یتیم نوازی در آموزه های قرآنی

پدر و پسر

بسم الله الرحمن الرحیم

یتیم به کودک نابالغی گفته می شود که پدر خویش را از دست داده باشد؛ چنان که بیوه به زنی گفته می شود که شوهرش مرده باشد؛ در حقیقت با مرگ مردی کودکی یتیم و زنی بیوه می شود و در شرایطی سخت قرار می گیرند؛ زیرا مسئولیت اصلی خانواده بر دوش مردی است که خدا در طبیعت او نوعی برتری و فضلیت ذاتی قرار داده تا به عنوان «قوام» و ستون های استوار ایستادگی و قیام، تکیه گاه دیگران از زن و فرزند باشد.

در آموزه های وحیانی قرآن، به مساله یتیم به عنوان کودکی بی پناه و نیازمندی پرداخته شده که نیازمند مراقبت های خاص و ویژه ای است تا بتواند از اندوه بزرگ فقدان پدر عبور کرده و نیازهای مادی و روانی اش از طریق اجتماع انسانی در حد امکان و استطاعت برآورده شده و به سبب فقدان پدر دچار بحران های گوناگون نشود؛ زیرا با حمایت های همه جانبه اجتماع است که یتیم می تواند به آن تعادل و اعتدال طبیعی بازگردد که با فقدان پدر در سنین کودکی ایجاد می شود.

آموزه های قرآنی به ابعاد گوناگون زندگی یتیم پرداخته و در اشکال متعدد و متنوع نیازهای مادی و معنوی اش را در قالب احکام حقوقی و اخلاقی و آداب به اجتماع گوشزد شده است.

احکام حقوقی یتیم

از نظر قرآن برای یتیم حقوقی به این عنوان ثابت است که برای دیگر کودکان ثابت نیست. مراعات این حقوق از سوی اجتماع در برخی از موارد واجب و در برخی دیگر مستحب است. از جمله این احکام می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. حرمت رفتار تحقیرآمیز با یتیمان: از نظر قرآن، هر گونه رفتار تحقیر آمیز با یتیم حرام و ممنوع است.(ضحی، آیه ۹؛ ماعون، آیات ۱ و ۲)
  2. حرمت رفتارهای خشونت آمیز با یتیمان: بر اساس آموزه های قرآنی رفتارهای خشونت آمیز با یتیم حرام است و دیگران نباید با آنان رفتاری قهرآمیز و تند و خشن داشته باشند یا از خود و اجتماع برانند و ایشان را طرد کنند.(همان)
  3. وجوب امتحان از یتیمان در راستای علم رشد اقتصادی آنان برای تصرفات مالکانه: اموال یتیم تا بلوغ در اختیار وصی و قیم شرعی و قانونی او قرار می گیرد و زمانی به یتیم بالغ داشته می شود که افزون بر بلوغ جنسی، به بلوغ رشدی و عقلی رسیده و بتواند در اموال خویش تصرف کند. بنابراین، همان طوری که والدین مالی را در اختیار سفیه و مجنون از فرزندان خویش قرار نمی دهند، در یتیم نیز افزون بر شرط بلوغ جنسی، بلوغ و رشد عقلی اقتصادی لازم است. براى تشخیص رشد اقتصادى آنان به هنگام برگردانیدن اموال‌شان، واجب است تا یتیمان آزموده شوند و از بلوغ اقتصادی و عقلی آنان اطمینان حاصل آید.(نساء، آیه ۶)
  4. وجوب آموزش یتیم برای رسیدن به بلوغ و رشد اقتصادی: از نظر قرآن، برای این که یتیم به رشد اقتصادی دست یابد باید آموزش های در این زمینه ببیند تا به بلوغ اقتصادی دست یافته و بتواند در مال خویش تصرف مالکانه داشته باشد.(همان) خدا در این آیه خواهان آن است که یتیمان از کودکی تا سن بلوغ جنسی و نکاح با آزمون ها و ابتلائات گوناگونی آموزش یابند تا در این مدت با انواع آموزش ها و آزمون ها به رشد اقتصادی دست یافته و با آن مانوس شوند؛ پس اگر به چنین رشدی دست یافتند و با آن مانوس شدند، اموال یتیم در اختیار وی قرار گرفته تا بتواند به اختیار تصرفات مالکانه داشته باشد. پس آموزش یتیم برای کسب مهارت و رشد اقتصادی لازم و ضروری است و نباید او را از فعالیت های خرد اقتصادی برای کسب توانایی و مانوس شدن با فعالیت های اقتصادی محروم کرد؛ زیرا انس و مانوس شدن با کاری یا چیزی جز به تکرار و آموزش و آزمون شدنی نیست؛ از این رو، لازم است تا به یتیمان آموزش های اقتصادی داده شود تا با آن مانوس شوند.
  5. استحباب موکد اعطاى مقدارى از اموال به یتیمان خویشاوند، هنگام تقسیم ارث: از نظر قرآن، مستحب است که در هنگام تقسیم اموال میت و مرده، به دیگران از خویشانی که در طبقات دیگر ارث هستند و ارث با وجود طبقات مقدم به آنان نمی رسد، و نیز مساکین ناتوان مالی و یتیمان، بخشی از اموال میت داده شود.(نساء، آیه ۸) بنابراین، همان طوری که بخشی از اموال به خویشاندان میت ، یتیمان غیر خویشاوند و مساکین غیر خویشاوند داده می شود، مستحب موکد آن است که به مسکین و یتیم خویشاوند به طریق اولویت چیزی از اموال میت داده شود.(همان) گفتنی است که مراد از «القسمه» در آیه همان تقسیم کردن ارث است. (مجمع‌البیان، ج ۳ – ۴، ص ۱۹؛ زادالمسیر، ج ۱، ص ۳۷۵)
  6. وجوب و لزوم رعایت قسط، در مورد یتیمان: قسط به معنای سهم چیزی است که به عنوان حق و حقوق به شکل مشاع برای شخصی ثابت است. به عنوان نمونه در هر مالی، سهم و سقطی به عنوان حق برای سائلان و محرومان قرار داده شده است.(ذاریات، آیه ۱۹؛ معارج، آیات ۲۴ و ۲۵) هم چنین گفته شد که در اموال میت، سهم و قسطی برای سه گروه خویشاوندان، مساکین و یتیمان است. بنابراین، لازم است در هر کاری هماره قسط و سهم یتیمان مراعات شود. در این میان اگر یتیم دختری باشد و کسی می خواهد با وی ازدواج کند باید توجه خاص و ویژه به حق و حقوق وی شده و تمام آن پرداخت شود. بنابراین، اگر لازم است مهریه ای پرداخت شود، به میزانی باشد که قسط و سهم او پرداخت شود نه آن که کم تر از حق و حقوق وی از مهریه به وی داده شود.(نساء، آیه ۱۲۷)
  7. وجوب و لزوم تأمین اقتصادى یتیمان از نسل پیامبر(ص)، از خمس: خمس بر هر در آمدی است که انسان به دست می آورد. نسبت به درآمدهای جنگی لازم نیست تا سال بر آن درآمد بگذرد، بلکه باید نخست خمس ادا شود؛ اما نسبت به باقیمانده از درآمد و مالی که سال بر آن گذشته است، خمس تعلق می گیرد و آن را باید به صاحبان آن یعنی سادات از نسل پیامبر(ص) بپردازند.(انفال، آیه ۴۱) بر اساس این آیه مستحقان خمس غیر از خدا و رسول (ص) و فرزندان از نسل ایشان، یتیمان، مساکین و درراه ماندگان نیز حقی از خمس می برند؛ اما به طور طبیعی یتیمان و مساکین و ابن سبیل از نسل پیامبر(ص) مقدم در بهره مندی از خمس خواهند بود.(همان)
  8. لزوم تأمین یتیمان از نسل پیامبر، از فى‌ء: هم چنین لازم است تا یتیمان از نسل پیامبر(ص) از فیء و درآمدهایی که در هنگام جنگ بی دردسر به دست آمده و در اختیار رهبری است، بهره برند و به آنان داده شود. (حشر، آیه ۷) البته چنان که گفته شد، اموال فیء و انفال عمومی، در اختیار رهبری و حاکم اسلامی است تا در مستحقان آن از جمله یتیمان و مساکین و ابن سبیل هزینه و خرج کند، و به طریق اولویت سادات از نسل پیامبر(ص) از یتیم و مسکین و ابن سبیل مقدم خواهد بود.(همان)
  9. استحباب باقى گذاشتن اموالى به واسطه موصى، براى یتیمان خود: مستحب است که انسان همه اموال خویش را بذل و بخشش نکند و بخشی از اموال را برای فرزندان خویش بگذارد و وصیت کند. در این میان وصیت برای فرزندان صغار و ضعافی که به بلوغ نرسیده اند، مستحب است تا وصی برای آنان حفظ و نگه داشته و سپس از بلوغ رشدی و اقتصادی در اختیار آنان قرار دهد.(نساء، آیه ۹) البته واژه ضعاف می تواند شامل فرزندان سفیه و مجنون یا هر ناتوان عضوی و عقلی نیز باشد که نیاز بیش تری به مراقبت و توجه دارند. بنابراین، مستحب است تا افزون بر فرزندان صغار به دیگر فرزندان ضعیف و ناتوان نیز توجه خاص و ویژه ای در هنگام وصیت بشود و حقوق آنان مورد توجه و عنایت خاص قرار گیرد.(همان)
  10. وجوب ابلاغ احکام درباره یتیمان: همان طوری که پیامبر صلى‌الله‌علیه‌و‌آله موظّف به اعلام ارزشمندى اصلاح امور یتیمان است(بقره، آیه ۲۲۰)، دیگرانی که به این احکام آگاه هستند باید جاهلان را نسبت به این حکم آگاه کنند و اجازه ندهند تا حق و حقوق یتیمان نادیده گرفته شود.
  11. جواز تادیب یتیم: این که گفته شد، هر گونه خشونتی نسبت به یتیم جایز نیست، خشونتی است که در راستای تحقیر و اهانت و مانند آن ها است؛ اما اگر خشونت و تنبیه در راستای تادیب و ادب کردن یتیم باشد، همانند تادیب فرزندان خویش جایز و روا است. البته باید شرایط تادیب و تنبیه و خشونت بر اساس شریعت و اخلاق مراعات شود.(نساء، آیه ۹) زیرا جمله «ولیقولوا قولا سدیدا» دلالت بر جواز تأدیب یتیمان با گفتارى مناسب با حال و شأن آنان دارد. (زبده البیان، ج ۲، ص ۶۱۴)
  12. حرمت آزاررسانی و پرخاشگری: هر گونه آزاررسانی و برخورد قهر آمیز و خشونتی جایز و روا نیست.(ضحی، آیه ۹) در همین راستا نمی توان نسبت به یتیم پرخاشگری داشت و با زبان و کلام یا اشاره و مانند آنان ایشان را آزرد. بر اساس آموزه های وحیانی قرآن کسانی به این نوع رفتار و گفتار زشت رو می آورند که اعتقادی به قیامت ندارند؛ از نظر قرآن پرخاش به یتیمان و آزار آنان از اعمال و رفتارهای تکذیب کنندگان قیامت است.(ماعون، آیه ۶)
  13. حرمت تصاحب اموال یتیم: هر گونه تصرف به دور انصاف در مال یتیم حرام است.(نساء، آیه ۶) از نظر قرآن کسانی به تصاحب و غصب مال الارث یتیم می پردازند که گرفتار غفلت از آزمایش خداوند و نیز گرفتار دلبستگى به مال دنیا هستند.(فجر، آیات ۱۶ تا ۲۰) به سخنی دیگر، به یک معنا دنیاطلبى و ثروت‌اندوزى، زمینه‌ساز بى‌اعتنایى به ایتام و دست یافتن به مال و ارث آنان است.(همان)
  14. حرمت محروم سازی یتیم: از نظر قرآن محروم سازی یتیم از ارث حرام و گناهی بزرگ است. از همین روست که خدا به محروم‌کنندگان یتیمان، بعد از خود، از ارث هشدار می دهد و اجازه نمی دهد تا فرزندان خردسال خویش را از ارث محروم سازنند.(نساء، آیات ۷ تا ۹ و ۱۲۷) باید یادآور شد که این مطلب بر اساس شأن نزول آیه است که برخى با وصیّت اموال خود براى صرف در امور خیریه، فرزندان خویش را از ارث محروم مى‌ساختند. خدا به این دسته افراد فرموده است که حق ندارند اموال خویش را چنان وصیت کنند که چیزی به فرزندان صغار و یتیم خودشان نرسد.(مجمع‌البیان، ج ۳ – ۴، ص ۲۰ – ۲۱) در روایت است فردی از دنیا رفت و پیامبر(ص) بر جنازه اش نماز خواندند. او فرزندان کوچکی داشت؛ ولی تمام اموالش را وقف کرده بود و فرزندانش به گدایی افتاده بودند. حضرت(ص) فرمود: اگر من خبر داشتم که اموالش را وقف کرده است، اجازه نمی دادم که جسد او را در قبرستان مسلمانان دفن کنند.( گفتارهای معنوی، ص ۱۵۹) از نظر قرآن نباید در حق کودکان صغیر خویش اجحاف و ظلم کرد و آنان را از ارث محروم نمود؛ خدا در بیان فلسفه و هدف این حکم خویش به ظلمی اشاره می کند که از سوی دیگران به این یتیمان خواهد رسید. به سخن دیگر، مصون ماندن فرزندان انسان از اجحاف دیگران، فلسفه حرمت اجحاف به یتیمان با محروم سازی ارث از ایشان است.(نساء، آیه ۹) پس وقتی به کودکان صغار ارثی می رسد از ظلم دیگران در امان خواهند ماند؛ وگرنه در دست و پای دیگران قرار گرفته و مورد ظلم واقع می شوند.
  15. جواز ازدواج با دختران یتیم: ازدواج با دختران یتیم با رعایت عدالت قسطی و پرداخت حقوق ایشان از جمله مهریه جایز است(نساء، آیه ۳)؛ ولی اگر ترس و خوفی دارد که نمی تواند عدالت قسطی را مراعات کند، نباید ازدواج کند.(همان) البته از نظر قرآن، ازدواج با دختران یتیم، به قصد خیر و کمک به آنان ممدوح و مورد تشویق و ستایش الهی است.(نساء، آیه ۱۲۷) اما اگر کسی بخواهد با این ازدواج به اموال آنان دست یافته و برای خود زندگی درست کند، مورد نکوهش و سرزنش خدا خواهد بود.(همان)
  16. لزوم اصلاح امور یتیمان: اصلاح امور یتیمان و پرهیز از افسادگرى، در امور مربوط به آنان لازم و واجب بر مومنان است(بقره، آیه ۲۲۰) و خدا بر این امر تاکید و مومنان را بدان تشویق و ترغیب می کند؛ زیرا اصلاح کارهای آنان بهتر از کناره گیری است که به یتیمان بیش تر صدمه و آسیب وارد می سازد.(همان) از نظر قرآن تنها در صورت اصلاح امور یتیم و مصالح او است که می توان در مال وی تصرف کرد.(همان؛ انعام، آیه ۱۵۲؛ اسراء، آیه ۳۴)
  17. وجوب و استحباب اطعام یتیمان: از نظر قرآن، اطعام یتیمان و خوراک دادن به ایشان امری ممدوح و مورد ترغیب و تشویق خدا است. در این میان اطعام یتیمان خویشاوند دراولویت است.(بلد، آیات ۱۴ تا ۱۷) از نظر قرآن اطعام یتیمان نیازمند از مصادیق رفتار مقربان و بندگان خاص خدا است که ابرار از آنان پیروی می کنند.(انسان، آیات ۵ تا ۸) هم چنین از نظر قرآن، اطعام یتیم در روزگار گرفتارى آنان به گرسنگى، نشانه موفقیّت در مجاهده با هواهاى نفسانى و عبور از عقبات دنیا و آخرت است.(بلد، آیات ۱۱ تا ۱۷) این برداشت بر اساس یکى از احتمالات، مقصود از «عقبه» تمثیلى از مجاهده نفس است که همانند صعود از گردنه‌هاى دشوار است. (مجمع‌البیان، ج ۹ – ۱۰ ، ص ۷۵۰) از نظر قرآن چنین رفتار ایثارگریانه که شخص حتی از حق خویش بگذرد و غذای خویش را به یتیم بدهد، در حقیقت نوعی مجاهدت نفس کرده است و در مقام اکرام ایثاری قرار دارد.(انسان، آیات ۵ تا ۸) زیرا گاه انسان با این که نیاز دارد و غذا و طعام محبوب و مورد نیاز اوست، ولی به حب الهی از خود می گذرد و آن را به یتیم ایثار می کند.(همان) البته در شرایطی این اطعام واجب است؛ زیرا خدا می فرماید رساندن غذا به ایتام، در هنگام قحطى، وظیفه بزرگ و سنگین براى افراد با ایمان و ثروتمند است و آنان نباید از زیر بار این مسئولیت عظیم شانه خالی کنند.(بلد، آیات ۱۱ تا ۱۹) اگر کسی بر خلاف وظیفه عمل کند و از اطعام به ایتام خویشاوند به ویژه در زمان های سخت اعراض کند، در زمره اصحاب شوم در قیامت قرار گرفته و عذاب های خاصی را باید متحمل شود.(همان)
  18. وجوب تکفل یتیم: از نظر قرآن، تکفل یتیم واجب است. بر اساس آیات قرآنی تکفل و رسیدگى به امور یتیمان و انفاق به آنان امری واجب و لازم است(بقره، آیه ۲۱۵) هر چند که انفاق به یتیم خویشاوند و غیر وارث، هنگام تقسیم ارث استحباب باشد.(نساء، آیه ۸) به هر حال، حمایت همه جانبه از یتیم کار مستحب و برخی از امور واجب است و کسانی که به این کار اقدام می کنند خود را از خشم خدا در امان نگه داشته و در زمره اصحاب یمین قرار می گیرند.(بلد، آیات ۱۱ تا ۱۹) باید دانست هر چند قیام به امور ایتام با رعایت عدالت و قسط، از مصادیق خیر و نیکى است(نساء، ایه ۱۲۷)؛ ولی قبول سرپرستى اموال ایتام، تعهّدى مسئولیّت‌آور است.(انعام، آیه ۱۵۲؛ اسراء، آیه ۳۴)
  19. استحباب پذیرش و نوازش یتیم: از نظر قرآن پذیرش و نوازش ایتام و اظهار محبّت به آنان، امری مطلوب و پسندیده در اسلام است.(ضحی، آیه ۹؛ ماعون، آیات ۱ و ۲) خدا در قرآن بیان می کند یتیم نوازی شیوه معتقدان به قیامت و جزای آن روز است.(همان)
  20. حرمت ترشرویی : نمی توان با یتیم برخوردی داشت که نشان از ترشرویی است؛ زیرا کسانی که قیامت را معتقد نیستند این گونه عمل می کنند.(ماعون، آیات ۱ و ۲)

احکام ویژه مال یتیم

از آن جایی که مهم ترین مباحث در یتیم مسایل مالی اوست به شکل خاص به این مبحث توجه داده می شود؛ زیرا مرکز خطا و وسوسه های شیطان اموال است.

برخی از مهم ترین مسایل و احکم ویژه مال یتیم عبارتند از:

  1. جواز تصرّف مصلحت‌آمیز در اموال یتیم، در راستاى حفظ منافع آنان.( انعام، آیه ۱۵۲)
  2. حرمت اسراف و سوء استفاده اولیاى ایتام از اموال آنان. (نساء، آیه ۶)
  3. جواز تصرّف ایتام در اموال‌شان، با اذن و نظارت ولىّ( نساء، آیه ۶)
  4. عدم جواز تصرّف در مال یتیم، به دور از کجى و انحراف و زمینه‌ساز پندپذیرى( انعام، آیات ۱۵۲ و ۱۵۲) از نظر قرآن رسیدن به تقوا در گرو پرهیز از تصرّفات ناروا در اموال یتیمان است.(همان)
  5. جواز برداشت اولیاى ایتام از اموال آنان به صورت قرض، در صورت نیاز ضرورى به آن.(نساء، آیه ۶) امام باقر علیه‌السلام در ذیل آیه فرمودند: سرپرست و ولىّ یتیم مى‌تواند به مقدار نیاز از اموال یتیم به صورت قرض برداشت نماید. (مجمع‌البیان، ج ۳ – ۴ ، ص ۱۷؛ تفسیر البرهان، ج ۱، ص ۳۴۵، ح ۲۰)
  6. وجوب گواه گرفتن براى متولّیان امر ایتام، هنگام تحویل اموال‌شان به آنان.(نساء، آیه ۶)
  7. جواز تصرّف در اموال یتیم با در نظر گرفتن مصلحت یتیم. (بقره، آیه ۱۲۰؛ انعام، آیه ۱۵۲؛ اسراء، آیه ۳۴)
  8. وجوب تسریع در پرداخت اموال یتیم به وى، بعد از احساس بلوغ، بر وصىّ او(نساء، آیات ۲ و ۶ ) زیرا آیه خطاب به اوصیاى یتیمان است. (مجمع‌البیان، ج ۳ – ۴، ص ۷؛ معالم‌التنزیل، بغوى، ج ۱، ص ۵۶۲)
  9. وجوب احراز تحقّق رشد و بلوغ در یتیم، از شرایط تحویل اموال به آنان است بدون احراز آن نمی توان به ایشان داد.(نساء، آیه ۶؛ انعام، آیه ۱۵۲؛ اسراء، آیه ۳۴)
  10. عدم جواز سپردن اموال ایتام به آنان، قبل از بلوغ و رشد.(نساء، آیه ۵) در روایتى امام صادق علیه‌السلام در پاسخ سؤالى از آیه مزبور فرمود: ایشان یتیمان هستند. اموال‌شان را به آنها ندهید تا بدانید به رشد رسیده‌اند. (تفسیر عیّاشى، ج ۱، ص ۲۲۰، ح ۲۳؛ تفسیر نورالثقلین، ج ۱، ص ۴۴۲، ح ۵۰)
  11. وجوب ردّ اموال یتیم پس از بلوغ و احراز رشد اقتصادى آنان؛(نساء، آیه ۶)
  12. جواز شرکت در اموال ایتام و استفاده از آن، در عوض کار انجام گرفته براى آنان(بقره، آیه ۲۲۰) مقصود از «تخالطوهم» شریک شدن در اموال یتیمان و مخلوط نمودن اموال آنان با اموال خود و در نتیجه برگرفتن عوض و اجرت خود از مال آنان است. (مجمع‌البیان، ج ۱ – ۲، ص ۵۵۹) اصولا از نظر قرآن مال یتیم، وسوسه‌انگیز و زمینه‌ساز لغزش انسان، در صورت تصرّف بیجا در آن است. بنابراین باید خیلی مواظب بود.(انعام، آیه ۱۵۲؛ اسراء، آیه ۳۴)
  13. عدم جواز تصرّف ناصحیح، در اموال یتیم عهد الهى است و باید انجام شود.(همان)
  14. جواز بهره‌گیرى متعارف از مال یتیم براى ولىّ وى، در مقابل زحماتى متحمّل شده در جهت مصلحت یتیم(نساء، آیه ۶)
  15. جواز تصرّف در اموال ایتام، در صورت پرهیز از ظلم(نساء، آیه ۱۰)
  16. حرمت هرگونه تجاوز، در داراییهاى ایتام(انعام، آیه ۱۵۲؛ اسراء، آیه ۳۴)
  17. عدم جواز تصرّف، در اموال یتیم از روى اسراف.(نساء، آیه ۶)
  18. جواز تصرّف ضرورى و لازم در اموال یتیمان، براى متولّیان امور آنان(همان) از مفهوم جمله مذکور استفاده مى‌شود در صورتى که تصرّف از روى اسراف نباشد، جایز است.
  19. حرمت تصرّف غاصبانه و ناروا، در مال یتیم(نساء، آیه ۲)
  20. حرمت تصرّف بیجا و حیف و میل اموال یتیم: (نساء، آیه ۶؛ انعام، آیه ۱۵۲؛ نساء، آیه ۳۴)
  21. عدم جواز تصرّف در اموال ایتام، بعد از رسیدن آنان به رشد و بلوغ (همان)
  22. حرمت تصرّف ظالمانه و ناروا در مال یتیم و لزوم پرهیز از آن. (نساء، آیه ۱۰؛ انعام، آیه ۱۵۲)
  23. حرمت تبدیل و تعویض اموال مرغوب ایتام به اموال غیر مرغوب.(نساء، آیه ۲)

احکام اخلاقی در راستای تکریم یتیمان

در آموزه های وحیانی افزون بر احکام حقوقی، احکام اخلاقی در قالب بایسته ها و شایسته های اخلاقی در راستای تکریم و احترام یتیمان بیان شده است. مراعات این احکام بر همگان لازم و واجب است؛ زیرا در تعاملات اجتماعی با یتیم تنها خویشاوند یا وصی و قیم با او درگیر نیست، بلکه کسانی دیگر نیز به اشکال گوناگون در روابط با او نیازمند حفظ حرمت ها و تکریم یتیمان به ویژه مسلمانان و مومنان از یتیمان هستند.

در آیات قرآنی بارها و به اشکال گوناگون بر وجوب و لزوم بها دادن به شخصیّت ایتام توجه داده شده است. از نظر قرآن لازم است تا در تعاملات اجتماعی شخصیت یتیمان صیانت شود و هیچ گونه تعرض و تعریضی نسبت به آنان روا داشته نشود، بلکه بر همگان است تا یتیمان را مورد احترام و اکرام قرار داده و شخصیت آنان را صیانت کنند. (فجر، آیات ۱۶ و ۱۷)

باید توجه داشت که گرفتار و ابتلای کسی به مصیبتی چون تنگمالی به معنای اهانت و خواری او نیست و نمی بایست تنگمالی یا گرفتاری به مصیبت فقدان پدر را به عنوان اهانت ارزیابی کرد و نسبت به این افراد تحقیر آمیز رفتار کرد و از تکریم آنان غافل ماند؛ بلکه کرامت انسانی که ذاتی هر کسی است باید مراعات شود؛ درباره یتیم مسلمان به سبب وجود کرامت اکتسابی اسلام باید این تکریم افزایش و تشدید شود.

بر اساس همین آیات سوره فجر، ترک اکرام یتیم، سبب کم شدن روزى انسان در دنیا و گرفتارى عذاب بى‌نظیر در قیامت می شود که کسی دیگر از صاحبان گناهان دیگر به آن مبتلا نمی شود؛ در حقیقت برای این نوع گناه عذابی خاص است که برای دیگر گناهان نیست؛ بنابراین باید انسان مراقب باشد تا چنین رفتاری را در پیش نگیرد.(فجر، آیات ۱۶ و ۱۷ و ۲۵)

قران هشدار می دهد که ترک اکرام یتیم، از موجبات نکوهش خداوند و از اسباب ذلّت و خوارى در پیشگاه او است.(همان) بنابراین، انسان خردمند کاری نمی کند که اسباب ذلت و خواری خویش را فراهم آورد، بلکه تلاش می کند تا در پیشگاه خدا از عزت الهی برخوردار بوده و مورد توجه و عنایت خدا قرار گیرد. بنابراین، می بایست با بهره گیری از اسباب عزت از جمله توجه و تکریم به یتیمان این عزت را برای خود کسب کند. به سخن دیگر، باید هر کسی با تکریم و احترام به یتیم، سبب عزّت و گرانقدرى خود در نزد خدا را فراهم آورد.(فجر، آیات ۱۵ تا ۱۷) گفتنی است واژه «کلّا» در آیه ردع و راندن نسبت به توهم کرامت به سبب برخوردارى از ثروت است؛ در حقیقت آیه بیانگر این جهت است که در صورت عدم اکرام یتیم کرامت حاصل نخواهد شد. پس کسی که دنبال اسباب کرامت است بداند که با ثروت به چنین کرامتی نمی رسد، بلکه عزت و کرامت در سایه تکریم یتیمان و مانند آن ها حاصل می شود.(المیزان، ج ۲۰، ص ۲۸۳)

البته بسیاری از مردم چون گرفتار معیارهای ارزشی دنیا هستند، به این معیارهای واقعی توجه و اهتمامی ندارند، از این روست که برای بسیاری از مرم این حقیقت زمان یآشکار می شود که دیگر دیر شده است؛ زیرا از نظر قرآن برای اکثریت مردم ، آشکار شدن ارزش حقیقى اکرام ایتام، در قیامت خواهد بود. (فجر، آیات ۱۷ تا ۲۳) مقصود از «یتذکّر» در آیه به قرینه سیاق، متذکّر شدن انسان به این است که بهره‌مندیهاى دنیایى وسیله امتحان وى بوده و او در آن کوتاهى نموده است. در حقیقت خدا به او مال و ثروتی داده یا قدرت های دیگر بخشیده تا آن را در شکر عملی به کار گیرد و در راستای کمال خویش و دیگران بهره برد؛ از آن جمله کارهایی که شکر عملی را نشان می دهد تکریم «یتیم» است که وی از آن سرباز زده و در مدت عمر خویش در دنیا وی را اکرام ننموده است.

البته از نظر قرآن، تکریم واقعی و حقیقی نسبت به یتیمان هماره از سوی کسانی خواهد بود که به خدا و آخرت و حسابرسی آن اعتقاد داشته و با اعمال نیک خویش از جمله مواظبت و مراقبت دایمی نسبت به نماز، به عنوان برترین نماد بندگی در برابرخدا، به تکریم و مراقبت از یتیمان می پردازند. در حقیقت مراقبت از نماز، زمینه‌ساز احترام یتیم و رسیدگى به امور آنان است؛ زیرا چنین افرادی هم چنان که مراقب اوقات نماز و انجام بندگی هستند و هیچ کوتاهی و سهوی در در آن ندارند، آنان هم چنین مراقب اوضاع یتیم و برآورد نیازهای او هستند و هیچ گونه کوتاهی و سهو در انجام این مسئولیت اجتماعی ندارند؛ این در حالی است که بی نمازها از هر گونه مراقبت دست برداشته و حتی به اهانت و راندن یتیمان و تحقیر آنان می پردارند.(ماعون، آیات ۲ تا ۵)

برخی از کوته فکران به سبب هشدارهای تهدید آمیز خداوند نسبت به تکریم و انجام واجبات درباره یتیم به این اندیشه و رفتار باطل گرایش یافتند تا از هر گونه همزیستی با آنان خودداری کرده و این گونه خود را در امنیت قرار دهند؛ در حالی که این گونه رفتار چیزی جز طرد عملی یتیمان از اجتماع نیست. به طور طبیعی طرد اجتماعی یتیمان نه تنها سودی به آنان نمی رساند بلکه موجبات افسردگی و تشدید فشارهای اندوه و اضطراب و عدم رشد اقتصادی به سبب ترک معامله و تجارت با آنان یا وصی آنان می شود. از همین روست که خدا به مومنان هشدار می دهد که وجوب تکریم و مراعات حقوق یتیمان را نمی بایست مساوی با طرد اجتماعی و عدم همزیستی با آنان تلقی کنند و از افراط به تفریط بگرایند. بر همین اساس قرآن بر همزیستى با ایتام و بها دادن به شخصیّت آنان و اکرام و احترام ایشان تاکید داشته و آن را عاملی ارزشمند و مورد تشویق خدا دانسته است.(بقره، آیه ۲۲۰؛ فجر، آیه ۱۷)

باید توجه داشت خدا انسان را به انواع گوناگون می آزماید و هماره در ابتلاء و فتنه ها قرار می دهد.(عنکبوت، آیات ۲ و ۳؛ بقره، آیات ۱۵۵) از جمله ابزار ابتلاء و فتنه الهی، ایتام هستند تا دانسته شود، مردم با ایشان چگونه تعامل می کنند. در حقیقت ایتام وسیله آزمایش خداوند از ثروتمندان نسبت به اکرام آنان است.(فجر، آیات ۱۵ تا ۱۷)

تکریم با یتیمان باید در قالب انواع رفتارها و کارهای خیر و نیک انجام گیرد. پس نیک گفتاری و پرهیز از تحقیر و تمسخر کلامی آنان و هم چنین نیک کرداری و نیکوکاری از جمله رویه هایی است که تکریم یتیمان به آن تحقق می یابد. از نظر قرآن لازم است تا برخورد نیک با یتیمان هنگام بهره‌مند ساختن آنان از ارث انجام شود؛ در حقیقت با بهره مندسازی آنان به مالی از میت و مرده ، نیکوکاری را نسبت به آنان انجام داده و آنان را این گونه تکریم نمایند. (نساء، آیه ۸) هم چنین در همین راستا لازم است تا با رعایت ادب در گفتار، نسبت به یتیمان تکریم را به نمایش گذاشت و سخنی جز به استواری و زیبایی نگفت و فصاحت و بلاغت را مراعات کرد.(نساء، آیات ۸ و ۹) گفتنی است قول معروف در آیه ۹ سوره نساء به معناى گفتارى است که شرعا و عرفا پسندیده باشد که از آن به گفتار مؤدّبانه نیز تعبیر مى‌شود. (مجمع‌البیان، ج ۳ – ۴، ص ۱۹؛ التفسیر المنیر، ج ۴، ص ۲۶۸)

از نظر قرآن غفلت از امتحان الهى، سبب ترک احترام یتیمان و بى‌اعتنایى به آنان و باعث دلبستگى به ثروت و مال ایتام می شود(فجر، آیه ۱۵)؛ پس انسان باید هماره هوشیار باشد که هر دم از زندگی دنیوی جز امتحان و ابتلاء و فتنه الهی نیست و خدا هماره انسان را در دنیا به اسباب و ابزارهای گوناگون و متعدد می آزماید.

از نظر قرآن هر گونه غفلت و نیز بى‌اعتنایى به ویژه از سوی ثروتمندان نسبت به یتیمان امری زشت و نکوهیده است و موجب هلاکت انسان می شود. (بلد، آیات ۶ و ۱۴ و ۱۵؛ فجر، آیات ۱۵ تا ۱۷)

از نظر قرآن، عدم توجّه و بى‌اعتنایى به ایتام، خود بهترین نشانه از وضعیت انسان و شاکله شخصیتی اوست؛ زیرا این امر نشانه ردّ شدن شخص به ویژه ثروتمندان در امتحان الهى است.(همان) چنین اشخاصی که در امتحان الهی رد شدند و توفیق رفیق آنان نشده است باید بدانند که خداوند، در کمین ثروتمندان بى‌اعتنا به اکرام ایتام است و آنان را به سختی گرفته و مجازات می کند. (همان)

بنابراین، موفق کسی است که نه تنها به یتیمان بی اعتنا نیست بلکه توجه خاص و ویژه ای به آنان دارد. این گونه است که شخص تکریم کننده خود مورد عنایت الهی قرار می گیرد؛ زیرا از نظر قرآن هر گونه توجه به ویژه پناه دادن به یتیم بی پناه امری ارزشمند و مورد عنایت الهی است.

از نظر قرآن، ارزشمندى پناه دادن و فراهم کردن مکان مناسب براى یتیمان و رهانیدن‌شان از سرگردانى، از سنن الهى احترام به یتیم و تکریم اوست(ضحی، آیه ۶)؛ پس همان طوری که خدا به یتیم پناه می دهد، مومنان نیز باید این گونه باشند و سنت و رویه الهی را در زندگی در پیش گیرند.

احسان و نیکوکاری به یتیمان

تکریم در اشکال گوناگون انجام می شود؛ یکی از آن اشکال، احسان است. احسان به معنای نیکوکاری در شکل اساسی عفو و گذشت نسبت به خطاها و ایثارگری انجام می شود. در حقیقت دو نوع احسان عفوی و احسان اکرامی یا ایثاری وجود دارد. مومنان می بایست در مقام محاسن اخلاقی و مکارم اخلاقی با دیگران تعامل داشته باشد؛ این بایستگی نسبت به گروه هایی از مردم مورد تاکید بیش تر قرار می گیرد. از این روست که در قرآن نسبت به والدین سخن از چنین احسانی در حد وجوب موکد است. هم چنین لازم است با یتیمان این گونه رفتار شود.

از نظر قرآن، احسان و نیکى نمودن به یتیم، در کنار احسان به والدین و خویشاوندان و مساکین از مهم ترین وظیفه مؤمنان در کنار عبادت خدا است. خدا می فرماید: وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِیمُوا الصَّلاَهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلاَّ قَلِیلاً مِنْکُمْ وَأَنْتُمْ مُعْرِضُونَ.(بقره ، آیه ۸۳)

باید توجه داشت احسانى که مورد اخذ میثاق خدا از بنى‌اسرائیل است، در احسان به یتیم بر امّت اسلام نیز واجب است.(مجمع‌البیان، ج ۱ – ۲، ص ۲۹۸) پس این گونه نیست که این پیمان اختصاص به یهودیان داشته باشد و هیچ ارتباطی به امت اسلام نداشته باشد؛ زیرا این احکام تغییر نکرده است.(همان)

پیمان گرفتن خدا از بنى‌اسرائیل، جهت احسان به یتیم به شکلی پیمانی نسبت به همه مسلمانان و مومنان در همه شرایع الهی اسلام است و تفاوتی در این زمینه میان امت اسلام در شرایع گوناگون نیست و این حکم برای همگان است.(همان)

البته در آیات دیگر قرآن، بر احسان و نیکى به ایتام توجه داده شده و خدا این امر را مورد عنایت و سفارش خویش قرار داده است و از مردمان خواسته تا به احسان یتیمان توجه داشته باشند. در حقیقت همان حکمی که در باره یهود بیان شده در قوانین و احکام شریعت اسلام نیز مورد امضا و تایید است.(نساء، آیات ۳۶ و ۱۲۷)

با نگاهی به چینش احسان نسبت به افراد می توان گفت که اولویّت احسان و نیکى به ایتام، پس از پدر و مادر و خویشان است؛ به این معنا که احسان و نیکوکاری اول نسبت به والدین سپس به خویشان و سپس به یتیمان خواهد بود و در مراحل پس آن همسایگان نزدیک و سپس ابن سبیل و در نهایت بردگان باید مورد احسان قرار گیرند.(نساء، آیه ۳۶)

از نظر قرآن ، کمک‌کننده به یتیم، از زمره نیکوکاران و محسنان خواهد بود و از برکات مقام محسنان بهره مند می شود.(بقره، آیه ۱۷۷) البته واژه برّ به نوعی احسان فراگیر و گسترده اشاره دارد که بیانگر دریادلی شخص و گشاده دستی است به طوری که همگان از خیرات و نیکی هایش بهره مند می شوند.

حقوق یتیمان در اسلام

در اسلام حقوقی برای یتیمان در نظر گرفته شده که برخی از آن ها در آیات قرآنی آمده است. در این جا به این حقوق به طور کلی اشاره می شود. از نظر قرآن مراعات این حقوق لازم و ضروری است؛ زیرا تضییع حقوق یتیمان، زمینه‌ساز عقوبت دنیایى و آخرتى خواهد بود.(نساء،آیه ۹)

هم چنین از نظر قرآن، اعتقاد و باور انسان به علم خداوند، زمینه‌ساز رعایت حقوق ایتام است(نساء، آیه ۱۲۷) پس لازم است تا انسان در این زمینه با احتیاط تمام وارد شود؛ زیرا از نظر قرآن لازم است انسان با خوف و خشیت، نسبت به تضییع حقوق یتیمان در این عرصه وارد شود.(همان؛ نساء، آیه ۹)

بر اساس آموزه های وحیانی قرآن رعایت قسط و عدالت، در مورد ایتام از حقوق اساسی است که باید رعایت شود.(نساء، آیه ۱۲۷) چرا که از نظر قرآن، رعایت حقوق ایتام، از مصادیق تقوا و پرهیزکارى است.(نساء، آیات ۱ و ۲) در حالی که تجاوز به حقوق ایشان به معنای بی تقوایی است؛ در عرصه نخست و جاهلیت این گونه رفتار می شد و حقوق یتیمان تضییع می شد.(نساء، ایه ۱۲۷) به نظر می رسد که عامل مهم در این امر بیش تر اموال یتیمان به ویژه دختران بوده است؛ زیرا رغبت به ازدواج با دختران یتیم، به قصد پایمال کردن حقوق آنان در عصر بعثت وجود داشته است.