کمالات حقیقی زن از نظر قرآن

حجاب در اربعین

بسم الله الرحمن الرحیم

زن همان جنس مادینه در برابر نرینه و مرد است که تفاوت های ظاهری و کالبدی وی از مرد موجب شده تا مسئولیت های متفاوتی از مرد به عهده بگیرد؛ زیرا خلقت الهی به گونه ای قرار گرفته که برای هر چیزی «زوج» است که با تفاوت های موجود میان زوج ها زمینه کمالی یابی فراهم می آید؛ زیرا زوج ها در خلقت به عنوان مکمل یک دیگر هستند، به گونه ای که فقدان زوج به معنای عدم کمال یابی طرف دیگر خواهد بود.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، حقیقت مرد و زن هیچ تفاوتی با هم ندارد؛ زیرا مرد و زن از یک حقیقت به نام «نفس» است که همان روح الهی دمیده در کالبد مرد و زن است.(نساء، آیه ۱؛ ص، آیه ۷۲؛ حجر، آیه ۲۹؛ سجده، آیه ۹) از آن جایی که حقیقت مرد و زن یکی است، همان ملاک و معیار سنجش در آخرت قرار می گیرد. بنابراین، تفاوت های ظاهری که در کالبد مرد و زن است، برای مسئولیت ها و ماموریت هایی است که هریک در دنیا به آن نیاز دارد. از همین رو، وقتی از کمالات حقیقی زن سخن می گوییم، بیش تر ناظر به همان «نفس واحده» است که میان مرد و زن فرقی نیست؛ پس هر چیزی که کمالات حقیقی زن است همان نیز کمالات حقیقی مرد نیز خواهد بود؛ اما با توجه به کالبدهای متفاوت، نوعی کمالات متاثر از کالبد و متعلق به آن وجود دارد که شناخت آن ها می تواند برای دست یابی به کمال حقیقی و پرهیز از کمالات موهوم وخیالی و دروغین کمک کند.

کمالات حقیقی زن

چنان که گفته شد، حقیقت مرد و زن همان «نفس» است که کمالات حقیقی به آن تعلق می گیرد و این نفس انسانی است که متصف به کمالات حقیقی می شود. بر این اساس، هیچ فرقی میان کمالات حقیقی زن و مرد وجود ندارد؛ زیرا نفس انسانی از این جهت مشترک است و کمالاتی را می طلبد و می جوید که کمالات نفس و روان است نه کالبد و تن ظاهری. از مهم ترین کمالاتی که قرآن برای این جنبه زن یعنی همان نفس انسانی قایل شده می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. اسلام: مسلمان بودن و پای بندی به احکام آن ، از مهم ترین کمالات حقیقی نفس از جمله نفس زن است(احزاب، آیه ۳۵؛ تحریم، آیه ۵)؛ زیرا خدا انسان را برای بندگی خویش آفریده است.(ذاریات، آیه ۵) این بندگی موجب می شود تا انسان به کمالاتی دست یابد که از مهم ترین آن ها متاله و خدایی شدن و قرار گرفتن در مقام خلافت الهی به سبب مظهریت در اسمای الهی و ربوبیت و پروردگاری است.(بقره، آیات ۳۰ تا ۳۳ و ۱۳۸؛ آل عمران، آیه ۷۹) از نظر قرآن، مسیر کمالی انسان هر چند که از الله به عنوان «رب العالمین» آغاز می شود، ولی به «مالک یوم الدین» می رسد که می تواند الله ذوالاکرام باشد یا الله ذوالجلال و ذوالانتقام. در حقیقت سیر ملکوتی انسان از خدا به سوی خدا(بقره، آیه ۱۵۶) اگر در صراط مستقیم اسلام و شرایع آن باشد، به سبب کسب تقوا از این طریق(بقره، آیه ۲۱)، شخص از نعمت خاص ولایت الله و آثار آن بهره مند شده و به عنوان خلیفه الله و ولی الله در کائنات تصرفات می کند و در بهشت های برین جای می گیرد(حمد، آیات ۵ و ۶؛ نساء، آیه ۶۹ و آیات دیگر)؛ اما اگر از این صراط مستقیم اسلام و شرایع آن دوری ورزد با خدای جلال مواجه می شود و در دوزخ فراق گرفتار می آید؛ زیرا ضالین و مغضوب علیهم جایگاهی جز دوزخ ندارند. بنابراین، از نظر قرآن، نفس انسانی از جمله نفس زن برای عبودیت خدا آفریده شده و می بایست با بهره گیری از حالت تسویه ذاتی و فطری و هدایت تکوینی، در چارچوب تقوای الهی به کمالات خویش برسد و مظهر کمالات الهی باشد که همان کمالات اوست؛ و گرنه با دوری از اسلام از کمالات باز می ماند و نفس وی به کمالی نمی رسد.(شمس، آیات ۷ تا ۱۰؛ روم، آیه ۳۰؛ طه، آیه ۵۰ و آیات دیگر)
  2. اطاعت محض از خدا و رسول: از دیگر کمالات نفس زن آن است که مطیع محض خدا و رسول الله (ص) باشد و هر آن چه که خدا و رسول الله(ص) فرمان می دهد، عمل کرده و معصیت نکند(احزاب، آیه ۳۵؛ تحریم، آیه ۵؛ مجادله، آیه ۹)؛ زیرا واژه قنوت به معنای اطاعت محض است. خدا در آیات بسیاری اطاعت رسول الله(ص) اطاعت خود دانسته است(نساء، آیه ۶۹؛ انفال، آیات ۱ و ۴۶ و ۲۰)؛ زیرا پیامبر(ص) ناطق به حکم الله و عامل به آن است.(نجم، آیات ۳ و ۴؛ انفال، آیه ۱۷)
  3. ایمان: ایمان مرتبه ای از مراتب اسلام است؛ زیرا تسلیم در برابر آموزه های وحیانی اسلام و شرایع آن دارای مراتب تشکیکی متنوع و متعددی است.(مائده، آیه ۹۳) از همین روست که خدا در برابر کسانی که مدعی ایمان بودند، به این نکته توجه می دهد که گفتن شهادتین تنها انسان را داخل در اسلام می کند، اما رسیدن به مقام ایمان نیازمند آزمون ها و ابتلائات و فتنه های بسیاری است که انسان می بایست سربلند از آن ها بیرون آید.(حجرات، آیه ۱۴) البته باید توجه داشت که هر گاه اسلام و ایمان با یک دیگر به کار رفته باشند، این تفاوت فهمیده می شود، و گرنه اگر در آیه ای تنها اسلام یا ایمان آورده شود، می تواند معنای عام داشته باشد؛ یعنی اسلام شامل ایمان باشد. به هر حال، آن که نفس انسانی از جمله زن را به کمالات حقیقی می رساند، همین ایمان است که موجب تقوای الهی و در نهایت ملاک ومعیار سنجش انسانیت اوست.(حجرات، آیه ۱۳)
  4. عبادت و روحیه بندگی: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان برای بندگی خدا آفریده شده است(ذاریات، آیه ۵۶)؛ بنابراین نفس انسانی از جمله نفس زن می بایست برای دست یابی به این کمال یا حفظ آن با استفاده از شرایع اسلام و عمل به احکام آن اقدام کند و دارای روحیه بندگی خدا باشد.(تحریم، آیه ۵)
  5. عمل صالح: از نظر قرآن، ایمان می بایست در عمل خویش را نشان دهد و عمل صالح در حقیقت تجلی همان ایمان باطنی است. نفس انسانی زمانی به کمال می رسد که ایمان و عمل صالح با هم باشد.(فاطر، آیه ۱۰؛ عصر، آیات ۱ تا ۳؛ تین، آیات ۶ و ۷ و آیات دیگر) با نگاهی به آیات قرآنی معلوم می شود که نفس انسانی با اعمال صالح به کمالات بایسته خویش دست می یابد.(نساء، آیه ۳۴؛ تحریم، آیه ۵) گفتنی است که واژه قنوت به معنای بندگی و اطاعت محض از طریق عمل صالح به شکل استمرار و دایمی بدون انقطاع نیز آمده است.(مجمع البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۵۶۱)
  6. روحیه احسان: از نظر آموزه های وحیانی قرآن، عدالت مرتبه عمومی و مقابله به مثلی در رفتار اجتماعی است؛ اما مومنان می بایست با داشتن روحیه احسان در مرتبه عالی تری قرار گیرند تا به کمالات عالی دست یابند. نفس زن برای دست یابی به کمالات نیز می بایست از چنین روحیه احسانی برخوردار باشد.(احزاب، آیه ۲۹)
  7. عفو و گذشت: یکی از مهم ترین راه دست یابی به تقوای الهی، بهره گیری از عفو و گذشت است؛ زیرا خدا عفو را نزدیک ترین راه کسب تقوا(بقره، آیه ۲۳۸) در کنار عدالت قسطی(مائده، آیه ۸) دانسته است. خدا از زنان خواسته تا با عفو و گذشت نسبت به برخی از حقوق حقه خویش این نزدیک ترین راه کسب تقوا را به کار گیرند و این گونه با روحیه عفو و گذشت به مراتب عالی کمالی دست یابند.( بقره، آیه ۲۳۸؛ نساء، آیه ۱۲۸؛ المیزان، ج ۵، ص ۱۰۱)
  8. عفت و احصان: پاکدامنی و عفت از مهم ترین فضایل اخلاقی مرد و زن است؛ زیرا عفیف با خودنگه داری وحبس نفس در شرایط بحران اخلاقی نشان می دهد تا چه اندازه در مسیر تقوا گام بر می دارد و مطیع خدا و رسول الله (ص) و تسلیم اسلام و ایمان است. نفس انسانی با عفت به کمالات می رسد و زن عفیف به طور طبیعی بهترین کمالات را در این امر می بایست بجوید و خود را این گونه به کمال حقیقی برساند.(نساء، آیه ۳۴؛ احزاب، آیه ۳۵؛ تحریم، آیه ۱۲)
  9. صدقه: در میان اعمال صالح برخی از آن ها تاثیر گذارتر از دیگری است؛ از جمله صدقه دادن که با صدق و راستی همراه است موجب می شود تا انسان به کمالاتی دست یابد که از جایی دیگر دست یافتنی نیست. اصولا از نظر قرآن دست یابی به مقام و ملکه «متصدقین و متصدقات» تنها با استمرار و تداوم صدقه از سوی انسان ها شدنی و امکان پذیر است.(احزاب، آیه ۳۵)
  10. صبر: صبر به معنای استقامت در ساحات گوناگون یکی از کمالات حقیقی است. این که انسان بتواند در اطاعت استقامت ورزد و آن را رها نکند یا در معصیت مقاومت نماید و تن به آن ندهد یا در مصیبت به جزع و فزع دچار نشود، بیانگر تسلیم محض مشیت و حکمت الهی بودن است. از همین روست که در آیات قرآنی، نفسی که دارای صفاتی چون صبر است و در مقام صابرین قرار می گیرد، ستوده می شود. زنی که صابر است به کمال رسیده است و این کمال حقیقی است.(احزاب، آیه ۳۵)
  11. روزه داری: نفس برای دست یابی به کمالات حقیقی لازم است تا افزون بر ایمان از عمل صالح بهره گیرد که یکی از مهم ترین آن ها روزه است. از همین روست که خود روزه داری به عنوان یک کمال از کمالات نفس انسانی در آیات قرآنی مطرح است و نفس زن نیز همانند مرد می بایست به این کمالات دست یابد.(احزاب، آیه ۳۵)
  12. راستگویی: در حوزه اخلاقی یکی از مهم ترین فضایل، صداقت و راستگویی است که خود کمالی بس بلند است. از نظر قرآن، صداقت و راستگویى، صفتى ارزشمند و کمالى شایسته براى زنان و مردان است که می بایست بدان متصف شوند.(احزاب، آیه ۳۵)
  13. ذکر الله: از مهم ترین صفات مومنان آن است که ذاکر خدا هستند و ذکر دایمی برای آنان ثابت است. اهل ذکر بودن و توجّه به خدا و آیات الهى، از کمالات قابل توجّه براى زنان است که خدا بدان توجه داده است.(احزاب، آیات ۳۴ و ۳۵)
  14. خشوع: خشوع حالتی در قلب و روحیه آدمی است که فروتنی و تواضع و خضوع بدنی از جمله خروجی های آن است. انسان در برابر خدا اگر خاشع باشد اهل نماز و روزه است.(بقره، آیات ۴۵ و ۴۶) این افراد خاشع به گمانه رستاخیز و ملاقات با خدا چنان روحیه دارند که ذکر و سجده ونماز و روزه از جمله تجلیات آن است.(همان) از نظر قرآن، داشتن خشوع و فروتنى، روحیّه اى ارزشمند و از کمالات زنان است که می بایست خود را به آن بیارایند.(احزاب، آیه ۳۵)
  15. حیا: زن و مرد افزون بر عفت می بایست دارای روحیه حیا باشند و حیا را در روابط با مردان و زنان مراعات کنند؛ زیرا چنین روحیه به ویژه در میان زنان، کمالى قابل ذکر است که خدا به آن اهتمام ویژه ای داشته است.(قصص، آیه ۲۵)
  16. چشم پاکی: چشم فروهشتن نسبت به زن و مرد در هنگام مواجه از کمالات انسانی است. از همین روست که در آیات قرآنی از غض البصر به عنوان یک وظیفه و کمال برای مرد و زن سخن به میان آمده است.(نور، آیه ۳۱) خدا در توصیف زنان بهشتی آنان را به چشم پاکی می ستاید که بیانگر کمالات خاصی است که اگر در زنان جلوه نماید کمالی برتر است.(صافات، آیه ۴۸؛ ص، آیه ۵۲؛ رحمن، آیه ۵۶؛ مجمع البیان، ج ۷ – ۸ ، ص ۶۹۱؛ مجمع البیان، ج ۹ – ۱۰، ص ۳۱۵)
  17. توبه : توبه و بازگشت از گناه، از کمالات هر نفسی از جمله نفس زن است که خدا در آیات قرآنی آن را ستوده و خواهان تحقق آن است.(تحریم، آیه ۵)

کمالات ظاهری و علایق زنان

افزون بر کمالات باطنی و معنوی که همان کمالات حقیقی است، خدا در آیات قرآنی برای زنان کمالات ظاهری بیان کرده که توجه به آن می تواند در فهم تفاوت های مرد و زن از این جنبه کمک کند.

از نظر قرآن، زنان برای مردان از یک جذابیت طبیعی سود می برند و اصولا مردان به زنان زیبا گرایش دارند. این زیبایی در کالبد و ظاهر زنان خودنمایی می کند و موجب گرایش مردان به این دسته از زنان می شود. این کمالات هر چند که اکتسابی نیست، چنان که کمالات حقیقی اکتسابی هستند، اما خود عاملی است که می بایست به آن توجه داشت و از آن برای کمال یابی حقیقی بهره برد. در حقیقت کمالات ظاهری می بایست در خدمت کمالات معنوی و باطنی قرار گیرد و زنان از کمالات ظاهری و غیر اکتسابی خویش برای کمالات حقیقی و اکتسابی بهره برند.

اصولا زیبایى زن، براى مرد جذابیت دارد و محرک اصلی در گرایش جنسی و شهوانی مردان است.(بقره، آیه ۲۲۱؛ آل عمران، آیه ۱۴؛ احزاب، آیه ۵۲) البته از نظر قرآن مردان بهانه جو که دنبال کسب کمالات حقیقی نیستند، جذابیت و زیبایی زنان را بهانه ای می کنند تا در مسیر اطاعت از خدا و رسول الله(ص) گام بر ندارند و به جای اطاعت به معصیت رو می آورند؛ چنان که جذّابیّت زیبایى زنان رومى، بهانه اى براى بعضى منافقان، در ترک جنگ تبوک و همراهى نکردن با پیامبر(صلى الله علیه وآله) بود(توبه، آیه ۴۹)؛ زیرا آیه درباره بعضى از منافقان نازل شد که از پیامبر(صلى الله علیه وآله)خواهان اجازه براى شرکت نکردن در جنگ تبوک بودند، به این بهانه که ممکن است گرفتار دختران زرد موى رومیان بشوند. (مجمع البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۵۶)

از نظر قرآن، اگر زنان بتوانند از کمالات حقیقی بهره گیرند و در دام کمالات ظاهری نیافتند نه تنها خود به کمالات و مقامات عالی می رسند بلکه می توانند سرمشق برای مردان و زنانی شوند که می خواهد در مسیر کمالات معنوی و حقیقی گام بردارند(تحریم، آیه ۱۱)؛ زیرا از نظر قرآن آن چه حقیقت مرد و زن را می سازد همان نفس انسانی است که هیچ تفاوتی میان زن و مرد ندارد. بر این اساس ، زن مؤمن، داراى شخصیّت و احترامى همسان با مرد مؤمن است و می تواند در همان جایگاه قرار گیرد هر چند که تفاوت های کالبدی برای برخی از مسئولیت های ظاهری مانعیت ایجاد می کند ولی این بدان معنا نیست که زنان از درجه و مقام کم تر از مردان مومن قرار می گیرند.(نساء، آیه ۱۹؛ توبه، ایات ۷۱ و ۷۲؛ نمل، آیه ۱۹؛ احزاب، آیه ۳۵؛ تحریم، آیه ۵؛ حدید، آیه ۱۲؛ نوح، آیه ۲۸)

کالبد زنانی هم چنین مانع جدی در سر راه بروز رفتاری خشونت آمیز است؛ زیرا شرایط پرورشی و تربیتی زن به گونه ای است که رحمت و مهرورزی را در آنان تقویت می کند و از هر گونه رفتار خشونت آمیز دور می سازد.(زخرف، آیه ۱۸)

همین روحیه نرم و لطیف زنانه که به دور از خشونت است، موجب می شود تا به تجمل و زینت گرایش داشته باشند و به خودنمایی و آرایش خویش رو آورند.(زخرف، آیه ۱۸؛ المیزان، ج ۱۸، ص ۹۰)

همین تفاوت های ظاهری می تواند نقش اساسی برای تکمیل مرد و زن داشته باشد. از همین روست که مردان و زنان برای رسیدن به آرامش و سکونت به یک دیگر نیاز دارند.(روم، آیه ۲۱؛ اعراف، آیه ۱۸۹)

اما با همه این ها می بایست به این نکته توجه یافت که تفاوت های ظاهری نمی بایست موجب شود تا زنان به دامن فسق و فجور گرفتار آیند و دیگران از آنان سوء استفاده کنند و کمالات ظاهری غیر اکتسابی ایشان ابزاری برای سوء استفاده جنسی و بیگاری و مانند آن ها شود.