گنج های اخلاقی بهشت

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

فضایل اخلاقی نقش کلیدی در سعادت دنیوی و اخروی انسان دارد. البته همه فضایل اخلاقی در یک درجه و مرتبه نیستند؛ چنان که ارزش همه پندارها و اندیشه های ذهنی و عقاید و افکار بشر در یک سطح نیست. برخی از این فضایل اخلاقی بسیار با اهمیت و دارای کارکردهای و فواید بسیار است. در این جا به برخی از مهم ترین آن ها که از آن به گنج های بهشت یاد شده پرداخته می شود. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

سعادت بشر در گرو فضایل اخلاقی

از آیات و روایات بر می آید که سعادت دنیا و آخرت بشر در گرو فضایل اخلاقی است، به طوری که پیامبر(ص) می فرماید: إنّ اللّه حَرَّمَ الجَنَّهَ على کُلِّ فَحّاشٍ بَذِیءٍ، قَلیلِ الحَیاءِ، لا یُبالِی ما قالَ و لا ما قیلَ لَهُ؛ ؛ خداوند بهشت را بر هر فحّاش بد زبان بى شرمى که باکى ندارد چه گوید و چه شنود، حرام کرده است.(کافی، ج ۲، ص ۳۲۳)

رسول خدا (ص) فرمود: خوش اخلاق باشید؛ زیرا عاقبت خوش اخلاقی بهشت است و از بد اخلاقی بپرهیزید، چه آن که سرانجام آن جهنم است(وسایل الشیعه ، ج۱۲، ص۱۵۲)؛ زیرا بد اخلاقی ایمان و عمل صالح را از بین می برد همان گونه که سرکه عسل را از بین می برد.(الکافی ،شیخ کلینی، ج۲، ص۳۲۱، چاپ دارالکتب الاسلامیه)

آن حضرت در جایی دیگر می فرماید: جبرئیل بر من نازل شد و فرمود: ای محمد! خوش اخلاق باش؛ زیرا بد اخلاقی انسان را از خیر دنیا و آخرت محروم می کند. سپس فرمود : شبیه ترین شما به من خوش اخلاق ترین شما است.(وسایل الشیعه، ج۱۲، ص۲۴)

هم چنین در روایت آمده است: همانا انسان به خاطر سوء خلقش، به پایین ترین جایگاه جهنّم سقوط می کند. (میزان الحکمه، حدیث ۵۱۰۱)

یکی از فضایل اخلاقی ادای امانت است. خداوند بارها نسبت به امانت و ادای آن تاکید کرده و فرموده است: إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها؛ به راستی که خداوند شما را امر می کند تا امانت ها را به اهل آن بازگردانید.(نساء، آیه ۵۸)

این فضلیت اخلاقی می بایست در همه حوزه ها از جمله در خلافت الهی انسان در زمین(احزاب، آیه ۷۲؛ بحارالانوار،ج ۵ ، ص ۳۰۹) ، حکومت(مستدرک،ج ۱۷، ص ۳۵۵؛ نهج البلاغه، ص ۳۶۶) ، حریم همسری و زن و شوهری(مستدرک وسایل الشیعه، ج ۱۴ ، ص ۲۵۱)، مجالست با مردم(شرح نهج البلاغه،ج ۱۸ ، ص ۱۷۷ ؛ بحارالانوار،ج ۷۲ ، ص ۴۶۵)، و در مسایل اقتصادی و مانند آن ها رعایت شود.

در فایده ادای امانت و تاثیر مثبت آن در زندگی شخصی، امام صادق (ع) به عبدالرحمن بن سیابه فرمود: آیا به تو سفارشی ارزنده داشته باشم؟ او گفت: آری یابن رسول اللَّه صلی الله علیه وآله! امام فرمود: «عَلَیک بِصِدْقِ الْحَدیثِ وَ اَداءِ الاَمانَهِ، تَشْرِک النَّاسَ فی اَمْوالِهِمْ هکذا؛ بر تو باد راستگویی و اداء امانت که در این صورت شریک مال مردم خواهی بود. [پس امام دو انگشت خود را به هم چسبانیده و فرمود] مثل این.( وسائل الشیعه، ج ۱۹، ص ۶۹؛ بحارالانوار، ج ۴۷ ، ص ۳۸۴)

از این دسته از روایات ضرب المثلی در میان مردم پدید آمده است که می گوید: آدم خوش اخلاق شریک مال مردم است؛ زیرا ادای امانت یکی از مهم ترین فضایل اخلاقی است.

امام صادق (ع) فرموده است:«انَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَمْ یَبْعَثْ نَبِیّاً الَّا بِصِدْقِ الحدیثِ وَاداءِ الْامانَهِ الَى الْبِرِّ وَالْفاجِر؛ خداوند هیچ پیامبرى را بر نیانگیخته، جز براستگویى و اداى امانت به نیکوکار و بدکار» ( الکافی، ج۲، ص۱۰۴، ح۱)

امام باقر(ع) نیز می فرماید:« ثَلاثٌ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ عَزَّ وجَلَّ لِاحَدٍ فیهِنَّ رُخْصَهً: اداءُ الْامانَهِ الَى الْبِرِّ وَالْفاجِرِ … ؛ خداوند اجازه ترک سه چیز را به هیچ کس نداده: یکى رد امانت (به صاحبش) مى‏باشد چه نیکوکار باشد چه بدکار …». ( مشکاه الانوار طبرسی، ج۳ ، ص۱۴۲)

امیرمۆمنان (ع) فرمود: سوگند مى‏ خورم که لحظه‏اى قبل از وفات پیامبر (ص) سه بار از او شنیدم که فرمود: «یا ابَاالْحَسَنِ ادِّ الْامانَهَ الَى الْبَرِّوَالْفاجِرِ فیما قَلَّ وَجَلَّ حَتَّى فِى الْخَیْطِ وَالْمَخیطِ؛ اى ابالحسن! امانت را به نیکوکار و بدکار پس بده، کم باشد یا زیاد، حتّى نخ و سوزن».( بحارالنوار ، ج۷۷، ص۲۷۵)

همچنین آن حضرت در یکى از وصیتهایش فرمود:«ادُّوا الْاماناتِ وَلَوْ الى قَتَلَهِ الْانْبِیاءِ؛امانتها را رد کنید، گر چه به قاتلان پیامبران باشد».( تحف العقول:ص۷۴)

پس اگر انسان سعادت دنیا و آخرت می خواهد باید به دنبال فضایل اخلاقی باشد؛ زیرا این گونه فضایل است که آدمی را در نزد خالق و در میان مردم محبوب می گرداند و آرامش و آسایش را برایش به ارمغان می آورد؛ چنان که درباره ادای امانت امام على (ع) می فرماید:«لامانَهُ تَجُرُّ الرِّزقَ، و َالخیانَهُ تَجُرُّ الفَقرَ؛ امانتدارى روزى مى آورد و خیانت در امانت فقر.» ( تحف العقول، ص۲۲۱ )

رسول گرامی (ص) می‌فرماید: «لا تَزالُ اُمَّتی بِخَیرٍ ما لَمْ یتَخاوَنُوا وَاَدُّوا الاَمانَهَ؛ پیوسته امت من در خوشی و راحتی خواهند بود، مادامی که به همدیگر خیانت نورزند و امانتها را ادا کنند.»( وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملی، ج ۹، ص ۲۵)

گنج های چهارگانه اخلاق

از امام امیرمومنان علی(ع) روایت است که چهار فضلیت اخلاقی گنجی بهشتی است و انسان را به سعادت بهشت می رساند. آن حضرت می فرماید: مِنْ کُنُوزِ الْجَنَّهِ الْبِرُّ وَ إِخْفاءُ الْعَمَلِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الرَّزایا وَ کِتْمانُ الْمَصائِبِ؛ از گنجهاى بهشت؛ نیکى کردن و پنهان نمودن کار[نیک] و صبر بر مصیبتها و نهان کردن گرفتاریها (یعنى عدم شکایت از آنها) است.( نهج البلاغه؛ میزان الحکمه، ج۶، باب کتمان مصیبت)

  1. بر و نیکی: در عربی برای نیکی واژگانی چون احسان و اکرام و بر مطرح است. همه این ها در اصل نیکی با هم مشترک هستند ولی فرق های معناداری میان آن ها وجود دارد که هر یک را از دیگری متمایز می کند. به عنوان نمونه اکرام در مرتبه بالا قرار دارد. واژه بُرّ که جمع آن أَبْرَار و بَرَرَه است، مترادف «البَارّ » به معنای نیکوکار و راستگو است. البته ریشه این کلمه را باید در بُرّ به معنای گندم جست که واحد آن ( بُرَّه ) است؛ زیرا گندم مهم ترین و اصلی ترین غذای بشر را تشکیل می دهد و کسی که گندم دارد همه خیرات و نیکی ها را داراست؛ زیرا از نظر آسایشی و تغذیه تامین است. از همین روست که ارتباط تنگاتنگی با نیکوکاری با گندم برقرار است؛ البته واژه بَرّ به معنای خشکی در برابر بحر به معنای دریا نیز می تواند نیکی ارتباط داشته باشد؛ زیرا انسان می تواند در خشکی زندگی کند، پس خشکی برای انسان یک نعمت بزرگی است که مکان آرامش اوست. از این جا می توان دریافت که ارتباط این واژه با دو مولفه اصلی سعادت چگونه برقرار است؛ زیرا آسایش غذایی و رهایی از جوع، و هم چنین آرامش و امنیت این گونه تامین می شود.(قریش، آیه ۳) به هر حال، ابرار که جمع برّ (بفتح باء) ،( المصباح‌المنیر) یا جمع (بارّ) است( مفردات‌راغب) نشان می دهد که انسان تا چه اندازه از در نیکوکاری و خیررسانی و احسان می تواند بالا رود و به مرتبه ای برسد که از خود ایثار می کند بی آن که توقع و چشم داشتی داشته باشد.(انسان، آیات ۹ و ۱۰) چنان که گفته شد واژه برّ در اصل به معناى خشکى است، و شاید به دلیل همراه شدن با لحاظ وسعت خشکی و برّ (به کسر باء) معنای نیکی کردن از آن اشتقاق یافته و در توسعه و گسترش در کارهاى نیک نیز به کار رفته است.(همان پیشین)در همین آیات سوره انسان و آیات دیگر قرآن برای ابرار ویژگی ها و خصوصیاتی بیان می شود که می تواند متاثر از ریشه اشتقاقی کلمه باشد. از جمله می توان به صفت صبر ابرار و پایدارى آنان در سختى‌ها و زیانها (بقره، آیه ۱۷۷)، انفاق و بخشش در عین نیازمندی به دیگران نیازمندتر از خود(بقره، آیه ۱۷۷؛ آل عمران، آیه ۹۲؛ انسان، آیات ۵ تا ۹)، اخلاص(همان)، صداقت و راستی چون بیابان(بقره، آیات ۱۷۷) و مانند آن ها اشاره کرد. ازهمین روست که خداوند ابرار را بندگان خاص خود معرفی می کند (انسان، آیات ۵ و ۶) و برخورداری از مقامى والا و شایسته(آل عمران، آیه ۱۹۳) و عنایت ویژه خداوندی در دنیا و آخرت و بهشت را شایسته آنان می داند.(انسان، آیات ۵ و ۲۱ ؛ مطففین، آیات ۱۸ و ۲۱) فرق میان برّ (به کسر باء) و خیر از نظر لغت این است که بِرّ نیکوکارى توأم با توجه و از روى قصد و اختیار است، در حالی که خیر به هر نیکى اگرچه بدون توجه باشد اطلاق مى‌شود.(معجم‌الفروق‌اللغویّه، العسکری، ذیل واژه) البته بَرَ به معنای بیابان و خشکی بی آب و گیاه توسعه ای در همان معنای خشکی در برابر دریا و بحر است. اگر این معنا را در نظر بگیریم باز میان آن و بُرّ می توان ارتباط یافت؛ زیرا در چنین جای وحشتناکی دستگیری و بخشش ارزش بسیار خواهد داشت؛ زیرا تامین کننده سعادت یعنی آسایش و آرامش شخص گرفتار در بیابانی چنین خشک و بی آب و گیاه و وحشتزا است. پس می توان گفت که بُرّ نوعی نیکوکاری است که تامین کننده آسایش و آرامش شخص گرفتار است به طوری که می توان گفت که چنین نیکی نجات بخش او خواهد بود. پس بُرّ به چنین دسته ای از نیکوکاری بشر اطلاق می شود. این که خداوند در آیات سوره انسان، اهل بیت عصمت و طهارت را به عنوان ابرار معرفی می کند، از همین روست؛ زیرا آنان در شرایطی فقر و نداری و سختی خودشان که همانند بیابان بود، به افرادی گرفتار در برهوتی چون بیابان نیکی می کنند و از غذای خودشان ایثار می کنند.(انسان، آیات ۵ تا ۱۰)
  2. پنهان کردن کار نیک: از دیگر فضایل اخلاقی که خیلی مهم است، اخفا و نهان کردن کار نیک است به طوری که جز خودش و خدا کسی از آن با خبر نشود. چنین رفتاری موجب می شود تا هر گونه شائبه ریاورزی، منت گذاری، شهرت طلبی، خوشنامی و مانند آن از میان برود و خلوص ناصحی در عمل نیک آشکار شود. کسی که کارهای نیک و اعمال صالح خود را نهان انجام می دهد، از هر گونه آمیختگی عمل با هر عاملی جز رضایت خداوندی خود را مبرا و پاک می کند و تنها لوجه الله(انسان، آیه ۸) کارش را انجام می دهد و به تعابیر قرآنی کارهایش را در قالب هایی چون «یریدون وجهه»، «اتّبع رضوان اللّه»، «أسلم وجهه للّه»، «نصحوا للّه»، «لن‌ندعوا من دونه إلها»، «ابتغاء وجه ربّهم»، «لوجه‌اللّه»، «قربات عند اللّه»، «للّه»، «ابتغاء مرضات اللّه»، «إن أجرى إلاّ على ربّ العالمین»، «اعبدوا اللّه ما لکم من إله غیره» به جا می آورد. در جریان عاشورا بر روی کتف امام (ع) اثری مشاهده شد از امام سجاد(ع) سؤال شد که این چه اثری است؟ فرمودند: این جای وسیله ای است که پدرم حضرت حسین(ع) خوراک و غذای بیوه زنان و یتیمان و مساکین را حمل می نمود . سیره عملی اهل­بیت ؛ امام حسین علیه­السلام ، سید کاظم ارفع)در مورد حضرت امام سجّاد(علیه السلام) نیز این مطلب نقل شده است; به گونه اى که آثار بند أنبان حتّى پس از مرگ بر روى شانه هاى آن حضرت باقى مانده بود. بعضى از یاران آن حضرت، از امام باقر(ع) پرسیدند: آیا این آثار زخم با گذشت چهل سال از واقعه کربلا هنوز التیام نیافته است؟ حضرت پاسخ دادند: این اثر مربوط به آن زمان نیست، بلکه مربوط به بند انبان غذا است که آن حضرت شبانه بر دوش مى کشید و بین فقرا و مستمندان و یتیمان تقسیم مى کرد. منتهى الآمال، شیخ عباس قمی، ج ۲، ص ۸۵)از پیامبر(ص) روایت است که فرمود: مِن کُنُوزِ البِرِّ : کِتمانُ المَصائب و الأمراضِ و الصَّدَقهِ ؛ پوشیده داشتن مصیبتها و بیماریها و صدقه ، از گنجهاى بر و نیکى است .(میزان الحکمه، ج ۶، باب کتمان مصیبت) امام باقر(ع) نیز می فرماید: أربَعٌ مِن کُنُوز البِرّ: کِتمانُ الحاجَه وَ کِتمانُ الصَّدَقَهِ وَ کِتمانُ الوَجَع وَ کِتمانُ المصیبَهِ؛ چهار چیز از گنجهای نیکوکاری است: پنهان داشتن حاجت، صدقه پنهانی، نهان داشتن درد و نهان داشتن مصیبت.(تحف العقول، ص ۲۹۵ ؛ بحارالانوار، بیروت، ج۷۵ ، ص ۱۷۵؛ منتهی الامال ج ۲ ص ۱۴۲) در حالات امام صادق(ع) نیز این مطلب دیده مى شود؛ حتّى گاهى از اوقات که اصحاب آن حضرت متوجّه مى شدند و در خواست مى کردند این مأموریت به آنها واگذار گردد، آن حضرت امتناع مى کرد و مى فرمود: شما مى توانید همراه من باشید، ولى من باید خود انبان غذا را بر دوش گیرم، و آن را بین مساکین و ایتام تقسیم نمایم.(منتهى الآمال، ج ۲، ص ۸۵) امام باقر(ع) درباره صفات پدرش امام سجاد می فرماید که شب تاریک انبانی پر از کیسه های درهم و دینار – و گاهی غذا یا هیزم – به دوش می کشید و بر در خانه ی مستمندان می برد، در را می زد، هر که از خانه بیرون می آمد به او می داد و می رفت.(نصایح، آیت الله مشکینی) از همین روست که پیشوایان معصوم دینی می کوشیدند تا اعمال نیک و صالح خویش را مخفیانه انجام دهند. حضرت على(ع) شخصاً در دل شب «أنبان نان» را به دوش مى کشید، و بدون کمک گرفتن از کسى، حتّى غلامش، درِ خانه تک تک مستمندان کوفه را مى زد، و به آنها غذا مى داد.( ملحقات الاحقاق، ج ۸، ص ۵۸۰)
  3. صبر بر مصیبت: از دیگر فضایل بسیار مهم و تاثیرگذار در زندگی صبر است که سعادت دنیا و آخرت آدمی را تضمین و تامین می کند؛ زیرا جزع وفزع هم موجب آشفتگی روحی و روانی می شود و انسان را از حالت اعتدال و تعادل بیرون می برد و هم موجب کفر گویی و کفران گرایی انسان و یاوه گویی و یاوه گرایی او می شود. انسان وقتی بداند که خداوند علیم حکیم به حکمت و مصلحتی او را به امری دچار کرده است می تواند صبر پیشه کند و این گونه از بسیاری از مشکلات و پیامدهای زیانبار خود را برهاند؛ زیرا بی صبری هم کاری را پیش نمی برد و هم بر مشکلات می افزاید.آن حضرت(ع) در جایی دیگر می فرماید: أَلصَّبْرُ صَبْرانِ: صَبْرٌ عِنْدَ الْمُصیبَهِ حَسَنٌ جَمیلٌ، وَ أَحْسَنُ مِنْ ذلِکَ الصَّبْرُ عِنْدَ ما حَرَّمَ اللّهُ عَلَیْکَ؛ صبر بر دو قسم است: صبر بر مصیبت که نیکو و زیباست، و بهتر از آن صبر بر چیزى است که خداوند آن را حرام گردانیده است.(همان)البته صبر بر مصیبت سخت است و انسان نمی تواند از جزع و فزع دست بردارد به ویژه اگر مصیبت بر عواطف و روان او تاثیرگذارد و رفتارهیجانی را موجب شود؛ اما اگر به این باور برسد که هر چیزی مصحلت و حکمتی دارد صبر می کند: مَا أَصَابَ مِن مُّصِیبَهٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِّن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ؛ هیچ مصیبتى نه در زمین و نه در نفسْهاى شما به شما نرسد، مگر آنکه پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابى است. این کار بر خدا آسان است. تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگین نشوید و به سبب‏ آنچه به شما داده است شادمانى نکنید، و خدا هیچ خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد.(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳) آن حضرت(ع) در تبیین حقیقت زهدورزی و پارسایی نسبت به دنیا می فرماید: أَلزّاهِدُ فِى الدُّنْیا مَنْ لَمْ یَغْلِبِ الْحَرامُ صَبْرَهُ، وَ لَمْ یَشْغَلِ الْحَلالُ شُکْرَهُ؛ زاهد در دنیا کسى است که حرام بر صبرش غلبه نکند، و حلال از شکرش باز ندارد.( بحارالانوار، ج ۷۵ ص۳۷) پس پارسا و زاهد کسی است که وقتی به عمل حرامی رسید، طاقتش را از دست ندهد و خدا از یادش نرود. البته صبر اقسامی دارد. امام علی(ع) می فرماید: « أَلصَّبْرُ ثَلاثَهٌ: أَلصَّبْرُ عَلَى الْمُصیبَهِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى الطّاعَهِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى الْمَعْصِیَهِ؛ صبر بر سه گونه است: صبر بر مصیبت، و صبر بر اطاعت، و صبر بر [ترک] معصیت.(نهج البلاغه)
  4. کتمان مصیبت: از دیگر فضایل اخلاقی که به انسان کمک می کند تا سعادت دنیا و آخرت را نصیب خود کند، کتمان و نهان کردن مصیبت است. انسان همواره در تیررس مصیبت های گوناگون است، چنان که امام علی(ع) می فرماید: «اِنّکم هَدَفُ النَّوائِبِ وَ دَرَیتَهُ الاَسْقام؛ به راستی که شما آماج مصیبت ها و هدف بیماری ها هستید».( غررالحکم و دررالکلم، آمدی ، ج ۱، ص ۶۶۰)التبه انسان باید پیش گیری از نزول مصیبت را در دستور کار قرار دهد، چنان که امام علی(ع) می فرماید: «مَنْ لَمْ یَتَعَّرضْ لِلنّوائِبِ تَعرَّضَتْ لَهُ النَّوائِبُ؛ کسی که به استقبال مصیبت ها نرود، مصیبت ها به سوی او می آیند».(همان، ۶۶۰)البته برخی گرفتاری ها که در زندگی انسان رخ می دهند، به اندازه ای بزرگ و تکان دهنده هستند که هرگز نمی توان آنها را در زندگی مخفی کرد. به احتمال قوی همان گونه که از این حدیث برمی آید، منظور از کتمان کردن مصیبت و گرفتاری، شکوه و گلایه نکردن از مصیبت پیش مردم است. چنان که پیامبر(ص) از قول خداوند متعال فرموده است:اما اگر صبر مصیبت نکرد و آن اصل فراموش شود باید بداند مصداق این حدیث خواهد بود که معصوم(ع) می فرماید: «وَ مَنْ أصْبَحَ یَشکو مُصیبهً نَزلَتْ به فَقَدْ أَصْبح یَشکُو رَبَّه؛ آن کسی که از مصیبت وارد شده شکوه کند، از خدا شکایت کرده است».( بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۶۵)در واقع، بی تابی در برابر مصیبت، خود، مصیبت دیگری است. با این کار، پاداشی که در قبال مصیبت قرار است به انسان برسد، از بین می رود. امام علی(ع) فرموده است: هرکس در هنگام مصیبت دست بر زانو و ران خویش زند (بی تابی کند)، پاداش خود را از بین برده است.(همان) بدترین مصیبت آن است که آدم صبر نکند بر مصیبت خود افزوده است. امام علی(ع) در این باره می فرماید: «اَلمْصیبهُ بالصّبْرِ اَعظمُ المصیبتینْ؛ مصیبت دار شدن به صبر (و از دست دادن آن)، بزرگ ترین بخش از دو مصیبت است».( غررالحکم و دررالکلم، آمدی، ج ۱، ص ۶۵۹) وقتی بنده خود را به مصیبتی مبتلا ساختم و صبر کرد و با عیادت کنندگان خود از من شکایت نکرد، گوشتی بهتر از گوشت او و خونی بهتر از خون وی به او می دهم. اگر او را شفا دهم، همه گناهانش محو شده است و اگر جانش را گرفتم، او را مشمول رحمت کرده ام.( همان، ص ۶۰۲) اما آن چه مهم تر است کتمان مصایب و شکوه نکردن از آن است. پیامبر(ص) می فرماید: هر که در مال یا تن خویش مشکلی داشته باشد و پنهان کند و شکایت آن به مردم نبرد، بر خدا واجب است که او را بیامرزد.( نهج الفصاحه ، ص ۶۰۴) گاهی بلاها و مصیبت ها به گونه ای است که توان تحمل را از انسان می گیرد و زمینه ذلت و خواری او را فراهم می سازد. امام علی(ع) در این باره می فرماید: «قَدْ تُذلُّ الرَّزیَّهُ؛ گاهی است که مصیبت، آدمی را خوار کند.»(همان) این در حالی است که آن حضرت(ع) در جایی دیگر گفته است: «اَلْمَصائبُ مِفْتاحُ الاَجْرِ؛ مصیبت ها، کلیدهای پاداش است».(همان، ص ۶۵۹)

به هر حال، انسانی که بخواهد سعادت را قرین زندگی دنیوی و اخروی خود نماید باید این فضایل اخلاقی را در خود ایجاد کند تا بتواند در دنیا و آخرت سعادتمند شود. ازاین روست که این ها را گنج های جنت و بهشت معرفی کرده اند.