راه‌های افزایش صبر و آستانه تحمل. ۱

somamusتحمل و بردباری دارای مراتبی است و هر انسانی میزانی از فشار سختی‌ها و مصیبت‌ها را بر می‌تابد. تحمل شخص می‌تواند در چند سطح صبر، صبر جمیل، حلم و مانند آن‌ بر اساس آموزه‌های وحیانی قرآن تفسیر و تعبیر شود.  در مطلب حاضر که در دو بخش تقدیم خوانندگان عزیز می‌شود چیستی و انواع صبر و راه‌های افزایش آستانه تحمل با استناد به آیات قرآن تبیین شده است.
روان‌شناسی آستانه تحمل انسان
آستانه تحمل به حوزه روان شناسی رفتار بازمی‌گردد و در روان شناسی اجتماعی خودش را نشان می‌دهد. بر اساس آیه ۸۴ سوره اسراء رفتار هر انسانی بازتابی از شاکله شخصیتی اوست. بنابراین باید دید شاکله شخصیتی هر فردی از چه مبانی، بینش‌ها و نگرش‌ها شکل گرفته است؛ زیرا بازتاب آن در رفتارهای فردی و اجتماعی آن ظهور و بروز می‌کند. کسی که از آستانه تحمل بالا و پایین یا میانه‌ای برخوردار است نشان می‌دهد که از نظر بینشی و نگرشی، به هستی و خودش چگونه می‌نگرد و چه انتظاراتی از دیگران دارد.
بی‌گمان شخصیتی که مغرور و متکبر است و خیالبافی و تفاخر، شاکله شخصیتی او را شکل داده است، با کوچک‌ترین نقد و انتقاد از کوره به درمی‌رود و با عصبانیت برخورد می‌کند. انسان متواضع کمتر تحت تاثیر انتقادات هیجان‌زده می‌شود؛ زیرا حتی اگر نقد نادرست باشد این احتمال را می‌دهد که مواضع و رفتارش بد دیده  شده یا فهمیده شده یا حتی ممکن است دارای اشکالاتی باشد که شخص خود متوجه نشده و ملتفت این معنا نبوده است. از این رو واکنش‌های او نسبت به کنش‌های انتقادی دیگران همراه با عصبانیت نیست بلکه با طمانینه و صبر جمیل با موضوع برخورد می‌کند.
همچنین کسی که از نظر بینشی و نگرشی بر این باور است که همه هستی در چارچوب سنت‌های الهی قرار دارد و خداوند علیم و حکیم برای تحقق اهدافی در مخلوقات بدون هیچ‌گونه عجز و بخلی روندی را در پیش گرفته که بخشی از آن همراه با مصیبت‌ها و از دست رفتن‌ها خواهد بود تا حکمت آفرینش کلی و جزیی تحقق یابد، هر گاه با پیش آمد و حادثه‌ای دردناک و مصیبتی در خود و خویشان یا در بدن یا زمین مواجه می‌شود، با صبر و حلم برخورد می‌کند و با حادثه و مصیبت به طوری کنار می‌آید که بیرون از هیجانات تند عاطفی و احساسی حزن و خوف است.(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳)
بنابراین، برای درک و فهم نوع واکنش‌های انسان در برابر مشکلات، مصائب و حوادث غیرمترقبه و غیرمنتظره در تن و روان و جامعه و جهان باید به درک درستی از روان شناسی شخصیت هر فرد پرداخت و بینش‌ها و نگرش‌ها و نیز پرورش‌ها و تربیت‌های او را مورد تحلیل قرار داد و توصیه‌هایی در همان سطح تحلیلی و بر اساس آن ارائه کرد.
سطوح و درجات متفاوت آستانه تحمل
با توجه به آن چه گذشت می‌توان گفت که آستانه تحمل هر انسانی نسبت به دیگری متفاوت است، بلکه حتی باید گفت آستانه تحمل هر انسانی در زمان‌های گوناگون با توجه به تغییرات فرآیندی  در روان آدمی، متغیر و متفاوت است.
خداوند در آیات قرآن بیان می‌کند که روان آدمی هماره در حال تغییر است و این تغییر بازتاب‌هایی را در رفتار فردی و اجتماعی موجب می‌شود که به تغییر در جامعه و حتی جهان می‌انجامد.(انفال، آیه ۵۳؛ رعد، آیه ۱۱)
از آنجا که بینش‌ها و نگرش‌های هر انسانی بویژه در دهه‌های قبل از چهل سالگی به سرعت در حال تغییر است و شکل و شاکله ثابتی به خود نگرفته است، می‌توان از تفاوت سطوح آستانه تحمل در دوره‌های گوناگون سنی افراد سخن گفت؛ اما زمانی که شاکله شخصیتی، شکل گرفت و ثابت شد، آستانه تحمل شخص در یک سطح، ثابت خواهد ماند، به طوری که پس از میزانی از فشار همانند درهای زودپز به صدا درمی‌آید و اگر فشار بیش از حد آستانه باشد، منفجر شده و رفتارهایی به شدت همراه با عصبانیت غیر قابل مهار و مدیریت از خود بروز می‌دهد.
آستانه تحمل هر کسی همانند آستانه تحمل دیگ‌های زودپز با توجه به ظرفیت، خلوص و ناخالصی، آلیاژهای به کار رفته و مانند آنها است. بر اساس آیات و روایات انسان‌ها همانند معادن گوناگون هستند؛ به این معنا که جنس انسان‌ها می‌تواند زر، سیم، مس، آهن و مانند آنها باشد: اَلّناسُ معادِنُ کَمَعادِنِ الَّذهَبِ وَ الْفِصَّهِ  مردم مانند معادن طلا و نقره هستند.( کافى، ج ۸، ص ۱۷۷؛ این تفاوت‌ها تفاوت در شاکله شخصیت و رفتارها و کنش‌ها و واکنش‌ها را موجب می‌شود. بنابراین، نمی‌توان از همگان این انتظار را داشت که در برابر فشار مشکلات و مصیبت‌ها واکنش یکسانی داشته باشند، بلکه برخی در برابر فشار مرگ پدر و مادر دچار افسردگی می‌شوند و برخی دیگر به سادگی ازاین فشار عبور می‌کنند. برخی در برابر کوچک‌ترین بی‌احترامی چون تو گفتن، از کوره در می‌روند و برخی دیگر گویی هیچ اتفاقی نیفتاده و آب از آب تکان نخورده است.
در آیات قرآنی چند سطح برای تحمل افراد بیان شده که نشان می‌دهد آنان تا چه میزانی می‌توانند فشارهای مصیبت‌ها و مشکلات و انتقادات و مانند آن را تاب آورند.. در آیات قرآن برای هر سطح از تحمل آدمی نسبت به فشارها، عنوان و اصطلاح قرار داده شده که توجه به آنها می‌تواند در بازشناسی فهم تفاوت سطوح آستانه تحمل و نیز شناخت راه‌های افزایش تحمل افراد مفید و ارزنده باشد. مهمترین، اساسی‌ترین و کلی‌ترین این سطوح عبارتند از:
۱٫ صبر: صبر یا شکیبایی نقیض جزع و بى‌تابى است(ترتیب العین، ج ۲، ص ۹۶۶، «صبر».) صبر در لغت به سه معنا آمده است: ۱٫ حبس و نگهدارى. ۲٫ قسمت بالاى یک چیز. ۳٫ نوعى از سنگ سخت.( معجم مقاییس اللّغه، ج ۳، ص ۳۲۹، «صبر».) اما صبر در اصطلاح قرآنی عبارت است از امساک در تنگناها و خویشتندارى به مقتضاى عقل و شرع یا حبس نفس از چیزى که عقل و شرع حبس نفس از آن را اقتضا کند.(مفردات، ص ۴۷۴، «صبر».) خداوند در آیه ۱۸۶ سوره آل‌عمران، با ذکر صبر پیش از ذکر تقوا به این نکته توجه می‌دهد که گاه انسان صبر مى کند تا از چیزهایى در امان باشد که شایسته نیست. (التّفسیر الکبیر، ج ۹ – ۱۰، جزء ۹، ص ۱۰۵)
در روایتی از پیامبر گرامی(ص) و امیرمومنان علی(ع) متعلق صبر را سه امر گرفته‌اند. به این معنا که انسان در زندگی اش با سه امر مواجه می‌شود که می‌بایست صبر کند. در واقع حقیقت صبر یک امر است اما با توجه به متعلقات آن به سه قسم اصلی تقسیم می‌شود. آن بزرگواران فرموده اند: «صبر یا صبر بر بلیّه و مصیبت یا صبر بر اطاعت و بندگى و عبودیت یا صبر از گناه و معصیت است و این قسم سوم از دو قسم اول بالاتر و پرارزش تر است».( شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، جلد ۱، صفحه ۳۱۹؛ میزان الحکمهًْ، جلد ۵، صفحه ۲۶۷٫۲). علامه طباطبایی در تبیین مفهوم قرآنی صبر می‌نویسد: صبر عبارت است از اینکه انسان در قلب خود استقامتى داشته باشد که بتواند کنترل نظام نفس خود را- که استقامت امر حیات انسانى و جلوگیرى از اختلال آن بستگى به آن نظام دارد- در دست گرفته، دل خود را از تفرقه و نسیان تدبیر و خبط فکر و فساد رأى جلوگیرى کند. صابران آنهایى هستند که در مصائب، استقامت به خرج داده و از پا درنمى‏آیندو هجوم رنج‌ها و سختی‌ها پایشان را نمى‏لغزاند، به خلاف غیر صابران که در اولین برخورد با ناملایمات قصد هزیمت مى‏کنند و  آنچنان فرار مى‏کنند که پشت سر خود را هم نگاه نمى‏کنند. از همین جا معلوم مى‏شود که صبر چه فضیلت بزرگى است و چه راه خوبى است براى مقاومت در برابر مصائب و شکستن شدت آن، ولى با این حال به تنهایى کافى نیست که عافیت و سلامت را که در مخاطره بوده برگرداند، در حقیقت صبر مانند دژى است که انسان از ترس دشمن بدان پناهنده شود، ولى این دژ نعمت امنیت و سلامتى و حریت حیات را به انسان عودت نمى‏دهد و چه بسا محتاج به سبب دیگرى شود که آن سبب رستگارى و پیروزى را تامین نماید. این سبب در آئین توحید عبارت است از خدا- عز سلطانه. یک نفر موحد وقتى ناملایمى مى‏بیند و مصیبتى به او روى مى‏آورد نخست خود را در پناه دژ محکم صبر قرار داده، بدین وسیله نظام عبودیت را در داخل خود در دست گرفته و از اختلال آن و متلاشى شدن قوا و مشاعرش جلوگیرى مى‏کند و سپس بر پروردگار خود که فوق همه سبب‏ها است توکل جسته، امید مى‏دارد که او وى را از شرى که روى آورده حفظ کند و همه اسباب را به سوى صلاح حال او متوجه سازد، که در این صورت کار او کار خود خداى تعالى شده و خدا هم که بر کار خود مسلط است، اسباب را هر چند سبب بیچارگى او باشد به سوى سعادت و پیروزى او جریان مى‏دهد.(المیزان، ذیل آیه ۱۸ سوره یوسف)
۲٫ صبر جمیل: یکی از مراتب صبر، صبر جمیل است. خداوند حضرت یعقوب(ع) را در دو آیه ۱۸ و ۸۳ سوره یوسف به این نوع صبر ستوده است. تفسیر نمونه جمیل بودن این صبر را به شکرگزاری و سپاس نسبت می‌دهد و می‌نویسد: و با اینکه قلبش آتش گرفته بود و جانش مى‌سوخت اما هرگز سخنى که نشانه ناشکرى و یاس و نومیدى و جزع و فزع باشد بر زبان جارى نکرد، بلکه گفت: من صبر خواهم کرد، صبرى جمیل و زیبا، شکیبائى توام با شکرگزارى و سپاس خداوند… از او مى خواهم تلخى صبر را در کام من شیرین کند و به من تاب و توان بیشتر دهد تا در برابر این طوفان عظیم، خویشتندارى را از دست ندهم و زبانم به سخن نادرستى آلوده نشود. (نمونه، ذیل آیه ۱۸ سوره یوسف).
ویژگی صبر جمیل
مفسران تفسیر نمونه درباره چیستی صبر جمیل می‌نویسند: شکیبائى در برابر حوادث سخت و طوفان‌هاى سنگین، نشانه شخصیت و وسعت روح آدمى است ، آنچنان وسعتى که حوادث بزرگ را در خود جاى مى دهد و لرزان نمى‌شود. یک نسیم ملایم مى تواند آب استخر کوچکى را به حرکت درآورد، اما اقیانوس‌هاى بزرگ همچون اقیانوس آرام، بزرگترین طوفان‌ها را هم در خود مى‌پذیرند و آرامش آنها بر هم نمى‌خورد. گاه انسان ظاهرا شکیبائى مى کند ولى چهره این شکیبائى را با گفتن سخنان زننده که نشانه ناسپاسى و عدم تحمل حادثه است زشت و بدنما مى سازد. اما  افراد با ایمان و قوى‌الاراده و پرظرفیت کسانى هستند که در این‌گونه حوادث هرگز پیمانه صبرشان لبریز نمىگردد و سخنى که نشان‌دهنده ناسپاسى و کفران و بى‌تابى و جزع باشد بر زبان جارى نمى‌سازند، صبر آنها، «صبر زیبا» و «صبر جمیل» است . اکنون این سؤال پیش مى‌آید که در آیات دیگر این سوره مى خوانیم یعقوب آن‌قدر گریه کرد و غصه خورد که چشمانش را از دست داد، آیا این منافات با صبر جمیل ندارد؟! پاسخ این سؤال یک جمله است و آن اینکه : قلب مردان خدا کانون عواطف است، جاى تعجب نیست که در فراق فرزند، اشک‌هایشان همچون سیلاب جارى شود، این یک امر عاطفى است، مهم آن است که کنترل خویشتن را از دست ندهند؛ یعنى سخن و حرکتى بر‌خلاف رضاى خدا نگویند و نکنند. از احادیث اسلامى استفاده مى شود که اتفاقا همین ایراد را به هنگامى که پیامبر اکرم(ص) بر مرگ فرزندش ابراهیم اشک مى‌ریخت به او کردند که شما ما را از گریه کردن نهى کردید اما خود شما اشک مى‌ریزید؟ پیامبر در جواب فرمود: چشم مى‌گرید و قلب اندوهناک می‌شود ولى چیزى که خدا را به خشم آورد نمى‌گویم.در جاى دیگر مى‌خوانیم فرمود: لیس هذا بکاء، ان هذا رحمهًْ؛ این گریه (بى‌تابى ) نیست، این رحمت (گریه عاطفى ) است. اشاره به اینکه در سینه انسان قلب است نه سنگ و طبیعى است که در برابر مسائل عاطفى واکنش نشان مى‌دهد و ساده ترین واکنش آن جریان اشک از چشم است، این عیب نیست این حسن است، عیب آن است که انسان سخنی بگوید که خدا را به غضب آورد.(تفسیر نمونه، ذیل آیه ۱۸) خداوند در آیه ۵ سوره معارج فرمان به صبر جمیل می‌دهد که همراه با سپاس و توکل بر خدا و به دور از کفران است.
۳٫ حلم: مرتبه عالی صبر که ترکیبی کامل از عقل و قلب، خرد و عاطفه  است، حلم و بردباری است. حلیم صبوری است که بر اساس عقلانیت، عواطف خود را مهار و مدیریت می‌کند نه آنکه آن را سرکوب کند. او باری فزون‌تر را بر دوش می‌کشد؛ زیرا با علم و آگاهی به جزئیات مصیبت‌ها و مشکلات صبوری می‌کند. خداوند با آنکه دانایی به گناه خلق و توانایی به عقوبت آنان دارد، با حلم خویش آن را به تاخیر می‌افکند و بردباری می‌ورزد و بر عقوبت گناهکاران شتاب نمی‌گیرد. از این رو در آیات قرآن به این نام ستوده شده است. (مجمع‌البیان، ج ۱ ـ ۲، ص ۵۶۹؛ و نگاه کنید: بقره ، آیات  ۲۲۵ و ۲۳۵ و ۲۶۳ ؛ آل‌عمران، آیه ۱۵۵) حلیم همانند کسی است که بار اضافی را تحمل می‌کند که از عهده هر کسی ساخته نیست. از آنجا که حلیم با عقل مسلط، خویشتنداری می‌کند در فرهنگ و ادبیات عرب و قرآن، حلیم به معنای عاقل و حلم به معنای عقل به کار رفته است. به سخن دیگر، حلم به معناى نگهدارى نفس و طبع از هیجان غضب است، ولی به طور مجازی به معناى عقل نیز آمده است. تفسیر آن به عقل، در حقیقت از این جهت است که مسبَّب عقل و از دستاوردهاى آن است.(مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۲۵۳، «حلم».)

فروشگاه آنلاین سونی

Share

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید