کارکردها و آثار عمل در زندگی

samamosعمل یکی از رفتارهای موجودات عاقل، مختار و مرید است. به این معنا که هر موجود زنده هر گاه کاری را با قصد انجام می دهد به عنوان عمل دانسته می شود. از این رو می تواند عمل به کارهای نیک و صالح و کارهای زشت و طالح نیز اطلاق شود؛ زیرا در هر دو کار فاعل و عامل آن به قصد اقدام به انجام آن می کند.

از نظر قرآن هر عمل انسانی چه از نوع کارهای نیک و صالح باشد یا از کارهای زشت ، تاثیر شگرفی در زندگی شخصی، جمعی و حتی هستی به جا می گذارد. این گونه است که ظهور فساد و تباهی در محیط زیست و در زمین را به عملکرد منفی و زشت انسان نسبت می دهد و از آنان می خواهد تا با پرهیزکاری و حرکت در مسیر آموزه های عقلانی و وحیانی، نعمت های الهی را به سوی خود جلب و جذب نمایند.

بنابراین می توان گفت که عمل انسان نه تنها در زندگی هر کسی تاثیر گذار می باشد بلکه تاثیرات شگرفی در زندگی دیگران بلکه هستی به جا می گذارد. از این رو، لازم و بایسته است تا با چنین بینش و نگرشی به رفتارها و عملکردهای خود توجه داشته باشیم.

نویسنده در این مطلب بر آن است تا تحلیل قرآن را درباره نقش و کارکرد عمل در زندگی انسان تبیین نماید. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

انسان در گرو ایمان و عمل

خداوند در تبیین شخصیت انسان، به ایمان و عمل توجه خاص کرده است؛ زیرا چنان که از آیات قرآنی به دست می آید، انسان در گرو ایمان و عمل خود است. به این معنا که عقاید و اعمال اوست که شخصیت و هویت وی را می سازد و به وی ماهیت تازه ای می بخشد؛ چون انسان همواره در شدن و صیروره است و تا زمانی که در دنیا به سر می برد و بر پایه برخی از روایات حتی در عالم برزخ در حال شدن است و اعمال وی که به شکل باقیات صالحات و یا طالحات بر جا مانده است ، اثر خود را در مدت بقای وی در عالم برزخ به جا می گذارد. از این روست که هر کسی سنت صالح و یا سئیه از خود به جا گذارد، هر کسی که بدان سنت و روش عمل می کند، خوبی و یا بدی آن برای عامل و سنت گذار باقی می ماند.

با نگاهی گذرا به آیات قرآنی از جمله آن چه در سوره عصر بیان شده است، انسان با بینش و نگرش خود است که خود را از خسران و زیانی می رهاند که طبیعت زندگی در دنیا مقتضی آن است؛ زیرا شرایط زیست در دنیا به انسان همان اندازه که فرصت می بخشد تا در مسیر کمالی حرکت کند و با خود سازی ، ماهیت و شاکله و شخصیت نهایی خویش را بسازد، می تواند عاملی در سقوط وی باشد ، به ویژه این که دنیا و طبیعت ، به طور طبیعت عامل تحریکی بخش مادی و طبیعی انسان می باشد و تشویق هایی را انجام می دهد تا گرایش به آن تشدید شود. این گونه است که عمل فجوری با خاستگاه هواهای نفسانی بیش تر و قوی تر از اعمال نیک و تقوایی است که مبتنی بر خواسته های عقلانی و وحیانی می باشد.

در آموزه های قرآنی ، ایمان و عمل صالح را دو بال برای پرواز انسان به سوی مقامات بلند انسانی می شمارد؛ زیرا انسان با آن دو بال است که می تواند ظرفیت های سرشته در ذات خویش را از قوه به فعلیت برساند و اصولا زندگی انسان در زمین که از آن به عمر تعبیر می شود، فرصتی استثنایی برای همین فعلیت بخشی به توانایی های نهفته است که در هیچ شرایط و زمان و مکانی دیگر شدنی نیست.

آن چه عمل را از فعل متمایز می سازد، انجام کار به قصد می باشد؛ در حالی که فعل به هر کاری گفته می شود که از انسان سر می زند. از این روست که زبان شناس و دانشمند به نام و مشهور علوم قرآنی راغب اصفهانی در بیان واژه عمل در فرهنگ قرآنی بر این نکته تاکید می کند که عمل به سبب مقوم و مولفه ای به نام قصد از فعل اخص می باشد ، هر چند که عمل از جهت آن که شامل نیک و بد می شود، اعم می باشد. ازاین روست که عمل به صالح و طالح و خیر و شر و مانند آن تقسیم می شود.(نگاه کنید: مفردات الفاظ القرآن الکریم، راغب اصفهانی، ص ۵۸۷ ذیل واژه عمل)

اختیار و قصد در عمل انسانی

خداوند در آیاتی به این معنا توجه می دهد که اعمال و رفتار آدمی مبتنی بر اختیار و قصد است. به این معنا که انسان به گونه ای آفریده شده است که دارای اراده باشد و با انتخاب خود مختار است که در میان رفتارها و اعمال مختلف یکی از آن ها را انتخاب و اختیار کند و انجام دهد. از این روست که مختار می باشد تا با قصد خود کارها و اعمال زشت و بد و یا نیک و خوب را انجام دهد.

خداوند به صراحت در آیه ۴۵ سوره فاطر بیان می کند که انسان موجودی مختار است و رفتار وی تعیین کننده سرنوشت اوست و در آیه ۲۵۳ سوره بقره و نیز ۱۱۲ و ۱۳۷ سوره انعام با نفی اجبار انسان در کارها، آن را به مشیت خداوند نسبت می دهد و می فرماید که انسان ها به سبب آن که مشیت خداوند بر اجبار آنان در کارها تعلق نگرفته است می توانند مختارانه کارهای خوب و بد را اختیار و انجام دهند و همین شرایط آزاد اختیار و انتخاب است که هر انسانی را در گرو اعمالش قرار می دهد و کیفر و پاداش را توجیه و تفسیر می نماید.

آیات دیگری چون آیه ۱۵ سوره جاثیه و ۱۸ سوره حشر و ۵ سوره انفطار و ۲۸۶ سوره بقره و ۳۰ و ۱۸۲ سوره آل عمران و آیات بسیار دیگر به صراحت و کنایه به اختیار آدمی در اعمال و رفتار خویش اشاره می کند.

ارزیابی و ارزش گذاری اعمال

از آن جایی که اعمال انسانی می تواند به دو شکل اساسی خوب و بد ظاهر شود، این پرسش مطرح می شود که زشتی عمل یا نیکی آن از کجا دانسته و شناخته می شود و چه معیاری برای داوری و ارزیابی وجود دارد؟

خداوند در آموزه های قرآنی به این پرسش پاسخ های چندی را داده است. از این روست که معیارهایی چند در قرآن مطرح شده که در عمل به یک معیار اصلی باز می گردد که از آن به مطابقت اعمال آدمی با حق در آیه ۸ سوره اعراف و ۱۰۲ و ۱۰۳ سوره مومنون یاد شده است.

بنابراین هر عملی که مطابق حق باشد ، به عنوان عمل نیک و صالح و هر عملی که مطابق حق نباشد به عنوان عمل بد و طالح معرفی و ارزیابی می شود.

اما این که حق را چگونه می توان شناخت، مساله ای دیگر است که در آیات دیگر به آن پاسخ داده شده است. یکی از راه های شناخت حق آن است که به فطرت سالم انسانی مراجعه شود؛ زیرا فطرت سالم و پاک انسانی به دور از تغییراتی که از سوی والدین و محیط اجتماعی و تربیت ها و آموزش های انسانی و غیر انسانی صورت می گیرد، فطرتی مبتنی بر حق می باشد. از این روست که در آیات و روایات از فطرت خداجو و حق جوی بشر سخن به میان آمده است و خداوند در آیاتی بیان می کند که انسان ها به طور فطری به خداوند گرایش داشته و طالب حق بوده و از باطل به عنوان نقص و زشتی گریزان هستند.

بنابراین اگر انسان بر فطرت سالم و خداداد خویش باشد و تحت آموزش دیگران یهودی و نصرانی و زرتشتی نشده باشد، به طور فطری به توحید ناب و محض اسلامی گرایش می یابد و آن را به عنوان حق شناسی کرده و بدان متمایل می شود.

اصولا عقل مستقل و مستقلات عقلانی که با خاستگاه فطرت می باشد، به طور طبیعی حکم به اموری می کند که ما از آن به حق یاد می کنیم. از این روست که عقل مستقل به دور از تاثیرات محیطی و بیرونی، به حقانیت عدالت و قباحت و زشتی ظلم حکم می کند.

خداوند در آیات نخست سوره بقره هدایت انسان به سوی اسلام را مبتنی بر وجود تقوا در وی می داند. این بدان معناست که تقوایی که پیش از ایمان به اسلام وجود دارد، همان گرایش طبیعی به حق و زیبایی ها و بیزاری نسبت به باطل و زشتی هاست. از این روست که تقوا را به پرهیز از پلیدی های عقلانی و عقلایی در آغاز و پرهیز از هرگونه پلیدی عقلانی و عقلایی و شرعی در نهایت تفسیر می کنند؛ زیرا کل ما حکم به الشرع حکم به العقل؛ هر آن چه شریعت به آن حکم کند عقل نیز بدان حکم می کند. این بدان معناست که تفاوتی در حکم شرعی و عقلانی در حقانیت و یا بطلان امری نیست. بر این اساس خداوند در آیه ۱۰۸ و ۱۰۹ سوره توبه اعمال متبنی بر تقوا و رضایت الهی را دارای اساسی استوار و ارزشی خدشه ناپذیر می داند و در آیه ۳۷ سوره حج تقوا و خدا ترسی را مایه ارزش اعمال انسان در پیشگاه خود بر می شمارد که به معنای آن است که اعمال مبتنی بر تقوا همان اعمال صالح و حق است.

معیار دیگری که برای سنجش در آموزه های قرآنی برای اعمال نیک از بد بیان شده است، رضایت پروردگاری است که از جمله آیات می توان به آیه ۸۴ سوره طه اشاره کرد. برای دست یابی به رضایت مندی پروردگار در اعمال می توان به آموزه های وحیانی مراجعه کرد که در آن ها اعمال مورد رضایت خداوند گاه به شکل مصداقی نیز بیان شده چنان که به صورت کلی نیز تبیین گردیده است.

خداوند در آیه ۳۷ سوره حج ، به انگیزه افراد و نیت و قصد ایشان در انجام اعمال توجه می دهد و آن را معیاری برای سنجش و ارزشگذاری مطرح می کند. به این معنا که اعمالی مورد رضایت و خشنودی خداوند است که نیت خیر در آن ها وجود داشته باشد ، بنابراین انجام دادن عمل با انگیزه ای جز خیر و رضایت خداوندی ، فاقد هر گونه ارزش و اعتبار از نظر خداوند است.(آل عمران آیات ۱۶۲ و ۱۶۳ و نیز محمد آیه ۲۸)

البته یک عمل به سبب تفاوت در همین نیات و مقاصد است که از نظر ارزشی متفاوت می شود با آن که از نظر ظاهری هر دو خیر می باشند؛ زیرا تنها اعمال خیری مقبول خواهد بود که به قصد رضایت الهی انجام شود؛ چنان که عمل واحدی در دو زمان مختلف نیز می تواند از نظر ارزشی متفاوت باشد و در یک زمان از ارزش بیش تر و در زمانی دیگر از ارزش کم تری برخوردار باشد؛ همان گونه که پشتیبانی از اسلام در زمان سختی ها و فشارها با ارزش تر از زمان آسایش و امنیت مسلمانان و فراگیری اسلام می باشد.(حدید آیه ۱۰)

خداوند در آیه ۱۴ سوره محمد مبتنی بودن اعمال بر حجت و بینه الهی چون مستقلات عقلی و آموزه های وحیانی قطعی را به عنوان نشانه های ارزشمندی آن اعمال بیان می کند. به این معنا که هر چه عملی از جهت نظری دارای دلیل و حجت قوی تر باشد آن عمل خیر از ارزش بیش تری برخوردار می باشد، بلکه می بایست گفت که اگر عملی به دور از حجت و بینه عقلانی و وحیانی باشد نمی تواند به عنوان عمل ارزشی مورد توجه باشد.

آثار و کارکردهای عمل

چنان که گفته شد هر عملی به سبب آن که به قصد و اختیار از سوی انسان انجام می گیرد در زندگی شخصی و جمعی و نیز دنیوی و اخروی وی در ابعاد مادی و معنوی تاثیرگذار می باشد. از این روست که اعمال بد و زشت موجب تباهی زندگی و شخصیت فرد شده و حتی به جامعه و محیط زیست بشر ضرر و زیان می رساند و آن را به تباهی می کشاند.

خداوند در آیاتی چون ۱۳۴ و ۱۳۹ و ۱۴۱ سوره بقره و آیات ۱۲۸ و ۱۲۹ و ۱۳۵ سوره آل عمران و بسیاری از آیات دیگر، انسان ها را به این معنا توجه می دهد که هر کسی در گرو اعمال خویش است و پیامدهای خوب و بد اعمال خویش را در دنیا و آخرت به اشکال مختلف تجربه خواهد کرد.

به این معنا که بازگشت اعمال هر انسانی به سوی خود اوست و انسان ها ، بازتاب اعمال خویش را در دنیا و آخرت خواهند دید و چشید. البته ناگفته نماند که شرایط دنیا به سبب محدودیت هایش اجازه نمی دهد تا انسان ها همه بازتاب ها و پیامدها و آثار اعمال خویش را در دنیا ببینند ، از این روست که آخرت به عنوان جایگاه بهره مندی کامل انسان از کرده ها و اعمال خویش معرفی می شود.(نحل آیه ۱۱۱ و زمر آیه ۷۰)

همان گونه که هر انسانی از آثار و پیامدهای اعمال خویش آگاه و بهره می گیرد ، امت ها و جوامع نیز ثمره عملکرد جمعی خویش را می بییند و می چشند.(بقره آیات ۱۳۴ و ۱۴۱ و جاثیه آیات ۲۸ و۲۹)

خداوند در آیات ۵۲ و ۵۳ سوره جاثیه به نقش عملکرد مردم در تحولات تاریخی اشاره می کند و به آنان هشدار می دهد که مواظب اعمال خویش باشند به گونه ای که حتی اگر عمل شخصی از جامعه مورد رضایت و خشنودی دیگر اعضای جامعه باشد، همه جامعه گرفتار همراهی و همدلی با وی خواهند شد. چنان که همدلی مردم ثمود با پی کننده شتر صالح و کشتن آن موجب شد تا همه قوم ثمود به سبب همین موافقت و همراهی عذاب شوند.(آیات سوره شمس) نمونه دیگر این تاثیرگذاری را می توان در موافقت برخی از یهودیان در شکل سکوت آن با اصحاب سبت در ماهیگیری در روز یک شنبه جست که موجبات عذاب دو گروه و رهایی آمران معروف و ناهیان منکر از عذاب می شود.

خداوند در آیه ۱۱۲ سوره نحل گرفتاری جامعه به فقر و گرسنگی را نتیجه اعمال و کردار ایشان می داند و در همین آیه به صراحت از ابتلای جامعه به ترس و ناامنی به عنوان بازتاب اعمال زشت در دنیا به سوی خود عاملین سخن به میان می آورد.

در برابر اگر انسان ها اعمال صالح و نیک داشته باشند، بازتاب آن را در همین زندگی دنیا به شکل وفور نعمت خواهند دید و سعی و تلاش ایشان موجبات افزایش عنایت و فضل الهی نسبت به آنان شده و جامعه ایشان غرق در سعادت و خوشبختی می شود.(انفال آیه ۵۳ و نحل آیه ۱۱۲ و اسراء آیه ۳ و انسان آیه ۲۷ و غاثیه آیات ۸ تا ۱۶)

مهم ترین تاثیری که قرآن برای اعمال انسان بیان می کند، شخصیت سازی است؛ زیرا چنان که گفته شد رفتار و کردار آدمی است که هویت و شخصیت آدمی را می سازد و ایمان و عمل صالح وی را به عنوان شخصیت کامل و کفر و عمل طالح وی را به شکل موجودی ناقص در می آورد که سرانجام آن دوزخ است.(بقره آیات ۱۳۴ و ۱۴۱ و اعرا ف آیات ۵۷ و ۵۸ و ۱۷۵ و ۱۷۶ و اسراء آیه ۸۴ و آیات بسیار دیگر) از این روست که خداوند می فرماید که هر انسانی در گرو اعمال خویش است.(مدثر آیه ۳۸ و طور آیه ۲۱)

از دیگر آثاری که قرآن برای اعمال نیک و بد می شمارد، بهره مندی از آسایش و سلامتی در دنیا و آخرت با انجام کارهای نیک و تنگی و سختی و عذاب در دنیا و آخرت با انجام کارهای زشت و بد می باشد.(انعام آیه ۱۲۷ و حاقه آیات ۲۱ و ۲۴)

آن چه بیان شد تنها گوشه هایی از بازتاب اعمال و کارهای آدمی در زندگی است. همین مقدار نیز به آدمی نشان می دهد که عمل تا چه اندازه ای در شخصیت سازی و وضعیت انسان در دنیا و آخرت از نظر مادی و معنوی نقش مهم و اساسی دارد. باشد با بهره گیری از کارهای خیر و نیک خود را در مسیر شدن های کمالی قرار دهیم و از نواقص دور شویم و متاله و خدایی شدن را تجربه نماییم .