سیره و سبک زندگی امام صادق(ع)

بسم الله الرحمن الرحیم
شناخت سیره و سبک زندگی معصومان(ع) به ما کمک می کند تا سرمشق عملی و عینی برای رفتارها و گفتارها و افکار خودمان داشته باشیم و این گونه بتوانیم هم عذری مقبول در پیشگاه خدا داشته باشیم و هم باور به شدن و امکان تحقق امور و  دست یابی به صراط مستقیم و رستگاری برآیند داشته باشیم. نویسنده در این مطلب به سراغ سیره و سبک زندگی ابوعبدالله امام جعفر صادق(ع) رفته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
سـیره عـبادى امام صـادق علیه‏السلام
شاید برای معصومان(ع) چیزی مهم تر از عبادت نباشد که هدف خلقت و مهم ترین عامل و ابزار رسیدن انسان به کمالات معرفتی و وجودی است.(نگاه کنید: ذاریات، آیه ۵۶؛ بقره، آیات ۲۱ و ۱۷۹ و ۱۸۳ ؛ حجر، آیه ۹۹ و آیات دیگر)
این گونه است که عبادت خداوندگار و پروردگار مهم ترین بخش از زندگی معصومان را تشکیل می دهد و حتی هر امری دیگر تحت تاثیر این هدف و فلسفه زندگی است؛ زیرا هر کاری که انجام می دهند به نیت و قصد عبادت پروردگار است. آنان چه در  خـلوت حـق در قالب نماز و نیایش و چه در جمع خلق در قالب احسان و انفاق و تعلیم و تزکیه، هماره و پیوسته بندگی خداوند را مقصود قرار می دهند.
مالک پیشواى فرقه مالکیه از اهل سنت درباره سبک زندگی امام صادق(ع) و توجه به بندگی در همه حالات زندگی ایشان مى گوید: قَدْ کُنْتُ أَخْتَلِفُ اِلَیْهِ زَمانا فَما کُنْتُ أَراهُ اِلاّ عَلى ثَلاثِ خِصالٍ: اِمّا مُصَـلّیا وَ إمّا صامِتا وَ إمّا یَقْـرَءُ الْقُـرانَ وَ لایَتَکَلَّمُ فیما لایَعْـنیه فَکانَ مِنَ الْعُلَماءِ الْعِـبادِ الَّذینَ یَخْـشَونَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ؛ من مدت زمانى به خدمت امام صادق علیه السلام رفت و آمد داشتم، او را هرگز در غیر این سه حالت ندیدم: یا نماز مى گزارد، یا سکوت مى نمود (در برخى روایات یا به نماز ایستاده بود) یا قرآن تلاوت مى کرد و در آنچه که سودى نداشت سخن نمى راند و او از دانشمندان و بندگان خداى بود آنانکه از خداى در بیم و هراس اند. (بحارالانوار، ج ۱۷ ، ص ۳۲ ح ۱۴)
حضرت امام صادق (ع) خود در تعلیل این گونه زندگی به مساله محبت و عشـق به خــدا اشاره می کند و می فرماید: ان الناس یعبدون الله عزوجل على ثلاثه اوجه: فطبقه یعبدونه رغبه فى ثوابه فتلک عباده الحرصاء و هو الطمع و آخرون یعبدونه فرقا من النار فتلک عباده العبید و هى الرهبه وَلکِنّى أَعْبُدُهُ حُبّاً لَهُ عَزَّوَجَلَّ وَ تِلْکَ عِبادَهُ الْکِرامِ وَهُوَ الاَمْنُ لِقَوْلِهِ عَزَّوَجَلَّ وَهُمْ مِنْ فَزَع یَوْمَئِذ آمِنُونَ…فمن احب الله عزوجل و من احبه الله عزوجل کان من الامنین؛ همانا مردم خداوند را به سه صورت مى پرستند: عده اى او را براى رسیدن به ثواب الهى بندگى مى کنند؛ این، عبادت حریصان است که ریشه در طمع دارد. برخى دیگر به خاطر ترس از آتش غضب الهى خدا را عبادت مى کنند؛ این، عبادت بردگان است. ولى من پروردگار را از روى شوق و محبت مى پرستم؛ این، عبادت کریمان است که مایه امان است به سبب سخن خداوند عز و جل که می فرماید: و آنان از فزع آن روز در امنیت هستند… پس هر که خداى را دوست دارد، خداوند نیز او را دوست خواهد داشت و محبان او نیز از هر گزندى در امان خواهند بود.(وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۴۵، ح ۲؛ مشکاه الانوار، ص ۱۲۸)
امیرمومنان علی(ع) و امام حسین(ع) نیز چنین سخنی دارند. امام علی(ع) می فرماید: إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَغْبَهً فَتِلْکَ عِبَادَهُ التُّجَّارِ، وَإِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ رَهْبَهً فَتِلْکَ عِبَادَهُ الْعَبِیدِ، وَإِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللَّهَ شُکْراً فَتِلْکَ عِبَادَهُ الاَحْرَارِ. مَا عَبَدْتُکَ خَوْفاً مِنْ نَارِکَ وَلاَ طَمَعاً فِی جَنَّتِکَ لَکِنْ وَجَدْتُکَ أَهْلاً لِلْعِبَادَهِ فَعَبَدْتُک؛ گروهی خداوند را برای رغبت می پرستند که این عبادت بازرگانان است و گروهی خداوند را برای رهبت و ترس از دوزخ می پرستند که این عبادت بردگان است و گروهی  خداوند را برای شکر بر نعمت وجود و و مانند آن می پرستند که این عبادت آزادگان است. خدایا من تو را از ترس دوزخت پرستش نکردم و نه به جهت طمع در بهشت تو؛ ولى چون تو را شایسته عبادت دیدم و پرستیدم.(نهج البلاغه، حکمت ۲۳۷)
همین عشق است که ایشان را برای نماز شب بیدار نگه می دارد تا با خدایش خلوت کرده و مناجات نماید. البته ایشان به مردم می آموزند که به هر شکلی شده نماز شب و مناجات آن را ترک نکنند تا بتوانند با محبوب خویش خلوتی داشته باشند؛ حتی اگر شده در شرایط سخت این عمل را به هر نحوی شده به جا آورند. از جمله حلبى یکى از یاران امام صادق علیه السلام مى گوید: قالَ سَأَلْتُ أَبا عَبْدِ اللّهِ عِنْ صَلاهِ الْلَّیْلِ وَ الْوَتْرِ فى أَوَّلِ الْلَیْلِ فى السَّفَرِ اِذا تَخَوَّفْتُ الْبَرْدَ وَ کَانَتْ عِلَهٌ، فَقالَ: لا بَـأسَ أَنَا أَفْـعَـلُ ذلِکَ؛ از امام صادق علیه السلام راجع به نماز شب و نماز وتر پرسیدم آیا در هنگام سفر و ترس از سرما و یا وجود بیمارى در ابتداى شب مى توان آن را خواند؟ امام علیه السلام فرمود: آرى اشکالى ندارد و من نیز این چنین مى کنم. (کافى، ج ۳، ص ۴۴۱ ح ۱۰؛  وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۱۸۳ ح ۸)
حضور عاشقانه در برابر محبوب باید از همه جهات خودش را نشان دهد. از این روست که ایشان در هنگام حضور در پیشگاه خداوند در نماز و روزه گرفتن از بـوى خـوش استفاده می کرد و بهترین جامه ها را به تن می کرد و از زیور برای حضور بهره می جست. در روایت است: کانَ أَبُوعَبْدِاللّه علیه السلام اِذا اصامَ تَطَیَّبَ بِالطّیبِ وَ یُقُولُ: اَلطّـیبُ تُحْـفَهُ الصّـائِم؛ امام صادق علیه السلام چون روزه مى گرفت بوى خوش به کار مى برد و مى فرمود: بوى خوش هـدیه روزه دار است. (کافى ۴: ۱۱۳ ح ۳، من لایحضره الفقیه ۲: ۱۱۲ ح ۱۸۷۲)
امام کاظم علیه السلام نیز فرموده است:  کانَ یُعْرَفُ مَوْضِعُ سُجُودِ أَبی عَبْدِاللّهِ علیه السلام بِطیـبِ ریحِـهِ؛ جایگاه سجده امام صادق علیه السلام از بوى خوش آنجا شناخته مى شد. (کافى ۶: ۵۱۱ ح ۱۱)
آراسـتــگى نیز از همین جهت بود تا جلوه های الهی را نشان دهد. معاویه بن عمار از اصحاب امام صادق علیه السلام مى گوید: رَأیْـتُ أَبـاعَبْـدِاللّهِ علیه السلام یَخْتَضِبُ بِالَحنّاءِ خِضابا قانِیا؛ امام صادق علیه السلام را دیدم که موى خویش را با حناى پررنگى حنا بسته است. (بحارالانوار ج ۴۷ ص ۴۶ ح ۶۵)
ایشان با رنگ زدن به موها، بر آن بود تا برای بستگان مایه نشاط و امید باشد و آراستگی را بیاموزاند. هم چنین آمده است: ابى الْحَسَنِ امام کاظم علیه السلام فرموده است:  کانَ لاَبى عَبْدِاللّهِ علیه السلام مِشْطٌ فیالْمَسْجِدِ یَتَـمَشَّـطُ بِـهِ اِذا فَـرَغَ مِنْ صَـلاتِهِ؛ امام صادق علیه السلام در مسجد شانه اى داشت که چون از نماز فارغ مى شد با آن موى خود را شانه مى زد. (بحارالانوار ۷۶: ۱۱۶ ح ۲)
البته استفاده از بوی خوش برای دیگران بود نه لذت بردن؛ زیرا ایشان لذت عبادت و حضور را با چیزی معاوضه نمی کردند از همین رو، در ترک هر گونه لذتی در هنگام عبادت در روایت است: کانَ أَبُوعَـبْدِاللّهِ علیه السلام اِذا صـامَ لایَشُّـمُ الرَّیْحانَ فَسَأَلْتُهُ عَنْ ذلِکَ فَقـالَ: اَکـْرَهُ أَنْ أَخْـلِطَ صَوْمى بِلَـذَّهٍ؛ امام صادق علیه السلام چون روزه مى داشت گیاهان و گلهاى خوشبو را نمى بویید. از آن حضرت در این باراه سوال کردم فرمود: دوست ندارم که روزه خود را با لذت بیامیزم.( من لایحضره االفقیه ۲: ۱۱۴ ح ۱۸۸، وسائل الشیعه ج ۷: ۶۷ ح ۱۵)
این احترام به خدا و محبوب تا جایی بود که به احترام مـاه رمضـان و احکام الهی سعی می کرد دنبال لذتی نرود و لذت روزه را تحت شعاع قرار دهد. امام صادق علیه السلام می فرمود: اِنّی اِذا سـافَرْتُ فى شَـهْرِ رَمَضـانَ ما آکُلُ اِلاّ الْقُوتَ وَ ما أَشْرَبُ کُلَّ الرَّىِّ؛ هرگاه در ماه رمضان به مسافرت مى روم[به احترام ماه رمضان اگر چه مسافرم و روزه بر من واجب نیست ولى] جز به اندازه رمق داشتن غذا نمى خورم و هرگز از آب در حدّ سیراب شدن نمى نوشم.( وسائل الشیعه ۷: ۱۴۷ ح ۵)
پس با آنکه مسافر در ماه رمضان نباید روزه بگیرد و خوردن آب و غذا براى او اشکالى ندارد، ولى براى آنکه از حالت روزه داران فاصله زیادى نداشته باشد و حرمت ماه رمضان هم محفوظ بماند، خوب است که اگر مى خورد و مى آشامد، به اندازه ضرورت باشد، نه آنکه غذا و آب کامل بخورد و بنوشد. این عمل، اثر تربیتى و خودسازى دارد و تسلّط بر نفس را افزایش مى دهد و آدمى را از سیطره شکم رها مى سازد.
پس زندگی از نظر آنان، چیزی جز بندگی و عبادت و عبودیت نیست. ایشان با معرفت و یقینی که نسبت به خدا دارند، بر آن هستند تا همه چیز را در محور خداوند شکل دهند و بنیان زندگی را بر خدامحوری قرار دهند. از همین رو هنگامی که از بنیان زندگى از امام صادق(ع) سوال می شود بر چهار چیزی تاکید می کند که در ارتباط با خداوند است: عَلى ماذا بَنَیْتَ أَمْرَکَ؟ فَقالَ علیه السلام: عَلى أَرْبَعَهَ أَشْیاءَ: عَلِمْتُ أَنَّ عَمَلى لایَعْـمَلُهُ غَیرى فَاجْتَهَدْتُ وَ عَلِمْتُ أَنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ مُطَّلِعٌ عَلىَّ فَاسْتَحْیَیْتُ وَ عَلِمْتُ أَنَّ رِزقى لایَاکُلُهُ غَیرى فَاطْمَانَنْتُ وَ عَلِمْتُ أَنَّ اخِرَ أَمْرى الْمَوتُ فَاسْتَعْدَدتُ؛ کار خود را به چه اساسى استوار ساخته اى؟ فرمود: بر چهار بنیان: [اول] دانستم که عمل مرا کسى دیگر انجام نمى دهد پس تلاش نمودم [دوم] دانستم که خداى بر من آگاه است پس حیا کردم. [سوم] دانستم که روزى مرا دیگرى نمى خورد پس آرام گرفتم [چهارم] دانستم که پایان کار من مرگ است پس براى آن آماده شدم.( بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۲۲۸ ح ۱۰۰)
چنین بینش و نگرشی انسان را در مسیری قرار می دهد که در دنیا و آخرت عزتمندانه زندگی کند و برای آخرتی تلاش کند که هدف و فلسفه زندگی و بلکه بازگشتنگاه هر کسی است. این که  امام (ع) بر عناصر بینشی و نگرشی تاکید می کند از آن روست که رفتار آدمی را همین بینش ها  و نگرش های کلان نسبت به دنیا و زندگی تعیین کرده و سامان می دهد. در حقیقت چگونگی و کیفیت عمل هر کسی، بر پایه بینش و باور او استوار است. پس کسى که به ارتباط عمل و پاداش معتقد باشد و خدا را شاهد بر کارهاى خویش بداند و به روزىِ مقدّر قانع باشد و مرگ را باور داشته باشد، از پستى ها و پلیدى ها و گناهان دورى مى کند و براى سعادت اخروى مى کوشد.
وقتی انسان بر اساس آموزه های وحیانی قرآن هستی شناختی و جهان بینی و بینش ها و نگرش های خود را سامان دهد، نسبت به توحید به چنان باوری می رسد که هر چیزی را با خاستگاه آن می بیند. این گونه ، وقتی با مصیبتی مواجه می شود، آن را یا برخاسته از مشیت و حکمت الهی دانسته یا مصلحتی که اقتضا می کند شخص بدان گرفتار آید؛ زیرا می داند همه چیز بر اساس نظام عادلانه ای است که از پیش طراحی و اجرا می شود و نمی توان از مقدرات الهی بیرون رفت.(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳)
بر اساس همین بینش و نگرش ، ستایش خداى در مصیبت‏ها همانند سپاس از خدا در هنگام نعمت خواهد بود و هیچ تفاوتی میان نعمت و مصیبت در کلان بینش و نگرش های خویش نمی یابد؛ چنان که امام صادق(ع) عمل می کرد. در روایت است: کانَ أَبُوُ عَبْدِ اللّهِ علیه السلام یَقُولُ عِنْد اَلْمُصیبَهِ: اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّـذى لَمْ یَجْعَلْ مُصیبَـتى فى دینى وَالْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَوْ شاءَ أَنْ یَجْـعَلَ مُصیبَتى أَعـظَمَ مِمّـا کانَتْ وَالْحَمْدُ لِلّهِ عَلَى الاَمْرِ الَّذى شاءَ أَنْ یَکُونَ فَکانَ؛ امام صادق علیه السلام به هنگام مصیبت و مشکلات مى فرمود: سپاس خدایى را که مصیبت مرا در دینم قرار نداد و سپاس خدایى را که اگر مى خواست مصیبت مرا بیش از این قرار دهد [مى توانست] و ستایش خدایى را بر آنچه که او خواست و همان نیز انجام گرفت. (کافى، ج ۳، ص ۲۶۲ ح ۴۲؛ تحف العقول، ص ۳۸۱)
بیش تر مردم توجه و اهتمام خویش را مبذول مصیبت در مال و جسم و دنیا قرار می دهند و کم تر کسی است که به مصیبت خویش در دین توجه نماید؛ در حالی که از نظر امام صادق(ع) مصیبت در دین، بدتر و سخت تر از مصیبت در جسم و مال و فرزندان و بستگان است، همچنان که عافیت در دین هم، از همه عافیت ها برتر است. این تفکر برخاسته از آموزه های قرآنی است که سلامت در دین را اصالت می بخشد.
از سوی دیگر، انسان باید به این نکته توجه کند که حتی اگر مصیبتی در غیر دین دارد، این مصیبت می توانست بیش تر از آن باشد که اکنون گرفتار است. سعدی در گلستان نوشته است: هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان درهم نکشیده مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعت پای پوشی نداشتم به جامع کوفه در آمدم دلتنگ. یکی را دیدم که پای نداشت، سپاس نعمت حق به جای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم.
مرغ بریان به چشم مردم سیر       کمتر از برگ تره بر خوان است
وان که را دستگاه و قوت نیست       شلغم پخته مرغ بریان است
پس اگر انسان به بلاها و گرفتاریهاى بیشتر و سخت ترى که ممکن بوده براى او پیش آید، ولى به لطف الهى بر سرش نیامده است توجه داشته باشد، همیشه ستایشگر خواهد بود. بنابراین، وقتی از نعمتی برخودار می شویم سپاس و شکر خدا بگوییم و «شکرا لله» بر زبان برانیم و اگر گرفتار مصیبتی شده ایم حمد و ستاس خدا بگوییم و «الحمدلله» بر زبان جاری سازیم.
تـوسّـل در هنگام مصیبت می تواند ما را از گرفتاری برهاند، همان طوری که حضرت آدم(ع) با بهره گیری از کلمات وجودی الهی یعنی توسل به اهل بیت(ع) توانست از مصیبت برهد.(بقره، آیه ۳۷ و روایات تفسیری)
داود رقى از اصحاب امام صادق علیه السلام مى گوید: اِنّى کُنْتُ أَسْـمَعُ أَباعَبْـدِاللّهِ علیه السلام أَکْثَرَ ما یُـلِحُّ بِهِ فى الدُّعاءِ عَلَى اللّهِ بِحَقِّ الْخَمْسَهِ یَعْنى رَسُولَ اللّهِ وَأَمیرَالْمُومنینَ وَفاطِمَهَ وَالْحَسَنَ وَالْحُسَینَ علیهم السلام؛ من از امام صادق علیه السلام مى شنیدم که در هنگام اصـرار دعاهایش بیشتر مواقـع خداى را به حق پنج نفر مى خواند، یعنى رسول خـدا و امیرمؤمنان و فاطـمه زهراء و حسن و حسین درود خدا بر آنها باد.( وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۱۳۹ ، ح ۱)
فرهنگ سازی با محوریت عاشورا و مهدویت
امام صادق(ع) بر آن بود تا با استفاده از دو امر فرهنگ عاشورایی و مهدویت به احیای اسلام بپردازد؛ زیرا رفتار امام حسین(ع) در عاشورا سرمشق عینی برای کسانی است که می خواهند شریعت و دین را اقامه کنند و جان در این راه گذاشته و با شهادت به استقبال تغییر اساسی در جهان بروند و هم چنین فرهنگ مهدویت به انسان های قیام کننده به قسط و عدالت این بشارت را می دهد که امید تغییر داشته باشند؛ زیرا فلسفه تاریخ و جبر مشیت الهی بر این قرار گرفته که در نهایت صالحان پیروز میدان خواهند بود و حکومت عادلانه ای بر اساس قسط بر پا خواهند کرد.(حدید، آیه ۲۵؛ نور، آیه ۵۵ و آیات دیگر)
امام صادق(ع) با یـاد سیـدالشـهداء و فرهنگ عاشورایی بر آن بود تا این حرکت و قیام که موجب احیای امت اسلام شده بود، هم چنان زنده بماند و در پس توطئه ها از مسیر اصلی منحرف نشود و هم چنان سرمشقی برای عدالت خواهانه باشد. از این روست که به اشکال گوناگون در حفظ فرهنگ عاشورایی تلاش می کرد. آن حضرت (ص) می فرماید: اِنّى ما شَرِبْتُ ماءً بارِداً اِلاّ ذَکَرْتُ الْحُسَیْنَ علیه السلام؛ من هرگز آب سرد ننوشیدم مگر آنکه از امام حسین علیه السلام یاد نمودم. (وسائل الشیعه، ج ۱۷، ص ۲۱۶ ، ح ۱)
موتوری که امید موفقیت و پیروزی را برای عدالت خواهانه در دل ها زنده نگه می دارد و آنان را به حرکت عادلانه قسطی سوق می دهد، همین در انتـظار مهـدى علیه‏السلام و تحقق حکومت عادلانه جهانی از سوی ایشان و همراهان صالح ایشان است. این گونه است که امام صادق(ع) میان عاشورا و انتظار پیوند می زند. در روایت است: سُدَیر الصَّیْرَفى عَنْ أَبى عَبْدِاللّه علیه السلام فى حَدیثٍ طَویْلِ أَنَّهُ کانَ یَقُولُ: سَیّدى غَیْبَتُکَ نَفَتْ رُقادى وَضَیَّقَتْ عَلَىَّ مِهادى وَ ابْتَـزَّتْ مِنّى راحَهَ فُؤادى؛ سدیر صیرفى یکى از یاران امام صادق علیه السلام در حدیثى طولانى مى گوید: آن حضرت همواره مى گفت: سرورم (حضرت مهدى علیه السلام) غیبت تو خواب از چشمم ربوده و خوابگاه را بر من تنگ نموده و راحتى قلب را از من گرفته است. (اثبات الهداه، ج ۶، ص ۴۱۴ ح ۱۶۲)
سیره حاجت خواهی از خدا
انسان ها هماره با انواع مصیبت ها مواجه هستند و حاجات  و نیازهای بسیاری دارند، ولی راهی را نمی شناسند که بدان به حاجت خویش برسند. خداوند در قرآن این راه ها را نشان داده است که شامل اطعام و صدقه و انفاق و مانند آن ها است. استفاده از وسایل و ابزارهای مناسب می تواند در رسیدن به هدف کمک کند. از این روست که خداوند از بندگانش می خواهد برای رسیدن به هر چیزی از سبب و ابزار و وسیله مناسب آن بهره گیرند.(مائده، آیه ۳۵ و آیات دیگر) از نظر قرآن وسایلی چون نماز و صبر ، اسباب مناسبی است که می توان از آن ها معاونت و یاری جست.(بقره، آیات ۴۵ و ۱۵۳)
هم چنین تضرع و انابه و استغفار از جمله راه هایی است که می تواند موجب برآورده شدن حوائج و نیازهای بشر باشد.(اعراف، آیات ۵۵ و ۲۰۵)
در روایات برای این که حالات تضرع و انابه رخ دهد روش هایی بیان شده تا بدان زمینه برای اجابت دعا و رسیدن به نیازها و حاجات فراهم آید. از جمله این ها بهره گیری از لباس خشن در نـماز و دعـا است. در روایت است:  وَ کانَ لَهُ (الصّادِقُ علیه السلام) ثَوبانِ خَشِنانِ یُصَـلّى فیهِما فى بَیْـتِهِ فَاِذا أَرادَ أَنْ یَسْأَلَ اللّهُ الْحاجَهَ لَبِسَهُما؛   امام صادق علیه السلام را دو لباس خشـن بود که در خانه با آنها نماز مى گذارد و چون مى خواست از خدا حاجتى بخواهد (دعا کند) آن دو لباس را مى پوشید. (دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۵۹ ح ۵۶۵)
این سیره درباره امام باقر علیه السلام هم نقل شده است. چنین لباسى حالت خضوع و فروتنى مى آورد و سبب خشوع در نماز و دعا مى شود.
هم چنین سجده هنگام حاجت خواهى در روایات مورد تاکید است. در روایت است: اِنَّ الصّـادِقَ علیه السلام کانَ اِذا أَلَحَّتْ بِهِ الْحـاجَهُ یَسْجُدُ مِنْ غَیْرِ صَـلاهٍ وَ لارُکُوعٍ یَقُـوُلُ: یـا أَرْحَمَ الرّاحمینَ سَبْعا ثُمَّ یَسأَلُ حاجَتَهُ؛ همانا امام صادق علیه السلام چون حاجتى مهم داشت بدون نماز و رکوع به سجده مى رفت و هفت بار مى گفت یا ارحم الراحمین سپس حاجت خود را از خدا درخواست مى کرد. (بحارالانوار، ج ۹۵، ص ۱۶۴ ح ۱۸)
سـجده بر تربت کربلا نیز می تواند در برآورد حاجات مهم و مفید باشد.  مُعاویهُ بْنُ عَمارٍّ از اصحاب امام می فرماید: کانَ لاَبى عَبْدِ اللّهِ علیه السلام خَریطَهُ دیباجٍ صَفْراءَ فیها تُرْبَهُ أبى عَبْدِاللّهِ علیه السلام فَکانَ اِذا حَضَرَتِ الصَّلاهُ صَبَّهُ عَلى سَجّادَتِهِ وَ سَجَدَ عَلیهِ؛ امام صادق علیه السلام را کیسه اى ابریشمین و زرد بود که در آن خاک کربلاى حسین بود. چون هنگام نماز فرا مى رسید آن خاک را بر سجاده خود مى ریخت و بر آن سجده مى کرد. (وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۶۰۸ ح ۳)
البته از روایات به دست می آید که سجده بر تربت سیّد الشهدا علیه السلام دارای فضیلت بسیاری است. البته این رویه برای حفظ و بزرگداشت عاشورا و فرهنگ آن نیز مد نظر است؛ زیرا سجده بر تربت و ذکر گفتن با تسبیحى که از تربت قبر آن حضرت تهیّه شده باشد، یادآور آن امام مظلوم و الهام بخش جانبازى و فداکارى در راه دین است. از تربت شهید، بوى خون و جهاد به مشام مى رسد و این گونه یادآورى از واقعه عاشورا، تجدید میثاق با آن حماسه بزرگ و حماسه آفرینان خدایى است. در حقیقت با این روش و رویه هم آن فرهنگ حفظ می شود و هم دیگران از امام(ع) سرمشق جهاد و شهادت می گیرند.
اقـرار به گنـاهان در پیشگاه خدا نه خلق از دیگر روش هایی است که برای گرفتن حاجت از خداوند مفید است. در روایت است: اَنَّهُ کانَ اِذا انْتَهى اِلى الْمُلْتَزَمِ قالَ لِمَوالیهِ: أَمیطُوا عَنّى حَتّى اُقِرَّ لِرَبّى بِذُنُوبى فى هذا الْمَکانِ، فِاِنَّ هذا مَکانٌ لَمْ یُقِرَّ عَبْدٌ لِرَبِّهِ بِذُنُوبِهِ ثُمَّ أَسْتَغْفَرَ اللّهَ اِلاّ غَفَرَ اللّهُ لَهُ؛ امام صادق علیه السلام چون به ملتزم (قسمتى از دیوار کعبه بین حجر الاسود و در خانه کعبه) مى رسید به غلامانش مى فرمود: از من دور شوید تا در پیشگاه خداوند به گناهانم اعتراف کنم، زیرا این جا مکانى است که هر بنده اى در پیشگاه خدا اقرا به گناهانش کند و از خدا آمرزش بخواهد خدا او را مى بخشاید. (کافى، ج ۴، ص ۴۰۱ ح ۴، وسائل الشیعه، ج ۹، ص ۴۲۴ ح ۵)
از آن جایی که کعبه مقدس، خصوصا نزدیک درِ کعبه، جاى مقدّسى است که سزاوار است بنده گنهکار، در پیشگاه خدا گریه و تضرّع کند و از او مغفرت و رحمت بطلبد، ایشان این گونه عمل می کرد. شکی نیست که خداى کریم هم پناه آورندگان به درگاهش را ردّ نمى کند و امیدواران رحمتش را محروم نمى سازد و حوائج مادی و معنوی و دنیوی و اخروی آنان را پاسخ مطلوب و مناسب می دهد.
منـاجات آخـر شـب نیز در این امر و برآورد حوائج بسیار مهم و مفید است. عَبْدِ الرَّحْمنِ بْنِ الْحَجّاجِ از اصحاب آن حضرت(ع) می گوید: کانَ أَبا عَبْدِ اللّهِ علیه السلام اِذا قامَ اخِرَ الْلَّیلِ یَرْفَعُ صَوْتَهُ حَتّى یَسْمَعَ أَهْلُ الدّارِ وَ یَقُولُ: اَللّهْمَّ أَعِنّى عَلى هَوْلِ الْمُطَّلَعْ وَ وَسِّعْ عَلَىَّ ضیقَ الْمَضْجَعِ وَ ارْزُقْنى خَیْرَ ما قَبْلَ الْمَوْتِ وَ ارْزُقْنى خَیْرَ ما بَعْدَ الْمَوْتِ؛  امام صادق علیه السلام چون آخر شب (براى مناجات با خدا) بر مى خاست، صداى خود را (به دعا) بلند مى کرد تا خانواده اش بشنوند و مى گفت: خدایا مرا در بیم قیامت کمک فرما و تنگاى خوابگاه (قبر) را بر من وسیع فرما و خیر قبل از مرگ و پس از مرگ را بر من روزى فرما. (کافى، ج ۲، ص ۵۳۸ ح ۱۳؛  بحارالانوار، ج ۸۷، ص ۱۹۲)
سبک زندگی و سـیره اجـتماعى امام صـادق علیه‏السلام
سبک زندگی امامان شامل حوزه شخصی و فردی و اجتماعی است. همان طوری که آنان در خلوت خدا رفتاری را به ما می آموزند که موجب کمالی یابی ماست در جلوت خلق نیز بر آن هستند تا راه کمال را به ما بیاموزند. حجم عظیمی از رفتار اجتماعی ایشان را می توان در احادیث و روایات یافت، اما بیان همه شدنی نیست و تنها به برخی از آن ها اشاره و بسنده می شود.
۱٫ رسـیدگى به نیازمندان
از جمله فعالیت های اجتماعی امام صادق(ع) همانند همه معصومان(ع) بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، رسیدگی به نیازمندان است.
هِشامِ بْنِ سالِم از اصحاب و یاران آن حضرت می فرماید: کانَ أَبُوعَبْدِاللّهِ علیه السلام اِذا اعتَّمَ وَ ذَهَبَ مِنَ اللَّیْلِ شَـطْرُهُ أَخَـذَ جِرابا فیهِ خُـبْزٌ وَ لَحْمٌ وَ الدَّراهِمُ فَحَمَلَهُ عَلى عُنُقِهِ ثُمَّ ذَهَبَ اِلى اَهْلِ الْحاجَهِ مِنْ أَهْلِ الْمَدینَهِ فَقَسَّـمَهُ فیهِمْ وَ لا یَعْرِفُونَهُ فَلّما مَضى أَبُوعَبـْدِ اللّه ِ علیه السلام فَقَـدُوا ذلِکَ فَعَلِمُوا أَنَّهُ کانَ أَبُوعَـبْدِاللّهِ علیه السلام؛ چون پاره اى از شب مى گذشت امام صادق علیه السلامکیسه اى انباشته از پول و نان و گوشت بر دوش مى کشید و به سراغ نیازمندان شهر مدینه مى رفت و آن را بین آنان تقسیم مى کرد و آنها هیچگاه او را نمى شناختند و چون امام علیه السلام درگذشت و این بخشش ها قطع شد فهمیدند آن شخص امام صادق علیه السلام بوده است. (کافى ۴: ۸ ح ۱، بحار الانوار ۴۷: ۳۸ ح ۴۷)
همین سیره کمک خالصانه به محرومان و انفاق به صورت ناشناس، در سیره امامان معصوم از جمله امام علی(ع) و حسنین(ع) و امام سجاد (ع) و امام باقر(ع) نقل شده و وجود داشته است. البته مردم زمانی متوجه این خدمت رسانی می شدند که آن امام (ع) به شهادت می رسید و آن گاه معلوم می شد که این حمایت ها از سوی آنان بوده است.
۲٫ ایثارگری
احسان و اکرام به دیگران در دستور کار آن حضرت(ع) بود. این بخشش چنان گسترده می بود که حتی به ایثار می رسید و ایشان نیز پیشوایان معصوم(ع) دیگر خود را به رنج می افکند و ایثار می کرد؛ چنان که در ایات ۵ تا ۱۲ سوره انسان درباره اهل بیت عصمت و طهارت (ع) آمده است. الهِیاجُ بْنُ الْبَسطامِ می گوید: کانَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَّمَدٍ یُطْعِمُ حَتّى لایَبْقى لِعَیالِهِ شَىْ ءٌ؛   امام صادق علیه السلام آن قدر مردم را اطعام مى کرد که براى خانواده خودش چیزى باقى نمى ماند. (بحارالانوار ۴۷: ۳۳ ح ۳، کشف الغمه ۲: ۱۵۷)
سخاوت و احسان و اطعام، از فضیلتهاى اخلاقى است که در پیامبران و اولیاى الهى تجلّى یافته است. حضرت ابراهیم علیه السلام پیوسته سر سفره خودش مهمان داشت. برخى به خاطر بخل و خسّت نفس، اهل طعام و مهمان نوازى نیستند. بعضى هم دوست دارند همیشه مهمان بر سر سفره آنان بنشینند و میان این دو گروه، فاصله بسیار است. امام صادق علیه السلام از جمله آنان بود که علاقه داشت در غذا و طعام خود دیگرى را شریک کند و از تنها خوردن پرهیز داشت.
مُفَضَّلٍ یکى از یاران امام صادق علیه السلام مى گوید سَمِعْتُ أَبا عَبْدِاللّهِ علیه السلام یَقُولُ: مـا مِنْ طَـعامٍ اکُـلُهُ اِلاّ وَ أَنَا أَشْتَهى أَنْ یُشْرِکَنى فیهِ اِنْسانٌ؛ از آن حضرت شنیدم که مى فرمود: هیچ غذایى نمى خورم مگر اینکه دوست دارم انسان دیگرى نیز در خوردن غذا با من همراه شود. (کافى ج ۶ ص ۳۵۳ ح۶)
۳٫ تلاش برای کسب رزق حلال
انسان نمی بایست کلاله بر دیگری باشد و سربار مردم. باید خود تلاش کند تا رزق و روزی حلال را کسب نماید. امام صادق(ع) با کشاورزى براى روزى حلال تلاش می کرد. امام صادق علیه السلام در این باره فرموده است: اِنّى لاَعْمَلُ فى بَعْضِ ضِیاعى حَتّى أَعْرَقَ وَ اِنَّ لى مَنْ یَکْفینى لِیَعْلَمَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ أَنّى أَطْلُبُ الرِّزْقَ الْحَلالَ ؛ من در برخى زمینهاى کشاورزیم کار مى کنم تا عرق مى کنم، در حالى که افرادى هستند که به جاى من کار کنند و مرا از کار کردن بى نیاز کنند، ولى من کار مى کنم تا خداوند بزرگ بداند که من براى روزى حلال تلاش مى کنم. (وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۳ ح ۸)
باید توجه داشت که کار و تلاش برای زندگی هیچ تضاد  وتنافی با عبادت ندارد؛ زیرا در روایات است که عبادت، ده قسم است، که نُه قسم آن طلب روزى حلال است. نگاه اسلام به کار و تولید و فعالیت هاى اقتصادى، نگاهى مثبت و جهت دهنده است. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله دست کارگر را مى بوسید، تا نشان دهد که کار و تلاش براى تأمین معاش خود و خانواده از راه حلال امرى مقدس و ستودنى است. کار، عار نیست، بلکه بیکارى و تن پرورى ننگ و عار است. طبق حدیث نبوى، خداوند، جوان بیکار را دشمن مى دارد.
۴٫ امر به معروف و نهی از منکر
از وظایف هر مسلمان موعظه دیگران و نصیحت خویشان است. در قالب موعظه دعـوت به پرهـیزکارى  و امر به معروف و نهی از منکر انجام دهد و مردم را به خیر و نیکی و ترک گناه و بدی بخواند. امام صادق(ع) خود این گونه عمل می کرد. البته در جایی که مرافعه و دعوایی است گاه لازم است تا درشت گویی کرد و با صدای بلند آنان را به آرامش و تقوا دعوت کرد.  در سیره و سبک زندگی آن حضرت (ع) این روش نقل شده است. غیاثِ بنِ اِبْراهِیمَ می گوید: کانَ أَبُو عَبْدِاللّهِ علیه السلام اِذا مَرَّ بِجَماعَهٍ یَخْتَصِمُونَ لایَجُوزُهُمْ حَتّى یَقُولَ ثَلاثا اِتَّقُوا اللّهَ یَرْفَعُ بِها صَوْتَهُ؛ امام صادق علیه السلام هرگاه به گروهى مى گذشت که مشغول دعوا بودند، از آنان نمى گذشت مگر آنکه سه بار با صداى بلند به آنها خطاب مى کرد: از خدا پروا کنید.(مشکاه الانوار، ص ۵۵؛ بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۹۲ ح ۸۶ )
باید توجه داشت ، نزاع و دعوا میان افراد، اغلب ریشه در بى تقوایى دارد. اگر تقوا حاکم باشد، نه کسى به دیگرى ظلم مى کند، نه فحش و ناسزا مى دهد و نه حق دیگران را ضایع مى کند. در نتیجه، زمینه اى براى خصومت و نزاع باقى نمى ماند. در صورت بروز نزاع، باز هم تقوا سبب مى شود دعوا حل شود و نزاع ادامه نیابد. به این سبب، امام، اهل دعوا را به تقوا دعوت مى کرد، تا خدا را در نظر داشته باشند. رفتار امام، به ما مى آموزد که نسبت به ناهنجاریها بى تفاوت نباشیم و در حدّ توان اصلاح کنیم.
سفـارش اصحـاب برای کارهای خیر از جمله اموری است که در روایات بسیار نقل شده است. به عنوان نمونه اِبْنِ سَعْدِ الاَزُدى گوید: وَ أَکْثَرُ ما کانَ یُوصینا بِهِ أَبُوعَبْدِاللّهِ علیه السلام اَلْبِـرَّ وَ الصَّـلَهَ؛ ابن سعد ازدى بیشترین چیزى که امام صادق علیه السلام ما را بدان سفارش مى نمود نیکوکارى و پیوند با خویشاوندان بود. (قرب الاسناد، ص ۴۳ ح ۱۳۸)
تاکید بر نیکى و احسان و صله رحم، از آن روست که رابطه ها را تقویت مى کند و موجب رضاى الهى است.
۵٫ حضـور در مسـابقه
حضور در اجتماع و همراهی با مردم روحیه آدمی را افزایش می دهد و بسیاری از بیماری ها را از میان می برد. برخی از ورزش ها از جهات گوناگون مفید فایده است. امام صادق(ع) خود در مسابقات حاضر می شد و اقدام به فعالیت ورزشی می کرد. حَفْصِ الْبُختُرُى یکى از اصحاب امام صادق علیه السلام مى گوید: اَنَّهُ کانَ یَحْضُرُ الرَّمْىَ وَ الرِهانَ؛ امام صادق علیه السلام در مسابقه تیراندازى و اسب سوارى حاضر مى شد. (وسائل الشیعه ج ۱۳ ص ۳۴۸ روایت ۴)
۶٫ تربیت کودکان
اهتمام به خانواده و تربیت کودکان بسیار مهم است. این تربیت باید از کودکی آغاز شود. توجه بر امور عبادی چون نماز و روزه زمینه ساز تربیت بندگی و اخلاقی کودک است. تربیت دینى کودکان، وظیفه پدران و مادران است. توصیه شده پیش از سنّ تکلیف، فرزندان خود را به نماز و روزه و صدقه و عبادات دیگر دعوت کنید و عادت دهید، تا چنین بار آیند و هنگام بلوغ، انجام وظایف دینى برایشان سنگین نباشد. والدین در مقابل «تربیت دینى» فرزندان خود مسؤولند و تکلیف آنان فقط در تأمین غذا و لباس و لوازم تحصیلى و امکانات رفاهى خلاصه نمى شود و یکى از حقوق فرزندان بر عهده والدین، آموزش دین و قرآن است.
از امام صادق علیه السلام براى ما نقل شده است :اَنَّهُ کانَ یَأمُرُ الصَّبِىَّ بِالصَّومِ فى شَهْرِ رَمَضانَ بَعْضَ النَّهارِ فَاِذا رَأى الْجُوعُ وَ الْعَطَشُ غَلَبَ عَلَیهِ أَمَرَهُ فَاَفْطَرَ؛ که آن حضرت کودک «نابالغ» را در ماه رمضان به روزه گرفتن فرمان مى داد و چون تشنگى و گرسنگى بر کودک غلبه کرده است به او فرمان مى داد روزه اش را مى گشود. (دعائم الاسلام، ج ۱، ص ۱۹۴)
۷٫ عمل پیش از سـفارش دیگران
معصوم(ع) پیش از دعوت دیگران به کاری خود اقدام می کردند و در هر کار نیک سبقت و سرعت می جستند. این گونه است که برخی از اعمال را حتی دیگران نتوانستند انجام دهند؛ زیرا حکم آن تغییر کرده است. داستان صدقه پیش از نجوا با پیامبر(ص) و عمل حضرت امام علی(ع) که در آیات قرآنی بیان شده خود گواهی بر آن است. داستان «رطب خورده کی منع رطب کند» نیز از پیامبر(ص) مشهور است. امام صادق علیه السلام (به شیعیان) فرمود: اِنّى وَاللّهِ ما امُرُکُمْ اِلاّ بِما نَأمُرُ بِهِ أَنْفُسَنا فَعَلَیْکُمْ بِالْجِّدِ وَ الاِجْتِهادِ؛  به خدا سوگند من شما را به چیزى دستور نمى دهم مگر که خود را نیز بدان فرمان مى دهم پس بر شما باد که تلاش و کوشش کنید. (وسائل الشیعه، ج ۱۲ ، ص ۱۲ ح ۸)
هم چنین انسان پیش از آن که دیگران را به سخن دعوت به کار نیک کند با عمل و انجام کار نیک آنان را به آن دعوت کند. امام صادق صلی الله علیه و آله در توصیه و سفارش خود فرمود: «مردم را با عملتان دعوت کنید، نه با زبانتان»، در همین رفتار و گفتار دیده مى شود. مسؤولان و مربیان و مبلّغان باید خودشان پیشتاز در عمل به چیزى باشند که دیگران را به آن فرا مى خوانند. این تبلیغ عملى، بسى مؤثرتر از تبلیغ زبانى است. به قول سعدى: «دو صد گفته، چون نیم کردار نیست».
پیشدستی و پیشگام و سبقت و سرعت در آیات و روایات برای کارهای خیر مورد تاکید است. امام صادق(ع) حتی برای تــأمین نیاز دشـمن نیز سرعت می گرفت و می فرمود: اِنّى لاُسارِعُ اِلى حاجَهِ عَدُوّى خـَوْفا أَنْ أَرُدَّهُ فَیَستَغْنَى عَنّی؛ من با شتاب نیاز دشمن را بر آورده مى سازم از بیم آنکه مبادا او را رد کنم و او از من بى نیاز شود. (بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۲۰۷ ح ۶۴) زیرا وقتى انسان نیاز کسى را بر مى آورد و خواسته اش را تأمین مى کند، به نوعى او را مدیون و رهین محبت و احساس خویش ساخته است. به علاوه، چنین کارى ممکن است تأثیر مهمّ اصلاحى بر دیگران داشته باشد. سعدى گوید: نوکر حلقه به گوش در ننوازى برود لطف کن لطف، که بیگانه شود حلقه به گوش از این رو امام، در انجام خواسته دشمن شتاب مى کرد، تا او حاجت خود را به دیگرى نگوید و از لطف و احسان امام، احساس بى نیازى نکند.
۸٫ حـقــگویى
حقگویى در همه حال پسندیده است و به تعبیر پیامبر صلی الله علیه و آله: برترین جهاد، سخن حق و عدل در برابر پیشواى ستمگر است. امام صادق علیه السلام نیز فرموده است: : یُریـدُونَنى أَلاّ أَقُـولَ الْحَـقَّ وَاللّهِ لا أَزالُ أَقُولُ الْحَقَّ حَتّى أَمُوتَ؛ از من مى خواهند که حق را نگویم، به خدا سوگند هماره حق را خواهم گفت تا هنگامى که مرگ به سراغم آید.( رجال الکشى، ص ۶۰۱ ح ۱۱۲۱ )
سـیره اخـلاقى امام صـادق علیه‏السلام
امام صادق(ع) متخلق اخلاق آسمانى و الهی بوده است. اگر بخواهیم اخلاق الهی را بشناسیم باید به پیشوایان دین از جمله امام صادق(ع) مراجعه کنیم.  در این جا به برخی از منش آن حضرت(ع) اشاره می شود:
۱٫ امــانت دارى
در آیات و روایات بر امانت داری تاکید شده و آن را از جمله اصول نخستین اخلاق انسانی بر شمرده اند. در آموزه هاى دینى آمده است که در مسلمانى یک شخص، به نماز و روزه زیاد او نگاه نکنید، بلکه به صدق و امانت دارى او بنگرید. در واقع، معیار مهم مسلمانى، صداقت و امانت است. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله پیش از بعثت، به «محمد امین» مشهور بود، حتى مشرکان هم به امانت و صداقت او ایمان و اعتماد داشتند و اموال خود را نزد او امانت مى سپردند. اگر امام، امانت دارى خویش را حتى نسبت به قاتل امام على علیه السلام ابراز مى دارد، توجّه دادن به اهمیت این خصلت اخلاقى است.
امام صادق علیه السلام در بیان اهمیت و ارزش امانت داری فرموده است:  اِنَّ ضارِبَ عَلِىٍّ علیه السلام بِالسَّیفِ وَ قاتِلَهُ لَوْ ائْتَمَنَى وَ اسْتَنْصَحَنى وَ اسْتَشارَنى ثُمَّ قَبِلْتُ ذلِکَ مِنْهُ لأَدَّیْتُ اِلَیْهِ الأمانَهَ؛ اگر آنکه با شمشیر به على علیه السلام ضربه زد و او را کشت مرا امین خود بداند و از من خیرخواهى و مشورت جوئى نماید و من حاضر به امانت دارى و مشورت او شوم همانا امانت را نسبت به او رعایت خواهم نمود. (کافى، ج ۵، ص ۱۳۳ ح ۵)
۲٫ مــزاح و تبـسم
مزاح و شوخ طبعى از نگاه دین، امرى پسندیده است و شاد کردن مؤمنان ثواب دارد، به شرط آنکه از حدّ متعادل و معقول نگذرد و توهین و تحقیر نداشته باشد. در روایت است که پیامبر(ص) همیشه متبسم بوده و لبخند از لبان مبارکش محو نمی شده است. دیگر پیشوایان دین هم این گونه بودند.
مالک پیشواى فرقه مالکیه اهل سنت مى گوید:  وَ لَقَدْ کُنْتُ أَرى جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ علیهماالسلام وَ کانَ کَثـیَر الدِّعـابَهِ وَ التَبَـسُّمِ؛ من هماره امام صادق علیه السلام را مى دیدم و آن حضرت بسیار اهل مزاح و تبسم بود. (بحارالانوار، ج ۱۷، ص ۳۲ ح ۱۴)
۳٫ تواضع و فروتنی
امام صادق(ع) همانند دیگر معصومان(ع) به سلوک قرآنی اهل تواضع و فروتنی بود. در تواضع ایشان گفته اند که ایشان چـونان بـندگان رفتار می کرد و به حسب و نسب نمی بالید. أَبى خَدیجهَ درباره أَبى عَبْدِاللّهِ امام صادق علیه السلام می گوید: اَنَّـهُ کانَ یَجـْلِسُ جِلْسَـهَ الْعـَبْدِ وَ یَضَعُ یَدَهُ عَلى الاَرْضِ وَ یَاکُلُ بِثَلاثِ أَصابِعَ؛   امام صادق علیه السلام همچون بردگان (با تواضع تمام) مى نشست و دست خویش را بر زمین مى نهاد و با سه انگشت غذا مى خورد.( کافى،ج ۶، ص ۲۹۷ ح ۶)
البته ایشان با مراعات آداب غذاخوری هم خود به سلامت بود و هم به دیگران راه سلامت را می آموخت. امام صادق علیه السلام خود می فرمود: مَا اتَّخَمْتُ قَطُّ وَ ذلِکَ أَنّی لَمْ أبْدَأْ بِطَعامٍ اِلاّ قُلْتُ بِسْمِ اللّهِ وَ لَمْ أَفْرَغْ مِنْ طَعامٍ اِلاّ قُلْتُ أَلْحَمْدُ لِلّهِ؛ هرگز هضم غذا بر من مشکل نشده است، زیرا هیچ گاه شروع به غذا نکردم مگر اینکه «بسم اللّه »گفتم و هیچ گاه از غذا خوردن فارغ نشدم مگر آنکه «الحمد للّه » گفتم. (وسائل الشیعه ج ۱۶ ص ۵۸۶ ح ۷)
رَأَیْتُ أَباعَبْدِاللّهِ علیه السلام یَجْلِسُ فى بَیْتِهِ عِنْدَ بابِ بَیْـتِهِ قِبـالَهَ الـْقِبْـلَهِ؛  امام صادق علیه السلام را مى دیدم که در خانه اش جلوى درِ اتاق رو به قبله مى نشست. (مشکاه الانوار: ۲۰۶) شکی نیست که رو به قبله نشستن مستحب است و توجّه به کعبه در هر حالت، بر معنویت و روحانیّت انسان مى افزاید.
۴٫ بردبـارى و تسـلیم
از منش ایشان باید به صبر و تسلیم اشاره کرد. این که در مصیبت صبور و در برابر مقدرات تسلیم بود. امام کاظم علیه السلام فرموده است: اِنّا اُصِبْنا بِاِسـماعیلَ فَصَبَرنا فَاصْبِرْ کَما صَبَرْنا اِنّا اِذا أَرَدْنا أَمْرا وَ أَرادَ اللّهُ أَمْرا سَلَّمْناهُ لاَمْرِاللّهِ؛   پدرم به من فرمود براى تعزیت و تسلیت گفتن به مفضّل (یکى از یاران حضرت) پیش او بروم و به او بگویم: ما چون با مرگ اسماعیل (فرزند آن حضرت) روبرو شدیم، صبر کردیم. اکنون تو نیز چون ما صبر پیشه کن. ما چون خواهان امرى باشیم و خدا امر دیگرى را بخواهد تسلیم امر خدا مى شویم. (مشکاه الانوار: ۲۸)
باید گفت از موارد آزمون الهى، فوت فرزندان و بستگان است و قرآن از ترس و مرگ و گرسنگى و کاهش ثمرات و تلفات جانى به عنوان بلا و امتحان یاد مى کند (بقره، آیه ۱۵۵) و به کسانى که بر این مصیبت ها صبر و شکیبایى کنند، مژده اجر و پاداش مى دهد. روش رهبران الهى همچون یعقوب، ایّوب، ابراهیم، حضرت رسول، امام حسین علیه السلام و… نشان دهنده صبر آنان در برابر این بلاها و آزمایش هاى الهى است و گویاى مقام «رضا و تسلیم» است و آنان دیگران را هم به این خصلت سفارش مى کردند.
۵٫ زهد نسبت به دنیا
منـزلت دنــیا در نزد ایشان چیزی جز ابزاری برای آخرت نیست. از این رو، نسبت به دنیا زهد می ورزید و تمام تلاش وی آخرت بود. در روایات بسیار، از دنیا به عنوان لاشه و جیفه اى یاد شده که دنیا پرستان همچون سگ هاى ولگرد، براى تصاحب آن با یکدیگر نزاع مى کنند. نگاه آخرت گراى اهل عرفان و ایمان، سبب مى شود که توجه کمترى به دنیا نشان دهند و در حدّ ضرورت و رفع نیاز به آن بنگرند و خود را از وابستگى به آن برهانند. البته اصل دنیا بد و نکوهیده نیست، بلکه دنیا زدگى و اسارتِ دنیا ناپسند و مانع کمال انسان است.
حَفْصِ بْنِ غیاثٍ مى گوید:  قالَ أَبُوعَبْدِاللّهِ علیه السلام: یـا حَفْصُ ما مَنْـزِلَهُ الدُّنـْیا مِنْ نَفـْسى اِلاّ بَمَنْزَلَهِ الْمَیْتَهِ اِذا اضْطَرَرْتُ اِلَیْها أَکَلْتُ مِنها؛ حفص بن غیاث امام صادق علیه السلام فرمود: اى حفص موقعیّت دنیا در نزد من همانند مردارى است که چون ناچار شوم از آن استفاده مى کنم. (وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۳۱۲ ح ۶)

فروشگاه آنلاین سونی

Share

مطالب مشابه

دیدگاهتان را ثبت کنید