سیره و سبک زندگی امام صادق(ع)

بسم الله الرحمن الرحیم
شناخت سیره و سبک زندگی معصومان(ع) به ما کمک می کند تا سرمشق عملی و عینی برای رفتارها و گفتارها و افکار خودمان داشته باشیم و این گونه بتوانیم هم عذری مقبول در پیشگاه خدا داشته باشیم و هم باور به شدن و امکان تحقق امور و  دست یابی به صراط مستقیم و رستگاری برآیند داشته باشیم. نویسنده در این مطلب به سراغ سیره و سبک زندگی ابوعبدالله امام جعفر صادق(ع) رفته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
سـيره عـبادى امام صـادق عليه‏السلام
شاید برای معصومان(ع) چیزی مهم تر از عبادت نباشد که هدف خلقت و مهم ترین عامل و ابزار رسیدن انسان به کمالات معرفتی و وجودی است.(نگاه کنید: ذاریات، آیه 56؛ بقره، آیات 21 و 179 و 183 ؛ حجر، آیه 99 و آیات دیگر)
این گونه است که عبادت خداوندگار و پروردگار مهم ترین بخش از زندگی معصومان را تشکیل می دهد و حتی هر امری دیگر تحت تاثیر این هدف و فلسفه زندگی است؛ زیرا هر کاری که انجام می دهند به نیت و قصد عبادت پروردگار است. آنان چه در  خـلوت حـق در قالب نماز و نیایش و چه در جمع خلق در قالب احسان و انفاق و تعلیم و تزکیه، هماره و پیوسته بندگی خداوند را مقصود قرار می دهند.
مالك پيشواى فرقه مالكيه از اهل سنت درباره سبک زندگی امام صادق(ع) و توجه به بندگی در همه حالات زندگی ایشان مى گويد: قَدْ كُنْتُ أَخْتَلِفُ اِلَيْهِ زَمانا فَما كُنْتُ أَراهُ اِلاّ عَلى ثَلاثِ خِصالٍ: اِمّا مُصَـلّيا وَ إمّا صامِتا وَ إمّا يَقْـرَءُ الْقُـرانَ وَ لايَتَكَلَّمُ فيما لايَعْـنيه فَكانَ مِنَ الْعُلَماءِ الْعِـبادِ الَّذينَ يَخْـشَونَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ؛ من مدت زمانى به خدمت امام صادق عليه السلام رفت و آمد داشتم، او را هرگز در غير اين سه حالت نديدم: يا نماز مى گزارد، يا سكوت مى نمود (در برخى روايات يا به نماز ايستاده بود) يا قرآن تلاوت مى كرد و در آنچه كه سودى نداشت سخن نمى راند و او از دانشمندان و بندگان خداى بود آنانكه از خداى در بيم و هراس اند. (بحارالانوار، ج 17 ، ص 32 ح 14)
حضرت امام صادق (ع) خود در تعلیل این گونه زندگی به مساله محبت و عشـق به خــدا اشاره می کند و می فرماید: ان الناس يعبدون الله عزوجل على ثلاثه اوجه: فطبقه يعبدونه رغبه فى ثوابه فتلك عباده الحرصاء و هو الطمع و آخرون يعبدونه فرقا من النار فتلك عباده العبيد و هى الرهبه وَلكِنّى أَعْبُدُهُ حُبّاً لَهُ عَزَّوَجَلَّ وَ تِلْكَ عِبادَةُ الْكِرامِ وَهُوَ الاَمْنُ لِقَوْلِهِ عَزَّوَجَلَّ وَهُمْ مِنْ فَزَع يَوْمَئِذ آمِنُونَ…فمن احب الله عزوجل و من احبه الله عزوجل كان من الامنين؛ همانا مردم خداوند را به سه صورت مى پرستند: عده اى او را براى رسيدن به ثواب الهى بندگى مى كنند؛ اين، عبادت حريصان است كه ريشه در طمع دارد. برخى ديگر به خاطر ترس از آتش غضب الهى خدا را عبادت مى كنند؛ اين، عبادت بردگان است. ولى من پروردگار را از روى شوق و محبت مى پرستم؛ اين، عبادت كريمان است كه مايه امان است به سبب سخن خداوند عز و جل که می فرماید: و آنان از فزع آن روز در امنیت هستند… پس هر كه خداى را دوست دارد، خداوند نيز او را دوست خواهد داشت و محبان او نيز از هر گزندى در امان خواهند بود.(وسائل الشيعه، ج 1، ص 45، ح 2؛ مشكاة الانوار، ص 128)
امیرمومنان علی(ع) و امام حسین(ع) نیز چنین سخنی دارند. امام علی(ع) می فرماید: إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ، وَإِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ، وَإِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الاَحْرَارِ. مَا عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ نَارِكَ وَلاَ طَمَعاً فِي جَنَّتِكَ لَكِنْ وَجَدْتُكَ أَهْلاً لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُك؛ گروهی خداوند را برای رغبت می پرستند که این عبادت بازرگانان است و گروهی خداوند را برای رهبت و ترس از دوزخ می پرستند که این عبادت بردگان است و گروهی  خداوند را برای شکر بر نعمت وجود و و مانند آن می پرستند که این عبادت آزادگان است. خدایا من تو را از ترس دوزخت پرستش نكردم و نه به جهت طمع در بهشت تو؛ ولى چون تو را شايسته عبادت ديدم و پرستيدم.(نهج البلاغه، حکمت 237)
همین عشق است که ایشان را برای نماز شب بیدار نگه می دارد تا با خدایش خلوت کرده و مناجات نماید. البته ایشان به مردم می آموزند که به هر شکلی شده نماز شب و مناجات آن را ترک نکنند تا بتوانند با محبوب خویش خلوتی داشته باشند؛ حتی اگر شده در شرایط سخت این عمل را به هر نحوی شده به جا آورند. از جمله حلبى يكى از ياران امام صادق عليه السلام مى گويد: قالَ سَأَلْتُ أَبا عَبْدِ اللّهِ عِنْ صَلاةِ الْلَّيْلِ وَ الْوَتْرِ فى أَوَّلِ الْلَيْلِ فى السَّفَرِ اِذا تَخَوَّفْتُ الْبَرْدَ وَ كَانَتْ عِلَةٌ، فَقالَ: لا بَـأسَ أَنَا أَفْـعَـلُ ذلِكَ؛ از امام صادق عليه السلام راجع به نماز شب و نماز وتر پرسيدم آيا در هنگام سفر و ترس از سرما و يا وجود بيمارى در ابتداى شب مى توان آن را خواند؟ امام عليه السلام فرمود: آرى اشكالى ندارد و من نيز اين چنين مى كنم. (كافى، ج 3، ص 441 ح 10؛  وسائل الشيعه، ج 3، ص 183 ح 8)
حضور عاشقانه در برابر محبوب باید از همه جهات خودش را نشان دهد. از این روست که ایشان در هنگام حضور در پیشگاه خداوند در نماز و روزه گرفتن از بـوى خـوش استفاده می کرد و بهترین جامه ها را به تن می کرد و از زیور برای حضور بهره می جست. در روایت است: كانَ أَبُوعَبْدِاللّه عليه السلام اِذا اصامَ تَطَيَّبَ بِالطّيبِ وَ يُقُولُ: اَلطّـيبُ تُحْـفَةُ الصّـائِم؛ امام صادق عليه السلام چون روزه مى گرفت بوى خوش به كار مى برد و مى فرمود: بوى خوش هـديه روزه دار است. (كافى 4: 113 ح 3، من لايحضره الفقيه 2: 112 ح 1872)
امام كاظم عليه السلام نیز فرموده است:  كانَ يُعْرَفُ مَوْضِعُ سُجُودِ أَبي عَبْدِاللّهِ عليه السلام بِطيـبِ ريحِـهِ؛ جايگاه سجده امام صادق عليه السلام از بوى خوش آنجا شناخته مى شد. (كافى 6: 511 ح 11)
آراسـتــگى نیز از همین جهت بود تا جلوه های الهی را نشان دهد. معاويه بن عمار از اصحاب امام صادق عليه السلام مى گويد: رَأيْـتُ أَبـاعَبْـدِاللّهِ عليه السلام يَخْتَضِبُ بِالَحنّاءِ خِضابا قانِيا؛ امام صادق عليه السلام را ديدم كه موى خويش را با حناى پررنگى حنا بسته است. (بحارالانوار ج 47 ص 46 ح 65)
ایشان با رنگ زدن به موها، بر آن بود تا برای بستگان مايه نشاط و اميد باشد و آراستگی را بیاموزاند. هم چنین آمده است: ابى الْحَسَنِ امام كاظم عليه السلام فرموده است:  كانَ لاَبى عَبْدِاللّهِ عليه السلام مِشْطٌ فيالْمَسْجِدِ يَتَـمَشَّـطُ بِـهِ اِذا فَـرَغَ مِنْ صَـلاتِهِ؛ امام صادق عليه السلام در مسجد شانه اى داشت كه چون از نماز فارغ مى شد با آن موى خود را شانه مى زد. (بحارالانوار 76: 116 ح 2)
البته استفاده از بوی خوش برای دیگران بود نه لذت بردن؛ زیرا ایشان لذت عبادت و حضور را با چیزی معاوضه نمی کردند از همین رو، در ترک هر گونه لذتی در هنگام عبادت در روایت است: كانَ أَبُوعَـبْدِاللّهِ عليه السلام اِذا صـامَ لايَشُّـمُ الرَّيْحانَ فَسَأَلْتُهُ عَنْ ذلِكَ فَقـالَ: اَكـْرَهُ أَنْ أَخْـلِطَ صَوْمى بِلَـذَّةٍ؛ امام صادق عليه السلام چون روزه مى داشت گياهان و گلهاى خوشبو را نمى بوييد. از آن حضرت در اين باراه سوال كردم فرمود: دوست ندارم كه روزه خود را با لذت بياميزم.( من لايحضره االفقيه 2: 114 ح 188، وسائل الشيعه ج 7: 67 ح 15)
این احترام به خدا و محبوب تا جایی بود که به احترام مـاه رمضـان و احکام الهی سعی می کرد دنبال لذتی نرود و لذت روزه را تحت شعاع قرار دهد. امام صادق عليه السلام می فرمود: اِنّي اِذا سـافَرْتُ فى شَـهْرِ رَمَضـانَ ما آكُلُ اِلاّ الْقُوتَ وَ ما أَشْرَبُ كُلَّ الرَّىِّ؛ هرگاه در ماه رمضان به مسافرت مى روم[به احترام ماه رمضان اگر چه مسافرم و روزه بر من واجب نيست ولى] جز به اندازه رمق داشتن غذا نمى خورم و هرگز از آب در حدّ سيراب شدن نمى نوشم.( وسائل الشيعه 7: 147 ح 5)
پس با آنكه مسافر در ماه رمضان نبايد روزه بگيرد و خوردن آب و غذا براى او اشكالى ندارد، ولى براى آنكه از حالت روزه داران فاصله زيادى نداشته باشد و حرمت ماه رمضان هم محفوظ بماند، خوب است كه اگر مى خورد و مى آشامد، به اندازه ضرورت باشد، نه آنكه غذا و آب كامل بخورد و بنوشد. اين عمل، اثر تربيتى و خودسازى دارد و تسلّط بر نفس را افزايش مى دهد و آدمى را از سيطره شكم رها مى سازد.
پس زندگی از نظر آنان، چیزی جز بندگی و عبادت و عبودیت نیست. ایشان با معرفت و یقینی که نسبت به خدا دارند، بر آن هستند تا همه چیز را در محور خداوند شکل دهند و بنیان زندگی را بر خدامحوری قرار دهند. از همین رو هنگامی که از بنيان زندگى از امام صادق(ع) سوال می شود بر چهار چیزی تاکید می کند که در ارتباط با خداوند است: عَلى ماذا بَنَيْتَ أَمْرَكَ؟ فَقالَ عليه السلام: عَلى أَرْبَعَةَ أَشْياءَ: عَلِمْتُ أَنَّ عَمَلى لايَعْـمَلُهُ غَيرى فَاجْتَهَدْتُ وَ عَلِمْتُ أَنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ مُطَّلِعٌ عَلىَّ فَاسْتَحْيَيْتُ وَ عَلِمْتُ أَنَّ رِزقى لايَاكُلُهُ غَيرى فَاطْمَانَنْتُ وَ عَلِمْتُ أَنَّ اخِرَ أَمْرى الْمَوتُ فَاسْتَعْدَدتُ؛ كار خود را به چه اساسى استوار ساخته اى؟ فرمود: بر چهار بنيان: [اول] دانستم كه عمل مرا كسى ديگر انجام نمى دهد پس تلاش نمودم [دوم] دانستم كه خداى بر من آگاه است پس حيا كردم. [سوم] دانستم كه روزى مرا ديگرى نمى خورد پس آرام گرفتم [چهارم] دانستم كه پايان كار من مرگ است پس براى آن آماده شدم.( بحار الانوار، ج 78، ص 228 ح 100)
چنین بینش و نگرشی انسان را در مسیری قرار می دهد که در دنیا و آخرت عزتمندانه زندگی کند و برای آخرتی تلاش کند که هدف و فلسفه زندگی و بلکه بازگشتنگاه هر کسی است. این که  امام (ع) بر عناصر بینشی و نگرشی تاکید می کند از آن روست که رفتار آدمی را همین بینش ها  و نگرش های کلان نسبت به دنیا و زندگی تعیین کرده و سامان می دهد. در حقیقت چگونگی و كيفيت عمل هر كسی، بر پايه بينش و باور او استوار است. پس كسى كه به ارتباط عمل و پاداش معتقد باشد و خدا را شاهد بر كارهاى خويش بداند و به روزىِ مقدّر قانع باشد و مرگ را باور داشته باشد، از پستى ها و پليدى ها و گناهان دورى مى كند و براى سعادت اخروى مى كوشد.
وقتی انسان بر اساس آموزه های وحیانی قرآن هستی شناختی و جهان بینی و بینش ها و نگرش های خود را سامان دهد، نسبت به توحید به چنان باوری می رسد که هر چیزی را با خاستگاه آن می بیند. این گونه ، وقتی با مصیبتی مواجه می شود، آن را یا برخاسته از مشیت و حکمت الهی دانسته یا مصلحتی که اقتضا می کند شخص بدان گرفتار آید؛ زیرا می داند همه چیز بر اساس نظام عادلانه ای است که از پیش طراحی و اجرا می شود و نمی توان از مقدرات الهی بیرون رفت.(حدید، آیات 22 و 23)
بر اساس همین بینش و نگرش ، ستايش خداى در مصيبت‏ها همانند سپاس از خدا در هنگام نعمت خواهد بود و هیچ تفاوتی میان نعمت و مصیبت در کلان بینش و نگرش های خویش نمی یابد؛ چنان که امام صادق(ع) عمل می کرد. در روایت است: كانَ أَبُوُ عَبْدِ اللّهِ عليه السلام يَقُولُ عِنْد اَلْمُصيبَةِ: اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّـذى لَمْ يَجْعَلْ مُصيبَـتى فى دينى وَالْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَوْ شاءَ أَنْ يَجْـعَلَ مُصيبَتى أَعـظَمَ مِمّـا كانَتْ وَالْحَمْدُ لِلّهِ عَلَى الاَمْرِ الَّذى شاءَ أَنْ يَكُونَ فَكانَ؛ امام صادق عليه السلام به هنگام مصيبت و مشكلات مى فرمود: سپاس خدايى را كه مصيبت مرا در دينم قرار نداد و سپاس خدايى را كه اگر مى خواست مصيبت مرا بيش از اين قرار دهد [مى توانست] و ستايش خدايى را بر آنچه كه او خواست و همان نيز انجام گرفت. (كافى، ج 3، ص 262 ح 42؛ تحف العقول، ص 381)
بیش تر مردم توجه و اهتمام خویش را مبذول مصیبت در مال و جسم و دنیا قرار می دهند و کم تر کسی است که به مصیبت خویش در دین توجه نماید؛ در حالی که از نظر امام صادق(ع) مصيبت در دين، بدتر و سخت تر از مصيبت در جسم و مال و فرزندان و بستگان است، همچنان كه عافيت در دين هم، از همه عافيت ها برتر است. این تفکر برخاسته از آموزه های قرآنی است که سلامت در دین را اصالت می بخشد.
از سوی دیگر، انسان باید به این نکته توجه کند که حتی اگر مصیبتی در غیر دین دارد، این مصیبت می توانست بیش تر از آن باشد که اکنون گرفتار است. سعدی در گلستان نوشته است: هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان درهم نکشیده مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعت پای پوشی نداشتم به جامع کوفه در آمدم دلتنگ. یکی را دیدم که پای نداشت، سپاس نعمت حق به جای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم.
مرغ بریان به چشم مردم سیر       کمتر از برگ تره بر خوان است
وان که را دستگاه و قوت نیست       شلغم پخته مرغ بریان است
پس اگر انسان به بلاها و گرفتاريهاى بيشتر و سخت ترى كه ممكن بوده براى او پيش آيد، ولى به لطف الهى بر سرش نيامده است توجه داشته باشد، هميشه ستایشگر خواهد بود. بنابراین، وقتی از نعمتی برخودار می شویم سپاس و شکر خدا بگوییم و «شکرا لله» بر زبان برانیم و اگر گرفتار مصیبتی شده ایم حمد و ستاس خدا بگوییم و «الحمدلله» بر زبان جاری سازیم.
تـوسّـل در هنگام مصیبت می تواند ما را از گرفتاری برهاند، همان طوری که حضرت آدم(ع) با بهره گیری از کلمات وجودی الهی یعنی توسل به اهل بیت(ع) توانست از مصیبت برهد.(بقره، آیه 37 و روایات تفسیری)
داود رقى از اصحاب امام صادق عليه السلام مى گويد: اِنّى كُنْتُ أَسْـمَعُ أَباعَبْـدِاللّهِ عليه السلام أَكْثَرَ ما يُـلِحُّ بِهِ فى الدُّعاءِ عَلَى اللّهِ بِحَقِّ الْخَمْسَةِ يَعْنى رَسُولَ اللّهِ وَأَميرَالْمُومنينَ وَفاطِمَةَ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَينَ عليهم السلام؛ من از امام صادق عليه السلام مى شنيدم كه در هنگام اصـرار دعاهايش بيشتر مواقـع خداى را به حق پنج نفر مى خواند، يعنى رسول خـدا و اميرمؤمنان و فاطـمه زهراء و حسن و حسين درود خدا بر آنها باد.( وسائل الشيعه، ج 4، ص 139 ، ح 1)
فرهنگ سازی با محوریت عاشورا و مهدویت
امام صادق(ع) بر آن بود تا با استفاده از دو امر فرهنگ عاشورایی و مهدویت به احیای اسلام بپردازد؛ زیرا رفتار امام حسین(ع) در عاشورا سرمشق عینی برای کسانی است که می خواهند شریعت و دین را اقامه کنند و جان در این راه گذاشته و با شهادت به استقبال تغییر اساسی در جهان بروند و هم چنین فرهنگ مهدویت به انسان های قیام کننده به قسط و عدالت این بشارت را می دهد که امید تغییر داشته باشند؛ زیرا فلسفه تاریخ و جبر مشیت الهی بر این قرار گرفته که در نهایت صالحان پیروز میدان خواهند بود و حکومت عادلانه ای بر اساس قسط بر پا خواهند کرد.(حدید، آیه 25؛ نور، آیه 55 و آیات دیگر)
امام صادق(ع) با يـاد سيـدالشـهداء و فرهنگ عاشورایی بر آن بود تا این حرکت و قیام که موجب احیای امت اسلام شده بود، هم چنان زنده بماند و در پس توطئه ها از مسیر اصلی منحرف نشود و هم چنان سرمشقی برای عدالت خواهانه باشد. از این روست که به اشکال گوناگون در حفظ فرهنگ عاشورایی تلاش می کرد. آن حضرت (ص) می فرماید: اِنّى ما شَرِبْتُ ماءً بارِداً اِلاّ ذَكَرْتُ الْحُسَيْنَ عليه السلام؛ من هرگز آب سرد ننوشيدم مگر آنكه از امام حسين عليه السلام ياد نمودم. (وسائل الشيعه، ج 17، ص 216 ، ح 1)
موتوری که امید موفقیت و پیروزی را برای عدالت خواهانه در دل ها زنده نگه می دارد و آنان را به حرکت عادلانه قسطی سوق می دهد، همین در انتـظار مهـدى عليه‏السلام و تحقق حکومت عادلانه جهانی از سوی ایشان و همراهان صالح ایشان است. این گونه است که امام صادق(ع) میان عاشورا و انتظار پیوند می زند. در روایت است: سُدَير الصَّيْرَفى عَنْ أَبى عَبْدِاللّه عليه السلام فى حَديثٍ طَويْلِ أَنَّهُ كانَ يَقُولُ: سَيّدى غَيْبَتُكَ نَفَتْ رُقادى وَضَيَّقَتْ عَلَىَّ مِهادى وَ ابْتَـزَّتْ مِنّى راحَةَ فُؤادى؛ سدير صيرفى يكى از ياران امام صادق عليه السلام در حديثى طولانى مى گويد: آن حضرت همواره مى گفت: سرورم (حضرت مهدى عليه السلام) غيبت تو خواب از چشمم ربوده و خوابگاه را بر من تنگ نموده و راحتى قلب را از من گرفته است. (اثبات الهداة، ج 6، ص 414 ح 162)
سیره حاجت خواهی از خدا
انسان ها هماره با انواع مصیبت ها مواجه هستند و حاجات  و نیازهای بسیاری دارند، ولی راهی را نمی شناسند که بدان به حاجت خویش برسند. خداوند در قرآن این راه ها را نشان داده است که شامل اطعام و صدقه و انفاق و مانند آن ها است. استفاده از وسایل و ابزارهای مناسب می تواند در رسیدن به هدف کمک کند. از این روست که خداوند از بندگانش می خواهد برای رسیدن به هر چیزی از سبب و ابزار و وسیله مناسب آن بهره گیرند.(مائده، آیه 35 و آیات دیگر) از نظر قرآن وسایلی چون نماز و صبر ، اسباب مناسبی است که می توان از آن ها معاونت و یاری جست.(بقره، آیات 45 و 153)
هم چنین تضرع و انابه و استغفار از جمله راه هایی است که می تواند موجب برآورده شدن حوائج و نیازهای بشر باشد.(اعراف، آیات 55 و 205)
در روایات برای این که حالات تضرع و انابه رخ دهد روش هایی بیان شده تا بدان زمینه برای اجابت دعا و رسیدن به نیازها و حاجات فراهم آید. از جمله این ها بهره گیری از لباس خشن در نـماز و دعـا است. در روایت است:  وَ كانَ لَهُ (الصّادِقُ عليه السلام) ثَوبانِ خَشِنانِ يُصَـلّى فيهِما فى بَيْـتِهِ فَاِذا أَرادَ أَنْ يَسْأَلَ اللّهُ الْحاجَةَ لَبِسَهُما؛   امام صادق عليه السلام را دو لباس خشـن بود كه در خانه با آنها نماز مى گذارد و چون مى خواست از خدا حاجتى بخواهد (دعا كند) آن دو لباس را مى پوشيد. (دعائم الاسلام، ج 2، ص 159 ح 565)
اين سيره درباره امام باقر عليه السلام هم نقل شده است. چنين لباسى حالت خضوع و فروتنى مى آورد و سبب خشوع در نماز و دعا مى شود.
هم چنین سجده هنگام حاجت خواهى در روایات مورد تاکید است. در روایت است: اِنَّ الصّـادِقَ عليه السلام كانَ اِذا أَلَحَّتْ بِهِ الْحـاجَةُ يَسْجُدُ مِنْ غَيْرِ صَـلاةٍ وَ لارُكُوعٍ يَقُـوُلُ: يـا أَرْحَمَ الرّاحمينَ سَبْعا ثُمَّ يَسأَلُ حاجَتَهُ؛ همانا امام صادق عليه السلام چون حاجتى مهم داشت بدون نماز و ركوع به سجده مى رفت و هفت بار مى گفت يا ارحم الراحمين سپس حاجت خود را از خدا درخواست مى كرد. (بحارالانوار، ج 95، ص 164 ح 18)
سـجده بر تربت كربلا نیز می تواند در برآورد حاجات مهم و مفید باشد.  مُعاويةُ بْنُ عَمارٍّ از اصحاب امام می فرماید: كانَ لاَبى عَبْدِ اللّهِ عليه السلام خَريطَةُ ديباجٍ صَفْراءَ فيها تُرْبَةُ أبى عَبْدِاللّهِ عليه السلام فَكانَ اِذا حَضَرَتِ الصَّلاةُ صَبَّهُ عَلى سَجّادَتِهِ وَ سَجَدَ عَليهِ؛ امام صادق عليه السلام را كيسه اى ابريشمين و زرد بود كه در آن خاك كربلاى حسين بود. چون هنگام نماز فرا مى رسيد آن خاك را بر سجاده خود مى ريخت و بر آن سجده مى كرد. (وسائل الشيعه، ج 3، ص 608 ح 3)
البته از روایات به دست می آید که سجده بر تربت سيّد الشهدا عليه السلام دارای فضيلت بسياری است. البته این رویه برای حفظ و بزرگداشت عاشورا و فرهنگ آن نیز مد نظر است؛ زیرا سجده بر تربت و ذكر گفتن با تسبيحى كه از تربت قبر آن حضرت تهيّه شده باشد، يادآور آن امام مظلوم و الهام بخش جانبازى و فداكارى در راه دين است. از تربت شهيد، بوى خون و جهاد به مشام مى رسد و اين گونه يادآورى از واقعه عاشورا، تجديد ميثاق با آن حماسه بزرگ و حماسه آفرينان خدايى است. در حقیقت با این روش و رویه هم آن فرهنگ حفظ می شود و هم دیگران از امام(ع) سرمشق جهاد و شهادت می گیرند.
اقـرار به گنـاهان در پیشگاه خدا نه خلق از دیگر روش هایی است که برای گرفتن حاجت از خداوند مفید است. در روایت است: اَنَّهُ كانَ اِذا انْتَهى اِلى الْمُلْتَزَمِ قالَ لِمَواليهِ: أَميطُوا عَنّى حَتّى اُقِرَّ لِرَبّى بِذُنُوبى فى هذا الْمَكانِ، فِاِنَّ هذا مَكانٌ لَمْ يُقِرَّ عَبْدٌ لِرَبِّهِ بِذُنُوبِهِ ثُمَّ أَسْتَغْفَرَ اللّهَ اِلاّ غَفَرَ اللّهُ لَهُ؛ امام صادق عليه السلام چون به ملتزم (قسمتى از ديوار كعبه بين حجر الاسود و در خانه كعبه) مى رسيد به غلامانش مى فرمود: از من دور شويد تا در پيشگاه خداوند به گناهانم اعتراف كنم، زيرا اين جا مكانى است كه هر بنده اى در پيشگاه خدا اقرا به گناهانش كند و از خدا آمرزش بخواهد خدا او را مى بخشايد. (كافى، ج 4، ص 401 ح 4، وسائل الشيعه، ج 9، ص 424 ح 5)
از آن جایی که كعبه مقدس، خصوصا نزديك درِ كعبه، جاى مقدّسى است كه سزاوار است بنده گنهكار، در پيشگاه خدا گريه و تضرّع كند و از او مغفرت و رحمت بطلبد، ایشان این گونه عمل می کرد. شکی نیست که خداى كريم هم پناه آورندگان به درگاهش را ردّ نمى كند و اميدواران رحمتش را محروم نمى سازد و حوائج مادی و معنوی و دنیوی و اخروی آنان را پاسخ مطلوب و مناسب می دهد.
منـاجات آخـر شـب نیز در این امر و برآورد حوائج بسیار مهم و مفید است. عَبْدِ الرَّحْمنِ بْنِ الْحَجّاجِ از اصحاب آن حضرت(ع) می گوید: كانَ أَبا عَبْدِ اللّهِ عليه السلام اِذا قامَ اخِرَ الْلَّيلِ يَرْفَعُ صَوْتَهُ حَتّى يَسْمَعَ أَهْلُ الدّارِ وَ يَقُولُ: اَللّهْمَّ أَعِنّى عَلى هَوْلِ الْمُطَّلَعْ وَ وَسِّعْ عَلَىَّ ضيقَ الْمَضْجَعِ وَ ارْزُقْنى خَيْرَ ما قَبْلَ الْمَوْتِ وَ ارْزُقْنى خَيْرَ ما بَعْدَ الْمَوْتِ؛  امام صادق عليه السلام چون آخر شب (براى مناجات با خدا) بر مى خاست، صداى خود را (به دعا) بلند مى كرد تا خانواده اش بشنوند و مى گفت: خدايا مرا در بيم قيامت كمك فرما و تنگاى خوابگاه (قبر) را بر من وسيع فرما و خير قبل از مرگ و پس از مرگ را بر من روزى فرما. (كافى، ج 2، ص 538 ح 13؛  بحارالانوار، ج 87، ص 192)
سبک زندگی و سـيره اجـتماعى امام صـادق عليه‏السلام
سبک زندگی امامان شامل حوزه شخصی و فردی و اجتماعی است. همان طوری که آنان در خلوت خدا رفتاری را به ما می آموزند که موجب کمالی یابی ماست در جلوت خلق نیز بر آن هستند تا راه کمال را به ما بیاموزند. حجم عظیمی از رفتار اجتماعی ایشان را می توان در احادیث و روایات یافت، اما بیان همه شدنی نیست و تنها به برخی از آن ها اشاره و بسنده می شود.
1. رسـيدگى به نيازمندان
از جمله فعالیت های اجتماعی امام صادق(ع) همانند همه معصومان(ع) بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، رسیدگی به نیازمندان است.
هِشامِ بْنِ سالِم از اصحاب و یاران آن حضرت می فرماید: كانَ أَبُوعَبْدِاللّهِ عليه السلام اِذا اعتَّمَ وَ ذَهَبَ مِنَ اللَّيْلِ شَـطْرُهُ أَخَـذَ جِرابا فيهِ خُـبْزٌ وَ لَحْمٌ وَ الدَّراهِمُ فَحَمَلَهُ عَلى عُنُقِهِ ثُمَّ ذَهَبَ اِلى اَهْلِ الْحاجَةِ مِنْ أَهْلِ الْمَدينَةِ فَقَسَّـمَهُ فيهِمْ وَ لا يَعْرِفُونَهُ فَلّما مَضى أَبُوعَبـْدِ اللّه ِ عليه السلام فَقَـدُوا ذلِكَ فَعَلِمُوا أَنَّهُ كانَ أَبُوعَـبْدِاللّهِ عليه السلام؛ چون پاره اى از شب مى گذشت امام صادق عليه السلامكيسه اى انباشته از پول و نان و گوشت بر دوش مى كشيد و به سراغ نيازمندان شهر مدينه مى رفت و آن را بين آنان تقسيم مى كرد و آنها هيچگاه او را نمى شناختند و چون امام عليه السلام درگذشت و اين بخشش ها قطع شد فهميدند آن شخص امام صادق عليه السلام بوده است. (كافى 4: 8 ح 1، بحار الانوار 47: 38 ح 47)
همین سیره كمك خالصانه به محرومان و انفاق به صورت ناشناس، در سيره امامان معصوم از جمله امام علی(ع) و حسنین(ع) و امام سجاد (ع) و امام باقر(ع) نقل شده و وجود داشته است. البته مردم زمانی متوجه این خدمت رسانی می شدند که آن امام (ع) به شهادت می رسید و آن گاه معلوم می شد که این حمایت ها از سوی آنان بوده است.
2. ایثارگری
احسان و اکرام به دیگران در دستور کار آن حضرت(ع) بود. این بخشش چنان گسترده می بود که حتی به ایثار می رسید و ایشان نیز پیشوایان معصوم(ع) دیگر خود را به رنج می افکند و ایثار می کرد؛ چنان که در ایات 5 تا 12 سوره انسان درباره اهل بیت عصمت و طهارت (ع) آمده است. الهِياجُ بْنُ الْبَسطامِ می گوید: كانَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَّمَدٍ يُطْعِمُ حَتّى لايَبْقى لِعَيالِهِ شَىْ ءٌ؛   امام صادق عليه السلام آن قدر مردم را اطعام مى كرد كه براى خانواده خودش چيزى باقى نمى ماند. (بحارالانوار 47: 33 ح 3، كشف الغمه 2: 157)
سخاوت و احسان و اطعام، از فضيلتهاى اخلاقى است كه در پيامبران و اولياى الهى تجلّى يافته است. حضرت ابراهيم عليه السلام پيوسته سر سفره خودش مهمان داشت. برخى به خاطر بخل و خسّت نفس، اهل طعام و مهمان نوازى نيستند. بعضى هم دوست دارند هميشه مهمان بر سر سفره آنان بنشينند و ميان اين دو گروه، فاصله بسيار است. امام صادق عليه السلام از جمله آنان بود كه علاقه داشت در غذا و طعام خود ديگرى را شريك كند و از تنها خوردن پرهيز داشت.
مُفَضَّلٍ يكى از ياران امام صادق عليه السلام مى گويد سَمِعْتُ أَبا عَبْدِاللّهِ عليه السلام يَقُولُ: مـا مِنْ طَـعامٍ اكُـلُهُ اِلاّ وَ أَنَا أَشْتَهى أَنْ يُشْرِكَنى فيهِ اِنْسانٌ؛ از آن حضرت شنيدم كه مى فرمود: هيچ غذايى نمى خورم مگر اينكه دوست دارم انسان ديگرى نيز در خوردن غذا با من همراه شود. (كافى ج 6 ص 353 ح6)
3. تلاش برای کسب رزق حلال
انسان نمی بایست کلاله بر دیگری باشد و سربار مردم. باید خود تلاش کند تا رزق و روزی حلال را کسب نماید. امام صادق(ع) با كشاورزى براى روزى حلال تلاش می کرد. امام صادق عليه السلام در این باره فرموده است: اِنّى لاَعْمَلُ فى بَعْضِ ضِياعى حَتّى أَعْرَقَ وَ اِنَّ لى مَنْ يَكْفينى لِيَعْلَمَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ أَنّى أَطْلُبُ الرِّزْقَ الْحَلالَ ؛ من در برخى زمينهاى كشاورزيم كار مى كنم تا عرق مى كنم، در حالى كه افرادى هستند كه به جاى من كار كنند و مرا از كار كردن بى نياز كنند، ولى من كار مى كنم تا خداوند بزرگ بداند كه من براى روزى حلال تلاش مى كنم. (وسائل الشيعه، ج 12، ص 23 ح 8)
باید توجه داشت که کار و تلاش برای زندگی هیچ تضاد  وتنافی با عبادت ندارد؛ زیرا در روايات است كه عبادت، ده قسم است، که نُه قسم آن طلب روزى حلال است. نگاه اسلام به كار و توليد و فعاليت هاى اقتصادى، نگاهى مثبت و جهت دهنده است. پيامبر خدا صلي الله عليه و آله دست كارگر را مى بوسيد، تا نشان دهد كه كار و تلاش براى تأمين معاش خود و خانواده از راه حلال امرى مقدس و ستودنى است. كار، عار نيست، بلكه بيكارى و تن پرورى ننگ و عار است. طبق حديث نبوى، خداوند، جوان بيكار را دشمن مى دارد.
4. امر به معروف و نهی از منکر
از وظایف هر مسلمان موعظه دیگران و نصیحت خویشان است. در قالب موعظه دعـوت به پرهـيزكارى  و امر به معروف و نهی از منکر انجام دهد و مردم را به خیر و نیکی و ترک گناه و بدی بخواند. امام صادق(ع) خود این گونه عمل می کرد. البته در جایی که مرافعه و دعوایی است گاه لازم است تا درشت گویی کرد و با صدای بلند آنان را به آرامش و تقوا دعوت کرد.  در سیره و سبک زندگی آن حضرت (ع) این روش نقل شده است. غياثِ بنِ اِبْراهِيمَ می گوید: كانَ أَبُو عَبْدِاللّهِ عليه السلام اِذا مَرَّ بِجَماعَةٍ يَخْتَصِمُونَ لايَجُوزُهُمْ حَتّى يَقُولَ ثَلاثا اِتَّقُوا اللّهَ يَرْفَعُ بِها صَوْتَهُ؛ امام صادق عليه السلام هرگاه به گروهى مى گذشت كه مشغول دعوا بودند، از آنان نمى گذشت مگر آنكه سه بار با صداى بلند به آنها خطاب مى كرد: از خدا پروا كنيد.(مشكاة الانوار، ص 55؛ بحارالانوار، ج 100، ص 92 ح 86 )
باید توجه داشت ، نزاع و دعوا ميان افراد، اغلب ريشه در بى تقوايى دارد. اگر تقوا حاكم باشد، نه كسى به ديگرى ظلم مى كند، نه فحش و ناسزا مى دهد و نه حق ديگران را ضايع مى كند. در نتيجه، زمينه اى براى خصومت و نزاع باقى نمى ماند. در صورت بروز نزاع، باز هم تقوا سبب مى شود دعوا حل شود و نزاع ادامه نيابد. به اين سبب، امام، اهل دعوا را به تقوا دعوت مى كرد، تا خدا را در نظر داشته باشند. رفتار امام، به ما مى آموزد كه نسبت به ناهنجاريها بى تفاوت نباشيم و در حدّ توان اصلاح كنيم.
سفـارش اصحـاب برای کارهای خیر از جمله اموری است که در روایات بسیار نقل شده است. به عنوان نمونه اِبْنِ سَعْدِ الاَزُدى گويد: وَ أَكْثَرُ ما كانَ يُوصينا بِهِ أَبُوعَبْدِاللّهِ عليه السلام اَلْبِـرَّ وَ الصَّـلَةَ؛ ابن سعد ازدى بيشترين چيزى كه امام صادق عليه السلام ما را بدان سفارش مى نمود نيكوكارى و پيوند با خويشاوندان بود. (قرب الاسناد، ص 43 ح 138)
تاکید بر نيكى و احسان و صله رحم، از آن روست که رابطه ها را تقويت مى كند و موجب رضاى الهى است.
5. حضـور در مسـابقه
حضور در اجتماع و همراهی با مردم روحیه آدمی را افزایش می دهد و بسیاری از بیماری ها را از میان می برد. برخی از ورزش ها از جهات گوناگون مفید فایده است. امام صادق(ع) خود در مسابقات حاضر می شد و اقدام به فعالیت ورزشی می کرد. حَفْصِ الْبُختُرُى يكى از اصحاب امام صادق عليه السلام مى گويد: اَنَّهُ كانَ يَحْضُرُ الرَّمْىَ وَ الرِهانَ؛ امام صادق عليه السلام در مسابقه تيراندازى و اسب سوارى حاضر مى شد. (وسائل الشيعة ج 13 ص 348 روايت 4)
6. تربیت کودکان
اهتمام به خانواده و تربیت کودکان بسیار مهم است. این تربیت باید از کودکی آغاز شود. توجه بر امور عبادی چون نماز و روزه زمینه ساز تربیت بندگی و اخلاقی کودک است. تربيت دينى كودكان، وظيفه پدران و مادران است. توصيه شده پيش از سنّ تكليف، فرزندان خود را به نماز و روزه و صدقه و عبادات ديگر دعوت كنيد و عادت دهيد، تا چنين بار آيند و هنگام بلوغ، انجام وظايف دينى برايشان سنگين نباشد. والدين در مقابل «تربيت دينى» فرزندان خود مسؤولند و تكليف آنان فقط در تأمين غذا و لباس و لوازم تحصيلى و امكانات رفاهى خلاصه نمى شود و يكى از حقوق فرزندان بر عهده والدين، آموزش دين و قرآن است.
از امام صادق عليه السلام براى ما نقل شده است :اَنَّهُ كانَ يَأمُرُ الصَّبِىَّ بِالصَّومِ فى شَهْرِ رَمَضانَ بَعْضَ النَّهارِ فَاِذا رَأى الْجُوعُ وَ الْعَطَشُ غَلَبَ عَلَيهِ أَمَرَهُ فَاَفْطَرَ؛ كه آن حضرت كودك «نابالغ» را در ماه رمضان به روزه گرفتن فرمان مى داد و چون تشنگى و گرسنگى بر كودك غلبه كرده است به او فرمان مى داد روزه اش را مى گشود. (دعائم الاسلام، ج 1، ص 194)
7. عمل پیش از سـفارش ديگران
معصوم(ع) پیش از دعوت دیگران به کاری خود اقدام می کردند و در هر کار نیک سبقت و سرعت می جستند. این گونه است که برخی از اعمال را حتی دیگران نتوانستند انجام دهند؛ زیرا حکم آن تغییر کرده است. داستان صدقه پیش از نجوا با پیامبر(ص) و عمل حضرت امام علی(ع) که در آیات قرآنی بیان شده خود گواهی بر آن است. داستان «رطب خورده کی منع رطب کند» نیز از پیامبر(ص) مشهور است. امام صادق عليه السلام (به شيعيان) فرمود: اِنّى وَاللّهِ ما امُرُكُمْ اِلاّ بِما نَأمُرُ بِهِ أَنْفُسَنا فَعَلَيْكُمْ بِالْجِّدِ وَ الاِجْتِهادِ؛  به خدا سوگند من شما را به چيزى دستور نمى دهم مگر كه خود را نيز بدان فرمان مى دهم پس بر شما باد كه تلاش و كوشش كنيد. (وسائل الشيعه، ج 12 ، ص 12 ح 8)
هم چنین انسان پیش از آن که دیگران را به سخن دعوت به کار نیک کند با عمل و انجام کار نیک آنان را به آن دعوت کند. امام صادق صلي الله عليه و آله در توصیه و سفارش خود فرمود: «مردم را با عملتان دعوت كنيد، نه با زبانتان»، در همين رفتار و گفتار ديده مى شود. مسؤولان و مربيان و مبلّغان بايد خودشان پيشتاز در عمل به چيزى باشند كه ديگران را به آن فرا مى خوانند. اين تبليغ عملى، بسى مؤثرتر از تبليغ زبانى است. به قول سعدى: «دو صد گفته، چون نيم كردار نيست».
پیشدستی و پیشگام و سبقت و سرعت در آیات و روایات برای کارهای خیر مورد تاکید است. امام صادق(ع) حتی برای تــأمين نياز دشـمن نیز سرعت می گرفت و می فرمود: اِنّى لاُسارِعُ اِلى حاجَةِ عَدُوّى خـَوْفا أَنْ أَرُدَّهُ فَيَستَغْنَى عَنّي؛ من با شتاب نياز دشمن را بر آورده مى سازم از بيم آنكه مبادا او را رد كنم و او از من بى نياز شود. (بحارالانوار، ج 78، ص 207 ح 64) زیرا وقتى انسان نياز كسى را بر مى آورد و خواسته اش را تأمين مى كند، به نوعى او را مديون و رهين محبت و احساس خويش ساخته است. به علاوه، چنين كارى ممكن است تأثير مهمّ اصلاحى بر ديگران داشته باشد. سعدى گويد: نوكر حلقه به گوش در ننوازى برود لطف كن لطف، كه بيگانه شود حلقه به گوش از اين رو امام، در انجام خواسته دشمن شتاب مى كرد، تا او حاجت خود را به ديگرى نگويد و از لطف و احسان امام، احساس بى نيازى نكند.
8. حـقــگويى
حقگويى در همه حال پسنديده است و به تعبير پيامبر صلي الله عليه و آله: برترين جهاد، سخن حق و عدل در برابر پيشواى ستمگر است. امام صادق عليه السلام نیز فرموده است: : يُريـدُونَنى أَلاّ أَقُـولَ الْحَـقَّ وَاللّهِ لا أَزالُ أَقُولُ الْحَقَّ حَتّى أَمُوتَ؛ از من مى خواهند كه حق را نگويم، به خدا سوگند هماره حق را خواهم گفت تا هنگامى كه مرگ به سراغم آيد.( رجال الكشى، ص 601 ح 1121 )
سـيره اخـلاقى امام صـادق عليه‏السلام
امام صادق(ع) متخلق اخلاق آسمانى و الهی بوده است. اگر بخواهیم اخلاق الهی را بشناسیم باید به پیشوایان دین از جمله امام صادق(ع) مراجعه کنیم.  در این جا به برخی از منش آن حضرت(ع) اشاره می شود:
1. امــانت دارى
در آیات و روایات بر امانت داری تاکید شده و آن را از جمله اصول نخستین اخلاق انسانی بر شمرده اند. در آموزه هاى دينى آمده است كه در مسلمانى يك شخص، به نماز و روزه زياد او نگاه نكنيد، بلكه به صدق و امانت دارى او بنگريد. در واقع، معيار مهم مسلمانى، صداقت و امانت است. پيامبر خدا صلي الله عليه و آله پيش از بعثت، به «محمد امين» مشهور بود، حتى مشركان هم به امانت و صداقت او ايمان و اعتماد داشتند و اموال خود را نزد او امانت مى سپردند. اگر امام، امانت دارى خويش را حتى نسبت به قاتل امام على عليه السلام ابراز مى دارد، توجّه دادن به اهميت اين خصلت اخلاقى است.
امام صادق عليه السلام در بیان اهمیت و ارزش امانت داری فرموده است:  اِنَّ ضارِبَ عَلِىٍّ عليه السلام بِالسَّيفِ وَ قاتِلَهُ لَوْ ائْتَمَنَى وَ اسْتَنْصَحَنى وَ اسْتَشارَنى ثُمَّ قَبِلْتُ ذلِكَ مِنْهُ لأَدَّيْتُ اِلَيْهِ الأمانَةَ؛ اگر آنكه با شمشير به على عليه السلام ضربه زد و او را كشت مرا امين خود بداند و از من خيرخواهى و مشورت جوئى نمايد و من حاضر به امانت دارى و مشورت او شوم همانا امانت را نسبت به او رعايت خواهم نمود. (كافى، ج 5، ص 133 ح 5)
2. مــزاح و تبـسم
مزاح و شوخ طبعى از نگاه دين، امرى پسنديده است و شاد كردن مؤمنان ثواب دارد، به شرط آنكه از حدّ متعادل و معقول نگذرد و توهين و تحقير نداشته باشد. در روایت است که پیامبر(ص) همیشه متبسم بوده و لبخند از لبان مبارکش محو نمی شده است. دیگر پیشوایان دین هم این گونه بودند.
مالك پيشواى فرقه مالكيه اهل سنت مى گويد:  وَ لَقَدْ كُنْتُ أَرى جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ عليهماالسلام وَ كانَ كَثـيَر الدِّعـابَةِ وَ التَبَـسُّمِ؛ من هماره امام صادق عليه السلام را مى ديدم و آن حضرت بسيار اهل مزاح و تبسم بود. (بحارالانوار، ج 17، ص 32 ح 14)
3. تواضع و فروتنی
امام صادق(ع) همانند دیگر معصومان(ع) به سلوک قرآنی اهل تواضع و فروتنی بود. در تواضع ایشان گفته اند که ایشان چـونان بـندگان رفتار می کرد و به حسب و نسب نمی بالید. أَبى خَديجةَ درباره أَبى عَبْدِاللّهِ امام صادق عليه السلام می گوید: اَنَّـهُ كانَ يَجـْلِسُ جِلْسَـةَ الْعـَبْدِ وَ يَضَعُ يَدَهُ عَلى الاَرْضِ وَ يَاكُلُ بِثَلاثِ أَصابِعَ؛   امام صادق عليه السلام همچون بردگان (با تواضع تمام) مى نشست و دست خويش را بر زمين مى نهاد و با سه انگشت غذا مى خورد.( كافى،ج 6، ص 297 ح 6)
البته ایشان با مراعات آداب غذاخوری هم خود به سلامت بود و هم به دیگران راه سلامت را می آموخت. امام صادق عليه السلام خود می فرمود: مَا اتَّخَمْتُ قَطُّ وَ ذلِكَ أَنّي لَمْ أبْدَأْ بِطَعامٍ اِلاّ قُلْتُ بِسْمِ اللّهِ وَ لَمْ أَفْرَغْ مِنْ طَعامٍ اِلاّ قُلْتُ أَلْحَمْدُ لِلّهِ؛ هرگز هضم غذا بر من مشكل نشده است، زيرا هيچ گاه شروع به غذا نكردم مگر اينكه «بسم اللّه »گفتم و هيچ گاه از غذا خوردن فارغ نشدم مگر آنكه «الحمد للّه » گفتم. (وسائل الشيعه ج 16 ص 586 ح 7)
رَأَيْتُ أَباعَبْدِاللّهِ عليه السلام يَجْلِسُ فى بَيْتِهِ عِنْدَ بابِ بَيْـتِهِ قِبـالَةَ الـْقِبْـلَةِ؛  امام صادق عليه السلام را مى ديدم كه در خانه اش جلوى درِ اتاق رو به قبله مى نشست. (مشكاة الانوار: 206) شکی نیست که رو به قبله نشستن مستحب است و توجّه به كعبه در هر حالت، بر معنويت و روحانيّت انسان مى افزايد.
4. بردبـارى و تسـليم
از منش ایشان باید به صبر و تسلیم اشاره کرد. این که در مصیبت صبور و در برابر مقدرات تسلیم بود. امام كاظم عليه السلام فرموده است: اِنّا اُصِبْنا بِاِسـماعيلَ فَصَبَرنا فَاصْبِرْ كَما صَبَرْنا اِنّا اِذا أَرَدْنا أَمْرا وَ أَرادَ اللّهُ أَمْرا سَلَّمْناهُ لاَمْرِاللّهِ؛   پدرم به من فرمود براى تعزيت و تسليت گفتن به مفضّل (يكى از ياران حضرت) پيش او بروم و به او بگويم: ما چون با مرگ اسماعيل (فرزند آن حضرت) روبرو شديم، صبر كرديم. اكنون تو نيز چون ما صبر پيشه كن. ما چون خواهان امرى باشيم و خدا امر ديگرى را بخواهد تسليم امر خدا مى شويم. (مشكاة الانوار: 28)
باید گفت از موارد آزمون الهى، فوت فرزندان و بستگان است و قرآن از ترس و مرگ و گرسنگى و كاهش ثمرات و تلفات جانى به عنوان بلا و امتحان ياد مى كند (بقره، آيه 155) و به كسانى كه بر اين مصيبت ها صبر و شكيبايى كنند، مژده اجر و پاداش مى دهد. روش رهبران الهى همچون يعقوب، ايّوب، ابراهيم، حضرت رسول، امام حسين عليه السلام و… نشان دهنده صبر آنان در برابر اين بلاها و آزمايش هاى الهى است و گوياى مقام «رضا و تسليم» است و آنان ديگران را هم به اين خصلت سفارش مى كردند.
5. زهد نسبت به دنیا
منـزلت دنــيا در نزد ایشان چیزی جز ابزاری برای آخرت نیست. از این رو، نسبت به دنیا زهد می ورزید و تمام تلاش وی آخرت بود. در روايات بسيار، از دنيا به عنوان لاشه و جيفه اى ياد شده كه دنيا پرستان همچون سگ هاى ولگرد، براى تصاحب آن با يكديگر نزاع مى كنند. نگاه آخرت گراى اهل عرفان و ايمان، سبب مى شود كه توجه كمترى به دنيا نشان دهند و در حدّ ضرورت و رفع نياز به آن بنگرند و خود را از وابستگى به آن برهانند. البته اصل دنيا بد و نكوهيده نيست، بلكه دنيا زدگى و اسارتِ دنيا ناپسند و مانع كمال انسان است.
حَفْصِ بْنِ غياثٍ مى گويد:  قالَ أَبُوعَبْدِاللّهِ عليه السلام: يـا حَفْصُ ما مَنْـزِلَةُ الدُّنـْيا مِنْ نَفـْسى اِلاّ بَمَنْزَلَةِ الْمَيْتَةِ اِذا اضْطَرَرْتُ اِلَيْها أَكَلْتُ مِنها؛ حفص بن غياث امام صادق عليه السلام فرمود: اى حفص موقعيّت دنيا در نزد من همانند مردارى است كه چون ناچار شوم از آن استفاده مى كنم. (وسائل الشيعه، ج 16، ص 312 ح 6)

فروشگاه آنلاین سونی

Share

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید