کدام علم عبادت است؟

samamosاشاره : بسیاری از کسانی که در دانشگاه ها و یا در علوم امروزی تحصیل می کنند، با این پرسش مواجه می شوند که آیا تحصیلی که انجام می دهند و علومی را که می آموزند، عبادت محسوب می شود؟ همین پرسش را کسانی که در حوزه ها دیگر فعالیت می کنند نیز مطرح می کنند و به عنوان یک دغدغه برای اهل ایمان شمرده می شود که آیا به عنوان نمونه کار عمرانی، یا کشاورزی و یا بازرگانی که انجام می دهند، می تواند عبادت باشد؟ چگونه می شود که کار را با عبادت جمع کرد و همانند علوم دینی به عنوان امری عبادی در آورد و از آثار و برکات دنیوی و اخروی آن بهره مند شد.

نویسنده در این مطلب کوتاه بر آن است تا با تحلیل آیات و روایات به این پرسش ها پاسخ دهد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

مفهوم عبادت

عبادت، نهایت تذلّل و کوچکى است و تنها کسى شایسته و مستحقّ چنین عبادتى است که نهایت تفضّل و بخشش را داشته باشد و او جز خداوند، کسى نیست. (مفردات الفاظ قرآن کریم ، راغب اصفهانی ، ص ۵۴۲، «عبد».)

این معنا می تواند به اشکال مختلف خود را نشان دهد. از این رو هر کسی هر کاری را اگر به قصد تقرب الهی انجام دهد و در برابر خداوند خود را کوچک شمارد، عمل عبادی انجام داده است.

انسان با انجام اعمال عبادی می کوشد تا به سوی خداوند تقرب یابد. این اعمال که از آن به اعمال صالح یاد می شود زمانی معنا و مفهوم عبادی می یابد که همراه با نیت و قصد تقرب باشد. از این روست که عمل مقبول به عملی گفته می شوند که دارای نیت و قصد تقرب به خداوند انجام گیرد و از کارها و اعمالی باشد که شایسته و مقبول خداوند است.

انسان با نیت صادق و اعمال صالح است که می تواند رضایت و خشنودی خداوند را به دست آورد و با فعلیت بخشی صفات کمالی نهفته در ذات خویش ، خود را به صفات الهی نزدیک سازد و متصف به تاله شود. متاله کسی است که خود را به صفات الهی آراسته و از عیوب و نقایص رهایی یافته است.

خداوند در آیاتی چون ۳۵ سوره مائده و ۵۷ سوره فرقان و ۱۹ سوره مزمل و ۱۹ سوره علق و مانند آن از مردمان می خواهد تا برای تقرب به خداوند تلاش کنند. در همین آیات و آیات دیگر راه تقرب جویی و متاله شدن را در امور عبادی بر می شمارد.

آن گاه خداوند در آیاتی دیگر از قرآن اعمالی چون ابد و احترام در معاشرت با اهل ایمان را مایه نیل به مقام قرب الهی بر می شمارد(مجادله آیه ۱۱ و المیزان ، ج ۱۹ ص ۱۸۸ ذیل آیه ) و در آیه ۶۱ سوره هود استغفار را به عنوان راهی دیگر و در آیه ۵۷ سوره اسراء امید به رحمت الهی و در آیه ۳ و ۴ سوره انفال ، انفاق خالصانه و در آیه ۳۵ سوره مائده جهاد در راه خدا و در آیات دیگر، امور دیگری را به عنوان علل و عوامل تقرب جویی به خداوند معرفی می کند.

آیه ۶۱ سوره هود در یک کلمه هر عملی عبادی را عامل تقرب معرفی می کند و آیات ۱۶۲ و ۱۶۳ تبیین می کند که انسان بر هر کاری که رضایت خداوندی در آن است می تواند به وی تقرب جوید و از این مقام بهره مند و از آثار آن سود برد.

این گونه است که مطلق علم و آگاهی به عنوان عامل تقرب و عبادت مطرح می شود و خداوند در آیه ۱۱ سوره مجادله از مردمان می خواهد تا با علم جویی آهنگ تقرب را شتاب آمیز تر از پیش در پیش گیرند.

در حوزه عمل نیز نه تنها اموری چون انفاق و احسان و نماز و روزه و جهاد و خمس و زکات و مانند آن عبادت تلقی و تعریف می شود ، بلکه چنان که از آیه ۶۱ سوره هود می توان دریافت، عمل عبادی و تقربی از نظر قرآن آبادانی و استعمار زمین است که نیازمند دانش ها و علوم گوناگون و اعمال و کارهای متنوع و مختلف است.

خداوند در این آیه به روشنی تبیین می کند که استعمار و آبادانی زمین و تمدن سازی یکی از ماموریت ها و مسئولیت های اصلی بشر در زمین است؛ زیرا فلسفه آفرینش انسان ، خلافت الهی از راه متاله شدن و متصف شدن به صفات الهی است که به شکل ربوبیت عبودی ظهور و بروز می کند. عبودیت ربوبی و ربوبیت عبودی مقتضای آن است که بشر در رساندن همه چیزهایی که مسخر وی می باشند به کمال آنان را یاری و مدد رساند و در مقام پروردگاری طولی قرار گیرد و کمال را برای همه چیز فراهم آورد.

بر پایه این آیه و آیات دیگر می توان این مطلب را برداشت کرد که انجام ماموریت و مسئولیت بشر عامل رضایتمندی و خشنودی خداوند و در نتیجه تقرب به وی می باشد. بنابراین می توان گفت که هر دانش و کاری که بتواند این مهم را به سرانجام برساند به عنوان عامل عبادی و تقربی شناخته می شود.

علوم عبادی

از مطالب پیش گفته به سادگی و آسانی می توان این برداشت را ارایه کرد که همه علوم می تواند به عنوان عامل تقرب و امری عبادی دانسته و شناخته شود و تنها معیار سنجش و ملاک برای داوری نیت و قصدی است که از علم و کار در نظر آورده می شود. به این معنا که اگر دانشی به قصد و نیت رضایت مندی و خشنودی خداوند تحصیل شود، دانشی عبادی است؛ زیرا انسان با این دانش و علم می خواهد تا در نقش ربوبی و خلافت الهی وارد شود و به ماموریت خود در زمین جهت استعمار و آبادانی زمین و موجودات هستی اقدام کند.

به نظر می رسد که حتی علومی که به ظاهر حرام و آموختن آن جایز نیست اگر به قصد تقرب الهی آموخته شود می تواند از علوم عبادی شمرده شود. از این رو، علم سحر و جادوگری که تعلم آن به عنوان علوم زیانبار و حرام شناخته و معرفی شده است، می تواند به عنوان علم عبادی از سوی بشر تعلم شود به شرط آن که هدف از آن این باشد که به مقابله با دشمنان با آن پرداخته شود.

خداوند در آیه ۱۰۲ سوره بقره همان گونه که تعلم جادو و سحر را زیانبار می شمارد هم چنین برای دفع جادوها و سحرهای مضر و زیانبار و دفع ساحران و جادوگران ضد الهی بر لزوم آموختن آن تاکید می کند.

اگر بخواهیم در یک کلمه تبیین کنیم که چه علم و دانشی عبادت شمرده می شود باید به این نکته توجه دهیم که ا زنظر قرآن هر علم و دانشی می تواند مفید و یا زیانبار باشد؛ زیرا عامل در سودمندی و زیانباری هر علم و دانشی تنها نیت و قصدی است که مورد نظر شخص می باشد. اگر شخص هر علم و دانشی را به قصد و نیت تقرب به خداوند و انجام مسئولیت ها و ماموریت های بشر در زمین از جمله استعمار و آبادانی و تمدن سازی انجام دهد، به عنوان علوم معرفتی و عبادی شناخته می شود و آثار عبادت بر آن بار می شود.

خداوند در آیه ۱۲۲ سوره توبه و نیز ۶۶ سوره کهف و دیگر آیات این سوره که به مساله ذوالقرنین پرداخته به روشنی تبیین می کند که اگر نیت و قصد بشر از تعلم و تفقه معارف دین و یا سیر و سفر و یا هر کار دیگری، چون حکومت انجام ماموریت الهی و تقرب به وی باشد آن امر عبادی شمرده می شود.

تمدن سازی و علوم مختلف

اگر یکی از ماموریت های اصلی بشر و فلسفه آفرینش بشر ، استعمار و آبادانی زمین و در یک کلمه تمدن سازی است، می بایست گفت همه علوم و کارهایی که بشر انجام می دهد اگر در این راستا باشد عبادت محض است و پاداش های آن را دریافت می کند.

این در حالی است که از آیات و روایات به دست می آید که گاه اعمال عبادی محض و یا دانش های دینی محض به سبب آن که ابزار قدرت و ثروت است امری غیر عبادی دانسته شده است و خداوند حتی این افراد را تهدید به عذاب های سخت و شدید می کند و می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّ کَثِیرًا مِّنَ الأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَیَأْکُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَیَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّهَ وَلاَ یُنفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید ، بسیاری از حبرها و راهبان اموال مردم ، رابه ناشایست می خورند و دیگران را از راه خدا باز می دارند و کسانی راکه از زر و سیم می اندوزند و در راه خدا انفاقش نمی کنند ، به عذابی دردآور بشارت ده.(توبه آیه ۳۴)

بنابراین هر علم و دانشی همانند هر کاری می تواند ارزشی و ضد ارزشی شود و به عنوان عبادت یا ضد عبادت تلقی گردد. آن چه به علم و عمل جهت می دهد و آن را دو پر پرواز بشر به سوی متاله شدن و خدایی گشتن تبدیل می کند، نیت و قصدی است که از شخص بیرون می اید. اگر معارف قرآن را به قصد قدرت و ثروت بیاموزد آن دانش دینی نه تنها عبادت نخواهد بود بلکه وزر و وبال او در دنیا و آخرت می گردد و وی را به سوی آتش خشم وغضب الهی دوزخ رهنمون می سازد.

در آیات ۸۳ تا ۹۶ سوره کهف خداوند داستان ذوالقرنین و حکومت الهی او را گزارش می کند که چگونه قدرت و حکومت را به امری عبادی و تقربی تبدیل کرد و حتی اعمال تمدنی وی چون سد سازی و دیوار کشی را به عنوان امر عبادی دارای پاداش دنیوی و اخروی شمرده است.

آیات ۱۷ تا ۲۰ سوره ص نیز داستان علم و دانش و کارهای تمدنی حضرت داود(ع) را گزارش می کند و یا آیات ۱۶ تا ۴۴ سوره نمل و ۸۱ و ۸۲ سوره انبیا نیز به تلاش حضرت سلیمان برای آبادانی کشور و زمین از راه بهره گیری حتی از جنی ها برای ساختمان سازی و صنایع نظامی و ریخت گری و شیشه سازی و آبگینه سازی اشاره می کند و این گونه دانش ها و اعمال را عبادت محض می شمارد؛ زیرا بر پایه ماموریت بشر و وظیفه خلافت الهی در زمین این اعمال انجام می شده است.

فعالیت ها و دانش های مختلف حضرت یوسف (ع) از جمله دانش تعبیر خواب و علوم غریبه و نیز دانش مدیریت آب و زمین و کشاورزی و دانش اقتصادی آن حضرت (ع) را در آیاتی چند از جمله آیات ۴۶ تا ۱۰۱ سوره یوسف توضیح و گزارش می کند تا به مردمان نشان دهد که هر کاری می تواند به عنوان کاری عبادی و هر دانشی می تواند به عنوان علوم معرفت دینی و عبادت مطرح شود به شرط آن که هدف و مقصد آن الهی باشد.

بسیاری از اعمال و کارهایی که انسان انجام می دهد به علل درونی و عوامل بیرونی کم تر از حد انتظار بشر می باشد؛ از این روست که خداوند بیش تر از آن که به اعمال شخص توجه داشته باشد به نیت و قصد وی توجه دارد و پاداش اعمال را بر پایه آن می سنجد به ویژه اگر آن اعمال در مسیر و قصد تقرب انجام پذیرد. این گونه است که می فرماید: نیه المومن خیر من عمله ؛ نیت مومن بهتر از عمل اوست. پاداش نیز بر اساس نیت و قصدی است که او در دل دارد هر چند به عللی کارش خیلی سست تر و ضعیف تر از انتظار باشد.

از پیامبر اکرم (ص) فرمودند: العلم علمان، علم الادیان و علم الابدان، دانش بر دو گونه است: دانش دینها و دانش بدنها (محمدی ری شهری، محمد. دانش نامه احادیث پزشکی. ترجمه حسین صابر. قم: دارالحدیث، ۱۳۸۵. ج ۱، ۳۲).

این روایت هر چند که بر دو دسته از علوم پزشکی و دینی تاکید می کند ولی این بدان معنا نیست که دیگر علوم عبادی نیست؛ بلکه آن حضرت بر لزوم توجه و اهتمام بیش تر به این علوم تاکید می کند.

با توجه به اعمال و رفتار پیامبران و اولیا و اوصیا می توان به روشنی دریافت که هر دانش و کاری می تواند به عنوان عامل تقرب به خدا دانسته شود. از این روست که پیامبران بسیاری به دانش ها و کارهایی چون تجارت و بازرگانی و دامداری و بنایی و بافندگی و مانند آن مشغول بودند و شغل اصلی حضرت ابراهیم(ع) و فرزندان وی که همه از پیامبران بودند ، دامداری بوده است. پیامبر اکرم (ص) نیز سال های بسیاری را به دامداری و شبانی و بازرگانی اشتغال داشته است و امیرمومنان به کشاورزی و باغداری و کندن چاه می پرداخته است. این در حالی است که اگر این امور را عبادت ندانیم می بایست بپذیریم که آنان بیش تر عمر شریف شان را به کاری غیر از عبادت خداوند صرف کردند . این در حالی است که امامان معصوم (ع)و پیامبران (ع) با علم به این که این کارها عبادت است و به قصدتقرب الی الله آن را انجام می دادند.

بر اساس همین منطق است که امیرمومنان (ع) به کار کردن افتخار می کرد و حکایت می کند که «روزی در مدینه سخت گرسنه بودم، از شهر بیرون شدم تا کاری پیدا کنم و مزدی به دست آورم. مقداری از شهر دور شدم به کنار خانه زنی رسیدم و دیدم مقداری گل خشک انباشته است دانستم که وی میخواهد آن گلها را جهت ساختمان، تر کند، به نزد او رفتم و با وی قرار بستم که در ازای هر دلو بزرگ آب که بر آن گلها بریزم یک دانه خرما بستانم. شانزده دلو کشیدم و از سنگینی دلوها دستم تاول زد. وی شانزده دانه خرما به من داد و من خرماها را به نزد پیامبر (ص) بردم و دو نفری آنها را خوردیم»

امام صادق (ع) در این باره می فرماید: « امیر المومنین (ع) بیل می زد و زمین را احیا می کرد و از در آمد و دسترنج خویش هزار بنده را آزاد کرد» .

از امام سجاد (ع) روایت شده که آن حضرت (ع) هماره نهانی به حج می رفت بی آن که کسی او را بشناسد تا این گونه بتواند در خدمت حجاج خانه خدا باشد و هر گاه شناخته می شد از آنان جدا می شد و به گروه دیگری می پیوست.

امام صادق و باقر(ع) سال های به آموزش علوم مختلف از جمله علوم تجربی و نظری مشغول بودند و تنها به آموزش علم دین بسنده نمی کردند. این گونه است که دانشمندان و مخترعان و کاشفان بسیاری از دانشگاه صادقین(ع) فارغ تحصیل شدند. دانشمند به نام جابر بن حیان شیمیدان بزرگ اسلامی از شاگردان آن حضرت (ع) بود.

این روایات و آیات و روایات بسیار دیگر گواه روشن این مطلب است که هر دانش و کاری می تواند به عنوان عبادت باشد به شرط آن که قصد و نیت تقرب به خدا و رضایت و خشنودی او در همه آن ها در نظر گرفته شود.