کمینگاه مهم در زندگی انسان

بسم الله الرحمن الرحیم

کمین به معنای پنهان شدن و ناگهان بیرون آمدن به ویژه در برابر دشمن، یک شیوه جنگی است. در فرهنگ عربی، واژه رصد و مرصاد از همین ریشه به معنای کمین آمده است؛ با این تفاوت که در معنای رصد، دیدبانی، تحت نظر گرفتن، پاییدن، مراقبت کردن، بر سر راه نشستن و خروج یکباره هم چون باران غیر قابل پیش بینی در آن مطرح است. رصد آسمان و ستارگان در ادبیات فارسی کاربرد دارد.

یکی از اصطلاحات قرآنی، رصد است که به ویژه برای ضربه زدن ناگهانی به دشمنان خدا و دین مطرح است. البته از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان ها باید مواظب و مراقب اموری بسیاری باشند تا به آنان ضربات سهمگین ناگهانی کشنده یا آسیب زا وارد نشود؛ زیرا غیر از خدا و فرشتگانی که در حال طواف دور انسان هستند تا هم او را حفظ یا گاه مجازات و کیفر کنند، موجوداتی چون شیاطین هستند که در کمین آدمی هستند و با طواف نهانی خودشان بر آن هستند تا به مرزهای اعتقادی و ایمانی رخنه کرده و ضرباتی را وارد سازند. بنابراین، انسان می بایست مواظب و مراقب امور چندی باشد که در کمین او نشسته اند. نویسنده در این مطلب بر آن است تا نگاهی به کمینگاه و عوامل و آثار آن در زندگی بشر بر اساس آموزه های وحیانی قرآن داشته باشد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

کمین گران و کمینگاه های مهم

انسان در جهانی پیچیده و ناشناخته زندگی می کند؛ زیرا افزون بر جهان محسوس که با دیده جهان بین و چشم قابل رویت است یا با حواس دیگر آن را درک می کند، جهانی ناشناخته که از آن به غیب نیز تعبیر می کند، انسان را احاطه کرده است که عدم شناخت نسبت به آن به اسبابی چون عدم ابزارهای شناختی جهان غیب و غیر محسوس، یا غفلت از ماورای طبیعت و مانند آن موجب شده است که از جهات گوناگون آسیب پذیر باشد و گرفتار اموری شود که برای او غیر قابل درک و نیز باور باشد و نتواند واکنش های مناسب و درستی نسبت به این علل و عوامل غیبی از خود بروز دهد. مهم ترین کمین گران ها در زندگی بشر عبارتند از:

  1. فرشتگان محافظ : از مهم ترین کمین کنندگان می بایست به فرشتگان محافظ اشاره کرد که وقتی دست از محافظت بردارند، مرگ و اجل انسان فرا می رسد. از نظر قرآن، عدم توجه به فرشتگان حافظ اجل موجب می شود که انسان تحلیل نادرستی از خطراتی داشته باشد که در هر روز بر او وارد می شود، ولی به سلامت از کنار آن رد می شود؛ گویی دست غیبی او را از خطر نجات داده و جانش را حفظ کرده است. در حالی که بر اساس آموزه های وحیانی قرآن، فرشتگانی مامور از سوی خدا هستند تا هر نفسی را تنها زمان اجل از هر گونه خطر مرگباری حفظ کنند؛ خدا می فرماید: لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ؛ براى او فرشتگانى است که پى در پى او را به فرمان خدا از پیش رو و از پشت‏ سرش پاسدارى مى کنند.(رعد، آیه ۱۱)

امام علی (ع) در این باره می فرمایند: اِنَّ مَعَ کُلِّ إِنْسَان مَلَکَیْنِ یَحْفَظَانِهِ، فَإِذَا جَاءَ الْقَدْرُ خَلَّیا بَیْنَهُ وَبَیْنَهُ، وَإِنَّ الاَجَلَ جُنَّهٌ حَصِینَهٌ؛ هر انسانی دو ملک محافظ دارد ،که از او محافظت می کنند، ولی هنگامی که اجل فرا می رسد کنار می روند، یقینا اجل و ظرفیت عمر آدمی خود سپر مطمئن ،و قلمروی حراست شده است.( نهج البلاغه، حکمت ۲۰۱). هم چنین امیرمومنان علی(ع) می فرماید: کَفَى بِالْأَجَلِ حَارِساً؛ اجل، نگهبان خوبى است.(نهج البلاغه، حکمت ۳۰۶)

در روایتى از امام باقر(علیه السلام) در تفسیر آیه فوق فرموده است: «یُحْفَظُ بِأمْرِ اللهِ فی أنْ یَقَعَ فی رَکْى أوْ یَقَعُ عَلَیْهِ حائِطٌ أوْ یُصیبُهُ شَیءٌ حَتّى إذا جاءَ الْقَدَرُ خَلَّوْا بَیْنَهُ وَبَیْنَهُ یَدْفَعُونَهُ إلَى الْمقادیرِ وَهُما مَلَکانِ یَحْفَظانِهِ بِاللَّیْلِ وَمَلَکانِ بِالنَّهارِ یَتَعاقِبانَهُ؛ آنها به فرمان خداوند انسان را حفظ مى کنند از این که در چاهى سقوط کند یا دیوارى بر او بیفتد یا حادثه دیگرى برایش رخ دهد تا زمانى که مقدرات حتمى فرا رسد در آن هنگام آنها کنار مى روند و او را تسلیم حوادث مى کنند. دو فرشته اند که انسان را در شب حفظ مى کنند و دو فرشته که در روز به طور متناوب این وظیفه را انجام مى دهند».(بحارالانوار، ج ۶۷، ص ۱۵۵، ج ۵۶، ص ۱۷۹)

در حدیثى دیگر از امام صادق (علیه السلام ) مى فرماید: مَا مِن عَبد الاّ وَ مَعه مَلَکان یَحفظانهُ فاذا جَاء الامرُ من عِند الله خلیا بینَه و بینَ امر الله؛ هیچ بندهاى نیست مگر اینکه دو فرشته با او هستند و او را محافظت مى کنند، اما هنگامى که فرمان قطعى خداوند فرا رسد، او را تسلیم حوادث مى کنند، بنابراین آنها تنها او را از حوادثى که به فرمان خدا قطعیت نیافته حفظ مى کنند.(تفسیر نمونه، ج ۱۰، ص ۱۴۴)

از نظر قرآن برخی از فرشتگان محافظ برای حفاظت از وحی هستند. این دسته از فرشتگان الهى براى نگهبانى و مراقبت از وحى، جهت مصون ماندن از دستبرد نااهلان، کمین می کنند و امور را رصد می نمایند تا آسیبی به وحی نرسد(جن، آیات ۲۶ و ۲۷)؛ زیرا «رصد» در این آیه جمع «راصد» به معناى حافظ است و مقصود از آن رصد ملائکه براى حفاظت از وحى است. (مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۵۶۲ – ۵۶۳؛ روح المعانى، ج ۱۶، جزء ۲۹، ص ۱۶۶)

البته از نظر قرآن برخی از فرشتگان در طواف در اطراف انسان ها هستند تا امر الهی را درباره آنان اجرایی کنند؛ چنان که برای مجازات مسلمانان خطاکار آنان را به گرفتن نعمت مجازات می کنند. خدا می فرماید: فَطَافَ عَلَیْهَا طَائِفٌ مِنْ رَبِّکَ وَهُمْ نَائِمُونَ فَأَصْبَحَتْ کَالصَّرِیمِ ؛ پس در حالى که آنان غنوده بودند بلایى از جانب پروردگارت بر آن بوستان و باغ به گردش در آمد و باغ آفت زده و زمین بایر گردید. (قلم، آیات ۱۹ و ۲۰)

  1. جنیان: از دیگر کسانی که در کمین انسان هستند، جنیان هستند. از نظر قرآن، عدم توجه و اهتمام به آفریده و موجودی به نسبت غیبی چون جنیان که از جنس لطیف عصاره آتش چون انرژی هستند، می تواند موجب شود که انسان نتواند تحلیلی از برخی از امور داشته باشد که آنان نقش اساسی در آن دارند. خداوند درباره این جنیان که با چشم سر دیده نمی شوند می فرماید: یَا بَنِی آدَمَ لَا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطَانُ کَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّهِ یَنْزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِیُرِیَهُمَا سَوْآتِهِمَا إِنَّهُ یَرَاکُمْ هُوَ وَقَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاءَ لِلَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ؛ اى فرزندان آدم زنهار تا شیطان شما را به فتنه نیندازد چنانکه پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند و لباسشان را از ایشان برکند تا عورتهایشان را بر آنان نمایان کند. در حقیقت او و قبیله‏ اش شما را از آنجا که آنها را نمى ‏بینید، مى ‏بینند. ما شیاطین را دوستان کسانى قرار دادیم که ایمان نمى ‏آورند. (اعراف، آیه ۲۷)

پس وقتی انسان نداند که در اطرافش غیر از چیزهای محسوس و دیدنی، چیزهایی غیر محسوسی است که می تواند در زندگی اش تاثیر مستقیم داشته باشد، به طور طبیعی هیچ کنش و واکنشی نسبت به آن از خود نشان نمی دهد و از همین جا آسیب می بیند؛ چنان که خدا درباره آسیب رسانی شیاطین جنی در همین آیه سخن به میان آورده است. در آیات دیگر نیز تبیین می کند که چگونه جنیان شیطانی غیر مسلمان، در کمین انسان بوده و در حال طواف دنبال موقعیت مناسب برای نفوذ و سلطه خویش هستند. خدا می فرماید: إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیْطَانِ تَذَکَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ وَإِخْوَانُهُمْ یَمُدُّونَهُمْ فِی الْغَیِّ ثُمَّ لَا یُقْصِرُونَ؛ در حقیقت کسانى که از خدا پروا دارند، چون طواف کنندگانی از شیطان ایشان را مس کنند و وسوسه‏ اى از جانب شیطان بدیشان رسد، خدا را به یاد آورند و بناگاه بینا شوند؛ و یارانشان آنان را به گمراهى مى ‏کشانند و کوتاهى نمى کنند.(اعراف، آیات ۲۰۱ و ۲۰۲)

طائف به معنای طواف کننده به کسی می گویند که دور چیزی می گردد همانند طواف خانه خدا؛ به گروه های انسانی که در یک محیط در حال گردش هستند تا مثلا از چراگاه های مناسب در آن منطقه بهره گیرند، طائفه می گویند. به کسانی که به یک مذهب گرایش و بر اساس آن عمل و رفتار می کنند، نیز طوائف دینی می گویند، مثل طائفه شیعی یا طائفه سنی.

خدا بر همین اساس، به مومنان در حال جهاد هشدار می دهد که خودشان طائفه ای را تشکیل دهند تا اطراف جایگاهی ایشان در حال گشت زنی باشند تا دشمن از پیرامون به آنان به ویژه هنگام نماز حمله نکنند.(نساء، آیه ۱۰۲)

از نظر قرآن، جنیان به سبب ساختار وجودی آنان دارای توانمندی های هستند که از جمله آن ها گرفتن اطلاعات غیبی از آسمان است که از سوی فرشتگان در حال جا به جای و انتقال برای نسخه مادی آن است؛ زیرا فرشتگان هر آن چه که در کتاب مبین و لوح محفوظ ثبت شده است(حدید، آیات ۲۲ و ۲۳)، پس از امضا از سوی خلیفه الله در شب قدر(قدر، آیات ۱ تا ۵؛ دخان، آیات ۱ تا ۵)، در طول سال برای استنساخ و نسخه برداری مادی به سوی آسمان زمین می آورند(جاثیه، آیه ۲۹) که جنیان برای سرقت آن در کمین می نشینند.(جن، آیات ۱ و ۸ و ۹) خدا در این باره می فرماید: وَأَنَّا لَمَسْنَا السَّمَاءَ فَوَجَدْنَاهَا مُلِئَتْ حَرَسًا شَدِیدًا وَشُهُبًا وَأَنَّا کُنَّا نَقْعُدُ مِنْهَا مَقَاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ یَسْتَمِعِ الْآنَ یَجِدْ لَهُ شِهَابًا رَصَدًا ؛ و ما بر آسمان دست‏ یافتیم و آن را پر از نگهبانان توانا و تیرهاى شهاب یافتیم و در آسمان براى شنیدن به کمین مى ‏نشستیم؛ اما اکنون هر که بخواهد به گوش باشد تیر شهابى در کمین خود مى‏ یابد. (جن، آیات ۸ و ۹)

از این آیه و آیات قبل و بعد آنها به دست می آید که پیش از بعثت پیامبر(ص) دسترسی به آسمان برای کسب اطلاعات آینده و غیبی از آزادی بیش تری برخوردار بوده است به طوری که حتی مومنان و مسلمان به شریعت حضرت موسی(ع) از جنیان برای کسب اطلاعات و اخبار به آسمان می رفتند، ولی الان با وضعیت پیش آمده در شک افتادند که آیا این محدودیت های اعمال شده از سوی خدا، برای اهل زمین از جن و انس خیر است یا نه؟(جن، آیات ۱ تا ۱۰)

پس از نظر قرآن، هدف عروج جنّیان به آسمانها و کمین کردن آنها، پیش از نزول قرآن شنیدن صداى ملائکه و اخبار آنها بوده که اخبار غیبی است(جن، آیات ۱ تا ۱۰)؛ زیرا مقصود این است که پیش از این یعنی پیش از شنیدن آیات قرآن و نزول آن، ما در کمین مى نشستیم و به صدا و سخن ملائکه گوش فرا مى دادیم؛ ولی الان برای ما محدودیت های شدیدی اعمال شده و آسمان پر از نگهبان شده است. (مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۵۵۶) پس جنیان که در آسمان برای کسب اطلاعات واخبار غیبی کمین می کردند خود اقرار دارند که امروز با محدودیت هایی شدید مواجه هستند. به سخن دیگر، منقطع شدن عروج جنّیان به آسمانها، براى کمین کردن و شنیدن صدا و سخن ملائکه پس از نزول قرآن را می توان از سخنان خود جنیان به دست آورد.(جن، آیات۱ تا ۱۰)

خدا در جایی دیگر درباره کمین کردن جنیان برای سرقت اطلاعات و اخبار غیبی می فرماید: إِنَّا زَیَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْیَا بِزِینَهٍ الْکَوَاکِبِ وَحِفْظًا مِنْ کُلِّ شَیْطَانٍ مَارِدٍ لَا یَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَیُقْذَفُونَ مِنْ کُلِّ جَانِبٍ دُحُورًا وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَهَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ ؛ ما آسمان این دنیا را به زیور اختران آراستیم ؛ و آن را از هر شیطان سرکشى نگاه داشتیم به طورى که نمى‏ توانند به انبوه فرشتگان عالم بالا گوش فرا دهند و از هر سوى پرتاب مى ‏شوند با شدت به دور رانده مى ‏شوند و برایشان عذابى دایم است ، مگر کسى که از سخن بالاییان یکباره استراق سمع کند که شهابى شکافنده از پى او مى‏ تازد. (صافات، آیات ۶ تا ۱۰)

از این آیات هم چنین به دست می آید که شهاب سنگ های شتابان تنها در تعقیب جنیان شیطانی سرکش هستند، وگرنه همان طور که مومنان به اطلاعات و اخبار غیبی از طریق عنایت الهی دسترسی دارند(آل عمران، آیه ۴۴؛ هود، آیه ۴۹؛ یوس، آیه ۱۰۲؛ اعراف، آیه ۱۷۹)، مومنان جنی نیز دسترسی به اطلاعات غیبی دارند بی آن که دزدی کنند و از سوی شهاب سنگ ها تحت تعقیب و مجازات قرار گیرند.(صافات، آیات ۶ تا ۱۰)

از نظر قرآن، شهابهاى آسمانى، در کمین شیاطین شنودکننده اخبار آسمانى هستند و آنان را تعقیب و از آسمان و کسب اطلاعات دور می کنند.(حجر، آیات ۱۶ تا ۱۸)

  1. خدا: از نظر قرآن، خدا در کمین طغیانگران از جن و انس است. البته این کمینگر ممکن است دوزخ باشد(نباء، آیات ۲۱ و ۲۲)، یا می تواند خود خدا باشد که در کمین طغیانگران بوده است.

از نظر قرآن بر می آید که این کمین گاه می تواند در دنیا یا آخرت باشد. در آخرت همان جنهم است(همان) و در دنیا کمینی است که خدا برای اقوامی چون عاد، ثمود ، فرعون و مانند آن ها داشته و آنان را نیست و نابود کرده است(فجر، آیات ۱۰ تا ۱۴)؛ زیرا مقصود این است که چیزى از اعمال انسانها از خداوند مخفى و پنهان نیست، زیرا خداوند جمیع اقوال و اعمال آنها را مى شنود و مى بیند، چنانکه بر کسى که در کمینگاه است، چیزى پوشیده و مخفى نیست. (مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۷۳۹) بنابراین، خدا در کمین این اقوام بوده و آنان را به سبب همین اعمال و کردار ناشایست و طغیانگری مجازات کرده است.

  1. جهنم: از نظر قرآن، یکی از مهم ترین کمین کنندگان انسان و جنیان، جهنم است. از نظر قرآن، جهنم مامور است تا از سوی خدا در کمین طغیان نگران باشد: إِنَّ جَهَنَّمَ کَانَتْ مِرْصَادًا لِلطَّاغِینَ مَآبًا؛ به راستی که دوزخ در کمین طغیان گرانی است که به سوی آن بازگشت می کنند(نبأ ، آیات ۲۱ و ۲۲)؛ البته خود جهنم به عنوان مامور در کمین طغیانگران است؛ البته در صورتى این معنا از آیه استفاده می شود که «مرصاد» مبالغه در «راصد» باشد. در این صورت مفاد آیه شریفه این است که جهنّم، خود در کمین است. (روح المعانى، ج ۱۶، جزء ۳۰، ص ۲۳) از نظر آموزه های وحیانی قرآن، همه موجودات از جمله جهنم دارای شعور است و حقایق را درک می کند و به اطاعت از خدا می پردازد و این گونه دشمنان را در خود مجازات می کند. اما بنا بر احتمالى، دوزخ، کمینگاهى است که در آن جا نگهبانان آتش در کمین طغیانگران اند تا آنها را گرفته، به درون آتش بیندازند. (مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰ ، ص ۶۴۲) پس افزون بر این که خدا یا جهنم در کمین طغیانگران هستند، هم چنین فرشتگانی موکل بر دوزخ هستند که عد آنان نوزده نفر است. اینان در کمین طاغیان هستند تا به دوزخ بسپارند و از آن خارج نشوند.(مدثر، آیات ۳۰ و ۳۱)
  2. دشمنان: از نظر قرآن، دشمنان هماره در کمین مومنان و مسلمانان هستند. بنابراین، می بایست هماره مراقب و مواظب باشند تا از سوی دشمن به آنان ضرباتی زده نشود. پس هوشیاری لازم امت اسلام و رهبری است. از همین رو، قرآن بر احتمال کمین و فتنه گرى دشمنان کافر، مستلزم آمادگى و هوشیارى مجاهدان اسلام تاکید می کند و می فرماید که شکست مذبوحانه دشمنان کافر، در گرو کوشش مجاهدان، براى فراهم سازى تجهیزات و هوشیارى آنان در برابر کمین گشایى دشمنان کافر حتی در نماز است.(نساء، آیات ۱۰۱ تا ۱۰۲) دشمنان کافر، در اندیشه بیرون آمدن از کمین، جهت حمله به مسلمانان، در شرایط مناسب هستند و مسلمانان باید هوشیار باشند و گرفتار غفلت نشوند(همان)؛ زیرا غفلت مسلمانان از سلاح خویش، زمینه ساز طمع دشمنان کافر، براى شبیخون و کمین گشایى آنان است. چنان که گفته شد «کمین» یعنى بیرون آمدن از مخفیگاه و حمله کردن است. (فرهنگ بزرگ سخن، ج ۶ ، ص ۵۹۴۳) هم چنین در فرهنگ عربی هنگامى که واژه «میل» به «على» متعدّى شود به معناى هجوم بردن است.
  3. کمین منافقان: از نظر قرآن، یک جریان بسیار خطرناکی در حد خطر ابلیس و شیاطین نادیدنی، خطر جریان نفاق است که در میان مسلمانان بوده و از پشت به مسلمانان خنجر می زنند و آسیب می رسانند. بنابراین می بایست مواظب و مراقب این جریان خطرناک بود که حتی با امور مقدس چون مساجد برای توطئه و انجام مقاصد شوم و از جمله جنگ روانی و کسب اطلاعات و جاسوسی و شایعه سازی استفاده می کنند.(توبه، آیه ۱۰۷؛ مائده، آیات ۴۱ و ۴۲؛ احزاب، آیات ۶۰ و ۶۱)
  4. کمین مسلمانان: از نظر قرآن، همان طوری که مسلمانان باید درباره کمین کافران و مشرکان هوشیار باشند، باید خود در کمین دشمنان باشند و به آنان حملات پیاپی داشته باشند تا نتوانند فرصت اذیت و آزار مسلمانان را پیدا کنند. البته تنها زمانی می توان کمین را برداشت که کافران و مشرکان ایمان آورده و توبه کرده و نماز و زکات بپردازند و به اصول اسلامی در عمل پای بند شوند.(توبه، آیه ۵) امام باقر(علیه السلام) در ذیل آیه می فرماید که مراد از توبه، ایمان کافران است. (البرهان، ج ۲، ص ۷۴۰، ح ۲)

راه رهایی کمین شیطان

از آن جایی که بدترین دشمن انسان پس از هواها و خواسته های نفسانی از غضب و شهوت، ابلیس و شیاطین پیرو او هستند، انسان می بایست هماره از این دشمن نادیدنی به چشم سر اجتناب کند و بداند که او در حال طواف اطراف دل ما است تا به آن نفوذ و رخنه کرده و سلطنت دل را به دست گیرد و بر گرده انسان سوار شده و بر آن افسار زند.

قرآن برای رهایی از کمین شیطان راهکارهایی را بیان کرده است که عبارتند از:

  1. اخلاص: اخلاص در گفتار و رفتار انسانها براى خداوند، موجب نجات آنان از کمینهاى شیاطین می شود.(حجر، آیات ۳۹ و ۴۰؛ ص، آیات ۸۲ و ۸۳)
  2. تقوای الهی: تقوای الهی وعمل به واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات از راه های رهایی از کمین شیطان است.(اعراف، آیه ۲۰۱)
  3. ذکر خدا: یاد خدا در همه حال به ویژه در حالت مس طواف گران شیطانی می تواند انسان را از دستبرد کمین گران رهایی بخشد و به آرامش و بصیرت برساند.(اعراف، آیه ۲۰۱)
  4. سجده: از چیزی که شیطان از آن پرهیز کرد، سجده است؛ از این رو، هر کسی را ببیند که سجده می کند، عصبانی می شود. برای این که دماغ شیطان را به خاک بمالید بهتر است که سجده کنید و سجده های شما طولانی باشد. از نظر قرآن سجده انسان در برابر خداوند، موجب نفرت شیطان و مایه نجات انسان از کمینگاه او می شود.(اعراف، آیات ۱۱ تا ۱۷)
  5. شکر: شکر نعمت از دیگر راهکارهای قرآنی برای رهایی از سلطه شیطان و کمینگاه اوست. اصولا شکر با ایمان سازگار است چنان که کفر و کفران هماره با هم است. از نظر قرآن، شکرگزارى نعمتهاى خداوند، زمینه خروج انسان از دامها و کمینهاى شیطان می شود.(اعراف، آیات ۱۱ تا ۱۷)