گفتمان انقلاب اسلامی، سرمشق نهضت ها

بسم الله الرحمن الرحیم

انقلاب اسلامی یک انقلاب بزرگ است که نمی توان آن را در محدوده جغرافیایی سیاسی ایران، یا حتی جغرافیایی فرهنگی ایران محدود کرد؛ زیرا دامنه آن به سبب جغرافیای جهانی اسلام، گفتمانی جهانی را شکل داده است که همه بشریت را در بر می گیرد. از این رو، آثار تحولات آن بر همه جهان به خوبی به چشم می آید و کسی نمی تواند منکر تاثیرات جهانی آن باشد. البته از نگاهی دقیق فلسفی حرکت هر پر کاهی در چاهی نه تنها بر کره خاکی بلکه بر هستی تاثیر مستقیم و غیر مستقیم دارد؛ بنابراین، به طور طبیعی انقلاب اسلامی که یک تحول عظیم اجتماعی در ایران و منطقه است، تاثیرات شگرفی را به ویژه در تحولات اجتماعی سده اخیر هزاره دوم و سده نخست هزاره سوم میلادی گذاشته است و می بایست بی هیچ شک و تردیدی، آغاز سده نخست هزاره سوم را عصر امام خمینی(ره) و گفتمان انقلاب اسلامی نامید. نویسنده در این مطلب بر آن است تا بر اساس مبانی و اصول و قواعد گفتمانی انقلاب اسلامی، برخی از آثار تحول آفرین گفتمان را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

امت وسط، سرمشق جهانیان

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، امت اسلام می بایست به گونه ای شکل و سامان یابد که به عنوان «امت وسط» سرمشق جهانیان در اموری باشند که عناصر اصلی گفتمان اسلام و هم چنین گفتمان انقلاب اسلامی را شکل می دهد و اصولا اسلام برای تحقق آن در قالب شرایع و مناهج از سوی خدا فروستاده شده است.

خدا در قرآن به صراحت از قرارگرفتن امت اسلام به عنوان سرمشق بشریت بلکه جهانیان از جن و انس می فرماید: وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّهً وَسَطًا لِتَکُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَهَ الَّتِی کُنْتَ عَلَیْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَیْهِ وَإِنْ کَانَتْ لَکَبِیرَهً إِلَّا عَلَى الَّذِینَ هَدَى اللَّهُ وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُضِیعَ إِیمَانَکُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِیمٌ ؛ و بدین گونه شما را امتى وسط و میانه قرار دادیم تا بر مردم شاهد و گواه باشید و پیامبر بر شما شاهد و گواه باشد؛ و قبله‏ اى را که چندى بر آن بودى مقرر نکردیم، جز براى آنکه کسى را که از پیامبر پیروى مى ‏کند، از آن کس که از عقیده خود برمى‏ گردد بازشناسیم؛ هر چند این کار، جز بر کسانى که خدا هدایت شان کرده، سخت گران بود؛ و خدا بر آن نبود که ایمان شما را ضایع گرداند؛ زیرا خدا نسبت به مردم دلسوز و مهربان است. (بقره، آیه ۱۴۳)

خدا در این آیه به صراحت به امت اسلام یادآور می شود که امت اسلام می بایست به عنوان یک امت وسط شاهدی برای مردمان از هر دین و آیین و نژاد و فرهنگ و سرزمینی باشد. معلوم است وقتی از شاهد برای مردمان سخن به میان می آید مراد آن است که بتوان همانند زمانی که سنجش و ارزیابی می شود، گروهی به عنوان گروه شاهد انتخاب می شود تا روند هر گونه تغییری در دیگران بر اساس شاهد سنجش شود. به سخن دیگر، دو گروه در هر آزمایشی نیایز است، یک گروه که از آن به گروه آزمایش یاد می شود و این همان گروهی است که متغیر یا عامل مورد مطالعه روی آن اثر می گذارد؛ و دیگری گروه شاهد یا کنترل است که در معرض متغیر مزبور قرار نمی گیرد.

خدا امت اسلام را به عنوان گروه شاهد قرار داده است به طوری که هر گونه متغیری را در گروه های دیگر انسانی بر اساس این معیار امت اسلام می سنجند. به سخن دیگر، امت اسلام به عنوان امت معیاری قرار می گیرد که امت های دیگر را بر اساس آن می سنجند و مورد ارزیابی قرار می دهند. از این روست که به امت اسلام به عنوان امت شاهد تعبیر شده است. از آیه به دست می آید که خداوند امت اسلام را این گونه به جعل تکوینی یا جعل تشریعی این گونه قرار داده است. اگر به جعل تکوینی باشد یعنی ساختار امت اسلام از سوی خدا به گونه ای است که به عنوان امت شاهد مطرح است؛ اگر به معنای جعل تشریعی باشد به این معنا است که امت اسلام، می بایست خود را برای چنین امری آماده کند و به عنوان معیار الهی سنجش و ارزیابی امت ها قرار گیرد.

البته از خود آیه به دست می آید که امت اسلام با آن که نسبت به امت های دیگر، امت شاهد و کنترل است؛ اما خودش به یک معنا گروه آزمایشی است که می بایست با معیاری دیگر سنجیده شود؛ از این روست که خدا به صراحت می فرماید که خدا پیامبر(ص) را شاهد ، بر امت اسلام قرار داده است. البته برای بیان اموری چند به جای شاهد از واژه شهید بهره گرفته که به دو معنای شاهد و مشهود است؛ به این معنا که پیامبر(ص) برای امت ، به عنوان معیار سنجش و همچنین برای آنان مشهود و آشکار است و امت می تواند به سادگی و آسانی با مراجعه به این شاهد او را سرمشق اعتقادی و رفتاری قرار دهد؛ از این روست که خداوند به صراحت در جایی دیگر او را اسوه حسنه معرفی می کند که باید مورد پیروی و اطاعت قرار گیرد؛ زیرا معیار حق است و به سبب عصمت از هر گونه خطا، اشتباه، غلط و نسیان و مانند آن ها پاک و منزه است.(احزاب، آیه ۲۱)

در ادامه آیه بقره به یک نمونه هویت ساز برای امت اسلام اشاره می شود تا معلوم شود که امت اسلام دارای ویژگی اطاعت بی چون و چرا درباره قبله است و خدا با آزمونی به نام قبله مشخص داشته است که اگر متغیری چون قبله باشد، چه کسانی بر اساس عمل شاهد و شهید یعنی رسول الله (ص) عمل می کنند و چه کسانی این گونه عمل نمی کنند و در حقیقت بازنده این آزمون هستند.(بقره، آیه ۱۴۳)

مهم ترین شاخص های گفتمان انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی بر آن شد تا بر اساس آموزه های وحیانی قرآن و معارف اهل بیت(ع) یعنی ثقلین به نظام سازی، دولت سازی و امت سازی بپردازد. از این روست که بنیانگذار آن امام خمینی(س) خود را مفتخر می داند که در چارچوب ثقلین به انقلاب اسلامی اقدام کرده و گفتمان جهانی انقلاب اسلامی را شکل داده است؛ زیرا هرگز امام خمینی(ره) دایره انقلاب اسلامی و گفتمانی آن را محدود به ایران اسلامی یا مسلمانان نکرده است، به هماره همانند پیامبر(ص) جهانیان و ناس و مردم را مخاطب خود قرار داده است؛ هر چند که در این اقدام ، مخاطب آغازین و اصلی را امت مسلمان ایران، سپس مسلمانان یا موحدان عالم قرار می دهد، ولی هماره گفتمان خود را بر پایه اصول انسانی قرار می دهد که جهانی و برای همه بشریت است.(نگاه کنید: وصیت نامه، صحیفه امام؛ ج ۲۱، ص ۳۹۳)

برای درک تاثیرگذاری گفتمان انقلاب اسلامی بر نهضت های جهانی از مسلمان و غیر مسلمان می بایست شاخص های گفتمان انقلاب اسلامی را شناخت. مهم ترین شاخص های گفتمان انقلاب اسلامی که حتی نهضت های غیر مسلمان را به خود جلب و جذب کرده است؛ عبارتند از:

  1. حق طلبی و عدالت خواهی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن که گفتمان انقلاب اسلامی بر اساس آن شکل گرفته است، حق طلبی و عدالت خواهی از مهم ترین ویژگی های امت شاهد و گواه است که می بایست دیگر امت از آن سرمشق گرفته و بدان سمت حرکت و گرایش داشته باشند. خدا به صراحت می فرماید: وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّهٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ یَعْدِلُونَ؛ و از میان کسانى که آفریده‏ ایم گروهى هستند که به حق هدایت مى کنند و به حق داورى مى ‏نمایند و به آن گرایش دارند.(اعراف ، آیه ۱۸۱) از این آیه به دست می آید که عدالت می بایست بر اساس حق باشد که همان چیز ثبات در علم الله و کتاب مبین و ام الکتاب است که از طریق عقل کامل و نقل معتبر به انسان داده شده است؛ زیرا نظام هستی بر اساس حق آفریده و مدیریت می شود و اصولا معنای عدالت یعنی وضع هر چیزی در جای مناسب حق آن یا بخشیدن حق هر صاحب حقی، جز از راه عقل کامل و نقل معتبر شدنی نیست که کاشف از همان حقی است که خداوند وضع کرده است. از نظر قرآن، این گونه نیست که در طول تاریخ همه امت های مسلمان در شرایع مختلف به اصول حق و عدالت توجه و به آن گرایش داشته باشند؛ زیرا خدا به صراحت در جایی دیگر بیان می کند: وَمِنْ قَوْمِ مُوسَى أُمَّهٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ یَعْدِلُونَ ؛ و از میان قوم موسى جماعتى هستند که به حق راهنمایى مى کنند و به حق داورى مى ‏نمایند و بدان گرایش دارند. (اعراف، آیه ۱۵۹) بنابراین، در هر امتی ممکن است بخشی تنها به امت وسط و شاهد تبدیل شوند و معیار قرار گیرند؛ چنان که بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، در میان امت اسلام نیز برخی شاخص هستند که اهل بیت عصمت و طهارت هستند و آنان همان شاهدان امت خواهند بود که معیار سنجش اعمال امت می شوند(توبه، آیه ۱۰۵؛ احزاب، آیه ۳۳؛ نساء، آیه ۵۹)؛ زیرا در روایات نیز آمده است که امیرمومنان (ع) که نفس پیامبر(ص) است(آل عمران، آیه ۶۱) میزان الاعمال برای امت است و حق بر مدار وی می گردد چنان که او این گونه است.( الأمالی (للصدوق)، ص ۸۹؛ الجمل، ص ۸۱؛ الأمالی (للطوسی)، ص ۵۴۸؛ کفایه الأثر فی النص علی الأئمه الإثنی عشر، ص ۲۰؛ سنن الترمذی، ج ۵، ص ۶۳۳؛ الإمامه و السیاسه، ج ۱، ص ۹۸؛ المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۱۳۵؛ تاریخ مدینه دمشق، ج ۴۲، ص ۴۴۸؛ المناقب، ص ۱۰۴.) از نظر قرآن، هدف و فلسفه بعثت پیامبران اموری چند از تعلیم وتزکیه و تبیین حقوق و قوانین الهی در قالب قوانین و سنت های مکتوب است که پیامبران و امت ایشان بدان عمل کرده و بستری برای قیام عمومی مردم برای قسط و سهم خواهی می شوند.(حدید، آیه ۲۵) امت اسلام به عنوان امت وسط و شاهد می بایست نه تنها نمایش از حاکمیت و حکومت الله در زمین باشند، بلکه نشان دهند که مهم ترین ویژگی کرامت و برتری انسان که تقوای الهی است(حجرات، آیه ۱۳) ، تنها در سایه عدالت قسطی و عفو احسانی و اکرامی به دست می آید و این ها نزدیک ترین امور به تقوا و دستیابی به آن است.(مائده، آیه ۸؛ بقره، آیه ۲۳۷) پس اگر کسی بخواهد مسلمان و اهل تقوا باشد، باید آن را در عدالت قسطی و عفو احسانی و اکرامی به نمایش بگذارد، و گرنه نمی توان از کسی که اهل قسط و عفو نیست به عنوان مسلمان یاد کرد، بلکه کافری بیش نیست.(جن، آیه ۱۴) از نظر قرآن، مومنان و امت وسط و شاهد باید نه تنها قیام به قسط داشته و سهم هر کسی را بدهد(حدید، آیه ۲۵)، بلکه در نهضت جهانی قسط و مطالبه گری سهم خواهی باید قوامین باشند و همه هویت ایمانی اش قسط خواهی و تحقق آن در خارج و محیط اجتماعی نسبت به همگان از جن و انس و جانور و گیاه و یا هر موجود و آفریده دیگر الهی باشد. خدا به صراحت در این باره می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید براى خدا به داد برخیزید و به عدالت قسطی‏ شهادت دهید و البته نباید دشمنى گروهى شما را بر آن دارد که عدالت نکنید عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است و از خدا پروا دارید که خدا به آنچه انجام مى‏ دهید آگاه است.(مائده، آیه ۸) در این آیه به صراحت بیان شده که مومنان وظیفه و تکلیف دارند تا به عدالت قسطی با تمام وجودشان قیام کنید به طوری که به عنوان گروه شاهد و کنترل و معیار برای دیگران قرار گیرند؛ زیرا اگر کسی بخواهد اهل تقوا باشد بهترین راه رسیدن عدالت ورزی است و اگر بخواهیم اهل تقوا را بشناسیم بهترین راه شناخت عدالت ورزی به ویژه عدالت قسطی است. پس کسی که عدالت نمی ورزد و یا اهل قسط و قوامین و شاهد بر آن نیست، بی گمان چنین شخصی از نظر قرآن اهل اسلام و ایمان نیست و از تقوای الهی به دور است. از همین روست که خدا ضمن تاکید بر قوامین بر قسط بودن به مومنان هشدار می دهد و می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَى أَنْفُسِکُمْ أَوِ الْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ إِنْ یَکُنْ غَنِیًّا أَوْ فَقِیرًا فَاللَّهُ أَوْلَى بِهِمَا فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَى أَنْ تَعْدِلُوا وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا؛ اى کسانى که ایمان آورده‏ اید پیوسته با تمام وجود خودتان به عدالت قسطی قیام کنید و براى خدا شاهد و گواهى دهید هر چند به زیان خودتان یا به زیان پدر و مادر و خویشاوندان شما باشد. اگر یکى از دو طرف دعوا توانگر یا نیازمند باشد، باز خدا به آن دو از شما سزاوارتر است. پس از پى هوس نروید که درنتیجه از حق و عدالت عدول کنید؛ و اگر به انحراف گرایید یا اعراض نمایید؛ قطعا خدا به آنچه انجام مى‏ دهید آگاه است. (نساء، آیه ۱۳۵) بنابراین، کسی که دنبال عدالت قسطی نمی رود دنبال هواهای نفسانی رفته و از اسلام و تقوا دور شده است و دیگر نمی تواند شاهد امت باشد. همین قیام برای عدالت قسطی یکی از شاخص های گفتمان انقلاب اسلامی است که جهانیان را به خود مجذوب کرده است و حتی کمونیست ها در آمریکای لاتین به سبب همین اصول اصلی گفتمان انقلاب اسلامی به آن گرایش داشته و حتی برخی با تغییر به اسلام شیعی بر آن هستند تا خود را هر چه بیش تر به آن نزدیک کنند. در آمریکای لاتین می توانید افراد شاخصی را یافت که به سبب این اصل گفتمانی انقلاب اسلامی به شدت به آن گرایش یافته و مدافع و پیرو آن شده اند. نام بردن از این افراد ممکن است برای ایشان که زنده هستند خطرناک و از سوی دشمنان بستری برای ترور شخص یا شخصیت آنان شود. امروز در کشورهای اروپای غربی نهضت عدالت خواهانه و سهم خواهانه در قالب مثلا جلیقه زردها از انقلاب اسلامی سرمشق می گیرد و حتی راهبران آن به صراحت از این سرمشق گیری و شاهد بودن انقلاب و امت مسلمان ایران سخن به میان می آورند. چنان که «الکساندر بیووایس چیوا» از سخنگویان جلیقه‌ زردها با خبرگزاری آنا در این باره می گوید: البته باید بگویم که در این راه از برخی جنبش‌ها الهام گرفته‌ایم. به‌طور مثال از انقلاب ۱۹۷۹ (انقلاب اسلامی ایران) که علیه استبداد و برای رسیدن به دموکراسی بود نیز الهام گرفته‌ایم ولی اینکه بگوییم یک کشور خارجی در حال مدیریت این جریان است، کاملاً تکذیب می‌کنم. جلیقه‌ زردها صدای واقعی و فروخورده مردم فرانسه هستند و شما می‌بینید که ۷۴ درصد مردم از این جنبش حمایت می‌کنند.
  2. دفاع از مظلوم و مستضعف: از دیگر شاخص های امت وسط و نمونه که گفتمان انقلاب اسلامی تلاش دارد تا آن را جهانی کند، دفاع از مظلوم در برابر ظالم و مستضعف در برابر مستکبر است. این دفاع همانند دفاع از عدالت قسطی هماره بی توجه به معیارها و عناوینی دیگر است. آن چه ملاک و معیار دفاع حتی در قالب جنگ و جهاد علیه ظالم و مستکبر است، تنها عنوان مظلوم و مستضعف است. بنابراین ، عناوینی دیگر نقشی نخواهد داشت. به سخن دیگر، اگر در عدالت قسطی، عنوان «قیام للناس برای قسط و سهم خواهی است»(حدید، آیه ۲۵) و رنگ و نژاد و جنس و دین و مذهب و مانند آن ها هیچ نقشی ندارد، بلکه یک مسلمان خود را موظف می داند حتی سهم کافر حتی حربی دفاع کند با آن که میان مسلمان و کافر حربی دشمنی است، اما برای انجام قوامین بودن در قسط بی توجه به دشمنی کافر حربی به او در سهم خواهی اش کمک می کند و سهم او را از غاصب سهم می ستاند.(حدید، آیه ۲۸؛ مائده، آیه ۸؛ نساء، ایه ۱۳۵) هم چنین در مساله دفاع از مظلوم و مستضعف ، زمانی که عنوان مظلوم و مستضعف بر شخصی یا امتی صدق کند، به دفاع از آنان می پردازد و در این راه حتی به مقاتله و جهاد می رود؛ زیرا حکم الهی این است؛ چنان که خدا به صراحت فرمان می دهد و می فرماید: وَمَا لَکُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْیَهِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیرًا؛ و چرا شما در راه خدا و در راه نجات مردان و زنان و کودکان مستضعف نمى ‏جنگید، همانان که مى‏ گویند: پروردگارا ما را از این شهرى که مردمش ستم‏پیشه‏ اند بیرون ببر و از جانب خود براى ما سرپرستى قرار ده و از نزد خویش یاورى براى ما تعیین فرما. (نساء، آیه ۷۵) امروز انقلاب اسلامی به وظیفه خویش عمل کرده و در دفاع از مظلوم و مستضعف در ایرلند شمالی، فلسطین اشغالی، آمریکای لاتین، سرخ پوستان و سیاه پوستان ایالات متحده آمریکا، مردم مظلوم و مستضعف یمن و دیگر نقاط جهان اقدام کرده و می کند. البته دیگران نیز از گفتمان انقلاب اسلامی سرمشق گرفته اند و مردم پاکستان و افغانستان و یمن و بحرین و فلسطین و لبنان و عراق و سوریه و نیجریه و لیبی با آن که خود مظلوم قرار گرفته اند، به دفاع از دیگر مظلومان جهان قیام کرده و به یاری مستضعفان در هر جا جهان می روند و حتی برخی مانند حیدریون، فاطمیون ، زینبیون و مانند آن ها به یاری دیگر مظلومان و مستضعفان در کشورهای دیگر شتافتند و این گونه شر داعش و آمریکا و رژیم صهیونیستی را از سر مردم شام و عراق و سوریه کم کردند. تحلیل گران و نویسندگان غربی بسیاری بر این جنبه انقلاب اسلامی و سرمشق قرار گرفتن آن کتاب و مقاله نوشته اند؛ آنان بر این باورند که یکی از این اثرات الهام‌بخش بودن آن برای دیگر مستضعفان جهان در برخاستن بر علیه ستمگران بوده است. به عنوان نمونه می نویسد: ارزش اصلی هر انقلاب واقعی تأثیرات عمومی آن بر نزدیکترین همسایگان آن کشور است. انقلاب فرانسه و انقلاب روسیه هر کدام باعث ایجاد جمهوری‌‌‌‏های دموکراتیک، مشروطه و سوسیالیست شدند. گرچه قضاوت در مورد اثرات گسترده‌‌‌‏تر انقلاب ایران بسیار ساده است، یکی از این اثرات الهام‌بخش بودن آن برای دیگر مستضعفان جهان در برخاستن بر علیه ستمگران بوده است که از نمونه ها آن همکاری ایران در جنگ بر علیه آپارتاید و صهیونیسم است… درون سرزمین اشغالی، فلسطینیها بر علیه ارتش اشغالگر اسرائیلی شورش کردند، درست به همان روشی که مردم ایران بر علیه ارتش شاه شوریدند تا فلسطین را کنترل‌ناپذیر کنند. اثر انقلاب ایران هویت بخشیدن به آن بود. در دیگر نقاط دنیا، چیزی بیش از شواهد تصادفی برای اثبات این حدس وجود دارد که حرکت قدرتمند ملت کوراسون آکینو که رژیم رو به انحطاط مارکوس را سرنگون نمود، از ایران الهام گرفته است. نظر ما در مورد صلح جهانی این است که شالوده این حرکت صلح‌طلبانه که بین شرق و غرب در جریان است با انقلاب اسلامی گذاشته شد… در پایان، می‌‌‌‏توان گفت که ایران با از بین بردن سلطه ابرقدرتها در خاورمیانه، صحنه را برای حرکتهای صلح‌طلبانه کنونی جهان آماده ساخت.(موضع امام خمینی در حمایت از مظلومان در مقابل ظالمین؛ جانی مامبوِه؛ «تایمز زامبیا» در شمارۀ ۱۲ فوریه ۱۹۹۰)
  3. معنویت گرایی و ارزش های انسانی و اسلامی: از دیگر ویژگی های امت اسلام که امت وسط و شاهد است، گرایش به الله به عنوان بنیاد حق و ارزش های انسانی است. از این روست که مومنان به عنوان « قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ»(نساء، آیه ۱۳۵) یا «قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ»(مائده، آیه ۸) معرفی می شوند. در حقیقت آن چه امت وسط و شاهد را از دیگر امت های انسانی جدا می سازد، نقش الله در همه ابعاد فکری و رفتاری آنان است. آنان به گونه ای عمل می کنند که هر کس به آنان نظر کند، الله را در تمام فلسفه و سبک زندگی ایشان می یابد. بر این اساس، معنویتی خاص برخاسته از الله در همه وجود آنان به چشم می آید. در گفتمان انقلاب اسلامی این امری برجسته بود به طوری که برخی عنوان کتاب خویش را این گونه قرار دادند. این کتاب توسط دو تن از خبرنگاران روزنامه لیبراسیون (Liberation) ، چاپ فرانسه، به رشته تحریر درآمده، نگاهی است اجمالی بر روند حوادث، اوضاع و وقایع داخلی ایران به سال ۱۳۵۷. خانم “کلر بریه” (Clair Briere) و آقای “پیر بلانشه” (Pierre Blanchet) نویسندگان کتاب مذکور سعی کرده اند با اشاره به گوشه هایی از سلطنت شاه پهلوی، وقایع و اتفاقاتی را که موجب نضج و تکامل حرکت عظیم مردمی علیه این رژیم شد و نهایتا موجبات تشکیل حکومتی “با نام خدا” را فراهم آورد، مورد مطالعه قرار دهند. جهان در آخرین سالهای قرن بیستم شاهد بزرگترین انقلاب سیاسی، اجتماعی عصر حاضر بود؛ انقلابی متفاوت با همه انقلابهای بزرگی که جهان در دو قرن اخیر به خود دیده است. انقلابی که بحق از سوی تحلیلگران غربی «انقلاب به نام خدا» لقب گرفت. رهبر کبیر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی، قدس سره، سالها پیش از پیروزی انقلاب اسلامی در نخستین اعلامیه سیاسی خود همگان را به قیام برای خدا فرا خوانده و می فرماید: قال الله تعالی: «قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی ». خدای تعالی در این کتاب شریف، از سرمنزل تاریک طبیعت تا منتهای سیر انسانیت را بیان کرده و بهترین موعظه هایی است که خدای عالم از میان تمام مواعظ انتخاب فرموده و این کلمه را پیشنهاد بشر فرموده، این کلمه تنها راه اصلاح در جهان است. قیام برای خداست که ابراهیم خلیل الرحمن را به منزل خلت رسانده و از جلوه های گوناگون عالم طبیعت رهانده… قیام لله است که موسی کلیم را با یک عصا به فرعونیان چیره کرد و تمام تاج و تخت آنها را به باد فنا داد. (صحیفه نور، ج ۱، ص ۳، تاریخی ترین سند مبارزاتی امام خمینی، ۱۱ جمادی الاول ۱۳۶۳ ق.) گفتمان انقلاب اسلامی نه تنها موجب بیداری مسلمانان و گرایش آنان به اسلام به عنوان تنها راه حل برای مشکلات دنیوی و اخروی و عقب افتادگی ها شد، بلکه موجب شد تا حتی دیگر مذاهب و شرایع موسوی و عیسوی (ع) و حتی شرایع غیر الهی چون بودایی و هندویی دوباره زنده شوند؛ زیرا پیش از انقلاب اسلامی چنان مادیت غربی در همه جای جهان سلطه افکنده بود که شعار خدا مرده را بر زبان جاری می کردند، اما با انقلاب اسلامی دوباره کلیسا و کنیسه قدرت یافت و مردم به ارزش های الهی و انسانی بازگشتند و موج عظیم از عرفان ها و معنویت گرایی حق و باطل در جهان راه افتاد. بنابراین، نقش انقلاب اسلامی را در بیداری و زنده شدن معنویت و ارزش های اسلامی و انسانی می بایست نقشی پررنگ یافت که دیگران از آن سرمشق گرفتند. البته معنویت موجود در انقلاب اسلامی که بر پایه امدادهای غیبی و نصرت و ولایت الهی شکل گرفته است، نه تنها معادلات را به هم زد و قدرت تحلیل و تبیین را از دشمنان گرفت، بلکه بستری شد که نتوان حوادث و رخدادهای انقلاب را پیش بینی کرد و برای آن سدی ایجاد کرد. از این رو تعجب نیست برای آن‏ها که از معنویت انقلاب اسلامی بی خبر بوده و همیشه برای بررسی و تحلیل انقلاب‏ها معیارهای جغرافیایی، سیاسی و اقتصادی خود را داشتند، علل و جوهره پیروزی انقلاب اسلامی مجهول و پنهان بماند و نتواند از تحلیل و تبیین برآیند و توصیه ها و نقشه راهی علیه آن داشته باشند که موفقیت آمیز باشد؛ بلکه هماره نظریه ها و نقش های آنان به چالش کشیده شده است تا جایی که اوج بحران ها و به ظاهر بن بست، راهی گشوده می شود که همگان را شگفت زده می کند و امام خامنه ای در این باره می فرماید: یکی از امیدبخش‌ترین آیاتی که من امروز میخواهم یک مقداری آیات آن را عرض بکنم، آیه‌ی معیّت الهی است؛ «اِنَّ اللهَ مَعَنا»(۱۰)، خدا با ما است. مسئله‌ی خیلی مهمّی است اینکه انسان احساس کند که خدا با او است، خدا در کنار او است، خدا پشت سر او است، خدا مراقب او است؛ این خیلی چیز مهمّی است! چون خدا مرکز قدرت و مرکز عزّت است. وقتی خدا با یک جبهه‌ای باشد، این جبهه قطعاً و بلاشک پیروز است. حالا مثلاً ملاحظه کنید در سخت‌ترین جاها خدای متعال این معیّت را به رخ اولیای خودش کشانده؛ فرض بفرماید آنجایی که حضرت موسیٰ میگوید: وَ لَهُمْ عَلَیَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَنْ یَقْتُلُونِ، در اوّل قضیّه خداوند میفرماید: قَالَ کَلَّا فَاذْهَبَا بِآیَاتِنَا إِنَّا مَعَکُمْ مُسْتَمِعُونَ؛ من با شما هستم، از چه‌کسی میترسید؟ این در سوره‌ی شعرا بود؛ یا در آیه‌ی دیگر که موسیٰ و هارون میگویند: إِنَّنَا نَخَافُ أَنْ یَفْرُطَ عَلَیْنَا أَوْ أَنْ یَطْغَى، فرعون این کار را بکند، خداوند میفرماید: قَالَ لَا تَخَافَا إِنَّنِی مَعَکُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى؛ ببینید چقدر این خوب است! من با شما هستم، میبینم، می‌شنوم، حواسم جمع است، مواظبتان هستم. یا در سوره‌ی مبارکه‌ی محمّد (صلّی ‌الله ‌علیه‌ و آله‌ و سلّم) میفرماید: فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَکُمْ وَلَنْ یَتِرَکُمْ أَعْمَالَکُمْ؛ یعنی این معیّت خدای عزّوجل با مؤمنین، با پیامبران، با همراهان و اصحاب پیامبران، یک چیزی است که خدای متعال مکرّر در قرآن آن را به رخ کشیده. آن‌وقت نتیجه این شده که پیغمبران به این وعده‌ی صادق الهی اعتماد کردند در این آیه‌ی شریفه که «فَلَمَّا تَرَاءَى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَکُونَ * قَالَ کَلَّا إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ»؛ به‌مجرّدی که دیدند که سیاهیِ لشکرِ فرعون از دور پیدا شد و الان است که برسد -جلویشان دریا، پشت سرشان لشکر فرعون- دلها لرزید، [گفتند] «اِنّا لَمُدرَکون»؛ پدرمان درآمد. اینجا حضرت موسیٰ به اعتماد همان وعده‌ی الهی میگوید: کـَلّا؛ چنین نیست؛ اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین. یا پیغمبر اکرم در غار ثور؛ إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کَفَرُوا ثَانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا؛ به اعتماد همین وعده‌ی الهی، پیغمبر اکرم میگوید «اِنَّ اللهَ مَعَنا»؛ ناراحت نباش، محزون نباش. پس هم خدای متعال این وعده را به طور قطعی داده است، هم اولیای الهی [مانند] حضرت موسیٰ و پیغمبر اکرم این وعده را باور کرده‌اند و قبول کرده‌اند و به آن ترتیب اثر داده‌اند. و این یک حقیقت و یکی از سنّت‌های قطعیِ تاریخ است؛ این یکی از آن سنّت‌هایی است که «لَن تَجِدَ لِسُنَّهِ اللهِ تَبدیلا»؛ بلاشک این همیشه هست.( بیانات در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری، ۲۴/۱۲/۹۶)

به هر حال باید گفت انقلاب اسلامی یکی از بزرگترین رخدادهای اجتماعی نیمه دوم قرن بیستم به حساب می آید که در نوع خود بی نظیر و منحصر به فرد بود، بگونه‏ای که موجبات شگفتی همگان را برانگیخت و توجه جهانیان را به سوی خود جلب نمود.

این تحول و دگرگونی در نظام اجتماعی ایران در سال ۱۳۵۷ با تحولات حاصل در ساختار سیاسی و نظام های حکومتی دیگر تفاوت اساسی داشت. این پدیده موجب شد تا نظام اجتماعی حاکم بر ایران به طور کامل دگرگون گشته و نظامی نوین با اهداف، ارزشها و ساختاری کاملاً متفاوت جایگزین آن شود و در نتیجه منشأ ظهور آثاری بس شگرف در ابعاد گوناگون سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و مانند آن ها شود. این حادثه بزرگ قرن، از یکسو معادلات سیاسی استکبار را در ادامه سیاست سلطه و تقسیم استعماری جهان بهم زد، و از سوی دیگر یکی از استوارترین رژیم‏های وابسته را که از حمایت قدرت‏های بزرگ برخوردار بود، ریشه کن نمود. و در کشوری چون ایران، با آن همه اهمیتی که از نظر استراتژیکی و اقتصادی برای قدرت های بزرگ جهان داشت، تحولی عظیم بوجود آورد.

مهمتر از این دو تاثیر شگرف انقلاب، تأثیرگذاری روند انقلاب اسلامی به سطح آگاهی‏های عمومی ملت های مسلمان جهان بویژه کشورهای اسلامی، است که خود زمینه تحولات سیاسی، اجتماعی ریشه داری را در بین آنان فراهم آورد. به اعتراف تحلیلگران سیاسی ویژگی های انقلاب اسلامی از قبیل: برخورداری از جهان بینی الهی، ماهیت ایدئولوژیکی، قدرت رهبری، تفکر و اندیشه مبتنی بر دین و مشارکت عظیم مردم، موجب شد بسیاری از تحلیل‏ها، نظریه ها و پیش بینی‏های صاحب نظران سیاسی بی اعتبار گشته و مجبور به تجدید نظر در فرضیه ها و نظریه های خود شدند.