گشایش در رحمت در هنگام گرفتاری

شاید شما این بیت معروف را شنیده باشید که می گوید: خدا گر ز حکمت ببندد دَری. ز رَحمَت گُشاید درِ دیگری. این بیت که ضرب المثل شده است در حقیقت برگرفته از این شعر سعدی است که می سراید: خدای ار به حکمت ببندد دری. گشاید به فضل و کرم دیگری.(بوستان، باب دوم در احسان) اما ریشه آن آیات و روایات قرآنی است که ایشان آن را به صورت شعری زیبا و سپس مردم به شکل ضرب المثل در آورده و مفاهیم قرآنی در این قالب زیبا به جامعه ایرانی اسلامی هدیه شده است.

البته غیر از این بیت و ضرب المثل، آیات و روایاتی دیگری نیز وجود دارد که ضرب المثل شده است. به عنوان نمونه ای دیگر، خداوند می فرماید: الیس الصبح بقریب؛ آیا صبح نزدیک نیست.(هود، آیه ۸۱) این بشارت به صبح پس از آن بیان شده که خداوند حضرت لوط(ع) را فرمان کوچ شبانه از شهر هم جنس بازان می دهد تا آنان را عذاب کند و آن حضرت (ع) و خاندانش را از گرفتاری و بلای عظیم دور دارد. خداوند می فرماید: قَالُوا یَا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّکَ لَنْ یَصِلُوا إِلَیْکَ فَأَسْرِ بِأَهْلِکَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّیْلِ وَلَا یَلْتَفِتْ مِنْکُمْ أَحَدٌ إِلَّا امْرَأَتَکَ إِنَّهُ مُصِیبُهَا مَا أَصَابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَلَیْسَ الصُّبْحُ بِقَرِیبٍ؛ گفتند اى لوط ما فرستادگان پروردگار توییم آنان هرگز به تو دست نخواهند یافت پس پاسى از شب گذشته خانواده‏ ات را حرکت ده و هیچ کس از شما نباید واپس بنگرد مگر زنت که آنچه به ایشان رسد به او [نیز] خواهد رسید بى‏ گمان وعده‏ گاه آنان صبح است مگر صبح نزدیک نیست. (هود، آیه ۸۱) این گونه شد که در ضرب المثل های فارسی به تبع از نظامی گنجوی در منظومه لیلی و مجنون آمده است: در نومیدی بسی امید است. پایان شب سیه سپید است.

برخی نیز هم چون کمال الدین اصفهانی با دولت سحری و صبحگاهان برخوردی دیگر دارد و می سراید: «بـاش تــا صـبـح دولـتـت بـدمـد . کـایـن هـنـوز از نـتــایـج سـحر است»

اما خداوند در قرآن به مردمان از سنت الهی خبر می دهد که بذر امید را در دل ها می کارد. خداوند در آیات ۵ و ۶ سوره شرح یا انشراح پس از بیان مشکلات و گرفتاری هایی که پیامبر(ص) با آن مواجه بوده و نزدیک بود کمر را خم کند و بکشند، می فرماید: فان مع العسر یسرا. ان مع العسر یسرا؛ پس به راستی با هر دشواری، آسانی و گشایشی است؛ بلکه به راستی با همان دشواری، گشایشی است.

این آیات بر سنت الهی دلالت می کند که می فرماید: خداوند همیشه بعد از هر دشوارى سهولتى پدید مى آورد. مفسرین گفته اند: این دو آیه دلالت دارد بر این که با یک عسر و دشواری، دو یسر و گشایش همراه هست؛ زیرا قاعده نحوی مى گوید: کلمه اى دارای الف و لام است به اصطلاح معرفه است. پس اگر در کلامى تکرار شود، منظور از آن، همان کلمه اول است، و در حقیقت هر دو کلمه یک چیز را مى رسانند، ولى اگر نکره باشد دومى معنا و منظورى غیر منظور اولى را افاده مى کند. از آن جایی که العسر در دو آیه معرفه به کار رفته بیانگر یگانگی آن دو است، در حالی که یسر دوباره به شکل نکره به کار رفته تا بیان کند که هر عسر و سختی و دشواری محفوف به دو آسانی است که پیش و پس آن را در بر گرفته است. به سخن دیگر، هر گاه ما به سختی و دشواری و گرفتاری در زندگی خود می نگریم در می یابیم این دشواری از دو سویه یعنی پیش از وقوع دشواری و نیز پس از وقوع آن دارای دو آسانی و گشایش بوده است. هم چنین از آن جایی که با تنوین به کار رفته بیان این معنا نیز خواهد بود که این یسر دوم با یسر اول تفاوت نوعی نیز خواهد داشت که البته باید بهتر از حالت اولی از آسانی باشد. بنابراین، اگر ما در زندگی دچار مشکل و گرفتاری و سختی و دشواری شویم، باید بدانیم طبق سنت الهی، نه تنها برطرف می شود، بلکه اگر صبوری کنیم، پاداشی برتر و بهتر از آن آسانی پیشین به دست خواهیم آورد و وضعیت ما بهبود نسبی می یابد و آسانی و گشایشی دوم بهتر و برتر از قبلی خواهد بود.

البته برخی از مفسران گفته اند: تنوینى که در کلمه «یسرا» است براى بزرگداشت یسر است. پس این کلمه مى فهماند با هر عسر، گشایش و یسرى گرانقدر مى آید؛ اما برخی گفته اند: تنوین ، تنویع است، و مى خواهد بفرماید با هر دشوارى نوعى گشایش هست.

اما منظور از کلمه (مع – با) آیا واقع شدن یسر به دنبال عسر است یا همراه و معیت همزمانی؟ برخی قایل شده اند که این معیت دلالت بر این ندارد که گشایش و گرفتاری با هم در یک زمان تحقق می یابد، بلکه در زمانی گرفتاری و در زمانی دیگر گشایش خواهد بود؛ اما به نظر می رسد که آیه معیت و همزمانی را بیان می کند؛ زیرا اگر به دقت بنگریم، حتی همراه با هر گرفتاری یک گشایشی است و این گونه نیست که مدتی گرفتاری باشد و سپس دری گشوده شود، بلکه اگر خوب دقت شود در همان زمان گرفتاری، گشایشی رخ داده است. ، نه اینکه منظور از معیت این باشد که یسر و عسر در زمان واحد تحقق مى یابد.

سخن دیگر، در آیه شریفه یک نوع پیوستگی و ارتباط بین تحمل سختی ها و رسیدن به آسانی وجود دارد؛ یعنی این طور نیست که انسان به طور اتفاقی بعد از سختی، به راحتی برسد. واژه «مع» این پیوند و ارتباط را بیان می کند.

به نظر می رسد که خداوند با بهره گیری از مفهوم معیت در این آیات پیام هایی را به مخاطب می دهد که از جمله آن ها می توان به این دو مورد اشاره کرد: ۱. آیه با لفظ “مع” مى‏فهماند که آسانى با رنج توأم است. پس از لحظه تحمّل سختى، آسانى به تدریج به دست مى‏آید؛ ۲. از کلمه “مع” استفاده شده تا نشان دهد آسانی به سختی نزدیک است که از این رهگذر موجبات تسلّی خاطر و تقویت قلب فراهم شود. به هر حال با توجه به این که با هر مشکلى آسانى آمیخته، و با هر صعوبت و گرفتاری، آسانی و سهولتى همراه است.( نگاه کنید: طالقانى، سید محمود، پرتوى از قرآن، ج ‏۴، ص ۱۵۷، شرکت سهامى انتشار، تهران‏، ۱۳۶۲ ش‏؛ قرشى، سید على اکبر، تفسیر أحسن الحدیث، ج ‏۱۲، ص ۲۷۴، بنیاد بعثت‏، تهران‏، ۱۳۷۷ ش؛ تفسیر نمونه، ج ‏۲۷، ص ۱۲۷و ۱۲۸؛ طبرسى، فضل بن حسن‏، تفسیر جوامع الجامع، ج‏ ۴، ص ۵۰۷، انتشارات دانشگاه تهران و مدیریت حوزه علمیه قم، تهران‏، چاپ اول‏، ۱۳۷۷ ش؛ ابن جزى غرناطى، محمد بن احمد، کتاب التسهیل لعلوم التنزیل، ج ‏۲، ص ۴۹۳، شرکت دار الارقم بن ابى الارقم، چاپ اول، ۱۴۱۶ ق‏ ‏.)

گفتنی است که علامه طباطبایی بر این باور است که منظور از کلمه «مع» واقع شدن یسر به دنبال عسر است، نه این که منظور از معیّت این باشد که یسر و عسر در زمان واحد تحقق مى‏یابد.( طباطبائی، محمد حسین، تفسیر المیزان، موسوى همدانى، سید محمد باقر، ج‏۲۰، ص ۵۳۴، دفتر انتشارات اسلامى، قم، چاپ پنجم‏، ۱۳۷۴ ش‏.) در حالی که مفسران نمونه بر این باورند که هر مشکلى، با آسانى آمیخته، و با هر صعوبتى، سهولتى همراه است؛ چرا که این دو همیشه با هم بوده و با هم خواهند بود.( تفسیر نمونه، ج ‏۲۷، ص ۱۲۷و ۱۲۸.)

همراهی و همزمانی گرفتاری و گشایش

امام عسکرى علیه السلام نیز با توجه به آیات قرآنی از جمله سوره شرح بر این نکته تاکید دارد که گرفتاری و گشایش همزمان است، هر چند که نوعی گشایش دوم با گشایش اول فرق دارد، ولی همان یک گرفتاری که انسان به آن دچار می شود از دو سو محفوف به گشایشی است که به طور طبیعی می تواند گشایش دوم از گشایش نخست متفاوت بوده و فرق داشته باشد.

امام حسن عسکری (ع) می فرماید: ما مِن بَلِیّهٍ إلّا وللّهِ فیها نِعمَهٌ تُحیطُ بِها ؛ هیچ گرفتارى و بلایى نیست مگر آن که نعمتى از خداوند آن را در میان گرفته است. (بحار الأنوار : ج ۷۸، ص۳۷۴، حدیث ۳۴؛ منتخب میزان الحکمه ، حدیث شماره : ۱۲۰۰۸۹۶)

امام حسن عسکری(ع) در این روایت بیان می کند که اگر انسانی دچار بلا و گرفتاری شود، خداوند آن را به گونه ای قرار می دهد که از همه اطراف به نعمتی احاطه شود. در این روایت سخن از واژه احاطه است که فراتر از تفاسیر مفسران به نکته ای مهم و اساسی اشاره می کند.

از نظر امام حسن عسکری(ع) معیتی که در قرآن برای گرفتاری بیان شده است، یک معیت قیومی است، به این معنا که اگر گرفتاری و بلایی برای کسی رقم بخورد، این بلا از همه سو به نعمتی الهی احاطه شده است و شخص اگر به هر سو بنگرد می بیند که درهایی از گشایش و آسانی برای او گشوده است. پس اولا این طور نیست که اول آسانی باشد سپس گرفتاری و سپس آسانی دیگر، بلکه در همان زمانی که شخص گرفتار است، از همه سو، از سوی نعمتی الهی احاطه شده است؛

ثانیا این آسانی از یک طرف و یک سو نیست، بلکه از همه جهات است. بنابراین سخن از پیش و پس بودن آسانی نیست که گرفتاری از پیش و پس با آسانی احاطه شده باشد، بلکه از همه جهات احاطه شده است؛ پس همان زمان که گرفتاری را می بیند، اگر دقت کند می بیند که نعمتی الهی او را احاطه کرده و از همه سو او را در بر گرفته است.

توضیح این مطلب آن است که انسان اگر دچار یک بلیه و بلایی شود، خداوند تنها از یک جهت به او فشار آورده است و جالب این که از همان جهت اگر خوب دقت کند، نعمتی برای او است؛ زیرا اگر صبر کند، پاداشی از همان بلا به او می رسد و او از صابران خواهد بود؛ و اگر به جهات دیگر غیر جهت بلا نیز بنگرد، می بیند که خداوند او را حفظ کرده و از بسیاری از گرفتاری های دیگر دور داشته است. اگر بلایی آمده و فرزندی را از او گرفته در همان حال بی نهایت نعمت های دیگر او را در بر گرفته است که بقای او را تضمین و حیات و زندگی او را در سلامت داشته است. انسان به سبب یک نقص و بیماری نباید دیگر ابعاد سلامت وجودی خود را نادیده گیرد و ناسپاسی و کفران نماید؛ بلکه باید شاکر و سپاسگزار نعمت های بسیاری باشد که خداوند به او داده و بخشیده است.

به نظر می رسد نعمتی هماره همراه هر گرفتاری و بلا و همزمان با آن است. از نظر امام حسن عسکری(ع) نعمتی است که از خود بلا و از درون آن بر می خیزد. این نعمت می تواند، نعمتی باشد که خداوند در آیات قرآنی به عنوان فلسفه بلا از آن یاد کرده است؛ زیرا قرآن بیان می کند هر بلا و مصیبتی یا برای ظرفیت بخشی و ادعا سنجی است یا کیفر و مجازاتی است تا شخص برگردد و متنبه شده و راه درست را بیابد.

به سخن دیگر، اگر انسان دچار عسر و گرفتاری و دشواری شود: ۱. یا کیفر و مجازات عمل خود فرد است و خداوند چون شخص را دوست داشته در همین دنیا مجازات کرده تا برگردد و راه درست را بیابد و توبه و استغفار کند یا آن که مجازاتش در قیامت نباشد، بلکه در همین دنیا مجازات و کیفر شود و پاک و پاکیزه از گناه و خطا به آخرت رود؛ ۲. یا آن که این دشواری و گرفتاری به سبب ادعای است که داشته و خداوند با این دشواری می خواهد ظرفیت سنجی کرده و مدعای سخن شخص را در یابد؛(حجرات، آیه ۱۴) ۳. یا آن که می خواهد از این طریق ظرفیت شخص را افزایش دهد؛ زیرا اگر شخص صبر جمیل در پیش گیرد در مقام صابرین قرار گرفته و از سعه صدر و انشراح صدر و سعه وجودی برخوردار خواهد شد؛ چنان که پیامبران از جمله حضرت یعقوب(ع) این گونه با بلایا و مصیبت ها و در پیش گرفتن صبر جمیل به مقامات رسید.(یوسف، آیات ۱۸ و ۸۳)

به نظر می رسد که امام حسن عسکری(ع) به این نکته توجه می دهد که در درون هر بلایی و از همان روزنه که بلا وارد شده، نعمتی آن را احاطه کرده است. این نعمت می تواند شامل یکی از سه گانه پیشین باشد. البته چنان که گفته شد، مراد امام حسن عسکری(ع) فراتر از این مطلب است؛ زیرا وقتی سخن از «احاطه» است، فراگیری همه سویه و همه جانبه است.

بنابراین همراه هر بلایی نعمتی است که آن را از هر سو در همان زمان در بر گرفته است و بلا محاط به نعمت و نعمت محیط بر بلا است. پس انسان نباید دلخور و ناراحت شود و بداند که به حکمت الهی این بلا وارد شده و اهدافی برای آن است که جز نعمت برای شخص نیست.

خداوند در آیات قرآنی به این نکته توجه می دهد که هر مصیبتی که برای انسان است طبق یک حکمتی است که حکمت الهی از خلقت از جمله خلقت انسان را شامل می شود. اهدافی که خداوند از خلقت انسان دارد از طریق همین مصیبت ها و بلایا و نعمت ها و عسر و حرج و یسر و آسانی پدید می آید.

خداوند در آیات ۲۲ و ۲۳ سوره حدید به این نکته مهم و اساسی به عنوان سنت حاکم بر جان و جامعه و جهان توجه می دهد و می فرماید: مَا أَصَابَ مِنْ مُصِیبَهٍ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی أَنْفُسِکُمْ إِلَّا فِی کِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرٌ لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ وَاللَّهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ ؛ هیچ مصیبتى نه در زمین و نه در نفسهاى شما [= به شما] نرسد، مگر آنکه پیش از آنکه آن را پدید آوریم در کتابى است این [کار] بر خدا آسان است تا بر آنچه از دست‏ شما رفته اندوهگین نشوید و به [سبب] آنچه به شما داده است‏ شادمانى نکنید و خدا هیچ خیال باف ، خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد.

به هر حال، باید توجه داشت که در هنگام گرفتاری نه تنها دری دیگر گشوده می شود، بلکه نعمتی هماره انسان را احاطه کرده به طوری که آن گرفتاری در برابر آن نعمت هیچ است و انسان همان طوری که به آن بلا و مصیبت توجه دارد، اگر سر از آستان غفلت بردارد و خوب به پیرامون نظر و دقت کند، در می یابد که از هر سوی نعمتی الهی او را احاطه کرده است. پس در همان زمان باید شاکر نعمت باشد و خداوند را سپاس گوید و آن نقمت را نبیند. در حقیقت ، آن گرفتاری و مصیبت همانند بخشی کوچک است که شما آن را می بینند ولی اگر دقت کنید می بیند که یک دیواری از نعمت شما را احاطه کرده که آن گرفتاری نه تنها نسبت به آن هیچ است بلکه آن گرفتاری بخشی از همان نعمتی است که خداوند به شما داده است؛ زیرا با این کار می خواهد یا ظرفیت شما افزایش یابد و یا تنبیه و مجازات دنیوی شوید و در مسیر درست قرار گیرد و یا ادعا سنجی شود و میزان و درجه شما دانسته شود.