کارکردهای لباس های مادی و معنوی

حجاب در اربعین

بسم الله الرحمن الرحیم

لباس، پوششی است که چیزی را می پوشاند. از جمله مهم ترین، لباس ها و پوشش ها می توان به لباس های تن و روان انسان اشاره کرد که تامین کننده دو جنبه ظاهری و باطنی انسان است. شاید در وهله نخست این پرسش مطرح شود که همه موجودات هستی دارای پوشش و لباسی تکوینی هستند، بی آن که نیازی به پوشش و لباس عاریتی باشند؛ بنابراین، انسان در اصل نیازی به پوشش و پوشاک ندارد و می تواند با همان پوششی طبیعی و تکوینی که پوست نام دارد، به زندگی خویش ادامه دهد؛ زیرا انسان هم آفریده ای الهی و به تعبیر ارسطویان و فلاسفه، حیوان ناطقی هم چون حیوان شاهق است؛ اما با نگاهی به آموزه های وحیانی اسلام در تمامی شرایع از نوح (ع) تا خاتم (ص)، انسان نیازمند پوشاک و لباس عاریتی است و نمی تواند به پوست این لباس تکوینی و طبیعی خویش بسنده کند. نویسنده بر آن است تا با مراجعه به آموزه های وحیانی قرآن، چرایی و چگونگی آن را تبیین کند. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.

پوست، پوشاکی نامناسب برای انسان

برخی از مذاهب خودساخته انسانی چون مذهب جین هندی، پوشاک انسان را همان پوست دانسته و در عمل اجازه نمی دهند مردان پوششی دیگر به تن کنند؛ هر چند که زنان این مذهب پوششی سپید رنگ کامل دارند. از نظر کسانی که هر گونه پوشاک عاریتی را منع می کنند و آن را عاملی برای دنیاگرایی انسان و سقوط از مقام انسانیت می دانند، به این نکته تاکید می شود که هر آفریده و موجودی پوشش مناسب طبیعی و تکوینی چون مو و کرک و پشم دارد و پوشش طبیعی و تکوینی انسان نیز پوست است. بنابراین، همان طوری که دیگران نیازی به پوشش عاریتی ندارند، انسان نیز نیازی به پوشش عاریتی ندارد؛ زیرا نه تنها این پوشش مانع از آزادی عمل انسان است، بلکه موجب دنیاگرایی و جنگ و مانند آن ها می شود تا تامین کننده پوشش های عاریتی تفاخری مناسب باشد.

به نظر می رسد که این سخنان و استدلال ها بر اساس فلسفه ظاهری مادی سامان یافته است؛ زیرا انسان را در سطح حیواناتی که دارای کرک و پشم و مو هستند، پایین کشیده و تنزل داده است؛ در حالی که انسان، بر اساس فلسفه الهی قرآن، در سطح حیوانی چون چارپایان نیست، تا همان قوانین و احکام را بر آن جاری و ساری کرد.

از نظر قرآن، انسان موجودی متاله و خدایی است؛ زیرا همه صفات الهی با دمیدن روح الهی(حجر، آیه ۲۹؛ ص، آیه ۷۲؛ سجده، آیه ۹) و تعلیم اسمای الهی(بقره، آیه ۳۱) در انسان سرشته شده است؛ در حالی که دیگر آفریده های الهی حتی فرشتگان و جنیان از چنین ماهیت و هویتی برخوردار نیستند.(بقره، آیات ۳۰ تا ۳۸)

از نظر قرآن، انشاء و ایجاد انسان به صورت خاص و ویژه انجام شده و با دیگر آفریده های تفاوتی ماهوی و ریشه ای دارد؛ زیرا ماهیتی انسانی به گونه ای است که از «احسن التقویم» تا «اسفل السافلین»(تین، آیات ۴ و ۵) را در بر می گیرد(حج، آیه ۵؛ مومنون، آیه ۱۴) و به سبب ویژگی های خاص خودش می تواند از «الهامات»(شمس، آیات ۷ و ۸) و نیز «وحی» الهی(شوری، آیه ۵۱) برخوردار باشد.

انسان بر خلاف دیگر آفریده ها به جز جنیان، دارای اراده و اختیار است و می تواند به اراده آزاد و اختیاری خویش، انتخاب های اصلی دوگانه حق و باطل، کفر و ایمان، کفران و شکر و نیز تقوا و فجور داشته باشد(ذاریات، آیه ۵۶؛ انسان، آیه ۳؛ شمس، آیات ۷ تا ۱۰) در حالی حتی فرشتگان مقرب الهی از چنین اراده آزادی و اختیاری سودی نمی برند، بلکه ساختار تکوینی و طبیعی آنان اجازه تخلف و عصیان نمی دهد؛ زیرا فاقد اراده اختیاری هم چون انسان و جنیان هستند.(نحل، آیات ۴۹ و ۵۰؛ تحریم، آیه ۶)

این اراده اختیاری موجب شده تا افزون بر قوانین تکوینی و سنت های طبیعی الهی، قوانین تشریعی برای دو آفریده جنی و انسی وضع شود که از آن به اسلام و شرایع آن یاد می شود.(آل عمران، آیات ۱۹ و ۸۵ ؛ شوری، آیه ۱۳ ؛ مائده، آیه ۴۸) پس انسان و جن بر خلاف دیگر آفریده ها از جمله حیوانات و جانوران، دارای قوانین تشریعی غیر از قوانین تکوینی و طبیعی هستند که می بایست بر اساس آن عمل کنند؛ زیرا در صورت تخلف و عصیان ورزی گرفتار عذاب های دنیوی و اخروی می شوند.(بقره، آیات ۳۰ تا ۳۸؛ ص، آیات ۷۲ تا ۷۷؛ الحاقه، آیات ۳۰ تا ۳۲)

از نظر قرآن، اگر انسان بر خلاف آموزه های وحیانی اسلام و شرایع آن عمل کند و گرفتار عصیان شود، از مقام اصلی خویش هبوط کرده و به درجات پایین مراتب تکوینی سقوط می کند و با آن که هویت انسانی حفظ می شود؛ زیرا تبدیل و تحویلی در سنت های الهی از جمله هویت های اصلی نیست(روم، آیه ۳۰) در درجه چارپایان و گیاهان و حتی جمادات در می آید.(انعام، آیه ۱۷۲؛ فرقان، آیه ۴۴؛ جن، آیه ۱۵)

از نظر قرآن کسانی که حقیقت خویش را با گناه و عصیان و فجور، دسیسه و دفن می کنند، از درجه انسانیت خویش سقوط کرده اند و در اسفل السافلین ماندگار می شوند که دوزخ نماد آن است. به سخن دیگر، آنان جنبه و وجه الهی را دفن و دسیسه کرده و به جنبه مادی و زمینی خویش را تقویت و تثبیت کرده اند. از همین روست که از آنان به «أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ» تعبیر می شود.(اعراف، آیه ۱۷۶)

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان همانند دیگر آفریده های الهی دارای پوششی مناسب در آغاز آفرینش بوده است؛ اما به سبب چشیدن میوه درخت ممنوع به دنبال وسوسه ابلیس، آن پوشش مناسب را از دست داده است و به جای آن پوشش ناچار می شود تا خود را با برگ درختان بپوشاند. خدا می فرماید: فَأَکَلَا مِنْهَا فَبَدَتْ لَهُمَا سَوْآتُهُمَا وَطَفِقَا یَخْصِفَانِ عَلَیْهِمَا مِنْ وَرَقِ الْجَنَّهِ وَعَصَى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَى؛ آنگاه از آن درخت ممنوع خوردند و برهنگى آنان برایشان نمایان شد و شروع کردند به چسبانیدن برگهاى بهشت بر خود و این گونه آدم به پروردگار خود عصیان ورزید و بیراهه رفت. (طه، آیه ۱۲۱)

باید توجه داشت که واژه «سَوْآتُهُمَا» تنها ناظر به عورتین نیست، بلکه همه بدن را شامل می شود؛ چنان که درباره جسد هابیل به عنوان « سَوْآت» یاد شده و خدا می فرماید: فَبَعَثَ اللَّهُ غُرَابًا یَبْحَثُ فِی الْأَرْضِ لِیُرِیَهُ کَیْفَ یُوَارِی سَوْءَهَ أَخِیهِ؛ پس خدا زاغى را برانگیخت که زمین را مى ‏کاوید تا به او نشان دهد چگونه جسد برادرش را پنهان کند.(مائده، آیه ۳۱)

بنابراین، پوست کنونی، پوشش طبیعی و تکوینی انسان نبوده است، بلکه به سبب عصیان انسان، پوشش اصلی خویش را از دست داده و انسان ناچار به استفاده از پوشش عاریتی و جایگزین می شود که نخستین پوشش از برگ های درختان فراهم می آید.

پوشاک های متنوع انسان

از نظر قرآن، انسان نیازمند پوشاکی مناسب غیر از پوست است؛ زیرا پوست انسانی پوشش مناسبی نیست و نمی تواند او را از اموری چون گرما و سرما و مانند آن ها حفظ کند، این در حالی است که پوشش طبیعی دیگر موجودات از جمله چارپایان آنها را از گرما و سرما و دیگر امور محافظت می کند.

انسان به عنوان یک موجود خردمند و عاقل نمی تواند همانند چارپایان عمل کند؛ زیرا اگر می خواست همانند آنها عمل کند می بایست از سازه های تمدنی دست بردارد و به جای خانه سازی به غار پناه برد و به جای کشت و زراعت و دامداری به شکار و گردآوری محصولات هم چون مورچگان ومانند آن ها رفتار کند؛ در حالی که انسان با عقل و خرد خویش به استعمار و آبادانی زمین همت گماشته(هود، آیه ۶۱) و با کشت و زراعت و دامداری و ساختمان سازی تحولات عمیق در محیط زیست و سبک زندگی خویش ایجاد کرده است.

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، انسان با بهره گیری از عقل و خرد خویش و دقت نظر در آفریده های هستی، از توانمندی ها و امکانات آنان برای مقاصد خویش بهره گرفته و می گیرد. این گونه است که از قدرت چارپایان برای جا به جایی اسباب و اثاثیه و از پشم و کرک و موی آنها برای اثاثیه منزل و نیز پوشاک خویش بهره می گیرد(نحل، آیه ۵)؛ زیرا «منافع» در آیه مى‌تواند اشاره به استفاده‌هایى از پشم در غیر گرما و نیز استفاده از شیر و پیه حیوانات باشد. (المیزان، ج‌۱۲، ص‌۲۱۱) گفتنى است منظور از انعام در آیه، شتر، گاو و گوسفند است. (مفردات، ص‌۸۱۵‌، «نعم») پس از نظر قرآن، پشم چهارپایان، ابزارى براى گرم کردن و محافظت بدن است؛ زیرا پوست بدن انسانی به تنهایی نمی تواند محافظ خوبی برای بدن باشد و نیازمند ابزاری است تا بتواند آن را محافظت کند.

خدا همین مطلب را در آیات دیگر از جمله آیه ۸۰ سوره نحل توضیح داده است و مثلا تهیّه اثاثیّه خانه را، یکى از انواع فواید پشم چهارپایان در زندگى انسان دانسته است.

از نظر قرآن، نیاز به لباس و پوشاک نیازی دایمی برای انسان است(نحل، آیات ۸۰ و ۸۱) و انسان نه تنها در دنیا، بلکه در آخرت و بهشت نیز به لباس و پوشاک مناسبی نیاز دارد. البته در دنیا پوشاک کارکردهای چندگانه ای دارد، در حالی که پوشاک در آخرت بیش تر جنبه تزیینی و آرایشی پیدا می کند. از همین روست که از لباس های حریری و ابریشمی و استبرق و مانند آن ها به عنوان «حلیه» و زینت سخن به میان آمده است.(فاطر، آیه ۳۳؛ کهف، آیه ۳۱؛ رحمن، آیه ۵۴ و آیات دیگر)

در این میان زنان نسبت به مردان گرایش بیش تری به جنبه «حلیه» پوشاک دارند؛ به این معنا که نظر آنان تنها به جنبه دفاعی و حفاظت و مانند آن ها نیست، بلکه به جنبه زینتی و آرایشی لباس و پوشاک نیز توجه دارند، از همین روست که در قرآن برای معرفی زن و لطافت وی، به جنبه گرایشی زن به زینت و حلیه توجه می دهد و می فرماید: أَوَمَنْ یُنَشَّأُ فِی الْحِلْیَهِ وَهُوَ فِی الْخِصَامِ غَیْرُ مُبِینٍ ؛ آیا کسى را شریک خدا مى کنند که در زر و زیور پرورش یافته و در هنگام مجادله بیانش غیر روشن است. (زخرف، آیه ۱۸) مراد از چنین کسی، زن است که برخی آن را شریک خدا قرار داده و برای خدا دخترانی فرض کرده اند که خلاف حقیقت است؛ چرا که گفته اند فرشتگان از جنس زن و از دختران و شریکان خدایند: وَجَعَلُوا الْمَلَائِکَهَ الَّذِینَ هُمْ عِبَادُ الرَّحْمَنِ إِنَاثًا.(همان، آیه ۱۹)

از نظر قرآن، انسان پوشش ها و پوشاک های متنوعی برای خود انتخاب می کند که با توجه به موقعیت ها و شرایط زیستی و دیگر نیازها تهیه می شود. این پوشاک ها از دریایی و غیر دریایی و جانوری و گیاهی را شامل می شود. البته برخی از این پوشش ها جنبه زینتی دارد؛ چنان که پوشاک های دریایی بیش تر این گونه است.(نحل، آیات ۵ و ۱۴ و ۸۰) خدا درباره پوشاک دریایی می فرماید: وَهُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِیًّا وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْیَهً تَلْبَسُونَهَا؛ و اوست کسى که دریا را مسخر گردانید تا از آن گوشت تازه بخورید و پیرایه‏ اى که آن را مى ‏پوشید از آن بیرون آورید.(نحل، آیه ۱۴؛ فاطر، آیه ۱۲) البته برخی از سنگ ها نیز برای زینت و پوشاک تزیینی مورد استفاده قرار می گیرد؛ چنان که سنگ های زرین و سیمین و مانند آن ها این گونه است.(رعد، آیه ۱۷؛ فاطر، آیه ۲۷)

کارکردهای پوشاک

از نظر قرآن، پوشاک هایی که انسان از آن استفاده می کند دارای کارکردهای متنوعی است که شامل موارد زیر است:

  1. حفاظت از گرما: برخی از پوشاک برای آن است که پوست انسان با گرما و نور شدید خورشید آسیب نبیند؛ زیرا پوست انسان بسیار ظریف و لطیف است و تحمل گرمای شدید را ندارد.(نحل، آیه ۸۱) اگر کسی بخواهد پوست را پوشش طبیعی و تکوینی انسان بداند، باید خود را برای بسیاری از بیماری های پوستی آماده کند. خدا می فرماید: وَاللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِمَّا خَلَقَ ظِلَالًا وَجَعَلَ لَکُمْ مِنَ الْجِبَالِ أَکْنَانًا وَجَعَلَ لَکُمْ سَرَابِیلَ تَقِیکُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِیلَ تَقِیکُمْ بَأْسَکُمْ کَذَلِکَ یُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکُمْ لَعَلَّکُمْ تُسْلِمُونَ؛ و خدا از آنچه آفریده به سود شما سایه ‏هایى فراهم آورده و از کوهها براى شما پناهگاه ‏هایى قرار داده و براى شما تن‏پوشهایى مقرر کرده که شما را از گرما و سرما حفظ مى ‏کند و تن‏پوشها و زره ‏هایى که شما را در جنگتان حمایت مى ‏نماید این گونه وى نعمتش را بر شما تمام مى‏ گرداند امید که شما به فرمانش گردن نهید. (نحل، آیه ۸۱)
  2. حفاظت از سرما: همان طوری که گرمای شدید به پوست انسان آسیب می رساند، سرمای شدید نیز به پوست آسیب می رساند. از همین رو، لازم است تا پوست بدن با پوشاکی پوشیده شود تا از آن حفاظت شود(نحل، آیه ۸۱)؛ زیرا در آیه، «تقیکم البرد» نیامده است و لزومى هم نداشت، چون هر آنچه انسان را از گرما باز مى‌دارد از سرما هم باز مى‌دارد، ولى ذکر گرما به سبب آن بود که مخاطبان آیه مردم جزیره‌العرب در گرما بودند و گرنه نیاز انسان براى رفع سرما بیشتر از گرما است، یعنى بیشترین فایده لباس رفع سرما است، نه گرما، و ذکر گرما بر سرما دلالت مى‌کند. (مجمع‌البیان، ج ۵ – ۶ ، ص ۴۸۹؛ الکشاف، ج ۲، ص ۶۲۵)
  3. حفاظت از سلاح: انسان ها گرفتار خشونت هایی هستند که بر خاسته از غضب و قوه دافعه است. گاه قوه جاذبه و شهوت انسان را وادار می کند تا برای کسب منافع بیش تر و جذب حداکثری منافع متعرض اموال و دارایی های دیگر شوند یا به مقاصد دیگر متعرض آنان شوند. در این موارد لازم است در برابر سلاح ها در میدان جنگ از لباس مناسبی برای حفاظت و دفاع از بدن بهره گرفته شود.(نحل، آیه ۸۱؛ انبیاء، آیه ۸۰)
  4. حفاظت از شرمگاه: بخشی از اعضای بدن نیازمند حفاظت خاص هستند؛ زیرا اعضای مهم تناسلی و بقای نسل است. حفاظت از این اعضا لازم و ضروری است که با پوشش های خاصی انجام می شود. خدا می فرماید: یَا بَنِی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَیْکُمْ لِبَاسًا یُوَارِی سَوْآتِکُمْ وَرِیشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِکَ خَیْرٌ ذَلِکَ مِنْ آیَاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ؛ اى فرزندان آدم در حقیقت ما براى شما لباسى فرو فرستادیم که عورتهاى شما را پوشیده مى دارد و براى شما زینتى است، ولى بهترین جامه ، لباس تقوا است. این از نشانه‏ هاى قدرت خداست. باشد که متذکر شوند. (اعراف، آیه ۲۶) از نظر قرآن، پوشش و پوشاک مناسب برای مرد و زن واجب و لازم است؛ اما با توجه به این که تمام بدن زن تحریک کننده است و موجب تحریک شهوانی مرد می شود، لازم است تا پوششی سرتاسری داشته باشند و این گونه خود را از اذیت و آزار مردان نامحرم در امان نگه دارند. خدا می فرماید: یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَنْ یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا ؛ اى پیامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهاى خود را بر خود فروتر گیرند این براى آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، به احتیاط نزدیکتر است و خدا آمرزنده مهربان است. (احزاب، آیه ۵۹)
  5. حفاظت از حریم های اخلاقی: انسان تنها موجود مادی محض نیست، بلکه موجودی متاله و خردمند است؛ از این روست که خود را نیازمند حفاظت از اموری می بیند که از نظر وی ارزشی است. حفاظت از ارزش ها و حریم های اخلاقی نیازمند پوشاک خاص است.(اعراف، آیه ۲۶) از نظر قرآن، پوشاک می تواند حریم حرمت ها را محافظت کند و زمینه ای برای تقوای الهی باشد.(همان) هر چند که تقوای الهی با مجموعه از عمل به واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات و گاه حتی مباحات تحقق می یابد، ولی در این مساله پوشاک مناسب نیز می تواند نقش به سزایی برای کسب چنین تقوایی باشد. از این روست که لباس ظاهری خود بستری برای لباس باطنی دانسته شده است. از نظر قرآن، همان طوری که ابلیس با ایجاد بستر مناسب عصیان، موجب هبوط انسان و از دست رفتن تقوای الهی شده است، هم چنین موجب از دست رفتن پوشاک و پوشش ظاهری انسان شده است(طه، آیه ۱۲۱) بنابراین، انسان می بایست مواظب باشد که دوباره در دام ابلیس گرفتار نشود؛ زیرا ابلیس حضرت آدم و حوا را از بهشت بیرون راند و لباس مناسب ایشان را از تن ایشان کند و بستری برای شقاوت و مشکلات او فراهم آورد(طه، آیات۱۱۹ تا ۱۲۱) هم چنین او ممکن است انسان را به شقاوت ابدی دچار سازد. از همین روست که خدا می فرماید: یَا بَنِی آدَمَ لَا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطَانُ کَمَا أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّهِ یَنْزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِیُرِیَهُمَا سَوْآتِهِمَا إِنَّهُ یَرَاکُمْ هُوَ وَقَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لَا تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاءَ لِلَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ ؛ اى فرزندان آدم زنهار تا شیطان شما را به فتنه نیندازد چنانکه پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند و لباسشان را از ایشان برکند تا عورتهایشان را بر آنان نمایان کند در حقیقت او و قبیله‏ اش شما را از آنجا که آنها را نمى ‏بینید مى ‏بینند ما شیاطین را دوستان کسانى قرار دادیم که ایمان نمى ‏آورند.(اعراف، آیه ۲۷) پس از نظر قرآن، فقدان پوشش و گرفتاری جوامع بشری به برهنگی خود نشانی از سلطه شیطان بر آن اجتماع است که باید خود را از آن نجات دهند تا از شقاوت دنیوی و ابدی اخروی در امان مانند.(همان)
  6. تزیین و زینت: از دیگر کارکردهایی که قرآن برای لباس بیان می کند، بهره گیری از جنبه های تزیینی و آرایشی آن است (اعراف، آیه ۲۶)؛ چرا که مقصود از «ریش» لباس زینت و جمال است. (مجمع‌البیان، ج ۳ – ۴، ص ۶۳۱ ) از نظر قرآن، برای هر مجلس و محفلی باید لباس و جامه مناسب تهیه کند. به عنوان نمونه برای نماز و حضور در مساجد باید لباس پاک و فاخری را فراهم آورد که مناسب حضور در پیشگاه خدا است: یَا بَنِی آدَمَ خُذُوا زِینَتَکُمْ عِنْدَ کُلِّ مَسْجِدٍ؛ ای فرزندان آدم جامه و زینت های خودتان را در هنگام حضور در مسجد به کار برید.(اعراف، آیه ۳۱) یعنی در این هنگام حضور در مساجد و نماز بهترین و برترین آرایه ها را به کار گیرد و بپوشید؛ زیرا خدا بهره گیری از زینت ها و طیبات را حرام نکرده است و انسان نمی بایست آن را بر خود حرام کند و از پوشیدن لباس و جامه و آرایه های زیبا خودداری کند.(اعراف، آیه ۳۲) از نظر قرآن آن چیزی که باید از آن اجتناب کرد همان کارهای زشت و فحشاء آشکار و نهانی است که موجب زشت کاری و زشت روی انسان می شود.(اعراف، آیه ۳۳)

لباس های معنوی و باطنی

چنان که گفته شد، انسان دارای تن و روان است. همان طوری که تن انسانی نیاز به لباس و پوشاک مناسب دارد، روان آدمی نیز این گونه است. از همین روست که خدا از بشر می خواهد تا برای روان خویش لباس و پوشاک مناسبی را فراهم آورند که ایشان را هم از غضب الهی محافظت کند و هم تزیین گر روان آدمی باشد.

با نگاهی به آموزه های وحیانی قرآن می توان دریافت که از نظر قرآن، هر چیزی مناسب و متناسب با خودش دارای لباس و پوشاکی است؛ چنان که شب لباسی است که برای آدمی مفید و سازنده است؛ زیرا در جایی می فرماید: وَجَعَلْنَا اللَّیْلَ لِبَاسًا(نبأ ، آیه ۱۰) و سپس در تبیین آن می فرماید : وَهُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ اللَّیْلَ لِبَاسًا؛ و آن خدایی است که برای شما شب را لباس قرار داده است.(فرقان، آیه ۴۷)

از نظر قرآن، گرسنگی و فقدان امنیت و وجود ترس، خود دو پوششی از پوشاک های بدبختی و شقاوت است؛ به سخن دیگر همان طوری که اموری پوشاک سعادت است که از جمله آن ها امنیت غذایی و امنیت جانی است، فقدان آن ها پوشاک بدبختی بشر است: وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْیَهً کَانَتْ آمِنَهً مُطْمَئِنَّهً یَأْتِیهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ کُلِّ مَکَانٍ فَکَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا کَانُوا یَصْنَعُونَ؛ و خدا شهرى را مثل زده است که امن و امان بود و روزیش از هر سو فراوان مى ‏رسید پس ساکنانش نعمتهاى خدا را ناسپاسى کردند و خدا هم به سزاى آنچه انجام مى‏ دادند طعم گرسنگى و هراس را به مردم آن چشانید. (نحل، آیه ۱۱۲)

پس از نظر قرآن، پوشاک مناسب انسان تنها پوشاک ظاهری و مادی نیست، بلکه پوشاک باطنی و معنوی است که امنیت غذایی و جانی و رهایی از گرسنگی و خوف از مهم ترین پوشاک های روان آدمی است. همان طوری که گرسنگی به تن فشار می آورد احساس قحطی و گرسنگی و ترس و خوف جانی ، نیز به روان آدمی فشار می آورد و انسان را گرفتار بدبختی و شقاوت می کند.

خدا به صراحت لباس تقوای الهی را برتر از لباس ظاهری می داند و می فرماید: وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِکَ خَیْرٌ ؛ لباس تقوای آن برتر و بهتر است.(اعراف، آیه ۲۶) زیرا لباس تقوا، پوشش ظاهری را نیز در بر می گیرد؛ در حالی که پوشش ظاهری این گونه نیست که تامین کننده تقوای باطنی باشد.

از نظر قرآن هر گونه حفظ عفت و حیا از سوی مردمان به معنای کسب تقوای روانی و باطنی است که اصالت داشته و خیر است. بر همین اساس، حفظ عفّت یکدیگر به ویژه از سوى زن و شوهر، به سان لباس بودن آن دو براى یکدیگر است. به این معنا که همسران باید به گونه ای عمل کنند تا نه تنها عیوب و زشتی ها یک دیگر را بپوشاند، بلکه موجب کمال یابی هر یک و تزیین آنان باشد.(بقره، آیات ۱۸۷؛ اعراف، آیه ۲۶)

از همین روست که خدا بر والدین فرض و واجب دانسته تا پوشش مناسبی را حتی در کنار فرزندان خویش داشته باشند و اگر بخواهند لباس ویژه بستر را بپوشند باید به دور از فرزندان بالغ باشند که مسایل جنسی را می فهمند و متاثر از پوشش والدین ممکن است گرفتار تحریک جنسی شوند.(نور، آیه ۵۸)

اگر انسان نخواهد خود را در لباس تقوا قرار دهد، باید خود را آماده لباس آتش کند که در قیامت به تن بی تقواها می کنند. خدا می فرماید که جامه‌هاى آتشین، کیفر کافران، در دوزخ (حج، آیه ۱۹) و لباس مجرمان در قیامت و دوزخ، از مس گداخته خواهد بود.(ابراهیم، آیات ۴۹ و ۵۰)

انسان باید همان طوری که به ظاهر و پاکی لباس ظاهری می رسد(مدثر، آیه ۴) باید لباس را به گونه ای انتخاب کند که شائبه تفاخر گرایی در آن نباشد. از همین روست که از لباس هایی که بر زمین کشیده می شود یا بلندای آن به گونه ای است که نوعی تفاخر از آن ظاهر می شود، باید پرهیز کرد؛ زیرا خدا می فرماید: وَثِیَابَکَ فَطَهِّرْ؛ و جامه خویش را تطهیر کنید(مدثر ، آیه ۴)؛ براساس روایتى از امام باقر (علیه السلام) مقصود از «فطهّر» کوتاه کردن لباس است.(تفسیر نورالثقلین، ج ۵، ص ۴۵۴، ح ۸)