کار و سرمایه ملی در اقتصاد مقاومتی

samamosدر چند سال اخیر، مساله اقتصاد به عنوان شعار سال انتخاب شده است. این همه نشان دهنده اهمیت موضوع از نظر رهبری جامعه اسلامی است. رهبری از جهاد اقتصادی سخن به میان می آورد و از کار و سرمایه ایرانی برای تولید می گوید و در فرازی بلند از اقتصاد مقاومتی پرده برداری می کند.

این همه نشان می دهد که رهبری بر اساس آموزه های وحیانی اسلام، اقتصاد را در کنار اعتقادات و عبادیات قرار می دهد و به عنوان ستون اصلی جامعه توجه ویژه ای بدان مبذول می دارد، به ویژه آن که دشمنان دولت اسلامی از همین نقطه به عنوان چشم اسفندیار و پاشنه آشیل استفاده می کنند و با تحریم های به قول خودشان شکننده بر آن هستند تا فلسفه اسلامی و سبک زندگی مبتنی بر آن را که به دست بنیانگذار جمهوری اسلامی در جهان معاصر به عنوان یک گفتمان رقیب و جدی در برابر لیبرال دمکراسی و لیبرال سرمایه داری قرار گرفته است، از دور رقابتی بیرون کنند.

رهبری جامعه اسلامی در چارچوب اهداف اسلامی، بر جنبه های اقتصادی توجه داشته و اکنون با توجه به این رقابت بلکه مبارزه همه جانبه جدی میان دو گفتمان اسلامی و گفتمان غربی، نوع دیگر از اقتصاد مورد تاکید قرار گرفته که از آن به عنوان اقتصاد مقاومتی یاد می شود.

نویسنده در این مطلب را مراجعه به آموزه های قرآنی، نقش کار و سرمایه ملی را در اقتصاد مقاومتی مورد توجه قرار داده است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

چرا اقتصاد مقاومتی

اقتصاد از نظر اسلام قوام جامعه است و استواری هر جامعه و استحکام آن بر پایه اقتصاد آن است.(نساء، ایه ۵) از این روست که اسلام اهمیت ویژه ای به اقتصاد در کنار عقاید و مسایل عبادی داده است.(بقره، آیات ۲ و ۳)

اصولا از نظر اسلام فعالیت های اقتصادی یکی از وظایف بشری در زمین است؛ زیرا انسان آفریده شده تا جهان را آباد کند.(هود، آیه ۶۱)

اسلام که بر تامین سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت مردم تاکید دارد، آموزه های بسیاری را در راستای تامین این اهداف بیان کرده است. از این روست که بخشی بزرگ از آموزه های اسلامی به حوزه اقتصاد و چگونگی مدیریت، نظارت و مانند آن دارد. برخی از اصول عقلایی را چون بیع تایید و برخی دیگر را چون کم فروشی و ربا تخطئه کرده است.(بقره، آیه ۲۷۵ و آیات دیگر)

دولت اسلامی موظف است تا همه ابعاد اقتصادی را در سیاست های راهبردی و کلان خود مد نظر قرار دهد و از تولید تا توزیع تا مصرف کالا و خدمات را تحت قوانین و مقررات خاصی نظارت و مدیریت نماید؛(انفال، آیه ۱، هود، آیه ۸۵؛ یوسف، آیات ۴۷ و ۴۸؛ حشر، آیه ۷) چرا که دولت نمی تواند آن چه را مایه قوام جامعه است به حال خود رها کند و به مساله آسایش و رفاه مردم نپردازد؛ بلکه توجه به این حوزه همانند آرامش و امنیت از وظایف دولت ها از جمله دولت اسلامی است؛ زیرا مردم جامعه انسانی را تشکیل می دهند و دولت را می سازند تا این اهداف را برای آنان تامین نماید.

از آن جایی که حرکت به سوی اقتصاد خودکفا و مستقل نیازمند جهاد و تلاش فکری و فرهنگی و علمی و بدنی است؛ دستور داده تا همه دولت و ملت برای تحقق آن بسیج شوند و جهاد اقتصادی را برای خودکفایی و استقلال اقتصادی به وجود آورند.

مشکل عمده ای که نظام اسلامی از دولت و امت با آن مواجه هستند، رقابت جدی میان گفتمان اسلامی با گفتمان های دیگر به ویژه لیبرال دمکراسی سرمایه دار است که فلسفه و سبک زندگی خاصی را ایجاد کرده و می خواهد آن را به عنوان گفتمان جهانی مطرح کند؛ این در حالی است که فلسفه زیست و سبک زندگی اسلامی خود داعیه جهانی سازی دارد. در این میان درگیری فکری و فرهنگی و عملی و جنگ نرم و سخت میان دو گفتمان پدید می آید.

از آن جایی که اقتصاد چشم اسفندیار هر جامعه ای است و آسیب زدن به این بخش به معنای فقدان حرکت های هدفمند و فروپاشی جامعه است، دشمن به این حوزه توجه ویژه ای مبذول داشته و می خواهد تا با ضربه این نقطه حساس جامعه ، ناکارآمدی گفتمان اسلامی را به اثبات برساند. این جاست که افزون بر جهاد اقتصادی و اقتصاد حمایتی می بایست یک اقتصاد مقاومتی شکل گیرد تا بتواند جامعه در برابر فشارهای بی امان گفمان رقیب و دشمنان خود مقاومت کند و کارآمدی اقتصاد اسلامی و گفتمان و نظام اسلامی را به جهانیان و بلکه حتی خود امت و مومنانی اثبات کند که این جامعه را ایجاد کرده اند.

این جاست که مقام معظم رهبری با تاکید بر اینکه ایران بزرگ به عنوان ام القری اسلام و دولت اسلامی معاصر، امروز بیش از هر زمان دیگر به کار و کارآفرینی مبتنی بر تولید ملی نیاز دارد تا همچون عقابی تیز پرواز، در فضای پیشرفت و آبادانی و افتخار اوج گیرد، اظهار داشتند: دو دلیل اساسی یعنی «آمادگی کشور برای جهش» و «فشار اقتصادی دشمنان»، ثابت می‌کند که ایران، بیش از هر دوره دیگر به کار و کارآفرینی احتیاج دارد.

مهم‌ترین نکته سخنان مقام معظم رهبری در حوزه اقتصادی، لزوم دستیابی به اقتصاد مقاومتی است. در ادبیات اقتصادی معمولا برای حمایت از اقتصاد و به ویژه تولید ملی بیشتر از واژه اقتصاد حمایتی (Protectionism) استفاده می کنند و این واژه بدان معناست که اقتصاد ملی باید از هر نظر مورد حمایت جدی قرار گیرد. اما واژه اقتصاد مقاومتی که توسط رهبری به کار برده شد بسیار فراتر از اقتصاد حمایتی و دربردارنده ابعاد نوین و بسیار گسترده ای در عرصه اقتصاد ملی و بین الملل می باشد. "اقتصاد مقاومتی " که روح مقاومت در آن موج می زند، از صدر تا ذیل اجزای آن، آمادگی برخورد با سخت ترین شرایط وجود دارد و به هیچ وجه با تحریم ها و فشارهای نظام سلطه تضعیف و غافلگیر نمی شود.

منظور از اقتصاد مقاومتی واقعی یک اقتصاد مقاومتی فعال و پویاست، نه یک اقتصاد منفعل و بسته چنانکه مقاومت برای دفع موانع پیشرفت و کوشش در مسیر حرکت و پیشرفت تعریف می‌شود. واژه اقتصاد مقاومتی بر این موضوع دلالت می‌کند که فشارها و ضربه‌های اقتصادی از سوی نیروهای متخاصم سد راه پیشرفت جامعه است که باید بر آن غلبه کرد. فشارها به دو دسته داخلی و خارجی قابل تقسیم است. در راس فشار خارجی، تحریم اقتصادی و در بخش داخلی نیز فشار همه نیروهایی وجود دارد که زمینه و بستر مناسب را برای تحقق اهداف سیاستهای فشار خارجی‌ها فراهم می‌کنند.

از نظر مقام معظم رهبری برای تحقق اقتصاد مقاومتی لوازم و عوامل و منابعی لازم است که دو امر در این میان بسیار مهم تر و حیاتی تر است: ۱- مدیریت دقیق و عالمانه منابع مالی؛ ۲- بهبود فضای کسب و کار.

این بدان معناست که مدیریت سرمایه مالی و انسانی مهم ترین اصل در تحقق اقتصاد مقاومتی است. بنابراین، می بایست توجه ویژه ای به منابع مالی و سرمایه و نیز نیروی کار شود تا اهداف اقتصاد مقاومتی تحقق یابد.

سرمایه انسانی و غیر انسانی

علم اقتصاد دانش تبدیل مواد و منابع از طریق کار به چیزهایی است که نیازهای مادی بشر را برآورده می سازد. البته علم اقتصاد در بهینه سازی و کیفیت بخشی به نوع کالا و خدمات و دسترسی کم هزینه و بهتر نقش کلیدی را ایفا می کند. البته درباره این علم نظریات دیگری نیز گفته شده است. از جمله این که اقتصاد، دانش تخصیص بهینه منابع محدود به نیازهای نامحدود است؛ یا این که اقتصاد دانشی است که با توجه به کمبود کالا و ابزار تولید و نیازهای نامحدود بشری به تخصیص بهینهٔ کالاها و تولیدات می‌پردازد؛ و یا برخی نیز آن را کوششی دانسته اند که با کمترین هزینه، بیشترین نتیجه را در پی دارد.

شکی نیست که عنصر اساسی در اقتصاد کار و سرمایه است. کار به جنبه انسانی موضوع و سرمایه به جنبه غیر انسانی اقتصاد اشاره می کند؛ البته گاه واژه سرمایه برای هر دو حوزه مورد استفاده قرار می گیرد که در این صورت از سرمایه مادی و انسانی سخن گفته می شود.

انسان ها با کارهای فکری و عملی است که در سرمایه هایی که در زمین وجود دارد و خداوند برای انسان آفریده، تغییراتی را ایجاد می کنند تا نیازهای مادی آنان را در این دنیا بر آورده سازد. آب و خاک مهم ترین عناصر اصلی در تولیدهای اقتصادی است که با کمک فکر و اندیشه و نیز کار فیزیکی و بدنی بشر به شکل قابل استفاده در می آید. زمین سرشار از منابع مالی و ثروت بی پایانی است که انسان با تصرف و تغییر در آن می تواند هر نیاز مادی خود را برآورده سازد. البته با توجه به افزایش و تراکم دانشی بشر نوع تصرفات و تغییرات بشر و نیز چگونگی استفاده از منابع زمینی تغییر پیدا می کند. اگر در گذشته از نفت تنها برای سوخت استفاده می شد اکنون با دانش های بشری هزارها کالای مورد استفاده تولید و برای آسایش بشری به کار می رود.

خاک با عناصر گوناگون که بیش از صد عنصر آن شناخته شده، ثروت و سرمایه عظیم اقتصادی به شمار می رود. آب و خاک را می بایست مهم ترین عناصر اقتصادی بشر دانست که با علم و دانش و فن آوری بشری به اشکال گوناگون کالا در می آید و در خدمت بشر قرار می گیرد.

خداوند در انسان و زمین همه چیز را قرار داده است تا انسان بتواند خود با استعمار زمین و آبادانی آن(هود، آیه ۶۱) نیازهای مادی و دنیوی خود به دست آورده و برآورده سازد و به عنوان خلیفه تصرفات و تغییرات مناسب و مطلوبی را در آن پدید آورد بی آن که فساد و تباهی را در آب و خشکی ایجاد کند. البته کم دانشی یا طمع کاری بشر خسارت های جبران ناپذیری به این دو منبع عظیم ثروت اقتصادی وارد ساخته است و خاک و آب را به شدت آسیب زده و فساد و تباهی در آن ایجاد کرده است به گونه ای که به سبب همین فسادانگیزی و استفاده غیر اصولی و بیرون از علم و دانش، خود و زمین آسیب دیده است.(روم، آیه ۴۱)

خداوند از خلیفه خود یعنی انسان خواسته است تا با استفاده از علم الهی سرشته در ذات خود(بقره، آیه ۳۱) به درستی از مسئولیت و وظیفه خلیفه گری یعنی آبادانی زمین با تصرفات و تغییرات مطلوب و مناسب بر آید.(هود، آیه ۶۱) و از آن جایی که عقل بشر نمی تواند مانند یک شطرنج باز ماهر همه حرکات را تا آخر بخواند، وحی را از طریق پیامبر به کار گرفته است تا دانش و اطلاعاتی را در اختیار بشر قرار دهد تا انسان بتواند براساس آن زندگی خود را سامان دهد و تصرفات در زمین را به درستی پیش ببرد به گونه ای که خود و زمین و موجودات آن آسیبی نبینند.(بقره، آیه ۳۸ و آیات دیگر)

پس انسان همه چیز از منابع و سرمایه انسانی و غیر انسانی را در اختیار دارد و تنها کاری که می بایست انجام دهد مدیریت آن بر اساس عقل و وحی است.

اعتماد به سرمایه ملی و کار ملی در اقتصاد مقاومتی

جامعه اسلامی در دایره سرزمینی و جغرافیایی خاصی شکل گرفته است؛ هر چند که خواسته و برنامه اصلی آن جهانی سازی اسلام و گفتمان آن است ولی این جهانی سازی با زور و جنگ و کشتار انجام نمی گیرد، بلکه می بایست از طریق ارایه الگوی زنده و سالمی از جامعه اسلامی باشد تا دیگران از آن بهره گیرند و بخواهند تا جامعه خود را همانند جامعه اسلامی کنند. پیامبر گرامی(ص) کاری که در مدینه النبی انجام دهد از همین زاویه بوده است و این گونه بود که جوامع پیرامونی از ایران و روم آن را مورد توجه و الگوبرداری قرار داد و ایران خود را با دل و جان با نظام اسلامی هماهنگ کرد.(بقره، آیه ۱۴۳)

برای ایجاد چنین جامعه الگو، برتر و نمونه می بایست منابع انسانی و غیر انسانی به درستی به کار گرفته شود. از آن جایی که منابع مالی آب و خاک است و همه آن در اختیار جامعه اسلامی است پس تنها نیازمند کار فکری و عملی است تا اقتصاد اسلامی تحقق یابد و جامعه به خودکفایی و استقلال اقتصادی برسد.

برای رسیدن به این خودکفایی که بتواند نقش اقتصاد سالم و نیز اقتصاد مقاومتی را ایفا کند لازم است که جامعه به این باور برسد که می تواند و این که همه چیز از سرمایه های انسانی از دانشمندی که کار فکری می کند و مخترع و مبتکر و کاشف تا کسانی که کار عملی می کنند و آن دانش را تبدیل به فن آوری و کالا و خدمات می کنند، در این اختیار دارند. از این روست که مقام معظم رهبری برای تولید ملی بر عناصری چون سرمایه ایرانی و کار ایرانی تاکید می کند؛ زیرا هر جامعه ای به ویژه جامعه ایرانی از این ظرفیت برخوردار است که اقتصاد اسلامی و مقاومتی ایجاد کند و فرصت استقلال همه جانبه سیاسی و فرهنگی و فکری جامعه را فراهم اورد و جامعه اسلامی ایران را به عنوان جامعه اسلامی نمونه به جهانیان معرفی کند و گفتمان رقیب سرمایه داری لیبرال از به چالش جدی بکشاند.

ما اکنون در پیچ تاریخی هستیم که جهان را به سوی آموزه های وحیانی و عقلانی هدایت کرده و اسلام و ایمان و عدالت را در میان جهانیان زنده می کند. مدل های بسیاری است که در برابر جهانیان قرار گرفته است.

برای جهانیان از جمله ایران اسلامی چند راه وجود دارد: سادهترین راه نفی ارزشهای انقلاب اسلامی و پذیرش اصول لیبرالیسم اقتصادی است. در این راه هدف جمهوری اسلامی ایران رسیدن به نقطه ای مانند ترکیه یا کره جنوبی یا شبیه آنها می شود. راه دوم پذیرش اصول لیبرالیسم اقتصادی و انقلاب اسلامی توأمان با هم است. در این شیوه با توجه به این که ارزشهای انقلاب اسلامی در تعارض با دیگران است مورد هجمه آنان قرار می گیریم و از طرفی سلاح مقابله با آنان در اختیار ما نیست؛ چرا که مدل های اقتصادی کنونی، مبتنی بر پیاده سازی در شرایط اطمینان و ثبات پی ریخته شده اند؛ لذا جمهوی اسلامی ایران در این حالت روز به روز از لحاظ توان داخلی تحلیل رفته و بیشتر در موضع ضعف و انفعال قرار می گیرد. حاصل این شیوه، کاری است که سالهاست در کشور ما انجام می شود: دور زدن تحریمها و در نتیجه پوسیدگی درونی اقتصاد کشور.

اما راه حل بهینه برای کشور ما مدلی اقتصادی است که بتواند کشور ما را در شرایط جنگ – مبارزه به پیش ببرد. شرایطی که بر خلاف سایر کشورها برای ما شرایط گذرا نیست و حالت دائمی دارد. در این مدل اقتصادی به تحریمها به عنوان فرصتهایی نگریسته می شود که می تواند از این فرصتها برای کارا نمودن و اصلاح نقاط ضعف سیستمهای اقتصادی کشور استفاده شود. در این نظام که می بایست فرهنگ سازی شود، اقتصاد مقاومتی به معنای پیش گفته با بهره گیری از سرمایه ملی و کار ملی شکل می گیرد و جامعه به خودکفایی می رسد که تحریم ها و حملات اقتصادی دشمن تاثیری در آن نخواهد داشت و نیازهای اقتصادی کشور تامین و حتی به خارج از مرزها صادر می شود.

خداوند در آیاتی هم چنان که از انسان ها می خواهد تا از سرمایه های انسانی خود بهره گیرند و به استعمار و آبادانی زمین بپردازند، هم چنین خواهان سرمایه گذاری از ثروت و مالی می شود که در اختیار ثروتمندان است. یکی از دلایل مخالفت اسلام با مساله تکاثر و جمع و کنز آن(سوره تکاثر) لزوم سرمایه گذاری مال و ثروت در تولید است. هم چنین خداوند خواهان آن است که منابع خام که گاه از آن به انفال و فی نیز یاد می شود، در اختیار دولت اسلامی باشد؛ زیرا این امکان را به دولت می بخشد تا با سرمایه گذاری آن در تولید و استعمار و ابادنی زمین، امکان بهره وری وبهره مندی بیشتر مردم و نیز انجام ماموریت خلافت الهی را فراهم می آورد. از نظر اسلام، سرمایه گذاری ثروت و منابع امری بسیار پسندیده و اسلامی و محبوب است و هر گونه تکاثر و کنز و ذخیره ثروت و مال و عدم گردش آن جایز نمی باشد. اصولا وضع برخی از قوانین چون خمس وزکات که دارای حکمت های متعدد و متنوعی است، یکی به خاطر جلوگیری از کنز آن است؛ زیرا به این شکل گردش ثروت و سرمایه انجام می گیرد و ثروت و مال در تولید به کار گرفته می شود.(انفال، آیات ۱ و ۴۱؛ حشر، آیات ۶ و ۷ و آیات دیگر قرآن)

از نظر قرآن ثروت اندوزی و عدم به کار اندازی آن در حوزه تولید اقتصادی،‌عامل مهمی در زوال و فروپاشی جامعه است و تحولات منفی و بحران اجتماعی را در جوامع بشری سبب می شود.(محمد، آیه ۳۸) از این روست که خواهان گردش سرمایه و ثروت در بازار کار و تولید می شود تا ضمن بهره مندی عمومی مردم از ثروت،‌ زمینه و بستر رشد اقتصادی و بهره مندی عمومی از ثروت و سرمایه فراهم آید.

از سوی دیگر، برای این که منابع خام در تولید به کار گرفته شود لازم است تا ثروت و سرمایه ای به عنوان پشتوانه کار و تولید وجود داشته باشد تا این مواد خام را تبدیل به فراورده ای نماید که مطلوب و مناسب انسان است.

به هر حال، از نظر اسلام و قرآن، تولید اقتصادی برآیند کار و سرمایه ای است که می بایست به درستی شناخته و به کار گرفته شود تا رشد اقتصادی و شکوفایی تمدنی فراهم آید. از این روست که رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای، خواهان توجه به تولید ملی در سایه سار حمایت از کار و سرمایه ایرانی می شود تا اقتصاد اسلامی مستقل در ایران اسلامی شکل گیرد و ایران اسلامی بتواند استقلال همه جانبه خود را تضمین و حمایت کند و در برابر فشارهای بیرونی مقاومت کرده و الگوی برتر از جامعه خوشبخت از نظر آرامش و آسایش برای جهانیان معرفی نماید.