کیفر دنیوی ظلم و ستم از نگاه قرآن

samamosاشاره : زشتی و قباحت ظلم و ستم و هم چنین خوبی و نیکی عدالت و دادگری شاید نخستین های گزاره عقلانی باشد که هر انسانی به آن می رسد و همه خردمندان جهان در هر دوره ای و در هر مکانی با هر رنگ و فکر و مذهبی بر این گزاره توافق و اجماع دارند. با این همه شاید، با وجود این اتفاق و اجماع بشریت بر گزاره ای، مظلوم ترین گزاره در جهان بشریت در مقام عمل و خارج ، همین گزاره ها باشد؛ زیرا ظلم و بی عدالتی در میان بشر حرف اول را می زند و کم تر مکان و زمانی را می توان یافت که عدالت در آن در جریان باشد.

بسیاری از مومنان به باور ربوبیت و پروردگاری خداوند، خواهان مجازات ظالمان در دنیا پیش از آخرت هستند. اما به عللی چنین اتفاقی کم تر می افتد و یا دیر تحقق می یابد. این مطلب بر آن است تا به این مساله از دیدگاه قرآن بپردازد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

تفاوت دقایق در کتاب انسان و خدا

« آقایان و خانم‌ها! این چیزی که در دستان من می‌بینید، یک ساعت است. من براساس حرکت ثانیه‌شمارهای این ساعت پنج دقیقه زمان می‌گیرم و در این پنج دقیقه از خدا می‌خواهم که جان مرا بگیرد…»

نفس‌های حاضران در سینه، زندانی شد! چشم‌های نگران مؤمنان به وجود خدا منتظر پاسخ قاطع خداوند بود… «آقایان و خانم‌ها! پنج دقیقه تمام شد و من هنوز زنده‌ام. پس خدایی وجود ندارد.»

این دیالوگ در سکانس آغازین فیلم «برد» و از زبان نقش اول این فیلم بیان می‌شود که شخصیت «موسولینی» را بازی می‌کند. در این سکانس، موسولینی هنوز به قدرت نرسیده و یک فعال سیاسی است که رهبری یک حزب کمونیستی را بر عهده دارد.

موسولینی به قدرت می‌رسد و دراولین اقدامش همسر فدارکارش آیدا و پسرش دستگیری می کند. آیدا در بیمارستان روانی‌ حبس و پسرش در زیرزمین کاخ موسولینی زندانی می‌شود. آیدا دالسر درهمان تیمارستان جان می‌بازد و پسرش نیز که در ۲۰ سالگی به دستور موسولینی به بیمارستان روان‌پریش‌ها منتقل شده بود، در همان‌جا می‌میرد، این در حالی بود که موسولینی در تمام سخنرانی‌هایش با هیجان و حرارت خاصی از «رعایت حقوق مردم و دیگران» دم می‌زد!

در سکانس پایانی فیلم‌ موسولینی که با هیتلر متحد شده بود در جنگ شکست خورد و از حکومت ساقط شد. مجسمه او را به زیر کشیدند و با یک دستگاه پرس خرد کردند. همزمان با خرد شدن مجسمه موسولینی، دیالوگ او در سکانس نخست فیلم پخش شد:«آقایان و خانم‌ها! پنج دقیقه تمام شد، خدایی در کار نیست». او فراموش کرده بود که پنج دقیقه خدا با پنج دقیقه ما انسان‌ها فرق دارد!

علل تاخیر در مجازات ستمگران

خداوند در آیاتی از جمله ۴۱ سوره اعراف و ۱۳ سوره یونس و ۱۰۱ و ۱۰۲ سوره هود و ۶۱ سوره نحل کیفر ستم پیشگان را سنت تغییر ناپذیر خود معرفی می کند و در آیات ۳۰ و ۳۱ سوره انسان منشای این مجازات و عقوبت را علم و حکمت خویش بیان می کند و توضیح می دهد که این کیفر و عذاب، پیامد عمل کرد طبیعی خود آنان است.(نحل آیات ۲۸ و ۲۹ و ۳۳ و ۳۴)

با این همه به نگاهی گذرا به پیرامون خود می توان این پرسش را مطرح کرد که با همه این تاکیدها، چرا ظالمان و ستمگران مجازات و کیفری نمی بینند به گونه ای که موجبات گستاخی آنان شده و انکار خدا و ربوبیت او را بر هر کوی و برزن فریاد می زنند؟ اگر کیفر شدن ظالمان بر پایه آیاتی چون ۸۶ و ۸۸ سوره آل عمران و ۸۵ سوره نحل بدون هیچ گونه مهلت و درنگی است ، چرا کیفری به چشم نمی آید و ظالمان و ستمگران عقوبتی نمی بینند تا چنین بی پروا و گستاخانه رفتار کنند و دیگران را نیز به عمل ظالمانه تشویق و ترغیب نمایند؟

خداوند در آموزه های قرآنی پاسخ متعدد و متنوعی به این تاخیری داده است که به چشم ما انسان ها می آید؛ زیرا خداوندی که بیرون از دایره زمان و مکان است و خود ایجاد کننده زمان و مکان و محیط و مالک آن است، هرگز دمی ظالمان را به حال خود نمی گذارد و آن چه به چشم می آید، تحلیل و تبیین نادرست ماست؛ چون انسان در دایره زمان و مکان اسیر است و تنها به ظاهر و جهان شهادت آگاهی دارد و از جهان غیب و باطن آگاهی نداشته یا آگاهی کاملی ندارد. همین عدم آگاهی و اطلاع است که آدمی را به داوری نادرست می کشاند و مجازات و عقوبت ظالمان را نمی بینند.

خداوند در آیه ۶۱ سوره نحل به تبیین دیگری از مساله می زند و تاخیرظاهری که از چشم ما دیده می شود را این گونه پاسخ می دهد که تاخیر کیفر سمتگران تا زمان و سر رسید تعیین شده ، سنت و قانون الهی در جهان مادی و دنیاست. به این معنا که جهان مادی و دنیا بر اساس قوانین و سنت های الهی خاص اداره می شود که بر اساس آن ، هر چیزی دارای قدر، اندازه و زمان همراه با جزئیات مشخص و معینی است. بنابراین هیچ کاری بیرون از سنت و قانون الهی انجام نمی شود و هرگاه زمان چیزی فرارسد تحقق می یابد.

آیاتی دیگر چون آیات ۴۲ و ۴۳ سوره ابراهیم، تاخیر کیفر ستمگران و ظالمان از سوی خداوند تا قیامت را به هدف تشدید مجازات آنان بیان می کند. این بدان معناست که فرصتی که به ظالمان داده می شود ، فرصتی است که به ضرر و زیان ایشان تمام می شود و هر روزی که می گذرد عذاب آنان تشدید و سنگین تر شده و عقوبت اخروی آنان ابدی می گردد؛ زیرا انسان در دنیا خود را برا ابدیت می سازد و هر کسی با خود سازه و صنعت خویش را می برد تا برای ابد همراه او باشد بی آن که تغییر و تبدیلی در آن صورت گیرد. تاخیری که نسبت به عقوبت ایشان انجام می گیرد از آن روست که دنیا نمی تواند جایگاهی برای کیفر مناسب آنان باشد؛ زیرا ظرف دنیا به سبب محدودیت نمی تواند مجازات مناسبی را برای ظالمان و ستمگران فراهم آورد و ایشان می بایست در ظرفی مجازات شوند که خداوند بتواند مناسب جرم و جنایت آنان ، ایشان را کیفر و عقوبت دهد. از این روست که مجازات و عقوبت نهایی و مناسب که از آن به " جزاء وفاقا " تعبیر شده به آخرت نهاده شده است.

پاسخی دیگر که خداوند به این پرسش می دهد این است که بسیاری از ستمگران و ظالمان در دنیا همانند آخرت کیفر و عقوبت می شوند ،ولی به عللی از این عقوبت و عذاب آگاه نیستند و از عقوبت و کیفر خویش بی خبر می مانند؛(طور آیه ۴۷) زیرا بسیاری از ظالمان که در زمره کافران و منافقان و سست ایمان ها هستند، نسبت به عذاب هایی که با آن مواجه می شوند، تحلیل و تبیین نادرستی دارند. این گونه است که گرفتارها، مصیبت ها ، بلایا و رنج ها و بیماری های خویش را به عوامل طبیعی نسبت می دهند. در حالی که بسیاری از این امور نتیجه عمل خود انسان و بازتابی از آن است. این که انسان دچار گرفتاری یا مصیبت می گردد و یا حتی جامعه دچار سیل و زلزله و جنگ و مانند آن می شود، دربسیاری از موارد مجازات دنیوی اعمال ظالمانه خود اوست ولی به سبب بی خبری از علل واقعی ، آن را به طبیعت و یا اشتباه و خطا خود نسبت می دهد و به توجیه آن می پردازد، در حالی که همه این ها آیات و نشانه های الهی است تا شخص به سوی خداوند بازگردد و متنبه شود و ظلم و ستم را در حق خود و دیگری کنار بگذارد.

اصولا دنیا به گونه ای فریبنده ساخته شده است و آدمی گرفتار ظواهر آن می گردد و از تفسیر درست و آیه بودن امور دنیوی غافل می گردد. ازاین روست که حتی ستمگران گستاخانه در دنیا، بر پایداری و زوال ناپذیری قدرت خویش سوگند می خورند و چنان به آن باور دارند که هیچ درسی از هشدارهای تنبیهی و عقوبتی خداوند در دنیا نمی گیرند.(ابراهیم آیه ۴۴) همین غفلت و بی خبری است که آنان را گستاخ می کند و رفتارهای زشت خویش را تشدید کرده و افزایش می دهند.(انبیاء آیه ۹۷ و بقره آیه ۱۶۵) اما این دیری نمی پاید، زیرا به زودی گرفتار قیامت می شوند و با مشاهده آثار عذاب در دنیا هنگام مرگ و آخرت چشمانشان می خواهد از حدقه بیرون بزند.(انبیاء آیات ۱۱ تا ۱۳ و انبیاء آیه ۹۷ و آیات دیگر) در آن زمان است که خود را با عذابی دردناک و سخت جاودانه و ابدی مواجه می بینند که قدرت سخن و نطق را ایشان بر می گیرد.(نمل آیه ۸۵ و بقره آیه ۱۷۸ و مائده آیه ۹۴ و حج آیه ۲۵ و آیات دیگر)

خداوند در آیه ۹۳ سوره انعام و ۴۵ و ۴۷ سوره طور به عذاب های برزخی ظالمان و ستمگران افزون بر عذاب های دنیوی و اخروی ایشان اشاره می کند تا بیان دارد که هر ظالم و ستمگری در دنیا، برزخ و آخرت مجازات خواهد شد و این گونه نیست که ظالمان و ستمگران به حال خود واگذار و رها شده باشند.

اما این که چرا خداوند ظالمان و ستمگران را هر چند که در دنیا و برزخ و آخرت مجازات و عقوبت می کند، ولی به آنان اجازه بقا و حیات می دهد و جانشان را در دنیا نمی گیرد ؟ مطلبی است که به صراحت در آیه ۶۱ سوره نحل به آن پرداخته است. خداوند در این آیه می فرماید که مصحلت بقای حیات موجودات ، مهم تر از مصحلت کیفر دنیایی ستمگران و ظالمان است. اگر خداوند می خواست به سبب هر ظلم و ستمی جان ظالم و ستمگر را بگیرد، دیگر در جهان جنبده ای باقی نمی ماند.

به نظر می رسد که همه جنبدگان در روی زمین به نوعی گرایش به ظلم و تجاوزگری دارند، از این روست که خداوند اگر می خواست به صرف کوچک ترین ظلم و ستمی جان بستاند دیگر جاندار و جنبده ای در روی زمین باقی نمی ماند.

تاخیر در مجازات ستمگران فواید دیگری نیز دارد، زیرا بسیاری از موجودات می توانند در دنیا رفتار خویش را اصلاح وتصحیح کرده و گناهان و بدی های خویش را جبران کرده و آن را به حسنات و نیکی ها تبدل کنند. در حقیقت خداوند به همه موجودات این امکان را بخشیده است تا در فرصت سازندگی دنیایی خویش ، رفتار خویش را اصلاح کرده و وجود خویش را به سازه ای نیک و خوب تبدیل کنند.

مجازات های دنیوی ستمگران

چنان که گفته شد ، برخلاف تصور عمومی ، ستمگران و ظالمان در دنیا و برزخ و قیامت مجازات و عقوبت می شوند؛ اما این که چرا ما از مجازات دنیوی ستمگران بی خبریم ، به علل و عوامل پیش گفته است؛ زیرا انسان ها یا تفسیری نادرست از مجازات دارند و یا مجازات ها را به علل طبیعی و عوامل مادی نسبت می دهند و یا این که مفهوم زمان آنان را اسیر کرده است و ساعت و دقایق خود را همان دقایق و ساعت خداوندی می دانند. این در حالی است که ظالمان در دنیا بی تاخیری از نظر خداوند مجازات می شوند. هر چند که دنیا نمی تواند جزای وفاق و مناسب آنان را فراهم آورد و تنها بخشی از مجازات را این جا می چشند.

اما این که چرا خداوند جان ظالمان و ستمگران ریز و درشت را نمی گیرد؟ می بایست گفت که در این صورت ، فرصت اصلاح و تصحیح از موجودات گرفته می شد و دیگر آن که با مجازات هر ظالم و ستمگری دیگر جنبده ای در زمین باقی نمی ماند؛ زیرا هر جنبده ای خواسته و ناخواسته نوعی ظلم و ستم در حق خویش و دیگران روا می دارد؛ زیرا عدم استفاده از نعمت های الهی به طور مناسب و درست و کامل آن خود ظلمی آشکار است. بر این اساس هر کسی که به این شکل ناسپاسی و ناشکری کرده در حقیقت در حق خود و خدا ظلم نموده است و می بایست مجازات و عقوبت شود که در این صورت اگر مجازات به شکل جان گرفتن باشد، دیگر جنبده ای باقی نمی ماند.(نحل آیه ۶۱)

به نظر می رسد که عذاب هلاک و مجازات مرگ، آخرین راهکار در مبارزه با ظلم و ستم باشد که از سوی خداوند اعمال می شود و خداوند تا جا دارد به موجودات اجازه می دهد تا به زندگی و حیات خویش در روی زمین ادامه دهند. از این روست که آخرین مجازات در دنیا هلاکت قرار داده شده است که در برخی از آیات به شکل یاس و نومیدی از ظالمان و کافران مطرح شده است. چنان که خداوند این مطلب را درباره غرق فرعون و سپاهیانش به صراحت بیان داشته و فرموده است: فلما آسفونا انتقمنا منهم فاغرقناهم اجمعین؛ زمانی که متاسف و نومید از ایشان شدیم از ایشان انتقام گرفتیم و آنان را غرق کردیم.(زخرف آیه ۵۵)

خداوند در آیه ۱۶ سوره نساء و ۱۴۶ سوره انعام و نیز ۱۱۸ سوره نحل ، به تحلیل و تبیین علت حرام شدن برخی از نعمت های پاکیزه و حلال بر یهودیان می پردازد و در آن تبیین می کند که علت این تحریم حلال ها ظلم و ستمی بود که یهودیان روا می داشتند و خداوند به مجازات و عقوبت ظلم و ستمشان ، امور حلالی را بر ایشان تحریم کرده و خوراکی های طیب و پاک را بر آنان ناخوش و بد قرار داده است.

هر چند که به نظر می رسد که این مجازات در قالب تشریع احکام باشد، ولی می توان گفت که اعمال ظالمانه بشر در همین دنیا به اشکال مختلف به خودشان باز می گردد و عقوبت و مجازات را به دنبال خواهد داشت. البته همان گونه که این مجازات به شکل تشریع بوده و موجب تحریم حلال و طیبات شده می تواند به اشکال دیگر در جهان تکوین نیز نمودار شود. به این معنا که برخی از تنگدستی ها و مضیقه ها و گرفتاری ها و بیماری ها و مانند آن نیز می تواند مجازات ظلم و ستمی باشد که آدمی بر خود و دیگری روا می دارد. این گونه است که آسمان بر آدمیان سخت می گیرد و باران فرونمی بارد و یا به سیل آسا می شود و خاک و گیاه را می شوید و می برد و یا زلزله ای مخرب خانه و کاشانه را از میان می برد و زمین را زیر و زبر می کند و آبادی ها را به ویرانه تبدیل کرده و جوامع را از میان بر می دارد.(انبیاء آیه ۱۱ و ایات دیگر) با این همه انسان های بی خبر آن را به طبیعت و خشم آن نسبت می دهند و از خدا و خشم خدا غافل می شوند.

بسیاری از محرومیت های آدمی در دنیا به سبب ظلم و ستمی است که بر خود و دیگران روا می داریم. خداوند ظلم را موجب محرومیت از رحمت خود (نحل آیه ۸۵ و مومنون آیه ۴۱ و انسان آیه ۳۱)، محرومیت از سعادت و رستگاری در دنیا و آخرت (انعام آیه ۲۱ و ۱۳۵ و یوسف آیه ۲۳ و قصص آیه ۳۷) ، محرومیت از شفاعت شفیعان هنگام مرگ و روز قیامت (غافر آیه ۱۸) و حتی شفاعت از دفع بلا و عقاب در دنیا می شود ، چنان که ظلم فرزند نوح (ع) موجب می شود تا آن حضرت از شفاعت و وساطت نهی شود و اجازه نیابد تا فرزندش را از غرق شدن نجات دهد.(مومنون آیه ۲۷)

خداوند در آیاتی چون ۱۹۰ سوره بقره و ۵۷ و ۱۴۰ سوره آل عمران و ۸۷ سوره مائده و ۴۰ سوره شوری ، تجاوز و سرکشی و ظلم را عامل محرومیت از محبت خود معرفی می کند و به آدمی هشدار می دهد که از آن ها پرهیز کنند که اگر از محبت خداوندی محروم شوند ، از همه چیز محروم خواهند شد و شقاوت ابدی را یار خویش خواهند نمود. هم چنین، ظلم کنندگان، محروم از یاری و یاوری خداوند در دنیا و آخرت خواهند بود و کسی به داد ایشان نمی رسد (بقره آیه ۲۷۰ و آل عمرانآیه ۱۹۲ و مائده آیه ۷۲ و ایات دیگر )

اصولا ظلم و ستم مهم ترین و اصلی ترین عامل محرومیت آدمی از رسیدن به ولایت در هر مرتبه ای است. بنابراین کسی که ظلم و ستمی روا می دارد از ولایت الهی محروم می شود و نمی تواند در مقام اولوالامر قرار گیرد و مدیریت جامعه را به عهده گیرد و در حق دیگران در هر مرتبه و رتبه ای باشند حکم ولایی صادر نماید.(هود آیات ۱۸ و ۲۰ و ۱۱۳ و شوری آیات ۸ و ۴۲ و ۴۶ و جاثیه آیه ۱۹)

خداوند یکی از مهم ترین علل گمراهی و ضلالت و عدم بهره مندی از هدایت الهی را ، ظلم و ستم می داند (بقره آیه ۲۵۸ و آل عمران آیه ۸۶ و نساء آیه ۱۶۸ و آیات بسیار دیگر) ؛ زیرا ظلم و ستم موجب می شود تا بر دل های ستمگران متجاوز و تکذیب کننده پیامبران و آموزه های وحیانی مهر و ختم نهاده شود و از قدرت تحلیل و درک مسایل باز مانند و نتواند حقایق را از باطل باز شناسند و قدرت تشخیص خود را از دست می دهند. این سنت و قانون الهی است که هر ظالمی را که چنین باشد در بر می گیرد و تبدیل و تغییر در آن نیست .(یونس آیه ۷۴)

انسان ها ظالم و ستمگر می بایست خود را آماده عذاب های آسمانی در دنیا کنند که به یک باره بر ایشان فرود می آید و آنان را در هلاکت و سختی قرار می دهد.(بقره آیه ۵۹ و اعراف آیه ۱۶۲) خداوند از عذاب های دنیوی که گروه ها و اقوام بسیار به سبب ظلم و ستمگری بدان مبتلا شده اند گزارش های بسیاری داده است. از جمله می توان به آیات ۵۵ و ۵۹ سوره بقره و ۱۵۳ سوره نساء و ۱۵۹ و ۱۶۲ سوره اعراف که در آنها، ظلم بنی اسرائیل را عامل عذاب الهی آنان در دنیا دانسته است و یا آیه ۴۴ سوره هود که به عذاب قوم نوح به سبب ظلم ایشان و غرق شدن ایشان اختصاص دارد و یا آیات ۸۲ و ۸۳ سوره هود که درباره واژگون شدن زمین و نزول سنگ های عذاب به عنوان کیفر ظالمان قوم لوط می باشد و هم چنین آیات بسیاری که در باره دیگر اقوامی وارد شده و گرفتاری و عقوبت دنیوی آنان به سبب ظلم و ستم در آن ها گزارش شده است.

خداوند ظلم و ستم را عامل محرومیت از مغفرت و آمرزش (نساء آیه ۱۶۸) محرومیت از تخفیف عذاب ( آل عمران آیات ۸۶ و ۸۸ و نحل آیه ۸۵) جاودانگی در آتش دوزخ (نساء آیات ۱۶۹ و ۱۶۸ و یونس آیه ۵۲ و شور ی آیه ۴۵) و عذاب های دردناک دوزخی چون خوراک زقوم (صافات آیات ۶۲ و ۶۳) بر می شمارد و نسبت به گرفتار شدن انسان در این گرفتاری ها هشدار می دهد.

با توجه به آموزه های قرآنی می توان دریافت که عذاب های الهی در دنیا و برزخ و آخرت نصیب ظالمان و ستمگران می شود و هیچ گونه تاخیر واقعی در عذاب ستمگران دیده نمی شود؛ زیرا اگر انسان چشم بصیرت داشت و وقایع و حقایق را درک می کرد در می یافت که بسیاری از گرفتاری ها شخصی و یا نابودی جوامع و مشکلات آنان به سبب مجازات و عقوبتی است که دامنگیر آنان به سبب ظلم و ستم شده است. باشد با توبه و استغفار به درگاه خداوند از شر ظلم و ستم همانند پیامبران به خداوند پناه و التجا بریم و از گرفتاری های دنیوی و اخروی ظلم و عقوبات آن در امان مانیم.