کارکردها و مهار خشم و غضب

samamosبسم الله الرحمن الرحیم

یکی از نعمت های بسیار مهمی که خداوند به انسان داده قوه غضب است. قوه غضب در کنار قوه شهوت و قوه عقل به انسان تانوایی های متضادی را داده است تا بتواند به کمالاتی دست یابد که هیچ موجودی در نظام آفرینش به اراده و اختیار و انتخاب بدان دست نخواهد یافت. البته باید توجه داشت که خشم و غضب همان اندازه که مفید و سازنده و کمال آفرین هستند بسیار خطرناک هستند؛ از این رو، مدیریت و مهار خشم و غضب در دستور برنامه عقل و شرع قرار گرفته است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا کارکردها و مدیریت خشم و غضب را بر اساس آموزه های وحیانی اسلام تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

غضب قوه دافعه انسان

انسان برای بقا و زندگی در دنیایی که بر محور تضاد سامان یافته است، نیازمند قوای چندی از جمله قوه شهوت و قوه غضب و قوه عقل است. قوه شهوت در حکم قوه جاذبه است و آن چیزی که انسان بدان نیاز دارد جذب می کند. شهوت غذایی و جنسی بقای شخصی و نوعی را تضمین می کند. در برابر قوه غضب و خشم به انسان این امکان را می دهد تا از چیزهایی که به او ضرر و زیان می رساند، رهایی یابد و به دفع آن ها بپردازد. از این روست که قوه غضب را قوه دافعه یا دفع کننده گفته اند. اگر خشم و غضب در انسان نبود، در برابر دشمنانی که در طبیعت وجود دارد، خلع سلاح بود و نمی توانست بقای خود و نوعش را تضمین نماید. غضب و خشم است که به او این جرات و جسارت را می بخشد تا حیوانات درنده و خونخوار را از خود دفع نماید و بر دشمنانش چیره شود و آنان را از خود براند.

غضب را هر کسی در خودش می یابد و می شناسد. در حقیقت غضب همانند درد و شادی از معلومات حضوری و شهودی انسان است. اگر بخواهیم در علم حصولی آن را در قالب مفاهیم بیان کنیم تا درک ذهنی از آن داشته باشیم، باید گفت که غضب، به هیجان آمدن خون قلب براى دفع خطر یا گرفتن انتقام است.

وقتی انسان احساس خطر کند، حالت دفاعی به خود می گیرد. هر چه خطر افزایش یابد به همان میزان غضب شدت می یابد به طوری که به جای دفاع به حمله اقدام می کند؛ زیرا در این حالت حمله را بهترین دفاع می یابد.

البته وقتی ما از غضب خداوندی سخن می گوییم، مراد هیجانات نیست؛ زیرا هیجان در خداوند معنا و مفهومی ندارد، بلکه مراد از غضب خداوند، فقط انتقام(مفردات الفاظ قرآن کریم، راغب اصفهانی، ص ۶۰۸ ،«غضب») یا عقاب الهى(لسان العرب، ابن منظور، ج ۱۰، ص ۷۸، «غضب»)

در حدیثى از امام محمد باقر(ع) نیز غضب خدا به «عقاب» تفسیر شده است.(تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص ۳۸۶، ح ۸۹) بنابراین، تفسیر غضب الهی به عقاب بهتر از تفسیر آن به انتقام است؛ مگر آن که گفته شود که انتقام الهی همان عقاب الهی است که در این صورت مفهوم واحدی را می رساند.

اما در اصطلاح علم اخلاق و علم نفس (روان شناسی)، وقتی ما از غضب انسانی سخن می گوییم، مراد، حالتى نفسانى است که مبدأ آن دفع خطر و یا اراده انتقام است.

بر اساس بررسی های علمی و عملی، غضب انسانی هماره با سه حالت افراط، تفریط و اعتدال همراه است: ۱. در حالت افراط غضب، انسان از پیروى عقل و شرع خارج مى شود؛ ۲. در حالت تفریط، شخص در موردى که باید شرعاً و عقلاً خشم کند، غضبى از خود نشان نمى دهد؛ ۳. و در حالت اعتدال، انسان هر جا سزاوار است خشم کرده، هر جا سزاوار نیست خشم نمى کند.(جامع السعادات، ج ۱، ص ۳۲۱ – ۳۲۲)

غضب ممدوح و غضب مذموم

خشم و غضب می تواند ممدوح و پسندیده یا مذموم و ناپسند باشد. با توجه به سه حالت غضبی که در پیش گفته شده می توان گفت که تنها نوع سوم آن ممدوح و پسندیده است و دو حالت نخست مذموم و ناپسند است.

از آیات ۴۸ و ۴۹ سوره قلم به دست می آید که عجله در غضب و خشم بر مردمان، از مصادیق غضب مذموم است؛ به این معنا که اگر انسان بخواهد حتی برای رضای خداوند بر مردمی خشم گیرد و خشم وی مرتبط با خدا و شریعت باشد، باید هماره در چارچوب شریعت و ماذون به اذن الهی باشد؛ چرا که حضرت یونس(ع) با آن که خشم وی نسبت به قوم خویش برای خداوند بود ولی شتاب آمیز و پیش از اذن الهی بوده است.(روح المعانى، ج ۱۶، جزء ۲۹، ص ۶۲)

بر اساس آیات بسیاری لازم است که انسان مدیریت خشم و غضب داشته باشد و آن را مهار نماید. از همین روست که خداوند از صفات متقین، مهار خشم و غضب دانسته است.( آل عمران ، ۱۳۳ و ۱۳۴ و ۱۳۶)

غضب بر مردمان تنها زمانی خوب است که برای رضای خدا و به اذن او باشد. در غیر این صورت غضبی مذموم و ناپسند است. هم چنین غضب بر زیردستان بسیار بد است؛ چرا که موجب بدنامی انسان می شود. امام هادى (ع) در این باره می فرماید اَلغَضَبُ عَلی مَن لاتَملِکُ عَجزٌ وَ عَلی مَن تَملِکُ لُؤمٌ ؛ خشم و غضب بر مردمی که مالک آنان نیستی نشانه ناتوانی است و بر زیردستان خشمگین شدن، نشانه پَستى و فرمایه گی است.(بحارالأنوار، ج۷۸، ص ۳۷۰، ح۴؛ مستدرک الوسائل، ج۱۲، ص ۱۲)

البته انسان نمی بایست به خشم و غضب کردن عادت کند، حتی اگر لازم است جز در موارد خاص و اندک خشم و غضب خود را مهار نماید تا عادت نشود. امیرمومنان علی(ع) از سرعت در خشم گرفتن در امور و مسایل زندگی هشدار می دهد و می فرماید: لا تَسرَعَنَّ إلَی الغَضَبِ فَیَتَسَلَّطَ عَلَیکَ بِالعِبادَهِ؛ هرگز در خشم گرفتن شتاب مکن؛ چرا که به صورت عادت بر تو مسلّط می شود.(غررالحکم، ح۶۸۷)

مدیریت و مهار خشم

خداوند در آیه ۱۳۴ سوره آل عمران بیان می کند که انسان بر مهار غضب خویش قدرت و توانایى دارد. بنابراین، نمی توان گفت که چون قوه غضب امر و حالتی طبیعی در انسان است، نمی توان آن را مهار و مدیریت کرد؛ چنان که می شود قوه جاذبه و شهوت را مدیریت و مهار کرد.

خداوند در آیه بیان می کند که مومنان کسانی هستند که غیظ و غضب خویش را فرو می خورند و آتش خشم و زبانه های آن را مهار و مدیریت می کنند؛ بنابراین، حتی اگر اموری آنان را به خشم آورد و خون را در قلب و جانشان به جوشش آورد، باز هم چنان بر امور و شئون نفس خویش مسلط هستند که می توانند آن را کظم و مهار نمایند و اجازه طغیان به آن ندهند.

بر اساس آموزه های وحیانی اسلام، مدیریت و مهار خشم، چنان ارزشمند است، اگر بخواهیم به کسی یک دستور کلی و جامع بدهیم تا در زندگی از آن نفع برد، همان مهار خشم و مدیریت آن است. امام صادق (ع) می فرماید: قالَ رَجُلٌ لِلنَّبی صلی الله علیه و آله: یا رَسُولَ اللهِ عَلِّمنی. فَقالَ : إذهَب فَلا تَغضَب؛ مردی به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله عرض کرد: ای رسول خدا! چیزی به من بیاموز! حضرت فرمود: برو و خشمگین مشو. (جهاد النفس، ح ۵۲۴)

علت این امر را می بایست در این دید که بسیاری از شرور و بدبختی های انسان به سبب طغیان خشم و غضب و عدم مهار و مدیریت آن پدید می آید. از همین روست که حضرت امام صادق (ع) می فرماید: الغضب مفتاح کل شر؛ غضب کلید همه بدیهاست.( تحف العقول، ص‏۵۸۱، کافى، ج‏۲ ص‏۳۰۳)

البته مدیریت و مهار خشم در هنگام غضب بسیار سخت و دشوار است مگر آن که انسان در فرآیندی خود را تربیت و پرورش داده باشد تا بتواند خشم خود را مهار کند؛ زیرا خشم و غضب یک امر طبیعی است به طوری که اگر عامل خشم انگیز و غضب فراهم آید، انسان به طور طبیعی و خودکار خشمگین می شود و خونش به جوش آمد و چهره برافروخته و رفتار و کردار متفاوت شده و آماده حمله و دفع و انتقام می شود. اما اگر انسان بتواند خود را عادت به مهار خشم دهد، با آن که خشمگین و غضبناک می شود، ولی رفتار و کردارش را مدیریت می کند و اجازه نمی دهد که واکنش هایش بر اساس کنش های طبیعی و تحت تاثیر مستقیم عوامل خشم باشد.

انسان مومن می آموزد تا خود را تربیت و تزکیه نماید. مهم ترین تزکیه نفس مهار و مدیریت دو قوه شهوت و غضب است. اگر انسان بتواند این دو قوه را مدیریت و مهار نماید، آن گاه می تواند خشم خویش را در چارچوب رضای الهی و شریعت قرار دهد و واکنش هایش مبتنی بر آن باشد. این گونه است که رضایت خداوندی را به دست می آورد؛ چنان که پیامبر صلى الله علیه و آله می فرماید: ما تَجَرَّعَ عَبدٌ جُرعَهً اَفضَل عِندَ اللّه مِن جُرعَهِ غَیظٍ کَظَمَها اِبتِغاءَ وَجهِ اللّه ؛ انسان هیچ جرعه اى ننوشید که نزد خدا از جرعه خشمى که براى رضاى خدا فرو خورد بهتر باشد.(نهج الفصاحه، ح ۲۶۲۸)

آن حضرت صلى الله علیه و آله در جایی دیگر مدیریت و مهار خشم را خصلت و صفت بهترین مردان دانسته و فرموده است: اَلا اِنَّ خَیرَ الرِّجالِ مَن کانَ بَطى ءَ الغَضَبِ سَریعَ الرِّضا؛ بدانید که بهترین انسان ها کسانى هستند که دیر به خشم آیند و زود راضى شوند.(نهج الفصاحه، ح ۴۶۹)

عامل یا عوامل خشم گاه چنان قوی است که انسان را به مبارزه می طلبد و هل من مبارز می کند. این جاست که انسان باید همانند مبارزی قوی پشت این خصم و دشمن را به خاک بمالد و اجازه ندهد تا بر او چیره شود و بر سینه و قلب و جسم و جانش حاکم شود. پیامبر صلى الله علیه و آله می فرماید: اَلصَّرعَهُ کُلُّ الصَّرعَهِ الَّذى یَغضبُ فَیَشتَدُّ غَضَبُهُ وَیَحمَرُّ وَجهُهُ وَیَقشَعِرُّ شَعرُهُ فَیَصرَعُ غَضَبَهُ؛ کمال دلیرى آن است که کسى خشمگین شود و خشمش شدّت گیرد و چهره اش سرخ شود و موهایش بلرزد، امّا بر خشم خود چیره گردد.(نهج الفصاحه، ح ۱۸۷۲)

راه های مهار خشم و غضب

در آیات و روایات راه هایی را برای مدیریت و مهار خشم بیان کرده اند. در این جا به برخی از آن ها اشاره می شود.

  1. وضو گرفتن: خشم و غضب هر چند یک قوه طبیعی برای انسان است که خداوند برای دفاع از بشر در جامعه تضادها قرار داده است؛ ولی شیطان هماره از قوای نفسانی انسان علیه خودش استفاده می کند؛ چنان که قوه شهوت و قوه غضب مهم ترین ابزاری است که شیطان برای رسیدن به اهدافش از آن سود جسته و انسان ها را از مسیر هدایت و صراط مستقیم الهی دور ساخته است. یکی از راه های مدیریت و مهار خشم آن است که انسان هنگام برخورد با عامل خشم به سرعت وضو گیرد. به این معنا که پیش از هر اقدام و عملی، وضو ساخته تا این گونه خشم و غضبی که به جوشش آمده و خون را به سرعت در تمام اعضا و جوارح تلمبه می کند، آرام و ساکن نماید. میزان حرارت را کاهش داده تا به دور از هیجانات تصمیم و عمل نماید. پیامبر(ص) در این باره می فرماید: اِنَّ الغَضَبَ مِنَ الشَّیطانِ وَاِنَّ الشَّیطانَ خُلِقَ مِنَ النّارِ وَاِنَّما تُطفَأُ النّارُ بِالماءِ فَاِذا غَضِبَ اَحَدُکُم فَلیَتَوَضَّ؛ خشم از شیطان و شیطان از آتش آفریده شده است و آتش با آب خاموش مى شود، پس هرگاه یکى از شما به خشم آمد، وضو بگیرد.(نهج الفصاحه، ح ۶۶۰)
  2. زمین نشستن: یکی دیگر از راه های مدیریت خشم و غضب، نشستن بر زمین است. انسانی که خشمگین می شود اگر در حالت ایستاده بر زمین بنشیند تا وجودش آرام شود. پیامبر صلى الله علیه و آله در توضیح این راهکار می فرماید: اَلا وَ اِنَّ الغَضَبَ جَمرَهٌ فى قَلبِ ابنِ آدَمَ، اَما رَأیتُم اِلى حَمرَهِ عَینَیهِ وَ انتِفاخِ اَو داجِهِ؟! فَمَن اَحَسَّ بِشَى ءٍ مِن ذلِکَ فَلیَلصَق بِالارضِ؛ بدانید که خشم پاره آتشى در دل انسان است. مگر چشمان سرخش و رگ هاى گردنش را [هنگام خشم] ندیده اند. هر کس چنین احساسى پیدا کرد، روى زمین بنشیند.(سنن الترمذى، ج ۳، ص ۳۲۸، ح ۲۲۸۶)
  3. تقویت حلم و بردباری: از دیگر راهکارهای مدیریت خشم و مهار آن تقویت حلم است. حلم همان صبر همراه با عقلانیت است. به این معنا که انسان می بایست هماره در زندگی عقل را حاکم بر رفتار و کردار خود نماید تا این گونه در هر کاری به ویژه در وضعیت بحرانی خشم بتواند خود را مهار و مدیریت نماید. امام على علیه السلام می فرماید: اَلحِلمُ یُطفى نارَ الغَضَبِ وَالحِدَّهُ تُؤَجِّجُ إِحراقَهُ؛ بردبارى آتش خشم را فرو مى نشاند و تندى آن را شعله ورتر مى کند.(غررالحکم، ج۲، ص ۱۲۳، ح۲۰۶۳) آن حضرت(ع) در جایی دیگر می فرماید: مَن غاظَکَ بِقُبحِ السَّفَهِ عَلَیکَ، فَغِظهُ بِحُسنِ الحِلمِ عَنهُ؛ هر کس با زشتىِ سبکسرى تو را خشمگین کرد تو با زیبایى بردبارى او را به خشم آور.(غررالحکم، ج۵، ص۳۳۳، ح۸۶۲۰) امام صادق (ع) نیز می فرماید: ثَلاثَهٌ لاتُعرَفُ إِلاّ فى ثَلاثِ مَواطِنَ: لایُعرَفُ الحَلیمُ إِلاّ عِندَ الغَضَبِ وَلاَ الشُّجاعُ إِلاّ عِندَ الحَربِ وَلا أَخٌ إِلاّ عِندَ الحاجَهِ؛ سه کس اند که جز در سه جا شناخته نمى شوند: بردبار جز در هنگام خشم، شجاع جز در جنگ و برادر جز در هنگام نیازمندى.(بحارالأنوار، ج۷۸، ص ۲۲۹، ح۹)
  4. امیرمومنان علی(ع) در جایی دیگر می فرماید: خَیرُ النّاسِ مَن اِن اُغضِبَ حَلُمَ وَ اِن ظُلِمَ غَفَرَ وَ اِن اُسى‏ءَ اِلَیهِ اَحسَنَ؛ بهترین مردم کسى است که اگر او را به خشم آورند، بردبارى نماید و چنانچه به او ظلم شود، ببخشاید و چون به او بدى شود، خوبى کند. (غررالحکم، ج۳، ص ۴۳۰، ح ۵۰۰۰ )

آثار مدیریت و مهار خشم

بر اساس آیات و روایات آثار بسیاری برای مدیریت و مهار خشم و غضب است؛ زیرا اگر خشم و غضب مفتاح و کلید شرور است، مهار آن موجب می شود تا انسان از بسیاری از شرور در امان باشد و به طور طبیعی کم تر دچار رنج و مصیبت دنیوی و اخروی خواهد شد.

  1. تشخیص و تصمیم درست: یکی از مهم ترین آثار مهار و مدیریت خشم آن است که انسان به دور از هیجانات تصمیم می گیرد؛ زیرا هنگام خشم ، انسان قدرت تشخیص حق و باطل و درست و نادرست را از دست می دهد، نمی تواند درست ببیند و درست حکم و داوری نماید. در نتیجه نمی تواند درست عمل کند و کارش را پیش ببرد؛ اما وقتی خشم و غضب را مهار کند، عقلانی می اندیشد و شرعی و عرفی عمل می کند و در کارش موفق تر بوده و دیگر گرفتار پیشمانی نخواهد شد. امام على (ع) دراین باره فرموده است: اَقدَرُ النّاسِ عَلَى الصَّوابِ مَن لَم یَغضَب؛ تواناترین مردم در تشخیص درست کسى است که خشمگین نشود.(غررالحکم، ج۲، ص۴۰۸، ح۳۰۴۷) امام سجاد (ع) با بیان داستانی این مطلب را این گونه توضیح می دهد: مَرَّ رَسولُ اللّه صلى الله علیه و آله بِقَومٍ یَرفَعونَ حَجَرا فَقالَ : ما هذا ؟ قالوا : نَعرِفُ بِذاکَ اَشَدَّنا وَ اَقوانا . فَقالَ صلى الله علیه و آله : اَلا اُخبِرُ کُم بِاَشَدِّکُم وَ اَقواکُم؟ قالوا: بَلى، یا رَسولَ اللّه. قالَ: اَشَدُّکُم وَ اَقواکُمُ الَّذى اِذا رَضىَ لَم یُدخِلهُ رِضاهُ فى اِثمٍ وَ لا باطِلٍ وَ اِذا سَخِط لَم یُخرِجهُ سَخَطُهُ مِن قَولِ الحَقِّ وَ اِذا قَدَرَ لَم یَتَعاطَ مالَیسَ لَه بِحَقٍّ ؛ پیامبر صلى الله علیه و آله بر گروهى گذشتند که سنگى را بلند مى کردند . فرمودند : این چه کارى است؟ گفتند : با این کار ، نیرومندترین و محکم ترینِ خود را مى شناسیم . فرمودند : آیا به شما خبر دهم که محکم ترین و قوى ترینِ شما کیست؟ گفتند : بلى اى پیامبر خدا ! فرمودند : محکم ترین و قوى ترین شما ، کسى است که هر گاه خشنود شود ، خشنودى اش او را به گناه و باطل نکشاند ، و هر گاه خشمگین شود ، خشمش او را از سخن حق ، بیرون نبرد ، و هر گاه به قدرت رسید ، آنچه برایش حق نیست، دست نزند.(معانى الأخبار، ص ۳۶۶)
  2. اهل ایمان و ولایت: مومنان سرمشق و الگوهایی در زندگی دارند که می بایست بر اساس آن شیوه و سبک زندگی خود را سامان دهند. اهل بیت عصمت و طهارت(ع) به عنوان خلفای الهی، الگوهای نیک بشری هستند که مومنان می بایست آنان را سرمشق خود قرار دهند. آنان اهل کظم غیظ بوده و خشم خود را مهار ومدیریت می کردند. مومنان نیز می بایست این گونه باشند. اگر بخواهیم شیعه واقعی باشیم و اهل ولایت می بایست اهل مهار و مدیریت خشم باشیم. امام صادق (ع) می فرماید: لَیسَ مِنّا مَن لَم یَملِکُ نَفسَهُ عِندَ غَضَبِهِ؛ کسى که هنگام خشم خوددار نباشد، از ما نیست.(کافى، ج۲، ص ۶۳۷، ح۲) از همین روست که آن حضرت در جایی دیگر می فرماید: اَلمُؤمِنُ اِذا غَضِبَ لَم یُخرِجهُ غَضَبُهُ مِن حَقٍّ وَاِذا رَضِىَ لَم یُدخِلهُ رِضاهُ فى باطِلٍ وَالَّذى اِذا قَدَرَ لَم یَأخُذ اَکثَرَ مِمّا لَهُ؛ مؤمن چون خشمگین شود، خشمش او را از حق بیرون نبرد و چون خشنود شود، خشنودیش او را به باطل نکشاند و چون قدرت یابد بیش از حقّ خود نگیرد(بحارالأنوار، ج۷۸، ص ۲۰۹، ح۸۵)؛ زیرا این مومنی که ایشان بیان می کند، کسی است که همانند اهل بیت(ع) مهار و مدیریت غضب خودش را به دست گرفته است نه آن که غضب او را مدیریت و مهار نماید و به هر سمت و سویی ببرد به طوری که موجب خروج از حق و بی عدالتی و ظلم شود.امام رضا (ع) نیز درباره خصلت ها و صفات شیعیان و اهل ولایت می فرماید: تزاوَرُوا تَحـابـّوا و تَصـافَحُـوا و لا تَحـاشَمُـوا؛ به دیدن یکدیگر روید تا یکدیگر را دوست داشته باشید و دست یکدیگر را بفشارید و به هم خشم نگیرید.(بحارالانوار، ج۷۸، ص ۳۴۷)
  3. امیرمومنان امام على (ع) نیز می فرماید: شیعَتُنَا المُتَباذِلونَ فى وِلایَتِنا، اَلمُتَحابّونَ فى مَوَدَّتِنا اَلمُتَزاوِرونَ فى اِحیاءِ اَمرِنا اَلَّذینَ اِن غَضِبوا لَم یَظلِموا وَ اِن رَضوا لَم یُسرِفوا، بَرَکَهٌ عَلى مَن جاوَروا سِلمٌ لِمَن خالَطوا؛ شیعیان ما کسانى اند که در راه ولایت ما بذل و بخشش مى کنند، در راه دوستى ما به یکدیگر محبت مى نمایند، در راه زنده نگه داشتن امر و مکتب ما به دیدار هم مى روند. چون خشمیگین شوند، ظلم نمى کنند و چون راضى شوند، زیاده روى نمى کنند، براى همسایگانشان مایه برکت اند و نسبت به هم نشینان خود در صلح و آرامش اند.(کافى، ج ۲، ص ۲۳۶، ح ۲۴)
  4. بهترین دوست: انسان در انتخاب دوست می بایست بسیار دقت کند؛ زیرا دوستان از یک دیگر یاد می گیرند و اسوه و سرمشق یک دیگر هستند. کسی که بتواند غضب خود را مهار و مدیریت کند، دوست خوبی است که می توان او را اسوه و سرمشق خود قرار داد. امام صادق (ع) می فرماید: مَن غَضِبَ عَلَیکَ ثَلاثَ مَرّاتٍ وَلَم یَقُل فیکَ سوءا فَاتَّخِذهُ لِنَفسکَ خَلیلاً؛ هر کس سه بار بر تو خشم گرفت ولى به تو بد نگفت، او را براى خود به دوستى انتخاب کن.(معدن الجواهر، ص ۳۴) اما اگر انسان نتواند به عقل خشم و غضب خویش را مهار و مدیریت کند، موجبات فراق دوستان و از دست دادن آنان را برای خود فراهم آورده است. امام على (ع) در این باره به مردمان هشدار داده و می فرماید: إِذَا اختَشَمَ المُومِن أَخَاهُ فَقَد فَارقَهُ ؛ به خشم درآوردن و شرمنده ساختن دوست، مقدمه جدایی از اوست. (محاضرات، ج۲، ص۲۸)
  5. ادب: از آن جایی که خشم و غضب انسان را از حالت طبیعی بیرون می برد، به طور طبیعی انسان دیگر رفتاری مبتنی بر اخلاق و ادب نخواهد داشت؛ چنان که امام على (ع) می فرماید: لا أدَبَ مَعَ غَضَبٍ؛ ادب با غضب همراه نیست.(غرر الحکم، ح ۱۰۵۲۹) پس در هنگام غضب ادب می رود. در این حالت انسان نمی بایست کاری انجام دهد و رفتاری نماید؛ زیرا هر رفتار و کارش به جای آن که اثر مثبت و سازنده داشته باشد، اثر منفی به جا می گذارد. از همین روست که در هنگام خشم نمی توان کسی را تربیت کرد و یا آموزش داد. شاید از همین عبارت امام(ع) این معنا به دست می آید که با خشم، تربیت ممکن و شدنی نیست و باید در هنگام غضب ترک آموزش و پرورش کرد تا خشم فرو رود. از این عبارت به دست می آید که انسانی که مهار خشم خود را به دست داشته باشد، نه تنها اهل ادب است بلکه می تواند تربیت ادبی و اخلاقی خوبی داشته باشد و به عنوان یک الگو و سرمشق برای دیگران شود.
  6. عزت : عزت دنیا و آخرت از پیامدهای مهار و مدیریت خشم و غضب است. امام صادق (ع) در این باره می فرماید: ما مِن عَبدٍ کَظَمَ غَیظا إِلاّ زادَهُ اللّه عَزَّوَجَلَّ عِزّا فِى الدُّنیا وَالاخِرَهِ؛ هیچ بنده اى خشم خود را فرو نخورد، مگر این که خداوند عزّوجلّ بر عزّت او در دنیا و آخرت افزود.(کافى، ج۲، ص ۱۱۰، ح۵)
  7. کمال عقل: مهار و مدیریت خشم و غضب موجب می شود که عقل به کمال برسد و انسان از برکات آن در دنیا و آخرت بهره مند شود. امام على(ع) می فرماید: جاهِد شَهوَتَکَ وَغالِب غَضَبَکَ وَخالِف سوءَ عادَتِکَ، تَزکُ نَفسُکَ، وَیَکمُل عَقلُکَ وَتَستَکمِلُ ثَوابَ رَبِّکَ؛ با هوا و هوس خود جهاد کن، بر خشمت مسلّط شو و با عادتهاى بد خود مخالفت کن تا نفست پاکیزه شود، عقلت به کمال برسد و از پاداش پروردگارت بهره کامل ببرى.(غررالحکم، ج۳، ص۳۶۵، ح۴۷۶۰)
  8. رهایی از عذاب الهی : از دیگر آثار مهار و مدیریت خشم، رهایی انسان از خشم الهی است. پیامبر صلى الله علیه و آله درباره این اثر می فرماید: مَن دَفَعَ غَضَبَهُ دَفَعَ اللّه‏ُ عَنهُ عَذابَهُ وَ مَن حَفِظَ لِسانَهُ سَتَرَ اللّه‏ُ عَورَتَهُ؛ هر کس خشمش را برطرف سازد، خداوند کیفرش را از او بردارد و هر کس زبانش را نگه دارد، خداوند عیبش را بپوشاند.(امالى طوسى ، ص ۳۴۹، ح ۷۲۱) امام باقر (ع) نیز می فرماید: مَن کَفَّ غَضَبَهُ عن النّاس کَفَّ اللهُ عنهُ عَذابَ یومَ القِیامه؛ کسی که خشمش را از مردمان باز دارد خداوند نیز در روز قیامت عذابش را از او باز می دارد.(جهادالنفس، ح۵۳۲)
  9. سروری در میان مردم: اگر کسی بخواهد سید و سادات و سرور مردمان شود، خشم و غضب خویش را مهار و مدیریت نماید. امام صادق (ع) می فرماید: ثَلاثٌ مـَن کـُنَّ فِیهِ کـانِ سَیِّـداً: کَظمُ الغَیظِ وَالعَفـوُ عَن المَسیىءِ والصِّله بِـالنَفـسِ وَالمـالِ؛ سه چیز است که در هـر که بـاشـد آقـا و سـرور است: خشـم فـرو خـوردن ،گذشت از بدکـردار، کمک و صله رحـم بـا جـان و مـال.(تحف العقول، ص ۳۱۷)
  10. عیب پوشی: هم چنین مهار و مدیریت خشم موجب می شود تا عیوب و کاستی هایش نهان و پوشیده شود. امام صادق علیه السلام می فرماید: مَن کَفَّ غَضَبَهُ سَتَرَ اللهُ عَورَتَهُ؛ کسی که جلوی خشمش را بگیرد خداوند نقصها و کاستی های او را می پوشاند.(جهاد النفس، ح ۵۲۸)