکَ اللهُ مِن عَفوهِ و صَفحهِ. فَانّکَ فَوقَهُم، و وآلی الامرِ علیکَ فَوقلکَ، و اللهُ فَوقُ مَن وَلّاکَ! و قَد استَکفاکَ اَمرَهُم، وَ ابتلاکَ بِهم؛ یعنی «مهربانی با مردم را پوشش دل خویش قرار ده، و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز، چونان حیوان شکاری باشی که خوردن آنان را غنیمت دانی، زیرا مردم دو دسته‌اند، دسته‌ای برادر دینی تو، و دسته دیگر همانند تو در آفرینش می‌باشند، اگر گناهی از آنان سر می‌زند، یا علت‌هایی بر آنان عارض می‌شود، یا خواسته و ناخواسته، اشتباهی مرتکب می‌گردند، آنان را ببخشای و بر آنان آسان ‌گیر، آنگونه که دوست داری خدا تو را ببخشاید و بر تو آسان گیرد.
همانا تو از آنان برتر، و امام تو از تو برتر، و خدا بر آن کس که تو را فرمانداری مصر داد والاتر است، که انجام امور مردم مصر را به تو واگذارده، و آنان را وسیله آزمون تو قرار داده است.»( نهج‌البلاغه، فيض الاسلام، نامه 53 .)
حضرت امیرالمومنین علی علیه‌السلام در نامه 27 به محمد بن ابی بکر، شیوه‌های مردم‌داری و رعایت حقوق اجتماعی انسان‌ها را این گونه تذکر می‌دهد: «فاخفض لهم جناحک، و الن لهم جانبک، وابسط لهم وجهک، و آس بینهم فی اللّحظة و النّظرة، حتّی لا یطمع العظماء فی حیفک لهم، و لا ییاس الضعفاء من عدلک علیهم، فان الله تعالی یسائلکم معشر عباده عن الصّغیرة من اعمالکم و الکبیرة، و الظاهرة و المستورة، فان یعذب فانتم اظلم، و ان یعف فهو اکرم؛ «با مردم فروتن باش، نرمخو و مهربان باش، گشاده‌رو و خندان باش، در نگاه‌هایت، و در نیم نگاه و خیره شدن به مردم به تساوی رفتار کن، تا بزرگان در ستمکاری تو طمع نکنند، و ناتوان‌ها در عدالت تو مایوس نگردند، زیرا خداوند از شما بندگان درباره اعمال کوچک و بزرگ، آشکار و پنهان پرسش می‌کند، اگر کیفر دهد شما استحقاق بیش از آن را دارید، و اگر ببخشد از بزرگواری اوست.»( نهج‌البلاغه، فيض الاسلام، نامه 27.)
اشعار که امام (ع) بر آن تاکید دارد به معنای پوشیدن و شعار به معنای زیرپیراهن است. این سخن کنایه از این است که رحمت و محبت و لطف تو نسبت به مردم ظاهری و براساس منافع و مصالح نباشد، بلکه باید مهرورزی و عشق ورزی ات قلبی باشد. به این معنا که در مهارت عشق ورزی، به حقیقت باید عشق و محبت داشته باشد تا تاثیرگذار باشد ، نه آن که به ظاهر عشق ورزی داشته باشید و در باطن این گونه نباشید؛ زیرا آن چه تاثیرگذار است حقیقت عشق است نه تظاهر به عشق و محبت که حتی تاثیر سوء می گذارد؛ زیرا هر چه از جان بر آید لاجرم در جان  نشیند. پس باید همه جانت پراز محبت و مهربانی نسبت به دیگری باشد تا تاثیرگذار باشد.
عشق به همسر و فرزند
در آموزه های اسلامی عشق به همسر و فرزند بسیار مورد تاکید است. اگر کسی این مهارت عشق ورزی نسبت به این دو را بیاموزد می تواند در جامعه ای سالم تر زندگی کند.
خداوند مبانی زندگی خانوادگی را اساس جامعه بزرگ انسانی بر پایه مودت، رحمت و عشق و مهرورزی نهاده است. خداوند می فرماید: هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَت دَّعَوَا اللّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحاً لَّنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ؛ اوست آن كس كه شما را از نفس واحدى آفريد، و جفت وى را از آن پديد آورد تا بدان آرام گيرد. پس چون [آدم‏] با او [حوا] درآميخت باردار شد، بارى سبك. و [چندى‏] با آن [بار سبك‏] گذرانيد، و چون سنگين‏بار شد، خدا، پروردگار خود را خواندند كه اگر به ما [فرزندى‏] شايسته عطا كنى قطعاً از سپاسگزاران خواهيم بود.(اعراف، آیه 189)
و در جایی دیگر می فرماید: وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ؛ و از نشانه‏هاى او اينكه از [نوع‏] خودتان همسرانى براى شما آفريد تا بدانها آرام گيريد، و ميانتان دوستى و رحمت نهاد. آرى، در اين [نعمت‏] براى مردمى كه مى‏انديشند قطعاً نشانه‏هايى است.(روم، آیه 21)
پس اظهار و ابراز علاقه و عشق و محبت به همسر به عنوان یک امر فطری و طبیعی دانسته شده و هر کسی باید نسبت به همسر خویش ابراز عشق و علاقه کند و از راه محبت و مودت و رحمت با او وارد شود. این گونه است که خانه و سپس جامعه به آرامش می رسد و خوشبختی تحقق می یابد.
باید گفت که ابراز عشق، نه تنها همسر را لوس نمی‌کند، بلکه او را علاوه براین‌ که دلگرم و شاداب می‌کند، با ادب و باوقار نیز می‌کند؛ زیرا آن کس که‌ جانش سرشار از محبت و سیراب از زلال عشق باشد و از این بابت، عقده‌ای در دل نداشته باشد، رفتاری کریمانه دارد و چون از همسرش‌ خرسند و سپاسمند است، به او ادب می‌ورزد. پیامبر(ص) در بیان ابراز و اظهار عشق می فرماید:  قَولُ الرَّجُلِ لِلمَرأةِ «إنّی أُحِبُّک» لایَذهَبُ مِن‌ قَلبِها أَبداً؛ سخن مرد که به زن بگوید: «دوستت دارم»، هرگز از دل زن بیرون نمی‌رود.( الکافی، ج‏5، ص 569، حدیث 59.)
از این سخن پیامبر(ص) نکاتی را می توان استنباط کرد که در کسب مهارت عشق ورزی به ویژه نسبت به همسر بسیار مفید و کاربردی است. برخی از محققان به این نکات این گونه توجه داده اند:
1. ابراز عشق‌:  بر اساس این سخن پیامبر(ص) «قَول» یعنی گفتن و ابراز کردن، نه در دل پنهان داشتن از مهم ترین رازهای کسب آرامش در زندگی زناشویی است. البته انسان باید نسبت به هر کسی که علاقه مند است ابراز علاقه کند؛ ولی در برخی جاها این ضرورت می یابد. بنابراین، باید عادت کنیم که عشق و علاقه خود را بر زبان جاری کنیم و نگویم که کار و عمل ما خود گواهی از عشق ما به آنان می دهد. به نظر می رسد که مردان از دیدن لذت می برند و لذت آنان چشمی است ؛ در حالی که لذت زنان شنوایی است. بنابراین، ابراز علاقه شوهر نسبت به همسر کارکرد دو چندانی دارد و زن از شنیدن کلمات عاشقانه لذت بسیار می برد. باید این مهارت را بیاموزیم که اهل بیان باشیم؛ زیرا این که زبان را با بیان یعنی روشنی و روشن گری ربط داده اند از همین روست؛ زیرا زبان آن چه در باطن ما است بیان و آشکار می کند و زنان دوست دارند این را بشنوند. یعنی همان طوری که مردان عشق و علاقه زن را دوست دارند در نوع آرایش و تزیین همسر ببیند، زنان دوستان دارند آن را بشنوند. پس زنان با آرایش و جامه های زیبا و فریبای خودشان عشق و علاقه خود را ابراز و اظهار می کنند و مردان نیز با سخنان زیبا و گوش نواز خودشان. البته برخی همسران‌ از ابراز محبت و به زبان آوردن عشق درون و نثار کردن آن به همسر، شرم دارند. خجالت می‌شکند که به نزدیک‌ترین فرد زندگی‌شان‌ بگویند: «دوستت دارم». ایشان باید با تمرین و تکرار، نیروی شهامت را در خویشتن‌ تقویت کنند و بر این شرم منفی، غلبه نمایند. چند بار که بر خود تحمیل کنیم و با سختی به همسرمان بگوییم: «دوستت دارم»، کار آسان می‌شود.
ثمرۀ خجسته‌ای که از ابراز محبت حاصل می‌شود، ارزش آن را دارد که‌ اندکی خویش را تمرین دهیم و سختی ابتدایی آن را تحمّل کنیم. تازه، این سختی، سختی گوارایی است. عشق مکنون و نهفتۀ در درون، اگرچه نیکو است؛ امّا ثمرۀ بیرونی‌ آن اندک است. عشق مکنون در قلب، جان عاشق را صفا می‌دهد و آثار آن در رفتار او نمایان می‌شود و حلاوت آن به معشوق نیز می‌رسد؛ امّا اگر از نهانگاه بیرون آید و بر زبان و در کردار جاری شود، محصول آن‌ چندچندان می‌شود و جان معشوق را جلا می‌بخشد. آری؛ این لؤلؤ مکنون را باید از صدف قلب، بیرون آورد و آن را به معشوق نمایانْد، تا چشم دلش روشن شود.
2. بهرۀ بیش‌تر زن، وظیفۀ بیش‌تر مرد: در تعبیر «اَلرَّجُلُ لِلمَرءَةِ» مرد و زن، هر دو آمده‌اند و حکم هر کدام آشکار است و بدین معنا است که جملۀ «دوستت دارم» را مرد به زن بگوید. طبق این سخن، سهم زن در دریافت عشق و وظیفۀ مرد در ابراز آن، بیش‌تر است. دلیل آن نیز روشن است؛ زن، معشوق است و مرد، عاشق. زن مطلوب است و مرد طالب. زن، نازکُن است و مرد، نازکِش. زن از مرد لطیف‌تر است. عاطفۀ او بیش‌تر است. خداوند، از سرِ حکمت، زن و مرد را این گونه آفریده است. البته زن از ابراز عشق به مرد، معاف نیست؛ مرد نیز نیازمند نوازش‌ زن است؛ امّا سهم دریافتی زن و وظیفۀ پرداختی مرد، بیش‌تر است.
3. ابراز آشکار: «إِنّی اُحِبُّک»؛ من تو را دوست دارم. اگرچه نزد همسران، عشق رمز و رازدار، مکانتی ویژه دارد و از آن لذّتـی لطیف می‌برند؛ امّا عشق‌ صریح نیز نزد ایشان جایگهی ارجمند دارد. هر دو ضروری است؛ هم‌ رمز و راز دار، هم صریح و آشکار. هیچ کدام جای دیگری را پر نمی‌کند و هر کدام بدون دیگری ناقص است. ریشۀ عشق باید در ژرفای دل باشد، امّا آثار آن باید در گفتار و رفتار، به گونه‌های گوناگون، نمایان شود. جملۀ «دوستت دارم»، صریح‌ترین عبارت برای بیان عشق است. ساده است. صمیمی است. آشکار است. بی‌نیاز از شرح و تفسیر است. آسانْ‌بیان و آسانْ‌دریافت‌ است. بر دل نشین است. و نیز آموزۀ پیامبرمان است.
4. تأثیر ماندگار: «لا یذهَبُ مِنْ قَلبِها أَبداً»؛ هرگز از دلش بیرون نمی‌رود. «دوستت‌ دارم» تا سویدای قلـب و ژرفای جان نفوذ می‌کند و در همۀ زوایای‌ روح می‌گسترد و در خانۀ دل آشیانه می‌گیرد و دیگر بیرون نمی‌آید. «دوستت دارم»، زیباترین سخن عشق است و
از صدای سخن عشق ندیدم خوش‌تر                یادگاری که در این گنبد دوّار بمانْد
این سخن، در همۀ احوال و همه اوقات، اثربخش است؛ امّا تأثیر آن در برخی احوال و اوقات، بیش‌تر است و نیز چگونه گفتن و شیوۀ بیان آن نیز در اثربخشی‌اش مؤثّر است؛ مثلاً: آن‌گاه که دو همسر، در آغوش هم رفته‌اند و دهان‌هاشان نزدیکای گوش‌های یکدیگر است و نوای نفس‌هاشان با حرارت و ارتعاش عشق درآمیخته است، گفتن‌ نجواگونه و خالصانۀ «دوستت دارم»، تأثیری معجزه‌گون دارد و جان را طراوت و حلاوتی وصف ناشدنی می‌بخشد.
دانستیم که محبوب‌ترین جمله نزد زنان، «دوستت دارم» است. نزد مردان چه؟ محبوب‌ترین جمله برای ایشان چیست؟ نزد مردان، معادل «دوستت دارم» چیست؟ آیا سخنی جاندار و جمله‌ای کلیدی وجود دارد که باتری جان ایشان را شارژ کند و آنان را اوج دهد؟ بله. این جمله: «به تو افتخار می‌کنم». مرد، اقتدار طلب است. عاشق‌پیشه است. پناهگاه زن است. با عنایت به ساختار روانی، شخصیّتی، و حتّی جسمانی مرد، می‌گوییم: جملۀ «به تو افتخار می‌کنم»، همان اندازه به مردان انرژی می‌دهد که جملۀ «دوستت دارم» به زنان نیرو می‌بخشد.
مردان دوست ندارند از زنان خویش این جمله را بشنوم که من در زندگی مشترکم از تو خیر ندیدم. امام صادق(ع) می فرماید : ایما امراة قالت لزوجها: ما رایت قط من وجهک خیرا فقدحبط عملها؛ هر زنی به همسرش بگوید: «من از روی تو خیری ندیدم» عملش ضایع و حبط خواهد شد.( من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 440)
البته انسان باید مواظب باشد به دلیل آن که عشق انسان را کور و کر می کند، از جاده حق  وعدالت نسبت به دیگران خارج نشود؛ چنان که خداوند در اینباره بارها هشدار داده است(انعام، آیه 152) ؛ چنان که همین قدرت را دشمنی دارد و انسان را کور و کر می کند.(مائده، آیه 8)
رسول خدا (ص) نیز هشدار داده و به یکی از اصحاب فرمودند : مبادا مهر و محبت و علاقه نسبت به زن و فرزند ، تو را وادارکند که به محیط گناه قدم گذاری و خودرا به خاطر ایشان به فعل حرام بیندازی . (کلام نور جلد 1 صفحه 140)
محبت و عشق ورزی نسبت به اعضای خانواده در رفتار خانوادگی پیامبر(صلی الله علیه و آله) موج میزد و آن را نشانه ایمان می دانست: هرچه بر ایمان بنده ای افزوده شود، بر محبت و دوستی او نسبت به خانواده اش افزوده می شود. (علامه مجلسی، بحارالانوار، ج100، ص228) آن حضرت، دوست داشتن همسران را از آداب پیامبران برمی شمرد(شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج1، ص52.) و شوخی و عشق بازی با همسر را از بازی ها و لذت های روای زندگانی می دانست: بازی در سه چیز رواست: … با همسرت شوخی و عشق بازی کنی.( متقی هندی، کنزالعمّال، ج15، ص211)
جابر بن ‌عبدالله می گوید: «وقتی ازدواج کردم، پیامبر از من پرسید:”با چه کسی ازدواج کردی؟”» گفتم: «با زن بیوه ای». فرمود: چرا با دوشیزه ای شوخ و شنگ ازدواج نکردی؟ دختری که با تو نرد عشق ببازد و تو نیز با او بازی و عشق بازی کنی؟ (العجلونی، کشف الخفاء، ج2، ص332؛ سیدی، حسین، همنام گلهای بهاری (نگاهی نو به زندگی پیامبر (ص) ، ص78)
محبّت ورزی به همسران و آگاه کردن آن ها از این دوستی و محبت را مستحب اعلام می‌ کرد و می ‌فرمود: این که مرد به زنش بگوید:”تو را دوست دارم” هرگز از دل زن بیرون نمی رود.( کلینی، اصول کافی، ج5، ص569)
عشق ورزی با همسر را عبادتی شیرین و برتر از تمام دنیا و آنچه در آن است، بر می ‌شمرد و می فرمود: مردی نیست که دست همسرش را عاشقانه بگیرد، جز آن که آفریدگار 5 پاداش برایش می نویسد؛ پس اگر او را در آغوش کِشد، 10 پاداش می برد؛ اگر همسرش را ببوسد، 20 پاداش دارد؛ اگر با او درآمیزد، پاداش این کار برای او از دنیا و آنچه در آن است، بهتر است.(قاضی نعمان، دعائم الإسلام، ج2، ص190.)
مردی به محضر رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) شرفیاب شد و عرض کرد: «ای پیامبر خدا، من از چیزی شگفت انگیز در عجبم: مرد و زنی ازدواج می کنند، در حالی که یکدیگر را قبل از آن ندیده اند، اما صبح گاهان که از خواب بر می خیزند، هیچ کس نزد آن دو از دیگری محبوب تر نیست؟!». پیامبر در پاسخ او فقط این قسمت از آیة کریمه را تلاوت فرمودند: وَ جَعَلَ بَینَکُم مَوَدَّةً وَ رَحمَةً؛خداوند در میان شما مودّت و رحمت قرار داد.(روم، آیه 21؛ میبدی، تفسیر کشف الاسرار و عدّة الابرار، ج7، ص446.)
از منظر برخی تفسیرنگاران، رحمت به معنای عشق و مهربانی قلبی در باطن و مودّت به معنای اظهار این عشق و علاقه در ظاهر است و این خداوند است که این دو حالت را در بین همسران ایجاد می نماید: یکی در باطن که در دل نسبت به همسر خود احساس محبت و رحمت نماید و دیگر در ظاهر که آن محبت و رحمت درونی را در گفتار و رفتار ابراز نماید. (یثربی، سید محمد، سیری در رسالة حقوق امام سجادعلیه السلام، ج2، ص156.)
گویی پروردگارِ مهر، تمام حقوق واجب بین همسران را در عشق ورزی ظاهری و باطنی، یعنی مودت و رحمت، خلاصه فرموده است.
آری، خداوندگار قلب ها، با جهت دهی راستین به نگرش ها، آدمی را می آموزد که از زاویه مهر و رأفت به خانه و خانواده اش بنگرد که اگر چنین شد، او در انجام هر وظیفه ای نسبت به همسر و دیگر اعضای خانواده جدیت می ورزد و هر نوع خدمتی را شیرین و لذت بخش می یابد.
اگر بین همسران عشق و محبت ریشه دار برقرار نباشد و هر یک از آنها از نظر عاطفی خود را ملزم به انجام وظایف و رعایت حقوق دیگران نبیند، همواره در جست و جوی راه فرار خواهد بود و اگر از نظر قانونی و حقوقی نیز ملزم به انجام خدمتی گردد، با تلخی و اکراه آن را به انجام خواهد رساند.
نتیجه آن که هر بینش و نگرش و یا هر روش و منشی که در بین اعضای خانواده براساس عشق ورزی و محبت مداری نباشد، عاقبت به فرار از مسؤولیت و تضییع حقوق دیگر اعضای خانواده خواهد انجامید.

فروشگاه آنلاین سونی

Share

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید