اصول جهانی اسلام

بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند در آیات قرآنی بر فطری بودن آموزه های اسلام تاکید دارد و از جمله در این باره می فرماید: فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَهَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ؛ پس روى خود را با گرایش تمام به حقّ، به سوى این دین کن، با همان سرشتى که خدا مردم را بر آن سرشته است. آفرینش خداى تغییرپذیر نیست. این است همان دین پایدار، ولى بیشتر مردم نمى‏دانند.(روم، آیه ۳۰)
فطری بودن آموزه های وحیانی اسلام بدین معنا است که هر کسی در هر جای جغرافیای زمانی و مکانی جهان با آموزه های اسلامی آشنا شود آن را می پذیرد.
از مهم ترین مطالبی که این آیه بیان می کند امور زیر است:
۱. حق گرایی رهبران دینی : هر کسی که مسئولیت رهبری دینی را به عهده گرفته باید حق گرا باشد: اقم وجهک للدّین؛
۲. ارشاد دیگران: رهبر دینى‏ جامعه، باید پس تثبیت حقّ گرایى‏ کامل خود ، به ارشاد دیگران بپردازد: اقم وجهک للدّین؛
۳. حق گرایی طبیعی انسان: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان ذاتاً طرفدار حقّ و حق گرا است: للدین حنیفاً فطرت الله التى‏ فطر الناس علیها؛
۴. دین گرایی طبیعی انسان: نهاد انسانی ، با دین گرایی سرشته شده و انسان ها به طور طبیعی دین گرا هستند: للدین حنیفاً فطرت الله التى‏ فطر الناس علیها؛
۵. دانایی و گرایش ذاتی انسان: بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، انسان بر خلاف تصوّر گروهى‏ که مى‏گویند: انسان مثل ظرفى‏ خالى‏ است که با آداب و رسوم و افکار حقّ یا باطل پر مى‏شود و نظام‏هاى‏ سیاسى‏ و اقتصادى‏ و اجتماعى‏ به او رنگ مى‏دهند، خداوند می فرماید انسان از دارایی هایی دارد که همانند سیستم عامل رایانه عمل می کند و همین نظام باطنی است که اجازه می دهد تا نرم افزارهای دیگری در آن قرار گیرد و امکان شناخت و گرایش پیدا کند. شناخت حقّ و حقّگرایى‏ را از اموری است که در انسان به ودیعت گذاشته است. این مطلب در این آیه و نیز آیات ۷ تا ۱۰ سوره شمس بیان شده است: فطرت الله…
۶. اقامه مکمل فطری بودن: از آیه به دست می آید که ممکن است امری فطری باشد، ولی هرگز به معنای بی نیازی از تلاش مربیان یا کسانی نیست که باید آن امر فطری را اجرایی کرده و بر پا دارند. پس معناى‏ فطرى‏ بودن دین، بى‏ نیازى‏ از تلاش در راه اقامه‏ى آن نیست: اقم…فطرت الله؛
۷. امکان انحراف از فطرت: از این آیه هم چنین به دست می آید انحراف در فطرت محتمل است و ممکن است به عنوان یک عارضه بر آدمی تحمیل شود؛ زیرا گرایش به دین حقّ، در نهاد هر انسانى‏ نهفته است ولی امکان انحراف از آن بر اساس تربیت مربیان و تاثیر محیط و جامعه و مانند آن وجود دارد، چنان که این آیه و نیز آیات دیگر از جمله آیات سوره شمس، و آیه ۱۱ سوره رعد و ۲۷ سوره نوح و بسیاری دیگر بر آن تاکید دارد: فطر الناس علیها؛
۸. پایداری دین فطری: دین فطری، ثابت و پایدار است و اگر حتی دفن و دسیسه شود باز به عنوان یک سنت الهی باقی و برقرار است؛ زیرا سنت های الهی تبدیل نمی شوند هر چند که دفن و دسیسه شده و مهر و مختوم و مطبوع می شوند، چنان که آیات سوره شمس و آیات دیگر بر آن دلالت دارد: فطرالناس علیها… ذلک الدین القیّم؛
۹. هماهنگی تکوین و تشریع: بر اساس آموزه های وحیانی، تکوین و تشریع با یکدیگر هماهنگ است؛ یعنی میان فطرت انسان و دین فطری هماهنگی و سازگاری است: فطرالناس علیها… ذلک الدین القیّم؛
۱۰. دینداری حرکت فطری بشر: از این آیه هم چنین به دست می آید حرکت در مسیر دین، همان حرکت در مسیر فطرت است: فاقم…. فطرت الله؛
۱۱. ثبات امور فطری:  چنان که گفته شد امور فطرى‏ انسان دفن و دسیسه مى‏شود(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ بقره، آیات ۸ تا ۱۲ و آیات دیگر)، امّا به کلّى‏ محو نمى‏شود؛ زیرا تبدیلی در آن راه نمی یابد: لا تبدیل لخلق الله؛
۱۲. ثابت و متغیر: بر اساس آموزه های وحیانی قرآن و هم چنین آیه مورد نظر امور هستی به دسته ثابت و متغیر تقسیم می شود. از جمله امور ثابتی که تغییر نمی کند گرایش‏هاى‏ حقّ طلبانه‏اى‏ است که در درون انسان نهفته شده است. این امور ثابت با تغییر مکان و زمان عوض نمى‏شود: لا تبدیل لخلق الله؛
۱۳. تبدیل در غیر فطری: مفهوم مخالف آیه این است که امور غیر فطری تبدیل می یابد و تغییر می کند. پس هر گونه گرایش سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، نژادى‏ و اقلیمى‏که در درون انسان سرچشمه‏اى‏ نداشته باشد، متغییر بوده و پایدار نیست: ذلک الدین القیّم؛
۱۴. پایداری اسلام: اسلام تنها دین الهی از آدم(ع) تا خاتم(ص) است که دارای شرایع و مناهج گوناگونی بر اساس مقتضیات و شرایط زمکانی است. این دین پایدار است. از این روست که در این آیه بیان می شود اسلام به این معنا گفته شده، تنها دین پایدار است: ذلک الدین القیّم.
خداوند در آیات قرآنی از جمله آیه ۲۵ سوره حدید می فرماید فلسفه بعثت و هدف ماموریت پیامبران و نزول کتب آسمانی، آگاهی مردم نسبت به حقوق خود و آمادگی برای قیام جهت مطالبه گری نسبت به این حقوق در سایه رهبری پیامبران است. در حقیقت اسلام برای این است تا مردم حقوق خود را بشناسند و برای آن قیام کنند. از این روست که بر ناس یعنی مردم تاکید می شود تا بدون توجه به جنسیت و مذهب و دین و مانند آن باشد. از این رو، باید گفت هر چه اسلام از آدم(ع) تا خاتم(ص) بیان کرده چیزی جز حقوق بشر نیست که بر اساس آیه ۳۰ سوره روم مطابق فطرت انسان است. خداوند می فرماید: لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَیْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزِیزٌ؛ به راستى [ما] پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنها کتاب و ترازو را فرود آوردیم تا مردم به عدالت قسطی برخیزند، و آهن را که در آن براى مردم خطرى سخت و سودهایى است، پدید آوردیم، تا خدا معلوم بدارد چه کسى در نهان، او و پیامبرانش را یارى مى‏کند. آرى، خدا نیرومند شکست ناپذیر است.(حدید، آیه ۲۵)
نکاتی در این آیه بیان شده که عبارتند از:
۱. مراد از «البیّنات»، معجزاتِ روشنگر است که حجّت را بر مردم تمام مى‏کند و مراد از «الکتاب»، وحى آسمانى است که باید مکتوب شود و کتاب گردد؛
۲. مراد از «میزان»، یا همین ترازوى مورد استفاده در داد و ستدهاست که نماد قسط و عدالت است و یا قوانین شریعت که معیار سنجش حق از باطل است و یا عقلِ بشر، که میزان شناخت نیک از بد است؛
۳. مراد از انزال آهن در «انزلنا الحدید»، شبیه انزال چهارپایان در «انزل لکم من الانعام ثمانیه ازواج» است؛ زیرا بر اساس آیه‏ى «و ان من شى‏ء الاّ عندنا خزائنه و ما ننزّله الاّ بقدر معلوم»، منشأ وجودى هر چیز نزد خداوند است و او هر موجودى راس از تعیین حدود وجودیش، به این عالم مى‏آورد، که این خود نوعى نزول است؛
۴. مراد از «ینصره… بالغیب» آن است که خداى نادیده و رسولان او را بى آنکه دیده باشند یارى کنند و روشن است که مراد از یارى خدا، یارى دین اوست که توسط رسولان به مردم ابلاغ شده است.
۵. بهره‏گیرى از آهن، بارها در قرآن مطرح شده است. ذوالقرنین براى ساختن سد معروف خود، از مردم، آهن تقاضا کرد. نرم شدن آهن در دست حضرت داود، یکى از نعمت‏هاى ویژه خداوند به اوست «النّا له الحدید» در این آیه نیز براى آهن کلمه منافع به کار رفته است، دریامت نیز برخى ابزار عذاب مجرمان از آهن است. «و لهم مقامع من حدید»؛
۶. جامعه به سه قوه نیاز دارد: الف: مقنّنه : «الکتاب»؛ ب: قضائیّه : «المیزان لیقوم الناس بالقسط»؛ ج: مجریّه:  «انزلنا الحدید فیه بأس شدید»؛
۷.  به هر کس در مدیریّت مسئولیّت مى‏دهیم باید ابزار کار او را در اختیارش قرار دهیم. «ارسلنا رسلنا بالبینات و… الکتاب و المیزان»؛
۸. در مدیریّت صحیح، راهنمایى از مدیر، و عمل از مردم است. «ارسلنا… الکتاب و المیزان… لیقوم الناس بالقسط»؛
۹. عدالت واقعى در سایه قانون و رهبر الهى است. «رسلنا… الکتاب… لیقوم الناس بالقسط»؛
۱۰.  فلسفه نبوّت، ایجاد عدالت قسطی است. «ارسلنا رسلنا… لیقوم الناس بالقسط»؛
۱۱.  بعد از اتمام حجّت از طرف خداوند، مسئولیّت با مردم است که براى عمل و اجرا بپاخیزند. «ارسلنا… انزلنا… لیقوم الناس بالقسط»؛
۱۲. عدالت قسطی در تمام ابعاد مطلوب است؛ زیرا «بالقسط» مطلق آمده که شامل همه چیز مى‏شود. «لیقوم الناس بالقسط»؛
۱۳.  تمام انبیا، یک هدف دارند: «ارسلنا رسلنا… لیقوم الناس بالقسط»؛
۱۴. مردم باید حکومت و تشکیلات داشته باشند تا بتوانند براى قسط بپاخیزند و جلو طغیانگران را بگیرند. «لیقوم الناس بالقسط»؛
۱۵.  در نظام الهى، مردم بر سرنوشت خود حاکم هستند. «لیقوم الناس بالقسط»؛
۱۶.  تأمین عدالت، به مشارک عمومى نیاز دارد. «لیقوم الناس بالقسط»؛
۱۷.  اول کار فرهنگى و تربیتى، بعد اعمال قدرت و تنبیه. «انزلنا… الکتاب و المیزان… و انزلنا الحدید»؛
۱۸.  با موانع گسترش عدالت، باید برخورد شدید کرد. «لیقوم الناس بالقسط و انزلنا الحدید فیه بأس شدید»؛
۱۹.  پذیرش دعوت انبیا در حقیقت نصرت خداست. «و لیعلم اللّه من ینصره»؛
۲۰.  حمایت از دین و اولیاى خدا، زمانى ارزش دارد که به دور از هر ریا و خودنمایى، بلکه از باطن دل و طیب نفس باشد. «من ینصره و رسله بالغیب»؛
۲۱.  گمان نکنیم خداوند به نصرت ما محتاج است. «لیعلم اللّه من ینصره… انّ اللّه قوى عزیز».
حقوق بشر
انسان به عنوان انسان حقوقی دارد که در آیات و روایات بیان شده است. این حقوق بی توجه به دین و مذهب و صرفا به سبب عنوان بشر و انسان برای آنان ثابت است. این همان بخشی است که همگان به عنوان بشر از آن برخوردار بوده و کسی نمی تواند آن را از وی سلب کند. اگر در آیه ۲۵ سوره حدید از قیام مردم برای عدالت قسطی سخن آمده باید پس از شناخت این حقوق و مطالبه گری بر اساس آن باشد.
از نظر قرآن:
۱. تجاوز به حق ارث انسانهاى دیگر، ناروا و نکوهیده است: وتَأکُلونَ التُّراثَ اَکلاً لَمّا؛ و میراث [ضعیفان‏] را چپاولگرانه و یکجا مى‏خورید(فجر‌، آیه ‌۱۹)؛ زیرا «لَمّا» مصدر «لَمَمتُ» است و لَمَمتُ یعنى ضمیمه ساختم. (المصباح، ج‌۱‌-‌۲، ص‌۵۵۹، «اللّمم») و مقصود از آن خوردن سهم خود و سهم دیگران است که از نظر قرآن نکوهیده و ناروا است. (المیزان، ج‌۲۰، ص‌۲۸۳)
۲. تجاوز به حقوق و مزایاى انسانهاى دیگر، از موارد فسادگرى است: قَد عَلِمَ کُلُّ اُناس مَشرَبَهُم کُلوا واشرَبوا مِن رِزقِ اللّهِ ولا‌تَعثَوا فِى الاَرضِ مُفسِدین؛ هر قبیله‏اى آبشخور خود را مى‏دانست. [و گفتیم:] «از روزى خدا بخورید و بیاشامید، و [لى‏] در زمین سر به فساد برمدارید.» ‌(بقره‌، آیه ‌۶۰)؛ زیرا «عثو» مصدر «لاتعثوا» به معناى فسادگرى است. (مفردات، ص‌۵۴۶، «عثى»)
۳. تضییع حقوق انسانها، پیامد نژادپرستى است: ومِنهُم مَن‌اِن تَأمَنهُ بِدینار لایُؤَدِّهِ اِلَیکَ… ذلِکَ بِاَنَّهُم قالوا لَیسَ عَلَینا فى الاُمِّیِّینَ سَبیلٌ؛ و از اهل کتاب، کسى است که اگر او را بر مال فراوانى امین شمرى، آن را به تو برگرداند و از آنان کسى است که اگر او را بر دینارى امین شمرى، آن را به تو نمى‏پردازد، مگر آنکه دایماً بر [سرِ] وى به پا ایستى. این بدان سبب است که آنان [به پندار خود] گفتند: «در مورد کسانى که کتاب آسمانى ندارند، بر زیان ما راهى نیست.» و بر خدا دروغ مى‏بندند با اینکه خودشان [هم‏] مى‏دانند.(آل‌عمران‌، آیه ‌۷۵)
۴. تجاوزگران به حقوق انسانها، سزاوار پیگرد و مجازات است: إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَى الَّذِینَ یَظْلِمُونَ النَّاسَ وَیَبْغُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ أُوْلَئِکَ لَهُم عَذَابٌ أَلِیمٌ ؛ راه [نکوهش‏] تنها بر کسانى است که به مردم ستم مى‏کنند، و در [روى‏] زمین به ناحق سر برمى‏دارند. آنان عذابى دردناک [در پیش‏] خواهند داشت. (شورى‌، آیه ‌۴۲)
۵. تساوی حقوق از مسلمات و برابرى تمام انسانها، در حقوق انسانى و اولیّه ثابت است: یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ ؛ اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفریدیم، و شما را ملّت ملّت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایى متقابل حاصل کنید. در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. بى‏تردید، خداوند داناى آگاه است.(حجرات‌(۴۹)‌۱۳)
۶. انسانها چه زنان و چه مردان داراى حق مساوى، در کسب و کار و مالکیّت هستند: لِّلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبْنَ ؛ براى مردان از آنچه [به اختیار] کسب کرده‏اند بهره‏اى است، و براى زنان [نیز] از آنچه [به اختیار] کسب کرده‏اند بهره‏اى است. (نساء‌(۴)‌۳۲)
۷. انسانها در حقوق اجتماعى از تساوى برخوردارند: تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَهُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَهُ لِلْمُتَّقِینَ؛ آن سراى آخرت را براى کسانى قرار مى‏دهیم که در زمین خواستار برترى و فساد نیستند، و فرجام [خوش‏] از آنِ پرهیزگاران است. (قصص‌(۲۸)‌۸۳)؛ زیرا از آیه استفاده مى‌شود کسى در زمین حق برترى‌جویى ندارد، بنابراین انسانها در حقوق اجتماعى برابر و مساوى‌اند.
۸. مراعات عدالت در قضاوت، از حقوق تمامى انسانها است: إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُم بَیْنَ النَّاسِ أَن تَحْکُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُم بِهِ إِنَّ اللّهَ کَانَ سَمِیعًا بَصِیرًا ؛ خدا به شما فرمان مى‏دهد که سپرده‏ها را به صاحبان آنها ردّ کنید و چون میان مردم داورى مى‏کنید، به عدالت داورى کنید. در حقیقت، نیکو چیزى است که خدا شما را به آن پند مى‏دهد. خدا شنواى بیناست. (نساء‌(۴)‌۵۸)
۹. انسانها، داراى حقوق برابر، در برخوردارى از حق حیات و زندگى هستند: … مَن قَتَلَ نَفسـًا بِغَیرِ نَفس اَو فَساد فِى الاَرضِ فَکَاَنَّما قَتَلَ النّاسَ جَمیعـًا ومَن اَحیاها فَکَاَنَّما اَحیَا النّاسَ جَمیعـًا…‌.[۴] مائده‌(۵)‌۳۲
۱۰. حقوق همه انسانها، نسبت به یکدیگر محترم است و کسی حق ندارد آن را تضییع نماید: اِنَّمَا السَّبیلُ عَلَى الَّذینَ یَظلِمونَ النّاسَ ویَبغونَ فِى الاَرضِ بِغَیرِ الحَقِّ…‌. شورى‌(۴۲)‌۴۲
۱۱. حاکمان و قاضیان، در حفظ حقوق انسانها در جامعه نقش اساسی و به سزایی دارند و باید به این مسئولیت خویش عمل نمایند: ولا تَأکُلوا اَمولَکُم بَینَکُم بِالبـطِـلِ وتُدلوا بِها اِلَى الحُکّامِ لِتَأکُلوا فَریقـًا مِن اَمولِ النّاسِ… واَنتُم تَعلَمون. بقره‌(۲)‌۱۸۸
۱۲. احکام شرعى اسلام در حقیقت، تعیین‌کننده حدود حقوق انسانها است: اُحِلَّ لَکُم لَیلَهَ الصِّیامِ الرَّفَثُ اِلى نِسائِکُم هُنَّ لِباسٌ لَکُم واَنتُم لِباسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللّهُ اَنَّکُم کُنتُم تَختانونَ اَنفُسَکُم فَتابَ عَلَیکُم وعَفا عَنکُم فالــنَ بـشِروهُنَّ وابتَغوا ما کَتَبَ اللّهُ لَکُم وکُلوا واشرَبوا حَتّى یَتَبَیَّنَ لَکُمُ الخَیطُ الاَبیَضُ مِنَ الخَیطِ الاَسوَدِ مِنَ الفَجرِ ثُمَّ اَتِمّوا الصِّیامَ اِلَى الَّیلِ ولا تُبـشِروهُنَّ واَنتُم عـکِفونَ فِى المَسـجِدِ تِلکَ حُدودُ اللّهِ فَلا تَقرَبوها…‌.بقره‌(۲)‌۱۸۷ الطَّـلـقُ مَرَّتانِ فَاِمسَاکٌ بِمَعروف اَو تَسریحٌ بِاِحسـن ولا‌یَحِلُّ لَکُم اَن تَأخُذوا مِمّا ءاتَیتُموهُنَّ شَیــًا اِلاّ اَن یَخافا اَلاَّ یُقیما حُدودَ اللّهِ فَاِن خِفتُم اَلاَّ یُقیما حُدودَ اللّهِ فَلا جُناحَ عَلَیهِما فیمَا افتَدَت بِهِ تِلکَ حُدودُ اللّهِ فَلا تَعتَدوها…‌. بقره‌(۲)‌۲۲۹ …فَاِن طَـلَّقَها فَلا جُنَاحَ عَلَیهِما اَن یَتَراجَعا اِن ظَنّا اَن یُقیما حُدودَ اللّهِ وتِلکَ حُدودُ اللّهِ یُبَیِّنُها لِقَوم یَعلَمون. بقره‌(۲)‌۲۳۰
۱۳. دفاع از حقوق انسان لازم است و قیام مداوم، علیه تضییع‌کنندگان حقوق انسانها، راهى براى دفاع از آن به شمار می رود: …ومِنهُم مَن‌اِن تَأمَنهُ بِدینار لایُؤَدِّهِ اِلَیکَ اِلاّ مادُمتَ عَلَیهِ قائِمـًا…‌. آل‌عمران‌(۳)‌۷۵
۱۴. اعتقاد به حسابرسى دقیق خداوند، پشتوانه رعایت حقوق انسانها از سوی مردم است: …فَاِذا دَفَعتُم اِلَیهِم اَمولَهُم فَاَشهِدوا عَلَیهِم وکَفى بِاللّهِ حَسیبا. نساء‌(۴)‌۶
۱۵. تحریک عواطف، از روشهاى قرآن براى ترغیب به رعایت حقوق انسانهاى دیگر است: ولیَخشَ الَّذینَ لَو تَرَکوا مِن خَلفِهِم ذُرِّیَّهً ضِعـفـًا خافوا عَلَیهِم…‌. نساء‌(۴)‌۹
۱۶. رعایت حقوق انسانهاى دیگر، وظیفه نیکوکاران است: لاَّ جُناحَ عَلَیکُم اِن طَـلَّقتُمُ النِّساءَ… ومَتِّعوهُنَّ… مَتـعـًا بِالمَعروفِ حَقـًّا عَلَى المُحسِنین. بقره‌(۲)‌۲۳۶
۱۷. تقوا و ترس از خدا، زمینه رعایت حقوق انسانهاى دیگر از سوی مردم است: …واِن اَرَدتُّم اَن تَستَرضِعوا اَولـدَکُم فَلا جُناحَ عَلَیکُم اِذَا سَلَّمتُم ما ءَاتَیتُم بِالمَعروفِ واتَّقوا اللّهَ…‌. بقره‌(۲)‌۲۳۳ ولِلمُطَـلَّقـتِ مَتـعٌ بِالمَعروفِ حَقًّا عَلَى المُتَّقین. بقره‌(۲)‌۲۴۱  یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنُوا اِذا تَدایَنتُم بِدَین اِلى اَجَل مُّسَمًّى فَاکتُبوهُ ولیَکتُب بَینَکُم کاتِبٌ بِالعَدلِ ولا‌یَأبَ کاتِبٌ اَن یَکتُبَ کَما عَلَّمَهُ اللّهُ فَلیَکتُب ولیُملِلِ الَّذى عَلَیهِ الحَقُّ ولیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ ولا‌یَبخَس مِنهُ شَیــًا فَاِن کَانَ الَّذى عَلَیهِ الحَقُّ سَفیهـًا اَوضَعیفـًا اَو لایَستَطیعُ اَن یُمِلَّ هُوَ فَلیُملِل ولِیُّهُ بِالعَدلِ واستَشهِدوا شَهیدَینِ مِن رِجالِکُم فَاِن لَم یَکونا رَجُلَینِ فَرَجُلٌ وامرَاَتانِ مِمَّن تَرضَونَ مِنَ الشُّهَداءِ اَن تَضِلَّ اِحدهُما فَتُذَکِّرَ اِحدهُمَا الاُخرى ولا‌یَأبَ الشُّهَداءُ اِذا ما دُعوا ولا‌تَسـَموا اَن تَکتُبوهُ صَغیرًا اَو کَبیرًا اِلى اَجَلِهِ ذلِکُم‌اَقسَطُ عِندَ اللّهِ واَقوَمُ لِلشَّهـدَهِ واَدنى اَلاَّ تَرتابوا اِلاّ اَن تَکونَ تِجـرَهً حاضِرَهً تُدیرونَها بَینَکُم فَلَیسَ عَلَیکُم جُناحٌ اَلاَّ تَکتُبوها واَشهِدُوا اِذا تَبایَعتُم ولا یُضارَّ کاتِبٌ ولا شَهیدٌ واِن تَفعَلوا فَاِنَّهُ فُسوقٌ بِکُم واتَّقوا اللّهَ ویُعَلِّمُکُمُ اللّهُ واللّهُ بِکُلِّ شَىء عَلیم.بقره‌(۲)‌۲۸۲
۱۸. توجّه به کیفر الهى، زمینه‌ساز رعایت حقوق انسانها است: ولیَخشَ الَّذینَ لَو تَرَکوا مِن خَلفِهِم ذُرِّیَّهً ضِعـفـًا خافوا عَلَیهِم فَلیَتَّقوا اللّهَ…‌. نساء‌(۴)‌۹
۱۹. مراعات حقوق انسانها در امر قضاوت لازم و ضروری است: …واِذَا حَکَمتُم بَینَ النّاسِ اَن تَحکُموا بِالعَدلِ…‌.نساء‌(۴)‌۵۸
۲۰. احترام به حقوق انسانها، حتى دشمنان کینه‌توز لازم و ضروری است: …ولا یَجرِمَنَّکُم شَنَـانُ قَوم اَن صَدّوکُم… اَن تَعتَدوا وتَعاونوا عَلَى البِرِّ والتَّقوى ولا‌تَعاونوا عَلَى الاِثمِ والعُدونِ…‌. مائده‌(۵)‌۲
۲۱. رعایت حقوق پدر و مادر، از ناحیه فرزندان لازم است: …وبِالولِدَینِ اِحسانـًا…‌. بقره‌(۲)‌۸۳ …وبِالولِدَینِ اِحسـنـًا…‌. نساء‌(۴)‌۳۶ وقَضى رَبُّکَ… وبِالولِدَینِ اِحسـنـًا… فَلاتَقُل لَهُما اُفّ ولا‌تَنهَرهُما وقُل لَهُما قَولاً کَریمـا * واخفِض لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحمَهِ وقُل رَبِّ ارحَمهُما کَما رَبَّیانى صَغیرا. اسراء‌(۱۷)‌۲۳‌و‌۲۴ …اَنِ اشکُر لى ولِولِدَیکَ…‌. لقمان‌(۳۱)‌۱۴
اصول جهانی اسلام و حقوق انسان از نظر قرآن
اکنون با توجه به گرایش فطری آموزه های اسلامی، برخی از مهم ترین حقوق طبیعی و فطری بشر بیان می شود که مورد تاکید آموزه های وحیانی قرآن قرار گرفته است:
۱. کرامت آدمی:  قرآن می فرماید: وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً؛ و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم، و آنان را در خشکى و دریا بر مرکبها برنشاندیم، و از چیزهاى پاکیزه به ایشان روزى دادیم، و آنها را بر بسیارى از آفریده‏هاى خود برترى آشکار دادیم.(اسراء، آیه ۷۰)
۲. فضلیت آدمی: قرآن می فرماید: وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَى کَثِیرٍ مِّمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلاً؛ و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم، و آنان را در خشکى و دریا بر مرکبها برنشاندیم، و از چیزهاى پاکیزه به ایشان روزى دادیم، و آنها را بر بسیارى از آفریده‏هاى خود برترى آشکار دادیم.(اسراء، آیه ۷۰)
۳. نیکوترین آفریده: قرآن می فرماید: لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ؛ که هر آینه ما آدمى را در نیکوترین نگاشت- صورت و ترکیب و اعتدالى که بتواند به پایه‏هاى بلند دست یابد- بیافریدیم.(تین، آیه ۴)
۴. تساوی انسان ها: یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَهٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً کَثِیرًا وَنِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیبًا؛ اى مردم، از پروردگارتان که شما را از «نفس واحدى» آفرید و جفتش را [نیز] از او آفرید، و از آن دو، مردان و زنان بسیارى پراکنده کرد، پروا دارید و از خدایى که به [نامِ‏] او از همدیگر درخواست مى‏کنید پروا نمایید و زنهار از خویشاوندان مَبُرید، که خدا همواره بر شما نگهبان است. (نساء، آیه ۱) و نیز می فرماید: یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ؛ اى مردم، ما شما را از مرد و زنى آفریدیم، و شما را ملّت ملّت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایى متقابل حاصل کنید. در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. بى‏تردید، خداوند داناى آگاه است.(حجرات، آیه ۱۳)
۵. استفاده از طبیعت: الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الأَرْضَ فِرَاشاً وَالسَّمَاء بِنَاء وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَاتِ رِزْقاً لَّکُمْ فَلاَ تَجْعَلُواْ لِلّهِ أَندَاداً وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ؛ همان [خدایى‏] که زمین را براى شما فرشى [گسترده‏]، و آسمان را بنایى [افراشته‏] قرار داد و از آسمان آبى فرود آورد و بدان از میوه‏ها رزقى براى شما بیرون آورد پس براى خدا همتایانى قرار ندهید، در حالى که خود مى‏دانید.(بقره، آیه ۲۲) و نیز می فرماید: هُوَ الَّذِی أَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء لَّکُم مِّنْهُ شَرَابٌ وَمِنْهُ شَجَرٌ فِیهِ تُسِیمُونَ؛ اوست کسى که از آسمان، آبى فرود آورد که [آب‏] آشامیدنى شما از آن است، و روییدنى [هایى‏] که [رمه‏هاى خود را] در آن مى‏چرانید [نیز] از آن است. (نحل، آیه ۱۰) و هم چنین نگاه کنید: بقره، آیه ۲۹؛ اعراف، آیات ۱۰ و ۳۲؛ ابراهیم، آیات ۳۲ و ۳۳؛ نحل، آیات ۱۰ تا ۱۴؛ حج، آیه ۶۵؛ نازعات، آیات ۲۸ تا ۳۳؛ عبس، آیات ۲۴ تا ۳۲)
۶. آزادی: همه انسانها، از حق آزادى اندیشه و نیز آزادی عقیده برخوردار هستند: قُل اِنَّما اَعِظُکُم بِوحِدَه اَن تَقوموا لِلّهِ مَثنى وفُردى ثُمَّ تَتَفَکَّروا…‌. سبأ‌(۳۴)‌۴۶ ؛ فَبَشِّر عِباد * اَلَّذینَ یَستَمِعونَ القَولَ فَیَتَّبِعونَ اَحسَنَهُ اُولـئِکَ الَّذینَ هَدهُمُ اللّهُ واُولـئِکَ هُم اولوا الاَلبـب. زمر‌(۳۹)‌۱۷‌و‌۱۸؛ اِنَّ فى ذلِکَ لاَیـت لِقَوم یَتَفَکَّرون.زمر‌(۳۹)‌۴۲؛ لا اِکراهَ فِى الدِّینِ قَد تَبَیَّنَ الرُّشدُ مِنَ الغَىِّ…‌.بقره‌(۲)‌۲۵۶؛ اِنّا هَدَینـهُ السَّبیلَ اِمّا شاکِرًا واِمّا کَفورا.انسان‌(۷۶)‌۳؛ لَکُم دینُکُم ولِىَ دین. کافرون‌(۱۰۹)‌۶.
۷. غذا و تغذیه: امنیت غذایی برای همه انسان ها: أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُم مَّا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَهً وَبَاطِنَهً وَمِنَ النَّاسِ مَن یُجَادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا کِتَابٍ مُّنِیرٍ ؛ آیا ندانسته‏اید که خدا آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است، مسخّر شما ساخته و نعمتهاى ظاهر و باطن خود را بر شما تمام کرده است؟ و برخى از مردم در باره خدا بى [آنکه‏] دانش و رهنمود و کتابى روشن [داشته باشند] به مجادله برمى‏خیزند. (لقمان، آیه ۲۰) وَلَا یَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْکِینِ؛ و به اطعام مسکین تشویق نمى‏کرد.(الحاقه، آیه۳۴؛ ماعون، آیه ۳)
۸. ازدواج: وَاللّهُ جَعَلَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا؛ و خدا براى شما از خودتان همسرانى قرار داد.(نحل، آیه ۷۲) و نیز می فرماید:  وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّهً وَرَحْمَهً إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ و از نشانه‏هاى او اینکه از [نوع‏] خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام گیرید، و میانتان دوستى و رحمت نهاد. آرى، در این [نعمت‏] براى مردمى که مى‏اندیشند قطعاً نشانه‏هایى است.(روم، آیه ۲۱؛ و نیز شوری، آیه ۱۱ و آیات دیگر)
۹. انتخاب همسر: وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْیَتَامَى فَانکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَهً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَلِکَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ؛ و اگر در اجراى عدالت میان دختران یتیم بیمناکید، هر چه از زنان [دیگر] که شما را پسند افتاد، دو دو، سه سه، چهار چهار، به زنى گیرید. پس اگر بیم دارید که به عدالت رفتار نکنید، به یک [زنِ آزاد] یا به آنچه [از کنیزان‏] مالک شده‏اید [اکتفاء کنید]. این [خوددارى‏] نزدیکتر است تا به ستم گرایید [و بیهوده عیال‏وار گردید].(نساء، آیه ۳)
۱۰. ازدواج مجدد زن و مرد: وَالَّذِینَ یُتَوَفَّوْنَ مِنکُمْ وَیَذَرُونَ أَزْوَاجًا یَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَهَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا فَعَلْنَ فِی أَنفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ؛ و از شما کسانى که بمیرند و زنانى باز گذارند، این زنان باید چهار ماه و ده روز درنگ کنند- عده بدارند- و چون به پایان عده خویش رسیدند در کار شایسته و پسندیده‏اى که در باره خویشتن کنند- ازدواج با همسر دلخواه- گناهى بر شما نیست و خداوند به آنچه مى‏کنید آگاه است.(بقره، آیه ۲۳۴؛ و نیز آیات ۲۸۲ تا ۲۳۳)
۱۱. حضانت کودک: وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَیْنِ کَامِلَیْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن یُتِمَّ الرَّضَاعَهَ وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَکِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُکَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَالِدَهٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِکَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالاً عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُواْ أَوْلاَدَکُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّآ آتَیْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ؛ مادرانی که می خواهند شیر دادن را به فرزندان خود کامل سازند ، دو سال ، تمام شیرشان بدهند خوراک و لباس آنان ، به وجهی نیکو ، بر عهده صاحب فرزند است و هیچ کس بیش از قدرتش مکلف نمی شود نباید هیچ مادری به خاطر فرزندش زیانی ببیند و هیچ پدری به خاطر فرزندش و قیم نیز چنین بر عهده دارد و اگر پدر و مادر بخواهند با رضایت و مشاورت یکدیگر فرزندشان را از شیر بازگیرند مرتکب گناهی نشده اند و هر گاه بخواهید کسی دیگر را به شیر دادن فرزندتان برگمارید ، اگر مزدی نیکو و در خورش بپردازید گناهی نیست از خدا بترسید و بدانید که او به کاری که می کنید بصیرو بیناست.(بقره، آیه ۲۳۳؛ و نیز نگاه کنید: طلاق، آیه ۶)
۱۲. حق آوارگان: آوارگان از دو حق برخوردارند: الف: حق دفاع و مقابله به مثل؛ ب : حق استفاده از انفال و حمایت مالی از منابع عمومی: وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَأَخْرِجُوهُم مِّنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ وَالْفِتْنَهُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ وَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ عِندَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ حَتَّى یُقَاتِلُوکُمْ فِیهِ فَإِن قَاتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ کَذَلِکَ جَزَاء الْکَافِرِینَ؛ و هر کجا بر ایشان دست یافتید آنان را بکشید، و همان گونه که شما را بیرون راندند، آنان را بیرون برانید، [چرا که‏] فتنه [شرک‏] از قتل بدتر است، [با این همه‏] در کنار مسجد الحرام با آنان جنگ مکنید، مگر آنکه با شما در آن جا به جنگ درآیند، پس اگر با شما جنگیدند، آنان را بکشید، که کیفر کافران چنین است. (بقره، آیه ۱۹۱) وَمَا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَمَا أَوْجَفْتُمْ عَلَیْهِ مِنْ خَیْلٍ وَلَا رِکَابٍ وَلَکِنَّ اللَّهَ یُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلَى مَن یَشَاء وَاللَّهُ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ. مَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ کَیْ لَا یَکُونَ دُولَهً بَیْنَ الْأَغْنِیَاء مِنکُمْ وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ؛ و آنچه را خدا از آنان به رسم غنیمت عاید پیامبر خود گردانید، [شما براى تصاحب آن‏] اسب یا شترى بر آن نتاختید، ولى خدا فرستادگانش را بر هر که بخواهد چیره مى‏گرداند، و خدا بر هر کارى تواناست. آنچه خدا از [دارایىِ‏] ساکنان آن قریه‏ها عاید پیامبرش گردانید، از آنِ خدا و از آنِ پیامبر [او] و متعلّق به خویشاوندان نزدیک [وى‏] و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان است، تا میان توانگران شما دست به دست نگردد. و آنچه را فرستاده [او] به شما داد، آن را بگیرید و از آنچه شما را باز داشت، بازایستید و از خدا پروا بدارید که خدا سخت‏کیفر است. (حشر، آیات ۷ و ۸)
۱۳. پناهندگی: وَمَن یُهَاجِرْ فِی سَبِیلِ اللّهِ یَجِدْ فِی الأَرْضِ مُرَاغَمًا کَثِیرًا وَسَعَهً وَمَن یَخْرُجْ مِن بَیْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلى اللّهِ وَکَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا؛ و هر که در راه خدا هجرت کند، در زمین اقامتگاه‏هاى فراوان و گشایشها خواهد یافت و هر کس [به قصد] مهاجرت در راه خدا و پیامبر او، از خانه‏اش به درآید، سپس مرگش دررسد، پاداش او قطعاً بر خداست، و خدا آمرزنده مهربان است.(نساء، آیه ۱۰۰) و نیز می فرماید: وَاذْکُرُواْ إِذْ أَنتُمْ قَلِیلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فِی الأَرْضِ تَخَافُونَ أَن یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ فَآوَاکُمْ وَأَیَّدَکُم بِنَصْرِهِ وَرَزَقَکُم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ؛ و به یاد آورید هنگامى را که شما در زمین، گروهى اندک و مستضعف بودید. مى ترسیدید مردم شما را بربایند، پس [خدا] به شما پناه داد و شما را به یارى خود نیرومند گردانید و از چیزهاى پاک به شما روزى داد، باشد که سپاسگزارى کنید.(انفال، آیه ۲۶ و نیز آیات ۷۲ و ۷۴) و نیز می فرماید: وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِکِینَ اسْتَجَارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ کَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِکَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ یَعْلَمُونَ؛ و اگر یکى از مشرکان از تو پناه خواست پناهش ده تا کلام خدا را بشنود سپس او را به مکان امنش برسان، چرا که آنان قومى نادانند.(توبه، آیه ۶)
۱۴. حریم مقدسات : خداوند می فرماید: وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَهً لِّلنَّاسِ وَأَمْناً؛ و کعبه را جایگاه اجتماع و مکان امن مردم ساختیم.(بقره، آیه ۱۲۵)
۱۵. تجارت برای مرد و زن: لِّلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبْنَ؛ براى مردان از آنچه [به اختیار] کسب کرده‏اند بهره‏اى است، و براى زنان [نیز] از آنچه [به اختیار] کسب کرده‏اند بهره‏اى است.(نساء، آیه ۳۲)
۱۶. تعیین سرنوشت: انسانها، داراى حق رأى و انتخاب، در تعیین سرنوشت خویش هستند: وشاوِرهُم فِى الاَمرِ؛ در امر با آنان مشورت کن(آل عمران، آیه ۱۵۹)  و نیز می فرماید: اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوم حَتّى یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم؛ خدا حالتی قومی را تغییر نمی دهد مگر آن که خودشان را تغییر دهند.(رعد، آیه ۱۱) و نیز می فرماید: واَمرُهُم شورى بَینَهُم ؛ امورشان در میان خودشان شورایی است.(شوری، آیه ۳۸)
۱۷. حق حیات: حیات حق همه بشر بلکه همه موجودات زنده است و هیچ کس حق ندارد حیات و جانی آدمی را بگیرد. خداوند می فرماید: مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسَادٍ فِی الأَرْضِ فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا وَمَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا؛ هر کس کسى را- جز به قصاص قتل، یا [به کیفر] فسادى در زمین- بکشد، چنان است که گویى همه مردم را کشته باشد. و هر کس کسى را زنده بدارد، چنان است که گویى تمام مردم را زنده داشته است.(مائده، آیه ۳۲)  و نیز می فرماید: قُلْ تَعَالَوْاْ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ أَلاَّ تُشْرِکُواْ بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلاَدَکُم مِّنْ إمْلاَقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَإِیَّاهُمْ وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ ذَلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ؛ بگو: «بیایید تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام کرده براى شما بخوانم: چیزى را با او شریک قرار مدهید و به پدر و مادر احسان کنید و فرزندان خود را از بیم تنگدستى مکشید ما شما و آنان را روزى مى‏رسانیم و به کارهاى زشت- چه علنى آن و چه پوشیده [اش‏]- نزدیک مشوید و نَفْسى را که خدا حرام گردانیده، جز بحق مکشید. اینهاست که [خدا] شما را به [انجام دادن‏] آن سفارش کرده است، باشد که بیندیشد.(انعام، آیه ۱۵۱) و نیز می فرماید: وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَکُمْ خَشْیَهَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِیَّاکُم إنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْءًا کَبِیرًا؛ و از بیم تنگدستى فرزندان خود را مکشید. ماییم که به آنها و شما روزى مى‏بخشیم. آرى، کشتن آنان همواره خطایى بزرگ است.(اسراء، آیه ۳۱) و نیز می فرماید: وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ یُسْرِف فِّی الْقَتْلِ إِنَّهُ کَانَ مَنْصُورًا؛ و نفسى را که خداوند حرام کرده است جز به حق مکشید، و هر کس مظلوم کشته شود، به سرپرست وى قدرتى داده‏ایم، پس [او] نباید در قتل زیاده‏روى کند، زیرا او [از طرف شرع‏] یارى شده است.(اسراء، آیه ۳۳)
۱۸. دادرسی عادلانه : همه انسانها، داراى حق یکسان دسترسى به قضا و دادرسى عادلانه هستند. خداوند می فرماید: وَإِذَا حَکَمْتُم بَیْنَ النَّاسِ أَن تَحْکُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُم بِهِ إِنَّ اللّهَ کَانَ سَمِیعًا بَصِیرًا؛ و چون میان مردم داورى مى‏کنید، به عدالت داورى کنید. در حقیقت، نیکو چیزى است که خدا شما را به آن پند مى‏دهد. خدا شنواى بیناست.(نساء، آیه ۵۸) و نیز می فرماید: إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاکَ اللّهُ وَلاَ تَکُن لِّلْخَآئِنِینَ خَصِیمًا ؛  ما این کتاب را به حقّ بر تو نازل کردیم، تا میان مردم به [موجب‏] آنچه خدا به تو آموخته داورى کنى، و زنهار جانبدارِ خیانتکاران مباش.(نساء، آیه ۱۰۵) و نیز می فرماید: إِذْ دَخَلُوا عَلَى دَاوُودَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا لَا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَى بَعْضُنَا عَلَى بَعْضٍ فَاحْکُم بَیْنَنَا بِالْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَاهْدِنَا إِلَى سَوَاء الصِّرَاطِ؛ وقتى [به طور ناگهانى‏] بر داوود درآمدند، و او از آنان به هراس افتاد، گفتند: «مترس، [ما] دو مدّعى [هستیم‏] که یکى از ما بر دیگرى تجاوز کرده، پس میان ما به حقّ داورى کن، و از حق دور مشو، و ما را به راه راست راهبر باش.»(ص، آیه ۲۲)
۱۹. استرداد امانت: حق استراد مالی امانی برای همه بشریت است. خداوند می فرماید: إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا؛ خدا به شما فرمان مى‏دهد که سپرده‏ها را به صاحبان آنها ردّ کنید.(نساء، آیه ۵۸)
۲۰. دفاع: هر انسانى، داراى حق دفاع از خود، در برابر ظالم است. خداوند می فرماید: أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ، الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ؛ به کسانى که جنگ بر آنان تحمیل شده، رخصت [جهاد] داده شده است، چرا که مورد ظلم قرار گرفته‏اند، و البته خدا بر پیروزى آنان سخت تواناست. همان کسانى که بناحق از خانه‏هایشان بیرون رانده شدند.(حج،آیات ۳۹ و ۴۰)
۲۱. عبادت خدا: عبادت خدا، از حقوق طبیعی انسانها است و کسی نمی تواند مردم را از آن محروم نماید و یا آن را ممنوع کند. خداوند می فرماید: أَرَأَیْتَ الَّذِی یَنْهَى عَبْدًا إِذَا صَلَّى ؛ آیا دیدى آن کس را که باز مى‏داشت، بنده‏اى را آن گاه که نماز مى‏گزارد؟(علق، آیات ۹ و ۱۰)
۲۲. قصاص: اولیاى مقتول، داراى حق قصاص و کشتن قاتل است. خداوند می فرماید: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصاصُ فِی الْقَتْلی‏ الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثی‏ بِالْأُنْثی‏ فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخیهِ شَیْ‏ءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسانٍ ذلِکَ تَخْفیفٌ مِنْ رَبِّکُمْ وَ رَحْمَهٌ فَمَنِ اعْتَدی‏ بَعْدَ ذلِکَ فَلَهُ عَذابٌ أَلیمٌوَ لَکُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاهٌ یا أُولِی الْأَلْبابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ؛ اى کسانى که ایمان آورده اید، در مورد کشته شدگان حق قصاص بر شما مقرر شده است. آزاد در برابر آزاد و برده در برابر برده و زن در برابر زن قصاص مى شود. پس هر کس مرتکب قتل شد، و از سوى ولىّ مقتول، به حکم این که برادر دینى اوست، چیزى از حق قصاص به وى بخشیده شد، باید ولىّ مقتول به طور شایسته درصدد گرفتن دیه برآید و قاتل نیز به خوبى و با پرهیز از تأخیرى آزاردهنده دیه را بپردازد. این حکم، تخفیف و رحمتى از جانب پروردگار شماست. پس هر کس بعد از بخشیدن قاتل و گذشت از حق قصاص، از قانون الهى تجاوز کند و قاتل را قصاص نماید، او را عذابى دردناک خواهد بود. اى خردمندان، براى شما در قصاص حیاتى نهفته است. قصاص مقرّر شده است تا شاید از کشتن یکدیگر بپرهیزید.( بقره، آیات  ۱۷۸ و ۱۷۹)
۲۳. مقابله به مثل: فَمَنِ اعْتَدَى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُواْ عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَیْکُمْ ؛ پس هر کس به شما تجاوز کرد، همانند آن بر او تعدی و تجاوز کنید.(بقره، آیه ۱۹۴) و نیز می فرماید: وَجَزَاء سَیِّئَهٍ سَیِّئَهٌ مِّثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ؛ و جزاى بدى، مانند آن، بدى است. پس هر که درگذرد و نیکوکارى کند، پاداش او بر [عهده‏] خداست. به راستى او ستمگران را دوست نمى‏دارد (شوری، آیه ۴۰)
۲۴. مالکیت: هر انسانى، داراى حق ملکیّت مشروع است: مَتَاعًا لَّکُمْ وَلِأَنْعَامِکُمْ؛ تا وسیله‏ استفاده براى شما و دامهایتان باشد.(نازعات، آیه ۳۳؛ عبس، آیه ۳۲)  این مالکیت برای حتی نابالغ نیز ثابت است: وَآتُواْ الْیَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِیثَ بِالطَّیِّبِ وَلاَ تَأْکُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِکُمْ إِنَّهُ کَانَ حُوبًا کَبِیرًا؛ و اموال یتیمان را به آنان [باز] دهید، و [مالِ‏] پاک و [مرغوب آنان‏] را با [مال‏] ناپاک [خود] عوض نکنید و اموال آنان را همراه با اموال خود مخورید که این گناهى بزرگ است.(نساء، آیه ۲؛ و نیز نساء، آیه ۶؛ اسراء، آیه ۳۴) هر چند که امکان انفکاک حقّ مالکیّت از حقّ تصرّف وجود دارد و می توان تا بلوغ آنان را از تصرف بازداشت: وَابْتَلُواْ الْیَتَامَى حَتَّىَ إِذَا بَلَغُواْ النِّکَاحَ فَإِنْ آنَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُواْ إِلَیْهِمْ أَمْوَالَهُمْ؛ و یتیمان را بیازمایید تا وقتى به [سنّ‏] زناشویى برسند پس اگر در ایشان رشد [فکرى‏] یافتید، اموالشان را به آنان رد کنید.(نساء، آیه ۶) و نیز: وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْیَتِیمِ إِلاَّ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ حَتَّى یَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْؤُولاً؛ و به مال یتیم- جز به بهترین وجه- نزدیک مشوید تا به رشد برسد، و به پیمان [خود] وفا کنید، زیرا که از پیمان پرسش خواهد شد.(اسراء، آیه ۳۴)
۲۵. مسکن: داشتن وطن و مسکن مورد اطمینان، از حقوق جامعه بشرى است: وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَکُمْ لاَ تَسْفِکُونَ دِمَاءکُمْ وَلاَ تُخْرِجُونَ أَنفُسَکُم مِّن دِیَارِکُمْ ثُمَّ أَقْرَرْتُمْ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ؛ و چون از شما پیمان محکم گرفتیم که: «خون همدیگر را مریزید، و یکدیگر را از سرزمین خود بیرون نکنید» سپس [به این پیمان‏] اقرار کردید، و خود گواهید.(بقره، آیه ۸۴) و نیز می فرماید: ثُمَّ أَنتُمْ هَـؤُلاء تَقْتُلُونَ أَنفُسَکُمْ وَتُخْرِجُونَ فَرِیقاً مِّنکُم مِّن دِیَارِهِمْ تَظَاهَرُونَ عَلَیْهِم بِالإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَإِن یَأتُوکُمْ أُسَارَى تُفَادُوهُمْ وَهُوَ مُحَرَّمٌ عَلَیْکُمْ إِخْرَاجُهُمْ أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتَابِ وَتَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَمَا جَزَاء مَن یَفْعَلُ ذَلِکَ مِنکُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ الْقِیَامَهِ یُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ؛ [ولى‏] باز همین شما هستید که یکدیگر را مى‏کشید، و گروهى از خودتان را از دیارشان بیرون مى‏رانید، و به گناه و تجاوز، بر ضد آنان به یکدیگر کمک مى‏کنید. و اگر به اسارت پیش شما آیند، به [دادن‏] فدیه، آنان را آزاد مى‏کنید، با آنکه [نه تنها کشتن، بلکه‏] بیرون کردن آنان بر شما حرام شده است. آیا شما به پاره‏اى از کتاب [تورات‏] ایمان مى‏آورید، و به پاره‏اى کفر مى‏ورزید؟ پس جزاى هر کس از شما که چنین کند، جز خوارى در زندگى دنیا چیزى نخواهد بود، و روز رستاخیز ایشان را به سخت‏ترین عذابها باز برند، و خداوند از آنچه مى‏کنید غافل نیست.(بقره، آیه ۸۵ و نیز نگاه کنید: آیه ۲۴۶) و نیز می فرماید: الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیرًا وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ؛ همان کسانى که بناحق از خانه‏هایشان بیرون رانده شدند. [آنها گناهى نداشتند] جز اینکه مى‏گفتند: «پروردگار ما خداست» و اگر خدا بعضى از مردم را با بعض دیگر دفع نمى‏کرد، صومعه‏ها و کلیساها و کنیسه‏ها و مساجدى که نام خدا در آنها بسیار برده مى‏شود، سخت ویران مى‏شد، و قطعاً خدا به کسى که [دین‏] او را یارى مى‏کند، یارى مى‏دهد، چرا که خدا سخت نیرومند شکست‏ناپذیر است.(حج، آیه ۴۰)
۲۶. حق بدهکاران: بدهکاران، داراى حقّى از سهم زکات، براى اداى بدهى خود هستند: اِنَّمَا الصَّدَقـتُ لِلفُقَراءِ… والغـرِمینَ؛ صدقات برای فقیران و … و بدهکاران است.(توبه، آیه ۶۰)
۲۷. حق بردگان: بردگان هر چند باید از راه کمک های مالی آزاد شوند(توبه، آیه ۶۰) ولی در شرایط بردگی نیز از حقوق اجتماعی و اقتصادی برخوردارند: فَمِن مِّا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُم مِّن فَتَیَاتِکُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِإِیمَانِکُمْ بَعْضُکُم مِّن بَعْضٍ فَانکِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ؛ پس با دختران جوانسالِ با ایمان شما که مالک آنان هستید [ازدواج کند] و خدا به ایمان شما داناتر است. [همه‏] از یکدیگرید. پس آنان را با اجازه خانواده‏شان به همسرىِ [خود] درآورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید.(نساء، آیه ۲۵)
۲۸. حقوق دشمنان: احترام به حقوق انسانها، حتّى دشمنان لازم است: وَقَاتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبِّ الْمُعْتَدِینَ؛ و در راه خدا، با کسانى که با شما مى‏جنگند، بجنگید، و [لى‏] از اندازه درنگذرید، زیرا خداوند تجاوزکاران را دوست نمى‏دارد.(بقره، آیه ۱۹۰؛ و نیز ۱۹۱) و نیز می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ لِلّهِ شُهَدَاء بِالْقِسْطِ وَلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، براى خدا به داد برخیزید [و] به عدالت شهادت دهید، و البتّه نباید دشمنىِ گروهى شما را بر آن دارد که عدالت نکنید. عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است، و از خدا پروا دارید، که خدا به آنچه انجام مى‏دهید آگاه است.(مائده، آیه ۸ و نیز آیه ۱۰) و نیز می فرماید: وَجَزَاء سَیِّئَهٍ سَیِّئَهٌ مِّثْلُهَا فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ لَا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ؛ و جزاى بدى، مانند آن، بدى است. پس هر که درگذرد و نیکوکارى کند، پاداش او بر [عهده‏] خداست. به راستى او ستمگران را دوست نمى‏دارد (شوری، آیه ۴۰)
۲۹. حقوق دوستان: از حقوق دوستى، استفاده از خوراکیهاى موجود در منازل دوستان، بدون اذن آنان است: لَیسَ عَلَى الاَعمى حَرَجٌ… ولا عَلى اَنفُسِکُم اَن تَأکُلوا مِن بُیوتِکُم… اَو صَدیقِکُم…(نور، آیه ۶۱)
۳۰. حقوق شریک: عدم تجاوز به حق و مال شریک از حقوق شریک است: وَإِنَّ کَثِیرًا مِّنْ الْخُلَطَاء لَیَبْغِی بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِیلٌ مَّا هُمْ؛ در حقیقت بسیارى از شریکان به همدیگر ستم روا مى‏دارند، به استثناى کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند، و اینها بس اندکند.(ص، آیه ۲۴)
۳۱. حق طلبکار: تنظیم اسناد بدهى، از حقوق طلبکار بر بدهکار است: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا تَدَایَنتُم بِدَیْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاکْتُبُوهُ وَلْیَکْتُب بَّیْنَکُمْ کَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلاَ یَأْبَ کَاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْیَکْتُبْ وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَلْیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئًا فَإن کَانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهًا أَوْ ضَعِیفًا أَوْ لاَ یَسْتَطِیعُ أَن یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، هر گاه به وامى تا سررسیدى معین، با یکدیگر معامله کردید، آن را بنویسید. و باید نویسنده‏اى [صورت معامله را] بر اساس عدالت، میان شما بنویسد. و هیچ نویسنده‏اى نباید از نوشتن خوددارى کند همان گونه [و به شکرانه آن‏] که خدا او را آموزش داده است. و کسى که بدهکار است باید املا کند، و او [نویسنده‏] بنویسد. و از خدا که پروردگار اوست پروا نماید، و از آن، چیزى نکاهد. پس اگر کسى که حق بر ذمه اوست، سفیه یا ناتوان است، یا خود نمى‏تواند املا کند، پس ولىّ او باید با [رعایت‏] عدالت، املا نماید.(بقره، آیه ۲۸۲)
۳۲. حق فرزند: مراعات حقوق فرزندان، از جانب پدر و مادر لازم است.خداوند می فرماید: یوصیکُمُ اللّهُ فى اَولـادِکُم ؛ خداوند درباره فرزندانتان به شما سفارش می کند.(نساء، آیه ۱۱؛  و نیز : بقره ، آیه ۲۳۳) این حقوق شامل شیردادن(همان)، نفقات مادر پیش از تولد(طلاق، آیه ۶) لباس و حفاظت و صیانت و مانند آن ها حتی در صورت طلاق نیز می شود: والوالِداتُ یُرضِعنَ اَولادَهُنَّ؛ مادران فرزندانشان را شیر دهند.( بقره ، آیه ۲۳۳ و نیز طلاق، آیه ۶)
۳۳. حق مظلوم: مظلومان دارای حقوقی هستند که عبارتند از: الف: مظلوم، داراى حق دفاع از خود، در برابر ظالم، حتّى با دشنام دادن به وى است: لاَ یُحِبُّ اللّهُ الجَهرَ بِالسّوءِ مِنَ القَولِ اِلاّ مَن ظُـلِمَ…‌. (نساء، آیه  ‌۱۴۸)؛ ب: پیکار با دشمن مهاجم، حق مشروع مظلومان است: اُذِنَ لِلَّذینَ یُقـاتَلونَ بِاَنَّهُم ظُـلِموا واِنَّ اللّهَ عَلى نَصرِهِم لَقَدیر. (حج‌، آیه ‌۳۹) ؛ ج: مظلوم، داراى حق استمداد براى انتقام‌گیرى از ظالم: ذلِکَ ومَن عاقَبَ بِمِثلِ ما عوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِىَ عَلَیهِ لَیَنصُرَنَّهُ اللّهُ اِنَّ اللّهَ لَعَفُوٌّ غَفُور.(حج، آیه ‌۶۰) و نیز می فرماید: ولَمَنِ انتَصَرَ بَعدَ ظُـلمِهِ فَاُولـئِکَ ما عَلَیهِم مِن سَبیل. (شورى‌، آیه ‌۴۱)
۳۴. حقوق موجودات: موجودات زمین، داراى حقى برابر در تأمین نیازمندیهاى خویش از زمین است: خَلَقَ الاَرضَ فى یَومَینِ.. وقَدَّرَ فیها اَقوتَها فى اَربَعَهِ اَیّام سَواءً لِلسّائِلین.(فصّلت‌، آیات ‌۹‌و‌۱۰) و نیز می فرماید: و ما مِن دابَّه فِى الاَرضِ اِلاّ عَلَى اللّهِ رِزقُها.(هود‌، آیه ‌۶)
۳۵. حق مهمان: مهمان، داراى حقّى بر صاحبخانه است. این حق شامل حفظ امنیت آنان و پذیرایی و اطعام و مانند آن ها است: و جاءَهُ قَومُهُ یُهرَعونَ اِلَیهِ ومِن قَبلُ کانوا یَعمَلونَ السَّیِّـاتِ قالَ یـا قَومِ هـؤُلاءِ بَناتى هُنَّ اَطهَرُ لَکُم فاتَّقُوا اللّهَ ولا تُخزونِ فى ضَیفى اَلَیسَ مِنکُم رَجُلٌ رَشید. (هود، آیه ‌۷۸) و نیز می فرماید: قالَ اِنَّ هـؤُلاءِ ضَیفى فَلا تَفضَحون.(حجر‌، آیه ‌۶۸)  و نیز می فرماید: هَل اَتـاکَ حَدیثُ ضَیفِ اِبراهیمَ المُکرَمین  فَراغَ اِلى اَهلِهِ فَجاءَ بِعِجل سَمین  فَقَرَّبَهُ اِلَیهِم قالَ اَلا تَأکُلون. (ذاریات‌، آیات ‌۲۴‌و‌۲۶‌و‌۲۷)
۳۶. حقوق نیازمندان: نیازمندان سائل و محرومان، داراى حق، در مال ثروتمندان جامعه هستند: وفى اَموالِهِم حَقٌّ لِلسّائِلِ والمَحروم؛ در اموالشان حقی برای پرسش کنندگان و محرومان است(ذاریات، آیه ‌۱۹)  و نیز می فرماید: والَّذینَ فى اَمولِهِم حَقٌّ مَعلوم . لِلسّائِلِ والمَحروم. (معارج‌، آیات‌۲۴‌و‌۲۵) پس لازم است این حق ادا شود(اسراء، آیه ۲۶) و تفاوتی میان افراد بشر در این باره نیست بلکه صدق عنوان کفایت می کند و این یک حق قانونی الهی است و در سایه چنین قانون الهی می توان امید به تامین آن داشت: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ کُونُواْ قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاء لِلّهِ وَلَوْ عَلَى أَنفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالأَقْرَبِینَ إِن یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقَیرًا فَاللّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلاَ تَتَّبِعُواْ الْهَوَى أَن تَعْدِلُواْ وَإِن تَلْوُواْ أَوْ تُعْرِضُواْ فَإِنَّ اللّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید، پیوسته به عدالت قیام کنید و براى خدا گواهى دهید، هر چند به زیان خودتان یا [به زیان‏] پدر و مادر و خویشاوندان [شما] باشد. اگر [یکى از دو طرفِ دعوا] توانگر یا نیازمند باشد، باز خدا به آن دو [از شما] سزاوارتر است پس، از پىِ هوس نروید که [در نتیجه از حق‏] عدول کنید. و اگر به انحراف گرایید یا اعراض نمایید، قطعاً خدا به آنچه انجام مى‏دهید آگاه است. (نساء، آیه ۱۳۵)؛ زیرا خداوند پس از الزام اهل ایمان به اقامه قسط و شهادت به حق، جمله «فالله أولى بهما» را فرموده است . این جمله بیانگر این معنا است که تنها با رعایت قوانین الهى، حقوق انسانها ـ‌چه غنى و چه فقیر‌ـ تأمین خواهد شد.
۳۷. حقوق والدین: عنوان پدر و مادر حقوقی را برای آنان اثبات می کند که از جمله آن ها احسان به آنان در همه حال به ویژه در نداری و پیری است: واِذ اَخَذنا میثـقَ بَنى اِسرءیلَ لا‌تَعبُدونَ اِلاَّاللّهَ وبِالولِدَینِ اِحسانـًا…‌. بقره‌(۲)‌۸۳؛ واعبُدوا اللّهَ ولا تُشرِکوا بِهِ شیــًا وبِالولِدَینِ اِحسـنـًا…‌. نساء‌(۴)‌۳۶؛ قُل تَعالَوا اَتلُ ما حَرَّمَ رَبُّکُم عَلَیکُم اَلاّ تُشرِکوا بِهِ شیــًا وبِالولِدَینِ اِحسـنـًا…‌. انعام‌(۶)‌۱۵۱؛ وقَضى رَبُّکَ اَلاّ تَعبُدوا اِلاّ اِیّاهُ وبِالولِدَینِ اِحسـنـًا اِمّا یَبلُغَنَّ عِندَکَ الکِبَرَ اَحَدُهُما اَو کِلاهُما فَلاتَقُل لَهُما اُفّ ولا‌تَنهَرهُما وقُل لَهُما قَولاً کَریمـا. اسراء‌(۱۷)‌۲۳؛ ووصَّینَا الاِنسـنَ بِولِدَیهِ حُسنـًا واِن جـهَداکَ لِتُشرِکَ بى ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ فَلاتُطِعهُما…‌.عنکبوت‌(۲۹)‌۸؛ ووصَّینَا الاِنسـنَ بِولِدَیهِ اِحسـنـًا حَمَلَتهُ اُمُّهُ کُرهـًا ووضَعَتهُ کُرهـًا وحَملُهُ وفِصــلُهُ ثَلـثونَ شَهرًا حَتّى اِذا بَلَغَ اَشُدَّهُ وبَلَغَ اَربَعینَ سَنَهً قالَ رَبِّ اَوزِعنى اَن اَشکُرَ نِعمَتَکَ الَّتى اَنعَمتَ عَلَىَّ وعَلى ولِدَىَّ…‌. احقاف‌(۴۶)‌۱۵. هم چنین والدین از حقوق خلوت با هم برخوردارند که فرزندان و دیگران باید به حقوق اهتمام ورزند: خداوند در آیه ۵۸ سوره نور بیان می کند والدین، داراى حق خلوت کردن در سه وقت: قبل از نماز صبح، ظهر و پس از نماز عشا هستند: یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا لِیَستَـذِنکُمُ الَّذینَ مَلَکَت اَیمـنُکُم والَّذینَ لَم یَبلُغُوا الحُلُمَ مِنکُم ثَلـثَ مَرّت مِن قَبلِ صَلوهِ الفَجرِ وحینَ تَضَعونَ ثیابَکُم مِنَ الظَّهیرَهِ ومِن بَعدِ صَلوهِ العِشاءِ ثَلـثُ عَورت لَکُم لَیسَ عَلَیکُم ولا عَلَیهِم جُناحٌ بَعدَهُنَّ طَوّفونَ عَلَیکُم بَعضُکُم عَلى بَعض…
۳۸. حقوق همراهان: احسان به همراهان و رعایت حقوق آنان یک لازم ضروری است: وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِکُواْ بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَبِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ مَن کَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا ؛ و خدا را بپرستید، و چیزى را با او شریک مگردانید و به پدر و مادر احسان کنید و در باره خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه خویش و همسایه بیگانه و همنشین و در راه‏مانده و بردگانِ خود [نیکى کنید]، که خدا کسى را که متکبّر و فخرفروش است دوست نمى‏دارد: (نساء‌(۴)، آیه ‌۳۶)؛ زیرا مقصود از «والصّاحب بالجنب»، مصاحب و ملازم انسان است، اعمّ از مصاحب در سفر یا در حضر. (المیزان، ج‌۴، ص‌۳۵۴)
۳۹. حقوق همسایگان: همسایگان، داراى حقوقى بر یکدیگر هستند: وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِکُواْ بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَبِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ مَن کَانَ مُخْتَالاً فَخُورًا ؛ و خدا را بپرستید، و چیزى را با او شریک مگردانید و به پدر و مادر احسان کنید و در باره خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه خویش و همسایه بیگانه و همنشین و در راه‏مانده و بردگانِ خود [نیکى کنید]، که خدا کسى را که متکبّر و فخرفروش است دوست نمى‏دارد: (نساء‌(۴)، آیه ‌۳۶)؛
۴۰. حقوق همسران: زن و شوهر، داراى حقوق متقابل، بر عهده یکدیگر هستند: والمُطَـلَّقـتُ یَتَرَبَّصنَ بِاَنفُسِهِنَّ ثَلـثَهَ قُرُوء… ولَهُنَّ مِثلُ الَّذى عَلَیهِنَّ بِالمَعرُوفِ…‌.بقره‌(۲)‌۲۲۸ ؛ خداون هم چنین بر لزوم رعایت قسط و عدل، در حقوق همسران، از سوى مؤمنان تاکید می کند: واِن خِفتُم اَلاَّتُقسِطوا فِى الیَتـمى فَانکِحوا ما طابَ لَکُم مِنَ النِّساءِ مَثنى وثُلـثَ ورُبـعَ فَاِن خِفتُم اَلاَّ تَعدِلوا فَوحِدَهً اَو ما مَلَکَت اَیمـنُکُم ذلِکَ اَدنى اَلاَّتَعولوا. نساء‌(۴)‌۳؛ این حقوق شامل حق خلوت کردن در سه وقت: قبل از نماز صبح، ظهر و پس از نماز عشا نیز می شود: یـاَیُّهَا الَّذینَ ءامَنوا لِیَستَـذِنکُمُ الَّذینَ مَلَکَت اَیمـنُکُم والَّذینَ لَم یَبلُغُوا الحُلُمَ مِنکُم ثَلـثَ مَرّت مِن قَبلِ صَلوهِ الفَجرِ وحینَ تَضَعونَ ثیابَکُم مِنَ الظَّهیرَهِ ومِن بَعدِ صَلوهِ العِشاءِ ثَلـثُ عَورت لَکُم لَیسَ عَلَیکُم…‌. نور‌(۲۴)‌۵۸
۴۱. حق زنان از مهریه: « وَآتُواْ النَّسَاء صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَهً فَإِن طِبْنَ لَکُمْ عَن شَیْءٍ مِّنْهُ نَفْسًا فَکُلُوهُ هَنِیئًا مَّرِیئًا ؛ و مَهرِ زنان را به عنوان هدیه‏اى از روى طیب خاطر به ایشان بدهید و اگر به میل خودشان چیزى از آن را به شما واگذاشتند، آن را حلال و گوارا بخورید.(نساء، آیه ۴)  و نیز می فرماید: وَإِن طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ وَقَدْ فَرَضْتُمْ لَهُنَّ فَرِیضَهً فَنِصْفُ مَا فَرَضْتُمْ إَلاَّ أَن یَعْفُونَ أَوْ یَعْفُوَ الَّذِی بِیَدِهِ عُقْدَهُ النِّکَاحِ وَأَن تَعْفُواْ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَلاَ تَنسَوُاْ الْفَضْلَ بَیْنَکُمْ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ؛ اگر زنان را، مادامى که با آنان نزدیکى نکرده یا برایشان مَهرى معین نکرده‏اید، طلاق گویید، بر شما گناهى نیست، و آنان را به طور پسندیده، به نوعى بهره‏مند کنید- توانگر به اندازه [توان‏] خود، و تنگدست به اندازه [وسع‏] خود. [این کارى است‏] شایسته نیکوکاران.(بقره، آیه ۲۳۷) و نیز می فرماید: الْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ کِتَابَ اللّهِ عَلَیْکُمْ وَأُحِلَّ لَکُم مَّا وَرَاء ذَلِکُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِکُم مُّحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً وَلاَ جُنَاحَ عَلَیْکُمْ فِیمَا تَرَاضَیْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِیضَهِ إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیمًا حَکِیمًا ( النساء – آیه : ۲۴ )  وَمَن لَّمْ یَسْتَطِعْ مِنکُمْ طَوْلاً أَن یَنکِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مِّا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُم مِّن فَتَیَاتِکُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِإِیمَانِکُمْ بَعْضُکُم مِّن بَعْضٍ فَانکِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَیْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَیْنَ بِفَاحِشَهٍ فَعَلَیْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِکَ لِمَنْ خَشِیَ الْعَنَتَ مِنْکُمْ وَأَن تَصْبِرُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ  ( النساء – آیه : ۲۵ ) الْیَوْمَ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ حِلٌّ لَّکُمْ وَطَعَامُکُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ مِن قَبْلِکُمْ إِذَا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ وَلاَ مُتَّخِذِی أَخْدَانٍ وَمَن یَکْفُرْ بِالإِیمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِی الآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ  (المائده – آیه : ۵ ) یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَکَ أَزْوَاجَکَ اللَّاتِی آتَیْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَکَتْ یَمِینُکَ مِمَّا أَفَاء اللَّهُ عَلَیْکَ وَبَنَاتِ عَمِّکَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِکَ وَبَنَاتِ خَالِکَ وَبَنَاتِ خَالَاتِکَ اللَّاتِی هَاجَرْنَ مَعَکَ وَامْرَأَهً مُّؤْمِنَهً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِیِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِیُّ أَن یَسْتَنکِحَهَا خَالِصَهً لَّکَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَیْهِمْ فِی أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ لِکَیْلَا یَکُونَ عَلَیْکَ حَرَجٌ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا  ( الاحزاب – آیه : ۵۰ )  یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا جَاءکُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِیمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْکُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ یَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ أَن تَنکِحُوهُنَّ إِذَا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنفَقْتُمْ وَلْیَسْأَلُوا مَا أَنفَقُوا ذَلِکُمْ حُکْمُ اللَّهِ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ  (الممتحنه – آیه : ۱۰ )  أَسْکِنُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ سَکَنتُم مِّن وُجْدِکُمْ وَلَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَیِّقُوا عَلَیْهِنَّ وَإِن کُنَّ أُولَاتِ حَمْلٍ فَأَنفِقُوا عَلَیْهِنَّ حَتَّى یَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأْتَمِرُوا بَیْنَکُم بِمَعْرُوفٍ وَإِن تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَى(طلاق، آیه ۶)