شریعت اسلام، بصائر الهی

مکه

بسم الله الرحمن الرحیم

اسلام تنها دین الهی است که از سوی خدا به سوی انسان نازل شده(آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۵) تا در کنار الهام فطری و تکوینی(طه، آیه ۵۰؛ شمس، آیات ۷ و ۸)، انسان را به سوی کمالات هدایت کرده و آنان را برای ابدیت بسازند و راهنمایی کنند. البته این اسلامی که پیامبران از سوی خدا آورده اند، دارای شرایع و مناهج گوناگونی است(مائده، آیه ۴۸؛ شوری، آیه ۱۳)؛ زیرا مقتضیات زمان و مکان در آن تاثیر دارد؛ اما در اصول کلی آن هیچ تاثیری نمی گذارد، بلکه در فروعات تاثیر می گذارد که تغییرات آن متاثر از مقتضیات زمانی و مکانی است.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، اسلام همانند رودی بزرگ بسان دریا است که با ژرفای عمیق آن نمی توان به سادگی و آسانی از آن بهره گرفت، بلکه تنها می توان از جاهایی به سوی آن رفت و از آن بهره گرفت که از آن به شریعه یاد می شود؛ زیرا این مناطق پست تر و پر رفت و آمدتر است و دسترسی به آب رود بزرگ را به آسانی فراهم می آورد.

هم چنین بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، اسلام و شرایع آن به ویژه شریعت قرآنی، به گونه ای سامان یافته است که انسان نسبت به حقایق، بصیرت و بینایی می یابد، و به آسانی می تواند بر پایه معیارها و ملاک های آن، حق را از باطل بازشناسد و گرایش های خویش را سامان بخشد. بنابراین کسی نمی تواند بگوید که ملاک ها و معیارهایی برای تشخیص و گرایش سالم و درست نداشته است؛ چرا که افزون بر ملاک ها و معیارهای باطنی و فطری مبتنی بر الهامات الهی و تکوینی، معیارهای قرآنی موجب می شود تا انسان بتواند حق و باطل را بشناسد و گرایش های خویش را مشخص کند.

از نظر قرآن، هر کسی جز بر اساس این شریعت الهی عمل کند، تابع هواهای نفسانی خواهد بود که او را به سقوط می کشاند: جعلناک علی شریعه من الامر فاتبعها و لاتتبع اهواء الذین لایعلمون؛ ما تو را بر شریعت کامل در امر دین قرار داده ایم. پس از آن شریعت کامل پیروی کن و تابع هواهای کسانی مباش که نمی دانند.(جاثیه، آیه ۱۸)

بر این اساس، پیروی از دین اسلام و شریعت قرآنی به معنای پیروی از علم و پیروی از غیر آن پیروی از غیر علم و ظنون و هواهای نفسانی است.

از نظر قرآن، شریعت قرآنی، به عنوان «بصائر» نه تنها بصیرت و بینایی به توده انسان می بخشد، بلکه موجب هدایت و رحمت است.(جاثیه، آیه ۲۰)

این بصیرت بخشی به توده مردم این امکان را می دهد تا اگر به هر دلیلی الهام فطری او را راهنمایی نکند، بتواند تا از طریق وحی قرآنی، حقیقت را به سادگی بشناسد و در مسیر حق هدایت و رهنمون شود و از رحمت الهی برخوردار گردد. بنابراین، کسی نمی تواند مدعی این معنا شود که نتوانسته حقیقت را از باطل بازشناسد یا گرفتار فتنه و شبهه شده اند؛ زیرا حقایق به شکل مُحکم و تفصیلی بیان شده و هیچ جایی برای بهانه نیست.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان به گونه ای طراحی و ساخته شده که به تمام حقیقت از جمله حقیقت نفس خویش بصیرت دارد به طوری که هیچ امر نهانی و مخفی برای او نیست و هیچ بهانه ای نمی تواند بیاورد که مطلب بر من پوشیده است. بنابراین عذر و بهانه ای از انسان پذیرفته نمی شود.(قیامت، آیات ۱۴ و ۱۵)

دعوت های پیامبر(ص) چون مبتنی بر نورانیت الهی است که به ایشان القا شده، به طور خلقتی دعوت های مبتنی بر بصیرت بخشی و بصیرت افزایی است. از این روست که کل قرآن به عنوان بصائر الهی، معجزاتی است که انسان را هماره به سوی حقیقت رهنمون می کند و هر گونه شبهه ای را برطرف می سازد و به عنوان تبیان هر چیزی(نحل، آیه ۸۹) و تفصیل هر امری(یونس، آیه ۳۷؛ یوسف، آیه ۱۱۱) فاقد هر گونه ابهام است. بنابراین دعوتی که پیامبر(ص) به نام شریعت قرآنی دارد، بصیرت  بخش است و هر کسی از آن پیروی کند به بصیرت دست می یابد.(یوسف، آیه ۱۰۸)

از نظر قرآن همه آموزه های وحیانی قرآن، به عنوان معجزات بصیرت بخش هستند؛ چنان که کتب دیگر آسمانی از جمله معجزات پیامبران دیگر نیز این گونه  بصیرت بخش است؛ و این طور نیست که این معجزه ها چیزی به علم و بصیرت مردم نیافزاید و حقایق را برایشان آشکار و روشن نسازد، بلکه پروردگار جهانیان برای هدایت بشر بر آن  است تا بصیرتی به مردم ببخشد تا بتوانند حق و باطل را از هم بازشناسند و برای دست یابی به مسیر درست از آن بهره گیرند.(اسراء، آیه ۱۰۲)

بر این اساس می بایست گفت که هیچ فرقی میان معجزات پیامبران دیگر با معجزه قرآن نیست؛ زیرا همه آنها بصیرت بخش و هدایت و رحمت الهی است.(قصص، آیه ۴۳؛ جاثیه، آیه ۲۰)

خدا به مردمان می فرماید که بصائری از سوی پروردگار به سوی انسان آمده است و هر کسی از آن بهره گیرد و بینا و بصیر شود، خود را بصیرت بخشیده و از جهل و کوری به بینایی واقعی و حقیقی رسیده است؛ هر کسی از این بصائر بهره نگیرد و از آموزه های وحیانی  قرآن سود نبرد، دچار کوری و نابینایی حقیقی می شود که همان کوردلی است.(اعراف، آیه ۱۰۴)

اهل یقین با بهره گیری از بصائر قرآنی می تواند به هدایت و رحمت الهی برسد و این گونه یقین را جزو مقومات ذاتی خویش قرار دهد به طوری که هیچ شک و شبهه و ریب در او راه نیابد و گمان بد در علم و عمل به او راه پیدا نکند.(جاثیه، آیه ۲۰)

از نظر قرآن همه آموزه های وحیانی پیامبران از این خصوصیت عمومی یعنی بصیرت بخشی، هدایت، رحمت، تفصیل و تبیان هر چیزی و بشارت و انذار برخوردار هستند،(انعام، آیه ۱۵۴؛ اعراف، آیه ۱۴۵؛ اسراء، آیه ۱۲) با این همه، شریعت قرآنی به سبب آن که بدون تحریف در اختیار بشر است، ضمن آن که تصدیق کتب آسمانی و شرایع پیشین است(همان) از این ویژگی برخوردار است که در تمامیت کمالی است و به اسباب گوناگون در حالت اکمال و اتمام است؛ چنان که به سبب ولایت معصومان و حفاظت خاص الهی نسبت به عدم تحریف هم چنان در همان حالت نزولی و انزالی خود است، هر چند که دست تحریفات به ساحت تاویل وارد شده، ولی در ساحت نزول هم چنان قرآن از هر گونه تحریفی در امان مانده است.(مائده، آیه ۳؛ حجر، آیه ۹) خدا به صراحت در باره صیانت قرآن می فرماید: انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون؛ ما به تحقیق ذکر را نازل کرده و ما به  راستی که از آن حفاظت می کنیم.(حجر، آیه ۹)

آیات قرآنی بلکه همه آموزه های وحیانی اسلام در تمامی شرایع چنان در بیان حقیقت روشن و بینه هستند که کسی نمی تواند درباره معیار سنجش بودن آن شک و تشکیک کند ، مگر آن که آن گرفتار بغی و تجاوزگری باشد و اصولا دوست نداشته باشد تا از آموزه های شریعت قرآنی و بینات آن پیروی کند.(جاثیه، آیه ۱۶ تا ۲۰)