کنش های اجتماعی منافقان در جامعه اسلامی

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

منافقان در کنار سست ایمان ها در جامعه اسلامی نقش بسیار تاثیرگذاری دارند. منافقان گرگانی در لباس میش هستند که با صورتکی خندان، خنجر را در پشت و پهلوی جامعه اسلامی فرو می کنند و امیدوارند تا با این ضربات قلب جامعه اسلامی از کار بیافتد.

اینان هر چند که به قلب امت یعنی امام و رهبری نیز حمله می کنند،‌ ولی این حملات همواره در قالب های چون دلسوزی،‌ اصلاحات، فسادستیزی، عدالت،‌ حقوق بشر، آزادی و دیگر عناوین زیبا و کمالی انجام می گیرد به گونه ای که ساده لوحان از جامعه و سست ایمان ها نیز به جرگه اینان در می آیند و به سبب فقدان بصیرت مقاصد شوم منافقان و دشمنان را برآورده می سازند.

بی گمان بیماردلی و کوردلی دو دسته منافقان و سست ایمان ها،‌ در کنش ها و واکنش های اجتماعی آنان بروز و ظهور دارد و از آن جایی که شناخت این دو دسته با ظاهر صلاح ایشان سخت و دشوار است، برای شناسایی و مبارزه با این جریان فکری مخرب در جامعه اسلامی می بایست به کنش ها و واکنش های آنان توجه یافت. از این روست که خداوند در آیات قرآنی مباحث مربوط و مرتبط به کنش ها و واکنش های آنان را در مسایل گوناگون گزارش می کند تا ملاک و معیاری برای جامعه اسلامی برای شناخت و مقابله با آنان شود و مرزهای خودی و غیر خودی و مومنان راستین از منافقان بیماردل و حتی سست ایمان های کوردل نیز شناخته و معلوم شود.

نویسنده به سبب اهمیت مساله منافقان در جامعه اسلامی و خیانت های آنان به بررسی این کنش ها و واکنش ها بر اساس تحلیل و تبیین قرآن پرداخته و به برخی از آنها در حد یک مطلب کوتاه اشاره داشته است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

نفاق،‌ جریانی خطرناک و پیچیده

نفاق کار موش های صحرایی است که با ایجاد سوراخ های گریز متعدد در زمین،‌ همواره راه گریزی برای خود دارند و کم تر به دام می افتند و دم به تله می دهند. از این رو، به جریانی اجتماعی که در یک جامعه شکل می گیرد و خصوصیات رفتاری این موشان را دارند،‌ به جریان نفاق مشهور شده است؛ زیرا منافقان نیز موجوداتی هستند که ظاهر و باطن ایشان متفاوت است(آل عمران،‌آیه ۱۶۷؛ نساء، آیات ۶۱ تا ۶۳) و همواره در تاریکی و بستر خاکستری و برزخ میان حق و باطل حرکت می کنند و هر گاه احساس خطر کردند و نزدیک است که رسوا شوند و چهره باطنی ایشان آشکار شود، با توجیه گری راه گذری برای خود می یابند و حقیقت پست و بیمارگونه درونی خود را پنهان نگه می دارند. این گونه است که مقدسات را نیز به بازی می گیرند و با توسل به مقدسات و سوگندهای دروغین خود را از شناسایی و حمله مومنان محافظت می کنند،(نساء، آیات ۶۱ و ۶۲؛ توبه، آیات ۴۲ و ۵۶ و ۷۳ و ۷۴ و ۱۰۷) و هر گاه احساس خطر و رسوایی کردند، با مظلوم نمایی و گریه های خاله زنکی، مشکلات اخلاقی و رفتاری خویش را به گردن دیگران می اندازند و با متهم سازی مومنان خود را از معرکه می رهانند و اجازه نمی دهند تا در یک فضای شفاف و روشن مسایل تحقیق و بررسی شود.(نور، آیات ۴۷ تا ۵۰)

اینان به سبب این که دین اسلام را قبول ندارند و تنها برای بهره مندی از منافع به ظاهر اسلام را پذیرفته اند(نور، آیات ۴۷ و ۴۸؛ مجادله، ‌آیات ۱۴ تا ۱۸) و در باطن این سبک زندگی و زیست را نمی پذیرند و با آن مخالفت می ورزند، ولی توان مخالفت علنی را ندارند. از این روست که در ظاهر مسلمان بلکه از مسلمانان نیز مومن تر نشان می دهند و در اصول اخلاقی و انسانی به ظاهر بسیار پایدارتر و استوارتر می باشند و حتی مسلمانان واقعی و مومنان را نقد کرده و بر ایشان در رفتارهای اخلاقی و انسانی و حتی اسلامی خرده می گیرند.

از آن جایی که اعتقادی به خداوند یا پروردگاری او و یا نبوت و رسالت ندارند،‌ قدرت را در مردم و ثروت می جویند و برای همین کاری می کنند که به ظاهر دلپسند مردم باشد و مردم را خوش آید. این گونه است که اهل ریا هستند و با ریاورزی کاری می کنند که مردمان را خوش آید و پسند ایشان واقع شود.(توبه،‌ آیه ۶۲)

خداوند گزارش می کند که آنان با دین بازی می کنند و همه ارزش های اسلامی از جمله نماز خواندن را به بازی می گیرند(توبه، آیات ۶۴ و ۶۵) و می کوشند تا مردم را این گونه به خود متمایل کنند و مقبول مردم واقع شوند. این گونه است که با تمام ریاکاری رضایت مردم را می جویند و به نمازهای آن چنانی در جمع می ایستند و در خفا و نهان راهی دیگر می روند.(بقره، آیات ۲۰۴ و ۲۶۴؛ نساء، آیه ۱۴۲)

این که اینان همواره رضایت مندی مردم و خشنودی توده های مردم را اصل در رفتارهای اجتماعی خود قرار می دهند،‌ از آن روست که از مردم ترس و خوف دارند(حشر، آیات ۱۱ و ۱۳) و به جای آن که از خداوند قهار و جبار بترسند و به سبب همین ترس، از عصیان بهراسند و بپرهیزند، از مردمان می هراسند و رضایت و خشنودی آنان را می جویند.(همان و نیز نور، ایات ۴۷ و ۵۰)

این جریان به سبب آن که سبک زندگی ایمانی و اسلامی را نمی پذیرند و نمی پسندند، همواره بر آن هستند تا از نظر فکری و نظری و نیز در حوزه عمل در اصول و فروع آن خدشه وارد سازند و ناکارآمدی نظام اسلامی و منظومه فکری و عملی آن را مخدوش جلوه دهند. از این روست که به تسمخر اندیشه های فکری و نظریه های ثابت و متغیر آن در مدیریت انسان و جامعه می پردازند و نسبت به آیات الهی و آموزه های بینشی و نگرشی آن موضع گیری منفی دارند و با تسمخر و استهزاء ارزش های اسلامی را بی ارزش و بی اعتبار جلوه می دهند.(توبه، آیه ۱۲۴؛ التبیان،‌ ج ۵، ص ۳۲۵)

بر این اساس،‌هرگز به قضاوت ها و حاکمیت فکری و عملی جریان اسلام و رهبری آن تن نمی دهند(نساء،‌آیات ۶۰ و ۶۱) و از هر فرمان الهی و رهبری تخلف می ورزند(توبه، آیات ۸۳ و ۸۴) و می کوشند تا ولایت کافران به هر شکلی شده در جامعه تحقق یابد. از این روست که بستر ولایت کافران را با رد ولایت مومنان و زمینه تسلط کافران را بر جامعه از نظر فکری و رفتاری فراهم می آورند.(نساء، آیات ۱۳۹ و ۱۴۵ و ۱۴۶ و آیات دیگر)

جریان نفاق از آن جایی که در همه لایه های اجتماعی و سطوح و اقشار و طبقات اجتماعی حضور دارند و به قدرت و ثروت گرایش دارند، جریان بسیار خطرناک است. خداوند به پیامبر(ص) و مومنان هشدار می دهد که جریان نفاق تنها در لایه های پایین اجتماع حضور ندارد، بلکه این جریان تا سطوح بالایی جامعه و در کار دولت اسلامی نفوذ پیدا کرده است و به عنوان اصحاب در خدمت دشمن هستند. از این روست که به نفاق صحابه اشاره می کند و می فرماید که در میان نزدیکان رهبری و دولت اسلامی مدینه، جریان نفاق نفوذ کرده است و گروهی از صحابه و همکاران دولت ایشان را افرادی شکل می دهند که ناخالص و منافق هستند و پیامبر(ص) و دولت اسلامی می بایست با هوشیاری تمام از ایشان برحذر باشد و اجازه ندهد تا منافقان دولت اسلامی را به بازی بگیرند و اهداف شوم خویش را جامه عمل بپوشانند.(توبه، آیه ۱۰۱؛ فتح ، ایه ۲۹)

بنابراین، جریان نفاق خطرناک ترین جریان در جامعه اسلامی است که می تواند در پوشش ظاهری ایمانی در لایه های مخلتف اجتماعی و حتی سطوح رهبری نفوذ کرده و علیه دولت عمل کند و جامعه اسلامی و دولت را با بحران اجتماعی و سیاسی و نظامی و اخلاقی گوناگونی مواجه سازد.

نمونه هایی از کنش های اجتماعی منافقان

هر چند که با آن چه گفته شد،‌ اصول رفتاری منافقان روشن شده است،‌ ولی برای آشنایی بهتر با این جریان خطرناک و پیچیده اجتماعی، به بازخوانی کنش های اجتماعی و واکنش هایی آنان بر اساس تبیین و تحلیل قرآن می پردازیم باشد که بتوانیم با بهره گیری از این آموزه های روشن الهی، از خطر جریان نفاق کمی در امان باشیم و اجازه تسلط به آنان ندهیم؛ چرا که این جریان به سبب همان ویژگی تظاهرگرایی و حرکت در بستر خاکستری و برزخ میان حق و باطل، غیر قابل شناسایی کامل و مقابله تمام می باشد؛ زیرا اینان با توجه به ماهیت متلون و رنگ پذیری و آفتاب پرست بودن، همواره خود را همانند بستر و فضای گفتمان غالب و چیره در می آورند به گونه ای که شناسایی آن را دشوار و ردگیری ومقابله با آن را سخت می کند.

اما می بایست دانست که اینان هر چند که بسیار زیرک و موذی هستند؛ ولی به سبب آن که دل و زبان ایشان یگانه نیست،‌ می توان از لحن (محمد، آیه ۳۰) و واکنش های آنان در امور گوناگون ایشان را شناسایی کرد.

۱. همکاری با دشمنان: از جمله ویژگی های اهل نفاق آن است که گرایش به دشمنان دارند. با آن که می کوشند تا به گونه ای عمل کنند که رسوا نشوند ولی هر از گاهی نشان می دهند که تحت ولایت دشمنان و کافران هستند و می کوشند زمینه ارتباط جامعه اسلامی را با دشمنان فراهم آورند و در این میان از سست ایمان ها بهره می گیرند؛ زیرا به سبب فقدان بصیرت و کوردلی این دسته از افراد جامعه، بیماردلان منافق می توانند دولت و رهبری را تحت فشار قرار دهند و خواهان ارتباط با دشمنان شوند. این همکاری با دشمنان را می توان در رفتارها و واکنش های گوناگون ردگیری و شناساسی کرد. به عنوان نمونه قرآن گزارش می کند که منافقان در موضع گیری ها و گرایش های خود همواره همسو با دشمنان عمل می کنند. (مائده، آیه ۴۱؛ حشر، ایات ۱۱ تا ۱۷) بنابراین، می توان عین کنش ها و واکنش های دشمنان را در مسایل گوناگون اجتماعی در موضع گیری ها و گرایش های منافقان یافت. روزنامه ها و رسانه هایی آنان گاه عین همان مطالب و موضع گیری دشمنان را با نام های اسلامی و نوعی بومی سازی موضع گیری ها به نمایش می گذارند. در این رابطه همان گونه که دشمنان افکار و اندیشه های اسلامی را به تسمخر و استهزاء می گیرند اینان به عنوان نقد و تحلیل علمی، همان رفتار تمسخر آمیز را نسبت به اندیشه ها و ارزش های اسلامی مانند حجاب، قصاص، اقتصاد اسلامی،‌ عدالت و مانند آن در پیش می گیرند. این همسویی را می توان در جاهای گوناگون از کنش ها و واکنش های منافقان ردگیری و شناسایی کرد.(نساء، آیه ۱۴۰؛ بقره، آیات ۱۳ و ۱۴)

۲. هنجارشکنی: از ویژگی های منافقان این است که بر خلاف اصول عقلانی و عقلایی رفتار می کنند هر چند که مدعی عقل هستند و همه رفتارهای خویش را عقلانی ارزیابی می کنند و دیگران را به سفاهت و بی خردی متهم کرده و سیره عقلایی را به عنوان خرافات مردود می دانند.(بقره، آیات ۸ تا ۱۴) اینان به سبب آن که هنجارهای اجتماعی و اصولی که در هر جامعه ای به عنوان اصول اخلاقی و قانونی و سنت و سیره شناخته می شود، امری خلاف عقل و خرد خود می دانند،‌ به مخالفت با آن بر می خیزند و هنجارهای اجتماعی را از نظر فکری مخدوش و از نظر عملی غیر قابل قبول و اجرا می دانند و به هنجارشکنی در جامعه می پردازند. از این روست که خداوند در بیان ملاک ها ومعیارهای شناسایی منافقان از مومنان، به گرایش آنان به هنجارشکنی اشاره می کند و می فرماید که منافقان به جای این که به معروف و اصول اخلاقی و هنجاری پای بند باشند نه تنها پای بند به آن نیستند بلکه حتی به هنجارشکنی اقدام و دیگران را دعوت بدان می کنند. رسانه های ایشان توپخانه ای فعال علیه هنجارها و معروف و مدافع هنجارشکنی ها و منکرات است و در این راه بسیار فعالانه با دشمنان همکاری می کنند.(توبه، ایه ۶۷)

۳. بازی با مقدسات: منافقان از قدرت مومنان در هراس هستند و بیش از آن که قدرت خداوند را بشناسند و از آن هراسان باشند، از قدرت مردم هراسان است.(حشر، آیات ۱۱ و ۱۳) از این روست که برای رضایت و خشنودی مردمان به ریاکاری توسل می جویند(نساء، آیه ۱۴۲) و خود را اهل ایمان و توسل به خدا و پیامبر نشان می دهند و با نمایشی کاتولیک تر از پاپ، مقدس مابانه توده های مردم را فریب می دهند. هدف از این رفتار ریاکارانه آن است که هم از خطر مومنان در امان باشند و خود را در حفاظی از ایمان قرار دهند و هم بتوانند در یک فرآیندی به تردید افکنی در میان مومنان اقدام کنند و ایمان و مقدسات مردم را سست نمایند. وقتی کسی خود را اهل ایمان نشان می دهد و توده های ساده دل را به دنبال خود می کشد می تواند اندک اندک عقاید و ارزش های آنان را تغییر دهد؛ زیرا همراهی و سپس رهبری این دسته از مردم، به این امکان را می دهد تا از موضع گیری ومقاومت ایشان در امان باشد و بی هیچ واکنش منفی از سوی مردم، اندک اندک نگرش و بینش های آنان را دگرگون سازد. به هر حال، منافقان برای ایجاد انحراف در جامعه اسلامی،‌ از همه ابزارها به ویژه ابزارهای ارزشی و مقدس بهره می برند و ایجاد مساجد ضرار می کوشند تا جمع منحرف خود را جمعی مقدس و مومن معرفی نمایند.(توبه، ایه ۱۰۷) خداوند گزارش می کند که ایشان بازی با مقدسات را تا آن جا پیش می برند که حتی با رهبری به بازی مسخره ایمان می پردازند و با دوره کردن دوره رهبری و قرار گرفتن جزو صحابه و یاران نزدیک، مردم را از توجه به رهبری منحرف می کنند و خودشان را مرکز توجهات در جامعه قرار می دهند به گونه ای که افراد سست ایمان کوردل گاه حتی به نفع این صحابه دروغین علیه رهبری موضع گیری می کنند و در اتهام زنی علیه رهبری به بی عدالتی ، منافقان از صحابه را همراهی می کنند. اینان با استفاده از این مقدس نمایی و سوء استفاده از ارزش ها و مقدسات دینی خود را در حفاظی قرار می دهند که از هر گونه اتهام کفر به دور باشند و کسی علیه آنان موضع گیری نکند.(منافقون، ایات ۱ و ۲) این روش خدعه آمیز و نیرنگ (بقره، آیات ۸ و ۹) بارها در عصر پیامبر(ص) مورد استفاده منافقان قرار گرفت به گونه ای که گاه میان جامعه اسلامی دو دستگی پدید آمد و چنان که خداوند گزارش می کند منافقان توانسته بودند مردم را به دو گروه موافق و مخالف تقسیم کنند و در امنیتی از این تفرقه در جامعه به مسیر خود ادامه دهند.(نساء، ایه ۸۸)

۴. جلسات سری و شبانه: محفل گرایی و برگزاری جلسات سری و شبانه از دیگر خصوصیات منافقان است. آنان همان گونه که به ساخت و ساز مشابه سازی اقدام می کنند و برای هر فعالیت اجتماعی مومنان،‌ مشابه ای می سازند تا در پناه آن در امنیت باشند،(توبه، آیه ۱۰۷) هم چنین به برگزاری جلسات سری و شبانه اقدام می کنند تا در آن جا مواضع خود را یکسان کرده و علیه برنامه های دولت اسلامی و رهبری، توطئه نمایند. از این روست که خداوند گزارش می کند که مواظب فعالیت های پنهانی این جریان باشند. هنگامی که منافق به تنهایی عمل می کند خطرش کم تر است ولی هرگاه بتواند برای خود محفل و مستمکی درست کند و با عناوینی چون حضور در مساجد و هیات های عزاداری و دعای کمیل یا حتی به شکل امروزی حزب های قانونی و انجمن ها و تشکل های فرهنگی گرد آید و بر خلاف حرکت ایمانی، برنامه ریزی و سیاست گزاری و توطئه کند، می بایست خطر ایشان را جدی ارزیابی کرد. در گذشته با ایجاد مسجد ضرار فعالیت های خود را سامان دهی می کردند و امروز با عناوینی چون تشکل های مردم نهاد و حزبی این کار را انجام می دهند. اگر این موارد از سوی دولت اسلامی شناسایی و ردگیری شود، آنان به انجمن های سری و محافل زیرزمینی کشیده می شوند و مانند موش های کور صحرایی به زیر زمین ها پناه می برند و در آن جا محافل خود را راه اندازی می کنند. خداوند از این جلسات سری منافقان به عنوان جلسات نجوا یا جلسات شبانه یاد می کند که در ان به توطئه و یکسان سازی و هماهنگی فعالیت ها می پردازند و با ایجاد محفل های بارانی و برفی و حقوق بشری و آزادی و سبز و سرخ و سیاه به سیاه نمایی علیه جامعه اسلامی و رهبری می پردازند. در مجامع عمومی سخن از اطاعت از خدا و رهبری می زنند و در محافل طرح های برای بحران آفرینی و اسقاط دولت اسلامی می کشند.(نساء، آیه ۸۱)

۵. تفکیک سازی میان قرآن و رهبری: از جمله روش هایی منافقان در کنش های اجتماعی آنان این است که میان خدا و پیامبر(ص) و نیز قرآن و آن حضرت تفرقه و تفکیک قایل می شوند و اطاعت خدا را غیر از اطاعت از رسول (ص) معرفی می کنند. به ظاهر خود را پای بند به اصول قرآنی معرفی می کنند و بر اطاعت از خدا و قرآن تاکید می کنند؛ اما اطاعت از رهبری را نمی پذیرند و به سادگی گاه با رهبری به توجیه این که خلاف قرآن یا عدالت یا حقوق بشر است مخالفت می کنند. خداوند در آیه ۶۱ از واکنش های منافقان در برابر دعوت به اطاعت از خدا و پیامبر(ص) اشاره می کند و می گوید وقتی چنین دعوتی صورت می گیرد، آنان با بیان تفکیک میان قران و اطاعت از خدا و پیامبرش می گویند که ما حاضر به اطاعت از خدا هستیم ولی از رسول اطاعت نمی کنیم. از این روست که گاه گستاخانه به قضاوت های پیامبر(ص) یورش می برند و او را متهم به بی عدالتی می کنند و در هنگام سخن گفتن درشتی می ورزند و از اطاعت از رهبری سرباز می زنند.(توبه، آیات ۴۹ و ۵۸) در حالی که اطاعت از پیامبر(ص)‌ عین اطاعت از خدا و قرآن است.(نساء، آیه ۸۰؛ آل عمران، آیات ۳۲ و ۱۳۲ و آیات دیگر) در جامعه امروز نیز این گونه برخوردهای تفکیکی از سوی منافقان انجام می گیرد. آنان اطاعت از قانون را غیر از اطاعت از رهبری قلمداد می کنند و در آن خدشه وارد می سازند.

۶. مراجعه به دادگاه های بین المللی: از دیگر واکنش های منافقان می توان به مراجعه آنان به مراکز طاغوت برای داوری و ارجاع اختلافات به آنان اشاره کرد. اینان هر چند که به ظاهر مومن هستند ولی برای هرکاری می کوشند تا راهی را بیابند تا از اطاعت از خدا و پیامبرش رهایی یابند. این گونه است که برای حل اختلافات خود به جای داوری بردن به نزد رهبری و دادگاه های اسلامی آن را به دادگاه های بین المللی و طاغوت ارجاع می دهند تا زمینه تسلط کافران و مشرکان را بر جامعه اسلامی فراهم آورند. از نظر ایشان حکمیت مومنان و رهبران اسلامی می تواند حکمیت غیر عادلانه باشد در حالی که حکمیت دشمنان و کافران درست و راست است.(نساء، ایه ۶۰)

۷. عقلانیت ستیزی در قالب عاطفه گرایی: با آن که منافقان فاقد عواطف انسانی و خویشاوندی هستند و قطع رحم و پیوندهای خویشاوندی در ایشان نمایان است(محمد، آیات ۲۰ و ۲۲) با این همه گاه در قالب نوع دوستی و حقوق بشر، به مخالفت با تصمیم های دولت اسلامی اقدام می کنند. اینان جهاد علیه کافران متجاوز، دشمنان اشغالگر، مستکبران مستضعف کش و ظالمان جهانی را بر خلاف اصول اخلاقی و انسانی ارزیابی می کنند و اجازه دفاع و یا سرکوب اشغالگر و متجاوز را نمی دهند و به توجیه این که چنین رفتاری ضد حقوق بشر و بر خلاف اصول نوعدوستی است با آن مخالفت می ورزند. این سفیهان این حرکت های غیر عقلانی و عقلایی خویش را عین عقلانیت تفسیر می کنند ،‌در حالی که عقل عملی بشر به قباحت ظلم و حسن عدل فرمان می دهد و خواهان مقاومت و مخالفت با ظلم و ظالمان است. اینان افساد گرایی خویش را عین اصلاحات ترجمه و تفسیر می کنند و بی خردی و سفاهت خویش را عین خردورزی و عقلانیت می دانند.(محمد ، آیه ۲۲؛ بقره، ایات ۸ تا ۱۴)

اگر بخواهیم دیگر کنش ها و واکنش های اجتماعی منافقان را بررسی نماییم، بیرون از حوصله این مطلب خواهد بود؛ زیرا مثنوی هفتاد من کاغذ شود. بنابراین، به همین مقدار بسنده می شود؛ زیرا مشت نمونه خروار است و می توان از این همین نشانه ها و رفتارهای منافقان را در جامعه شناخت و به مقابله با آنان پرداخت و اجازه نداد تا سست ایمان بی بصیرت و کوردل را این بیماردلان منافق از راه به در کنند.