یک بار راستی در برابر صد بار دروغ

بسم الله الرحمن الرحیم

در فرهنگ غنی ایرانی – اسلامی، اخلاق حرف اول را می زند، به طوری که حتی قوانین می بایست به یک معنا اخلاقی باشد تا هم قابلیت پذیرش و اجرا داشته باشد و هم بتواند تاثیرات خود را در اجتماع بگذارد.

یکی از اشعاری که ورد زبان مردم است، این بیت مشهور و معروف است که می گوید: صد بار بدی کردی و دیدی ضررش را/ نیکی چه بدی داشت که یکبار نکردی.

در همین راستا می بایست به کسانی که زندگی خود را بر اساس دروغ و وعده های پوچ و دروغ گذاشته اند، گفت: صد بار دروغ گفتی و دیدی ثمرش را. راستی چه بدی داشت که یکبار نگفتی.

ارزش و آثار راستگویی

خدا در قرآن برای این که مردم را از دروغگویی بازدارد و به راستگویی سوق دهد، به ارزش و آثار راستگویی در کنار آثار زیانبار دروغگویی پرداخته است. از نظر قرآن، راستی و راستگویی از نظر ارزشی در چنان سطحی والا و برتر قرار دارد که می توان مدعی شد که حتی از ایمان و تقوا نیز برتر و والاتر است؛ زیرا خدا به مومنان فرمان می دهد که تقوای الهی پیشه گیرند تا بتوانند به عنوان «صادقین» قرار گیرند.(توبه، آیه ۱۱۹) این بدان معناست که دست یابی به مقام صادقین و راستگویان، مقامی برتر از مقام مومنین و متقین است؛ زیرا بدون ایمان و تقوا نمی توان به این مقام «صادقین» دست یافت و این دو به عنوان مقدمه برای آن مقام برتر است.

از آموزه های وحیانی قرآن به دست می آید که ارزش «راستی» و صداقت، امری فطری است و همه انسان ها بر اساس هدایت تکوینی و الهامات فطری، هم راستی را به عنوان «حق» می شناسند و هم بدان «گرایش» دارند. از همین روست که خدا با ارجاع حتی کافران به «صداقت» فطری از آنان دلیلی بر پذیرش یا عدم پذیرش بیان کنند و علل گرایش یا گریزش خویش را بر اساس، همان معیار باطنی و فطری صداقت بیان نمایند.(اعراف، آیات ۷۰ و ۱۰۶؛ یوسف، آیات ۲۶ و ۲۷؛ حجر، آیه ۷؛ شعراء، آیات ۳۱ و ۱۵۴؛ عنکبوت، آیه ۲۹) این ارجاع بدان معناست که همگان به فطرت تکوینی خویش، گرایش به صداقت دارند، و اگر این گونه بر خلاف صداقت به دروغ و کذب گرایش می یابند، به سبب دفن و دسیسه این فطرت الهی با گناه و فجور ایشان است.

از نظر قرآن، راستی و راستگویی آثاری در زندگی فردی و اجتماعی و نیز دنیوی و اخروی به جا می گذارد که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اصلاح اعمال از سوی خدا: از نظر قران، هر گاه انسان در سخنان خویش راستی و راستگویی را پیشه کند، خدا اعمال و کردارش را اصلاح می کند و فساد و تباهی را از آن بر می دارد و این گونه آثار مثبت اعمالش نیز آشکار می شود(احزاب، آیات ۷۰ و ۷۱)؛ زیرا واژه «سدید» به معنای صواب و خالى از هر شائبه دروغ و لغو، و هم چنین موافقت ظاهر با باطن است. (مجمع البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۵۸۴)
  2. نفع اخروی: هر کسی نفع و سود اخروی می جوید و می خواهد در بهشت برین از مواهب و برکات آن بهره مند شود و از دوزخ در امان، می بایست راستی و راستگویی را پیشه کند.(مائده، آیه ۱۱۹)
  3. اطاعت و تسلیم در برابر خدا و دین اسلام: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، صداقت تجلی حقانیت است و کسی که اهل صدق و راستی است، در برابر حق تسلیم بوده و به اطاعت از خدا و دین اسلام به عنوان آموزه های وحیانی می پردازد و هرگز طغیان نمی ورزد و خلاف خدا و دین اسلام عمل و رفتار نمی کند(محمد، آیات ۲۰ و ۲۱)؛ زیرا برخى گفته اند که مراد «طاعه و قول معروف» خبر مبتداى محذوف است که در اصل «أمرهم (ایمانهم بنا) طاعه» بوده، بدین معنا که هرگاه سوره اى نازل مى شود اگر اظهار طاعت بکنند، و به هنگام عمل نیز با صدق اجرا کنند، براى آنها بهتر است.(المیزان، ج ۱۸، ص ۲۳۹)
  4. تکریم الهی: هر کسی تکریم الهی را خواهان است و می خواهد از کرامت الهی بهره مند شود، بهتر است که راستی و راستگویی را پیشه کند تا از اهانت الهی در امان ماند و در نزد خدا مکرم شود.(مریم، آیات ۴۱ و ۵۶)
  5. راستگاری اخروی: بهره مندی از رستگاری و فوز عظیم در گرو صداقت و راستی و راستگویی است(مائده، آیه ۱۱۹) چنان که دروغ و دروغگویی انسان را به شقاوت و بدبختی دچار می کند و سرنوشت شوم سقوط در دوزخ را برایش رقم می زند که باید از آن اجتناب کند. پس با صداقت از خدا بخواهیم که : خدایا چنان کن سرانجام کار/ تو خشنود باشی و ما رستگار.
  6. رشد معنوی: هر کسی رشد معنوی و دست یابی به مقامات عالی معنوی را می خواهد، می بایست راستی و راستگویی را پیشه کند و از دروغ اجتناب نماید؛ زیرا خدا کسانی را رفعت مقام می دهد و در مکانت عالی می نشاند که اهل راستی و راستگویی باشند.(مریم، آیات ۵۶ و ۵۷)
  7. آمرزش الهی: مغفرت و آمرزش الهی در گرو صداقت و راستی و راستگویی انسان است و کسانی که راستی پیشه می کنند نه تنها آمرزیده می شوند و گناهان و خطاهایشان پوشیده و خدا قلم عفو بر آن می کشد، بلکه حتی به اکرام خویش، ایشان را رستگار می کند و به بهشت برین خویش وارد می سازد.(احزاب، آیات ۳۵ و۷۰ و ۷۱)

ملاک و معیار راستی و راستگویی

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، برای هر چیزی معیار و ملاکی است که می توان بر اساس آن امور را سنجید. ملاک و معیار سنجش راستی و صداقت در گفتار و اندیشه و امور اعتقادی، وجود دلیل و برهان و استدلال بر اساس آن است.(بقره، آیه ۱۱۱؛ انبیاء، آیه ۲۴)

بر این اساس نمی توان تنها به سبب شواهد ظاهری هم چون گریه و اندوه(یوسف، آیات ۱۶ تا ۱۸) یا وضعیت پوششی یا قوت و نیروی بدنی یا آسایش و رفاه ظاهری(بقره، آیه ۲۰۴؛ منافقون، آیات ۱ تا ۴) یا به سبب سوگند و قسم به خدا(توبه، آیات ۶۲ و ۷۴ و ۹۵ و ۹۶؛ نور، آیات ۴۷ و ۵۳) به دیگری اعتماد کرد و او را اهل صداقت دانست؛ زیرا در هر کاری شیطنت است؛ پس ممکن است که این ها همه ظاهر سازی و شیطنتی باشد تا در پس از این حیله گری و فریب، کار خویش را پیش ببرند و دروغ را نهان سازند.

آثار زیانبار دروغ و دروغگویی

برای درک اهمیت و ارزش راستی و راستگویی لازم است تا به نقیض و ضد آن نیز توجه شود تا معلوم گردد که اگر انسان به جای راستی و راستگویی دنبال دروغ و دروغگویی برود، چه آثار زیانباری را می بایست متحمل شود.

آموزه های قرآنی بیان می کند که دروغ عملی زشت است، به طوری که حتی شنیدن و استماع دروغ نیز عملی زشت است که می تواند موجب خواری و خفت انسانی شود که به عنوان شنونده دروغ قرار می گیرد. کسانی که علاقه مند به شنیدن دروغ هستند، به سبب همین رویه دچار انواع مشکلات از جمله خواری و ذلت در دنیا می شوند.(مائده، آیه ۴۱)

با توجه به این مطلب می توان گفت اگر شنیدن و استماع دروغ آسیب زا است، پس به طریق اولویت دروغگویی رفتاری بسیار زشت است که آثار آن نیز بسیار خطرناک تر و زیانبارتر خواهد بود. از نظر قرآن، از جمله آثار زیانباری که برای دروغ و دروغگویی می توان بر شمرد، عبارتند از:

  1. بدعت در دین و ارزش ها و احکام دین اسلام: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، دروغ و دروغگویی موجب می شود تا انسان به جای دین و ارزش های آن، به دین سازی و ارزش سازی رو بیاورد و اموری که حتی ضد دینی و ضد ارزشی است به عنوان دین و ارزش به مردم غالب کند.(نحل، آیه ۱۱۶) در این موارد برای تحقق نیت پلید خویش ممکن است شخص دروغگو با گزینش گرایی مطالب را بیان کند که بدون توجه به مقدم و موخر آن است؛ یعنی قبل و بعد را حذف می کند تا فکری یا حکمی یا ارزشی را تغییر دهند و بدعتی را پدید آورند و به نام دین اسلام غالب کنند. این شیوه و رویه در مسئولان و رهبران اجتماعی بیش تر مورد استفاده قرار می گیرد؛ زیرا این گونه می توانند منافع حزبی و مادی و دنیوی خود را تامین کنند و به نام دین اهداف پلید و زشت و شوم خویش را برآورده سازند. این مسئولان دروغگو بدون این که روح اسلام و قوانین آن را درک کنند تا مستند به آیه یا حتی بخشی از آیه ، آن را حکم اسلام و قرآن معرفی می کنند و مثلا خواهان مراعات معاهدات بین المللی می شوند؛ زیرا مثلا خدا در قرآن خواهان «مراعات» آن با کلمه «راعون» شده است.(مومنون، آیه ۸؛ معارج، آیه ۳۲) در حالی که خدا در قرآن، مراعات عقد و عهد را متوقف به مراعات از سوی طرف دیگر دانسته است و در صورت نقض طرف دیگر، لزوم مراعات آن را برداشته است.(توبه، آیات ۴ و ۷)
  2. بیماردلی: استمرار در دروغگویی موجب بیماردلی و مرض قلب شده، به طوری که دیگر شناخت حق و گرایش بدان با مشکل مواجه می شود.(بقره، آیات ۸ تا ۱۰) از نظر قرآن، چنین حالتی در انسان بسیار خطرناک است؛ زیرا موجب می شود تا انسان در مسیر ضلالت، دنیا و آخرت خویش را تباه سازد و دوزخی گردد. در آیات قرآنی، برای بیماردلی آثار زیانباری گفته شد که می تواند برخاسته از همین دروغ و دروغگویی باشد؛ زیرا دروغ مانند شراب کلید هر گناه و خطایی است.
  3. نفاق و دورویی: از آثار زیانبار دروغگویی، گرفتاری انسان به بیماری خطرناک نفاق و دورویی است.(توبه، آیه ۷۷)
  4. روسیاهی: دروغگو انسانی است که حقیقت خویش را تباه کرده و در قیامت سیاه رو برانگیخته می شود که خود نماد وضعیت دوزخی چنین فردی است.(زمر، آیه ۶۰)
  5. زیان و خسران: از نظر آموزه های قرآنی، دروغگو بیش از آن که به دیگری ضرر و زیانی برساند به خودش زیان می رساند.(غافر، آیه ۸)
  6. فقدان ادارک: دروغگویی دل را می میراند و بیمار دل می شود و توانایی ادراکی خود را از دست می دهد.(جاثیه، آیات ۷ و ۸)
  7. محروم از هدایت: انسان ها همانند همه آفریده ها و مخلوقات الهی از هدایت تکوینی و فطری برخوردارند(طه، آیه ۵۰)؛ اما بهره مندی از هدایت پاداشی و تشریعی نیازمند بهره گیری از هدایت فطری است که از جمله مهم ترین آن ها، صداقت، امانت، وفا و مانند آن ها است.(بقره، آیات ۲ و ۳) کسی که صداقت ندارد، نمی تواند از هدایت های پاداشی بهره مند باشد.(زمر، آیه ۳؛ غافر، آیه ۲۸)
  8. محروم از رستگاری: دروغگویان از رستگاری در دنیا و آخرت محروم می شوند و نمی توانند از زندگی سعادت در آخرت بهره مند شوند.(یونس، آیه ۶۹؛ نحل، آیه ۱۱۶)
  9. طرد اجتماعی: همه انسان ها به طور فطری به صداقت و راستی گرایش و از دروغ نفرت و گریزش دارند. کسانی که دروغ می گویند از سوی مردم به عنوان زشتکاران شناخته و طرد می شوند.(غافر، آیه ۲۸)