گوشه گیری اجتماعی، آثار مثبت و منفی

گوشه گیری یا عزلت و اعتزال به معنای کناره گیری از جمع و اجتماع با توجه به اهداف و انگیزه های مختلف، می تواند مثبت و منفی و نیز ارزشی و ضد ارزشی باشد. هم چنین کناره گیری در موقعیت ها و زمان ها و مکان های گوناگون نیز تاثیر متفاوت در ارزشی و ضد ارزشی آن به جا می گذارد. بنابراین، قضاوت در ارزشی و ضد ارزشی بودن گوشه گیری بستگی به عوامل و علل چندی دارد. در اسلام گوشه گیری و عزلت در قالب اعتکاف برای زمانی محدود برای کسب رشد معنوی و عرفانی تجویز بلکه تشویق شده است؛ در همان حال گوشه گیری اجتماعی و اعتزال در موقعیت های دیگر منع و نهی شده و بر مشارکت اجتماعی تاکید و تشویق شده است. همان اندازه که از مجالست و هم نشینی با بدان نهی شده و عزلت از این افراد مورد تاکید قرار گرفته، مجالست با عالمان خردمند و پارسا مورد تشویق است.

در روان شناسی و نیز روان شناسی اجتماعی هنگامی که از اختلال شخصیتی سخن به میان می آید، مواردی چون اختلال اجتنابی و اختلال شخصیت ضد اجتماعی به عنوان یک بیماری روانی مورد بحث قرار می گیرد. شاید میان گوشه گیری مثبت و ارزشی با شخصیت اجتنابی نشانه های مشترکی یافت شود؛ اما باید توجه داشت که گوشه گیری اختیاری مثبت و سازنده، برخاسته از ترس موهوم نیست، بلکه از ترس واقعی است؛ در حالی که در شخصیت اجتنابی چنان دانسته می شود، ترس موهومی به دلایل و عواملی چون برداشت های منفی و سوء برداشت، شخص از جامعه و اجتماع اجتناب می کند و از حضور در جمع و اجتماع گریزان است. اما نشانه های شخصیت ضد اجتماعی اصولا با گوشه گیری هیچ ارتباطی ندارد، بلکه شخصیت ضد اجتماعی علیه اجتماع است و رفتارهای ضد اجتماعی خشونت باری را از خود بروز می دهد.

ارزش عزلت مقطعی کمال گرایانه

جدا شدن از زن و فرزند و گوشه نشینی برای عبادت، گوشه نشینی و خانه نشینی برای اعتراض، انزوا و کناره گرفتن از خلق برای دوره ای در راستای خودسازی و تزکیه نفس و مواردی از این دست، در اسلام نه تنها مورد نکوهش نیست، بلکه موجب تشویق و ترغیب است؛ زیرا این گوشه نشینی، خلوت گزینی و عزلت و اعتزال، مقطعی و در راستای مقاوم سازی نفس در برابر فشارهای سهمگین اجتماعی، آمادگی برای مشارکت سازنده و افزایش ظرفیت و توانایی برای دستگیری و کمک به خلق است.

واژه اعتزال در آیاتی دیگر چون آیه ۱۶ سوره کهف و نیز آیات ۴۸ و ۴۹ سوره مریم درباره اعتزال از بت پرستان و آیین آنان، آیه ۲۲۲ سوره بقره در راستای اعتزال از زناشویی با زنان در هنگام حیض، آیه ۹۰ سوره نساء درباره اعتزال و کناره گیری دشمن از ادامه جنگ، وآیه ۲۱ سوره دخان درباره اعتزال از همراه با موسی (ع) به سبب عدم ایمان به آن حضرت(ع) به کار رفته است.

در آیات قرآنی و روایات معتبر اسلامی، عزلت مثبت و ارزشی زمانی مورد تجویز و حتی تشویق قرار می گیرد که در راستای اهدافی متعالی و از نظر زمانی مقعطی و محدود باشد. برخی از مهم ترین اهداف عزلت ارزشی و مثبت عبارتند از:

۱. مقاومت در برابر کافران و صیانت از دین و آیین اسلام: در قرآن، از عزلت و اعتزال در راستای مقاومت علیه فشارهای سهمگین دشمنان سخن به میان آمده است. به این معنا که وقتی شخص یا گروهی خود را در برابر فشارهای کافران در موقعیتی می بیند که حضور در جامعه موجب خروج از دین اسلام می شود، باید خود را از این جمعیت و اجتماع بیرون کشد و برای سلامت دین خویش، اعتزال و گوشه گیری از مردم را در پیش گیرد. خداوند آن را فضلیتی برای کسانی دانسته که برای حفظ دین خویش ناچار به اعتزال از مردم و اجتماع هستند. خداوند درباره اعتزال و گوشه گیری اصحاب کهف از مردم زمانشان به علل و چرایی این اقدام آنان می پردازد و می فرماید: وَ إذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما یَعْبُدُونَ إلاَّ اللّهَ فَأْوُوا إلَى الْکَهْفِ یَنْشُرْ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یُهَیِّئْ لَکُمْ مِنْ أمْرِکُمْ مِرْفَقا؛ و چون از آنها و از آنچه که جز خدا مى ‏پرستند کناره گرفتید پس به غار پناه جویید تا پروردگارتان از رحمت‏ خود بر شما بگستراند و براى شما در کارتان گشایشى فراهم سازد.(کهف، آیه ۱۶)

بنابراین، هدف از اعتزال از مردم، حفظ دین بوده است؛ زیرا آنان در شرایطی به سر می برند که اگر در اجتماع حضور می داشتند می بایست به عبادت غیر خدا می پرداختند و در مراسم و آیین های مردم شرکت می کردند که خلاف اعتقاد و فلسفه و سبک زندگی اسلامی بود. از این رو، بر اعتزال از مردم به قصد اعتزال از معبودهای غیر خدا، تاکید شده است.

از این آیه به دست می آید که اعتزال و گوشه گیری از اجتماع و مردم، نمی تواند و نمی بایست دایمی و همیشگی باشد؛ زیرا این اعتزال را محدود به نشر رحمت الهی و فراهم شدن راهی برای بازگشت به میان مردم دانسته است. پس این که کسی هماره از مردم کناره گیرد و بخواهد به دور از اجتماع زندگی کند، فضلیت نیست، بلکه از آن جهت فضلیت است که در مقطعی برای رهایی از فشار و حفظ دین و سلامت آن، گوشه گیری اختیار می کند. واژه رفق که به معنای باز و بسته کردن زانو و آرنج شتر است، به معنای آسان شدن امور پس فشاری است که تحمل می شود. بنابراین، تا زمانی که گشایشی با تمهیدات الهی فراهم نشده، تجویز اعتزال داده می شود؛ این بدان معناست که ادامه اعتزال پس از گشایش یا فراهم شدن گشایش جایز نیست، و باید اینان به اجتماع بازگردند و مسئولیتهای اجتماعی خود را به عهده گرفته و انجام دهند.

بر اساس آموزه های قرآنی اعتزال از مردم و معبودان باطل، سنت و سیره پیامبران اولوا العزم چون حضرت ابراهیم(ع) بود؛ زیرا آنان برای رهایی از فشار سهمگین اجتماعی بر لزوم مشارکت در آیین ها و مراسم عبادی، چاره ای جز این بر خود نمی دیدند که از مردم کناره گیرند و در خلوت خویش به عبادت خدای یکتا و یگانه مشغول شوند. خداوند در باره این سنت و سیره ابراهیم (ع) می فرماید: وَ أعْتَزِلُکُمْ وَ ما تَدْعُوْنَ مِنْ دُونِ اللّهِ وَ أدْعُو رَبِّی عَسَى ألاَّ أکُونَ بِدُعاءِ رَبِّی شَقِیّا . فَلَمَّا اعْتَزَلَهُمْ وَ ما یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ وَهَبْنا لَهُ إسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ کُلاًّ جَعَلْنا نَبِیّا؛ از شما و از آن چیزهایى که به جاى خدا مى خوانید کناره مى گیرم و پروردگار خود را مى خوانم، باشد که به سبب خواندن پروردگارم به شور بختى نیافتم؛ و چون از آنان و آنچه به جاى خدا مى ‏پرستیدند کناره گرفت، اسحاق و یعقوب را به او بخشیدیم و همه را پیامبر قرار دادیم.(مریم، آیات ۴۸ و ۴۹)

۲. عبادت و بندگی خدا: با توجه به مطالب پیش گفته می توان دریافت، عزلتی دارای فضلیت است که برای حفظ دین و آیین باشد. چنین عزلتی است که به عنوان عبادت مطرح می شود حتی اگر در این عزلت هیچ عبادتی دیگر جز صیانت و حفظ دین نباشد. پیامبر(ص) می فرماید: العُزلَهُ عِبادَهٌ؛ گوشه گیری عبادت است.( أعلام الدین : ۳۴۱.) امیرمومنان امام علی(ع) نیز چنین عزلتی که خوی زیرکان می داند و می فرماید: العُزلَهُ أفضَلُ شِیَمِ الأکیاسِ؛ گوشه گیرى، برترین خصلت زیرکان است؛( غرر الحکم : ۱۴۱۴.) چرا که با چنین حرکتی خردمند و زیرک، می تواند دین خود را نگه دارد و خود را برای سلامت و سعادت کامل اخروی آماده سازد.

۳. صلاح و اصلاح امور: از نظر آن حضرت(ع) کسی که از دنیاپرستان اعتزال می کند و در اجتماع و جمع ایشان حاضر نمی شود، برای خود این فرصت را فراهم می آورد تا همه شرایط اصلاحی و صلاح امور را جمع کند، کاری مثبت انجام داده و چنین اعتزال و کناره گیری دارای ارزش و از مصادیق فضایل اخلاقی است. در حقیقت، خروج از اجتماع و جمع مساوی با جمع کردن همه اموری صالح برای خودش است؛ زیرا دنیاپرستان معبودی جز دنیا نداشته و تحت سیطره و امارت هواهای نفسانی به افراط در امور شهوانی و غضبانی می پردازند و امور صالح را فاسد و به جای اصلاح به افساد می پردازند. امام علی(ع) در این باره می فرماید: فی اعتِزالِ أبناءِ الدّنیا جِماعُ الصَّـلاحِ؛ کناره گیرى از دنیا پرستان، مجمع هر گونه صلاح و درستى است.( غرر الحکم : ۶۵۰۵.)

۴. طلب عافیت و سلامت در دین و دنیا: امام صادق(ع) می فرماید: و طلبتُ العافیه، فوجدتها فی العزله:عافیت را جستجو نمودم، پس آن را در عزلت و گوشه گیری (مثبت و سازنده) یافتم. عافیت در زبان عربی در چهار معنای صحت و سلامت کامل، مهمانان، طلب معروف، طلب رزق و روزی به کار رفته است. در دعا و نیایش وقتی عافیت می خواهند به معنای دفع بدی و بیماری از شخص است.(معجم الوسیط، ذیل واژه عفی) به نظر می رسد که مراد از عافیتی که در این جا امام(ع) از آن سخن گفته است، عافیت در دین و سلامت آن است؛ از این روست که سلامت را در گوشه گیری مثبت و عزلت جست و جو کرده است؛ زیرا حضور بی مورد در جامعه و اجتماعات و معاشرت و سخن داشتن با مردم، بسیاری از مشکلات اخلاقی را موجب می شود و انسانی که تربیت نشده را به بیماری قلبی و روحی دچار می کند.

۵. خودسازی و تزکیه نفس: عزلت برای خودسازی امری است که بارها در روایات مورد تاکید قرار گرفته است و پیامبران خدا(ص) دوره های خودسازی و عزلت نشینی داشته اند؛ چنان که چله حضرت موسی(ع) در کوه طور(اعراف، آیه ۱۴۲) و پیامبر گرامی(ص) در کوه نور و غار حراء معروف و مشهور است. در فرهنگ اسلامی دوران اعتکاف و عزلت نشینی برای خودسازی و تزکیه نفس مورد توجه و تاکید بوده است. پس اگر کسی عافیت و سلامت دین و دنیای خود را می جوید می بایست همواره بر عزلت جهت خودسازی و تزکیه نفس توجه داشته باشد؛ زیرا نمی توان بدون خودسازی به عافیتی رسید که مطلوب هر مومن واهل معرفت و سیر و سلوک الی الله است.

۶. پیوستن به خدا: کسی که می خواهد وصل به خدا شود، باید از خلق ببرد و از ایشان انقطاع حاصل کند. البته بر اساس آیه ۵۰ سوره ذاریات انسان باید هر چیزی غیر خدا ببرد و انقطاع داشته باشد تا به حقیقت برسد؛ از این روست که با تعبیر به فرار و گریز از غیر خدا به این نکته توجه می دهد که انسان هماره از سوی غیر خدا مورد هجوم است و باید آن را دشمن بداند و به شتاب از دشمن فرار کرده و به خدا پناه برد. از جمله چیزهایی که باید از آن گریخت و فرار کرد، مردم است که بریدن از آنان به معنای پیوستن به خدا است؛ زیرا انسان گمان می کند که بدان نیاز دارد و وقتی از ایشان برید می فهمد که تنها به خدا نیاز دارد. این قطع از مردم به معنای وصل و پیوستن به خدا است. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: الوُصلَهُ بِاللّهِ فی الانقِطاعِ عَنِ النّاسِ؛ پیوستن به خدا، در گسستن از مردم است.( غرر الحکم : ۱۷۵۰.)

۷. راحت و آسایش عبادی: کسی که می خواهد در آرامش و آسایش و راحتی به عبادت خدا بپردازد و بندگی کند، باید از مردم کناره گیرد؛ زیرا در جمع و اجتماع نمی توان عبادتی با راحتی و آرامش و آسایش داشت. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: الانفِرادُ راحَهُ المُتَعَبِّدینَ؛ تنهایى، آسایشِ عبادت پیشگان است.( غرر الحکم : ۶۶۱.) البته برخی از عبادت در ذات خودشان ، جمع و اجتماع را دارا است؛ از جمله نمازهای روزانه واجب و نماز جمعه و اعیاد قربان و فطر که باید جماعت گزارده شود، یا مراسم حج و مناسک آن که اقتضای جماعت دارد؛ اما نمازهای مستحب و خواندن ادعیه و زیارت به طور انفرادی تاثیر بیش تری دارد تا جمعی.

۸. انس با خدا: برای انسان با خدا و رهایی از وحشت می بایست به جای جمع و اجتماع مردم به جمع خود و خدا اندیشید و انس را در خلوت و اعتزال از مردم و خلوت با خدا جست. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: مَنِ انفَرَدَ عَنِ النّاسِ أنِسَ بِاللّهِ سُبحانَهُ ؛ کسی که از مردم جدا شد با خدا سبحان انس گرفت.( غرر الحکم : ۸۶۴۴.)

۹. افزایش فهم : گوشه نشینی و خلوت گزینی به جای انس با مردم، عامل تقویت فهم و ادراک آدمی می شود. هم چنین انسان در خلوت می توان بیاندیشد و مدت بیش تری را در تفکر بگذارند بی آن که مزاحمتی وجود داشته باشد. در روایت است: کانَ لُقمانُ علیه السلام یُطیلُ الجُلوسَ وَحدَهُ ، و کانَ یَمُرُّ بِهِ مَولاهُ فیَقولُ : یا لُقمانُ ، إنَّکَ تُدیمُ الجُلوسَ وَحدَکَ ، فلَو جَلَستَ مَعَ النّاسِ کانَ آنَسَ لَکَ ! فیَقولُ لُقمانُ : إنَّ طولَ الوَحدَهِ أفهَمُ لِلفِکرَهِ ، و طولُ الفِکرَهِ دَلیلٌ عَلى طَریقِ الجَنَّهِ ؛ لقمان علیه السلام زیاد با خودش تنها مى نشست و خواجه اش بر او مى گذشت و مى گفت: اى لقمان! تو زیاد تنها مى نشینى، میان مردم برو و با آنها دمخور باش. لقمان مى گفت: تنهایىِ زیاد، ذهن را فهیم تر مى کند و اندیشه طولانى، راهنماى به سوى بهشت است.( تنبیه الخواطر : ج ۱، ص۲۵۰.)

۱۰. گنج معنوی: اگر در ارتباط با مردم نیازهای مادی برطرف می شود، ولی باید دانست سود معنویی که انسان از تنهایی می برد نسبت به سود مادی خیلی بیش تر و سازنده تر است. از این روست که امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: فی الانفِراد لِعِبادَهِ اللّهِ کُنوزُ الأرباحِ؛ در خلوت کردن براى عبادت خدا، گنجینه هاى پر سودى است.( غرر الحکم : ۶۵۰۴.) از این روایت به دست می آید که عبادت انفرادی به ویژه در مستحبات تاثیرگذارتر و موثرتر از عبادت جمعی و گروهی است.

۱۱. راحت از مدارا با مردم: انسان در اجتماع باید با مردم مدارا کند و نسبت به رفتارها و گفتارهای نادرست و ناروای ایشان کنار بیاید و به قول معروف خود را به بی خیالی بزند و «اذن خیر» و حرف شنو و گوش به حرف مردم باشد. پس وقتی بی خردان و سفیهان سخنی بیهوده و رفتاری لهو دارند، از کنار آن بگذرد و با سلام و صلوات و کرامت با ایشان تعامل و معاشرت داشته باشد. در روایت است: خَلَوتَ بِالعَقیقِ، و تَعَجَّ: لَو ذُقتَ حَلاوَهَ الوَحدَهِ لاَستَوحَشتَ مِن نَفسِکَ . … أقَلُّ ما یَجِدُ العَبدُ فی الوَحدَهِ [ الرَّاحَهُ] مِن مُداراهِ النّاسِ؛ در عقیق (نام منطقه و میقات عراقیان و شامیان) خلوت گزیده و سرشار و لبریز شدی امام صادق (ع) فرمود : اگر حلاوت تنهایى را مى چشیدى از خودت هم مى گریختى. …کمترین فایده اى که بنده از تنهایى مى یابد، آسوده شدن از مدارا با مردم است.( بحار الأنوار : ج ۷۸، ص۲۵۴، حدیث۱۱۹.)

۱۲. توانایی خرد : نشانه توان خرد در انسان و قوه عقلانی آن است که انسان گوشه نشینی و کناره گیری به ویژه از دنیا پرستان را برای خود قرار می دهد و کم تر با آنان هم نشین می شود. امام کاظم(ع) می فرماید: الصَّبرُ عَلى الوَحدَهِ عَلامَهٌ عَلى قُوَّهِ العَقلِ ، فمَن عَقَلَ عَنِ اللّهِ اعتَزَلَ أهلَ الدّنیا و الرّاغِبینَ فیها ، و رَغِبَ فیما عِندَ اللّهِ ، و کانَ اللّهُ أنیسَهُ فی الوَحشَهِ ، و صاحِبَهُ فی الوَحدَهِ ، و غِناهُ فی العَیلَهِ ، و مُعِزَّهُ مِن غَیرِ عَشیرَهٍ ؛ صبرِ بر تنهایى نشانه توانایى خرد است؛ هرکه از معرفت خدایى برخوردار شود، از اهل دنیا و دنیا خواهان کناره گیرد و به آنچه نزد خداست روى آورد و خداوند مونسِ خلوت او باشد و یارِ تنهایى اش و بى نیاز کننده نیازش و مایه عزّت و قدرت او بى آن که از ایل و تبارى برخوردار باشد.( بحار الأنوار : ج۷۰، ص۱۱۱، حدیث۱۴.)

۱۳. سلامت: هر که سلامت خواهد، گوشه نشینی اختیار کند. در گوشه نشینی سلامت دین و دنیا و حرف و حدیث مردم و رهایی از غیبت و مانند آن ها است. پیامبر(ص) می فرماید: العُزلَهُ سَلامَهٌ؛ گوشه گیرى، سالم ماندن است.( کنز العمّال : ۶۹۹۷.) هم چنین امیرمومنان (ع) به کسانی که با مردم اختلاط و آمیزش دارند هشدار می دهد: لا سَلامَهَ لِمَن أکثَرَ مُخالَطَهَ النّاسِ؛ کسى که با مردم زیاد بیامیزد، سالم نماند.( مطالب السؤول : ۵۶.) از این رو، در جایی دیگر می فرماید: السَّلامَهُ فی التَّفَرُّدِ؛ سالم ماندن در تنها بودن است.( غرر الحکم : ۳۲۸.) این سلامت شامل سلامت از اموری چون سلامت در دین و سلامت در پارسایی و مانند آن ها است. ایشان می فرماید: سَلامَهُ الدِّینِ فی اعتِزالِ النّاسِ؛ سالم ماندنِ دین در کناره گیرى از مردم است.( غرر الحکم : ۵۶۰۹.) و در جایی دیگر نیز درباره سلامت در پارسایی می فرماید: مَنِ اعتَزَلَ سَلِمَ وَرَعُهُ؛ هر که کناره گرفت، وَرَعش سالم مانْد.( غرر الحکم : ۷۹۷۳.)پس کسی که می خواهد دین و تقوایش به سلامت باشد، از اختلاط و آمیزش بسیار با مردم پرهیز کند. آن حضرت(ع) می فرماید: مُداوَمَهُ الوَحدَهِ أسلَمُ مِن خِلطَهِ النّاسِ؛ مداومت بر تنهایى، سلامتِ بیشترى در پى دارد، تا آمیزش با مردم.( غرر الحکم : ۹۷۹۶.)

۱۴. بهره مندی از شیوه صالحان: انسان باید از سنت و سیره پیامبران و صدیقان و صالحان پیروی کند؛ زیرا اینان کسانی هستند که منعم علیه از سوی خداوند هستند و خداوند به ایشان نعمت خاص بخشیده است. هر مسلمان و مومنی هر روز بارها از خداوند می خواهد تا ایشان را در صراط این گروه ها قرار دهد : صراط الذین انعمت علیهم. یکی از شیوه های زندگی صالحان گوشه نشینی از مردم با توجه به شرایط پیش گفته است. امیرمومنان امام علی(ع) می فرماید: مُلازَمَهُ الخَلوَهِ دَأبُ الصُّلَحاءِ؛ خلوت گزینى، شیوه صالحان است.( غرر الحکم : ۹۷۵۸.) پس کسی که این شیوه را به کار گیرد از آثار و برکاتی که برای صالحان قرار داده شده، بهره مند خواهد شد.

۱۵. رهایی از بسترهای گناه: انسان در جامعه در شرایطی قرار می گیرد که احتمال برخی از گناهان فزونی می یابد یا بستر مناسبی برای آن ایجاد می شود؛ اما دوری از مردم و کناره گیری از ایشان سلامت در این امور را برای آدمی به دنبال دارد. امام صادق(ع) می فرماید: إن قَدَرتَ أن لا تَخرُجَ مِن بَیتِکَ فَافعَلْ ، فإنَّ عَلَیکَ فی خُروجِکَ أن لا تَغتابَ ، و لا تَکذِبَ ، و لا تَحسُدَ ، و لا تُرائیَ ، و لا تَتَصَنَّعَ ، و لا تُداهِنَ ؛ اگر توانستى که از خانه ات بیرون نیایى این کار را بکن؛ زیرا وقتى بیرون آمدى باید غیبت نکنى، دروغ نگویى، حسادت نورزى، ریاکارى نکنى، تملّق نگویى و سازشکارى نکنى.( الکافی: ج ۸، ص ۱۲۸، حدیث۹۸ .)

۱۶. رهایی از شرور و بدی های مردم: امیرمومنان امام علی(ع) در این باره می فرماید: مَنِ اعتَزَلَ النّاسَ سَلِمَ مِن شَرِّهِم؛ هر که از مردم کناره گرفت، از شرّشان سالم ماند.( غرر الحکم : ۸۱۵۱.)

عوامل و موجبات عزلت و گوشه گیری

در آیات و روایات علل و عواملی به عنوان موجبات عزلت و گوشه گیری از مردم بیان شده است که از جمله آن ها، حفظ دین، صیانت از تقوا و ورع، مبارزه منفی با اهل شرک و کفر، رسیدن به مقامات عرفانی، تزکیه و نفس و مانند آن ها که همه این ها به عنوان اهداف عزلت مثبت مطرح و بیان شده است. افزون بر این برخی علل و عوامل دیگر نیز در گوشه گیری افراد از جامعه نقش دارد که از جمله آن ها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱. تاثیر منفی مردم بر افکار و رفتار: یکی از موجبات گوشه گیری رهایی و صیانت از خود در برابر فشارهایی است که افکار و رفتار عمومی بر شخصیت شخص به جا می گذارد؛ همان طوری که شناخت خدا، موجب می شود تا شخص به توحید محض برسد؛ هم چنین شناخت مردم مقتضی این معناست که از ایشان کناره گیرد. امام علی(ع) مَن عَرَفَ اللّهَ تَوَحَّدَ ، مَن عَرَفَ النّاسَ تَفَرَّدَ ؛ هر که خدا را شناخت تنهایى گزید؛ هر که مردم را شناخت عزلت اختیار کرد.( غرر الحکم : ۷۸۲۹ ، ۷۸۳۲.) اصولا وقتی شخص با افراد گوناگون مواجه می شود، از وجود رفتارهای ضد اخلاقی و ضد هنجاری و تاثیر منفی آن بر رفتار خویش هراسان می شود. این گونه است که گاه به سبب بغض و نفرت شدید از این رویه اخلاقی از ایشان دوری می گزیند و گاه دیگر برای صیانت خود از تاثرپذیری. امام على علیه السلام می فرماید : مَنِ اختَبَرَ اعتَزَلَ ؛ هرکه مردم را آزمود، گوشه گیرى اختیار کرد.( غرر الحکم : ۷۶۴۷.) در همین راستا امام صادق علیه السلام نیز می فرماید: خالِطِ النّاسِ تَخبُرْهُم ، و مَتى تَخبُرْهُم تَقْلِهِم ؛ با مردم بیامیز تا آنان را بیازمایى و چون آنها را آزمودى (شناختى) دشمنشان خواهى داشت.( بحار الأنوار: ۷۰/۱۱۱/۱۴) در حقیقت این سخن همانند سخن أمیر المؤمنین علیه السلام است که در جایی دیگر می فرماید: «اخبر تقله؛ بیازما! دوری گزین» (نهج البلاغه : الحکمه ۴۳۴) به این معنا که مخالطه و معاشرت با مردم در آشکار و نهانشان و جلوت و خلوت ایشان زمینه آزمون و شناخت ایشان را برای فرد فراهم می آورد و همین آزمون وشناخت موجب پرهیز و نفرت از مردمان در شخص می شود؛ زیرا رفتار ایشان بسیار ناخوشایند و زشت و نابهنجار می نماید و موجبات نفرت و بیزاری از هم نشینی و مجالست و معاشرت را فراهم می آورد.

۲. فساد اهل زمانه : از دیگر موجبات گوشه گیری محیط های اجتماعی نامناسب و رفتارهای نابهنجار و زشتی است که در میان افراد جامعه گسترش یافته است. امام صادق علیه السلام ـ در پاسخ به سؤال از علت گوشه نشینى ایشان ـ فرمود :فَسَدَ الزَّمانُ و تَغَیَّرَ الإخوانُ ، فرَأیتُ الانفِرادَ أسکَنَ لِلفُؤادِ ؛ زمانه فاسد شده و برادران تغییر کرده اند. بنا بر این، آرامش دل را در تنهایى یافتم.( بحار الأنوار : ۴۷/۶۰/۱۱۶.)

۳. وحشت از مردم: انسان با آن که موجودی انس پذیر است؛ ولی وقتی با مردم نشست و برخاست می کند به زیرکی و زکاوت در می یابد که بسیار خطرناک برای دین و دنیا هستند. از این رو، ایشان را از دیو و دد بدتر می داند و آنان را در سطح فرودست تر از چارپایان در اخلاق و رفتار می یابد. این گونه است که هم چون مولوی بلخی می گوید: زین همرهان سست عناصر دلم گرفت/ شیر خدا و رستم دستانم آرزوست. جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او/ آن نور روی موسی عمرانم آرزوست. زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول / آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست. گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام/ مهرست بر دهانم و افغانم آرزوست. دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر / کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست .

امام حسن عسکرى علیه السلام می فرماید: الوَحشَهُ مِنَ النّاسِ عَلى قَدرِ الفِطنَهِ بِهِم ؛ کناره گرفتن از مردم، به اندازه شناخت از آنهاست.( بحار الأنوار : ۷۰/۱۱۱/۱۴.)

به هر حال، دعوت به عزلت و کناره گیری از خلق، در واقع دعوتی عام از مؤمنان به تقوا است که در آخرالزمان اهمیت ویژه ای می یابد. تقوا یعنی حرکت از کثرت وجود به وحدت و به تعبیر دقیق تر أحدیت وجود. و از طرفی کمترین مبارزه با ستم و جهل و فساد جامعه و حاکمیت کفر و نفاق همانا آگاهی بخشیدن و بیدار سازی وجدان و به خود آوردن مردم است و این همان است که امر به معروف و نهی از منکر نامیده می شود و منافاتی با عزلت قلبی و تقوا و تقیه ندارد. آن مدعی عرفانی که چشم به مظالم جامعه بسته و نسبت به مردم بی تفاوت است، در حقیقت طرفی از عرفان نبرده است، بلکه خودفریبی و عیش و عافیت طلبی اش را عرفان نامیده است.

با توجه داشت مبارزه اجتماعی، اعم از امر به معروف و نهی از منکر است. مبارزه اجتماعی؛ یعنی واکنش آدمی علیه ظلم ، تبعیض، فساد و جهل مردم و حکومت ها. این مبارزه زمینه مقدماتی تجربه جدی و فوق نژادی نسل جوان در رابطه با دیگران است. مبارزه کلی بر علیه ستم کلان حاکم بر جامعه از جانب حکومت ها نیز مستلزم شرایط ویژه ای می باشد که بخشی از آن باطنی (پختگی عقلی و دینی و اجتماعی و سیاسی) و بخش دیگری اجتماعی (مهیا بودن اکثریت مردم برای مبارزه بر علیه ستم) است. بزرگ ترین نقطه ضعف و انحراف اکثر مبارزان راه عدالت و آزادی این است که خود غرق ظلم (ظلم اقتصادی یا جنسی یا عاطفی) بوده و می خواهند با ظلم بیرونی، اجتماعی و سیاسی مبارزه کنند.

لازمه دفع ظلم از وجود خویشتن و معرفت نفس تنهایی و دوری از هیاهوی خلق است. در بسیاری از موارد معمولاً این تنهایی و بازگشت به خویشتن پس از شکست مبارزات اجتماعی و قطع امید از غیر خدا حاصل می آید. لذا مبارزه با ظلم را بایستی در نزدیک ترین حریم خود آغاز کنیم. ریشه تمامی مظالم بشری در از خود بی گانگی انسان است و انسان در تنهایی است که به خود می آید؛ اما این تنهایی و عزلت نشینی نبایستی به طور تقلیدی و مصنوعی و با تکلف ایجاد شود، بلکه بایستی به طور کاملا طبیعی و قلبی و با اختیار اتفاق بیافتد. حضور در جوامع و محیط های پرخطر برای اخلاق و دین تنها در شرایطی است که شخص مطمئن باشد که دین خود را حفظ خواهد نمود؛ زیرا در شرایطی که یک جامعه یا محیطی فاسد باشد، حفظ ایمان و سلوک الی الله اولویت دارد و سودی در تباه نمودن دین خود، به خاطر همراهی با اهل گناه نیست.

موارد عدم جواز گوشه گیرى و گوشه گیری منفی

البته گوشه نشینی جز به اهداف و علل پیش گفته نشاید و در اسلام از آن نهی شده است؛ زیرا انسان موجودی اجتماعی است و اصولا کمال انسان و دست یابی به مقام خلافت در مظهریت ربوبی جز به حضور اجتماعی در قالب توصیه به حق و صبر (عصر، آیات ۱ تا ۳) و امر به معروف و نهی از منکر و انجام مسئولیت های الهی تعلیم و تزکیه خلق شدنی نیست و اگر کسی به مسئولیت اجتماعی خود قیام نکند گرفتار خسران ابدی است.(همان) ازاین روست هر انسانی پس از خودسازی و تزکیه نفس برای انجام مسئولیت اجتماعی باید در جامعه باشد و با مردمان حتی موذی و آزاررسان معاشرت و مخالطت داشته و آنان را به راست راست رهنمون سازد. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله می فرماید: المُؤمِنُ الّذی یُخالِطُ النّاسَ و یَصبِرُ عَلى أذاهُم أفضَلُ مِنَ المُؤمِنِ الّذی لا یُخالِطُ النّاسَ و لا یَصبِرُ عَلى أذاهُم ؛ مؤمنى که با مردم مى آمیزد و بر آزار و اذیت آنان صبر مى کند، برتر از مؤمنى است که با مردم نمى آمیزد و آزار و اذیّت آنان را تحمّل نمى کند.( کنز العمّال : ۶۸۶.)

هم چنین در روایت است: لِرَجُلٍ أرادَ الجَبَلَ لِیَتعَبَّدَ فیهِ ـ: لَصَبرُ أحَدِکُم ساعَهً عَلى ما یَکرَهُ فی بَعضِ مَواطِنِ الإسلامِ خَیرٌ مِن عِبادَتِهِ خالِیا أربَعینَ سَنَهً؛ پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ـ به مردى که خواست براى عبادت به کوه رود ـفرمود: اگر فردى از شما در نقطه اى از جهان اسلام آنچه را که برایش ناگوار است یک ساعت تحمل کند، بهتر است از این که چهل سال در خلوت و تنهایى به عبادت پردازد.( الدرّ المنثور : ۱/۱۶۱.)

از جمله موارد گوشه گیری منفی می توان به مواردی اشاره کرد که بیانگر یک بیماری روانی در شخص و شخصیت است. کسانی که توان حضور در اجتماع را ندارند و مشکل ارتباط گیری دارند. افراد دارای شخصیت نامتعادل در رفتارهای اجتماعی ناسازگاریهایی را نشان می دهند که شامل بی قراری، دروغگویی، دزدی، تقلب، تعصب، نافرمانی، تندمزاجی، تفرقه افکنی، کتک کاری، دیگر آزاری و مانند آن ها است؛ هم چنین افراد ممکن است گرفتار نابهنجاری عاطفی و هیجانی چون ترس، نگرانی، اضطراب، خشم، پرخاشگری، حسادت، کمرویی، احساس حقارت، زودرنجی و حساسیت فوق العاده، وسواس،   افسردگی، کمبود توجه، پریشان حواسی ، خودخواهی، بی توجهی، تظاهر، گوشه گیری و انزوا، کج خلقی، بداخمی و ترشرویی، گستاخی و پررویی و مانند آن ها شوند.

بنابراین، برخی از حالات گوشه گیری و گوشه نشینی بیانگر اختلالات روانی است که با روان شناسی اجتماعی نیز دیگر است. از این رو، باید به این نوع گوشه گیری که بازتابی از شخصیت نامتعادل است توجه داشت.

تمایز میان گوشه گیری مثبت و اختلال روانی شخصیت اجتنابی

اگر گوشه گیری و گوشه نشینی به علت کم رویی باشد و شخص به سبب قرار گرفتن در موقعیت ناآشنا و یا ناآشنایی از دیگران، نگران شود و احساس کند ممکن است مرتکب اشتباهی بزرگ شود و در نظر دیگران احمق به نظر برسد، این گوشه گیری یک اختلال روانی و اختلال شخصیت نیست؛ اما اگر کسی همه از موقعیت های اجتماعی بترسد، یا از هر گونه آمیزش با دیگران بیمناک باشد و از احتمال شرمنده شدن در انظار وحشت داشته باشد، به «اختلال شخصیت اجتنابی» مبتلا است.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی تقریبا از کلیه تعامل های اجتماعی، مخصوصا از هر گونه حضور در موقعیتی خودداری می کند که احتمال آسیب شخصی یا شرمندگی وجود داشته باشد. چنین شخصی از هر فعالیتی کنار می کشد که بخشی از کارهای عادی روزانه نیست؛ زیرا گاه آنان فجایع وحشتناکی را تجسم می کنند که از فعالیت های جدید به بار می آیند و این نگرانی را دلیل اجتناب از موقعیت های تازه ای می دانند که عده ای می توانند آنان را ببیند. آنان که متقاعد شده اند از نظر اجتماعی پست تر از دیگران هستند، نسبت به طرد و تمسخر شدیدا حساس هستند و اغلب اظهارات بی غرضانه را علامت انتقاد و کنایاتی علیه خود ارزیابی می کنند. آنان در نتیجه تمایل به اجتناب از عدم تایید خیالی دیگران گرایش دارند تنها باشند. ترجیحات شغلی آنان این تمایل به دوری گزینی از دیگران را نشان می دهد؛ آنان از مشاغلی که تعامل با دیگران را ایجاب می کند اجتناب می ورزند و در شرایط اجتناب ناپذیر تلاش می کنند تا خود را از هر گونه انتقاد، رفتار مایه شرمندگی، یا طرد اجتماعی دور نگه دارند. از این رو، فرد از روابط صمیمانه فاصله می گیرد، با آن که به رفتار صمیمانه علاقه دارد و از این که نمی تواند با دیگران رابطه برقرار کند، به مقدار زیادی رنج می برد.

با توجه به تنوع روحیه گوشه گیری که از اختیاری برای اهداف مشروع و مثبت چون رهایی از شرور دیگران، خودسازی و تزکیه تا غیر اختیاری به سبب اختلال شخصیتی و روانی، نمی توان همه را در چارچوب اختلال در شخصیت و یا مشکلات روانی تعریف و سامان داد. حتی اختلال شخصیتی نیز از تنوعی برخوردار است که از شخصیت بهنجار کمرویی تا اختلال اضطرابی و ترس و وحشت شدید از اجتماع را شامل می شود.

البته عواملی چون برداشت های تحریف شده از دیگران، سوء تعبیر نسبت به اظهارات خنثی و حتی مثبت دیگران، حساسیت نسبت به طرد شدگی، انتقاد و شرمندگی و مانند آن ها می تواند در تشدید اختلال روانی اجتنابی تاثیرگذار باشد و آنان را به عالم درون فرو برد و فاصله میان فردی را تشدید کند.

اما باید توجه داشت که این روحیه گوشه گیری، غیر از آن گوشه گیری است که در شریعت اسلام مورد تشویق قرار گرفته است؛ زیرا شخص با آن که از نظر روابط اجتماعی و تعاملات و معاشرت با مردم هیچ کمبودی ندارد، ولی به سبب عوامل و اهداف پیش گفته ، تن به گوشه گیری اختیاری می دهد. این وحشت از اجتماع و مردم به سبب اختلال شخصیت نیست، بلکه به سبب رسیدن به اهداف متنوعی است که بیان شده است.

در اختلال شخصیت اجتنابی ترس موهوم و غیر واقعی است که شخص را از جامعه دور می سازد و گوشه گیری را بر حضور در جمع ترجیح می دهد؛ چنین رفتاری موجب می شود که ناتوان از برآوردهای نیازهای اجتماعی خود به ویژه در حوزه عاطفی و احساسی و ارتباطی باشد و حتی در تعاملات میان فردی چون تعاملات همسری نیز ممکن است دچار مشکل شده و فرجام خوشی نداشته باشد؛ هم چنین این اشخاص در تبیین نقش خود در جامعه عاجز و نیز ناتوان در انجام مسئولیت های اجتماعی هستند.

در حالی که در گوشه گیری مثبت، ارزشی و اختیاری ، شخص در جست و جوی اهداف متعالی و ارزشی و آن هم به اختیار و در مقاطعی به گوشه گیری می پردازد و از این قدرت برخوردار است که هر زمان بخواهد به اجتماع بازگردد و به نقش ها و مسئولیت های اجتماعی خود حتی بهتر از پیش و یا برتر از دیگران بپردازد؛ زیرا گوشه گیری او ریشه در اختلال شخصیت ندارد، بلکه ریشه در گرایش های کمال یابی از طریق گوشه گیری دارد. اجتماع و حضور در جمع و جامعه برایش هراسناک و ترسناک نیست، بلکه اجتماع را به سبب آن که مانع در سر راه کمالی خود می یابد، برای دوره یا دوره های کوتاه و مقاطع مشخص و محدد ترک می کند؛ چنان که اصحاب کهف و حضرت ابراهیم (ع) نیز این گونه عمل کرد و پیامبر(ص) هر ساله به مدت دو ماه را در غار حراء و پس از آن در مسجد به اعتکاف می پرداخت و گوشه گیری اختیاری را انتخاب می کرد.

اگر نوعی نشانه های گریزش همانند شخصیت اجتنابی در برخی از حالات گوشه گیری اختیاری مثبت و ارزشی دیده می شود، این مشترکات تنها در ظاهر است، وگرنه با دقت نظر و تحلیل دقیق روشن می شود که گریزش از اجتماع برای حفظ و صیانت از تقوا و ورع و مانند آن ها، یک رفتار سازنده و مثبت همانند دوره های خودسازی و تزکیه و اردوهای سازندگی است. آسیب های اجتماعی حقیقتی انکار ناپذیر است و کسی نمی تواند مدعی تاثیر منفی اجتماع همانند تاثیر مثبت آن باشد؛ زیرا اجتماع همان اندازه که سازنده در برآورد نیازهای مادی و معنوی و جسمی و عاطفی و روانی آدمی است، به همان میزان می تواند تاثیرات زیانبار و مخرب بر افراد اجتماع به جا بگذارد. فشارهای اجتماعی گاه چنان سهمگین است که می تواند انسان را از فطرت خود دور سازد و به فسق و فجور و کفر بکشاند.(نوح، آیه ۲۷ و آیات دیگر)

در اسلام از این که شخص رفتار ضد اجتماعی و یا اجتنابی داشته نهی شده و از گوشه گیری منفی باز داشته شده است. رسول اسلام (ص) فرموده است که رهبانیت امت من، هجرت، جهاد، نماز، روزه، حج و عمره است.( نک: تفسیر المیزان، ج ۱۹، ص ۱۷۸.)

امام صادق (ع) در فرازی از فرمایش خود در خصوص دین اسلام می فرماید: گوشه گیری و بیابان گردی که دوری از مردم باشد، در دین اسلام وجود ندارد.( اصول کافی، کتاب ایمان و کفر، باب شرایع، ج ۱.)

کناره گیری کامل و همیشگی از مردم با روح آموزه های دینی؛ مانند ادای حقوق مؤمنان، خوش رفتاری با پدر و مادر، دیدار برادران دینی، روا ساختن حاجت مؤمن، اصلاح میان مردم، اطعام مؤمن، خیر خواهی مؤمن، همت گماشتن به امور مسلمانان و صله ارحام و مانند آن ها منافات دارد.( نک: اصول کافی، کتاب ایمان و کفر، کتاب الدعاء. کتاب معاشرت.)

به هر حال، گوشه گیری اختیاری مثبت را نمی بایست با اختلال شخصیت اجتنابی یکسان دید هر چند برخی از نشانه ها به ظاهر در آنها مشترک باشد.