گفتمان جدلی در قرآن

اشاره : انسان به جهت گرایش به همگرایی و جامعه پذیری ، همواره ناچار است خود را با مردم و جامعه سازوار و هماهنگ نماید. تضاد منافع و مصالح موجب می شود تا تلاش مضاعفی را برای سازگاری با دیگران انجام دهد. یکی از روش های موثر برای ایجاد تفاهم و سازگاری ، تبادل اطلاعات ، انتظارات ، خواسته ها و موانع میان افراد است.

گفت و گو این امکان را فراهم می آورد تا دو طرف بتوانند به تبادل آن ها پرداخته و نوعی تفاهم و همزبانی و گاه همدلی را در دیگری بر انگیزانند. بنابراین هدف از گفت و گو را می توان در راستای ایجاد تفاهم و سازگاری جمعی افراد توضیح و تبیین کرد. البته گفت و گو ، حالات مختلف و متنوع را به خود می گیرد .
نوعی از گفت و گو که در قرآن تبیین شده است، جدال است. جدال ، گفت و گویی همراه با درگیری و چیرگی و برتری جستن یک سوی بر سویه دیگر است. هدف از جدال را قصد منصرف کردن دیگری در راه و روش و حتی در رای و نظر و باور دانسته اند.( نگاه کنید: مفردات راغب واژه جدل و مجمع البیان طبرسی ، ج ۵- ۶ ص ۲۳۷) به نظر می رسد که میان اصطلاح قرآنی جدل و اصطلاح منطقی آن که به دیالکتیک نیز مشهور است ، تفاوت های محسوسی نباشد؛ زیرا در جدل آن چه مهم است، همراهی با طرف گفت و گو و بهره گیری از اصول مشترک و مقبول دو طرف است که در قرآن نیز بدان اشاره شده است.

 

هدف از جدل قرآنی و منطقی چیرگی و غلبه بر طرف دیگر است که از این نظر نیز مشترک می باشند. قرآن نیز همانند اهل منطق ، میان جدل و برهان (سلطان ) تفاوت می گذارد و آن را دو گونه از روش های گفت و گوی علمی بر می شمارد.

گفتمان جدلی امری فطری
به نظر قرآن گفتمان جدلی ، امری فطری در بشر است و انسان نه تنها با دیگران بلکه حتی با خود به مجادله بر می خیزد تا خود را قانع سازد و امری را که بر خود مشتبه شده را به یقین اقناعی تبدیل کند. قرآن بیان می کند که نفس انسانی گرایش به این دارد که از خود دفاع کند . از این رو می کوشد به هر شکل ممکن نه تنها از جان بلکه از خواسته و رفتار و منش و عقاید خود که شاکله و شخصیت وجودی او را شکل می دهد ، دفاع و از آن در برابر هر بیگانه و حتی خود ، دفاع کند. قرآن بیان می دارد که روزی می رسد که انسان با خودش به مجادله بر می خیزد و می کوشد تا خود را برای خود مقبول قرار دهد و عقاید و رفتارش را در پیش وجدانش توجیه نماید: یوم تاتی کل نفس تجادل عن نفسها؛ روزی می رسد که هر نفس با خود ش به مجادله بر می خیزد.(سوره نحل آیه ۱۱۱)

گرایش فطری بشر به جدال و مجادله به اندازه ای شدید است که قرآن در توصیف انسان می فرماید: وکان الانسان اکثر شی جدالا( سوره کهف آیه ۵۴) ؛ انسان در میان موجودات هستی از همه بیشتر به سوی جدال گرایش دارد و اهل مجادله است. بنابراین می توان مجادله گری را از خصوصیات و ویژگی ها بشر و انسان دانست. البته گفتمان جدلی خاص انسان نیست چنان که قرآن بدان اشاره و تصریح کرده است ولی در میان موجودات این انسان است که گرایش شدیدی به مجادله دارد. از دیگر موجوداتی که قرآن گزارشی صریح و روشنی از جدل ایشان می دهد مجادله فرشتگان در ملا اعلی با خداوند است که درآیات ۳۰ تا ۳۵ سوره بقره بیان شده است.

در میان مردم برای مجادله و جدل و یا جدال ، واژگان دیگری نیز رایج است که از آن میان می توان به مناظره ، محاوره ، مناقشه و مباحثه اشاره کرد. البته هر یک از این واژگان معنای خاصی را نیز با خود حمل می کنند و گونه ویژه ای از گفتمان و گفت و گو بیانی را ترسیم می نمایند. به عنوان نمونه در مناظره هر چند که دو طرف گفت و گو خواهان اثبات سخن خود و نقد باور دیگری است ولی با این همه هر دو به قصد شناخت حق و ظهور آن در نزد دیگری به این کار روی می آورند و یا آن چه در محاوره مهم و اساسی است توجه دو طرف گفت و گو به مطالبی است که میان آن دو رد و بدل شده است و در حقیقت گفت و گو بر پایه پاسخ های طرف مقابل شکل می گیرد و در آن نوع از ادب نیکو و مراعات طرف دیگر وجود دارد. در قرآن در آیه نخست سوره مجادله به هر دو واژه جدال و حوار اشاره شده است و سخن از محاوره دو طرف به این شکل به میان آمده است.

اهداف مجادله
قرآن کریم برای تبیین مساله جدال ، اهداف چندی را برای اهل مجادله بیان کرده است که در این جا به مهم ترین آن ها می پردازیم:

استیفای حقوق

از جمله اهدافی که قرآن برای جدال بیان می کند ، جدال برای گرفتن حق است . به این معنا که شخص برای رسیدن به حق خود و استیفای آن ، از روش جدال بهره می جوید. در داستان جدال خوله با پیامبر (ص) این هدف به خوبی روشن است . خوله از آن جایی که از سوی شوهرش به حکم ظهار که از احکام جاهلی بود ، از حقوق زناشویی و همسری خود محروم شده بود، به نزد پیامبر می شتابد تا این حکم جاهلی را پیامبر از جامعه بزداید؛ زیرا شوهرش گفته بود که تو همانند مادرم از پشت من هستی و من نمی توانم با تو زناشویی کنم . خداوند از روش حق جویی و استیفای حقوق که از سوی این زن صورت گرفته بود ، به جدال یاد می کند .( مجادله آیه ۱ و ۲)

تبلیغ دین

از روش های تبلیغ پیامبران که از سوی خداوند نیز تایید و بر آن تاکید شده است ، روش مجادله است. قرآن به پیامبر به طور خاص و عموم دعوت کنندگان دستور می دهد : ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن ؛ مردم را به سوی راه پروردگارت به حکمت و پند و اندرز نیکو بخوان و با آنان به نیکویی مجادله نما.( نحل آیه ۱۲۵)

حق ستیزی

از اهداف مهم افراد در بهره گیری از روش مجادله ، مخالفت با حق است. به این معنا که حق ستیزان برای آن که نمی توانند در برابر برهان و استدلال مومنان و اهل حق و حقیقت تاب آورند به روش مجادله رو می آورند تا باطل خود را تثبیت کنند و از حق بگریزند. ( کهف آیه ۵۶ و نیز غافر آیه ۵)

گمراهی

از دیگر اهداف استفاده از روش مجادله ، ایجاد گمراهی در میان مردمان است . این روش از سوی مشرکان و مخالفان ضد پیامبر و مومنان بسیار مورد استفاده قرار گرفته است و قرآن بیان می دارد که هدف مشرکان و مخالفان از این کار آن بوده است تا مردمان را حق دور کنند و به راه ضلالت و گمراهی سوق دهند. ( حج آیه ۸ و ۹)

دلسوزی

از اهداف مهم مجادله گران برای بهره گیری از این روش است ، نمونه های چندی را می توان در قرآن برای این موضوع یافت . یکی از مهم ترین آن ها مجادله حضرت ابراهیم (ع) با فرشتگان است که قرآن ضمن بیان آن به خصوصیات اخلاقی آن حضرت (ع) اشاره می کند و توضیح می دهد که علت و انگیزه اساسی مجادله آن حضرت ، دلسوزی بیش از اندازه وی بوده است.( هود آیه ۷۴)

زمینه های مجادله
مجادله از روش هایی است که می تواند در راستای بیان حق و یا ضد آن مورد استفاده قرار گیرد. در این جا به زمینه های بهره گیری از آن برای اثبات و یا تقویت باطل اشاره می شود. قرآن کاربرد مجادله را از سوی مخالفان حق به دلایل زیر نسبت می دهد:

تعصب

از زمینه هایی که موجب می شود تا اهل باطل به سوی مجادله روی آورند، تعصب بی جا آنان بر عقاید پدران و نیاکانشان است. آنان بدون آن که از علم و دانش بهره مند باشند و یا دلیلی عقلانی و یا شهودی داشته باشند و یا از دلیل نقل معتبری چون کتب آسمانی برخوردار باشند ، تنها به جهت تعصبات کورکورانه از عقاید نیاکان خود، به مجادله با حق و اهل آن اقدام می کنند. بنابراین یکی از علل و زمینه های ایجادی بهره گیری از روش مجادله را تعصب باید دانست و از آن پرهیز کرد.( لقمان آیات ۲۱ و ۲۰)

تکبر

از دیگر زمینه سازهای مجادله گری که در قرآن از آن یاد شده ، تکبر و خود بزرگ بینی بی جاست. افرادی که نه از علم و نه هدایت و نه دانش نقلی معتبر برخوردارند ، تنها به دلیل خود برتربینی ، به مجادله با حق و حقیقت می پردازند. ( حج آیه ۸ و ۹ و نیز غافر آیه ۳۵ و ۵۶)

جهل

از دیگر علل و عوامل ایجادی مجادله است . افراد جاهل به جهت فقدان برخوداری از علم به روش مجادله پناه می برند تا سخن خود را به کرسی بنشانند.( حج آیات ۳ و ۸ و لقمان ایه ۲۰)

مسئولیت گریزی

فرار از مسئولیت از دیگر انگیزه ها و علل ایجادی مجادله است ؛ زیرا کسانی که نمی خواهند به وظیفه و مسئولیت خود عمل کنند به مجادله روی می آورند و آن را ابزاری برای فرار از مسئولیت خود قرار می دهند . قرآن با اشاره به این نکته مومنانی را که از جهاد گریزانند و به مجادله روی می آورند ، سرزنش و توبیخ می کنند.( انفال آیه ۵ و ۶)

وسوسه

وسوسه های شیطان و مردمان وابسته به افکار شیطانی از عواملی است که مجادله را ایجاد و تقویت می کند . قرآن در چند آیه به این مساله توجه می دهد و مومنان را از همراهی با این دسته باز می دارد. ( حج آیه ۳ و نیز انعام آیه ۱۲۱)

کفر

کفر نیز می تواند زمینه ساز مجادله گری باشد. به این معنا که اهل کفر به جهت آن که بر دل هایشان غفل نهاده شده است و سخنان سالم و حق را درک و فهم نمی کنند ، گرفتار مجادله می شوند . به سخنی دیگر ، زمینه مجادله گری در ایشان از آن رو پدیدار گشته است که به رفتار و اعمال خود ، زمینه های فهم و درک را از خود زدوده اند و این گونه می شود که ناتوان از درک حق به سوی مجادله روی می آورند تا باطل خود را تقویت و یا گسترش دهند. ( انعام ایه ۲۵ و نیز غافر آیه ۴ و ۵)

اقسام و احکام جدال
قرآن جدال را به چند گونه دسته بندی کرده است. به نظر می رسد که نمی توان همه گونه های جدل را به عنوان روش درست گفت و گو پذیرفت. گونه هایی که قرآن برای جدال ذکر می کند می توان به جدال احسن، جدال باطل ، جدال جاهلانه و جدال عالمانه اشاره کرد.

جدال احسن

جدال احسن ، از روش هایی است که در تبلیغ دین پس از به کارگیری روش های دعوت برهانی و حکیمانه و پند و اندرز مورد توجه و تاکید قرآن قرار گرفته است. برخی بهره گیری از خود قرآن و برخی از آیات آن را همان جدال احسن بر شمرده اند. به این معنا که قرآن در برخی از آیات خود به مجادله رو آورده و با مشرکان به زبان جدل سخن می گوید و آنان را به اسلام دعوت می کند. بنابراین استفاده از این آیات قرآن در حقیقت ، همان دستوری است که قرآن در بخش سوم اقسام دعوت بدان اشاره می کند و به جدال احسن از آن یاد می کند. از این رو می توان بهره گیری از آیات جدلی قرآن را در دعوت به عنوان جدال احسن یاد کرد. ولی آن چه به نظر می رسد این است که اگر این قول را بپذیریم و آن را درست بشماریم باید آن را حمل به مصداق کنیم و بگوییم که یکی و یا بهترین مصداق از مصادیق جدال احسن ، استفاده از آیات جدلی قرآن در دعوت و تبلیغ دین است. به این معنا که اگر پیامبر به مجادله احسن با مشرکان مامور شده است به این معناست که یکی از بهترین روش های این گونه دعوت ، استفاده از خود آیات جدلی قرآن می باشد.( نحل آیه ۱۲۵)
سخن دیگرآن که قرآن پیامبرش را در مجادله با اهل کتاب به مجادله احسن دعوت می کند تا با تکیه بر اصول و اعتقادات پذیرفته شده و باور همگانی هر دو طرف مجادله آنان را به حق بخواند. آن چه در این دستور مورد اهتمام است ، تاکید بر اصول پذیرفته شده دو طرف است که به نظر می رسد به مولفه اصلی در مجادله اشاره دارد. به این معنا که در مجادله احسن آن چه مولفه اساسی و اصلی را شکل می بخشد ، اهتمام و توجه به اصول مشترک و باورهای دو سوی مجادله است. ( عنکبوت آیه ۲۶) این نکته را می توان با اشاره و تاکید دیگر قرآن در همین آیه تقویت کرد؛ زیرا به مسلمانان دستور می دهد که ظالمان و ستمگران اهل کتاب به مجادله بر نخیزد؛ ( همان ) چون ستمگران در این آیه کسانی هستند که حق را نادیده گرفته و با علم به آن ، کتمان حق کرده و به مجادله با اهل حق می پردازند. چنین افرادی چون به اصول و باورهای مشترک خود پای بند نیستند و آن را به ستم نادیده می گیرند، در مقامی قرار می گیرند که امکان جدال احسن با ایشان وجود نخواهد داشت. بنابراین جدال احسن و تکیه و تاکید بر اصول و باورهای مشترک ، امری لغو و بیهوده خواهد در زمانی که سویه دیگر مجادله آن را کتمان کرده و به ظلم آن را نادیده می گیرد.

جدال باطل

جدال باطل ، در تعبیر قرآنی ، جدالی است که در آن یک سوی مجادله به استهزاء و تمسخر روی می آورد و هدف از آن کوبیدن حق است. به این معنا که یک سوی استهزا هم در روش و آداب مجادله ، رعایت ادب را نمی کند و به حیله تمسخر و استهزا روی می آورد تا طرف مقابله را از نظر شخصی و شخصیت خرد و کوچک نماید و هم با علم به حق بودن آن را نادیده گرفته و بکوشد تا آن را بکوبد و یا نابود سازد. این روش در بیشتر مواردی که درقرآن از آن یاد شده ، مواردی است که از سوی مشرکان و کافران مورد بهره برداری قرار گرفته است و به عنوان روش اصلی مخالفان پیامبران به کار رفته است.( کهف آیه ۵۶ و غافر آیه ۵ )

جدال جاهلانه

جدال جاهلانه از سوی کسانی به کار می رود که از اهل کتاب و علم و دانش نیستند و در حقیقت توده مردمی هستند که بدون هیچ علم و دانشی تنها بر پایه تقلید کورکورانه از نیاکان به چیزی باور داشته و از آن حمایت می کنند. قرآن درباره این گونه از جدال های بیان می کند که اهل مجادله باطل، بدون داشتن هیچ دانشی نظری و یا هدایت و کتاب آسمانی و دلیل وحیانی و یا شهودی تنها بر پایه پیروی از شیطان و یا نیاکان خود به مجادله با اهل حق و خود حق می پردازند. هدف مجادله گران جاهل نیز بقا در گمراهی خود و گمراه سازی دیگران است ؛ زیرا بدون آن که حق را بشناسند و تنها بر پایه باورهای خرافی و غلط می کوشند آن را حفظ و یا ترویج کنند. ( حج آیات ۸ و ۹ و نیز لقمان آیه ۲۰ )

جدال عالمانه

جدال عالمانه ، مجادله ای است که با توجه به داده های علمی ، دلیل معتبر عقلی و یا نقلی و یا شهود معتبر و مانند آن انجام می گیرد. این روش مورد توجه و تایید قرآن است . روشی است که از سوی خردمندان و پیامبران مورد استفاده بوده و هست. ( اعراف آیه ۷۱ حج آیه ۸ و لقمان آیه ۲۰و غافر آیات ۳۵ و ۵۶)

قرآن برای هر دسته از این اقسام ، احکام خاصی را بیان می کند . با توجه به نوع رویکرد قرآن به هر یک از انواع و اقسام مجادله می توان احکام آنان را به دست آورد. بی گمان مجادله عالمانه امری مباح است اگر حکم به پسندیدگی (استحباب ) و یا وجوب آن نشود ؛ چنان که جدال احسن نیز به حکم پسندیدگی به طور طبیعی امری مستحب است ولی به حکم و دستور خاص الهی امری واجب و لازم شده است. ( نحل آیه ۱۲۵) اما وجوب و لزوم آن مشروط است که در آغاز از روش های دیگری بهره گرفته شود؛ از این روست که قرآن آن را در مرحله سوم پس از دعوت برهانی و پند و اندرز ذکر کرده است و پیامبر را بدان فرمان داده است. نکته دیگرآن که این وجوب در مجادله با اهل حق نیست بلکه خاص کسانی است که از دین اسلام ویا حق بیرون می باشند. بنابراین مجادله به هر شکل با اهل ایمان و حق به نظر امری نادرست است و برای تفهیم و دعوت آنان به حق باید از روش های دیگری بهره جست. بنابراین مبلغان در حوزه مناطق اسلامی یا نباید و یا در حد ضرورت باید از این روش بهره برداری نمایند. چنان که جدال غیر احسن با اهل کتاب نیز امری است که قرآن آن را نهی کرده و مومنان را از به کارگیری آن باز داشته است.( عنکبوت آیه ۴۶) جدال باطل و جاهلانه نیز امری حرام است و نباید از این روش بهره جست.

آداب جدال
قرآن آداب و شرایط خاصی را برای مجادله و گفت و گوی جدلی بیان کرده است که می بایست از سوی مومنان مراعات گردد تا اهداف مجادله به دست آید.

از جمله آدابی که قرآن برای مجادله کنندگان بیان داشته است ، برخورد منطقی و استوار بر علم و دانش است.( اعراف آیه ۷۱ و حج آیه ۳ و ۸ و لقمان آیه ۲۰ و غافر آیه ۳۵ و ۵۶)

از دیگر آداب مجادله برخورد نیکو و حسن معاشرت در بیان و رفتار است. به طوری که آن سوی مجادله از رفتار و نحوه بیان مومن دلخور نگردد .( نحل آیه ۱۲۵ و عنکبوت آیه ۴۶)

سومین سفارش قرآن به اهل مجادله آن است که رفق و مدارا را در هنگام مجادله با مخالفان مراعات کنند . طبرسی در مجمع البیان ج ۵ و ۶ ص ۶۰۵ مراد از مجادله احسن را مجادله همراه با رفق و مداراست.

نکته ای که در پایان این نوشتار بدان توجه داده می شود آن که جدال و مجادله از روش های دعوت دیگران به حق و اسلام است و آن را نمی توان به عنوان روش تبلیغ دین در میان مومنان به شمار آورد. به این معنا که مجادله چه عالمانه و چه احسن آن زمانی به کار می رود که فردی بخواهد مشرک ، کافر و یا اهل کتابی را به اسلام وحق بخواند ؛ از این رو نمی توان در دعوت مومنان و تبلیغ عقاید و احکام اسلام درمیان مومنان از این روش استفاده و بهره جست؛ زیرا قرآن به مسلمانان و مومنان سفارش می کند که در صورت جهل به حکمی از روش پرسش و پاسخ بهره جویند و به سراغ اهل ذکر و علم بروند . در حقیقت روش های دیگری برای فهم احکام و عقاید برای مومنان و مسلمانان بیان شده است و روش مجادله برای این منظور نباید مورد استفاده وبهره برداری قرار گیرد.

اگر بخواهیم میان مومنان و غیر مومنان تفاوتی را قایل شویم می توانیم از اصطلاح دعوت برای غیر ایشان و اصطلاح تبلیغ در میان مومنان استفاده کنیم . بنابراین از روش های دعوت مواردی است که در آیات قرآن از برهان و اندرز و عبرت و جدال و جدال احسن بیان شده است و نمی توان آن جدال و جدال احسن را از روش های تجویزی برای تبلیغ در میان مومنان بر شمرد.

قرآن برای مجادله کاربردهای چندی را بیان داشته است که می توان به مهم ترین آن ها در دعوت اشاره کرد. از جمله کاربردهای مجادله می توان به هدف اثبات وحدانیت خدا ، اثبات رسالت پیامبران ، اثبات رسالت خاص مانند رسالت پیامبر اکرم (ص) ، اثبات رستاخیز و اثبات برخی از احکام و تحلیل و تحریم برخی از احکام پیشین اشاره کرد.