کژفهمی در مفهوم صرفه جویی

samamosیکی از دوستان می گفت که برای اصلاح الگوی مصرف ، روزنامه ها از سوی مسئولان قطع شده تا این گونه در بودجه صرفه جویی و مصرف به شکل درست وصحیحی اصلاح گردد. هدف از این اقدام در یک پژوهشگاه و مرکز علمی و تحقیقی ، اصلاح الگوی مصرفی است که با خرید روزنامه ها اتفاق می افتد، زیرا بخشی از بودجه صرفه خرید انواع و اقسام روزنامه و مجلات می شود که می توان از بودجه هزینه نشده وصرفه جویی برای خرید آجر و زمین و ساخت و سازهای اداری بهره برد.

این گونه است که نان بسیاری آجر می شود تا به شکل ساختمان و خرید زمین و گردش های علمی و شهرک های اختصاصی برای پژوهشگران و محققان در آید و مصرف بیت المال و اموال عمومی اصلاح گردد.

به نظر می رسد که در این رفتار نوعی کژفهمی عمدی و یا سادگی و ساده لوحی در مساله اصلاح الگوی مصرف اتفاق افتاده و برخی به عمد و یا سادگی در دام بخل و دیگر نابه هنجارهای افتاده اند.

شگفت این که در همین پژوهشگاه در یک اتاق بیست متری بیش از چهل لامپ مهتابی از بامداد تا شامگاه و بلکه نیمه شب می سوزد و شگفت انگیز تر آن که برق کشی ساختمان به گونه ای است که برای روشن کردن یک اتاق می بایست چند اتاق دیگر روشن شود و شگفت انگیزتر از همه این ها آن که ساختمان را به شکلی ساخته اند که از کوچک ترین روزنه برای استفاده از روشنایی طبیعی وجود ندارد و هر گاه برق شهری می رود مجموعه دویست تا چهارصدنفری از پژوهشگران می بایست ساعت در اتاق هایی که چشم چشم را نمی بیند بنشیند تا برق بیاید.

این همه نشان می دهد که مفهوم اصلاح الگوی مصرف کژفهمی ها صورت گرفته و می گیرد و مدیران برای اصلاح درست و تفکر واندیشه در تغییر الگوها و شناسایی الگوهای درست مصرف و معرفی و به کارگیری آن به رفتارهای شعارگونه بسنده کرده اند.

در همین ساختمان پژوهشگاه اگر بخواهیم الگوهای ضد مصرف را شناسایی کنیم می توانیم به شماری بسیاری اشاره داشته باشیم که بی گمان مصداق ظاهر و آشکار اسراف و تبذیر و مصرف بی رویه و بی جا امکانات و اموال و نیرو و منابع انسانی است که به هدر می رود.

ساختمان به گونه ای ساخته شده است که از نور طبیعی هیچ بهره ای نمی برد و همه طبقات پنج و شش گانه آن ده ها اتاق و سالن مطالعه و تحقیق هماره نیازمند ده ها و صدها لامپ است که می بایست نور آن را تامین کند. از نظر گرمایشی و سرمایشی نیز هماره با بحران مواجه است و عبور و مرور آزاد هوا انجام نمی گیرد و محققان و پژوهشگران هماره آه و ناله از گرمای شدید و یا سرمای سخت و جانکاه دارند.

اگر بخواهیم اصلاحی در الگوی مصرف پدید آوریم می بایست در معماری ساختمان و اصول برق کشی و حرارتی و برودتی آن توجه و دقت کاملی کنیم تا ساختمان به گونه ای ساخته شود تا کم ترین هزینه ها را در آینده به دنبال داشته باشد. برخی با هزینه کردن میلیاردها حاضر نیستند مبلغی اندک را هزینه کنند و معماری را به گونه ای داشته باشند که سال ها نیاز به هزینه کردهای دایمی نداشته باشد. بهره گیری از نور طبیعی حتی در ساختمان هایی که از نور کافی برخوردار می باشند نیز برای برخی از مدیران سخت می باشد و اجازه می دهند تا با پرده های کلفت و ضخیم نور طبیعی گرفته شود و صدها لامپ و چراغ روشن شود تا نور محیط را برای ایشان به مقدار بیش از نیاز فراهم آورد.

بخل ورزی به جای صرفه جویی

بسیاری از مردم بخل و خساست را با صرفه جویی اشتباه می کنند. بسیار دیده شده است که برخی به جای صرفه جویی و استفاده درست و صحیح از چیزی گرفتار بخل می شوند و از نعمت های خداوند بهره نمی گیرند. همان اندازه که اسراف و تبذیر در اسلام مورد نکوهش و سرزنش می باشد همان اندازه رفتار بخل آمیز و خساست گونه مورد سرزنش و نکوهش می باشد.

انسان می بایست از نعمت های الهی به درستی بهره گیرد هر چند که گاه به نظر دیگری اسراف و زیاده روی شمرده شود. کسی که نیازمند دو لیوان آب است اگر به یک لیوان اکتفا و بسنده کند در حقیقت به خود ظلم کرده و حق بدن را ادا نکرده و می بایست در روز قیامت پاسخ گویی بدن خویش باشد. افزون بر این که این گونه رفتار موجب می شود تا شخص در مسیر کمالی از توان کافی برخوردار نشود و در تقرب جویی به خدا و دست یابی به مقام خلافت ا لهی باز ماند.

مصرف به اندازه و کافی همان اعتدال و میانه رویی است که به عنوان اقتصاد در اسلام معرفی شده است. انسان می داند هر چیزی را به چه اندازه نیاز دارد و چه مقدار آن برای او در حکم تفریط و چه اندازه آن در حکم افراط می باشد؛ زیرا " الانسان علی نفسه بصیره ولوالقی معاذیره ؛ انسان به نفس خویش آگاه و نیازهای آن را می داند هر چند که برای توجیه رفتارهای خویش عذر تراشی کند.

از نظر اسلام بخل ورزی نیز گناهی بزرگ است؛ زیرا این نیز به شکلی کفران نعمت شمرده می شود. کفران نعمت گاه به تبذیر و اسراف انجام می شود و گاه با عدم بهره گیری درست از نعمتی برای پاسخ گویی به نیازی و یا دست یابی به کمالی صورت می پذیرد.

برخی با ترکیب های نادرست از نعمت های الهی کفران نعمت می کنند. به عنوان نمونه کسی که از مصالح ساختمانی خوب بهره می گیرد ولی از معمار استاد و ماهری سود نمی برد در حقیقت با این کار خویش کفران نعمت کرده است. از امام خمینی نقل شده است که روزی نسبت به غذایی که باب میل ایشان نبود کنار کشیده و مشغول غذایی دیگر شدند. یکی از بستگان به شوخی گفت : چرا کفران نعمت می کنید و از این خورشت و غذا نمی خورید. امام خمینی (ره) به وی گفت : کفران نعمت آن است که شامل نعمت های خدا را این گونه ترکیب کردید که آدمی دوست ندارد آن را بخورد.

بنابراین عدم بهره گیری درست از همه منابع و استفاده از تمام علوم و دانش های مربوط و مرتبط به کاری می تواند کفران نعمت باشد. به این معنا که اگر بهترین مصالح را در اختیار بدترین معمار قرار دهید و او ساختمانی مانند پژوهشگاه پیش گفته بسازند که صدها هزینه دایمی و جنبی ومخارج اضافی داشته باشد نمی توان گفت که این کار صرفه جویی است بلکه عین اسراف است؛ زیرا ساختمانی ناقص را ساخته اید که کفران نعمت های بسیاری است که نسبت به مصالح خوب و عالی انجام گرفته است.

در ضرب المثل انگلیسی است که من پول زیادی ندارم تا جنس نامرغوب و بی کیفیت بخرم. بنابراین خرید چیزهای بی کیفیت و نامرغوب نه تنها مصداق بخل است و ربطی به صرفه جویی ندارد بلکه عین اسراف و تبذیر است؛ زیرا این گونه مال و ثروت بیش تری هزینه می شود.

معنای درست قناعت

در معنای قناعت نیز می بایست گفت که قناعت واقعی آن است که شخص به آن چه از ثروت و نعمت دارد به درستی بهره گیرد و دست نیاز به کسی دراز نکند که او را زیر بار خرج اضافی ببرد. دولت با ثروت ملی که در اختیار دارد می بایست این گونه عمل کند و به خود اجازه ندهد تا با وام گیری و قرض از دیگران به ظاهر قدرت خرید خود و مردم را بالا برد در حالی که خود را برای مدت طولانی در قرض و بدهکاری فرو برده است.

از سلمان محمدی نقل شده است که روزی ابوذر را مهمان خود کرد. ابوذر گفت که ای کاش همراه این نمکی بود. از آن جایی که سلمان نمکی در خانه نداشت آفتابه را به گرو گذاشت و نمکی خرید. وقتی غذا تمام شد، ابوذر گفت : خدا را شکر که ما را از اهل قناعت قرار داد و به آن چه داشتیم خرسند و راضی کرد. سلمان گفت : این قناعت نبود که آفتابه من در گرو نمکی باشد.

اصلاح الگوی مصرف به معنای آن است که شخص به آن چه دارد بسنده کند و دولت از ثروت ملی برای کارهایی که می توان به آن انجام داد بهره گیرد و دست گدایی و وام به سوی این و آن دراز نکند.

اگر هر کسی در هر مقامی که قرار دارد بکوشد تا راه های استفاده بهینه و درست هر چیزی را به دست آورد و در کاهش هزینه ها و افزایش بهره وری ها و بهره مندی ها بکوشد می توان امید داشت تا الگوهای درست شناسایی و معرفی شودو مردم نیز در پی این الگوهای درست حرکت کنند و رفتار خویش را بازسازی نمایند.

به عنوان نمونه شناسایی و معرفی لامپ های کم مصرف و افزایش و حتی پخش همراه با یارانه آن می تواند زمینه ساز بهره وری بیش تر در بخش انرژی شود؛ زیرا لامپ های دیگر تنها پنج درصد از انرژی را به نور تولید می کنند و ۹۵ درصد مابقی را به شکل گرما از دست می دهند.

اصلاح الگوهای مصرف در بخش انرژی حتی اگر همراه با یارانه باشد می تواند در بلند مدت کشور را نسبت به حذف بخش اعظمی از اسراف و تبذیر کمک کند و زمینه بهره درست و بهتر حامل های انرژی را فراهم آورد.

با این همه تفکیک مفاهیمی چون بخل و خساست از صرفه جویی ضروری است ؛ زیرا مرز میان آن دو همانند حق و باطل بسیار لطیف و ظریف است و هر کسی به سادگی می تواند در دام بخل و خساست به عنوان صرفه جویی بیافتد که آسیب های آن کم تر از اسراف و تبذیر نیست. به عنوان نمونه بخل در عدم خرید روزنامه می تواند شناخت مردم از جامعه و فرهنگ عمومی کاهش داد و آثار مخرب و زیانبارتری به دنبال داشته باشد.